نظر خوانندگان

با تشکر از رفیق وحید صمدی من در داخل ایران زندگی می کنم و در یک روستا من دوست دارم یک کمونیست را که ...
وحید صمدی یک نظر در بحران کرونا و وظایف کمونیستها ارسال کرده است
رفیق عزیز علی سلام، از این که دیر پاسخ دادیم عذر می خواهم. این یادداشت را فقط برای اطلاعت می‌نویسم. ...
علی یک نظر در بحران کرونا و وظایف کمونیستها ارسال کرده است
من خودم را یک کمونیست می دانم ولی نمی دانم چه کار کار کنم از کجا شروع کنم چطور با سایر کمونیست ها ار...
عارف یک نظر در ژئوپلیتیک کرونا: 5- مصالحه با آمریکا بی معناست ارسال کرده است
دقیقا درست است و این چرخش لیلازی خود را در طیف چپ در امثال علیزاده سابقا 88 ی پروغرب و گرایلوی سابقا...
بهمن شفیق یک نظر در وقتی که تاریخ چپ توسط مخالفان آن نوشته می شود ارسال کرده است
رفیق عزیز نگار، کاربرد عبارت پوپولیسم در مورد دولتهای چپگرای آمریکای لاتین کاملا آگاهانه بود. اگر دق...
نگار یک نظر در وقتی که تاریخ چپ توسط مخالفان آن نوشته می شود ارسال کرده است
با عرض سلام به رفقای تدارک کمونیستی، تشکر می کنم از مطالب مفیدی که منتشر می کنید، همین طور مقاله ی...
علی یک نظر در مشرق نیوز راه را نشان می دهد ارسال کرده است
استادی در دانشگاه داشتیم که سرمایه داری را به ساده ترین شکل ممکن به ما توضیح داد او گفت دو نفر که ظا...
علی یک نظر در زیبا ترین مخلوق خدا! ارسال کرده است
سایت تان خیلی عالی است ولی خیلی کم مقاله می گذارید ممنون میشوم حداقل روزی یک مقاله جدید بگذارید ما ...
علی یک نظر در زیبا ترین مخلوق خدا! ارسال کرده است
عالی بود واقعا عجب خدایی است مالکیت خصوصی که کسی جرات به چالش کشیدن آن در مخیله خود نیز ندارد
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
رفقای تدارک با سلام مجدد 1- سویه ی اصلی تاکید من بر مرگ 57 این است که دیگر مولفه های اصلی برسازنده...
گیسو رستمی یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام مجدد به عارف و ممنون از توضیحات رفیق بهمن، راجع به کلیپ: قطعا راجع به عواطف شخصی حرف نمی ز...
بهمن شفیق یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
عارف عزیز تا جائی که به نظم اجتماعی پیشین، یعنی مناسبات مسلط سرمایه داری باز می گردد، اصلا گسستی صور...
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام به و تشکر از گیسو رستمی: این جمله تان: و در نهایت، اگر انقلاب مرده بود، کار بورژوازی برای ب...
گیسو رستمی یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام و در پاسخ به عارف، نقطه ی شروع بحث شما کمی آنسو تر از بطن جامعه کوبیده شده: در مرکز قدرت. زن...
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام با تشکر "همین ظرفیت است که امروز توسط بورژوازی اپوزیسیون به بدترین نحوی مورد سوء استفاده قر...
بهمن شفیق یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
عارف عزیز، با سلام متقابل. اشتباه میکنید. آنچه از انقلاب 57 به جا مانده است جامعه ای است که انقلاب ...
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام و تشکر بابت زحمات فراوان و پیشروی که میکشین. این جمله: انقلاب اجتماعی آتی، کار ناتمام تعمیق ...
نیما یک نظر در اخبار و گزارشات کارگری اسفند ماه 98 ارسال کرده است
عالی بود.... ممنونم و امیدوارم هرماه دقیق و جامع‌تر ادامه داشته باشه....
قاسم یک نظر در شیخ عیسی یا فیدل؟ ارسال کرده است
سلام رفقا، درود یک ملاحضه شاید بنی اسرائیلی: با توجه به اینکه «شیخ عیسی قاسم»، رهبر معترضان به پاد...
گیسو رستمی یک نظر در بحران کرونا و وظایف کمونیستها ارسال کرده است
دوست عزیز سؤال کننده، تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش...

مقالات

کتاب

ژئوپلیتیک کرونا: 3- آیا امپراطوری آمریکا در خطر است؟

نوشتۀ: سرجیو مارچی

دوراندیشانه خواهد بود که دولت کانادا افول بی وقفۀ آمریکا را به عنوان یک احتمال واقعی مد نظر قرار دهد و این که این امر چه معنائی برای منافع ملی و جهانی ما خواهد داشت.

یادداشت سردبیر:

این که در آلمان و فرانسه درباره رابطه آینده با آمریکا و لزوم اتخاذ مشی ای مستقل از آن مجادله شود امری است طبیعی که از سالها پیش و بر بستر تضادهای درون امپریالیستی بین اروپا و آمریکا قابل توضیح و فهم. اما این که در کانادا نیز اصل تخطی ناپذیر همزادی با آمریکا مورد سرآل قرار گیرد، چیزی است که به سادگی نمی شد انتظارش را داشت. کانادا برادر کوچک آمریکا است، عضو کلوب امنیتی انحصاری "5 چشم" است که فقط و فقط مختص 5 کشور آنگلو زاکسن آمریکا، انگلستان، نیوزیلند، استرالیا و کاناداست و حتی آمریکادوست ترین کشورهای اروپائی ناتو نیز در آن راه ندارند. مضاف بر این کانادا همراه با مکزیک بیشترین مبادلات تجاری با آمریکا را دارد و حجم مبادلات تجاری آن در سال گذشته به بیش از 600 میلیارد دلار بالغ گردید.

از نظر سیاسی نیز علاوه بر اشارات نویسنده - که خود از طرفداران پر و پا قرص بلوک ترانس آتلانتیک است – کانادا در صدور دمکراسی و اجرای طرحهای آمریکائی در بسیاری از موارد حتی از خود آمریکا نیز جلوتر بود. چه در رابطه با تحریم ها بر علیه ایران و یا به طور کلی در سیاست خاورمیانه ای و چه در سیاست نسبت به اوکرائین. طراح و سازمانده اصلی کودتای سال گذشته در ونزوئلا نیز کانادا بود و نه آمریکا که البته نیروی اصلی اجرائی آن بود. در یک کلام، تصور این که زمانی بین کانادا و آمریکا شکافی به وجود بیاید، تقریبا مشابه تصور اصابت شهابی به زمین بود.

اما امروز در سایه بحران کرونا این اتحاد صلب نیز در حال دود شدن و به هوا رفتن است. مواضع نویسنده البته (هنوز؟) مواضع عملی و تصویب شده دولت و طبقۀ حاکمۀ کانادا نیستند. اما بدون شک گرایشی در درون همان طبقه را منعکس می کنند. سرجیو مارچی یک ژورنالیست نیست. او عضو پارلمان کانادا است و سالها نماینده این کشور در سازمان تجارت جهانی بود. یعنی یکی از درون خود بالائی ها است و نه قلم به دستانشان.

این که اکنون چنین مواضعی به صراحت بیان می شوند، البته نتیجه ای از تشدید منازعات در پرتو بحران کرونا است. اما توجه به این مهم است که نزاعها و مجادلات جاری و قابل مشاهده در دوران این بحران، تحولی یک باره نیستند. بر متن شکافها و گسستهائی واقع می شوند که پیش از بحران کرونا نیز وجود داشتند. در رابطه با کانادا نخستین نشانه های این شکافها را در برکناری کریستیا فریلند، وزیر خارجه لیبرال-فاشیست کابینه اول ترودو و برگماری فرانسوا فیلیپ شامپانی به جای او می شد مشاهده کرد که در نخستین واکنشهای خود تجدید ارزیابی از مناسبات با روسیه را مورد اشاره قرار داده بود. در جریان بحران کرونا نیز رویکرد کانادا در ارائه کمکهای پزشکی به چین در ماه فوریه و پیش از شیوع ویروس در کانادا و سپس ارسال میلیونها ماسک و تجهیزات پزشکی از چین به کانادا و خودداری کانادا از شرکت در کمپین ضد چینی آمریکا نشانه های روشنی از یک رویکرد استراتژیک متفاوت در حال شکلگیری را به نمایش گذاشتند.

بنیانهای استوار 5 چشم تزلزل ناپذیر نیز در حال ترک برداشتن اند. این هنوز از نتایج سحر کرونا است.

آیا امپراطوری آمریکا در خطر است؟

ایالات متحده برای مدتی طولانی رهبر قابلی برای جهان آزاد بوده است اما اکنون خسته و نا مطمئن به نظر میرسد. سیاستشان یک هرج و مرج است و رهبری جهانی شان در معرض خطر جدی است. و این قبل از پاندمی کروناویروس هم اینطور بود. اگر ترامپ دوباره انتخاب شود، امید کمی برای نوسازی وجود خواهد داشت که همواره یک مشخصۀ جامعه آمریکا بود. حقیقتا چهار سال دیگر تحت رهبری او، نظام سیاسی آنان به حضیضی غیر قابل پیش بینی تنزل خواهد کرد. اما برعکس، آیا تحت هدایت یک دمکرات در کاخ سفید نجاتی واقع خواهد شد؟

بنا بر این اغراقی نیست اگر که پرسیده شود که امپراطوری آمریکا در خطر است. اگر به تاریخ نگاه کنیم این کاملا امکانپذیر است. گذشته فراوان از امپراطوریهائی است که آمدند و رفتند. حاکمیتهائی که غلبه ناپذیر به نظر میرسیدند دیگر وجود نداشتند و آینده برای همیشه تغییر کرد.

در حالی که پیشگوئی کار احمقها است، من فکر میکنم که دوراندیشانه خواهد بود که دولت کانادا افول بی وقفۀ آمریکا را به عنوان یک احتمال واقعی مد نظر قرار دهد و این که این امر چه معنائی برای منافع ملی و جهانی ما خواهد داشت. سرزنش کردن ترامپ به تنهائی، ساده سازی خواهد بود. فرسایش تدریجی و غیر قابل انکار نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پیش از استقرار دولت او آغاز شده بود.

در سال 2008 فرید زکریا از سی ان ان کتاب روشنگرانه ای در باره کشورهای در حال توسعه ای نوشت که در حال عروج و به چالش کشیدن آمریکا هستند. عنوان کتاب وی "جهان پسا آمریکا و عروج سایرین" بود و فرض او بر این بود که آمریکا ضرورتا در حال افول نیست، بلکه بیشتر موضوع بر سر عروج ملتهای دیگر بود. در این فاصلۀ 12 ساله به طور دردناکی آشکار شد که آمریکا به سرعت در حال لغزش به پائین است. کافی است فقط به برخی از بیماریهای مسلط نگاه شود.

سیاست در واشنگتن به طور تلخناکی دوشقه شده است. افراطی تر و در بسیاری جبهه ها فلج. دو حزب [مسلط] به سختی با یکدیگر به گفتگو می پردازند. دوره هائی بود که این دو، علیرغم اختلافاتشان، وقتی پای منافع ملی در میان بود با یکدیگر پیوند داشتند. این دیگر صدق نمی کند. امری که توانائی رهبری شان در داخل و خارج را کاهش می دهد.

پول سپهر سیاسی آنان را به شدت فاسد و ورود به آن را [برای دیگران] دشوار کرده است. دمکراسی بدون هیچ حد و مرزی "خریداری و به فروش رسیده" است. در حالی که برنی سندرز پر شورانه این را انکار می کند، هر دو حزب فقط در قبال دلار آمریکا متعهدند. و این مبالغ زیادی است که هر چه بیشتر باعث بیگانگی ای می شود که آمریکائی های عادی احساس می کنند. این باور که دولت "آنها" دیگر دولت آنها نیست.

دولت قانون که سنتا یک ستون دمکراسی آنها بود، اکنون به شدت توخالی شده است. ترامپ با مصونیت در حال اقدام است و هنگامی که دوستانش را می بخشد و دشمنان سیاسی اش را هدف قرار می دهد، با قلدری بر فراز قانون قرار می گیرد. دادستان کل هم در این میانه طوری عمل می کند گه گوئی وکیل شخصی ترامپ است. علاوه بر آن دیگر هیچ مرزی برای جدا کردن منافع عمومی رئیس جمهور و منافع شخصی او وجود ندارد.

در جبهه اقتصادی مشاهده می کنیم که تعرفه ها، تحریمها، سوبسیدها و اشکال دیگر حمایتگرائی مورد استفاده قرار می گیرند تا کسب و کار آمریکا مورد حمایت قرار گرفته و تقویت شود. نه تنها این نمی تواند ادامه کار باشد، بلکه چین نفس تازه می کند و آماده است که جای اول را در رهبری اقتصاد جهانی اشغال کند. منازعات سیاسی و تنشهای مهمی همچنان گرد و خاک به پا می کنند بدون این که به نتیجه ای برسند: سقط جنین، مجازات اعدام، حمل سلاح، مهاجرت، ازدواج هم جنسها، مناسبات نژادی. در هر انتخاباتی اینها دوباره ظاهر خواهند شد.

ترامپ همچنین در حال تضعیف نهادهای بین المللی است. آمریکا از لوکوموتیوی برای ساختن و مراقبت از سازمانهای جهانی مربوط به رفاه عمومی به یک [واگن] آشپزی تبدیل شده است که جلو پیشروی را می گیرد و مانع آن می شود. در این روند رئیس جمهور مناسبات بسیار مهمی با متحدین را از بین می برد و ائتلافهای منطقه ای و جهانی را تضعیف می کند. این دوستان و گروهها که ساختن آنها سالها طول کشیده است، در منافع اقتصادی، سیاسی و نظامی اشتراک دارند. اکنون آنها، مثل کانادا، قربانیان دغدغۀ "اول آمریکا" هستند.

فقط به اقدامات او در برابر کووید-19 نگاه کنید. بیشتر ناظرین عینی به این نتیجه رسیده اند که آمریکا عملکرد بسیار بدی داشته است. رئیس جمهور [که در ابتدا] بسیار کند بود به سرعت آن را یک بیماری "بیگانه" و "چینی" نامید. او در مقابل اروپا هم بازی انداختن تقصیر به گردن آنها را راه انداخت و در چالش دائمی با فرمانداران [ایالتهای] آمریکا قرار دارد. همکاری و همدردی با یک روحیه تکروی جایگزین شدند.

دکتر آنتونی فاوچی، کارشناس آمریکائی بیماریهای عفونی، اکنون با شش محافظ این طرف و آن طرف می رود که در مقابل تهدیدهائی که دریافت کرده است از او حفاظت کنند. کسانی که صلاحیت پزشکی و وفاداری او به رئیس جمهور را زیر سؤال می برند. و چینی های آمریکا هم اکنون در حال خرید اسلحه به مقادیر رکورد آمیزی برای دفاع از خود در مقابل واکنشهای نژادی هستند. به علت این که ویروس ریشه در چین داشت. این واکنشهای اجتماعی افراطی و نگران کننده اند.

و سرانجام برای این کارها بدتر هم شوند، ترامپ با دیکتاتورهای سیاسی هم در می افتد که هیچ علاقه ای به سلامتی جامعه غربی ندارد و در حقیقت در راه جانشینی امپراطور کار می کنند.

در برابر این ترندهای غیر قابل بحث و نگران کننده، کانادا به کدام سمت خواهد رفت؟ بسیاری از کشورهای اروپائی دیگر انتظار نمی کشند. آنها هم اکنون در حال آماده سازی خود برای برنامه های اضطراری هستند. کانادا هم باید همین کار را بکند. سیاستمدارهای ما، بی سر و صدا اما آگاهانه، باید با پاسخ دادن به پرسشهای دشوار به ارزیابی از این چرخش بپردازند. در تلاش برای تکوین احتمالات استراتژیکی که ممکن است بدانها نیاز باشد.

آنها حداقل به چهار عرصه حساس پاسخ دهند.

اول نتایج اقتصادی احتمالی از دست دادن موقعیت رهبری آمریکا و رویکرد آن به داخل برای ما باید به دقت مورد بررسی قرار بگیرند.

در عرصۀ تجاری آیا ما قادر خواهیم بود بزرگترین رابطۀ ما در سطح جهان و یک قرار داد تازه به روز شدۀ نفتا را حفظ کنیم؟ اگر نه، پس بر آن اساس تنظیم مجدد استراتژی تجاری جهانی ما امری حساس خواهد بود. ما همچنین باید نگران میلیونها شغلی باشیم که در پیوند بسیار نزدیک با یک آمریکای نیرومند هستند و همچنین سرمایه گذاری های چندین میلیارد دلاری آمریکا در کشور ما.

در رابطه با بخش انرژی ما که هم اکنون هم تحت فشار شدید قرار دارد، ما باید با تنوع سریع مقاصد صادراتی و یافتن بازارهای جدید از صادرات انرژی خود حمایت کنیم. فروش نفت و گاز به طور انحصاری به آمریکا با قیمتهای تخفیف بالا هیچگاه ایده خوبی نبود. ما همچنین باید در انتظار ظهور یک کمپین "جنس آمریکائی بخر" و دفاع در مقابل آن آماده باشیم که چیزی غیر از یک حمایتگرائی در لفافه و در شکل تازه نیست.

دوم ما باید در زمینه مناسبات امنیتی منحصر بفرد دوجانبه ما به شدت فکر کنیم.

توافقات دفاعی آمریکا با کانادا همه جانبه تر از با هر کشور دیگری هستند. در این رابطه آنها برادر بزرگ هستند. یک نگرانی بزرگ برای ما. ترامپ مکررا از این شکایت کرده است که کانادا در امور دفاعی توان خویش را بکار نمی گیرد. اگر او بخواهد به طور زمختی بر علیه ما اقدام کند، می تواند در عرصۀ منافع امنیتی کانادا زندگی را برای ما سخت کند. او می تواند همچنین تهدیدهای پیشین خود بر علیه ناتو و نوراد NORAD (دفاع هوا-فضائی آمریکای شمالی North American Aerospace Defense ) را ادامه دهد که مشکلات ما را باز هم بیشتر خواهد کرد.

در رابطه با داخل کشور، این ممکن است به معنای تغییرات در بسیاری از توافقنامه های گمرکی و مرزی باشد که ما در حال حاضر از آن برخورداریم  تحرک حدود 400 هزار نفر از شهروندان دو کشور را تحت تأثیر قرار دهد که هر روزه از مرزهای دو کشور رد می شوند.

سوم ما باید تأثیرات [تحولات] بر منشور سیاسی دوجانبه و جهانی مان را بررسی کنیم.

ما در یک منشور دوستی استراتژیک با آمریکا شریک بوده ایم. بله، ما ایده های مستقل خودمان را داریم و برخی مواقع امور را خیلی متفاوت می بینیم. اما به طور کلی ما به آمریکا بسیار نزدیک بوده ایم. اگر سیر رادیکال متفاوتی در آمریکا سر بر آورد، ما نیازمند به گفتگو در مورد روابط استراتژیک و ائتلافهای تازه ای خواهیم بود. به همین ترتیب ما نیازمند بازبینی نقش حمایتی خودمان در مورد بسیاری از سازمانهای بین المللی خواهیم شد که کانادا در آنها عضو است و ما در آنها از حمایت آمریکا سود برده ایم: سازمان ملل، سازمان تجارت جهانی، جی 7، جی 20، سازمان توسعه کشورهای صنعتی OECD، سازمان کشورهای آمریکای شمالی و سازمان آسیا پاسیفیک APEC.

در رابطه با آمریکای شمالی ما به طور موفقیت آمیزی یک چهارچوب قاره ای با دو کشور آمریکا و مکزیک شکل داده ایم. بنا بر این ما باید کورس آینده آن را با توجه به احتمال سرسختی بزرگترین عضو آن در نظر داشته باشیم. و ما باید متوجه باشیم که روابط ما با سایر قدرتهای جهانی، مثل چین و روسیه، بدون پشتیبانی آمریکا اکنون ضربه پذیر شده اند.

و بالاخره ما باید این را نیز حساب کنیم که چگونه یک آمریکای تغییر یافته زیر پای رهبری جهانی را خالی می کند و یک منشور اجتماعی را به پیش ببریم.

برای مدت زیادی ما با آمریکا در یک صف قرار داشتیم. همراه با متحدان کلیدی دیگرمان، ما برای یک جهان عادلانه تر و مهربان تر مبارزه کرده ایم. این شامل اقدمات در زمینه حقوق بشر، حقوق کارگران و زنان می شد و همچنین تلاشها برای بنا کردن دمکراسی، آزادی بیان و مطبوعات آزاد، برنامه های استواری برای مهاجرین و فراریان، توافقات زیست محیطی و ساختن نهادهائی که کمک کردند که جهان از بسیاری از گذرگاههای پر از سنگلاخ عبور کند. یافتن راههائی برای بنا کردن بر این تاریخ امری حیاتی خواهد بود به جای این که با یک جامعه جهانی دشوارتر مقابله کنیم.

و موضوعاتی از قبیل تغییرات اقلیمی هم هستند که در یک کاتگوری نمی گنجند و به هر کدام از چهار عرصۀ پیش گفته تعلق دارند زیرا که تهدیدی وجودی برای سیاره ما هستند.

افول مستمر آمریکا یک جابجائی عظیم تکتونی tectonic در نظم کنونی جهانی خواهد بود و حفره های عظیم خطرناکی را تولید خواهد کرد که نیازمند توجه اضطراری ما هستند. مانند سایر زلزله های دیگر از قبیل فروپاشی اتحاد شوروی، سقوط دیوار برلین، گسترش ناتو، گسترش اروپای واحد، عروج چین، 11 سپتامبر، بحران مالی 2008، برکسیت و اکنون یک پاندمی جهانی. دوستی تنگاتنگ و نزدیکی جغرافیائی ما با آمریکا ما را بیش از هر ملت دیگری آسیب پذیر می کند.

اگر راه قدیمی آمریکائی نجات یافت، چه خوب. ما می توانیم از مناسبات دیرینه خود بهره ببریم و آنها هم همینطور. اگر نه، ما باید محاسبات استراتژیک خود را انجام دهیم بدون آن که غافلگیر شویم و بدون آن که در اثر احساسات محدود شویم. کاری نکردن و به سادگی فرض کردن که چیزی عوض نخواهد شد، ریسک غیر مسئولانه ای در قبال شکوفائی سیاسی و اقتصادی ما به عنوان یک ملت خواهد بود.

مقایسه نخست وزیر ترودو معروف است که زندگی در کنار آمریکا را با زندگی در کنار یک فیل مقایسه کرد. او گفت که "مهم نیست که این حیوان چقدر دوستانه و متعادل است، هر تکان و جنبش آن تأثیر خود را خواهد گذاشت". خوب، وقتی که این حیوان غیر دوستانه و غیر متعادل بشود چی؟

سرجیو مارچی، 15 آوریل 2020

ترجمه تحریریه سایت

منبع:

https://www.macleans.ca/opinion/is-the-u-s-empire-in-jeopardy/

نظرات (0)

0 از 5 براساس 0 رای
هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
Rate this post:
0 کاراکتر
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
کد تصویری را وارد کنید

یادداشتها

سیاست

ویدئوهای تازه

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر