نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

اصول اعتقادی بریگاد شبح آلکسی بوریسوویچ موزگووی

نوشتۀ: کمیسیون سیاسی بریگاد شبح

ما قصد نداریم ارتش منظم بشکل کشورهای دیگر درست کنیم (ارتش دائمی دولتی، بهر شکلی هم که آنرا تعریف کنند، اجرا کننده دستورات دولتی است و نه مردم). هدف ما ایجاد یک شکل جدیدی از نیروی نظامی است، با در نظر گرفتن مشخصات مخصوص دنباس. میلیشیا – که همان مردم مسلح شده است – می تواند همیشه در مقابل دیکتاتوری دولت و کمپانی ها مقاومت کند. 

توضیح: سندی را که مشاهده می کنید، میتوان به نوعی مرامنامه بریگاد شبح دانست. سندی است که از نظر ما حائز اهمیت فراوان است. سند برای اولین بار در جنبشهای جهان معاصر جهتگیریهائی را به نمایش می گذارد که نفی نظم مسلط کنونی و خیز به سوی آینده ای سوسیالیستی را در خود حمل می کنند. سند حاضر را شاید بتوان ادامه سندی دانست که سال گذشته در کنفرانس یالتای گروههای رادیکال دنباس و اوکراین تصویب شده و به نام "مانیفست جبهۀ آزادی خلق اوکراین، نواروسیا و کارپاتیای روسی" معروف شده بود. اهمیت عملی سند حاضر در این است که این بار از سوی یک نیروی مسلح با بیش از هزار عضو منتشر می شود. این پشتوانه ای است که مانیفست مزبور از آن برخوردار نبود.

اما سند حاضر نیز از همان نارسائیهائی رنج میبرد که مانیفست دچار آن بود. ادبیات سند ادبیات یک رادیکالیسم خلقی با جهتگیری طبقاتی و سوسیالیستی است. از یک نقطه نظر سند گام مهمی به پیش است و آن هم تأکید آغازین سند بر کلکتیویسم یا اقتصاد اشتراکی است که گر چه هنوز بیان روشنی نیافته است، اما نسبت به مانیفست گامی است به جلو. با این حال تأکید سند بر دمکراسی را شاید بتوان پاشنه آشیل آن دانست. سند البته از دمکراسی تعبیری متفاوت به دست می دهد که با پارلمانتاریسم هیچ قرابتی ندارد. با این همه معلوم نیست به چه دلیل مؤلفین سند هنوز هم که هنوز است نظم مورد نظر خویش را تحت عنوان دمکراسی بیان می کنند و نه به عنوان نظامی شورائی یا مفهوم دیگری که چشم اندازی فراتر از نظم معاصر را آشکار به نمایش بگذارد.

از یک نقطه نظر دیگر نیز نمی توان با سند موافق بود که مؤلفین آن خود را جزئی از دنیای بزرگ روسی به شمار می آورند. اما در همین نقطه نیز آنها جهتی را نشان می دهند که لرزه بر اندام هر ناسیونالیست روسی می اندازد. آنها تعلق خود را به دنیای بزرگ روسی بلافاصله با اعتبار عمومی اصول خویش همراه می کنند و از آن نتیجه میگیرند که: " بدون تغییر در اوکراین و روسیه هیچ آزادی جداگانه ای برای دنباس متصور نیست". این عبارت کوتاه البته هنوز هیچ چیز درباره نوع این تغییر بیان نمی کند. اما برای کسی که تأکید اولیه سند بر کلکتیویسم را دیده باشد، تصور این که چه تغییراتی مد نظر مؤلفین است نباید دشوار باشد. دقیقا به همین دلیل نیز هست که بریگاد شبح عملا در شرایط محاصرۀ اقتصادی از سوی بوروکرات-گانگسترهای حاکم بر جمهوری خلق لوگانسک در حال مبارزه است و به همین دلیل است که رهبر خویش را از دست داده و هر لحظه نیز در معرض خطر قرار دارد.

تحریریه سایت

آلکسی بوریسوویچ موزگوی اولین فرمانده تیپ شبح بود. او توانسته بود یک گروه متحد و مسئول را سازمان دهد. علیرغم  مرگ تأسف انگیز موزگوی، این گروه بکار خود ادامه می دهد. بریگاد شبح توسط مردم مسلح شکل گرفت – میلیشیا. شهرت آن به این علت است که، از ابتدا، این بریگاد به دنبال منفعتهای مادی نبود، اعتقاد به احتیاج به بر پایی قدرت مردمی، و سرنگونی بدون چون و چرای دیکتاتوری فاشیستی، با به خدمت گرفتن بهترین نمایندگان کارگران دنباس و داوطلبان کشور های دیگر داشت. با قتل بزدلانه فرمانده مشهوراین بریگاد، دشمن ناآگاهانه اورا به یک چهره جاودانی مقاومت مردمی تبدیل کرد. باوجود این ضایعه سنگین، این بریگاد متحد تر شده، و انگیزه ما برای مبارزه رهایی سر زمین مادری مان بیشتر شده است.


در اولین سال موجودیتش بریگاد شبح این اصول را اعلام میکند:

1)      سیستم اقتصادی اشتراکی (Collectivism) و همبستگی: ارجحیت ها به منافع اشتراکی در مقابل منافع فردی داده خواهد شد. تصمیم گیری دسته جمعی.

2)      نگران نبودن برای خود – نگرانی برای افتخار: ما ارجحیت را به اصول اعتقاداتمان می دهیم. ترس از امنیت فردی و رفاه مادی کیفیت هایی نیستند که به شکل گیری یک جامعه عادلانه کمک کند.

3)      دوستی بین مردم: ما تعصبات ملی و نژادی نداریم. ما همبستگی و اتحاد برادرانه بین تمام مردم دنیا را برسمیت می شناسیم. در نتیجه، دشمنان ما کسانی اند که جنگ افروزند، ستم بر کارگران روا میدارند و به دشمنی در بین مردم دامن میزنند. ما همچنین معتقدیم که فرهنگ هر ملتی مهم و منحصر بفرد است. ما مخالف روایت لیبرالی از چند فرهنگی multiculturalism هستیم. ما خواهان حفظ و توسعه سنت ها ی مردمان با مشخصات گوناگون هستیم. اصل آن است که این مشخصات و سنت ها نباید به تحریک و درگیری منجر شود. فقط دوستی بین مردم می تواند از درگیری های قومی جلوگیری کند و محرکین و حامیان  تشکل های غیر انسانی را در دنیا بزداید. ما خود را ادامه دهندگان بریگاد بین المللی که به دفاع از ارزشهای  انقلاب مردمی اسپانیا از سال 1936-1939 و افغانستان از 1979-1989، می دانیم.

4)      مردمی که جنگجویان بریگاد شده اند نمایندگان اردوی کارند در مقابل اردوی سرمایه، که از سرزمین خود دفاع می کنند، و آگاهانه به تبلیغ ایجاد جامعه ای که بر اصول عادلانه سازمان یافته باشد، می پردازند.

5)      دمکراسی: این علت شورش دنباس در بهار 2014 بود. ما مخالف قبضه قدرت بوسیله باند های اولیگارشی هستیم. این باند های اولیگارشی بخاطر راه انداختن جنگ فعلی بر علیه دنباس مجرم اند. تمام قدرت باید در دست مردم باشد. هم زمان که در حال جنگیم، در حال پایه گذاری جامعه جدیدی نیز هستیم – در داخل بریگاد و در مناطق آزاد شده. ما از تماس نزدیک نیروی نظامی و مردم حمایت می کنیم. اولین آشپزخانه های عمومی در نیوروسیا به همت بریگاد شبح شکل گرفت. کمک های انسانی به مردم، سازمان دادن مراسم عمومی- این ها همگی از فعالیت های بریگاد است.

6)      میلیشیای مردمی: ما قصد نداریم ارتش منظم بشکل کشورهای دیگر درست کنیم (ارتش دائمی دولتی، بهر شکلی هم که آنرا تعریف کنند، اجرا کننده دستورات دولتی است و نه مردم). هدف ما ایجاد یک شکل جدیدی از نیروی نظامی است، با در نظر گرفتن مشخصات مخصوص دنباس. میلیشیا – که همان مردم مسلح شده است – می تواند همیشه در مقابل دیکتاتوری دولت و کمپانی ها مقاومت کند. مردم بدون اسلحه در مقابل دولتها و کمپانی های بزرگ، که خود به وسیله گروه های مسلح حمایت می شوند،  بدون دفاع اند. تاریخ نشان داده است بیشتر اوقات با مردم مثل گله رفتار شده است. بنابر این، میلیشیا نه فقط در جنگ بلکه برای صلح نیز لازم است.

7)      اصل خدمت داوطلبانه: ما بدنبال بسیج اجباری نیستیم. بنابر این آنهایی که به ما می پیوندند کسانی اند که احساس مسئولیت برای خویشان و دوستانشان میکنند، عاشق سرزمین شان اند، و با عقاید ما همراه اند. ما مردمی که برای در آمد ویا کسانی که بجای زندان به خدمت در آیند، در میان خود نداریم.

8)      پیروزی در جنگ بزرگ میهنی جهانی اساس پایه ای جنبش ضد-فاشیستی است: هیج نوع توجیه و تفسیری از جنگ برگ میهنی بنفع آلمان و متحدانش قابل پذیرش نیست. ما تمام کسانی را که قصدی چنین تجدیدنظرهائی را دارند محکوم می کنیم - اول از همه  غربیها، نئولیبرالهای اوکراینی و روسی  و نئونازی ها.

9)      توجه به آموزش جوانان: در تمام کشور هایی که بعد از فروپاشی شوروی شکل گرفتند، جوانان به کناری پرتاب شدند.  این دولتها هیچ کمکی نه به آموزش فکری و نه ایده آل های اجتماعی آنها، نکرده اند. رابطه این دولتها با جوانان شبیه یک ناپدری مست و بچه ای ناتوان است. کسانی که در اوکراین استقلال یافته بدنیا آمده وزندگی کرده اند می توانند به تجربه آنرا دیده باشند. ما می دانیم که جوانان سرمایه های آینده هستند. ما احتیاج آنان را به فرهنگ، ورزش و دانش فکری، را می فهمیم. ما این ها را وظایف خود می دانیم.

10)  انضباط: در جنگ، انضباط یک فاکتور اساسی در عملیات نظامی است. بدون انضباط پیروزی نظامی غیر ممکن است.

11)  آزادی عقیده: هر سرباز بریگاد بخش جدائی ناپذیری از تیم به حساب می آید، سربلند و با افتخار حامل پرچم نبرد بریگاد خلقی است. نظرات، اعتقادات مذهبی و سیاسی مساله خصوصی هر عضو تیم است. آنها باید بر گرد اصول اعتقادی مردمی متحد شوند – ضد فاشیست، ضد اولیگارشی، دمکراسی. هر گونه عقیده نفرت پراکنانه ( رادیکالیسم دست راستی، نئونازیسم، نئوفاشیسم، نژادپرستی) برای جنگجویان بریگاد بیگانه و مخرب است.

12)  دنیای روسیه: ما خودمان را جزئی از شهروندان روسیه بزرگ میدانیم، که فرهنگ ها، ملیت ها و زبان های مختلط مختلفی را گرد هم می آورد، اما از روحیه مشترک ضدیت با فاشیسم، نازیسم و نژادپرستی و از خصوصیات ویژۀ درونی و روانی ای برخوردار است که همیشه از سرزمین مان دفاع کرده و در بد ترین دشمن شرایط را شکست داده است. دنیای روسیه یک دید جهانی و یک منش است، روح همه گیر مردم آن است. نواروسیا خط مقدم دنیای روسیه است.

13)  اعتبار عام اصول ما- بدون تغییر در اوکراین و روسیه هیچ آزادی جداگانه ای برای دنباس متصور نیست. ما در گیر یک جنبش آزادی خواهانه ای هستیم که نه فقط برای دنیای روسیه، بلکه برای تمام دنیا حائز اهمیت.

کمیسیون سیاسی بریگاد شبح

منبع:

http://redstaroverdonbass.blogspot.ca/2015/06/ideological-principles-of-ghost-brigade.html

 

http://mozgovoy.info/main/text/484-ideynye-principy-brigady-prizrak-im-ab-mozgovogo.html

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر