نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

پوتین و روسیه با بحرانی جدی در بلاروس روبه رو هستند (سه مطلب)

نوشتۀ: تحریریه سایت

جلوگیری از حضور ناظران انتخاباتی خارجی تا زمانی که آمریکا و آلمان به "ناظران انتخاباتی" اجازۀ فعالیت در کشورخود را نمیدهند، کاملا منطقی و درست است. ما به اندازۀ کافی دروغهای جنگ افروزانه از زبان این پروپاگاندیستها شنیده ایم؛  بهتر است که این افراد قبل از هر چیز به فکر پاک کردن لجنهای کشور خودشان باشند.

یادداشت سردبیر:

"فرماندهی به دفعات اطلاع رسانی کرد که خرابکاران خارجی در تدارک بر پا کردن آشوب هستند. اینها آمریکائی ها، لهستانی ها، کشورهای بالتیک و اوکرائینی ها هستند. روسیه هم یک رئیس جمهور قوی در بلاروس را نمی خواهد. آنها میخواهند به جای او آدم خودشان را بگذارند. الآن طوری شده که بلاروس مثل استخوانی در گلوی همسایگانش شده. آنها لوکاشنکو را دوست ندارند برای این که او اجازه ورود الیگارشهای غربی و روسی به کشور را نداد و بله، الیگارشهای محلی هم اجازه ندارند سرشان را بالا بیاورند. به همین دلیل است که همه آنها از او خوششان نمی آید و دارند آب را گل آلود می کنند."

"دیدید که روز دوشنبه چه کسانی آمدند و روبروی ما صف کشیدند؟ اینها بچه پولدارهای شهری هستند. بچه های پدر مادرهای پولدار که از زندگی مرفه حوصله اشان سر رفته. اینها جوانکهائی هستند که قطب نمای خودشان را از دست داده اند و اصلا نمی دانند چی میخواهند. اکثر همکاران من بچه های دهات هستند و یادشان هست که که پدر و مادرهایشان در دهه 90 [پس از فروپاشی شوروی] چه دوران سختی داشتند تا این که لوکا آمد و جلوی آن افتضاح را گرفت. الآن ما زندگی ثروتمندانه ای نداریم اما فقیر نیستیم. اما خیلی ها قدر این را نمی دانند."

اینها قسمتهائی از مصاحبه پرتال روسی استرانا با دو تن از نیروهای وزارت کشور بلاروس هستند که بلاگ مون آف آلاباما نقل کرده است. در جریان تظاهرات دوشنبه به پلیس دستور داده شد که واکنش شدید نشان ندهند. استرانا ادامه می دهد که پلیس از این دستورالعمل راضی نیست. آنها به خوبی برکوت را به خاطر دارند. برکوت نیروی ویژه وزارت کشور اوکرائین بود که در جریان کودتای لیبرال فاشیستی میدان در سال 2014 بنا بر دستورالعمل دولت یانوکوویچ از مقابله با خشونت تظاهرکنندگان خودداری کرد. تعداد زیادی از نیروهای برکوت با کوکتل مولوتف و گلوله و حتی به ضرب چوب و چماق به قتل رسیدند. استرانا می نویسد:

"هیچ کس نمی خواهد بلائی مثل برکوت در اوکرائین بر سرش بیاید. ما سرنوشت آن را به خاطر داریم. ما دستوری داریم و آن را اجرا میکنیم. همه آدمهای ما می دانند که اگر این بچه پولدارها و اربابانشان به قدرت برسند همه ما را از تیر چراغ برق آویزان خواهند کرد. ما را متهم به ضرب و شتم مردم می کنند. نیروهای ما مردم را نزدند، نظم را حفظ کردند. فرماندهانشان پیشاپیش به آنها گفتند که قاطع عمل کنند. ما کارمان را کردیم".

تا همین جا باید روشن باشد که آنچه در بلاروس می گذرد از تشابهات اساسی با وقایع کودتای اوکرائین برخوردار است. به همین نسبت نیز قضاوتهای رایج درباره تحولات بلاروس در امتداد همان دو جریان متخاصمی صورت می گیرند که در اوکرائین نیز در دو سوی نبرد قرار داشتند. لهستان و کشورهای بالتیک و اوکرائین، دست راستی ترین دولتهای اروپای شرقی، سگهای آمریکا، در رأس حمله به رژیم لوکاشنکو، اتحادیه اروپا به رهبری فرانسه و آلمان در رأس تلاشها برای اعطای مشروعیت حقوق بشری به این دست اندازی ها و روسیه در تلاش برای مقابله با دخالت دول غربی. و البته روشن است که در چپ ایران هم همین دو صف بندی در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. پادو های چپ حقوق بشری همراه با لیبرال فاشیستهای ایرانی بر علیه دیکتاتور مینسک و "امپریالیسم روسی" به صف شده اند و ستایشگران محور مقاومت و جهان چند قطبی هم در مقابل آنان. تکرار همان صف بندی که در وقایع اوکرائین و سوریه نیز شکل گرفته بود. اولی ها باز هم آشکارا در دفاع از ارتجاع هار بازار آزادی و دومی ها باز هم از ترس اولی ها در ورطه دفاع از سرمایه داری کمتر متجاوز و کمتر هار.

پرسش تعیین کننده در بلاروس نیز همان است که در اوکرائین و سوریه نیز بود و در ونزوئلا نیز به درجات معینی همان است: کدام نشانه ها از انکشاف مبارزه طبقاتی و فرا رفتن آن از چهارچوب جهانی مسلط بر منازعات به چشم می خورند و چگونه می توان از دل این منازعات به رویش نیروئی یاری رساند که امکان ایجاد چرخشی تعیین کننده در مناسبات اجتماعی را در خود دارد؟ در وقایع اوکراین، در شرق اوکراین، در دنباس، بود که نشانه های چشمگیر ظهور چنین نیروهائی برای فرا تر رفتن از چهارچوب جهانی مسلط بر منازعات در هیأت نیروهائی مثل گردان شبح ظاهر شد. در سوریه چنین امکانی هیچگاه از سطح یک امکان بالقوه فراتر نرفت و در ونزوئلا عناصر چنین تحولی را در کمونها و تشکلهای پایه ای رادیکال جنبش بولیواری می توان سراغ گرفت. در بلاروس وضعیت چگونه است؟

برخلاف اوکرائین که جابجائی قدرت در آن از دولت یانوکوویچ به دولت کودتا اساسا به منزله تغییری در سازمان اجتماعی تولید، مناسبات مالکیت و الگوهای توزیع ثروت در جامعه نبود و تحولات بعدی تنها در جهت تشدید نابرابری های پیشین صورت می پذیرفت، در بلاروس اما وضعیت کاملا متفاوت است. سقوط رژیم لوکاشنکو به معنای سقوط نظم اجتماعی ای خواهد بود که از میان تمام دول باقی مانده از اتحاد جماهیر شوروی به بیشترین میزان میراث آن جمهوری را حفظ کرده است. و برخلاف ونزوئلا که در آن همه عناصر سوسیالیستی موجود در حیات اجتماعی، از کمونها تا کارخانه های خودگردان، اساسا نتیجه خیرشهای طبقات محروم جامعه اند، در بلاروس این اقتدار دولتی بود که مانع از فروپاشی کامل دستاوردهای اتحاد جماهیر شوروی و حفظ بقایای نیرومندی از ساختار اجتماعی دوران پیش از فروپاشی بلوک شرق گردید.

در این تردیدی نباید باشد که در وقایع بلاروس نیز لیبرال فاشیسم کارچاق کن دول دمکراتیک غربی و سگهای منطقه ای آنان، خطرناکترین مؤلفه در تحولات اجتماعی را شکل می دهد و مقابله با آن در رأس وظایف کمونیستها قرار می گیرد. با این حال کار کمونیستی در این نقطه به پایان نمی رسد. تازه از این نقطه به بعد است که مصاف نقد کمونیستی به معنای دقیق کلمه آغاز می شود.

و مثل همه موارد دیگر، شناخت واقعیتهای میدانی و آرایش نیروهای متخاصم، بخش غیر قابل اجتنابی از این روند را شکل می دهد. سه مقاله زیر در این جهت گردآوری شده اند. دو مقاله اول از پرتال The Saker برگرفته شده اند. دو مقاله ای که آشکارا خواستار پیوستن بلاروس به روسیه به عنوان راه حل نهائی بحران کنونی اند. با این همه هر دو مقاله حاوی اطلاعات قابل توجهی در مورد ساختار سیاسی دولت در بلاروس و نقش شخص لوکاشنکو و همچنین جزئیاتی از برخی توطئه های منجر به وقایع کنونی در بلاروس هستند. مطلب سوم مطلبی است که از سوی تشکل "مادران علیه جنگ" برلین-براندنبورگ در آلمان منتشر شده است و حاوی اطلاعات ارزنده ای در زمینه سطح زندگی در بلاروس است. استناد به فقط یک فقره از همین اطلاعات، یعنی درصد بیکاری کمتر از نیم درصد، کافی است تا هر پفیوز بازار آزادی ایرانی خفقان بگیرد و دهان به انتقاد از "دیکتاتور مینسک" باز نکند.

پوتین و روسیه با بحرانی جدی در بلاروس روبه رو هستند

دهم اوت 2020، از سایت thesaker.is

ترجمه و تلخیص تحریریه سایت

بلاروس، تماما به صورت مصنوعی ساخته شده است؛ حتی مصنوعی تر از اوکراین. حداقل در اوکراین، گالیسیایی (غرب گرایانی) وجود داشتند که به هیچ عنوان روس نبودند (اگر مایلید، اسمشان را بگذارید "اوکراینی های اصیل"!)، همان هایی که نفرتشان از روسیه و هرآنچه روسی بود، همان قدر هار و خشمگینانه بود که نفرت اینتِراهاموه ی اوگاندا (شبه نظامیان جمهوری دموکراتیک کنگو و اوگاندا). چنین تشبیهی در مورد بلاروس وجود ندارد.

لوکاشِنکو همان قدر به روس ها مایل بود که یانوکوویچ. این نکته اساسی است. لوکاشنکو همواره هوادار خودش بود، نه روسیه. هم غرب و هم لوکاشنکو مایلند بگویند که بلاروس تنها متحد واقعیِ روسیه است. این اشتباه است. از نظر فنی، روسیه و بلاروس "ایالات متحده ی فراملی" هستند. هرچند که لوکاشنکو بارها و بارها از هویت تاریخی [ِ مشترک] بین روسیه و بلاروس استفاده کرده که از روسیه تقاضای کمک کند. و تا همین اواخر، روسیه مشغول کمک رسانی به آن بود.

به عنوان یک کشور، بلاروس یک دولت پلیسیِ تقریبا تمام و کمال است، با کا گِ بِ (بله درست خواندید، این اسم را در بلاروس حفظ کرده اند) ای بسیار کارکشته که هر چیز و هرکس را تحت نظر دارد.

کرملین همیشه قصد جلو بردن اتحاد با بلاروس را داشت، اما این روند به علت مشکلات رایج و حتی بحران ها، بین مسکو و مینسک، هیچ وقت کامل نشد. روسیه، حجم وسیعی پول داخل جامعه ی بلاروس ریخته که از در هم شکستن نجاتش دهد.

و سر آخر، بلاروس کشوری حقیقتا فقیر و با منابع اندک است. البته برای روسیه، بلاروس متحدِ نظامی پر اهمیتی است که در طرح های دفاعی روسیه نقشی حیاتی ایفا می کند. اگر ایالات متحده آمریکا و در در دست گرفتن کنترل بلاروس موفق شوند، خطری بزرگ و راهبردی امنیتِ روسیه را تهدید خواهد کرد.

نویسنده اشاره می کند که چنین مطرح شده است که "صدها" مرد [ِ احتمالا روسی] با اهداف شوم به بلاروس فرستاده شده اند، مردانی که بناست "میدان" ی جدید در بلاروس برپا کنند و بلاروس را به آشوب بکشند. مقامات بلاروسی هرگز نگفته اند ماجرا از چه قرار بوده اما  به یک روایت [ِ بی اساس]، این افراد، گروهی از محافظان امنیتیِ روسی بوده اند که برای کار در کشورهای مختلف (سودان و ونزوئلا) توسط یک شرکت بلاروسی استخدام شده بودند. توقفِ آنها در مینسک و انتظارشان برای هواپیما طولانی می شود و کا گِ بِ بلاروس، به دلیل مشکوک شدن به آنها، دستگیرشان میکند.

اما ماجرا به نظر می رسد که چنین بوده:

سرویس امنیتی اوکراین SBU (که بی اجازه ی عمو سام آب هم نمی خورد) در یک عملیات پیچیده ی پنهانی، قصد داشته که بلاروس و روسیه را به درگیری باهم بکشاند. تمام این عملیات، شامل استخدام این افراد، خریدن بلیط های هواپیما و … تماما از اوکراین هدایت شده است. عملیاتی که به خوبی انجام نشده و در عرض کمتر از 24 ساعت توسط سرویس های ویژه ی روسی کشف و به رسانه ها اعلام می شود. خلاصه ی ماجرا: اوکراینی ها وانمود می کنند که یک شرکت تامین محافظ هستند که به دنبال افرادی با سابقه ی تایید شده ی جنگی هستند، به خصوص آنهایی که در دُنباس علیه نیروهای نازی-اوکراینی جنگیده اند. پس از استخدام این افراد برای وظایف خیلی معمولی ای که یک محافظ انجام می دهد، آنها را با پرواز به مینسک می آورند، که همانجا از پروازِ بعدی خود جا می مانند. در این لحظه،  به نظر می رسد که سرویس امنیتی اوکراین با کا گ ب بلاروس تماس گرفته تا به آنها نسبت به "مُزدوران" روسی که به قصد کشتن لوکاشنکو ، یا حداقل پایین کشیدن او از قدرت، از روسیه فرستاده شده اند، هشدار دهد.

مشخص است که اوکراین چرا مشخصا مبارزانِ روسی در دنباس را می خواسته؛ هدف این بوده که بعد از این ماجرا، از بلاروس بخواهد که آنها را به کیِف اوکراین منتقل کنند. چنین درخواستی در مورد بسیاری از افرادِ آن گروه فورا صورت گرفته است.

حالا می رسیم به جایی که بلاروسی ها و لوکاشنکو واقعا شروع به کارهای عجیب و غریب می کنند:

به جای خواستن توضیح از پوتین، و یا پرسیدن از جزئیات از رئیس کا گِ بِ بلاروس، کا گ ب چنین "دستگیری"ِ مسخره ای را ترتیب می دهد، در حالی که محافظین روسیِ از پرواز جا مانده، در هتل هایشان، بی خبر از همه جا، خوابیده بودند. سپس، به جای همکاری با روس ها، یک ژورنالیست نفرت انگیز اوکراینی (که با افتخار مدعی است که عامل سرویس امنیتی اوکراین  است) به نام دیمیتری گوردون، با لوکاشنکو مصاحبه ای طولانی انجام می دهد.

اما کار از این هم بدتر میشود:

لوکاشنکو ازاین فرصت استفاده کرده و علیه روسیه یاوه گویی می کند. حتی تا آنجا پیش می رود که پیشنهاد ِ تسلیم کردن آن افراد به اوکراین را می دهد. با این حساب فورا مشخص شد که لوکاشنکو در روزهای پیش از انتخابات مشغول بازی کثیفی بوده است. سه دلیل می تواند این رفتار عجیب را توضیح دهد:

1- به همان سرعت که درآمدِ واقعیِ بلاروسی ها رو به کاهش است، محبوبیت لوکاشنکو  نیز همین حال و روز را دارد.

2- ایالات متحده به وضوح درگیر عملیاتِ روانی و راهبردی بزرگ  برای در دست گرفتن کنترل بلاروس است.

3- دولت بلاروس، در وضع فعلی، ماندنی نیست و البته هرگز چنین نبوده است.

باید توجه داشت که مساله در انتخابات بلاروس چنین نیست که لوکاشنکو می برد یا می بازد؛ موضوع مهم این است که چگونه برنده می شود. بی تردید اکثر بلاروسی ها از لوکاشنکو حمایت می کنند. انتخابات اخیر کمترین نتیجه ی قابل قبول را، یعنی 80 درصد، برای لوکاشنکو داشت. این بار البته اعتراضات گسترده تر از انتخابات قبل بودند و به شهرهای دیگر نیز کشیده شده اند. پس در حالی که لوکاشنکو هرگز تحت این خطر نبوده که انتخابات را ببازد، همیشه حواسش به امکانِ اعتراضی مانند "میدان" بوده است.

در پی ملاقات لوکاشنکو با پُمپئو، بناست ایالات متحده سفارت (بسیار بزرگی) در مینسک بازگشایی کند. سالهاست که آمریکا هرچه دلش خواسته به بلاروس گفته؛ اما حالا همه جا نشان از لبخند و دوستی است. و چه کسی بناست مسئول این سفارت شود؟ جفری گیاک  Jeffrey Giauque، یکی از پرسابقه ترین و خطرناک ترین مقامات آمریکایی، با یدی طولا در ماموریت های پی در پیِ ناآرام سازی (طبق معرفی خود او، او سالها در کرواسی و صربستان کار کرده و همچنین به عنوان دیپلمات نماینده ی آمریکا در اروپای مرکزی بوده است).

اگر تصور کنیم که  کا گ بِ بلاروس تا این حد پذیرای نفوذی ها بوده است، این خبری بسیار بد برای لوکاشنکو است که ممکن است در همان وضعیتی قرار بگیرد که نیکلای چائوشسکو قرار گرفت [دبیر کل حزب کمونیست و رهبر جمهوری سوسیالیستی رومانی از 1965 تا 1989]. این سرویس امنیتی خود چائوشسکو بود که به او خیانت کرد. (باید خاطرنشان کرد که تا پیش از جنگ در سوریه و اجبار به انتخابِ جبهه، تعداد بسیاری از عاملِ آمریکایی/اسرائیلی در مقامات بسیار بالا دور و بر بشار اسد بودند).

نویسنده در ادامه توضیح می دهد که چطور بلاروس یک ساخته ی مصنوعی است، حتی مصنوعی تر از اوکراین. این کشور به تنهایی توان سرپا ماندن ندارد. همچنین، نمی تواند تا ابد به کمک روسیه اتکا کند. با وجود اینکه نگاه کردن به ریشه های ناسیونالیسم اوکراینی مهم و جالب توجه است، چنین کاری در مورد بلاروس کاملا بیهوده است؛ از آن رو که ناسیونالیسم بلاروسی چیزی است تماما نا-تاریخی  a-historical و ساختگی، چیزی که خارج از تعصبات ایدئولوژیک غربی هیچ پایه و اساسی ندارد.

"در حالی که رژیم مارکسیست و عموما-هراسان-از-روسِ شوروی در پی به ظهور رساندن ناسیونالیسم های محلی بود (حتی ناسیونالیسم هایی که سابقا اصلا وجود نداشت)، ناسیونالیسم بلاروسی هرگز آنچنان مورد توجه قرار نگرفت. چرا که تفاوت بین یک روسی و یک بلاروسی به نسبت تفاوت میان خود روسهایی که در جامعه ای چند-قومیتی و گوناگون زندگی می کنند، بسیار اندک است. از نقطه نظر نومنکلاتورای حزب و متصدیانِ غربی آن، جدا نشدن بلاروس از روسیه (در حالی که کشورهایی مانند اوکراین و قزاقستان اعلام استقلال کردند) امری غیر ممکن بود، پس نیاز بود تا به شکلی غریب از کوتاه آمدن دست بیابند که خیال مردم روسیه و بلاروس راحت شود. برخی از توافق ها حاصل شد، و برخی دیگر هرگز نشد (به خصوص توافق مربوط به انرژی) و در نهایت دولتی کوچک با ده میلیون جمعیت برساخته شد. رهبر این دولت کوچک هم اظهار کرده که سیاست خارجی ای "چند-وجهی" اتخاذ خواهد کرد که من این چنین خلاصه اش کرده ام: پمپاژ کردن پول از روسیه تا حد ممکن، و همزمان در پی کسبِ حمایت امپراطوریِ آنگلو-صهیونیست بودن. "

نویسنده در حاشیه اشاره می کند که عدم محبوبیت لوکاشنکو در غرب ، که "آخرین دیکتاتور اروپا" نامیده می شود، بیشتر از اینکه تقصیر خودش باشد تقصیر غرب است؛ لوکاشنکو بارها تلاش کرده بود تا حمایت آنها را (بخوانید "پول") به دست بیاورد. حالا پمپئو و شرکاء آشکارا قصد کرده اند که این "حرامزاده" ی آنها، "حرامزاده" ی خودشان شود. او یادآوری می کند که لوکاشنکو در کتاب های درسی نمونه ی اعلای "حرامزاده ی آنها" ، یعنی روسیه، نزد غربی ها بود. حالا این حرامزاده تبدیل به دِینی شده که روسیه باید ادا کند.

به روزرسانی از اوضاع بلاروس

دوازدهم آگوست 2020، از سایت thesaker.is

ترجمه تحریریه سایت

تا این لحظه، دو اتفاق مهم رخ داده است:

1- لوکاشنکو (مجددا) متوجه شده است که غرب او را زنده نمی خواهد. او دیگر فهمیده است که سرویس امنیتی اوکراین و عواملی داخل کا گِ بِ بلاروس او را فریب داده اند.

2- نیروهای امنیتی بلاروس و  (پلیس ضدشورش و کا گِ بِ)بی رحمانه، مخالفین را در هم کوبیده اند و به نظر می رسد اوضاع دیگر تحت کنترلشان باشد. 

لحن لوکاشنکو نیز دیگر عوض شده و با ستایش از پوتین و روسیه، امیدوار است که کرملین آنچه پیش آمد را فراموش کند (نویسنده باور دارد که کرملین فراموش نخواهد کرد).

به توضیح نویسنده، با وجود اینکه تعدادی از مردم صادقانه و صلح جویانه قصد اعتراض داشتند، تعدادی مجرم که  با ماشین از روی پلیس بلاروس رد شدند، حداقل یک پلیس را به ضرب گلوله کشتند و حتی در یک مورد ده هزار دلار آمریکا همراه شخص بوده ،برای ایجاد آشوب استخدام شده بودند. بسیاری از این افراد سوابق متعدد مجرمانه دارند که برای مقامات بلاروس شناخته شده است. و البته برخی خالکوبی هایی همانند نازی های اوکراینی بر بدن داشتند. پلیس ضد شورش هم در مقابل تلافی کرده و این وسط، مردمی که هیچ کار غیر قانونی ای نکرده بودند نیز سرکوب شدند. تا اینجا به نظر می رسد که اوضاع تحت کنترل کا گِ بِ بلاروس است و بسیاری از براندازانِ دستگیر شده، توسط اوکراین و لهستان هدایت شده اند.

خلاصه ی نظر نویسنده در مورد آینده ی حوادث چنین است:

1- نقشه ی به جان هم انداختن روسیه و بلاروس، به لطف سرویس امنیتی فدرال روسیه، شکست خورده است. اما نقشه ی از قدرت به زیر کشیدنِ لوکاشنکو همچنان به پیش می رود و احتمالا موفق نیز خواهند شد. یک دلیل این است که مردم به شدت عصبانی اند؛ دوم، اقتصاد بلاروس آسیب دیده است و روسیه نمی تواند بلاروس را تا ابد بر دوش خود حمل کند. سوم، لوکاشنکو مدت زیادی است که در قدرت است و در تمام این مدت سعی کرده بین دو صندلی بنشیند. این وضعیت باید عوض شود و عوض خواهد شد. باید پرسید، وضعیت جدید به نسبت فعلی بهتر خواهد شد یا بدتر؟

2- لوکاشنکو باید تحریم های تلافی جویانه علیه ایالات متحده آمریکا و اروپا اتخاذ کند. بلاروس در وضع فعلی هیچ اهرم اقتصادی ای در دست ندارد که علیه غرب اعمال کند؛ اما می تواند و بهتر است اندازه ی ماموریت های دیپلماتیک، سفارت ها، کنسول گری ها و … که متعلق به ایالات متحده آمریکا، اوکراین و لهستان است محدود کند. نقش این کشورها در حوادث اخیر به صورت 100% روشن شده که در آینده نیز بلاروس را (که فعلا در قیاس بهشت است) دچار سرنوشتِ اوکراین کنند.

3- از آنجایی که امپراطوری آنگلو-صهیونیست دیگر نیازی ندارد تظاهر کند که لوکاشنکو را دوست دارد (نقشه ی قبلی شکست خورده است)، پس می توانند کاری را بکنند که در آن بسیار ماهرند: تحریک به خشونت بیشتر، مجبور کردن دولت بلاروس به استفاده از خشونت سرکوبگرانه (تاکتیکِ عمل-عکس العمل) و سپس رفتن به سمت هرآنچه بعد از این خشونت به آن نیاز دارند، چنان که در ریگا، ویلنیوس و مسکو در سال 1993 کردند: فرستادن اسنایپر ها برای تیراندازی به هردوطرف که بتوانند جنگ داخلی ایجاد کنند.

منابع

[1] http://thesaker.is/putin-and-russia-are-facing-a-very-serious-crisis-in-belarus/

[2] http://thesaker.is/a-quick-update-on-belarus/

تشکل مادران علیه جنگ برلین، براندنبورگ پیرامون انتخاب لوکاشنکو بعنوان رئیس جمهور بلاروس

جلوگیری از حضور ناظران انتخاباتی خارجی تا زمانی که آمریکا و آلمان به "ناظران انتخاباتی" اجازۀ فعالیت در کشورخود را نمیدهند، کاملا منطقی و درست است.

ما به اندازۀ کافی دروغهای جنگ افروزانه از زبان این پروپاگاندیستها شنیده ایم؛  بهتر است که این افراد قبل از هر چیز به فکر پاک کردن لجنهای کشور خودشان باشند.

نوشتۀ بریگیت کِوِک کارشناس امور دیپلماتیک بین المللی

آمار آرای انتخابات اخیر از جانب مسئول نظارت بر انتخابات در بلاروس: 80.2% بنفع لوکاشنکو – 9.9% برای تیشانوسکایا 

در تاریخ 9.8.2020 انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری سابق شوروی بلاروس برگذار گردید.

تمام مدیای کشورهای عضو ناتو این انتخابات را به تمسخر کشیده و پیشاپیش بلندگوی تبلیغاتی بسیار بزرگی را بعنوان تریبون در اختیار اپوزیسیون – و بخصوص خانم تیشانوسکایا- قرار دادند.

در انتخابات اخیر بلاروس ناظرین انتخابتی از کشورهای دیگر اجازه حضور نداشتند.

بدرستی !

آیا یادمان است، که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 بعد از بمباران ناتو در کشور مستقل یوگوسلاوی چه اتفاقی افتاد؟

رئیس جمهوری وقت یوگوسلاوی میلوسویچ هم مثل رئیس جمهور فعلی بلاروس لوکاشنکو از اعتماد و محبوبت عظیمی در میان مردم خود برخوردار بود.

اما دولتهای آمریکا و ناتو پیشاپیش با جعل و تزویر و دوز و کلک سیاستمداران و ژورنالیستهای بیشمار طرفدارغرب را در تمام مراکز حساس مستقر کرده تا در گام بعدی در با اقداماتی دقیقا مشابه با وقایع لیبی، اوکرائین و سایر کشورهای مشابه برخی افراد را با پرداخت مبالغ قابل توجهی خریداری کردند و قبل از انتخابات نیز حجم بسیار بالائی از پلاکاردها و سایر اوراق تبلیغاتی با متن "او باید برود!" را پخش کردند. 

اکنون اما برای ما روشن است که آکسیونهای بین المللی سازمان آمریکائی زیر زمینی و مخفی اوت پور[1] – که امروز نام کانواس [2] را با خود حمل میکند- در تمام کشورهای نا مطلوب برای آمریکا و سایر کشورهای ناتو برای عملی کردن پروژۀ رژیم چنج در حال تلاشند. کارفرمایان آنها انستیتوی بین المللی جمهوری خواهان "ایری" [3] ( از سال 2002) ؛ انستیتوی ملی برای دمکراسی "انِ دی آی" [4] (از سال 2002) ؛ خانۀ صلح [5] (از سال 2004)؛ "اوساید" [6] (از سال 2002)؛ "اِن اِ دی" [7] و موسسۀ جامعۀ آزاد [8] از سال 2006 میباشند که همگی آنها نیز بنوبۀ خود بعنوان زیر مجموعه های دولت آمریکا، پنتاگون و وزارت امور خارجۀ امریکا با بودجه های میلیاردی در حال انجام فعالیتهای متنوع نظامی و فکری برای جا انداختن "شیوۀ زندگی" مطلوب خود هستند که در کشورهای غربی آنها را بعنوان تلاش برای  "ارزشهای (مدنی) جامعۀ غرب" مینامند. 

یکی از منابع بسیار معتبر برای بررسی مطالعۀ دقیق جزئیات این عملیات از صفحۀ 384 ببعد کتاب پیتر شارل لاتّر بنام "روسیه در گازانبر" است. [9] 

موسسۀ آلمانی بنیاد فریدریش اِبرِت [10] در سال 2001 تنها یک سال پس از جنایات ناتو علیه بشریت در یوگوسلاوی جایزۀ ویژۀ حقوق بشر!!! را به بخش دانشجوئی سازمان اوتپور بخاطر نقش برجسته این سازمان در رژیم چنج یوگوسلاوی بعد از بمبارانهای 1999 را تخصیص داد.

و حالا که اپوزیسیون بلاروس زیر بال و پر و چتر حمایتی کشورهای آمریکائی/ناتوئی در حال تبلیغ یاس و ناامیدی از اوضاع در بلاروس میباشد، بد نیست که برای روشن شدن نیم نگاهی هم به رئوس مهمترین ارقام شاخص اقتصادی بیاندازیم. [11]

رئوس رشد ارقام اقتصاد بلاروس در سال 2019 یعنی شش ماه قبل از شیوع پاندمی همۀ جانبۀ کرونا به شرح زیر بودند:

- در صد بیکاران بلاروس در پایان سال 2019 با کاهش مداوم به سطح 0.31%  رسید.

- تولید ناخالص ملی در سال 2019 بالغ بر 56.35 میلیارد دلار بود

- درآمد سرانۀ ناخالص ملی در این سال معادل 5952 یورو بود.

- متوسط درآمد ماهانه در بلاروس در سال 2020 معادل 524 دلار بود. [12]

در حال حاضر نرخ برابری روبل بلاروس در برابر دلار معادل 2.463 و در برابر یور معادل 2.8935 است.

حال مخارج زندگی در بلاروس را مقایسه کنیم

مخارج زندگی

شاخص

شاخص مخارج بدون مسکن

33.04

شاخص مسکن

8.79

مواد غذائی

28.9

مخارج رستوران

32.33

شاخص مخارج زندگی بعلاوه اجاره

20.9

قدرت خرید محلی

35.19

حال مواد غذائی به روبل بلاروس

وعده غذا در رستورانهای با قیمت مناسب

20.00

منو سه قسمتی برای دو نفر در رستورانهای متوسط

61.43

منو در مک دونالدز (یا مشابه آن)

10.00

آبجو بلاروس (نیم لیتری از بشکه)

4.15

آبجو وارداتی (بطری 0.33 لیتری)

7.37

کوکا کولا و پپسی (بطری 0.33 لیتری)

1.66

آب (بطری 0.33 لیتری)

1.08

شیر معمولی 1 لیتری

1.70

نان سفید تازه (500 گرم)

1.38

برنج سفید (1 کیلو)

2.55

تخم مرغ، 12 عدد اندازه متوسط

2.99

پنیر محلی (1 کیلو)

14.76

فیله سینه مرغ

8.68

گوشت ران گاوی یا گوشت مشابه قرمز (1 کیلو)

15.57

سیب (1 کیلو)

3.14

موز (1 کیلو)

3.12

پرتقال (1 کیلو)

4.14

گوجه فرنگی (1 کیلو)

4.62

سیب زمینی (1 کیلو)

1.20

پیاز (1 کیلو)

1.44

کاهو (1 عدد)

2.30

آب بطری 1.5 لیتری

2.30

شراب (1 بطری با قیمت سطح متوسط)

19.16

سیگار مارلبورو

3.81

وسایل حمل و نقل

بلیط یکسره حمل و نقل عمومی شهری

0.70

کارت ماهانه حمل و نقل شهری (قیمت عادی)

36.00

کرایه پایه تاکسی (تعرفه عادی)

3.56

1 کیلومتر در تاکسی (تعرفه عادی)

0.61

بهای انتطار تاکسی (تعرفه عادی)

6.76

1 لیتر بنزین

1.82

فولکس گلف ترند، 1.4، 90 کیلووات موتور (یا ماشین نو مشابه)

38000.00

تویوتا کورولا کومفورت، 1.6، 97 کیلووات

45457.88

مخارج جانبی و ارتباطات

مخارج جانبی (برق، گرما، تهویه، آب، آشغال) برای یک مسکن 85 متر مربعی

129.66

موبایل پیش پرداخت دقیقه ای بدون قرار داد

0.12

اینترنت (کابل یا دی اس ال با حجم نامحدود داتا و سرعت 60 مگابیت و یا بیشتر

30.87

ورزش و تفریحات

حق عضویت ماهانه در استودیو (جیم)

74.63

1 ساعت اجاره زمین تنیس در آخر هفته

37.73

بلیط سینما

9.83

مدرسه و مهد کودک

مهد کودک یا پیش دبستانی خصوصی با مراقبت تمام روز (ماهانه)

1119.32

شهریه سالانه مدرسه بین المللی

14603.30

لباس

شلوار جین لی وایس 501

147.66

لباس تابستانی از یک مارک معروف (سارا یا اچ اند ام و غیره)

89.56

یک جفت کفش نایک در سطح متوسط قیمت

211.18

یک جفت کفش چرمی رسمی مردانه

191.52

اجاره ماهانه

 

آپارتمان دو اتاقه در مرکز شهر

791.71

آپارتمان دو اتاقه خارج از مرکز شهر

532.53

آپارتمان چهار اتاقه در مرکز شهر

1379.37

آپارتمان چهار اتاقه خارج از مرکز شهر

895.58

قیمت خرید مسکن

 

قیمت هر متر مربع آپارتمان در مرکز شهر

3636.20

قیمت هر متر مربع آپارتمان خارج از مرکز شهر

2605.87

حقوق متوسط خالص ماهانه در بلاروس  معادل 1031.53 روبل است. [13]

به این باید اضافه کرد که در سال 1989 اهالی بلاروس – درست مثل روسها – می توانستند با پول کمی مسکن اجاره ای خود را بخرند. کاری که بیشتر مردم بلاروس انجام دادند. یعنی این که بسیاری از بلاروس ها صاحب خانه هستند.

می بینیم که به مردم بلاروس چندان بد نمی گذرد، بخصوص وقتی در نظر بگیریم که درصد بیکاری معادل 0.31 درصد است [کمتر از نیم درصد].

برای همین نتیجه انتخاباتی 80.2% در انتخابات 10 اوت برای ابقای لوکاشنکو در رأس دولت بلاروس کاملا قابل درک است. شاید خیلی از آلمانی ها با درصد بالای بیکاری در حال حاضر حتی به فکر مهاجرت به بلاروس بیفتند؟ این البته یک شوخی کوچک است.

در هر صورت "مادران علیه جنگ برلین و براندنبورگ" انتخابات ریاست جمهوری 2020 را به مردم بلاروس تبریک میگویند.

ترجمه تحریریه سایت

منبع:

https://einarschlereth.blogspot.com/2020/08/zur-erneuten-wahl-von-lukaschenko-als.html

[1] OTPOR

 [2]CANVAS 

[3]International Republican Institute IRI

[4] National Democratic Institute NDI

 [5] Freedom House

[6] USAID

[7] NED

 [8] Open Society Institute

 [9] Peter Scholl Latour „Russland im Zangengriff“, ISBN-13:978-3-549-07265-3, S.384 und folgende Seiten)

[10]Friedrich Ebert- Stiftung

 [11]https://www.laenderdaten.info/Europa/Belarus/wirtschaft.php

[12] https://www.ceicdata.com/de/indicator/belarus/monthly-earnings

[13] Quelle: https://de.numbeo.com/lebenshaltungskosten/land/Wei%C3%9Frussland

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر