نظرات خوانندگان

شوک درمانی خونین اما کم هزینه به یاری اپوزیسیون ‏

نوشتۀ: وحید صمدی

از دل بلوای موجود باید سیاست‌های دست راستی بورژوایی با سرعت و شفافیت بیشتری اعمال شوند، ترکیب ارکان حکومتی به طور جدی تعییر کرده با ضرورتهای جدید انباشت هماهنگ شود و سیاست خارجی ایران بیش از پیش به سوی غرب و همزیستی با اسرائیل بچرخد.

 

درست یکماه پیش کارگران در عسلویه و تهران تجمع کرده بودند تا گامی دیگر در جهت مبارزه با سیاستهای ضد کارگری و سرمایه‌دارانه‌ی جمهوری اسلامی بردارند. کارگران و کارکنان پیمانکاری و شرکتی به دولت و مجلس اولتیماتوم داده بودند که در صورتی که در مدت معینی کار ساماندهی نیروهای شرکتی را به انجام نرساند و به حذف پیمانکاری‌های نیروی انسانی دست نزند گام‌های بعدی را بر خواهند داشت و تجمعات و اعتصابات بعدی را مصمم‌تر و پر تعدادتر و متشکل‌تر برپا خواهند کرد. بدین ترتیب با هشدار کارگران عسلویه و با افزایش تحرکات کارگری در مجموعه‌های کارگریِ دیگر، مبارزه‌ی طبقاتی و کارگری در حال تبدیل شدن به موضوع اصلی جدال‌های اجتماعی ایران بود.

مسئله‌ی آزاد کردن نرخ ارز و رها کردن قیمت‌ها و سرعت بخشیدن به خصوصی‌سازی‌ها، تا آنجا که خصوصی‌سازیِ صنعت قدیمی و تاریخی ایران - پالایشگاه عظیم آبادان- را نیز در بر می‌گرفت، زمینه‌های انفجاری شدن اعتراضات و رشد مبارزات کارگری و تشکل‌های آن‌ها را بیش از پیش فراهم کرده بود. از طرف دیگر شوک‌درمانیِ در اقتصاد نیز نه تنها خطر واکنش طبقه کارگر و زحمتکشان را ایجاد می‌کرد، بلکه اقشار پائین‌تر خرده‌بورژوازی را نیز آشکارا به مقابله با این سیاست دولت سرمایه‌داری جمهوری اسلامی می‌کشاند. آثار این تقابلات از مدتی پیش در انتقادات و جدال‌های تند، هم در درون طبقه کارگر و هم در سطوح و جناح‌های گوناگون خرده‌بورژوازی و بورژوازی ایران که در نتیجه‌ی این سیاستها متضرر می‌شدند، پدیدار شده بود.

بی‌تردید سقوط دستمزدها و فلاکت طبقات پایین، اجرای بدون مانعِ و بدون مقاومت این شوک‌درمانی را با مشکل مواجه می‌کرد. و یا حداقل به فرارویی فصل جدیدی از مبارزات و تشکل‌یابی کارگران می‌انجامید، چیزی که در قاموس سرمایه‌داری ایران کفری غیر قابل تحمل است.

و این لحظه‌ای بود که باید بخش‌های مسلط طبقه حاکم و نمایندگان آن‌ها دست به کار می‌شدند و باید به هر طریق ممکن از رشد مبارزه طبقاتی در ایران ممانعت می‌کردند، تا مانعی در مسیر انباشت سرمایه ظهور نکند. این امری است که برای اپوزیسیون برانداز به همان اندازه حیاتی است که برای نظام حاکم. مشاهدات اولیه از عکس العمل عناصر دست اندرکار شوک‌درمانی همچون پزشکیان و مدنی‌زاده و قالیباف، نشانی از نارضایتی آنان از شروع اعتراضات نداشت. مشابه همین واکنش را می‌شد در سکوت حاکی از تایید شخص رهبر در همراهی با بازاریان هم دید. هر چه باشد رابطه وفاداری بازار و نظام نسبت به هم، همیشه دو طرفه بوده، و اعتراض بازار، قرار نبود شوک درمانی یا له شدن اقشار پایین جامعه در برابر از بین بردن اقتصاد "دستوری" را زیر ضرب ببرد، بلکه میتوانست به نظام کمک هم بکند که این سیاست را با سرعت و جدیت بیشتری پی بگیرد. از سوی دیگر حتی بعد از گسترده‌تر شدن اعتراضات نیز علیرغم مخاطرات آن برای نظام حاکم، نه نشانی از اعتراض به این شوک‌درمانی در آشوبها مشاهده شد و نه حتی اثری از عقب‌نشینی در سخنان شخص رهبر از سیاست شوک درمانی پدیدار گردید. این بدین معناست که اگر همه چیز به خیر بگذرد و عامل سرکوب به موقع وارد شود، آشوب کنونی می‌تواند، فضا و سوخت و ساز اجتماعی لازم را برای پیشبرد همان سیاست‌ها مناسب‌تر هم بکند، و طبقه کارگر را از دخالت در روند امور دور نگه دارد. سیاستی پیچیده، نبوغ آمیز و پر مخاطره، اما در عین حال برای طبقه حاکم - و نه لزوما دولت آن- مطمئن.

البته تا اینجای قضیه از دید کسی است که در جریان مبارزات کارگری قرار داشته و دغدغه آینده آن‌را دارد. اما قضیه به همین‌ حد خلاصه نمی‌شود. در کنار آن باید به لزوم در هم شکستن آخرین مقاومت‌ها در درون بخش‌هایی از بورژوازی و نظام حاکم در مقابل ضرورت اصلاحات ساختاری در ارکان دولت و همچنین لزوم بازآفرینی ایدئولوژی مسلط نیز اشاره کرد. به همه اینها باید جدال بر سر حل مسئله‌ی مبرمِ بازآرایی و تنظیم سیاست خارجی در رابطه با نزدیکی و دوری به غرب و اسرائیل را هم اضافه کرد، که همگی از مؤلفه‌های زمینه‌ساز آشوب جاری بودند.

مسئله در اینجا بررسی این موارد نیست. اشاره به آن در این‌جا تنها از این جهت حائز اهمیت است که نشان دهد که علیرغم حضور جوانان و بیکاران له شده زیر بار توسعه سرمایه‌داری، آشوب فعلی هیچ ربطی به منافع یا اعتراض طبقات پایینی جامعه ایران ندارد. تبدیل فرزند یک نوکر آمریکا و یک چهره وقیح همچون رضا پهلوی به نماد این "جنبش" خود گویای همه چیز است. او اگر نقشی هم داشته باشد، تنها نقش لولویی است که راه سیاست‌ها و خواسته‌های دست راستی هلدینگها و تراستهای ایران را، در دو عرصه داخلی و خارجی هموارتر ‌کند.

به موضوع طبقه کارگر بازگردیم. این بار اولی نیست که به محض نطفه بستن مبارزات کارگری، بورژوازی با به آشوب کشاندن جامعه بلحاظ سیاسی و امنیتی فضایی را حاکم می‌کند که راه را بر رشد مبارزات طبقات پایین ببندد و تمام ظرفیت اعتراضی جامعه را به هیزمی برای برافروختن خشونتی کور و بی هدف تبدیل کند. این شورش طبقات پایین جامعه نیست. این آشوبی است برای جلوگیری از شورش همان طبقات. از دل چنین آشوبی که با اعتراضات مرتجعین بازار برای ثبات کسب و کار شروع شده و نوستالژی آن پادشاهی است و چهره‌ی آن، الدنگی همچون رضا پهلوی است که به پابوسی نتانیاهو و ترامپ افتخار می‌کند، هیچ افق روشنی پدیدار نخواهد شد. چنین بلوایی اگر جامعه را به مرز نیستی و جنگ داخلی یا خارجی نکشاند، تنها به طبقه و نظام حاکم برای پیشبرد پروژه شوک‌درمانی و به قهقرا کشاندن طبقه کارگر کمک خواهد کرد. این یعنی یک همدستی طبقاتی نانوشته و معیوب میان اپوزیسیون برانداز با جمهوری اسلامی به منظور تامین منافع بخش انحصاری کلان سرمایه داران ایران.

در یک شورش کارگری حتی اگر اهداف آن روشن نباشند و کارگران هم متشکل نباشند، چه پیروز شود و چه همچون شورش اسلامشهر در دهه ۷۰ و شهر بابک در دهه ۸۰، سرکوب شود، طبقه حاکم و دولتش ناچار دست به عقب‌نشینی‌هایی خواهند زد، و امتیازاتی به طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه خواهند داد. اما در آشوبهایی از نوع "ززآ" یا بلوای کنونی، از عقب‌نشینی در برابر طبقات پایین خبری نخواهد بود. عقب نشینی صورت می‌گیرد، اما این عقب‌نشینی حداکثر در برابر مطالبات و گفتمان‌های بورژوازی بزرگ و طبقه متوسط صورت می‌پذیرد. چنین عقب‌نشینی‌هایی معمولا به تغییر توازن نیروهای درون طبقه حاکم  و نسبت و رابطه آن بخش‌ها با دولتشان منجر می‌شود. چنین تغییری در حقیقت چیزی نیست جز سازمانیابی مجدد بورژازی و دولت آن. از دل بلوای موجود باید سیاست‌های دست راستی بورژوایی با سرعت و شفافیت بیشتری اعمال شوند، ترکیب ارکان حکومتی به طور جدی تعییر کرده با ضرورتهای جدید انباشت هماهنگ شود و سیاست خارجی ایران بیش از پیش به سوی غرب و همزیستی با اسرائیل بچرخد.

تحت پوشش این آشوب ارتجاعی، تمام محافل و گروه‌های کارگری تا اطلاع ثانوی به حالت تعطیل در خواهند آمد، فعالین کارگری تحت نظارتهای امنیتی و کنترل بیشتری قرار خواهند گرفت، تجمعات آنان تحت عنوان شرایط امنیتی، باز هم به تعویق خواهد افتاد، و امر پیشرفت سازمان‌یابی مبارزات کارگران با خطر سرکوب بیشتر روبرو خواهد شد. این جنگی خیابانی در درون بورژوازی است که با کمک تمامی اعوان و انصار داخلی و جواسیس و ستون‌های پنجم خارجی صورت می‌گیرد و جز خسارت هیچ چیز برای کارگران ندارد. این اولین تجربه کارگران ایران در مواجه شدن با حربه ها و سیاستهای بورژوایی نیست و آخرین آن هم نخواهد بود. پس از این آشوب و خون‌های ریخته شده، مبارزه برای مطالبات پایه‌ای طبقه کارگر شرایط دشوارتری را پیش رو خواهد داشت. همچنان که در تمام موارد پیشین جنبش‌های ارتجاعی، از سبز ۸۸ تا بنفش، جنبش کارگری چه در جریان آن تلاطمات اجتماعی و چه پس از فروکش کردن آنها در موقعیت دشوارتری به مبارزه ادامه داد. این بار نیز چنین خواهد بود. مستقل از فرجام وقایع اخیر، این شرایط دشوارتر تا هم اکنون نیز به طبقه کارگر تحمیل شده است. وقوف به خصلت ارتجاعی تحولات و پرهیز از افتادن در دام تبلیغات فریبکارانه‌ای که به ویژه از سوی چپ شیفته‌ی غرب برای کشاندن طبقه کارگر به این میدان ارتجاعی به عمل می‌آید، پیش شرط هر اقدام بعدی مبارزاتی است.

 

وحید صمدی

22 دیماه 1404

12 ژانویه 2026

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر