مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

برزخ اضمحلال -2: ترور فخری زاده و جمهوری شکننده اسلامی

سالها پیش از به دست گرفتن زمام امور توسط دولت شیادان بنفش، از همان دوران دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد معلوم شده بود که نظام دیگر قادر به ورود به چالشی سنگین با رقبا و دشمنان منطقه ای و جهانی خود نخواهد بود. در داخل قلمرو حکومتی اش، نظام به ارتشی در حال محاصره تبدیل شده بود که در دل آن ستون پنجم نیرومندی شکل گرفته بود که بی محابا به طرف مقابل گرا می داد.

سوم:

می توانید تصور کنید که یک دانشمند هسته ای روس یا چینی یا حتی کره شمالی در مسکو و شانگهای و کره شمالی ترور شود؟ چنین تروری حتی در زمان حضیض یلتسینی در روسیه نیز واقع نشد. بسیاری از دانشمندان روسی البته به غرب مهاجرت کردند. اما از آنها که باقی ماندند کسی ترور نشد. و بسیار روشن است که چرا چنین نشد. نه از این رو که روسیه و چین و کره شمالی قدرتهائی اتمی اند. از اتمی شدن کره شمالی چند سالی بیشتر نمی گذرد. اما حتی پیش از اتمی شدن کره شمالی نیز چنین اتفاقی واقع نشد. مسأله اما این بود و هست که بهای دست زدن به چنین چیزی چنان سنگین خواهد بود که هیچ یک از دشمنان این کشورها چنین ریسکی را تقبل نکردند.

برای ایران اما ماجرا متفاوت است. در آنجا می شد و می شود دست به ترور دانشمندان هسته ای زد. نه از زمانی خیلی دور. نه از دورانی که ایران نسبت به امروز از قدرت نظامی به مراتب پائین تری برخوردار بود. بلکه دقیقا از زمانی که این قدرت نظامی و حتی توان هسته ای به طور چشمگیری افزایش یافت و در مقابل توان ایدئولوژیک نظام رو به افول گذاشت. ترورها از زمانی آغاز شد که شکاف غیر قابل ترمیم در درون نظام سر برآورد. دقیقا از مقطع پس از آغاز جنبش سبز و پس از اعلام رسمی عدم مشروعیت نظام در دل خود نظام. دقیقا از همان مقطعی که بورژوازی ترانس آتلانتیک وطنی پیاده نظام طبقه متوسطی خویش را به میدان فرستاد و در جدال بین جمهوری اسلامی و دول متخاصم با آن علناً در کنار این دول متخاصم قرار گرفت. سالها پیش از به دست گرفتن زمام امور توسط دولت شیادان بنفش، از همان دوران دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد معلوم شده بود که نظام دیگر قادر به ورود به چالشی سنگین با رقبا و دشمنان منطقه ای و جهانی خود نخواهد بود. در داخل قلمرو حکومتی اش، نظام به ارتشی در حال محاصره تبدیل شده بود که در دل آن ستون پنجم نیرومندی شکل گرفته بود که بی محابا به طرف مقابل گرا می داد. آنچه برای هستۀ سخت نظام باقی می ماند، شکل دادن به مقاومت در بیرون مرزها، در سوریه و عراق و سپس یمن بود. آن هم نخست با چراغ خاموش. تنها پس از تغییر توازن قوای جهانی در پس وقایع اوکراین و آغاز مقاومت علنی روسیه در برابر پیمان متجاوز ناتو و سپس ورود این کشور به میدان جنگ سوریه و پیروزیهای متعاقب آن بود که جمهوری اسلامی ایران نیز سیاست منطقه ای پنهانی خود را کنار گذاشته و به طور آشکاری به تبلیغ آن پرداخت تا بتواند از قبل آن در داخل نیز خود را تحکیم کند. ترور فخری زاده پایان این ارزش استفاده را یک بار دیگر به طور دردناکی به نمایش گذاشت. این پایان حتی پیش تر و با اصابت هواپیمای مسافربری اوکرائینی در پس واقعه حمله به عین الاسد نیز آشکار شده بود. واقعه ای که به همت بورژوازی ترانس آتلانتیک و پادوهای اپوزیسیونی اش یکباره هم تشییع جنازه های بی سابقه قاسم سلیمانی و هم حمله به عین الاسد را تحت الشعاع قرار داد.

به این توازن شکننده پس از تشکیل دولت بنفش بیشتر باید پرداخت. اما پیش از آن فقط نگاهی به چند واقعه کوچک دیگر در همین دو سه روز پس از ترور فخری زاده به خوبی گویای این واقعیت است که از این نظام نمی توان انتظار پاسخی درخور به این اعلام جنگ داشت. با هم مرور کنیم.

چهارم:

به این گزارش با عنوان "رشد دسته جمعی سهام" از دنیای اقتصاد، وال استریت ژورنال ایران، نگاه کنید:

"شاخص کل بورس تهران در معاملات دومین روز کاری هفته توانست با افزیش ۶/ ۲ درصدی وارد کانال ۴/ ۱ میلیون واحدی شود. در حالی دماسنج بازار سهام در همان دقایق ابتدایی شروع داد و ستد‌ها وارد کانال جدید شد که برخی از معامله‌گران تا نیمه نخست بازار اقدام به خروج از گردونه معاملاتی کردند. هر چند استراتژی سرمایه‌گذاری این دست از معامله‌گران به‌طور معمول همانند چند وقت اخیر کوتاه مدت و بر مبنای نوسان‌گیری پایه‌گذاری شده است اما عرضه‌کنندگان سهام با هدف پارک نقدینگی در حساب کاربری شرکت‌های کارگزاری یا خروج از فضای معاملاتی بورس با توجه به شرایط سایر بازار‌های مالی بستری امن برای سرمایه‌گذاری نخواهند یافت.

در حالی برآورد معاملات در جریان داد و ستد‌های بورس و فرابورس مثبت ارزیابی می‌شود که حقیقی‌‌های بازار بیشترین نقش را در خرید سهام طی روز یکشنبه به نام خود ثبت کردند به‌طوری که خالص ارزش تغییر مالکیت  سهام در ۹ آذر ۱۳۹۹ رقمی بالغ بر ۷۱۱ میلیارد تومان از حقوقی‌‌ها به سرمایه‌گذاران حقیقی بود و صنایعی از قبیل خودرو و ساخت قطعات،‌ محصولات شیمیایی و چند رشته‌ای صنعتی جزو ۳ صنعت نخستی بودند که مورد استقبال از سوی سهامداران قرار گرفتند. در فرآیند معاملاتی روز گذشته در حالی شاخص کل بیش از ۳۶ هزار واحد افزایش پیدا کرد که در نقطه مقابل این اتفاق شاهد رشد ۳/ ۲ درصدی شاخص کل هم وزن نیز بودیم.

هر چند برخی از اهالی بازار پس از ترور شهید محسن فخری زاده دانشمندان بزرگ هسته‌ای در انتظار ریزش قیمتی در کلیت صنایع و شرکت‌های بورسی بودند و غالبا این دست از سهامداران در صفوف فروش طی معاملات ۲ روز اخیر قرار گرفتند اما روند داد و ستد‌ها در بازار سهام از پر رنگ شدن فضای تحلیلی حکایت دارد. بررسی بازارهای مالی نشان می‌دهد که معامله‌گران وزن چندانی به ریسک سیستماتیک ندادند به‌طوری که در بازار ارز قیمت دلار رو به کاهش گذاشت و در میانه‌های کانال ۲۴ هزار تومانی نوسان پیدا کرد، طلا و سکه نیز وضعیت مشابهی را طی ۲ روز معاملاتی اخیر تجربه کردند.

دیروز در حالی صفوف خرید سهام لحظه به لحظه سنگین‌تر می‌شد که در بورس تهران شاهد اثر‌گذاری مثبت اغلب نماد‌های معاملاتی شاخص‌ساز در جهت‌دهی به نماگر اصلی بازار بودیم. وضعیت این روز‌های بازار که از ارزندگی سهام برخی شرکت‌ها حکایت دارد، هم‌زمان با بهبود وضعیت بازارهای جهانی و رشد کامودیتی‌ها به فرصتی مغتنم برای خرید از سوی سرمایه‌گذاران مبدل شده است. فرصتی که می‌تواند ۶۰ درصد از صنایع داخلی که مستقیما تحت تاثیر قیمت‌های جهانی و کالاهای اساسی قرار می‌گیرد را وارد روندی جدید و رو به رشد کند.

هر چند در موضوع سیاست خارجی رویکرد مشخصی وجود دارد و به اعتقاد برخی از کارشناسان به‌صورت مستقیم با آمریکا وارد جنگ نخواهیم شد، بررسی داد و ستد‌های بازار هم نشان از این مهم دارد که سهامداران سناریوی نظامی شدیدی را در این خصوص پیش‌بینی نکرد‌ند. با این حال این دست از صاحب‌نظران معتقدند پارامترهای اساسی و کلان اقتصادی در داخل از فراهم بودن بستری مناسب برای سرمایه‌گذاری در بورس حکایت دارد و همزمان با تغییر دولت در ایالات متحده آمریکا وضعیت برخی شرکت‌های بورسی مطلوب‌تر خواهد شد."

این تنها سه روز بعد از ترور فخری زاده است. سیگنال ها در بورس به خوبی دریافت شده اند. قرار نیست اتفاق عجیبی بیفتد. نه تنها قرار نیست جنگی در بگیرد، بلکه از قرار با بایدن روزهای روشنی نیز پیش روی سرمایه گذاران است.

اما حقیقتا چنین است؟ حال که روحانی و ظریف و جهانگیری اینچنین آماج حملات رسانه ای فارس نیوز و مشرق نیوز و شرکاء ارزشی قرار دارند آیا می توان به چنین چشم اندازهائی امیدوار بود. پس اعلام رهبر مبنی بر این که "عاملان و آمران را به مجازات برسانید" چه می شود؟

به گزارش دیگری نگاه کنیم از آن سوی صف، از سوی"مجلس انقلابی". گزارشی از روزنامه جوان، این ارگان نیمه رسمی "گام دوم انقلاب"، با عنوان "دوربین ها را خاموش و چراغ هسته ای را روشن کنید". گزارش به طرح "انقلابی" مجلس با عنوان "اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها" اختصاص دارد که پس از واقعه ترور فخری زاده با قید دو فوریت در دستور کار مجلس قرار گرفت. گزارش می گوید:

"حالا در مجلس طرحی با عنوان «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها» در دست است که فردا در صحن به بحث گذاشته می‌شود و قرار است مطابق با آن دولت به میزان ۱۲۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰ درصد در فردو تولید و ذخیره کند و دسترسی‌های نظارتی فراتر از پروتکل الحاقی را براساس برجام به پایان برساند. اگر اروپا تغییری در عمل به برجام نشان نداد، دولت اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند.

این طرح اگرچه یک گام روبه جلو برای عبور از «برجام منحوس» است، اما شاید بهتر باشد نمایندگان در فرصت باقی مانده، آن را به گونه‌ای تغییر دهند که جاسوسان هسته‌ای آژانس، دسترسی از طریق دوربین‌ها به مراکز هسته‌ای ایران نداشته باشند و نمایندگان نترسند که این اقدام چقدر در اصل برجام مجاز یا غیرمجاز است، زیرا ایران باید خیلی زودتر از این‌ها برجام را متعادل و متقابل با غرب اجرا می‌کرد نه یکطرفه و حتی بیشتر از مفاد برجام، چنان که اکنون هست!

از طرفی معلوم نیست وقتی مسئولان سازمان انرژی اتمی و دولت بار‌ها گفته‌اند که توانایی عملی بازگشت سریع به زمان قبل از برجام را دارند، چرا برای یک اقدام کوچک، دوماه فرصت به دولت داده شده است؟! آن هم درست زمانی که بایدن به سر کار می‌آید و شاید با یک نمایش مختصر بخواهد بهانه به دست دولت بدهد.

سه ماه زمان به اروپا نیز جای سؤال دارد! آیا این زمان برای نقشه کشیدن اروپا یا برای متنبه کردن آنهاست؟! اروپا زمان نمی‌خواهد، حتی یک روز. او اگر بخواهد عمل کند باید بلافاصله باشد نه در طول زمان.

از زمانی که دولت ترامپ در اردیبهشت ماه سال ۹۷ از برجام خارج شد، بحث بازگشت ظرفیت‌های هسته‌ای ایران برای مقابله با اقدامات تخریبی امریکا مطرح شد. از خرداد سال ۹۸ به تدریج در چندین مرحله تعهدات برجامی ایران کاهش یافت تا اینکه با شهادت سردار قاسم سلیمانی دستور برداشته شدن تمام مصوبات صادر شد.

با این حال، و در دور جدید اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی، مجلس قدم مهم دیگری برداشته و در پی تصویب قانون «طرح اقدام راهبردی لغو تحریم‌ها» است. این طرح پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا در مجلس با یک فوریت به تصویب رسید، اما پس از ترور شهید فخری زاده، نمایندگان در خانه ملت به دنبال تصویب و ابلاغ سریع‌تر آن رفتند که دیروز در اولین قدم دوفوریتی این طرح در جلسه علنی مجلس به تصویب رسید."

نیازی به ورود به بررسی طرح مجلس هست؟ تصور نمی کنم. مسأله روشن است. دولت قرار است موظف شود اجرای داوطلبانه دسترسی های فراتر از پروتکل الحاقی معاهده منع گسترش هسته ای را ظرف دو ماه متوقف کند. یعنی دسترسی هائی که هیچ کشوری در دنیا به آن تن نداده است و دقیقا دو ماهی که به روی کار آمدن بایدن باقی مانده است و کسی چه میداند، از این ستون به آن ستون فرجی است.

مضاف بر این در ماده 7 طرح "دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است پس از ۳ ماه از تصویب این قانون، گزارش دقیق اقدامات انجام شده از جانب طرف های برجامی در زمینه بازگشت به اجرای کامل تعهداتشان وفق برجام و رفع تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران را به مجلس شورای اسلامی ارائه کند. چنانچه تا آن تاریخ روابط بانکی ایران در اروپا و و میزان خرید نفت آنها از ایران به شرایط عادی و رضایت بخش بازنگشته باشد، دولت مکلف است اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف نماید."

و اینها البته صدای روزنامه جوان را هم درآورده است که به جناح رادیکالتر "گام دوم انقلاب" تعلق دارد. اما پرسش اصلی این است که حتی بدون این دو ماه و سه ماه و اما و اگر هم هیچ تضمینی برای اجرای چنین طرحهائی در صورت تبدیل به قانون هست؟ آن هم از سوی دولتی که از اساس اهل این حرفها نیست و در 7 سال و نیم زعامت خود نشان داده است که برای مجلس که هیچ، برای شخص رهبری هم تره خورد نمی کند؟ دولتی که به حکم همان رهبری هم استیضاح آن بی مورد است و هم اصولا مخالفت با آن حرام؟ روشن است که چنین تضمینی در کار نیست. نکته اما اینجاست که نه مجلس و نه روزنامه نگاران "انقلابی" جوان به هیچ راهکار دیگری که خارج از حوزه عملکرد دولت باشد هیچ اشاره ای نمی کنند.

اظهارات رئیس نظامی مجلس به خوبی محدوده عمل نظام را روشن می کند: "پیش از این گفته شده بود که تغییر برآورد دشمن از محاسبات و اقدامات ایران ضرورتی انکارناپذیر برای کاهش فشار‌ها بر مردم ایران است.

قالیباف خاطرنشان کرد: امروز بیش از گذشته این امر به اثبات رسیده است، اما برخی گفتگو‌ها و اظهارنظرها، چه قبل و چه بعد از ترور، حاکی از درک نکردن این نکته بدیهی است که از نظر دشمن بالا بردن دست نیاز به مذاکره حاوی این پیام اشتباه است که ایران عزیز خدای ناکرده ضعیف است و تصور دشمن از ایران ضعیف نتیجه‌ای جز فشار اقتصادی بیشتر و امنیت کمتر نخواهد بود."

رئیس مجلس می تواند نگران نباشد. بورس رو به رشد است و ارزش دلار هم به شکرانه چشم انداز همکاریهای سازنده آتی ظریف و دوست دیرینه اش بایدن در حال کاهش. کاهش فشاری بهتر از این؟

این پرسش اما به جا می ماند که چرا نه در مباحث مجلس و نه در انتقادات جوان سخنی از اقدامات نظامی نیست؟ هر چه باشد طبق قانون فرماندهی کل قوا در اختیار رهبری است و تصمیم به ورود به عملیات نظامی هم از نظر حقوقی در حیطۀ اختیارات وی قرار دارد. شاید بتوان پاسخ را در پرتال نور نیوز، نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، دریافت.

"جنگ یا انفعال، کدام یک پاسخ درست به اقدامات خصمانه دشمن است؟" این عنوان یادداشت نور نیوز است. خود عنوان نوشته باید به اندازه کافی گویا باشد. دوگانه کاذب "جنگ یا انفعال" از پیش پاسخ را در خود نهفته دارد. پاسخی که باید برای هر کسی روشن باشد. هیچکدام. اما اگر هیچکدام پاسخ نیستند، پس پاسخ چیست؟ در همان نتیجه گیری خلاصه مطلب این پاسخ بیان شده است: "لازمه انجام اقدامات مبتنی بر ایجاد بازدارندگی فعال، چیزی جز انسجام سیاسی و ملی و اعتماد به نهادهای مسئول نیست و فاصله گرفتن از آن به هر دلیل و بهانه و از سوی هر فرد یا جریانی موجب افزایش قدرت بازیگری دشمن و کاهش ظرفیت‌های قابل فعال‌سازی برای انجام اقدامات ضروری خواهد بود." خوب دقت کنید: انسجام سیاسی و ملی و اعتماد به نهادهای مسئول. اما کدام نهاد مسئول امور اجرائی را در دست دارد؟ دولت روحانی. حال روشن است که چرا ترور فخری زاده پاسخی درخور دریافت نخواهد کرد؟

آنچه نورنیوز خواستار آن است چیزی است دست نیافتنی. چنین انسجام سیاسی و ملی سالهاست که وجود ندارد و شکل هم نخواهد گرفت. آنچه از این گزاره باقی می ماند همان اعتماد به دولت روحانی است. اعتماد به وضعیت کنونی که معنائی جز امتداد وضعیت برزخی کنونی نخواهد داشت.

در یادداشت بعدی به عواقب امتداد این برزخ خواهیم پرداخت. همچنین امیدواریم بتوانیم به بررسی سیاست خاورمیانه ای آمریکا و این گزاره بپردازیم که چرا آمریکای ترامپ خواهان جنگی تازه در خاورمیانه نیست.

10 آذر 1399

30 نوامبر 2020

دیدگاه‌ها   

0 # Morad 1399-09-11 17:23
روشن است که برای قائل شدن مراتبی از شباهت بین چشم انداز کنونی و وضعیت دوره ی دوم احمدی نژاد,هم باید افول چشم انداز اصلاح طلبی را در نظر داشت و هم امکان ناپذیر بودن همزیستی دیپلماسی و قدرت نظامی را.انگار لحظه ی کنونی بدعتی را وارد پایان نه جنگ نه صلح میکند : پایانی به نفع قسمی مماشات طرفین.گویا سرشاخ شدن مجلس با دولت روی قضیه ی خروج از پروتکل الحاقی هم حرف مفت است.اما سوال این است که دقیقه ی ترور به چه تفاوت فاحشی قبل و بعد از ترور دامن زاده است و حاوی چه پیام جدیدی است؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهمن شفیق 1399-09-11 19:18
با تشکر. اجازه دهید به این بحث بعد از انتشار قسمت بعدی یادداشتها بپردازیم. شاید پاسخ به سؤال مد نظر شما در خود بحث باشد.
با احترام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر