نظر خوانندگان

با درود بر رفیق بهمن شفیق عزیز اتفاقا با همه حرف های شما موافقم و تشکر می کنم بابت اینکه همه نظرات ر...
سلام و خسته نباشید خدمت رفقای تدارک.. توضیح و افشای کارکردهای نظام مالیاتی که همان تاراج اندک ارزش ا...
علی عزیز، موضوعاتی که طرح کرده اید البته دیگر مربوط به بحث مالیات نیستند. با این همه ذکر نکاتی در ای...
با درود در ایران بیش از 80 درصد اقتصاد دولتی است اگر دولت از این بنگاه ها حمایت نکند یک روزه فرو می ...
رفیق عزیز علی، ملاحظات شما ملاحظاتی اند قابل توجه. هر چند در برخی موارد مسأله را ساده تر از آنچه خوا...
با درود فرق بنیادین بین کمونیسم و سرمایه داری استثمار انسان از انسان است در حقیقت استثمار انسان زیر...
گیسو رستمی یک نظر در مالیات و تجدید قوای بورژوازی: داوطلبانه مالیات می دهیم ارسال کرده است
با سلام به علی من هم تا اینجا با شما موافقم که درآمدی که از مالیاتها نصیب دولت میشه باید خرج منافع ...
مسئله مهم این است که مالیات کجا خرج می شود به عنوان مثال پول را برای پلیس خرج می کنند که در حفاظت از...
سلام، آقای آرمین اسدی عزیز یک مقاله در ارتباط با دموکراسی و جامعه مدنی به زبان انگلیسی وجود دارد که...
مچکرم از توضیحتون آقای صمدی شما متنی در نقد آقای فکوهیم نوشته بودین و اونجام ذکر کردین که جامعه‌ی مد...
آقای آرمین اسدی سلام، رفیق عزیز من آنچه تحت نام جامعه مدنی یا جامعه مدنی اسلامی یا توسعه سیاسی در ا...
سلام به رفقای تدارک کمونیستی خواستم ببینم امکانش هست پی دی اف مقالاتی مثل این مقاله رو هم آپلود کنید...
بهمن شفیق یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
احسان، اتفاقا خوب است که به تاریخ گذشته رجوع کنید. مسأله این نیست که چه کسانی به طور فیزیکی از چه جر...
احسان یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
رفیق عزیز قصد ندارم به بحث های تاریخ گذشته بپردازم.قصد من از طرح همچین سوالی برخواسته از اون انتظاری...
با سلام آقای صمدی شما در رابطه با جامعه مدنی عنوان کردید که تفاوت ماهوی بین جامعه مدنی در ایران و غر...
بهمن شفیق یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
احسان، آخرین فعالیتهای سیاسی پیشین نظریه پرداز اصلی جریانی که به نام چپ محور مقاومتی شناخته شده است ...
احسان یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
لطفا در مورد اینکه میگید چپ محور مقاومتی انشعابی از خانواده ی مقدس بود بیشتر توضیح بدید.
حامد، با درود متقابل نه، به این معنا نیست و محدود به اعتصاب کنونی هم نیست. کاری است که فراتر از اعتص...
درود در جای از نامه گفتید « این یعنی این که مبارزه برای لغو خصوصی سازی بدون مشارکت دادن اهالی منطقه ...

مقالات

از جنبش کارگری

مالیات و تجدید قوای بورژوازی: داوطلبانه مالیات می دهیم

نوشتۀ: گیسو رستمی

سیاست ورزی کمونیستی نمی تواند بر مبنای دفاع از افزایش مالیات بر ثروتمندان در شرایط کنونی شکل بگیرد. این سیاست شناخته شده سوسیال دمکراسی است. تمرکز سیاست ورزی کمونیستی باید بر شناخت دلایل مادی این جهتگیری دولت و طبقه حاکم و تأثیرات آن بر روندهای مبارزه طبقاتی باشد.

یادداشت پیش رو، بررسی چند مورد از تغییرات در رویکردِ بورژوازی در مساله ی ویژه ی مالیات در دوران بحرانی کرونا است که به بخشی از اقدامات روسیه، آمریکا، میلیونرهای میهن پرست و ایران از ابتدای سال جاری تاکنون اشاره خواهد داشت. در امتداد یادداشت قبلی در مورد تغییر نظام مالیاتی، هدف این نوشته نیز درکِ تحولات اخیر و واکنش های مختلف، و البته از نظر محتوایی یکسان، بورژوازی برای نجات موقعیت متزلزل خود از یک سو به دلیل تغییر در توازن قوای جهانی و از دیگر سو فرسودگی و دست به گریبان شدن طبقه ی کارکُن با کرونا، در سطح بین المللی است.

این یادداشت، طرح اولیه ی چارچوبی است که جزئیات تحلیلیِ مربوط به آن در یادداشت های بعدی و در پیوند با دیگر مباحث کنفرانس دوم تدارک کمونیستی، مطرح خواهد شد.

فدراسیون روسیه

"مشاغل کوچک و متوسط که تحت تأثیر شیوع ویروس کرونا قرار گرفته‌اند، برای پرداخت حقوق به کارمندان خود از دولت پول دریافت می‌کنند...درخواست برای اینگونه کمک‌ها باید برای مشاغل ساده، راحت، با امکان ارسال درخواست از راه دور، بدون صف و با شتاب باشد. بنابراین من از دولت می خواهم که امکان ارسال چنین درخواست‌هایی را طی یک ماه و از اول مه فراهم کند." [1]

صحبت از یک بسته ی حمایتی است که رئیس جمهور روسیه در اواخر مارس و اوایل آوریل 2020 برای نجات صاحبان مشاغل در یک کنفرانس ویدئویی با اعضای دولت طرح کرده؛ اقداماتی ضرب الاجل و برای کاستن از تاثیرات پاندمی کووید-19 بر اقتصاد روسیه.

در ادامه به فهرستی از تمهیدات مالیاتی که در این بسته مطرح شده است [2] می پردازیم.

1- حمایت از صنایعِ تحت خطر:

 حق ِ تاخیر در پرداخت مالیات (بین سه تا دوازده ماه) برای شرکت هایی که در حوزه هایی کار می کنند که در معرض بیشترین آسیب در دوران پاندمی هستند؛

 همچنین امکان پرداخت مالیات به صورت اقساط (از سه تا پنج سال)؛ این تاخیر شامل پیش-پرداخت ها و سهمِ بیمه ای که شرکت برای کارکنان می پردازد نیز میشود. شرط لازم برای مشمول این قانون شدن: کاهشِ ده درصدی درآمد یا ضرر دادن شرکت.

2- حمایت از کسب و کارهای کوچک و متوسط:

اگر سهمِ بیمه ای که این شرکت ها موظف به پرداخت آن هستند برای شخصی باشد که از حداقل حقوق تعیین شده در آوریل 2020 - که با افزایشی 9 درصدی، از 11,280  روبل در ماه، به 12,130 روبل رسیده - بیشتر حقوق می گیرد، سهم بیمه مشمول تخفیف خواهد شد.

اگر چنین کسب و کاری در حوزه هایی فعالیت می کند که متاثر از کرونا است، میتوانند مالیات بر درآمدِ سال قبلِ خود را، با تاخیری شش ماهه بپردازد - البته به جز مالیات بر ارزش افزوده؛

همچنین تاخیر مالیاتی شش ماهه در مورد پیش پرداختِ مالیات بر حمل و نقل، مالیات بر دارائی، مالیات بر زمین. سوبسیدی که این کسب و کارها دریافت می کنند در پایه ی مالیاتی محاسبه نخواهد شد (یعنی همان مالیات بر سود).

3- و تمهیداتی که تمام پرداخت کنندگان مالیات را شامل می شود:

حق تاخیر در:

 تقدیم کردن اظهارنامه ها، تقدیم درخواستِ استرداد مالیاتِ پرداخت شده، تقدیم درخواست برای بازرسی مالیاتی، معلق شدن تنبیهات مربوط به جرائم مالیاتی، تغییر دادن پیش پرداختهای مالیاتی بر اساس مقدار واقعی سود.

4- سیستم مالیاتی ِجدید:

13% مالیات بر بهره، برای سپرده هایی بیش از 1 میلیون روبل (حدود 12,700 دلار) ضرب در نرخ اصلی بانک روسیه؛

افزایشِ 15% نرخ مالیاتی برای سود سهام و بهره در مورد پرداخت هایی که به قبرس، لوکزامبورگ و مالتا صورت میگیرد - روند در حال تغییر قرارداد مالیاتیِ دوگانه؛

همچنین افزایش نرخ مالیات در مورد سود سهام و بهره ای که در قرارداد مالیات بر درآمد بین روسیه و لوکزامبورگ مطرح شده؛

برداشتن معافیت مالیاتی در مورد درآمد بر اساس بهره حاصل از اوراق قرضه ی خزانه  دولتی و محلی؛ مسافرت های مالیاتی برای حمایت هواپیمایی ها و صنعت گردشگری.

بر این اساس آنچه در روسیه در حال انجام است از یک سو ارائه خدمات بیشتر دولتی به لایه ها و طبقات پائین تر جامعه است. اما از سوی دیگر رویکرد افزایش مالیات بر بخشهائی از فعالیت سودآورانه طبقه سرمایه دار در دستور کار قرار می گیرد. این یک رویکرد تازه است که با رویکرد دوران معروف به گلوبالیسم، که با رقابت بین دولتها در جهت کاهش مالیات بر طبقات ثروتمند جامعه مشخص می شد، در تعارض است.

میلیونرهای میهن پرست

"خائنین به طبقه ی خود" [3] عنوانی است که اعضای میلیونرهای میهن پرست آمریکایی شامل مدیران تجاری، سرمایه گذاران و صاحبان درآمد خالص بسیار بالا، برای خود انتخاب کرده اند. آنان در تلاش اند تا بر اساس "اصول اولیه ی" نمایندگیِ سیاسیِ مساوی، ملتی پایدارتر، شکوفاتر و فراگیرتری بسازند. و دستمزدی که بقاء تمام شهروندان کارکُن را تضمین کند و همچنین سیستمی که از نظر مالیاتی عدالت برقرار سازد، فراهم آورند.

و در لحظه ی کنونی، در مواجهه با پاندمی کووید-19، این میلیونرها آستین بالا زده و در کنار  اتحادیه آکسفام، سازمان اقدام انسانی Human Act، سازمان عدالت مالیاتی بریتانیا Tax Justice UK و چندی دیگر، در نامه ای [4] به فوروم اقتصادی جهان (که هرسال در داووس برگزار میشود) درخواست دارند که مالیات بیشتری بپردازند:

"در شرایط پاندمی covid-19، میلیونرهایی مانند ما، نقش مهمی در بازیابی جهان دارند. ما، در بخش های مراقبت های ویژه از بیماران مراقبت نمی کنیم. ما آمبولانس هایی را که افراد بیمار را به بیمارستان ها منتقل می کند، فراهم نمی کنیم. ما قفسه های فروشگاه های مواد غذایی را پر نمی کنیم ...

اما ما پول داریم. پول زیاد. پولی که اکنون، ضروری است و در چند سال آینده، یعنی زمان که جهان ما از این بحران احیا شود، به آن نیاز خواهد بود…

بحران كرونا ویروس، برای چند دهه دوام خواهد آورد…و می تواند نیم میلیارد نفر را زیر خط فقر قرار دهد. "

نامه ای، سرراست و بی نیاز به تفسیر؛ اگر خودشان به موقع دست به کار نشوند، موجودیت شان به خطر خواهد افتاد. طبقه ی کارگر، همچون زنان و کودکان کارخانه های نساجی قرن نوزدهم، دسته دسته پژمرده خواهند شد؛ و مهم تر از آن، برای سرمایه گذاری های آینده، آهی در بساط نخواهد ماند؛ نیروی کار سالمی وجود نخواهد داشت تا در خدمت انباشت سرسام آور سرمایه باشد.

به بیانی بازهم ساده تر، همان کسی که کارگر را نیمه جان بر زمین انداخته، به او آب و غذا می دهد تا بلند شود و برگردد سرکار. اقدامی که در بحران جهانی 2008-2009 هم اتفاق افتاده؛ اقدامی که عمر چند صد ساله ی سرمایه داری بارها به چشم خود دیده. اهمیت این نامه اما، در درخواست آن از همه ی ثروتمندان جهان است. پیش تر، پرداختِ داوطلبانه ی مالیات از سمت این گروه، تنها محدود به آمریکا بود[5]؛

امروز، با وجود بحران غیر منتظره ای که طبقه ی کارکُن را به فلاکت روزافزون سوق می دهد، این خائنین به طبقه ی خود، از ثروتمندان سراسر جهان می خواهند تا با آنها در پرداخت داوطلبانه ی مالیات بیشتر، هم مسیر شوند.

ایالات متحده ی آمریکا

الکسندریا اوکاسیو کورتز، عضو مجلس نمایندگان ایالات متحدهٔ آمریکا از حوزه ۱۴ام نیویورک، و یکی از اعضای  سوسیالیست‌های دموکراتیک آمریکا، پیشنهاد کرده که باید "ثروتمندان را چاپید".

 او اخیرا کارزاری به راه انداخته که میخواهد برای تامینِ اضطراریِ بودجه ی حمایت از کارگران نیویورک، کارگرانی که فقیر اند و مدارک شناسایی ندارند، "مالیات بر ثروت" را به اندازه ی 70 درصد افزایش دهد.

 در حال حاضر در آمریکا، سرمایه گذاری ها [در بازار بورس] تا زمانی که فروخته نشده اند و سود یا زیان شان محقق نشده، مشمول پرداخت مالیات نیستند. کورتز میخواهد که ثروتمندان حتی مالیاتِ سودی را که هنوز در سهام اوراق بهادار محقق نشده نیز بپردازند[6].

در نتیجه نیویورک نخستین ایالتی در آمریکا خواهد بود که مالیات بر ثروت، و نه فقط بر درآمد و یا مالیات بر مصرف، اخذ خواهد کرد.

فارغ از تصمیم نهایی نمایندگان در مورد این پیشنهاد،عنوان شدن آن نشان از ضرورتی است که بورژوازی در پوششی سوسیالیست-دموکراتیک برای بازسازی و سالم سازی نیروی کار، و در انتها برای نجات موجودیت خویش، کاملا از آن آگاه است و برای تحقق آن کارزار به راه میاندازد.

اما آیا ایالات متحده در این هراسِ از دست رفتن خود، تنهاست؟

جمهوری اسلامی ایران

مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی تحت عنوان راهنمای ترمیم کسری بودجه با ملاحظه قیود سیاستگذاری (ویرایش اول) به تاریخ بیستم اردیبهشت امسال [7] به پرسشی حیات پیش روی اقتصاد ایران می پردازد: نحوه مواجهه با کسری بودجه دولت در سال 1399 و چگونگی رفع آن.

 با توجه به تغییر مسیر به سمت تامین بودجه ی دولت از طریق درآمدهای مالیاتی ، این گزارش 27 روشِ مختلف برای افزایش این درآمد را مطرح کرده و از نقطه نظر عملی بودن، به بررسی آنها پرداخته. وجه اشتراک این روشها که از میان پیشنهادات دانشگاهیان و اقتصاددانان انتخاب شده، حذف یا کاهش معافيتهای مالياتی در پایه های مختلف است که به طور عمده در موارد زیر خلاصه می شود:

1- حذفِ...

 معافيتهای مالياتی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی؛ از بخش کشاورزی؛

2- مالیات ستانی از…

 سود سپرده بانکی، سود سهام، عایدی سرمایه (در حوزه های مسکن، خودرو و زمین)، تراکنش های بانکی، دارایی و ثروت (فراتر از آنچه تاکنون تصویب شده)،

3- افزایش نرخ مالیات بر…

بخشهای کمتر مولد یا کمتر بهره ور، کالاهای ضربه سلامتی آلاینده ها [8]

4- کاهش نرخ مالیات ِ…

بخشهای دانش بنيان

5- حرکت به سمت…

 مالیات بر مجموع درآمد

...

بخش زیادی از این گزارش به جزئیات فنیِ عملی بودن این پیشنهادات، فشار اجتماعی و اقتصادی حاصل از آن و همچنین قدرت حاکمیت برای توجیه عموم در پیشبرد این تغییرات مالیاتی می پردازد.نگرانی این گزارش، رفع بحران از وضعیت مالی دولت ایران است که در مورد تحول در بودجه اصلا موفق عمل نکرده؛ تحولی که  نيازمند:

1- ایجاد تعادل بین ذینفعان بودجه و ميزان بهره وری در ارائه خدمات عمومی [ساده تر، میتوان تلاش برای شفاف سازی مالیاتی و افشا کردن سو استفاده گران از بودجه ها را در این زیر شاخه فهمید]

و/ یا

2- تحول در ساختار اقتصاد کشور(از تنوع اقتصادی تا رقابت پذیری و صادرات محصولات با ارزش افزوده ی بالا و میزان فناوری بالای تولید...)

است.

علت این عدم موفقیت نیز، "چسبندگی تعادل ذینفعان ناشی از رانت منبع  طبيعی و توسعه ساختار توليد و منابع انسانی بر مبنای این تعادل طی دههای گذشته"، عنوان شده. گزارش تاکید دارد که نباید بیش از این با ارقام بازی کرد و در جستجویی چرایی این ناکامی برآمد؛ بلکه باید پرسید:

" که در وضعیتی که به هر دلیل، این امر رخ نداده و کشور نيز در آستانه اضطرار بودجه ای قرار دارد و امكان انجام تصميم درست و بهينه اول (یعنی بازمهندسی تعادلهای اقتصادی و بودجه ای ذینفعان و بازسازی اقتصاد) در«کوتاه مدت» و «زیر فشار»وجود ندارد و چه بسا ممكن است خود این اقدام به تلاطم جدید منجر شود یا در صورت انجام، حتی بدون ایجاد تلاطم، منابع آن به بودجه سال آتی نرسد، چه باید کرد؟ "

این ارگانِ پژوهنده و عاقل بورژوازی، معتقد است که گذشته اهمیتی ندارد؛ همینطور هر دلیلی که منجر به اضطرار بودجه ای شده است. نجات کشور از بحران با تامین بودجه، مهمترین مساله ای ست که باید فورا و با رفتن به سمت اقدامات کوچک در بخش های مختلف اقتصاد مرتفع شود. خلاصه کردن مشکلات در دو مورد مشخص، تلاشی است که از ابتدای سال برای تغییر رویکردهای بورژوازی، دولت بورژوازی ایران، در مورد ویژه ی مالیات آغاز شده و نمونه ی آشکار آن، قرارداد 25 ساله با چین و مهمتر، همصدایی غربگرایانِ سابق در حمایت از این پروژه - فراتر از رفتن از نگاه به شرق بلکه همکاری عملی با آن - است. 

 خارج کردن بورژوازی ایران از بحران فعلی اقتصادی از یک سو، و تکامل بخشیدن به اقدامات سیستمی که در طی چهار دهه گذشته، ستون های اقتصادِ سرمایه دارانه ی خود را بیش از پیش استحکام بخشیده، موضوعی است که جدا از تحولات اقتصادی جهان فهمیده نخواهد شد.

همچنین، نه تنها نیاز به تقویت دستگاه دولتی که در یادداشت پیشین در مورد تغییر نظام مالیاتی به آن پرداخته شد، بلکه نیاز به "بازمهندسی اقتصاد" و چیدمان مجدد نیروها بنا بر توان اقتصادیِ رشد یافته ی بورژوازی، موضوعی است کلیدی که تمهیدات اخیر مالیاتی نیز میتوانند در این راستا درک شوند.

باید توجه داشت که کاهش وابستگی به درآمد نفت تا حد صفر که مرکز پژوهش ها با عنوان "برنامه تصفیر نفت (بتن)" [9] از آن نام میبرد، دست در دست رشد توانِ تولیدی اقتصاد ایران در شاخه های دیگر، همچون تولید فولاد [10]، حرکت می کند.

موقتا می توان به دو نتیجه رسید:

اول: ایران، از گرایش جهانی این روزها، به هزینه کردن از جیب ثروتمندان برای به خطر نیفتادن کلیتِ بورژوازی مستثنا نیست.

دوم: عقل سلیم بورژوایی، از پیش آمدن "یک تلاطم دیگر" هراس دارد و با کارنامه ای در دست که چهار دهه انباشت موفقیت آمیز سرمایه را نشان می دهد، نیاز دارد تا به بهشت سرمایه ی لجام گسیخته ای که دولت روحانی بنا کرده، افسار بزند.

سیاست ورزی کمونیستی نمی تواند بر مبنای دفاع از افزایش مالیات بر ثروتمندان در شرایط کنونی شکل بگیرد. این سیاست شناخته شده سوسیال دمکراسی است. تمرکز سیاست ورزی کمونیستی باید بر شناخت دلایل مادی این جهتگیری دولت و طبقه حاکم و تأثیرات آن بر روندهای مبارزه طبقاتی باشد. در عرصۀ سیاست مالیاتی، تنها مؤلفۀ ثابتی که می توان و باید وارد مباحث برنامه ای و مطالباتی کمونیستی نمود حذف بی قید و شرط همه و هر گونه مالیات غیر مستقیم تحت هر نامی است. از عوارض تا مالیات ارزش افزوده و هر چیز دیگری. تبیین دقیق تر این سیاست ورزی کاری است که باید انجام داد.

گیسو رستمی

8 مرداد 1399

29 ژوئیه 2020

[1] https://sptnkne.ws/Ccqy

[2] https://home.kpmg/xx/en/home/insights/2020/04/russia-tax-developments-in-response-to-covid-19.html

[3]https://patrioticmillionaires.org/about/

[4] https://www.millionairesagainstpitchforks.com/

[5] نامه ی نیک هاناوئر، میلیونر آمریکایی، به دیگر دوستان ثروتمندش: چنگک ها … برای ما  پولدارها در راهند.

https://www.politico.com/magazine/story/2014/06/the-pitchforks-are-coming-for-us-plutocrats-108014

[6] https://www.zerohedge.com/geopolitical/they-just-take-and-take-aoc-aims-soak-rich-proposed-new-york-wealth-tax

[7] https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1519912

[8] در این مورد مشخص، مقاله ای در روزنامه ی فرهیختگان به تاریخ بیست و نهم تیر امسال چاپ شده تحت عنوان "دود 30 هزار میلیاردی در چشم اقتصاد ایران": اعداد شگفت‌انگیز از اقتصاد دخانیات ایران که در قبضه غربی‌هاست. مقاله، با شرحی از تفاوت مالیات ناچیزِ سیگار در ایران با کشورهای غربی - و در کل نرخ استاندارد جهانی که 55 درصد بیشتر از نرخِ فعلی این نوع مالیات در ایران است - نتیجه می گیرد که مالیات ناچیز سیگار در ایران سیاستی است نابجا که ختم به بالاتر رفتن قیمت سیگار و رفتن سود حاصل از آن به جیب  دلالان، قاچاقچیان و واسطه‌ها شده است. http://farhikhtegandaily.com/newspaper/3988/1/&page=180647

[9]https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1146831

[10]https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-351914

نظرات (8)

0 از 5 براساس 0 رای
این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

با درود بر رفیق بهمن شفیق عزیز
اتفاقا با همه حرف های شما موافقم و تشکر می کنم بابت اینکه همه نظرات را با حوصله تمام می خوانید به نظر من بسیاری از چپ ها ساخته دست بورژوازی است که بواسطه آن کل تفکر کمونیسم را بکوبند .

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

سلام و خسته نباشید خدمت رفقای تدارک..
توضیح و افشای کارکردهای نظام مالیاتی که همان تاراج اندک ارزش اضافی تولید شده بدست کارگران از سفره‌هاشان است نمیتواند مساله‌ای حساس نباشد ، موضوعی به این حساسی چه برای بورژوازی چه برای جنبش کارگری و مطرح کردن و افشای سازوکار فریبندهٔ آن در میان کارگران حتما پیامدهای ضروری در مطالبه گری برای جنبش کارگری دارد .
افتادن به ورطه پاسخ‌هایی از جنس پاسخ‌های سوسیال دموکراسی نتیجه تحلیل اشتباه از مسائل است ، اما با چنین تحلیل افشاگرانه ای که در مقالات شما آمده است میتوان این مباحث را به سطح مطالبات ''رادیکالی" کشاند و برای لغو و برداشتن کل این این نظام مالیاتی و کارکردهای استثمارگرانه ان به پیش رفت.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

علی عزیز،
موضوعاتی که طرح کرده اید البته دیگر مربوط به بحث مالیات نیستند. با این همه ذکر نکاتی در این باره لازم است.
اول این که بهتر است از صدور احکام کلی درباره وضعیت اقتصادی ایران خودداری شود. این که 80 درصد اقتصاد دولتی است خودش حکمی است فریبنده. مالکیت دولتی بنگاهها اتفاقا از سوی کسانی بزرگنمائی می شود و در تبلیغات وسیع در اذهان مردم فرو می رود که خواستار بازار آزادی شدن بیشتر اقتصاد هستند. در صدور چنین احکامی باید محتاط بود.
دوم این که در بخشهای متعددی از اقتصاد ایران که معطوف به بازار داخلی است یا از بازارهای صادراتی برخوردار هستند اتفاقا وضع تولید خیلی هم روبراه و مناسب است. بارزترین نمونه اش رشد تولید صنایع فولاد است. این البته محدود به صنایع فولاد هم نیست و بسیاری از شاخه های دیگر تولیدی، بویژه شرکتهای معروف به دانش بنیان را هم در بر می گیرد.
سوم بحث لغو مالکیت خصوصی متوجه مالکیت بر ابزارهای تولید است و نه وسایل شخصی. اشاره شما درست است اما چیزی را روشن نمی کند.
چهارم مشکل اساسی پیش روی کمونیسم نه ترس، بلکه سلطۀ دیدگاههای بورژوائی بر تمام شئون زندگی است. اتفاقا در تمام چهل سال گذشته هیچگاه ترس از قوه قهریه حکومتی به اندازه امروز کاهش نیافته بود. با این حال ما هنوز شاهد شکلگیری تشکلهائی با جهتگیری کمونیستی نیستیم. ما حتی شاهد این هم نیستیم که مطالبات رادیکال طبقاتی از قبیل "30 ساعت کار هفتگی" یا "حداکثر درآمد نباید بیش از 5 برابر حداقل دستمزد باشد" و یا "آموزش رایگان و ممنوعیت آموزش خصوصی" در میان کارگران مقبولیت پیدا کنند.
پنجم این که جریانات چپ آب شان توی یک جوب نمی رود مشکل آنهاست. اگر منظورتان ما هم هستیم که چرا با سایر جریانات چپ متحد نمی شویم، باید بگویم که ما خود را نه بخشی از چپ، بلکه جریانی متمایز از آن میدانیم. علت اصلی اش هم همان "لغو مالکیت خصوصی" است که عنوان می کنید. تمام جریانات چپ تا جائی که هنوز "لغو مالکیت خصوصی" را از برنامه و ایدئولوژی خود حذف نکرده و با اقتصاد رفاه بازار آزاد جایگزین نکرده اند، به این موضوع به عنوان امری انتزاعی نگاه می کنند و نه مبنای سیاست ورزی. مبنای عملی سیاست ورزی آنان مبارزه برای اهدافی با مضامین بورژوائی از قبیل "دمکراسی" و "آزادی" است. "لغو مالکیت خصوصی" برای آنها دکور مناسبی است تا بتوانند تحت پوشش آن جلوه ای رادیکال به مضامین بورژوائی سیاست خویش ببخشند. مسأله کمونیسم در ایران امروز، البته مثل سایر نقاط دنیا، نه اتحاد با چپ، بلکه روشن کردن هر چه بیشتر محتوای بنیادا متفاوت انتقاد و سیاست ورزی کمونیستی است.
موفق باشید

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

با درود
در ایران بیش از 80 درصد اقتصاد دولتی است اگر دولت از این بنگاه ها حمایت نکند یک روزه فرو می پاشند اول باید فرق بین مالکیت خصوصی و مالکیت شخصی را مشخص کنیم معلومه کالایی که یک کارگر با هزار زحمت به دست می آورند باید در مالکیت او باشد اما مالکیت خصوصی چیزی کاملا متفاوت است و در ایران کسی برایش ارزش قائل نیست من با چند تا کارگر صحبت کردم می گویند کار فرما ها بدون محافظ نمی توانند به کارخانه خودشان سر بزنند مشکل یک چیز دیگری است و آن ترس است ترس از گرسنگی بیکاری حفاظت سپاه پاسداران وغیره و این ریشه در تاریخ دارد فکر می کنید چرا این همه اپوزیسیون با این همه رسانه نمی توانند در ایران تغییر رژیم بدهند چون مردم هویت همه آنها را شناخته اند و می دانند که در اصل تفاوت ماهوی با رژیم ندارند مشکل دیگری جریان چپ است که آب شان با هم توی یک جوب نمی رود واقعا این همه احزاب چپ وجود شان ضروری است چرا باهم نمی نشینند و اختلافاتشان را حل نمی کنند مگر نمی شود بر اساس لغو مالکیت خصوصی با هم اتحاد برقرار کرد و بقیه اختلافات را گذاشت برای بعد طبقه کارگر ابران خیلی متفاوت تر از 40 سال قبل است بیش از 90 در صد آنها مدرک بالاتر از دیپلم دارند و از لحاظ سیاسی خیلی جلوتر از این چپ ها.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

رفیق عزیز علی،
ملاحظات شما ملاحظاتی اند قابل توجه. هر چند در برخی موارد مسأله را ساده تر از آنچه خواهد بود تصویر می کنید. آن "انقلاب ذهنی در مردم" که اشاره می کنید امری یک روزه و دو روزه نیست. رسوبات تقدس مالکیت خصوصی طی صدها و حتی هزاران سال به عادتهای ریشه داری بدل شده اند که برانداختن و جایگزین کردن آنان کاری خواهد بود کارستان و شاید حتی مشکل تر از در هم شکستن دولت بورژوائی. همچنین است آنچه در مورد اداره کارخانجات و انتخاب رئیس کارخانه توسط خود کارگران عنوان می کنید. این نیز امری ساده نخواهد بود. بیشتر از این که چه کسی رئیس کارخانه را انتخاب می کند این پرسش حائز اهمیت خواهد بود که اصلا خود رئیس کارخانه چه معنائی دارد. آن هم اگر اصولا بتوان از چیزی به عنوان رئیس کارخانه حرف زد. اما مهم تر از آن تجربه انقلاب اکتبر نشان داد که در دوران پس از انقلاب اتفاقا مسأله ای که شاید اهمیت بیشتری هم داشته باشد نوع مالکیت کارخانه و حد و میزان تصرف در تولیدات آن است. به عبارتی، چه میزان از محصول تولید شده به خود کارگران و کارکنان اختصاص خواهد داشت و صرف حفظ و ادامه تولید خواهد شد و چه میزان وارد صندوق عمومی جامعه خواهد گردید. این خود نیز موضوعی خواهد بود مورد مشاجره. شاید بتوان اسم این انتقال مازاد تولید به صندوق عمومی جامعه را "مالیات" گذاشت. اما واژه "مالیات" اساسا پرداختی به دولت در جامعه سرمایه داری را تداعی می کند و ناظر به وضعیتی که شما توصیف می کنید نیست. از این نقطه نظر دیگر نمی توان گفت ما مشکلی با مالیات نداریم.
تا جائی که به مالیات غیر مستقیم بر میگردد، اتفاقا ما مشکلی اساسی با آن داریم. این در واقع خود مکانیسمی برای تصاحب بخش دیگری از ارزش اضافه تولید شده توسط کارگران است و باید با آن مبارزه کرد. اما حتی برقراری مالیاتهای مستقیم نیز نمی توان گفت ما مشکلی با آن نداریم. تجربه سه دهه اخیر باید به روشنی این را نشان داده باشد که کاهش مالیات بر سرمایه داران روی دیگر سکه حذف خدمات اجتماعی و کاهش انواع حقوق کارگران، از حق بیمه تا حق بازنشستگی بوده است. نمی توان گفت ما مشکلی با آن نداریم. پرسش اصلی این است که چگونه باید به این موضوع برخورد کرد بدون آن که به ورطۀ پاسخهای شناخته شده سوسیال دمکراسی از قبیل برقراری مالیات تصاعدی بیفتیم.
و در لحظه کنونی که فراکسیونهایی از درون خود بورژوازی حاکم، چه در ایران و چه در سطح جهانی، دارند خودشان مسأله افزایش مالیات بر ثروتمندان را طرح می کنند، روش برخورد ما چه باید باشد. آیا می توانیم به طرح مطالبات برنامه ای در این زمینه بپردازیم یا این که کافی است به توضیح کارکردهای مالیات در جامعه سرمایه داری اکتفا نموده و از طرح مطالبات مشخص خودداری کنیم. اینها سؤالاتی است که باید بتوانیم در چهارچوب مباحث برنامه ای مان برایشان پاسخی بیابیم.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

با درود
فرق بنیادین بین کمونیسم و سرمایه داری استثمار انسان از انسان است در حقیقت استثمار انسان زیربنای سرمایه داری است و بقیه امور حول این محور می چرخد درست است که اداره جامعه هزینه بر است و پول از آسمان فرود نمی آیدو جامعه هزینه های عمومی را می پردازد ومردم کار می کنند و بر اساس قوانین کمو نیستی مالیات می پردازند یعنی ما مشکلی با مالیات نداریم بلکه مشکل در مناسبات سرمایه داری است دولت در یک نظام سوسیالیستی باید استثمار را همانند دزدی جرم تلقی کند و شرط همه امور را برابر انسان ها و عدم استثمار قرار دهد و این به مطالبه عمومی جامعه بدل شود و هر اتفاقی افتاد نباید این قانون نقض شود و بعد نمایند گان راستین مردم می نشینند در بقیه موارد تصمیم می گیرند در مورد کا خانجات هم خود کارگر ها تصمیم می گیرند که چه کسی رئیس کا خانه باشد نه اینکه یک نفر حاکم بر سر نوشت کارگران باشد شاید یک ایجاد یک جامعه کمونیستی سخت ویا غیر ممکن به نظر بیاید ولی به پیچیدگی سر مایه داری نیست فقط کافیست که انقلاب ذهنی در مردم بوجود بیاید و گرنه بقیه مسائل حل شدنی است در سرمایه داری به کسی چیزی نمی دهند فقط جیب مردم را خالی می کنند بین مردم اختلاف می اندازند مشکلات کوچک را بزرگ و مشکلات بزرگ را کوچک جلوه می دهند کلا دنیا وارونه است در خود ایران مردم علاوه بر ارتش و سپاه هزینه روحانیون و هزاران دستگاه عریض و طویل را می پر دازند اصلا نیازی به این همه خرج نیست .86ecf

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

با سلام به علی

من هم تا اینجا با شما موافقم که درآمدی که از مالیاتها نصیب دولت میشه باید خرج منافع عمومی جامعه و خدمات به طبقه کارگر و کارکنان دیگر بشه. در این نوشته هم
تا حدودی سعی شد که به این مطلب هم پرداخته بشه که همین حالا این سو و آن سوی جهان خود سرمایه داران به تکاپو افتادن که
چنین دست و دلبازی های برای کارگران بکنند، البته به منظور سرپا نگه داشتن نیروی کار و تضمین کردن سود بلند مدت سرمایه داران.
ایران هم در مسیر تکامل سرمایه داری اش نیاز به رسیدگی به طبقه ی کارگر داره که به نظر میرسه این هزینه را بناست
خود سرمایه داران به نوعی بپردازند. "به نوعی" به این دلیل که مورد ایران مثل مورد نامه ی میلیونرهای میهن پرست نیست؛ هنوز انواع مختلفی از مالیات ستانی در ایران هست که در عمل انجام نمیشه. و اینکه ایران هنوز در ابتدای راه کسب سود از بازار بورس و درگیر کردن حتی کارگران با خرید و فروش سهامه. چنین روش هایی در جاهایی که سرمایه داری پیشرفته تره، حداقل یک دهه است که در بن بست گیر کرده. از طرف دیگه، سرمایه داران ایران هم هنوز به اون درجه از اخلاقِ سرمایه دارانه! نرسیدن که بخوان داوطلبانه در ترمیم طبقه ی کارگر مشارکت کنن. منظور از اخلاق سرمایه دارانه در واقع همون مناسبات وحشیانه ی طبقاتی در اروپا و آمریکاست که زیر پوشش آزادی و لیبرالیسم و ... به وضع امروزش رسیده که سرمایه داران حاضرند بیان مالیات بیشتری بدن.
چیزی که در این نوشته ها در جستجوی پاسخی براش هستیم، مربوط به بخش دوم کامنت شماست. ما به عنوان کمونیست، آیا باید تقاضای شفافیت در پرداخت مالیات و یا شفافیت در خرجِ درآمد حاصل از مالیات داشته باشیم؟
چنین درخواستی آیا کمکی به پیشبرد مبارزه طبقاتی میکنه که بتونیم باهاش همسو بشیم؟
چشم انداز ما، برقراری دولت کارگری و در هم شکستن مناسبات سرمایه دارانه، با چشم اندازی که فقط و فقط
دولتی معقول و دموکراتیک و شفاف میخواد (اما در چارچوب همین سرمایه داری) متفاوته. با وجود این چشم انداز متفاوت، اولویت خود شما، با آگاهی نسبت به مناسبات سرمایه داری و مالکیت خصوصی، چه خواهد بود اگر بنا باشه همین امروز 5 مورد مطالبه ی مالیاتی رو مطرح کنین؟

درآخر، با تشکر از کامنت و همفکری شما. امیدواریم که در سیر این مباحثات به پاسخ مشخص تری برسیم.

پاینده باشید.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

مسئله مهم این است که مالیات کجا خرج می شود به عنوان مثال پول را برای پلیس خرج می کنند که در حفاظت ازسمایه سرمایه داران به کار میرود وگرنه من فقیر چیزی برای دزدیده شدن ندارم که برای اموالم نیاز به پلیس داشته باشم شاید محمد بیجه را به یاد داشته باشید که به 25 بچه تجاوز و بعد همه آنها رابه طرز فجیعی کشت چون همه این کودکان از طبقه محروم بودند دستگیری این فرد مدت ها طول کشید وبه این فرد اجازه دادند بر میزان جرائم خود بیفزاید فرض کنیم این اتفاق بای بچه یک فرد پولدار اتفاق می افتاد آیا زمین و زمان رابه هم نمی دوختند آیا موضوع در مجلات و روز نامه ها تا مدت ها ادامه نداشت مسئله دیگر در موضوع مالیات این است که همه مالیات دریافتی از مردم به شکل ارزش اضافی به طبقه سرمایه دار برمی گردد چون این سرمایه دار ها هستند که به عنوان پیمانکار با دولت قرارداد می بندند مثلا پروژه ای که برایشان یک میلیارد تومان هزینه برداشته ده میلیلرد تومان از دولت دریافت می کنند که این همان پول هایی است که دولت به زور به عنوان مالیات از عموم مردم گرفته است و در آخر اصولا سرمایه دار با توسل به رشوه و اقدامات دیگر مقامات دولتی را می خرند تا حد امکان مالیات ندهند.

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
Rate this post:
0 کاراکتر
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
کد تصویری را وارد کنید

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر