مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

برلین در جنگ زیر زمینی علیه روسیه و چین ! ( قسمت دوم)

نوشتۀ: هانس رودیگر مینوو

این ارتباطات مخفیانه با شروع جنگ در شبه جزیرۀ کره تعمیق بیشتری یافتند. [قرار بر این بود که ] نیروهای ارتش چیانگ کای چک که برای شرکت در جنگ کره در این کشور حضور یافته بودند، بعد از پرتاب بمبهای اتمی علیه چین (با قدرتی دو برابربمب هیروشیما بنام مارک-4) بعنوان پیشقراولان تصرف چین وارد این کشور شوند.

برلین در جنگ زیر زمینی علیه روسیه و چین ! ( قسمت دوم)

در این جنگ زیر زمینی علیه روسیه وچین الزامات عینی اولویت پیشبرد جنگ را تعیین میکنند: روسیه در همسایگی قرار داشته و بمراتب نزدیک تر است، از لحاظ لجیستیکی نیز روسیه قابل تسلط پذیرتر به نظر میرسد؛ حداقل تا جائی که به تمرکز تکنیکی بخش غربی آن (استانداردهای جاده ها، راه آهن، خطوط هوائی) که در جوار آلمان قرار دارند، برمیگردد، روسیه در صورت استقرار دائمی ظرفیتهای تهدید نظامی در مرزهای نزدیک به مسکو، از لحاظ نظامی قابلیت کنترل بیشتری را دارد؛ و از لحاظ اقتصادی نیز قابلیت بهره برداری آن برای اقتصاد آلمان بسیار با صرفه تر خواهد بود اگر که مواد خام مورد نیاز از خاور دور و (در صورت لزوم) از طریق راه های دریائی با بهائی نازل بدست آیند. البته هر چه برلین به دورتر از مسکو دست درازی کند، زمینۀ دخالتگری مشکلتر میشود.

مرزهای جنوبی روسیه به منابع هنگفت زیرزمینی نفتی آسیائی مشرفند و در شرق دور در مسیر رودخانۀ اوسوری به چین ختم میشوند. کسی که بخواهد در آن مناطق فعال باشد احتیاج به ابزارها و واسطه های آسیائی دارد. موقعیت ممتازی که روسیه در تاریخ آلمان به خود اختصاص می دهد، در اینجا خصلت آسیائی بخود میگیرد. با اضافه شدن عنصر چینی الزام های عینی سیاست ورزی جهانی آلمان با هر دو روبرو می شود: توانائی گسترش نفوذ در حد امکان بدون محدودیت در بازارها و استفاده از قهر پنهان یا آشکار در صورت مواجهه با دفاع.

صادرات غیر قانونی اسلحه

در سالهای بین دو جنگ جهانی 1919-1939 حکومت "رایش" بیش از هر چیز مخفیانه اقدامات خود را به پیش می برد. جاسوسان آلمانی بطور همزمان فعالیتهای مخفیانه خود نزد هر دو طرف مورد علاقۀ سیاست آلمان در زمینۀ مداخلات بین المللی این کشور، یعنی روسیه و چین را ادامه میدادند و برای انجام وظایف خود نیز مدام بین مسکو و پکن در حال تردد بودند.

مامور امنیتی ماکس باوئر یکی از این افراد بود، که بعد از جنگ جهانی اول در هماهنگی کامل با محافل امنیتی دولتی  با راستترین جریانات فاشیستی در زمان جمهوری وایمار در کودتا مشارکت داشت. او بعنوان مامور عالیرتبه و در سطح فرماندهی که روابط تنگاتنگی مخفیانه ای با صنایع نظامی (بالاخص فعال در تولید گازهای شیمیائی و توپخانه) داشت و پس از آن با وظیفۀ دور زدن ممنوعیت صدور سلاح بعد از شکست در جنگ جهانی اول در خدمت جناح های مختلف صنایع  نظامی آلمان مشغول به کار شد. وی با موفقیت ابزار های نظامی را در اختیار مراکز تسلیحاتی ارتش شوروی قرار داده و همزمان با جنگ سالارهای (وار لرد) چینی نیز مناسبات داشت. فعالیت او در روسیه عمدتا معطوف به کاربرد سلاح های شیمیائی بود که دولت برلین نیز این فعالیتها را تحت پوشش قرار میداد. هر چند که این کار، نقض فاحش قوانین بین المللی با عواقبی مرگبار به شمار می رفت، صرف پیشبرد این سیاست وی را به ماموری با ارزش برای آلمان - یعنی رابطی موفق در آنسوی مرزهای مسکو- تبدیل کرد.

این جاسوس سلاح های شیمیائی همزمان به چین نیز رفت و آمد داشته و بعنوان مشاور کومین تانگ، یعنی راستترین جناح در گیر در جنگهای داخلی چین برای تسلط بر این کشور نیز خدمت میکرد. ماکس باوئر افسرانی آلمانی را از برلین بمنظور آموزش نیروهای نظامی چیان کای چک در تاکتیهای جنگی به چین آورد، و البته در جوار صدور (غیر قانونی) سلاح های آلمانی به این کشور.

پیمان اتحاد برای همیشه

فواید این فعالیتها چند گانه بودند: سلاح های آلمانی باعث میشدند، چین را که در نتیجۀ جنگهای داخلی وحدت ملی خود را از دست داده بود، بعنوان مستعمرۀ دائمی کشور تحت کنترل گرفته؛ و همزمان نیز با ادامۀ این جنگ داخلی از قِبَل فروش اسلحه نیز در کوتاه مدت برای آلمان کسب درآمد نماید. کومین تانگ هم این مخارج را با کمال میل با ارزهای رایش مارک آلمانی و دلار پرداخت میکرد: به حساب صنایع نظامی آلمان از قبیل "راین متال"، "یونکِر" و مسِر اشمیت".

ارتباط مستقیم کودتاچیان (فاشیست) آلمانی و محافل رهبری ناسیونالیستی کومین تانگ تحت رهبری ژنرال چیانگ کای چک بیشتر از آن نیز تعمیق یافت. وِگو کای چک پسر چیانگ کای چک در آکادمی جنگ نازیستها در مونیخ آموزش نظامی فرا گرفت و با عضویت در لشگر ضربتی کوهستانی پادگان گارمیش در اشغال نظامی اتریش نیز در کنار نیروهای فاشیست وارد جنگ شد. تصویری از وی او را در یونیفورم ارتش آلمان با مدال صلیب شکستۀ فاشیستی نشان میدهد. 

wego chiang

به این ترتیب بین برلین، ماموران فاشیست اش در خارج و کومین تانگ اتحادی ابدی بوجود آمد؛ چه از جنبۀ معنوی آن و چه از زاویۀ سیاسی.

تحت پوشش حمایتی طیف نظامیان امدادگر (جورج وِتسِل و هِرمان کریبِل) در مناطق تحت نفوذ کومین تانگ سایر شرکتهای آلمانی از قبیل زیمنس، آ-اِ-گِ ، میاگ، اتو وُلف، مرسدس بنز، ای گِ فاربِن (کارخانۀ محصولات شیمیائی) نیز صاحب پایگاه شدند. برای شرکت ای گِ فاربِن قبل از هر چیز تولید و انبار کردن گاز ممنوعۀ سمی خردل در چین از اولویت برخوردار بود. روابط اقتصادی [با آلمان] نیز مطابق همان نقشۀ قبلی تعقیب شد که روسیه از مدتها قبل در بند آن گرفتار بود: تکنولوژی برتر (ماشین آلات) در مقابل منابع خام با ارزش مثل آنتیمون و وولفرام.

چتر حفاظتی برای تبت

زمانی که دولت هیتلر ابعاد سیاست بین المللی راسیستی خود را گسترش کرد، کمبود شدید وجود عنصری معنوی در شرق آسیا را احساس کرد، عنصری که از یک سو تفهیم وارونه ای از منافع اقتصادی در نزد افکار عمومی در داخل ارائه داده و از سوی دیگر برای متحدان آسیائی آلمان قابل پذیرش بوده و شاید مهمتر از همه برای متحدین فاشیسم در سایر نقاط نیز پوشش و حقانیتی ژرمنی را نمایندگی کند. برای اینکار بار دیگر اسطوره اروپائی کهنه ای را زنده کردند: گفتمانی رایج شد مبنی بر اینکه، بر بام فلات مرتفع بین مغولستان و چین ملتی اصیل بسر میبرد که اکنون اخلاف غربی آن در آلمان با خون نژاد آریائی اس اس های نازی در حال نیرومند شدن است. با تبلیغاتی بسیار موفق فیلم مستند پروپاگاندیستی بمنظور زنده کردن این افسانۀ حماسی در سینماهای آلمان بنمایش گذاشته شد، که در آن متخصصی نژادشناسی آلمانی هنگام بررسی مطالعاتی پیکر آحاد این ملت دور افتاده نشان داده میشدند (اسم فیلم: راز پنهان تبت) . نزدیکی سرزمین تبت به آسمان به بهترین وجهی در خدمت ایجاد انزجار از قطب نژادی مقابل آن که از اعماق جهنم برآمده است قرار می گرفت.

سرنوشت محققین آلمانی که در فلات مرتفع تبت به اندازه گیری مردم شناسانه ابعاد جمجمه و پیکر مشغول بودند (برونو بگر) و پس از آن در جریان فرار از دست نیروهای ارتش انگلیس بعنوان مهمانان افتخاری خدا-پادشاه – دالائی لاما - نزد او پناه بردند؛ به وحشیانه ترین شکلی نشان می دهد که چگونه این ساختار نژادی به تخریب سایه های خویش وابسته است: وی پس از بازگشت از تبت به آلمان دستور داد تا از اهالی آسیای مرکزی و میانه افرادی را بعنوان موحودات تحقیقاتی به اردوگاه آشویتس آورند. در آنجا سر این افراد بریده شدند تا بعنوان قطعات نمونه "نژادی سازی" به کار گرفته شوند. 

مؤلفۀ نژادپرستانه سیاست بین المللی آلمان در چین برای خود وظیفه ای اخلاقی بعنوان "قدرت حامی تبت" را تعریف کرد. بسته به سطح روابط و نیازهای اقتصادی آلمان این کشور آماده بود (و در همکاری با کومین تانگ تجربه کافی نیز کسب کرده بود) که در صورت لزوم در سطح نظامی هم دخالت کند، حداقل به شکل جنگ زیر زمینی. 

واحد ذخیرۀ نا سیونال سوسیالیستی

برای تحقق این نقشه آلمان از ذخیرۀ کافی انسانی نیز برخوردار بود. در اردوگاه های اسرای جنگی "اِستالاگ" که در آنها سربازان ارتش دشمن نگه داری میشدند، هزاران زندانی ارتش شوروی از مناطق "آسیای سفلی" بسر میبردند: قزاقها، قرقیزها و تاجیکها. برونو بگر که بتازگی از اردوگاه آشویتس منتقل شده بود، با اتکا به تجاربش در تبت در اینجا به اندازه گیری گروه های مسلمان نیز دست زد که بنابر نظر او برای جنگ زیرزمینی مساعد بودند.  برخی از آنها (منجمله ترکمنها) خیانت کرده و برای واحدهای اِس اِس کارمیکردند، برخی دیگر نیز به ارتش ولاسوو تعلق داشتند، یک نیروی کمکی ضد شوروی که با پشتیبانی ارتش نازی تشکیل شده بود. این نیروهای ذخیره تحت فرماندهی راینهارد گِهلِن، سرلشکر ستاد فرماندهی مشترک نیروهای ناسیونال سوسیالیست و سازمان ویژۀ ضد اطلاعاتی تحت فرماندهی او، که بر علیه روسیه و چین فعال بود (واحدهای بیگانه در جبهۀ شرقی) قرار داشتند. هنگامی که جنگ به پایان می رسید، گِهلِن خدمات خود را به نیروهای ظفرمند آینده عرضه کرد و آمریکائیها با طیب خاطر آنرا پذیرفتند.    

ملاقات در مونیخ

ارتش اشغالگر آمریکا نیز مجموعه جاسوسان "اروپای شرقی" و "آسیای سفلی" را دقیقا در همان مکانی که زمانی وِگو پسر چیانگ کای چک بعنوان واحد ویژۀ کوهستانی تعلیم دیده بود، یعنی در پادگانهای نازیها در "میتِن والد"، گارمیش و زونتهوفن متمرکز نمود - هدایت آنها را نیز شخص گِهلِن بعهده داشت.

با بودجه ای میلیونی از جانب سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا (سیا)  و همچنین از صندوق صدارت عظمای آلمان غربی و در  در جمع تبهکاران آنتی سمیت و سایر راسیستهای دیگر از دوران نازیسم (فن منده، زرافیم)، گِهلِن شبکه ای از عوامل آلمانی و خارجی را سازماندهی کرد. 

در مونیخ تحت نام ("حمایت معنوی از فراریان مسلمان") امور مربوط به سازماندهی و عملیات ایذائی حاسوسان ترکمن تبار دنبال شد که تشکیلات سلف "سازمان اطلاعات و امنیت آلمان" با برگرفتن نام گهلن به عنوان "سازمان گِهلِن" در آنجا مستقر گردید. تجمع حاسوسان از "آسیای میانه" تحت پوشش برونو بگر در مونیخ و نزدیکی مرکز (فرماندهی-آموزشی) میتِن والد تحت فرماندهی گِهلِن این شهر را به محل تلاقی و هماهنگی سازمانهای اطلاعاتی غرب در جنگ زیر زمینی علیه روسیه و چین تبدیل کرد. با شروع برنامه ریزی برای تاسیس "رادیو آزاد اروپا" بعنوان ارگان پروپاگاند مروج خشونت سازمانِ سیا، با تمرکز فعالیت در آسیا، خصوصیات ویژۀ مونیخ این شهر را بعنوان مناسبترین محل تاسیس  این رادیو انتخاب کرد.   

بمب اتم بر سر چین

حتی کومین تانگ که پس از فرار چیانگ کای چک از سرزمین مادر چین به جزیرۀ تایوان در سال 1949 بعنوان "چین" تلقی می شد، با مونیخ در مراوده بود که از کانالهای ارتباطی گِهلِن عملی میشدند. گِهلِن اکنون بعنوان رابط وِگو پسر چیانگ کای چک نحصیل کردۀ آکادمی نظامی نازیها در مونیخ ، که اکنون در ارتش تازه تاسیس تایوان بعنوان یک صاحب منصب عالیرتبۀ نظامی فعالیت میکرد، شروع به استخدام افسران سابق ارتش هیتلری بعنوان مشاور برای خدمت در ارتش تازه تاسیس تایوان کرد. 

این ارتباطات مخفیانه با شروع جنگ در شبه جزیرۀ کره تعمیق بیشتری یافتند. [قرار بر این بود که ] نیروهای ارتش چیانگ کای چک که برای شرکت در جنگ کره در این کشور حضور یافته بودند، بعد از پرتاب بمبهای اتمی علیه چین (با قدرتی دو برابربمب هیروشیما بنام مارک-4) بعنوان پیشقراولان تصرف چین وارد این کشور شوند.

زمان پیش بینی شده برای پرتاب بمبها: 6 آپریل 1951

تعداد قربانیان پیش بینی شده: میلیونها نفر

   .  قسمت سوم بزودی منتشر میشود.

نوشتۀ هانس رودیگر مینوو سردبیر جرمن فارین پالیسی

18 سپتامبر 2020

ترجمه: سعید عطاپور

منبع:

https://www.german-foreign-policy.com/news/detail/8384/

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر