ملاحظاتی انتقادی پیرامون گزارش «ماراتون استخدام دولتی در ایران»

نوشتۀ: تحریریه سایت
Write a comment

بنر عفاف و حجاب نیز بر دیوارهای مدارس و نهادهای دولتی مدتهاست نقش کاریکاتوری را ایفا میکنند که نه در "بخش دولتی" و نه مسلما "دیگر اقشار جامعه" که منظور رفیقمان از دومی باید بخشهای خصوصی باشد، قابلیت اجرایی ندارد. آنچه مشهود است اینکه مدتهاست جمهوری اسلامی با آزاد گذاشتن زنان و دختران شل حجاب، ابزاری را از دست سرنگونی طلبان گرفته است و این مناسبات نیز مدتهاست با کمی تخفیف به درون ادارات و دستگاههای دولتی رسوخ کرده اند.

یادداشت:

یادداشت حاضر مطلبی است انتقادی که پس از انتشار گزارش «ماراتون استخدام دولتی در ایران» توسط یکی از رفقا ارسال شده است. نویسنده یادداشت انتقادی حاضر برخی از نارسائی های موجود در گزارش را مورد بحث قرار داده و روایت متفاوتی ارائه نموده است. اهمیت یادداشت اما اساساً در پرداختن به آن نارسائی ها نیست. آنچه یادداشت را متمایز می‌کند این است که رفیق منتقد فقط در سطح تصحیح اطلاعات مندرج در گزارش مزبور باقی نمانده و به خوبی نشان داده است که تصویر نادرست موجود در گزارش مزبور ناشی از تأثیر‌پذیری از درک مسلط بر فضای سیاسی ایران به طور کلی و در چپ به طور اخص است. درکی که مبنی بر عمل‌کرد نامتعارف دولت در ایران است و بر این اساس به روایتی معوج از واقعیات منجر می شود. درکی که حتی در میان رفقای کمونیست نیز تأثیرات خود را بر جا می گذارد.

از نقطه نظر تحلیلی نکات مندرج در یادداشت انتقادی حاضر بسیار معتبر تر به نظر می‌رسند تا اطلاعاتی که در گزارش مزبور مورد بحث قرار گرفته بودند. انتشار آن گزارش از سوی ما اما نشان داد که عزیمت از مبانی تحلیلی درست به تنهائی نمی‌تواند تضمین کننده درک درستی از واقعیتهای میدانی باشد. برای درک درست از واقعیتهای میدانی به داده‌های مشخص نیز نیاز است. چیزی که در زمینه بحث حاضر در اختیار ما نبود و به همین دلیل نیز ما قادر به تشخیص نارسائی های موجود در گزارش نشدیم.

با این همه انتشار گزارش مزبور نه تنها از نظر سیاسی به تضعیف رویکرد کمونیستی نسبت به واقعیتهای جامعه ایران نینجامید بلکه با برنگیختن حساسیت معینی نسبت به گزارش و واکنش انتقادی حاضر عملاً به شفافیت بیشتر در درک کمونیستی واقعیتهای جامعه ایران نیز منجر شد. به ویژه این که یادداشت انتقادی حاضر در اختیار رفیق تهیه کننده گزارش نیز قرار گرفت و انتقادات مندرج در یادداشت مورد تأئید خود رفیق تهیه کننده گزارش نیز واقع شد. واکنش این رفیق نسبت به انتقادات که در پایان یادداشت حاضر درج می‌شود نشان می‌دهد که آنجا که عزم مشترک هست حتی اختلاف نظرهای جدی نیز مانع مباحثاتی رفیقانه برای دستیابی به حقیقت نیستند. این را برخورد هر دو رفیق، هم رفیق نویسنده گزارش و هم رفیق منتقد گزارش مزبور به بهترین وجهی نشان می دهند.

تحریریه سایت

24 خرداد 1401

ملاحظات انتقادی

" عمده کردن شکلی مشخص از الگوی انباشت و تاکید بر فساد اقتصادی در جمهوری اسلامی، یکی از اشکال این آگاهی وارونه برای تلقین این امر است که سرمایه داری یا دولت آن در ایران متعارف نیست و حکومتی فاسد زمام امور را در دست دارد."

همین آگاهی وارونه است که در تمام این سالها بر اذهان عمومی جامعه ی ایران سیطره افکنده و تبعات سنگینی را جهت پیشبرد مطالبات طبقاتی به دوش زحمتکشان جامعه انداخته است. خوانش غالب توده های مردم از دولت جمهوری اسلامی بعنوان "اسلام سیاسی" و "دولت نامتعارف" یا "حکومت استبدادی" که غالبا در مباحثات تحت عنوان "رژیم آخوندی" بازتاب پیدا میکند، یکی از دلایل عمده ای است که منجر به انحراف در اعتراضات کارگری و جنبشهای صنفی و در نهایت افتادن در دوری باطل و بخشا همسویی با احزاب برانداز چپ و راست شده است.

آنچه کمر معلمان را در جنبشهای یک سال گذشته در مقابل بهانه هایی ازقبیل کمبود بودجه جهت عدم اجرای مطالبه ی رتبه بندی خم کرد و معلمان نتوانستند به خروج چندین برابر این بودجه بصورت ارز از کشور و مواردی از این دست انگشت بگذارند و در دور مجلس و کمیسیونهای مجلس و شورای نگهبان سرگردان بمانند و نهایتا فراموششان شود که از ابتدا برای چه به خیابانها آمده بودند و این جنبش اکنون در آزادی معلمان زندانی[ستون پنجمی های داخلی] خلاصه شده است، اینکه مدتهاست شاهد اعتراضاتی کور توسط طبقات پائین جامعه به گرانی ها هستیم که با شعارهایی چون "توپ، تانک، فشفشه/آخوند باید گم بشه" هستیم و بالاخره آنچه رفیق عزیزمان را در گزارش "ماراتون استخدامی دولت در ایران" واداشته تا بجای وفاداری به واقعیات، استثناهایی را جستجو کند که بیشتر با ذهنیات خودش سازگار باشند و مجبور شود قاعده را به نفع آن استثنائات کنار بگذارد و تصویری از نحوه گزینش در دستگاههای اجرایی و دولتی کنونی ایران ارائه دهد که مربوط به نهایتا دو دهه ی اول حاکمیت جمهوری اسلامی است، ریشه در سیطره ی همین ایدئولوژی دارد که رفیق "وحید صمدی" در سطور ابتدای یادداشت حاضر که بخشی از نوشته ی "نگاهی به توسعه ی سرمایه داری در ایران" میباشد، بدان اشاره کرده است.

اگر در دوران ٨ ساله ی ریاست رفسنجانی نهادهای امنیتی و حکومتی سپاه، وزارت اطلاعات، گزینش و حراست که وابسته به جناح سرمایه داری شدیدا محافظه کار بودند را با وضعیت بوجود آمده ناشی از روال رو به رشد طبقه ی متوسط جدید آن زمان ناسازگار کرده بود و ضبط تنها یک دستگاه ماهواره و یک دستگاه ویدئو حتی، توسط ماموران امنیتی تبعات سنگینی برای فرد ایجاد میکرد و همین بدنه از حاکمیت، قوانین خشک، و سفت و سختی را جلوی پای کارمندان دولتی قرار میداد و مواردی چون سیگاری بودن فرد، سفر کردن وی به کشوری خارجی و یا اثبات داشتن رابطه ای فامیلی هر چند دور با افرادی تحت عنوان "ضد انقلاب" به حراست میکشاند، با توسعه ی بیشتر انباشت و سهیم شدن همین نهادها در سعادتی که در گرو سود و منفعت شخصی برایشان رقم میخورد، به مرور چشمشان را بر ارزشهایی که از دهه ی شصت برایشان به یادگار مانده بود، بست. و همان کارمند دولتی اکنون بدون محدودیت میتواند وسط فضای سبز با دوستانش قلیان بکشد. اگر زمانی هسته های گزینش، مانع از پوشیدن "شلوارهای آمریکائی" افرادی که قصد ورود به دستگاههای دولتی و اجرائی را داشتند میشد، حقیقتا اکنون چگونه میتواند در مقابل پوشیدن همان شلوارها که اکنون تولید داخلی هستند، مانع ایجاد کند؟ این گناهی نابخشودنی در پیشگاه بورژوازی داخلی محسوب میشود که خود این نهادها جزو بدنه ی بوروکراتیک آنند.

اما آنچه تحت عنوان " گزینش افراد" هنگام جذب در دستگاههای اجرایی و دولتی توسط هسته های گزینش صورت میگیرد، سناریوئی بدین قرار است:

فردی با ظاهری حزب الهی را در مقابل خود می بینید:

- تو خونه ماهواره دارید؟

- خیر

- اهل نماز و روزه هستید؟

- زیاد

- آخرین راهپیمایی رو شرکت کردین؟

- همه ی راهپیمائی ها رو شرکت میکنم.

- این اواخر سفر خارجی که نداشتین؟

- ابدا

مامور گزینش سرش توی برگه است و همینطور با بی حوصلگی مشغول تیک زدن سوالات وجوابهایی است که هر دو نفر از قبل آماده کرده اند.

در آخر برگه ای دست شما میدهند تا هم مختصری از محاسن خود را تحت عنوان خلاصه ای از سوابق و فعالیتهای گذشته تان ثبت کنید و هم آنکه نام پنج نفر از دوستان و آشنایانتان! را در آن بنویسید تا در صورت لزوم و بصورت رندوم با آنان تماس گرفته شود و محاسنی را که خود در مورد خودتان از قلم انداخته اید را تکمیل کنند! مدتهاست این مراکز جهت گزینش نه از کسی "استعلامات مختلف امنیتی و سیاسی" طلب میکند و نه خود را درگیر در "تحقیقات محلی" که زمانی بسیار رایج بود میکند.

هسته های گزینش سیاسی و عقیدتی و نهادهای حراستی، امروز بیشتر از هر زمانی نقشی فرمالیته را بترتیب در استخدام افراد و زمان بکارگیری آنها ایفا کرده و حداکثر فرد متقاضی را تنها برای یک روز- زمان مصاحبه- و آنهم تا حدی، بلحاظ پوشش و وضع ظاهری مقید میکند.

بنر عفاف و حجاب نیز بر دیوارهای مدارس و نهادهای دولتی مدتهاست نقش کاریکاتوری را ایفا میکنند که نه در "بخش دولتی" و نه مسلما "دیگر اقشار جامعه" که منظور رفیقمان از دومی باید بخشهای خصوصی باشد، قابلیت اجرایی ندارد. آنچه مشهود است اینکه مدتهاست جمهوری اسلامی با آزاد گذاشتن زنان و دختران شل حجاب، ابزاری را از دست سرنگونی طلبان گرفته است و این مناسبات نیز مدتهاست با کمی تخفیف به درون ادارات و دستگاههای دولتی رسوخ کرده اند.

اینکه دارندگان مدرک دکتری و لیسانس در یک مقام برای مصاحبه تخصصی حاضر شوند البته نباید برای ما جای تاسف باشد. برعکس. بدیهی است در جوامع سرمایه داری هر چه فرد در طبقه ای محروم تر رشد کرده باشد به همان میزان فرصت تحصیل در مقاطع بالاتر از او سلب میشود. اگر چه در واقعیت امر امتیاز داشتن مدارک تحصیلات تکمیلی حتی در استخدامی هایی که "داشتن حداقل مدرک کارشناسی" را جزو شرایط تخصصی گنجانده اند از امتیاز "عضویت در بسیج" مورد اشاره ی رفیقمان بسیار پررنگتر است.

همچنین فردی که مدتها مدرک دانشگاهیش خاک خورده و سرمایه ای برای ایجاد کسب و کار در اختیار ندارد و انبوهی از بدهی های بانکی که زمانی تحت عنوان وام دانشجوئی دریافت کرده است، روی دستش باد کرده است و برای جذب در یکی از دستگاههای دولتی و اجرایی دولت با دریافتی های پائین، به هر دری میزند، بعید است افراد و رابطینی بانفوذ داشته باشد تا او را سفارش کنند. خیر. حقیقتا چنین افرادی در این دنیای وحشتناکی که بورژوازی برایشان رقم زده است، از کوچکترین قدرتی برخوردار نیستند.

اعتراضات پارسال کارنامه سبزها نیز به هیچ عنوان مبنی بر اعتراض به "انتخابهای سلیقه ای" و یا "سفارش افراد" صورت نگرفت. عنوان کارنامه سبزها به افرادی اطلاق میشود که جزو قبول شدگان اولیه ی چند برابر ظرفیت در آزمون ماده ۲٨ - آزمون استخدامی دستگاههای دولتی و اجرائی کشور- میباشند و تمام هفت خوانی را که رفیقمان بدانها اشاره کرده است را طی کرده و از تمام خوانها بجز مصاحبه تخصصی به سلامت گذشته اند.

اعتراضات کارنامه سبز ها که غالبشان متقضی ورود به نهاد آموزش و پرورش بودند و بعد از سخنرانی های چند نماینده در مجلس مبنی بر کمبود شدید نیروی معلمی صورت گرفت، نه در اعتراض به قبولی افراد نالایقی که به سفارش عده ای پذیرفته شده اند، بلکه به این علت ساده بود که با توجه به کمبود شدید نیروی معلمی برای تدریس در مدارس، دولت چرا از بکارگیری آنها امتناع میکند؟

اینها هرگز به معنای آن نیست که شرایط برای رقابت افراد در این آزمونها و حتی در تمامی ساحتهای دیگر اجتماعی عادلانه است و هیچ فسادی گریبانگیر آنها نیست، مسئله آنست که صحبت از "عدالت" در جوامع طبقاتی از اساس اشتباه است، همچنانکه فساد محصولی از انباشت سرمایه در این جوامع است نه از علل آن. این فساد باید در پرتو تضادهای درونی سرمایه داری و بعنوان تابعی از جبر اقتصادی و نه سیاسی، توضیح داده شود. اینکه توسعه ی سرمایه داری، عوارضی اجتماعی را با خود حمل میکند که ناشی از تناقضاتی در دینامیسم مربوط به خودش میباشد، امری بدیهی است اما اینکه شرایط نابرابر افراد و تبعیضات جنسیتی در جامعه را به فساد ناشی از آن ربط مستقیم و بلاواسطه دهیم و بجای تلاش جهت هدف قرار دادن شالوده های این نظم، نیروی خود را به تلاش برای مبارزه با فساد تقلیل دهیم، راهی است که امروزه دولتمردان بیشتر از هر کسی آن را می پیمایند.

رفیق ما اما در چند مورد جزئی نیز به اندازه ی کافی تحقیق نکرده اند. داوطلبان بعد از طی ماراتن استخدامی نه با گزینه هایی چون "تائید" و یا "نیازمند سیر مطالعاتی و ارشاد" بلکه با دو گزینه "قبول" یا "مردود" در کارنامه ی نهایی مواجه میشوند. البته که هیچ دولت متعارفی چنین تعارفاتی را با کسی ندارد.

در مورد اینکه "استخدام رسمی مشابه پیمانی است" هم باید گفت که گزاره ی رفیقمان باژگونه است. در دستگاههای دولتی و اجرایی هیچ کس از ابتدا استخدام رسمی نیست. در ابتدای استخدامی دولتی، واژه ی "پیمانی" در حکمهای کارگزینی درج میشود و فرد مکلف میشود چند سال متوالی همان برگه ی گزینش فرمالیته ای را که قبلا بحثش رفت را مجددا و با همان عبارات پر کند تا بعد از گذشت حداکثر چهار سال، این واژه به "رسمی" تغییر نام دهد.

گزارشی که رفیقمان تحت عنوان "ماراتن استخدام دولتی در ایران" آماده کرده است و بررسی های بیشتر از این دست، بدون شک نیازمند تعامل و کار گروهی است. در آخر دست رفیق عزیزمان را به گرمی میفشارم.

پاسخ رفیق تهیه کننده گزارش

رفیق همین الان من کلیه مطلب رو چون کوتاه بود خوندم- در همین راستا چند نکته ای دارم:

۱- اولا از دوستمان تشکر میکنم بابت این متن خوبشان که باعث شد اگر سو برداشتی منفی در خصوص مطالب من بود اصلاح بشه- به شخصه همانطور که روز اول هم گفتم در این خصوص فقط گزارشی تهیه کردم که سر بحث باز بشه و اگر امکانش باشه به ابعاد آن پرداخته بشه اما اگر وارد جزئیات بیشتر میشدم قطعا بسیاری از نکاتی که دوست عزیزمان عرض کردند را خودم پیش دستی میکردم و میگفتم.

۲- در خصوص فرآیند گزینش بله سخت گیری اصلا آن سختگیری های اولیه دو دهه اول انقلاب نیست! اما به شخصه افرادی را سراغ دارم با وجود همه این موارد نتوانسته اند از سد گزینش به دلایل گوناگون رد شوند- آمار غیر رسمی ای که توی گروه های مجازی و بعضی خبر گذاری ها گاها داده میشه گویای این امره که فقط سه درصد افراد رد شده که آنها هم حق دو بار اعتراض و بررسی مجدد را دارند و علاوه بر آن کمتر از شاید ۱۵ درصد افراد با مواردی همچون سیر مطالعاتی- مذاکرات ارشادی- اخذ تعهد و ... تاییدیه گزینش آنها صادر می شود.

۳- در خصوص زنان حرفهای ایشان را کاملا تایید میکنم فقط نکته ای که به نظر من با توجه به اخبار و اطلاعات اخیر آمده این بود که سخت گیری ها و محدودیت ها در دوره رئیسی به نسبت روحانی از دید منی که در هر دو دوره زیر نظر داشتم در حال افزایش است اما اصلا به این معنی نیست که به شرایط دهه ۶۰ برگشتیم.

در نهایت اتفاقا خیلی خیلی خوشحال میشوم که مطالب بنده مورد عنایت دوستان قرار میگیرد

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر