کسری جمعیت اروپای شرقی

نوشتۀ: مایکل رابرتز
Write a comment

افزون بر ۳ میلیون نفر از اوکراینی‌ها برای فرار از جنگ جاری در کشورشان به هجرتی عظیم به کشورهای همسایه مبادرت ورزیده‌اند. دقیقاًهمانطور که در سوریه و دیگر کشورهای گرفتار جنگ رخ داده، در این کشور نیز یک فاجعه‌ی پناهندگی در جریان است.

اما این هجرت اخیر از اوکراین علاوه بر میلیون‌ها نفری است که پیش از این در طی سی سال گذشته این کشور را ترک کرده‌اند. حتی پیش از مناقشه‌ی اوکراین-روسیه، کسری جمعیت رو به افزایشی در اوکراین و اغلب کشورهای اروپای شرقی از جمله روسیه در جریان بود. اروپای شرقی در دهه‌های اخیر انقباض جمعیتی را به خود دیده که نمونه‌ی مشابهی در تاریخ مدرن ندارد.

بسیاری از کشورهای جنگ زده مثل سوریه متحمل رنج از دست دادن جمعیت قابل توجهی شده‌اند، اما افت جمعیت در سراسر یک منطقه و آن هم به شکل موردی مستمر در طول دهه‌ها از دهه 1950 به این سو هرگز در هیچ جای جهان مشاهده نشده است. بنا بر تخمین سازمان ملل، جمعیت اروپای شرقی هم اکنون حدودا 292 میلیون نفر است، و این یعنی 18 میلیون کمتر از اوایل دهه 1990، یا به عبارت دیگر جمعیت نقصان یافته‌ی اروپای شرقی رقمی بیش از جمعیت کنونی هلند است!

dd1

جمعیت اروپای شرقی از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه 1990 به بعد در حال انقباض بوده است. اما چرا؟ علت اصلی این امر مهاجرت خیل عظیمی از مردم کشورهای حوزه‌ی بالتیک، بلغارستان، رومانی، اوکراین و دیگر کشورهای هم‌مرز با روسیه به سمت "غرب" بوده است. این مهاجرت‌ها در پی دستیابی به کار و کامیابی بیشتر در زندگی صورت گرفته است.

دست کم یازده کشور، از جمله بلغارستان، رومانی و اوکراین، از سال 1989 تاکنون افت جمعیتی بیش از 10% داشته‌اند. در این میان لتونی با کاهش 27 درصدی، بیش از یک چهارم جمعیتش را از دست داده است. این افت جمعیت در لیتوانی 23% و در بوسنی و هرزگوین 21% بوده است. جمعیت بلغارستان از 9 میلیون در سال 1989 به 7.1 میلیون در سال 2017 رسیده است.

بر اساس پیش‌بینی‌های سازمان ملل، ده کشور نخست در رده‌بندی کشورهای دارای سریع‌ترین افت جمعیت همگی در اروپای شرقی واقع شده‌اند. انتظار می‌رود کشورهای بلغارستان، لتونی، مولداوی، اوکراین، کرواسی، لیتوانی، رومانی، صربستان، لهستان و مجارستان تا سال 2050 شاهد از دست دادن حداقل 15% جمعیت خود باشند. البته این تخمین با توجه به شرایط کنونی در مورد اوکراین افزایش خواهد یافت.

dd2

بلغارستان دارای سریع‌ترین روند کاهش جمعیت در جهان است، و انتظار می‌رود جمعیت آن از 7 میلیون در سال 2017 به 5.4 میلیون در سال 2050 برسد. در مورد لتونی انتظار کاهش جمعیت از 1.7 میلیون در سال 2017 به 1.5 میلیون وجود دارد، و چشم‌انداز کاهش جمعیت برای مولداوی از 4 میلیون به 3.2 میلیون تخمین زده می‌شود.

مهاجرت در حکم سوپاپ اطمینان برای اقتصادهای سرمایه‌داری بسیار ضعیفی بوده که در غیر این صورت نمی‌توانسته‌اند اشتغال یا شرایط زندگی بهتری فراهم نمایند. در حقیقت، علت اصلی افزایش درآمد سرانه این اقتصادهای ضعیف در قرن 21 کاهش تعداد نفوسی است که در این کشورها زندگی می‌کنند.

مهاجرت راه حل سنتی و مألوف برای اقتصادهای سرمایه‌داری ضعیفی است که اغلب به دست امپریالیسم به فقر و فلاکت دچار شده‌اند. این روالی بود که ایرلند برای بیش از 150 سال با آن درگیر بود: هر گاه که اقتصاد دچار رکود می‌شد، مردم ایرلند مهاجرت می‌کردند. به همین منوال مردم ایتالیا، یونان، پرتغال و اسپانیا در دوره پس از 1945 (پس از جنگ جهانی دوم) مهاجرت را برگزیدند. در زمان بحران استقراض منطقه یورو در سال‌های 2012-15، در همه کشورهای اتحادیه اروپا مهاجرت به کشورهای ثروتمندتر شمال اتحادیه اروپا افزایش چشمگیری داشته است – جمعیتی بالغ بر یک میلیون از جنوب اروپا به سمت شمال آن مهاجرت کردند.

برعکس، از آن طرف هر رشدی در جمعیت اروپا ‌وسیعاً معلول مهاجرت بوده است. در حالی که تعداد موالید و مرگ و میرها هر دو 5.1 میلیون بوده، مهاجرت خالص با افزایش 1.5 میلیونی جمعیت اروپا را تا 511.8 میلیون بالا برده است. اما همچنان که در یکی از پست‌های قبلی نشان داده‌ام، صرفاً عامل مهاجرت برای جبران ز‌وال جمعیت در اقتصادهای سالخورده اروپای شمالی از قبیل آلمان کفایت نمی‌کند.

و این امر حتی بیشتر در مورد جنوب اروپا صادق است. طبق آمار سازمان ملل، پرتغال، ایتالیا، یونان و اسپانیا شاهد زوال بیش از 25% جمعیت در سن کار خود خواهند بود. این چهار کشور از این نظر جزو شش رده نخست در سطح جهان هستند و تنها پس از کره جنوبی و ژاپن قرار دارند. تا سال 2050 در هر چهار کشور تعداد افراد وابسته به کار دیگران بیشتر از جمعیت در سن کار خواهد بود.

نموادر زوال جمعیت در سن کار در فاصله سالهای 2020 تا 2050 و شکاف نیروی کار در سال 2050

dd3

لهستان، رومانی و اوکراین نیز کاهش جمعیت در سن کار به میزان 25% یا بیشتر بین سال‌های 2020 و 2050 تجربه خواهند کرد. آنها همچنین شاهد افزایش نرخ‌های وابستگی سالخوردگی به میزان 60% در مورد لهستان، 52% در رومانی و 46% در اوکراین خواهند بود. این "شکاف نیروی کار" در لهستان، پرتغال، ایتالیا، و یونان 50% و یا بیشتر است و در روسیه، اوکراین، رومانی و چک بین 30 تا 40 درصد است.

اقتصادها در صورتی از لحاظ تولید ناخالص داخلی رشد می‌کنند که اشتغال افزایش یابد و/یا بهره‌وری نیروی کار افزایش پیدا کند. اکثر اقتصادهای سرمایه‌داری پیشرفته با افت جمعیت در سن کار و افت اشتغال مواجه هستند، اما این افت با افزایش بهره‌وری نیروی کار جبران می‌شود تا این کشورها لااقل به مقداری رشد واقعی در تولید ناخالص داخلی دست یابند. افزایش بهره‌وری وابسته به ازدیاد سرمایه‌گذاری مولد در ازای نیروی کار است. اروپای شرقی بیش از هر منطقه‌ی دیگری در جهان با کسری جمعیت یعنی کاهش نیروی کار مولد مواجه است. آیا سرمایه‌داری در این منطقه قادر به ایجاد رشد سریع‌تر بهره‌وری کار به حدی خواهد بود که بتواند در قریب به یک دهه‌ی آینده این مشکل را جبران کند؟ اگر قادر به این امر نباشد، آنگاه نواحی فقیرتر منطقه در مرزهای غربی اوکراین برای اوکراینی‌هایی که اکنون از وطن خود فرار می‌کنند، هیچگونه امنیت اقتصادی ارزانی نخواهند داشت.

مایکل رابرتز

17 مارس 2022

ترجمه تحریریه سایت

مأخذ:

https://thenextrecession.wordpress.com/2022/03/17/eastern-europes-demographic-deficit

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر