روسیه سلاح طلا را به کار می‌گیرد

نوشتۀ: بایرون و. کینگ
Write a comment

اما یک اسلحه دیگر روسی هم هست که اخیراً به کار گرفته شده است و به نظر میرسد بسیار خوب کار می کند. شما این سیستم را در میدان نبرد نمی بینید. حقیقتاً این دستگاه روسی یک اسلحه اقتصادی است و ممکن است تبدیل به یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ در دوران مدرن شود.

یادداشت:

آندره مارتیانوف بدون تردید یک کارشناس نظامی خبره است. بویژه در زمینه شناخت از فنون جنگاوری روسیه. از جمله دلایل این خبرگی مارتیانوف نیز یکی این است که وی در اتحاد شوروی آموزش دیده است و برای علوم طبیعی و ریاضی ارزش بسیاری قائل است. بر خلاف سیاستمداران و ژورنالیستها و «کارشناسان» غربی که عمدتا در علوم سیاسی یا جامعه شناسی و فلسفه و بویژه در حقوق آموزش دیده اند. همین توجه مارتیانوف به علوم طبیعی باعث می‌شود که وی در میان صاحبنظران اقتصادی و سیاسی نیز رد پای کسانی را به خوبی دنبال کند که بر اهمیت وجوه مادی تحول اجتماعی واقفند و کل اقتصاد و سیاست را با بالا و پایین رفتن بورس و اعداد و ارقام بازارهای مالی تحلیل نمی کنند، بلکه برعکس، آن بازارهای مالی را بر اساس تحولات مادی تر تحلیل می کنند. مستقل از اینکه دیدگاه سیاسی شان چه باشد. همانطور که دیدگاه سیاسی مارتیانوف به عنوان یک محافظه کار مانع از برسمیت شناختن شایستگی‌های وی در عرصه نظامی نمی شود.

بایرون و. کینگ نمونه شاخصی از چنین کارشناسانی است که مارتیانوف مقاله زیر از او را توصیه کرده است. دید کینگ در مقاله نشان می‌دهد که او را در زمینه اقتصادی بیشتر باید در زمره اقتصادادنان کلاسیک و شاید هم مکتب اتریشی فون میزس دانست. اما توجه به این نکته جالب است که وی از آموزش مدرسی اقتصادی برخوردار نیست. در معرفی اش می خوانیم: “بایرون کینگ درباره موضوعات انرژی، مواد معدنی، اقتصاد، نظامی و استراتژیک می نویسد. او یک جغرافیدان است با پس زمینه در ژئوشیمی، معدن‌شناسی و کریستالوگرافی. او در صنایع انرژی کار کرده است و بیش از 30 سال نیز در نیروی دریائی آمریکا خدمت کرده است. او مدارج دانشگاهی خویش را از هاروارد، کالج نیروی دریائی و دانشگاه پیتسبورگ اخذ کرده است». چنین کسی به راحتی می‌تواند بفهمد که بورس و بورس باز و خدمتگزارانشان در سیاست و رسانه نمی‌توانند برای همیشه مسیر تاریخ را رقم زنند و دیر یا زود به زمین واقعیت باز گردانده می شوند.

ارزیابی کینگ از عمق و ابعاد تحول اقتصادی در حال وقوع در سطح جهانی به بهترین وجهی علت وحشت دستجمعی حاکم بر جهان یورو-دلاری غرب را نشان می دهد. آنچه در میدان نبرد اوکراین اکنون درباره‌اش جدال صورت می گیرد، چیزی کمتر از یک نبرد جهانی برای تعیین سیادت بر جهان نیست و در این جنگ این غرب یورو-دلاری است که از نظر استراتژیک در موقعیت بازنده قرار دارد. کینگ فقط به برخی از نتایج این روند می پردازد. نتایجی که به نظر من بسیار فراتر از آن چیزی هستند که کینگ و یا نظریه پردازان مشابه دیگری عنوان می‌کنند که موضوع را گذار به یک سیستم پولی متفاوت در جهان تلقی می کنند. ما از زمان بحران سالهای 2009-2008 در فواصل مختلفی عنوان کرده‌ایم که بدون تخریب وسیع نیروهای مولده از طریق جنگ، ورود سرمایه داری در سطح جهانی به دوره ای از رونق امکانپذیر نخواهد بود. مازاد سرمایه موجود در سطح جهانی با ترکیب ارگانیک بی سابقه بالای سرمایه همراه با تمرکز و تراکم عظیم، همراه با درجه بالای تکامل تکنولوژیک ابزارها و سازمان تولید و همه اینها همراه با کاهش نرخ سود در سطح جهانی امکان یک رونق عمومی و نسبتاً پایدار در سرمایه داری جهانی، مشابه دوران بعد از جنگ دوم جهانی، را از بین برده اند. به نظر می‌رسد آنچه ما شاید در اشکال دیگری تصور می کردیم، اکنون در حال وقوع است و شاید بر خلاف انتظار ما غرب یورو-دلاری در موقعیت بازنده ای بسیار بد قرار گرفته است. تصور خود من این بود که در جنگ بزرگ آتی اقتصادهای کلان یک یا دو کشور قدرتمند مورد هجوم قرار خواهد گرفت. آنچه اما در حال وقوع است جنگی است به پهنای جهان و این روسیه است که در موقعیت استراتژیک برتر قرار گرفته است.

درباره این موضوعات لازم است که حتماً بیشتر بنویسیم. اما اشاره به یک نکته دیگر لازم است. کینگ در پایان مقاله اش علت همه این تحولات منفی به زیان غرب را در این توضیح می‌دهد که تنها عده محدودی در غرب قادر به فهم آن بودند که «طلا پول است». این عین رویکردی است که مارتیانوف نیز نسبت به الیت غربی دارد. البته که این انتقاد به الیت غرب انتقادی است بجا. بسیاری از رهبران غرب احمق هائی هستند که کمترین درکی از زندگی واقعی روی زمین دارند و در هفته‌ها و ماههای اخیر این ناهنجاری به شکل غریبی ظاهر نیز شده است. وقتی وزیر دفاع آلمان صحبت از تحریم رئیس جمهور روسیه و ممانعت از خرید وی در شانزه لیزه می کند، وقتی وزیر دفاع انگلیس با کلاه و پالتوی پوستی از لندن به مسکوئی می‌رود که در آن روز از هوای گرمتری برخوردار است، اندازه واقعی فهم و شعور و ارتباط این الیت با زندگی واقعی است که به نمایش در می آید. با این همه، این نادانی علت وضعیت موجود نیست. این معلول روندی در توسعه اجتماعی است که در آن مؤلفه های ایدئولوژیک هر چه بیشتر از پایه‌های مادی جدا شدند و به حیاتی مستقل در جهانی موازی با جهان واقعی پرداختند. شناختن این روند است که تعیین کننده است نه پی بردن به حماقت رهبران غربی. و در این باره حتماً و حتماً لازم است که بیشتر اندیشیده شود.

بهمن شفیق

20 فروردین 1401

9 آوریل 2022

golden military tank and bullets on ukranine map

روسیه سلاح طلا را به کار می‌گیرد

اگر شما اخبار جنگی اوکراین را نگاه می کنید، بدون تردید تاکنون تصاویر دلخراشی از لاشه های تانکها، کامیونهای سوخته، نفربرهای درهم خورد شده و خیلی چیزهای دیگر را دیده اید. اینکه روسی یا اوکراینی باشد، فرقی نمی کند. تقریباً همه چیزهائی که شما می‌بینید بر اساس تکنولوژی قدیمی دوران شوروی است، از قبیل تانکهای تی 72 یا 64 و نفربرهای زرهی صندوق مانند و غیره. وقتی که یک موشک به آن‌ها برخورد می‌کند، مهمات و سوخت درون آن‌ها به جوش می‌آید و کل دستگاه مانند مشعلی شعله‌ور می شود. آشکار است که دیزاین بدی دارند.

اما یک اسلحه دیگر روسی هم هست که اخیراً به کار گرفته شده است و به نظر میرسد بسیار خوب کار می کند. شما این سیستم را در میدان نبرد نمی بینید. حقیقتاً این دستگاه روسی یک اسلحه اقتصادی است و ممکن است تبدیل به یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ در دوران مدرن شود. و این اسلحه آن است که دولت روسیه اخیراً ارز کشور را به طلا پیوند داده است و در حال حاضر بانک مرکزی روسیه تا روز 28 ژوئن در حال خرید طلا به قیمت ثابت 5000 روبل برای هر گرم است. (برای بعد از آن باید منتظر ماند.)

چرا این موضوع مهم است؟ روسیه با این کار یک نظام خرید طلای مورد حمایت دولت را ایجاد کرده است. در اصل، با این کار روسیه یک استاندارد طلای جهانی جدیدی را با کفی کاملاً مشخص زیر قیمت [کنونی طلا] تثبیت کرده است. این کاری است بزرگ. این اقدام قیمت طلا را به حرکت در می آورد، رو به بالا. چرا؟

در روزی که روسیه قیمت خریدش را روی 5000 روبل تعیین کرد، با نرخ تبدیل دلار به روبل قیمت طلا برای هر اونس به 1550 دلار می‌رسید که زیر قیمت طلای بازار لندن بود. چیز قابل توجهی نیست، درست است؟ بله، همان موقع نه، آن زمان هنوز نبود.

اما چیز دیگری هم اتفاق افتاد. در عرض چند روز پس از اعلام رابطه روبل و طلا از طرف روسیه، ارزی روسیه به شدت شروع به افزایش ارزش در مقابل دلار کرد. امروز، دو هفته بعد از آن اعلام اولیه، همان 5000 روبل برای هر گرم به یک قیمت طلای 1925 دلاری برای هر اونس تبدیل می‌شود که تقریباً همان نرخ بازار لندن است. به بیانی دیگر، روسیه با تثبیت سخت روبل به طلا در ارزشگذاری دلار-روبل نیز تعادل به وجود آورد. این چه معنائی دارد؟

اینطور به موضوع نگاه کنید: روسیه به این ترتیب توانائی معامله گران طلای «کاغذی» برای فروش بیش از اندازه این فلز به زیر قیمت را از بین برد تا مانع باز شدن در برای ورود سوداگران [arbitrageurs به کسانی اطلاق می‌شود که از اختلاف قیمت یک کالا در دو بازار سود می برند] شود.

متوجه شدید؟ با این کف قیمتی که روسیه برای طلا گذاشته است ریسک بالائی برای معاملات نزولی [معاملات زیر قیمت] وجود دارد.

بسیار هوشمندانه. روسیه فقط نیامد بیرون که به سادگی شروع به خرید دلار کند تا بازار را به مخمصه بیندازد و [از فروشندگان] خواستار تحویل طلا شود و طلای فیزیکی خریداری شده را مطالبه کند و به این ترتیب به معنای دقیق کلمه «بانک را بزند». نه. نه با زور عریان مثل تانکی که وارد شهر می شود. حتی بیشتر از این، اگر روسیه دست به این کار می‌زد بازارهای معامله طلا راهی برای زیر پا گذاشتن این قراردادهای خرید و فروش پیدا می‌کردند و گناه آن را هم به گردن «تحریمها» یا چیز دیگری می‌انداختند و [می گفتند] “طلائی برایت در کار نیست، ایوان!”

بنا بر این از این نظر روسیه کاملاً زیرک بود و خرید طلا به قمیت ثابت را پیشنهاد کرد و با این کارش روسیه عرصه بازی جدیدی در اقتصاد را در سرتاسر جهان باز کرد. این عرصه در حال حاضر در وضعیت نطفه‌ای است اما تردیدی در این نیست که این یک پلاتفرم موازی به رژیم مبتنی بر دلار است که از زمان جنگ دوم جهانی تاکنون برقرار بوده است.

اکنون ما سناریوی جدیدی داریم. یک کف قیمتی متکی بر طلا که حتی تعرضی ترین تاجران طلا و شکل دهندگان به بازارها قادر به فروش نزولی زیر قیمت آن نیستند که مبادا خود در دام تله تجاری خویش گرفتار شوند.

اما در این نقطه این پرسش بجا است که چه چیزی باعث می‌شود که نقشه روسیه کار کند؟ این نقشه چقدر مؤثر خواهد بود؟

در فاز اولیه اش، موفقیت (یا عدم موفقیت) این گامبی طلای روسیه بستگی به صادرات گاز طبیعی آن دارد. یعنی روسیه به تمام خریداران گفته است که گاز خود را به «دولتهای غیر دوست» تنها به روبل خواهد فروخت. این در اساس، خریداران را دو شقه می کند. همه چیز مرتبط می‌شود با موضع سیاسی آن نسبت به عملیات نظامی روسیه در اوکراین. از نظر عملی برای کشورهای اروپائی روسیه دیگر دلار و یورو در ازای گاز را نمی‌پذیرد. فقط روبل (و البته یا طلا). و یکباره، در عرض چند روز، خیلی از کشورهای خریدار گاز باید با مقدار زیادی روبل حاضر شوند.

برای مدت پیش رو (تاریخ 28 ژوئن ذکر شده در بالا را به خاطر بیاورید) احتمال بیشتر در این است که روسیه اعلام کند نفت خود را نیز به روبل می‌فروشد که به معنای آن است که این خبری است که از سوی یکی از سه عرضه کننده بزرگ نفت در جهان می آید. و بعد، صادرات مواد معدنی و محصولات کشاورزی و در اصل هر چیز دیگری هم خواهد بود.

اگر شما ارزش گاز، نفت، مواد معدنی، محصولات کشاورزی و سایر اقلام را روی هم اضافه کنید – اسلحه به ذهن متبادر می‌شود – ارزش کلی حدود نیم تریلیون دلار در سال به دست می آید. حالا این همه را به روبل ترجمه کنید، حجم عظیمی از مبادله ارزی بانکی را خواهید داشت. یا جمع صادرات روسیه به ارزش دلار را به طلای 5000 روبلی ترجمه کنید، مقدار عظیمی طلا حاصل خواهد شد.

همین الآن هم در تمام جهان آدم ها، کمپانی ها و کشورهائی که ذخیره دلار در اختیار دارند در خلوت خودشان در حال مرور این وضعیت جدید پولی اند. و با در نظر گرفتن بیمیلی عمومی ارزشگذاری برای طلا در تفکر مدرن پولی غرب، خیلی چیزها هستند که باید مرور شوند. در‌واقع، انضباطی خیلی زیاد.

خوب، خواهیم دید. و به یاد داشته باشیم که «خرد ممکن است دیر به دست بیاید، اما به ندرت هرگز نمی آید». یعنی اینکه دیر یا زود آدمها متوجه خواهند شد که اگر گاز، نقت، مواد معدنی و غذا و چیزهای دیگر روسیه را می‌خواهند باید اول با چنگال روبل جمع کنند و خیلی از ذخیره کنندگان دلار بارشان را سبک خواهند کرد و دلارهایشان را می فروشند تا روبل یا طلای فیزیکی بخرند.

هر طور ببینیم، ما شاهد تضعیف دلار خواهیم بود. شاید کمی و به تدریج، شاید هم خیلی و سریع؛ در حالی که روبل احتمالاً تقویت خواهد شد که به معنای آن خواهد بود که نرخ تبدیل دلار-روبل هم افزایش خواهد یافت.

در پایان ماجرا قیمت دلاری طلا افزایش خواهد یافت و همراه با آن قیمت کمپانی های استخراج طلا. اما ما حتی ممکن است شاهد افت قیمت طلا و وحشت سرمایه گذاران در معادن طلا هم باشیم، از کوچک تا بزرگشان. [بر من معلوم نیست که کینگ به چه دلیل چنین احتمالی را طرح می کند. ب.ش.]

چیزی که می‌ماند این است. بانک مرکزی روسیه 5000 روبل برای هر گرم طلا پرداخت می‌کند و این یک کف قیمت ثابت جدید را معین می کند. نرخ تبدیل دلار-روبل افزایش یافته و روسیه اکنون یک استاندارد جدید طلا برای جهان وضع کرده است با پشتوانه گاز طبیعی، اگر نگوئیم نفت، مواد معدنی، محصولات کشاورزی و سایر صادراتش، که همگی زیر چتر حمایتی مجموعه معروف همگان زرادخانه اتمی روسیه قرار دارند.

لازم است اشاره شود که روسیه سالها برای این حرکت برنامه‌ریزی کرده است (بیش از محتمل این است که به همراهی چین بود). همه این‌ها اتفاقاتی یکباره نبودند. اما حالا این وضعیت ماست و وقت و مکانی برای سرزنش کردن نیست.

پیش بینی: روبل با پشتوانه طلا تقویت خواهد شد در حالیکه گرایشات تورمی ادامه دار دلاری ارز ایالات متحده را تضعیف خواهند کرد. همه این‌ها به خاطر آن است که تنها عده محدودی در غرب این را می‌فهمند که «طلا پول است».

یک روند تازه جهانی آموزش اقتصاد در حال آغاز شدن است. زمان آن رسیده است که آن کتاب‌های کهنه چند قرن پیش درباره «استاندارد طلا» گردگیری شوند.

و هر چقدر هم آن تانکها و زرهپوشهای شوروی در میانه میدان یک نبرد مدرن قراضه به نظر برسند، قیمت طلا و معدنهای طلا رو به بالا است.

فعلاً تا همینجا. از شما متشکرم

با بهترین آرزوها، بایرون و. کینگ

 

https://investorintel.com/markets/gold-silver-base-metals/gold-precious-metals-intel/russia-deploys-the-gold-weapon/

 

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر