مطالب تازه

نظر خوانندگان

سلام، آقای آرمین اسدی عزیز یک مقاله در ارتباط با دموکراسی و جامعه مدنی به زبان انگلیسی وجود دارد که...
مچکرم از توضیحتون آقای صمدی شما متنی در نقد آقای فکوهیم نوشته بودین و اونجام ذکر کردین که جامعه‌ی مد...
آقای آرمین اسدی سلام، رفیق عزیز من آنچه تحت نام جامعه مدنی یا جامعه مدنی اسلامی یا توسعه سیاسی در ا...
سلام به رفقای تدارک کمونیستی خواستم ببینم امکانش هست پی دی اف مقالاتی مثل این مقاله رو هم آپلود کنید...
بهمن شفیق یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
احسان، اتفاقا خوب است که به تاریخ گذشته رجوع کنید. مسأله این نیست که چه کسانی به طور فیزیکی از چه جر...
احسان یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
رفیق عزیز قصد ندارم به بحث های تاریخ گذشته بپردازم.قصد من از طرح همچین سوالی برخواسته از اون انتظاری...
با سلام آقای صمدی شما در رابطه با جامعه مدنی عنوان کردید که تفاوت ماهوی بین جامعه مدنی در ایران و غر...
بهمن شفیق یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
احسان، آخرین فعالیتهای سیاسی پیشین نظریه پرداز اصلی جریانی که به نام چپ محور مقاومتی شناخته شده است ...
احسان یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
لطفا در مورد اینکه میگید چپ محور مقاومتی انشعابی از خانواده ی مقدس بود بیشتر توضیح بدید.
حامد، با درود متقابل نه، به این معنا نیست و محدود به اعتصاب کنونی هم نیست. کاری است که فراتر از اعتص...
درود در جای از نامه گفتید « این یعنی این که مبارزه برای لغو خصوصی سازی بدون مشارکت دادن اهالی منطقه ...
امین خ یک نظر در رخت چرک و چشم همسایه: پاسخی به برخی ابهامات ارسال کرده است
با سلام و سپاس در کامنت دوست گرامی 《 شاهین》 به اخراج منصور اسانلو از سندیکای واحد اشاره شده. آیا چنی...
شروین یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
این مقاله‌ای که می‌گویید در "آنجا" منتشر شده درست است که در کانال آلترناتیو منتشر شده، اما اگر به پس...
علی یک نظر در رخت چرک و چشم همسایه: پاسخی به برخی ابهامات ارسال کرده است
با درود یارو کچل بود اما اسمش را زلف علی گذاشته بود حالا حکایت ما حکایت آدم هایی مانند اسانلو است که...
شاهین یک نظر در رخت چرک و چشم همسایه: پاسخی به برخی ابهامات ارسال کرده است
این لینکی که گذاشتید ادعا می کرد بیش از یک دهه قبل شهابی با هرانا کار می‌کرده، ولی لحن نوشته قبلی شم...
بهمن شفیق یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
حسین، پاسخ شما را هم همراه با موضوعات دیگر مربوط به این ماجرا در یادداشت جداگانه ای خواهیم نوشت...
حسین یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
شما اسناد این سه ادعایتان را رو کنید و من را هم رسوا کنید. از این بهتر برای شما؟ منتظرم.
حسین یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
چطور می گویید «ارعاب»؟ تهدیدتان کرده ام؟ یا اینکه معنای کلمات را نمی دانید؟ اگر در گوگل سرچ کنید «رض...
نوید پایور یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
جناب حسین ارعاب و فحاشی مشکل شما را حل نمی کند و بنظر نمی رسد شهامت عذر خواهی هم داشته باشید این را ...

مقالات

کتاب

روباه پیر و کارگران جوان، یا بی بی سی چه ساده اعتصاب هفت تپه را مصادره می کند!!

حقیقت خلاف ادعای نویسنده کانال هفت تپه است. بی بی سی با انعکاس بسته مطالباتی کارگران اعتصابی دست به عقب نشینی در مقابل فشار کارگران نزده است، دست به تعرض زده است. از لحظه انتشار این گزارش به بعد، بی بی سی دیگر اطمینان یافته است که اعتصاب جاری هفت تپه را هم می تواند به عنوان متاعی عامه پسند در دکوراسیون حقوق بشری خویش به نمایش بگذارد

"لطفا این لینک را منتشر کنید. این تلویزیون بی بی سی که همیشه صدای اعتراض کارگران را سانسور میکرد و هیچ وقت از مطالبات واقعی کارگران حرف نمیزد، امروز مجبور شد که مطالبات واقعی ما را بیان کند. چرا می گویم مجبور؟ چون ما کارگران آنقدر گفتیم و گفتیم که رسانه ها دیدند که اگر مطالبات واقعی ما را پخش نکنند، آبروی خودشان میرود و همه میفهمند که این جور رسانه های غیر مستقل، دلسوز واقعی کارگران نیستند. پس مجبور شدند که تمامی مطالبات ما را منعکس کنند از جمله مطالبه اصلی ما که همان لغو خصوصی سازی است.

صدای اعتراض کارگر هفت تپه در تمام دنیا پیچیده است. ولی تعحب میکنم چرا مسئولان در خواب هستند؟ یعنی زور دستگاه قضایی فقط به کارگر میرسد که سرکوب کند و اعتراف اجباری بگیرد و پخش کند؟ یعنی نمی توانند اختلاسگری که طبق گفته خود مقامات قضایی، بالاترین اختلاس تاریخ کشور را مرتکب شده زندانی کنند و از حساب های بلوکه شده، حقوق معوقه کارگران را پرداخت کنند؟ نمی توانند یک دستور قضایی برای خلع ید بخش خصوصی و این اختلاسگران صادر کنند؟"

سطور بالا از متنی است که در کانال مستقل هفت کارگران هفت تپه منتشر و در آن نویسنده خواستار بازنشر و اشاعه لینک مطلبی از بی بی سی شده است که به اعتصاب هفت تپه اختصاص دارد. ظاهر قضیه بسیار ساده است. کارگرانی در حال مبارزه و اعتراضند و حالا از این که از جائی مورد حمایت قرار گرفته اند خوشحالند و خواستار بازتاب بیشتر این مورد حمایتند. اما این فقط ظاهر قضیه است. در سطور بالا تمام ناتوانی، عجز و توهمی منعکس شده است که امروز گریبان کارگران هفت تپه را گرفته است. چرا چنین است؟ برای پاسخ نخست به مضمون آن لینک نگاهی بیندازیم که نویسنده خواستار انتشار آن شده است و کانال مستقل کارگران هفت تپه نیز آن را درج کرده است. در آن لینک مربوطه از بی بی سی میخوانیم:

"از دو هفته پیش کارگران نیشکر هفت تپه دست به اعتصاب زده‌اند. آنها خواهان پرداخت دستمزد‌های عقب افتاده، تمدید دفترچه بیمه، بازگشت به کار همکاران اخراجی از جمله اسماعیل بخشی شدند و همچنین لغو خصوصی‌سازی از هفت‌تپه. .

نیشکر هفت‌تپه در سال ۹۴ به بخش خصوصی واگذار شد. امید‌ اسدبیگی و مهرداد رستمی صاحب آن شدند.

در حال حاضر دادگاه این دو به اتهام قاچاق ارز در جریان است. آنها متهم هستند که به بهانه تجهیز کارخانه و تقویت اشتغال هفت‌تپه میلیون‌ها دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی دریافت کردند.  اما این پول صرف کارخانه و اشتغال نشد

به گفته کارگران امید اسدبیگی به طور مشروط آزاد شده که دستمزد  کارگران را پرداخت کند. اما تاکنون دستمزد آنها پرداخت نشده".

همین. همین چند خط است که نویسنده یادداشت کانال هفت تپه را به وجد آورده است. در کنار این چند خط هم کلیپی از سخنرانی های نمایندگان کارگری بر سکوی معروف به "سنگر" در محوطه کارخانه هفت تپه قرار داده شده است. اما چرا این چند خط بی بی سی دقیقا خلاف آن چیزی است که نویسنده اظهار می دارد و چرا این بی بی سی نیست که تسلیم قدرت کارگران شده است بلکه این کارگر هفت تپه است که دارد زیر چتر بی بی سی پناه می گیرد؟

به یک نکته تعیین کننده، یعنی زمان انتشار مطلب بی بی سی، پائین تر می پردازیم. پیش از آن اما برخی از احکام نویسنده را مرور کنیم و ببینیم که آیا این احکام مبتنی بر واقعیاتند یا بازتاب توهمات و آرزوهای نویسنده اند؟

پیش از ورود به اصل موضوع لازم است تأکید شود که فرض ما بر این است که نویسنده یادداشت فوق در کانال مستقل کارگران هفت تپه خود از کارگران یا شاغلین هفت تپه است. با این حال این امکان نیز وجود دارد که چنین نباشد و نویسنده مزبور در ارتباط با آن کانال قرار دارد اما خود از شاغلین هفت تپه نیست. چنانچه نویسنده خود از شاغلین هفت تپه نبوده و از جنس فعالین "کارگری" معلوم الحال با موهای رنگ کرده باشد، آنچه را که در ادامه متن حاضر می آید باید با ضریبی بالاتر معتبر دانست. اما در هر دو صورت تفاوتی در این به وجود نمی آید که مطلب در کانالی نقل شده است که در هفته های اخیر حقیقتا صدای اعتصاب هفت تپه بوده است و ما فرض را بر حالت خوش بینانه تر می گذاریم و نویسنده را هم از شاغلین هفت تپه فرض می کنیم با دغدغه واقعی پیشبرد اهداف اعتصاب.

نویسنده در آغاز یادداشت خویش می نویسد: " این تلویزیون بی بی سی که همیشه صدای اعتراض کارگران را سانسور میکرد و هیچ وقت از مطالبات واقعی کارگران حرف نمیزد، امروز مجبور شد که مطالبات واقعی ما را بیان کند. چرا می گویم مجبور؟ چون ما کارگران آنقدر گفتیم و گفتیم که رسانه ها دیدند که اگر مطالبات واقعی ما را پخش نکنند، آبروی خودشان میرود". آیا این تصویر واقعی است؟ آیا بی بی سی از ترس ریختن آبروی خویش "مجبور" شده است که مطالبات واقعی کارگران، از جمله لغو خصوصی سازی، را بیان کند؟ آیا این نتیجه آن بوده است که کارگران هفت تپه آنقدر گفتند و گفتند تا بی بی سی را مجبور کردند؟ یعنی حقیقتا آنها توانسته اند در طی دو هفته اعتصاب خویش چنین فشاری را تولید کنند و بی بی سی را وادار به انعکاس مطالبات خود نمایند؟

اظهارات بعدی نویسنده حقیقتا بر این مبنا بیان شده اند. یعنی او با این پیش فرض خواستار بازنشر مطلب بی بی سی شده است که آن را نتیجه قدرت اعتصاب کارگران هفت تپه می داند. حکم بعدی وی هیچ تردیدی در این زمینه باقی نمی گذارد. او حقیقتا با بدیهیت عجیبی ادعا می کند که "صدای اعتراض کارگر هفت تپه در تمام دنیا پیچیده است"!!! و بر مبنای همین هم هست که تصور می کند کارگران هفت تپه رسانه روباه پیر را به عقب نشینی واداشته اند. شاید نویسنده دارد خودش را فریب می دهد. شاید دارد دیگران را فریب می دهد. شاید هم واقعا به چنین چیزی باور دارد. اما در هر حالت بی پایگی این ادعا آشکارتر از آن است که کسی نتواند آن را ببیند. اتفاقا آنچه در دو هفته گذشته نه در تمام دنیا بلکه حتی در ایران هم نپیچید صدای اعتراض کارگر هفت تپه بود. آنچه در این مدت در "تمام دنیا" پیچید و هنوز هم می پیچد ماجرای کروناست، ماجرای اغتشاشات درون آمریکاست، ماجرای جدال نفسگیر بین چین و آمریکاست، ماجرای طرح الحاق کرانه باختری به اسرائیل است و انواع ماجراهائی از این دست. صدای اعتراض کارگر هفت تپه نه تنها در تمام دنیا نپیچید، بلکه واقعیت این است که این بار، بر خلاف دفعات پیشین، از کمترین انعکاس در رسانه ها برخوردار بوده است.

اصل واقعه انعکاس خبر اعتراض هفت تپه و بازتاب مطالبات کارگران دقیقا وارونه است. واقعیت این نبود که نخست صدای اعتراص کارگران هفت تپه در تمام دنیا پیچید و بی بی سی را مجبور به بازتاب وقایع کرد. ماجرا دقیقا و به معنای دقیق کلمه صد و هشتاد درجه برعکس بود. این بی بی سی بود که با بازتاب خبر آن را در "تمام دنیا"ی مورد نظر نویسنده – که در حقیقت چیزی بیشتر از جناحهای حاکمیتی و اپوزیسیون برانداز و سرنگونی طلب نیست – پیچاند. همه پستهای خبری مندرج در دو کانال سندیکای کارگران هفت تپه و کانال مستقل در تمام دو هفته ای که از اعتصاب می گذرد از حد و حدود هزار و اندی بازدید فراتر نرفته اند. آنها نه تنها در تمام دنیا نپیچیدند، بلکه به طور حیرت انگیزی حتی در اپوزیسیون حرفه ای جمهوری اسلامی نیز از بازتاب چندانی برخوردار نبودند. علتهای آن نیز مشخص است و در فرصتی دیگر به آن نیز خواهیم پرداخت. در مقابل، در مدت کوتاهی که خبر بی بی سی انتشار یافته است، در عرض کمتر از یک روز و در لحظه نگارش یادداشت کنونی، رقم بازدید از آن خبر به بالای 90 هزار رسیده است. تازه این فقط بازدید در کانال تلگرامی است. نویسنده دارد واقعیت را وارونه جلوه می دهد. خبر اعتراضات هفت تپه در "تمام دنیا" نپیچیده بود، برعکس، بی بی سی دارد الآن آن را در تمام دنیا می پیچاند. تصویری که نویسنده به دست می دهد تصویری فریبنده و خطرناک است. آن تصویر منجر به ایجاد توهمی کاذب نسبت به قدرت خویش در میان کارگران هفت تپه می شود که با واقعیت توازن قوای موجود هیچ خوانائی ندارد. اما فراتر از این، آن تصویر با ایجاد تلقی کاذب از قدرت خویش و وادار کردن بی بی سی به عقب نشینی، راه را برای خزیدن به زیر چتر همان بی بی سی باز می کند. و اینجا لازم است برای روشن شدن موضوع به مقطع زمانی گزارش مزبور در بی بی سی پرداخت.

گزارش بی بی سی در چهاردهمین روز اعتصاب منتشر شد. توجه به این تاریخ مهم است. برخلاف اظهارات نویسنده کانال هفت تپه، پس از گذشت چهارده روز اولیه اعتصاب نه تنها موفقیت قابل توجهی کسب نشده بود، بلکه در قیاس با روزهای پیشین نشانه های آشکار یأس و ناامیدی در میان کارگران از عدم دستیابی به خواسته های اعتصاب نیز ظاهر می شد. در این دو هفته اولیه اتفاقا برعکس ارزیابی نویسنده، نه تنها "تمام دنیا" از وجود اعتصاب در هفت تپه مطلع نشده بود بلکه در قیاس با اعتصابات پیشین هفت تپه، وقایع اعتصاب از کمترین بازتاب در رسانه های مختلف برخوردار بود. نه در چپ سرنگونی طلب جنجال ویژه ای شکل گرفته بود و نه در رسانه های براندازان و رسانه های دول ضد جمهوری اسلامی از ایران اینترنشنال گرفته با منو تو و بی بی سی. در همین مدت اعتصاب، اخبار مربوط به خانم سپیده قلیان، قهرمان رسانه ای اعتصابات 97 هفت تپه، از انعکاس به مراتب بیشتری در این رسانه ها برخوردار بود تا اعتصاب کارگران. طنزی تلخ تر از این نمی شد برای کارگران اعتصابی ای تصور کرد که از پرداخت پول دارو و درمان برای کودکانشان و حتی از خرید نان نا توان مانده اند و برای دریافت حقوق عقب مانده خویش در حال نبردند و همزمان شاهد آنند که چگونه یک لاشخور سیاسی به خرج و هزینه اعتصاب پیشین آنان اکنون به سوژه ای در رسانه ها بدل شده و حتی اعتصاب آنان را تحت الشعاع قرار می دهد.

حقیقت این است که در چهاردهمین روز اعتصاب، علیرغم پیشرفتهای چشمگیری که کارگران در نحوه پیشبرد اعتصاب نسبت به اعتصاب سال 97 از خود نشان دادند، نه تنها از دستاورد ملموسی نمی شد حرف زد، بلکه حتی در میان خود کارگران مناقشه بر سر چگونگی پیشبرد اعتصاب بود که به چشم می خورد. از وارد شدن به جزئیات دقیق تر روند اعتصاب و نقاط قوت و ضعف آن در اینجا خودداری می کنیم. همینقدر کافی است که بر نادرستی حکم اولیه نویسنده تأکید کنیم مبنی بر این که بی بی سی در اثر فشار کارگران و برای حفظ آبرو "مجبور" شد که تمام خواسته های کارگران را منعکس کند. نه تنها چنین چیزی مبتنی بر واقعیات میدانی نیست، بلکه واقعیات میدانی حتی شواهد آشکاری خلاف آن را نیز نشان می دادند. فشار بی پولی و تحقیر ناشی از آن در میان بخشهائی از کارگران منجربه این شده بود که از میان تمام آن خواسته ها فقط و فقط مطالبه دریافت حقوق به میان کشیده شود. سخنرانانی از میان کارگران در تجمعات مقابل فرمانداری حتی به صراحت از این سخن می گفتند که نه غارت و چپاول کارخانه و املاک آن توسط اسدبیگی ها و رستمی ها به آنا ن مربوط است و نه اختلاسهای میلیارد دلاری که به نام کارگران صورت گرفته بود. آنها می گفتند که فقط حقوقشان را می خواهند و به بقیه مسائل کاری ندارند. تحت فشار همین وضعیت نامناسب در میان کارگران بود که اتفاقا افراد و مجامع شناخته شده طرفدار کارفرمایان نیز فرصت و مجال آن را یافتند تا با برجسته کردن مطالبه دریافت حقوق عقب افتاده و تأکید بر اشکال رادیکالتر مبارزاتی، مجددا در میان کارگران جای پائی برای خود دست و پا کنند. نگاهی به مباحثات و حتی مجادلات جلوی سنگر در این روزها نشان می دادند که اتفاقا تلاش برای حفظ وحدت در میان کارگران چگونه به مانعی به نام کسب حقوق عقب افتاده بر میخورد و قانع کردن کارگران به ادامه مبارزه برای خلع مالکیت بخش خصوصی یکی از مهم ترین دغدغه های  سازمان دهندگان اعتصاب را تشکیل می داد.

از روزهای دوازدهم اعتصاب به بعد، رزمجوئی روزهای اولیه رفته رفته جای خود را به نگرانی ها و احساس ناتوانی ای میداد که در میان کارگران اشاعه پیدا می کرد. علیرغم تلاش چشمگیر فعالان اعتصاب و نمایندگان کارگران برای حفظ اتحاد، نه تنها در میان کارگران اتحاد عملی بر سر نحوه هدایت اعتصاب و دستیابی به موفقیت به چشم نمی خورد، بلکه همچنین آزادی اسد بیگی، متهم ردیف اول پرونده اختلاس و عدم پرداخت حقوق در اثر بلوکه کردن حساب بانکی شرکت توسط قوه قضائیه و علاوه بر آن حتی اقدامات آشکارا اخلالگرانه و تحقیر آمیز عوامل کارفرما در خود کارخانه، همه و همه از موقعیتی نامساعد برای اعتصاب حکایت می کردند. این موقعیت نامساعد حتی در میان سخنرانان روزهای سیزدهم و چهاردهم اعتصاب بر روی سکوی سنگر هم منعکس می شد که به صراحت از عدم موفقیت تاکنونی اعتصاب سخن می گفتند.

بی بی سی در چنین لحظه ای به انتشار گزارش نامبرده دست زد. در لحظه ضعف اعتصاب و نه در لحظه قدرت آن. این اصل موضوع است. به عبارت دیگر، بی بی سی خود داوطلبانه و درست در موقعیتی تصمیم گرفت اعتصاب را به اطلاع "تمام دنیا" برساند که خود اعتصاب دیگر آن جنبه تهدید آمیز احتمالی خود را از دست داده بود. از نقطه نظر گردانندگان بی بی سی، اکنون کارگران اعتصابی دیگر تهدیدی برای مالکیت خصوصی به حساب نمی آمدند، بلکه از عاملی برای تهدید تبدیل به سوژه ای قربانی شرایط می شدند. این نه اعتصابی برای لغو مالکیت خصوصی بر شرکت بود که توسط بی بی سی معرفی می شد، بلکه قربانیانی از ستم و جفای جمهوری اسلامی که بی بی سی خود را تبدیل به صدای آنان می کرد. و بین این دو تفاوت از زمین تا آسمان است.

به عنوان قربانی ستمگری جمهوری اسلامی، این اصلا مهم نیست که که هستید و چه میخواهید. می توانید درویش باشید، همجنسگرا باشید، بهائی باشید، لیبرال یا دمکرات و یا حتی کمونیست دو آتشه باشید. مادام که قربانی هستید فرقی نمی کند. تهدیدی برای بی بی سی و مشی مورد نظر آن به شمار نمی آئید. شما می توانید در گوشه ای از ایران خواستار لغو فوری مالکیت خصوصی و کار مزدی و برقراری فوری دیکتاتوری پرولتاریا باشید. چنانچه نتوانید این آمال و آرزوهای خود را متحقق کنید، دیر یا زود توسط دستگاه سرکوب نظام منکوب خواهید شد و یا خود خسته و فرسوده میدان را ترک خواهید کرد. فرقی نمی کند. در هر صورت به عنوان قربانی سوژه مناسبی برای پروپاگاند امثال بی بی سی خواهید بود که در چنین حالتی حتی با ژست حق به جانب تری مدعی این نیز خواهد بود که در راستای آزادگی حتی از مخالفین طبقاتی خویش نیز حمایت به عمل می آورد. در حقیقت اما این موقعیت قربانی است که نزد آنان برجسته می شود تا تصویر کاملتری از جمهوری اسلامی به مثابه نظامی به دست دهند که همه در آن قربانی اند تا خود به این ترتیب به عنوان مدافع عموم مردم، مدافع همگان جلوه گر شوند حتی اگر این همگان کمونیست نیز باشند.

اعتصاب هفت تپه به مدت تقریبا دو هفته این فرصت را در اختیار بی بی سی نگذاشت. دقیقا به این دلیل که آن کهنه کاران از این مطمئن نبودند که آیا اعتصاب پیروز خواهد شد یا نه. برخلاف نظر نویسنده، چنانچه اعتصاب در رساندن صدای خود به گوش "تمام دنیا" موفق می شد و چنانچه نه "تمام دنیا"، بلکه حتی بخش قابل توجهی از افکار عمومی در ایران را به حقانیت مطالبه خویش مبنی بر لغو مالکیت خصوصی متقاعد می کرد، آنگاه نه تنها این اعتصاب تهدیدی برای نظام سیاسی حاکم، بلکه همچنین تهدیدی جدی برای بی بی سی و منوتو و وویس آف آمریکا و ایران اینترنشنال نیز به حساب می آمد که اگر در تقدیس مالکیت خصوصی از جمهوری اسلامی تندرو تر نباشند، لااقل به همان اندازه قاطع اند. و در چنین حالتی قطعا بی بی سی یا به سکوت خویش ادامه می داد و یا همچنان به تبلیغ اعتصاب کارگران هفت تپه به عنوان اعتصابی برای دریافت حقوقهای عقب افتاده می پرداخت. همچنان که ایران اینترنشنال در روزهای پیشین چنین کرده بود و مورد اعتراض همین کانال نیز قرار گرفته بود.

حقیقت خلاف ادعای نویسنده کانال هفت تپه است. بی بی سی با انعکاس بسته مطالباتی کارگران اعتصابی دست به عقب نشینی در مقابل فشار کارگران نزده است، دست به تعرض زده است. از لحظه انتشار این گزارش به بعد، بی بی سی دیگر اطمینان یافته است که اعتصاب جاری هفت تپه را هم می تواند به عنوان متاعی عامه پسند در دکوراسیون حقوق بشری خویش به نمایش بگذارد. و کانال مستقل هفت تپه نیز با درخواست اشتراک لینک خبر بی بی سی، پذیرفته است که اعتصاب به عنوان متاع در دکه بی بی سی عرضه شود. این البته تأثیری در افزایش مشتریان برای این متاع ندازد. هزار نفری که به توصیه این کانال لینک خبر بی بی سی را کلیک می کنند، همانهائی هستند که وقایع هفت تپه را خودشان دنبال می کردند و می کنند. در کل تعداد احتمالا بیش از صد هزار نفر خواننده خود کانال بی بی سی نیز تأثیر این هزار نفر قابل چشم پوشی است. آنچه می ماند این واقعیت است که کانال هفت تپه پاتروناژ بی بی سی را پذیرفته است. این البته تأسف انگیز است، اما هنوز قابل برگشت است. برای این کار باید بر ضعفهای اعتصاب غلبه نمود، احساس ناتوانی را عقب زد و غرور اعتصابیون را دوباره بر کل حرکت حاکم نمود. به این در فرصتی دیگر باید پرداخت.

8 تیر 1399

28 ژوئن 2020

نظرات (0)

0 از 5 براساس 0 رای
هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
Rate this post:
0 کاراکتر
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
کد تصویری را وارد کنید

کنفرانس دوم

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر