نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

ملت استثنایی لاف زن

نوشتۀ: مون آف آلاباما

برطبق نظر سنجی گالوپ در ژانویه، موافقت با رهبری جهانی ایالات متحده به 30٪ در سراسر جهان کاهش یافت. این به میزان کمی بعد از چین (31٪) و کمی جلو تر از روسیه (27٪) است. این همچنین پایین ترین امتیاز در 10 سال نظرسنجی انجام شده و 48٪ پائین تر از آخرین سال باراک اوباما است.

نمو دار زیر در مجله فوربس در 27 ژانویه منتشر شد که نشان می دهد که آمریکا و به دنبالش انگلیس کشور هایی هستند که به بهترین نحوی برای مقابله با یک اپیدمی آماده هستند.

us exceptionalism 1

کشور ها به ترتیب بیشتربن آمادگی 1- زرد 2- نارنجی 3 – قرمز

از آن زمان واقعیت خلاف این ادعا را ثابت کرده است. ایالات متحده و انگلیس نسبت به سایر کشورهای توسعه یافته آمادگی کمتری داشتند.

اما چنین هذیان هائی معمولاًمختص رسانه های ایالات متحده است. آنها بخشی از تبلیغات حجیم و مداومی هستند که به مردم ایالات متحده  تلقین می کنند تا باور داشته باشند که کشورشان بهترین و بزرگترین در تاریخ جهان است.

امروز نیویورک تایمز قطعه نمونه ای از این  خود فریبی افراطی لافزنی را ارائه میدهد:

us exceptionalism 2

"غم و نا باوری در جهانی که رهبری آمریکایی را از دست داده است:

اپیدمی کرونا پایه های استوار تصورات آمریکای استثنایی را لرزانده است. این شاید نخستین بحران جهانی در بیش از یک قرن باشد که  هیچ کس حتی به دنبال رهبری واشنگتن نیست."

برلین - در حالی که تصاویرناتوانی بخشهای بیمارستانی و سیرصعودی بیکاری آمریکا در سراسر جهان پخش می شد، اروپائیان آنسوی آتلانتیک با ناباوری به ثروتمند ترین و قدرتمند ترین ملت دنیا نگاه میکردند.

این اظهارات هنریک اندرلاین مدیر مدرسه هرتیک مستقر در برلین است، دانشگاهی که متمرکز بر سیاست های عمومی است: "زمانی که مردم  تصویرهای شهر نیویورک را می بینند میگویند، «چطور می شود چنین اتفاقی بیفتد؟ چگونه این ممکن است؟»"

او اضافه کرد "ما همه متحیر شدیم.  به نمودار بیکاران نگاه کنید. بیست و دو میلیون."

تیموتی گارتون یک پرفسور تاریخ اروپا در دانشگاه آکسفورد واز ترانس آتلانتیکی های های دوآتشه ، میگوید : "من احساس نا امیدی اندوهناکی دارم"

.....

اپیدمی که سراسر جهان را فرا گرفته خیلی بیشتر از به خطر انداختن جان ومعیشت مردم از دهلی نو تا نیویورک انجام داده است. این پایه های تصور آمریکای استثنایی را لرزانده است - نقش ویژه ای که ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم برای ده ها سال با گسترش ارزش ها و قدرت اش ایفا کرده و آن را به یک رهبر جهانی و نمونه ای در جهان تبدیل کرد."

نه. دنیا دیگر به رهبری آمریکا نیازی ندارد و علت آن هم این است که بیشتر مردم دنیا "شیفته ترانس آتلانتیک" نیستند. تلقی اساسی آنها در مورد ایالات متحده این است که فقط در جنگ طلبی و ظلم کردن استثنایی است. در هر نظرسنجی پس از نظرسنجی نشان داده شده است که "جهان" بطور کلی تصویر مثبتی از ایالات متحده ندارد و در مقابل آنرا بزرگترین تهدید میبیند:

برطبق یک نظرسنجیsurvey  Pew در سال 2017 (موسسه پژوهشی در منطقه دی سی آمریکا( 39٪ از پاسخ دهندگان در 38 كشور جهان نفوذ و قدرت آمریكا را تهدید بزرگ برای كشورهای خود می دانند، در مقایسه با 31٪ برای روسیه و چین روی هم. این  نسبت به سال 2013 که نظرسنجی قبلی انجام شد 25٪ افزایش را نشان میدهد.

برطبق نظر سنجی گالوپ در ژانویه، موافقت با رهبری جهانی ایالات متحده به 30٪ در سراسر جهان کاهش یافت. این به میزان کمی بعد از چین (31٪) و کمی جلو تر از روسیه (27٪) است. این همچنین پایین ترین امتیاز در 10 سال نظرسنجی انجام شده و 48٪ پائین تر از آخرین سال باراک اوباما است.

محبوبیت آمریکا در سراسر جهان به شدت کاهش یافته است، به ویژه در میان متحدان اصلی مانند مکزیک ، کانادا و آلمان. و این قبل از جنگ تجاری ترامپ و خروج از توافق با ایران بود.

نوشته نیویورک تایمز نقل قولهایی است از چهار مرد سفید پوست اروپایی از اطاق فکر و دانشگاه هایی که همه به هواداری آمریکا شناخته می شوند بعلاوه یک مرد فرانسوی عرب تبار که برای شورای آتلانتیک، که یک اطاق فکری آمریکایی که توسط دولت آمریکا و تولید کننده گان اسلحه حمایت مالی میشود. یک نقل قول هم از یک نئومحافظه کارآمریکایی است.

نویسنده نیویورک تایمز کاترین بنهولد ( تصویر پائین)، به نظر می رسد فکر می کند که نظرات آنها نمایانگر "جهان" است. خبر این است، آنها این طور فکر نمی کنند.

us exceptionalism 3

توهم و دیدگاه تاریخی ساختگی این نوشته نفس گیر است:

"کشوری که 75 سال پیش ماه آینده ، به شکست فاشیسم در اروپا کمک کرد، و در دهه های بعد از دموکراسی در این قاره دفاع کرد، در مقایسه با حکومت های خود کامه و دمکراسی ها به بد ترین شکل ممکن از شهروندان خود حفاظت میکند."

بنهولد می تواند خوشحال باشد که سردبیران او آن پاراگراف به اندازه کافی بد را  پاک کرده اند. وی در توییتر اینگونه آنرا فورموله کرده بود:

"           Katrin Bennhold @kbennhold - 9:37 UTC · Apr 23, 2020

آمریکا یی که 75 سال پیش اروپا ی پدربزرگ و مادربزرگم را از فاشیسم آزاد کرد، طی 75 سال گذشته رهبر جهانی بوده است، اکنون به روشی متفاوت پیشرو است: 84200 آمریکایی مبتلا به کووید – 19 شده اند و 46784 نفرشان فوت کرده اند، بیشتر از هر جای دیگر."

[نه،] ایالات متحده آمریکا اروپا را از فاشیسم آزاد نکرد. اتحاد جماهیر شوروی چنین کرد. بین سالهای 1942 و 1945 ارتش آلمان را در جبهه شرقی تخریب کرد. به طور منطقی می شود ادعا کرد که D-Day ( پیاده شدن قوای متفقین در نرماندی) و هجوم آمریکا به فرانسه اشغالی در ژوئن 1944 یک مانور صرف برای انحراف از عملیات بزرگتر بگراشن بود که اتحاد شوروی درشرق درحال انجام آن بود.

و لطفا بگوئید که آمریکا چه چیزی جز جنگ های کره، ویئتنام، افغانستان، عراق و بسیاری از کشور های دیگر را رهبری کرد؟

به جای دفاع از دموکراسی در اروپا، آمریکا به کودتا پشت کودتا در یونان، ایتالیا و یا هرکشوری که احزاب چپ در آنجا رای می آوردند، اقدام کرد. و راستی چه کسی کمک کرد تا فاشیست های اسپانیا به رهبری فرانکو در قدرت بمانند؟

و بعد این:

"این جا طنز خاصی است: آلمان و کره جنوبی ، هر دو محصول رهبری مد برانه پس از جنگ آمریكا ، به نمونه های قدرتمندی از بهترین شیوه های بحران ویروس کرونا تبدیل شده اند."

 "رهبری پس از جنگ آمریكا" 20٪ كل کره ای ها را كشت و از دیکتاتوریهای فاشیستی در کره جنوبی تا سال 1987 پشتیبانی می کرد. از آن زمان تاکنون آمریکا مخالف هر رهبر كره جنوبی است كه قصد برقراری صلح با كره شمالی را داشته باشد. لطفا بگوئید چه چیز "مدبرانه ای" در آن بود.

یکی باید به آن نویسنده کلاهبردار نادان و بی سواد بگوید که "رهبری" هژمونیک ایالات متحده به پایان رسیده است و جهان دلایل صحیحی برای خوشحال بودن از این را دارد:

"بسیاری از مدافعان هژمونی ایالات متحده تأکید می کنند که "نظم بین المللی لیبرال" به آن بستگی دارد. آن هیچ موقع معنایی نداشته است. برای مثال ، ادامه حفظ هژمونی آمریکا اغلب با قوانین نظم بین المللی مغایرت دارد. هژمون حق دارد در هر جایی که بخواهد دخالت کند و حق حاکمیت و حقوق قانونی کشور های دیگر را آن گونه که به نظرش میرسد پایمال کند. در عمل، ایالات متحده اغلب در تلاش های خود برای برقراری " نظم" سرکوبگرانه مثل کشور هایی که خود قصد سرزنش کردن آنها را دارد، عمل کرده است. صریح ترین مدافعان هژمونی ایالات متحده با کمال تعجب برخی از بزرگترین مخالفان حقوق بین الملل هستند - حداقل وقتی که این مانعی در سر راه شان باشد."

سقوط نسبی ایالات متحده تحول جدیدی نیست. بیش از 20 سال است که از بیرون قابل مشاهده بوده است. اما فقط اکنون است که برخی از توهماتی که رسانه های اصلی هالیوود و حاکمیت برای 20 سال برپا کرده بودند سرانجام فرو میریزد.

زمانی که وسعت رکود بزرگی که این بیماری همه گیرباعث آن است بیشتر نمایان شود، هذیان های بیشتری از این دست نیز دفن خواهند شد.

مون آف آلاباما

ترجمه تحریریه سایت

انتشار در 24 آوریل 2020

منبع: https://www.moonofalabama.org/2020/04/exceptionalism.html#more

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر