مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

چگونه پیرمرد سیلیکون والی را بالای سر خود گذاشت!

نوشتۀ: آناتولی شیروکوبورودوف

حقوق متوسط یک کارگر آی تی در مینسک معادل 2000 دلار است. چهار برابر بیشتر از متوسط کشوری، در حالی که قیمتها در بلاروس به طور شاخصی پائین تر از به طور مثال مسکو هستند. این به نوعی توضیح میدهد که چرا یک پلیس با حقوق 400 دلاری روی سر یک استارتاپ بلاروس در خیابان فریاد می زند که "چقدر میگیری؟ چقدر بهت میدن؟ برات کافی نیست؟ تغییر میخوای؟ قحبه، این هم تغییرت".

یادداشت سردبیر:

در میان حجم عظیم ادبیات تولید شده درباره وقایع بلاروس، مقاله کوتاه حاضر از این مزیت بزرگ برخوردار است که هم از جدالهای ژئوپلیتیک و هم از تقابل ایدئولوژیک فرا رفته و بر متن تحولاتی طبقاتی به تبیین وقایع می پردازد. حقیقتا نیز آنچه در بلاروس می گذرد نه فقط عرصه دیگری از تعرض بلوک غربی به حوزۀ نفوذ روسیه ( و چین) است و نه با جدال بین لیبرالیسم و محافظه کاری به مثابه ایدئولوژیهائی متخاصم قابل توضیح است. وقایع بلاروس نیز پیش و بیش از هر چیز با عزیمت از مبانی طبقاتی تحولات است که قابل تبیینند. همچنان که جنبش سبز در ایران چنین بود و ارتجاع اپوزیسیونی در ونزوئلا نیز چنین است و پیش از آن در اوکرائین نیز چنین بود.

و از این نقطه نظر، تشابهات بین مخمصۀ کنونی رژیم لوکاشنکو و موقعیت دشوار دولت مادورو غیر قابل انکارند. خطوط مبارزه طبقاتی و شکلگیری یک بلوک نیرومند پروغربی در بلاروس اساسا همانند که در ونزوئلا و بولیوی و ایران دوران احمدی نژاد و حتی در برزیل دوران لولا و دیلما روسف بودند. در تمام این موارد بخشهائی از خرده بورژوازی با برخورداری از بیشترین حمایتهای دولتی رشد کردند تا سپس علیه همان دولتی به پاخیزند که تمام مکنت و موقعیت اجتماعی خویش را مدیون آن بودند.

مقاله کوتاه آناتولی شیروکوبورودوف البته تحلیلی همه جانبه نیست. اما علیرغم ایجاز، تصویری از بلاروس و حتی تا حدودی روسیه به دست می دهد که از تصاویر رایج در رسانه ها متفاوت است. تمام توضیحات بخش زیرنویس توسط ما اضافه شده اند.

چگونه پیرمرد سیلیکون والی را بالای سر خود گذاشت!

اقدام به براندازی آلکساندر لوکاشنکو پس از انتخابات اخیر در حقیقت شکست خورده است.

عزم اولیه برای بیرون انداختن پیرمرد که خود اسم آن را بلیتزکریگ [1] گذاشته بود کارآ واقع نشد به این دلیل که لوکاشنکو یانوکوویچ [2] نبود.

دومین نقشه مبنی بر به لرزه انداختن دستگاه دولتی زیر فقشار خیابان هم شکست خورد چون که لوکاشنکو ایوو مورالس نبود. پس از آن عقب نشینی و تجدید سازمان اپوزیسیون آغاز شد که در عمل معنایش شکست است.

اقدام به کودتا جنگی متشکل از مجموعه ای از نبردها نیست، بلکه یک قیام است و اینجا عقب نشینی غیر ممکن است به این دلیل که دشمن در درازمدت قویتر است. امتیاز اصلی اپوزیسیون، ناگهانی ضربه و بهمنی از حمایتهای توده ای است. اگر این حمایتها از نفس بیفتند، شکست خواهند خورد و یک قیام تبدیل به یک شورش می شود. امری که قدرتمندان دیر یا زود با آن کنار خواهند آمد.

اکنون اعتراضات به راهپیمائی هائی بی معنی تبدیل شده است. مثل جلیقه زردهای فرانسه. سازماندهندگان آشکارا روی نوعی از اقدامات تحریک آمیز و یک خیزش جدید حساب می کنند. اما این تقریبا مطمئن است که واقع نخواهد شد.

از یک دید عمومی تر تاریخی اقدام به استقرار یک دولت پروغربی در بلاروس از این نظر واقع گردید که تخته پرشی در جنگ با روسیه و چین، بزرگترین رقبای هژمون، ایجاد شود. هیچکس به یک بلاروس مستقل نیاز ندارد. نه اروپا، نه آمریکا و نه حتی فدراسیون روسیه.

رژیم لوکاشنکو احتمالا فقط از چین راضی باشد زیرا که از هر دو [قطب] غرب و شرق – که اساسا توسط روسیه نمایندگی می شود – مستقل است.

از منظر یک دیدگاه مشخص تاریخی پایه اجتماعی کودتا را شهروندان ناراضی کشور تشکیل می دادند، خسته از لوکاشنکو و پروپاگاندیزه شده توسط "ارزشهای غربی". آنها باور دارند که با کنار انداختن لوکاشنکو بلاروس نه به اوکراین دوم بلکه به نوعی "سویس هایتک" بدل می شود.

در آغاز لوکاشنکو گفت که بیکاره ها و جماعتی از مجرمین در حال اعتراضند. "کار پیدا نمی شود و عموی من تمام مدت در خیابانها است"؛ تلویزیون بلاروس با پخش بی وقفۀ چنین اظهاراتی داستان پشت داستان درباره مشارکت زندانیان سابق و انواع اوباش در اعتراضات تعریف می کرد. اما برای هر آدم عاقلی آشکار بود که ده ها هزار تظاهر کننده در مینسک نمی توانند از بیکاره ها و زندانی ها تشکیل شده باشند. ضمنا، به طور رسمی تنها 10 هزار بیکار در کل بلاروس به ثبت رسیده اند، عملا اما تعداد کسان جویای کار  به حدود 150 هزار نفر می رسد.

مدتی بعد و در مصاحبه با ژورنالیستهای روسی، لوکاشنکو موضع خود را به موضعی به مراتب روشن تر تغییر داد: "به نظر میرسد این یک انقلاب خرده بورژوائی است. ما اینجا بورژواها را داریم، ثروتمندان را داریم، متخصصین آی تی را داریم که خودم با دستهای خودم شرایطی را برایشان فراهم کرده بودم که هیچ کس دیگری بهتر از آن نمی توانست. این گروهبندیهای جدید زندگی خوبی دارند... در ویلاها زندگی می کنند ... و حالا قدرت را می خواهند".

اما لوکاشنکو از کدام شرایط صحبت می کند؟ او در اصل از باصطلاح پارک هایتک high-tech Park حرف میزند که خود او به مثابه بخشی از پروژه "دیجیتال کردن اقتصاد: ایجاد کرد. وقتی که صحبت از دیجیتال و هایتک در کشور ما به میان می آید ما عادت داریم به اسکولوکوف، یاتوفون و دیمیتری مدودوف [3] فکر کنیم و پوزخند بزنیم که نماد آرزوهای هایتک دولت روسیه هستند بدون هیچ دستاورد عاقلانه ای. اما آنطور که معلوم شد، پیرمرد مدودوف نیست.

کشور ما تنها پس از این کشف شوکه کننده آغاز کرد در عرصه هایتک به بلاروس توجه کند که موضوع سر فقط شیر و سیب زمینی و سیب نیست بلکه سر MAPS.ME، ماسکراد Masquerade، دنیای تانکها World of Tanks، ایپام EPAM و وایبر Viber است. تولیدات "کلخوزیسم پیرمرد" [4]. رمز موفقیت هم بسیار ساده بود: اراده سیاسی دیکتاتور بعلاوه معافیت کامل مالیاتی که با یک عوارض یک درصدی از درآمد جایگزین شد. به عنوان نتیجه، بلاروس از یک صادرات 2.3 میلیارد دلاری در خدمات کامپیوتری (4% تولید ناخالص داخلی) برخوردار است[5]. سیلیکون والی شرق اروپا که تقریبا یک سوم شرکتهای رنکینگ فورچون گلوبال 200 با آنها همکاری می کنند. و همه اینها هم فقط به اتکاء خودشان. تأئیدیه دیگری بر این که مردم ما استعداد دارند و نیروی خلاقانه آنان چنانچه درست سازماندهی شود، خستگی ناپذیر است.

همه اینها چیزهای قشنگی اند: بلاک چین، "تانچیکی"، وایبر. اما این پارک تکنولوژی چه چیزی به کشور می دهد؟ فهمش دشوار نیست که 1% عوارض از درآمد فقط یک پاپاسی است. مالیات بر حقوق ها و دستمزدها هم در پارک 2 تا 3 برابر کاهش یافتند و به عنوان نتیجه چیزی نصیب بودجه کشوری نمی شود. علاوه بر اینها پرداخت حقوق توی پاکت هم به وفور رایج است و بسیاری از کارکنان روی کارتهایشان از بانکهای لیتوانی پرداخت می شوند. درآمد از تکنوپارک در سال 2019 معادل 0.7 درصد بودجه بلاروس بود[6]. حجم عظیم سودی که از پارک به دست می آید به جیب بخش خصوصی – اغلب خارجی - می رود و سرمایه در بخشهای واقعی اقتصاد بلاروس به جریان نمی افتد. در بلاروس خبری از غولهای دولتی آی تی آنگونه که چینی ها ایجاد کرده اند، نیست. بیشتر، تکنوپارک هیچ تکنولوژی ای واقعا با ارزشی که برای تولید عمومی مفید باشد تولید نکرده است، همچنان که اسکولوکوف نیز.

صرفنظر از مزیت وجهه، تنها چیزی که نصیب بلاروس شد مشاغل بود. این مشاغل هم البته معلوم است که واقعا درست و حسابی اند. تکنوپارک برای 60 هزار نفر اشتغال فراهم کرده است. این تقریبا به اندازه جمع شاغلین BelAZ، MAZ، MTZ، Belaruskali و BMZ [7] است. در مقام مقایسه، اسکولوکوف تنها حدود 30 هزار شاغل دارد و سیلیکون والی حدود 380 هزار.

حقوق متوسط یک کارگر آی تی در مینسک معادل 2000 دلار است. چهار برابر بیشتر از متوسط کشوری، در حالی که قیمتها در بلاروس به طور شاخصی پائین تر از به طور مثال مسکو هستند. لوکاشنکو حقیقتا لایه نسبتا بزرگی از شاغلین خرده بورژواز با حقوقهای بالا خلق کرده است. این به نوعی توضیح میدهد که یک پلیس با حقوق 400 دلاری روی سر یک استارتاپ بلاروس در خیابان فریاد می زند که "چقدر میگیری؟ چقدر بهت میدن؟ برات کافی نیست؟ تغییر میخوای؟ قحبه، این هم تغییرت".

نفرت طبقاتی وارونه. چرا که معمولا گرسنه ها هستند که اعتراض می کنند و شکم سیرها که کتکشان می زنند.

تاریخ فروپاشی شوروی نشان می دهد که تکنیک باز ها [8]، آنهائی که در عرصه تخصصی شان خیلی باهوشند، در موضوعات عمومی، در درک جوهر واقعی مناسبات قدرت بسیار احمقند. اهالی شهرک آکادمگوردوک [9] خودشان حامیان پیگیر مناسبات بازار بودند و وقتی که که مناسبات بازار با جلال و جبروت وارد روسیه شد این آکادمیسین ها به طور انبوهی مجبور شدند روانه بازار مکاره شوند و جوراب بفروشند. با جوانهای تکنوپارک بلاروس هم سالها به همین منوال رفتار شد و به آنها این افسانه تلقین شد که اگر از شر "آخرین دیکتاتور اروپا" راحت شوند تمام کشور مثل سویس خواهد شد.

به هر رو، مقصر این وضعیت که جوانهای بخش آی تی علیه او جهت گرفته اند، خود لوکاشنکو است. به این دلیل که او با آنها کار نکرد. توجه او متمرکز بود بر کارگران، کشاورزان مزارع اشتراکی، معلمین و مهندسین.

علاوه بر این، رژیم لوکاشنکو هیچ برنامه معقولی برای انکشاف جامعه در درازمدت ندارد. این رژیمی است که فقط به منظور بقا شکل گرفت و هنوز پابرجاست، به منظور حفظ تکه پاره هائی از تولید شوروی و حداقلی از استاندارد زندگی در استقلال بین غرب و شرق بزرگ. بسیاری از متخصصین آی تی همین الآن هم می توانند ببینند که چه کسی پشت تلاش برای سرنگونی لوکاشنکو قرار دارد. آنها شروع به حدس زدن درباره نتایج آن کرده اند. اکنون هر دو، هم لوکاشنکو و متخصصین آی تی باید به طور جدی فکر کنند. پیش از هر چیز درباره چشم اندازهای استراتژیک توسعه جامعه بلاروس. این که کشور به کجا می رود و چگونه می توان این حرکت را سیستماتیک تر، هدفمند تر و متناسب تر با شرایط کرد.

آناتولی شیروکوبورودوف

ترجمه: تحریریه سایت

منبع:

https://colonelcassad.livejournal.com/6186767.html

زیرنویسهای مترجم:

[1] "پیرمرد" یا "پدر" اصطلاحی است که در بلاروس هنگام صحبت از لوکاشنکو به کار گرفته می شود.  blitzkrieg واژه آلمانی به معنای جنگ رعدآسا که در ادبیات انگلیسی هم به کار می رود.

[2] یانوکوویچ، رئیس جمهور اوکراین در سال 2014 که در مواجهه با کودتا فرار کرد.

[3] اسکولوکوف شهر دانشمندان در روسیه است که اکنون مرکز آی تی این کشور است. یاتوفون تلفن موبایل ساخت روسیه است که از توفیقی در بازار برخوردار نشده است. مدودوف نخست وزیر سابق روسیه و رهبر عملی فراکسیون ترانس آتلانتیک بورژوازی روسیه است.

[4] نویسنده به محصولات جهانی تولید بلاروس اشاره دارد. کلخوزیسم اشاره به پافشاری لوکاشنکو به حفظ مالکیت اشتراکی بنگاههای کشاورزی دارد که در اتحاد شوروی به نام کلخوز ها معروف بودند.

[5] تولید ناخالص داخلی بلاروس معادل 63.5 میلیارد دلار است.

[6] بودجه بلاروس در سال 2019 معادل 10 میلیارد دلار بود. سهم 0.7 درصدی تکنو پارک معادل 70 میلیون دلار.

[7] کارخانه های بزرگ تولید اتومبیل، تراکتور، فولاد و پتاس

[8] معادل فارسی دیگری برای techies در انگلیسی یا Technikfreaks در آلمانی نیافتیم.

[9] Akademgorodok یا شهرک آکادمیسین ها، شهری در ناحیه کووتسکی در روسیه.

دیدگاه‌ها   

0 # علی 1399-07-03 07:22
ممنون از مقاله تان اگر امکان دارد از فایل های صوتی بیشتر استفاده کنید واز بهمن شفیق می خواهم بیشتر مسایل را باز کند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر