مطالب تازه

نظر خوانندگان

سلام، آقای آرمین اسدی عزیز یک مقاله در ارتباط با دموکراسی و جامعه مدنی به زبان انگلیسی وجود دارد که...
مچکرم از توضیحتون آقای صمدی شما متنی در نقد آقای فکوهیم نوشته بودین و اونجام ذکر کردین که جامعه‌ی مد...
آقای آرمین اسدی سلام، رفیق عزیز من آنچه تحت نام جامعه مدنی یا جامعه مدنی اسلامی یا توسعه سیاسی در ا...
سلام به رفقای تدارک کمونیستی خواستم ببینم امکانش هست پی دی اف مقالاتی مثل این مقاله رو هم آپلود کنید...
بهمن شفیق یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
احسان، اتفاقا خوب است که به تاریخ گذشته رجوع کنید. مسأله این نیست که چه کسانی به طور فیزیکی از چه جر...
احسان یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
رفیق عزیز قصد ندارم به بحث های تاریخ گذشته بپردازم.قصد من از طرح همچین سوالی برخواسته از اون انتظاری...
با سلام آقای صمدی شما در رابطه با جامعه مدنی عنوان کردید که تفاوت ماهوی بین جامعه مدنی در ایران و غر...
بهمن شفیق یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
احسان، آخرین فعالیتهای سیاسی پیشین نظریه پرداز اصلی جریانی که به نام چپ محور مقاومتی شناخته شده است ...
احسان یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
لطفا در مورد اینکه میگید چپ محور مقاومتی انشعابی از خانواده ی مقدس بود بیشتر توضیح بدید.
حامد، با درود متقابل نه، به این معنا نیست و محدود به اعتصاب کنونی هم نیست. کاری است که فراتر از اعتص...
درود در جای از نامه گفتید « این یعنی این که مبارزه برای لغو خصوصی سازی بدون مشارکت دادن اهالی منطقه ...
امین خ یک نظر در رخت چرک و چشم همسایه: پاسخی به برخی ابهامات ارسال کرده است
با سلام و سپاس در کامنت دوست گرامی 《 شاهین》 به اخراج منصور اسانلو از سندیکای واحد اشاره شده. آیا چنی...
شروین یک نظر در بچه های سوسیالیست مَسی ارسال کرده است
این مقاله‌ای که می‌گویید در "آنجا" منتشر شده درست است که در کانال آلترناتیو منتشر شده، اما اگر به پس...
علی یک نظر در رخت چرک و چشم همسایه: پاسخی به برخی ابهامات ارسال کرده است
با درود یارو کچل بود اما اسمش را زلف علی گذاشته بود حالا حکایت ما حکایت آدم هایی مانند اسانلو است که...
شاهین یک نظر در رخت چرک و چشم همسایه: پاسخی به برخی ابهامات ارسال کرده است
این لینکی که گذاشتید ادعا می کرد بیش از یک دهه قبل شهابی با هرانا کار می‌کرده، ولی لحن نوشته قبلی شم...
بهمن شفیق یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
حسین، پاسخ شما را هم همراه با موضوعات دیگر مربوط به این ماجرا در یادداشت جداگانه ای خواهیم نوشت...
حسین یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
شما اسناد این سه ادعایتان را رو کنید و من را هم رسوا کنید. از این بهتر برای شما؟ منتظرم.
حسین یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
چطور می گویید «ارعاب»؟ تهدیدتان کرده ام؟ یا اینکه معنای کلمات را نمی دانید؟ اگر در گوگل سرچ کنید «رض...
نوید پایور یک نظر در مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد! ارسال کرده است
جناب حسین ارعاب و فحاشی مشکل شما را حل نمی کند و بنظر نمی رسد شهامت عذر خواهی هم داشته باشید این را ...

مقالات

کتاب

مرد سوم: سندیکای واحد باید موضع بگیرد!

در صورتی که سندیکای واحد با سکوت خویش همچنان امکان مانور سیاسی در اختیار اسانلو قرار دهد، تردیدی در این باقی نخواهد ماند که در خود این سندیکا تمایل به تبدیل شدن به چماق "جامعه جهانی" نهفته است

1

منصور اسانلو، رهبر سابق سندیکای کارگران شرکت واحد و عضو کنونی بنیاد توانا، لازم دانسته است که در رابطه با قتل جورج فلوید و خیزش خیره کننده متعاقب آن در آمریکا و در بخشهای وسیعی از جهان سکوت نکند. او نیز به مثابه عنصری در درون شبکه براندازان به هراس افتاد. او نیز مانند براندازان دیگر شاهد بود که چگونه چهره کریه نظامی که وی تمام امید خود برای آینده سیاسی اش را بدان گره زده بود، با آن 9 دقیقه مرگبار جورج فلوید به آشکارترین وجهی در معرض دید جهانیان قرار گرفت، پوسته رسانه ای آن دریده شد، هستۀ واقعی اش برملا گردید و تمام آن جذبه ساختگی حاصل دهها سال مهندسی رسانه ای و هنری در کوتاهترین مدت دود شد و به هوا رفت. آمریکای افسانه ای جذاب بیش از هر چیز تصویری از این جامعه بود و هیچ چیز نمی توانست این تصویر را چنین به راحتی درهم بشکند مگر یک تصویر. و صحنه دراماتیک مرگ جورج فلوید دقیقا چنین تصویری بود. تصویری که قدرت آن اگر از تصاویر اصابت هواپیماهای مسافربری به برجهای دوقلوی نیویورک و فروپاشی آن برجها بیشتر نباشد، کمتر نیز نیست. تصویری که دقیقا مشابه همان تصاویر می رود تا آغاز دوران نوینی از حیات سیاسی جامعه آمریکا و کل بشریت را رقم بزند. و این بار دوران زوال. زوالی که نه فقط دامن طبقه حاکمه در خود آمریکا را می گیرد، بلکه سرنوشت و آینده همه ریزه خواران آن را نیز به مخاطره انداخته است. و اسانلو به عنوان یک ریزه خوار نمی توانست سکوت کند. همچنان که هم پالکی های او نتوانستند.

اما اسانلو در موضعگیری اش شاید از همه آنهای دیگر جلوتر رفت. او همه مرزهای شرف و حجب و حیا و انسانیت را در هم شکست و آنچه بر زبان آورد رذیلانه تر از هر چیزی بود که می توان تصور کرد.

او به تمجید از نظامی پرداخت که شکاف بین فقیر و غنی در آن در مخیله هم نمی گنجد و گرسنگان آن صفهای چند کیلومتری برای دریافت غذای خیریه ای تشکیل می دهند، از نظامی که دهها میلیون شهروند آن فاقد هر گونه پوشش بیمه درمانی اند، از نظامی که بالاترین میزان زندانی در دنیا را دارد، از نظامی که صدها پایگاه نظامی در سرتاسر دنیا دارد و میلیونها نفر در سرتاسر جهان را قربانی مطامع خویش کرده است.

او از جورج فلوید قربانی با تحقیر به عنوان یک پورن استار یاد کرد و به این وسیله اعلام کرد که آن مرگ حقش بود. این تنها موضعی در رابطه با آنچه واقع گردید نبود؛ اعلام حکم قتلی برای همه پورن استار ها و روسپی ها در آینده نیز بود. او حتی از دونالد ترامپ رذل تر بود که هنگام نام بردن از جورج فلوید لااقل به طور صوری احترامی به وی قائل می شود.

او خونسردانه ترین اعدام به تصویر کشیده شده در تمام سالهای اخیر - حتی خونسردانه تر از صحنه های سر بریدن داعش – را حتی قتل ندانست. او فردی را که بدون هیچ مقاومتی زیر فشار 4 افسر پلیس در حال جان کندن بود همسان با خطر یک انتحاری اسلامی معرفی کرد و به این وسیله همه قتلهائی را تطهیر نمود که توسط پلیس وحشی "سرزمین آزادی ها" انجام شد و می شود. او حتی از کوکلوکس کلانها نیز پست تر بود که لااقل در قتل بودن عملِ درک شووین تردید نمی کنند، عمدی بودن آن را رد می کنند.

او از فرط غضب و یأس در میان موج عظیم و میلیونی معترضین به قتل جورج فلوید به سراغ ایرانیانی می رود که در این اندوه شریکند و علیرغم هر موضع سیاسی ای که دارند لااقل با این درجه از بربریت آشکار نمی توانند اعلام موافقت کنند. به هر دلیل. و او، منصور اسانلو، یکسره آنان را مزدوران جمهوری اسلامی می نامد. او که خود در معنای دقیق کلمه مزدور است، از بنیادی مزد می گیرد که بودجه آن توسط سیا و وزارت خارجه آمریکا پرداخت می شود، همه آنهای دیگر را مزدور می نامد.

می توان ادامه داد و در دل هر کلمه اسانلو رد دنائت و رذالتی را جست که حتی در جهان پر از پلشتی امروز نیز کمتر به این شکل زننده یافت می شود. اسانلو در آن چند دقیقه کاری کرده است کارستان. کاری که تصور نمی کنم حتی شعبان جعفری هم می توانست اینچنین به نحو احسنت انجام دهد.

2

مرد سوم فیلمی است دیدنی با بازی خیره کننده اورسون ولز. زمان وقوع فیلم به یک سال پس از پایان جنگ دوم جهانی باز می گردد. نویسنده ای آمریکائی (جوزف کاتن) تصمیم می گیرد برای دیدار با دوستی صمیمی که در تمام مدت جنگ در اتریش به سر می برد و هیچگونه امکان دیداری با وی نداشت، به وین سفر کند. وی هنگامی به وین وارد می شود که مراسم تشییع جنازه این دوست قدیمی در حال برگزاری است. در پرس و جو برای یافتن علت مرگ او، وی متوجه جزئیاتی می شود که با هم جور در نمی آیند. و سرانجام پس از اتفاقات مختلفی به این پی میبرد که آن کسی که به خاک سپرده شده نه دوست وی، بلکه شخص دیگری است. با تحقیقات بیشتر متوجه می شود که دوست صمیمی قدیمی اش دست اندرکار قاچاق پنی سیلین قلابی است که در شرایط کمبود دارو در وین بعد از جنگ منجر به مرگ تعداد زیادی از کودکان در بیمارستانها شده است. و از آن لحظه به بعد او بر تلاشهایش برای یافتن دوست سابق خود می افزاید. این بار اما نه برای دیدار با وی، بلکه برای کمک به پلیس نظامی برای دستگیری و مجازات او. آن دوست قدیمی دیگر وجود نداشت. کسی که بر جا مانده بود اکنون یک جنایتکار بود.

ماجرای اسانلو هم همین است. آن اسانلوی رهبر کارگران شرکت واحد دیگر وجود خارجی ندارد. اسانلوئی که بر جا مانده است بیش از چماقداری در خدمت مرتجع ترین و فاسد ترین باندهای بورژوازی نیست. موجود حقیری است که کمترین بوئی از شرافت و انسانیت در او نمانده است. اسانلوی پیشین مرده است. این یکی که بر جا مانده است شبحی است که وجودش فقط فضا را آلوده می کند. نوعی کرونا است که هر جا اثرش پیدا شد باید ضدعفونی شود.

مرد سوم محصول انحطاطی بود که جنگ جهانی به ارمغان آورد. اسانلو هم محصول انحطاط جامعه ایران و نظم حاکم بر آن است، محصول نظمی است که فریاد عدالتخواهی سر می داد و می دهد و همزمان امور روزانه اش را با کثیف ترین معاملات و بده بستانها می گذراند. محصول قوه قضائیه ای است که حکم زندان و شلاقش برای کارگران را دقیقا همانهائی صادر می کنند که خود مدتی بعد بر صندلی اتهام فساد نشانده می شوند. محصول مناسباتی در درون جنبش کارگری است که بر آن ریاکاری، دوروئی، فرقه بازی، حسابگری و منفعت جوئی شخصی حاکم است. محصول نظمی است که ارزشهای انسانی در آن مرده است. شاید برای خود او بهتر بود که آن چماقدارانی که سالها پیش به دفتر این سندیکا در میدان حسن آباد یورش بردند و با تیغ موکت بری زبان او را مجروح کردند، آن زبان را کاملا می بریدند تا زمانی این سخنان ننگین و شرم آور از آن شنیده نشود.

3

اسانلو از نظر سیاسی مرده ای است متحرک. در رسوائی او همین بس که پاچه خوارهای رسوای کمونیسم کارگری، همانهائی که زمانی وی را به خود منتسب می کردند، امروز او را فاشیست خطاب می کنند. اظهارات اسانلو را هم باید در کنار سایر زوزه های مأیوسانه براندازان فرشگردی و ترامپیست قرار داد که هر روز بیشتر شاهد زوال اقتدار ولی نعمتشان هستند. نه، هیچ برخوردی به مضامین اظهارات سخیف اسانلو لازم نبود. اگر که، اگر که..

اگر که او در سخنانش در جلد مدافع سینه چاک سندیکای واحد ظاهر نمی شد. و این دقیقا کاری بود که او کرد. خود را مدافع سندیکای واحد نشان داد و به سرزنش دیگران پرداخت که چرا لوگوی این سندیکا را در سایتهای خود نمی زنند، چرا از این سندیکا دفاع نمی کنند، چرا صدای خود را علیه مجازات شلاق برای طالب مقدم، عضو سندیکای واحد، بلند نمی کنند و غیره.

این فقط یک ژست نبود. فقط پنهان شدن پشت نام سندیکای واحد نبود. این یک مانور سیاسی است که اسانلو در هر فرصتی بدان متوسل می شود. مانوری که هدف آن باز نگه داشتن راه برای به خدمت گرفتن همین سندیکا و تبدیل آن به بازوی ارتجاع بازارآزادی و امپریالیستی در بزنگاههای سیاسی است. این وجه خطرناک مانور منصور اسانلو، این رهبر سابق و خائن طبقاتی کنونی است. و پرسشی که طرح می شود این است که سندیکای واحد کجا ایستاده است؟ اسانلو با اظهارات خود هاله ابهام را بر سر این سندیکا انداخته است.

سندیکای واحد نمی تواند مانند کبک سر خود را زیر برف کند و این مانور را نادیده بگیرد. برعکس، این سندیکا موظف است با صراحت و قاطعیت به رفع شبهات مسمومی بپردازد که اسانلو مشغول پراکندن آن است. سندیکای واحد موطف است با صدای بلند قتل جورج فلوید را محکوم کند و با قربانیان نظام سلطه طبقاتی در آمریکا اعلام همبستگی کند. این سندیکا نمی تواند با بهانه این که تشکلی سیاسی نیست از زیر بار این وظیفه شانه خالی کند چرا که پیش از این همین سندیکا آنجا که لازم دانست از جنبش جلیقه زردها نیز حمایت به عمل آورده بود. اکنون این موضعگیری برای سندیکای واحد بیش از هر زمانی حیاتی است.

در غیر این صورت، در صورتی که سندیکای واحد با سکوت خویش همچنان امکان مانور سیاسی در اختیار اسانلو قرار دهد، تردیدی در این باقی نخواهد ماند که در خود این سندیکا تمایل به تبدیل شدن به چماق "جامعه جهانی" نهفته است. بویژه سابقه رضا شهابی به عنوان مسئول سابق شاخه کارگری هرانا و همکار احمد باطبی تأئیدی است بر این ظن. سابقه ای که تاکنون هیچ توضیحی درباره آن از جانب او عنوان نشده است. و احمد باطبی؟ احمد باطبی امروز همکار منصور اسانلو در بنیاد توانا است.

آیا ربطی بین بنیاد توانا و سندیکای واحد است؟ این شبهه ای است واقعی و تنها یک موضعگیری صریح، قاطع و بدون اما و اگر می تواند آن را برطرف کند.

20 خرداد 99

9 ژوئن 2020

نظرات (8)

0 از 5 براساس 0 رای
این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

حسین، پاسخ شما را هم همراه با موضوعات دیگر مربوط به این ماجرا در یادداشت جداگانه ای خواهیم نوشت

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

شما اسناد این سه ادعایتان را رو کنید و من را هم رسوا کنید. از این بهتر برای شما؟ منتظرم.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

چطور می گویید «ارعاب»؟ تهدیدتان کرده ام؟ یا اینکه معنای کلمات را نمی دانید؟
اگر در گوگل سرچ کنید «رضا شهابی هرانا» اولین لینکی که می‌دهد در سایت هراناست و موضوعات با برچسب رضا شهابی است. این صفحه خود 13 صفحه دارد که از سال 89 شروع می‌شود تا همین اواخر و همه اخبار مربوط به بازداشت یا وضعیت رضا شهابی در زندان است. در برخی از این خبرها هم گفت‌وگوی رضا شهابی درباره دادگاهش با جرس و یا نامه‌اش که به نقل از کلمه چاپ شده یا نامه‌هایی است که در زندان نوشته. در تمام این 13 صفحه چنین چیزهایی بوده. آیا از نظر شما این ها اسناد همکاری شهابی و هراناست؟ یعنی اخبار هر کارگر زندانی ای که در هرانا چاپ شود یا نامه هایش در زندان را چاپ کند می شود همکار هرانا؟ و از آن بالاتر، «مسئول شاخه کارگری» هرانا؟
اول اینکه، هیچ سندی مبنی بر همکاری شهابی و هرانا اینجا نذاشته اید و در برابر کسی که اینجا از شما این اسناد را می خواهد باز طفره میروید که برو خودت بگرد. واقعا جالب است. گذاشتن دو سه تا لینک کار سختی است براتون؟ وظیفه شماست که این اسناد را نشان دهید و اگر مایل نیستید چنین کاری کنید قطعا دروغ گوی تبهکاری هستید. دوم اینکه مدعی شده اید که «مسئول شاخه کارگری هرانا» بوده. حتی اگر آنچه در آن 13 صفحه آمده را نشان از همکاری شهابی و هرانا فرض بگیریم چطور به این نتیجه رسیده اید که «مسئول شاخه کارگری هرانا» بوده؟ این حرف مهملی است که نشان از دروغ گویی و شیادی شماست. این دومین چیزی است که باید ثابت کنید. ضمن اینکه نوشته اید ارتباط توانا با شهابی شبهه ای واقعی است و فقط موضع گیری قاطع و... شهابی می تواند این شبهه را برطرف کند. این هم از آن حرف های بی پایه ای است که آدم ها را متهم جلوه می دهد مگر این که خلافش ثابت شود. واقعاً شاهکار است. اتفاقا شما باید مدارکی مبنی بر «ارتباط توانا با شهابی» ذکر کنید. این سومین اتهامی است که زده اید و مدارکی مبنی بر صحت آن ارائه نکرده اید.
عذرخواهی که هیچ، قدردانتان هم خواهم شد اگر این ها را ثابت کنید. اما وقتی هیچ مدرکی ارائه نمی کنید و قصد ارائه آن را هم ندارید «لجن» خواندنتان فحاشی نیست، واقعیت است. آیا کسی که بیاید اینجا و بگوید تدارک کمونیستی از سیا پول می گیرد و شاخه کارگری سیا هست را لجن نمی نامید؟ از او مدرکی بابت این ادعا نمی خواهید؟ این هم مانند آن است.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

جناب حسین ارعاب و فحاشی مشکل شما را حل نمی کند و بنظر نمی رسد شهامت عذر خواهی هم داشته باشید این را آینده نزدیک روشن خواهد کرد. ادعای همکاری رضا شهابی با هرانا موضوع تازه ای نیست و قبلا هم مطرح بوده است یا خبر ندارید که پرتید یا کتمان می کنید که کلاهبردارید ویا دستی در همان محافل دارید. از ما سند چه چیزی را میخواهید؟ سند چیزی که یک جستجوی ساده در همان سایت هرانا هم آن را به شما نشان خواهد داد؟
سوال این است که چرا رضا شهابی بیش از یک دهه است که به چنین ادعا هایی واکنش نشان نداده است؟! و جالب است که چطورآدم بی اطلاعی مثل شما به خودش اجازه می دهد با چنین اطمینانی نظر بدهد؟! اسانلو بعنوان عضو فعال موسسه توانا مرتب در حال دفاع از سندیکای واحد است و به عنوان پدر خوانده آن تشکل حرف میزند! این شبهه درمورد سکوت سندیکای واحد و رضا شهابی در باره ادعاهای اسانلو باید روشن شود.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

چرا باید از رضا شهابی پرسید؟ کسی که ادعا می‌کند باید سند همکاری او را رو کند. آیا در سایتتان در طول چند سال فعالیت این سند موجود است؟ اولین بار است که می‌بینم یکی کس دیگری را متهم می‌کند و اسنادش را از آن‌که متهم شده می‌خواهد.
شمایید که باید ثابت کنید رضا شهابی «مسئول شاخه کارگری هرانا» بوده است. هر موقع اسنادی ارائه کردید آن وقت بیایید این زیر درباره عذرخواهی صحبت کنید.
فکر نمی‌کنم ذکر واقعیت توهین محسوب شود. .....
توضیح سایت: جمله آخر کامنت شما حاوی توهین بود، به همین دلیل حذف شد

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

حسین، بهتر بود قبل از اظهار نظر از خود رضا شهابی می پرسیدید. اگر آنچه ما گفتیم صحت داشته باشد آیا به همان اندازه که جسارت در اهانت دارید شهامت در عذرخواهی هم خواهید داشت؟

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

رضا شهابی کی همکار احمد باطبی و شاخه کارگری هرانا شده که الان او را همکار «سابق» می‌نامید. شما که همه چیز می‌دانید چرا نمی‌گویید قبلاً شهابی چه کرده که همکار هرانا بوده. و چرا حالا هممکار «سابق» شده؟ یعنی چطور پی برده‌اید که الان نیست؟
هرچی جلوتر می‌روید چقدر لجن‌تر می‌شوید.
پول پناهندگی‌تان را بگیرید آب‌جوتان را بزنید به بدن. بروید سندیکای سرخ واحد با همکاری رضا رخشان بزنید.

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

به نظرم پاراگرف اخر رو حذف کنید چون اتهامی سنگین و با لحن بدی زده شده و می تونند بهتون برچسب "پرونده سازی" بزنن

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
Rate this post:
0 کاراکتر
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
کد تصویری را وارد کنید

کنفرانس دوم

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر