مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

الشعب یرید، عمال الواعین: باز هم سخنی با کارگران نیشکر هفت تپه

نوشتۀ: وحید صمدی

نمی توانید پا به میدان وسیع اتحاد طبقاتی و اعتراضات خیابانی بگذارید بدون آنکه مواضع خود را در برابر ارتجاع جهانی روشن کنید. نمی توانید به مطالبات فراصنفی بیاندیشید بدون آنکه صف و شعارهای خود را از نیروهای مرتجع حاضر در خیابان تفکیک کرده باشید. مگر آنکه ساده لوحانه باور کرده باشید که این جنجال های "نه غزه نه لبنان" و "مرگ بر اصل ولایت فقیه" را برای رهائی طبقه کارگر به راه انداخته اند.

با گسترش اعتصابات نفتگران در ماه گذشته و به دنبال اعتراضات زحمتکشان خوزستان به بی آبی در دو هفته گذشته، سیل حمایت ها از سوی طیف گسترده ای از گروه ها، محافل و دستجات مختلف جریان یافت.

کارگران هفت تپه نیز از همان ابتدا با حمایت از اعتصابات کارگران پروژه ای و پیمانی نفت و پتروشیمی و دفاع از مطالبات آنان همبستگی طبقاتی خود را نشان دادند. آن ها همچنین در اقدامی قابل تقدیر، با سخنرانی ابراهیم عباسی منجزی و سپس با راهپیمایی بیرون از محوطه شرکت نیشکر در پشتیبانی از اعتراضِ مردمِ محروم خوزستان، بر پیوند منافع کارگران و زحمتکشان تاکید نمودند.

کارگران هفت تپه اما در این حمایت از نفتگران و زحمتکشان خوزستان تنها نبودند. طیف وسیعی از افراد و گروه ها و رسانه های راست و چپ نیز در این اعلام حمایت ها شرکت داشتند که از جمله می توان از دولتمردان آمریکا تا الاحوازیه و از مجاهدین خلق تا رضا پهلوی و از فعالان مدنی و حقوق بشری تا فعالین و نهادهای کارگری حقیقی و دروغین و تا رسانه های بی بی سی و منوتو نام برد.

فعلا با گروه های فوق الذکر که اتحادیه آزاد کارگران و فعالان مدنی و حقوق بشری اصلاح طلب هم در شمار آن ها هستند کاری نداریم. اما در میان حامیان زحمتکشان خوزستان می توان از سندیکای واحد اتوبوسرانی تهران نیز نام برد. این سندیکا در این رابطه اطلاعیه ای صادر کرده است که اگر نام سندیکا و چند واژه با نام کارگران را از زیر آن پاک کنیم کسی تشخیص نخواهد داد که آیا این اطلاعیه از سوی سندیکایی صادر شده که روزگاری قرار بود ارگان مبارزه طبقاتی باشد و یا از سوی هر جریان مدنی، حقوق بشری، اصلاح طلب و حتی برانداز دیگری. انتشار چنین اطلاعیه ای از سوی سندیکای واحد نشان می دهد که ظاهرا آقایان رضا شهابی و داود رضوی که چندی پیش امضایشان را از زیر اطلاعیه عده ای از فعالان سیاسی، مدنی و صنفی پس گرفتند بدین دلیل نبوده است که با مضمون غیر طبقاتی آن مخالف بودند، بلکه تنها به این علت بوده که نمی خواستند با اسامی دیگری که جزو اصلاح طلبان رادیکال بودند، تداعی شوند.

در این میان می توان از اطلاعیه دیگری هم نام برد که در کانال تلگرامی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه درج شده بود. این اطلاعیه نیز که با جمله "الشعب یرید، اسقاط النظام" آغاز می شود و ظاهرا توسط چند گروه دانشجویی نوشته شده، حاوی چنان مضامین ارتجاعی ای است که درج و بازنشر آن را در هر رسانه بورژوایی اپوزیسیون حتی به عنوان بیانیه سلطنت طلبان ممکن می کند. بیانیه ای که هیچ چیز نمی گوید جز این که جمهوری اسلامی باید برانداز شود. همین و نه یک کلمه بیشتر. هرچند تمام رسانه های چپ پر از نشر و بیان چنین لاطائلاتی است، اما بروز آن در یک کانال منتسب به کارگران نیشکر هفت تپه هرچند هم که متروکه باشد، متاسفانه بیانگر رخنه و حتی سلطه تفکر بورژوایی بر سنگر مبارزه طبقاتی کارگران ایران است. این وضع مایه نگرانی هر کمونیست و هر کارگر آگاهی است که به مبرم بودن شرایط حاضر، به شکاف های اجتماعی عمیق، به پروژه های ارتجاع جهانی و منطقه ای و همچنین به وظیفه و نقش طبقه کارگر ایران در نجات جامعه ایران از زوال آگاه است. و همین امر سبب شد که در نامه حاضر با شما کارگران نیشکر هفت تپه برای چاره جویی و طرح نظراتم سخن بگویم.

رفقا،

شما را مورد خطاب قرار می دهم زیرا که شما در نتیجه سالها مبارزه و تحمل مرارت ها به موقعیتی در جنبش کارگری دست یافته اید که خوب و بد مبارزات شما بر مبارزات کل طبقه تأثیر می گذارد. شما در مقاطعی حتی مرزهای مطالبات صنفی را پشت سرگذاشته و بدیهی ترین نُرم های سرمایه داری معاصر را به چالش کشیده اید. آخرین موفقیت شما تنها به خلع ید از یک کارفرمای رانت خوار و فاسد و سوگلی دربار روحانی و جهانگیری خلاصه نشد، فراتر از آن شما موفق شدید که مفهوم استراتژیک خصوصی سازی را که نزد تمام جناح های بورژوایی چه در درون حاکمیت و چه در اپوزیسیون آن از تقدس برخوردار بود به زیر سؤال ببرید و بدین ترتیب در دستگاه فکری بورژوازی شکاف اندازید.

هرچند تشدید تناقضات درونی سرمایه و بروز عوارض مرگبار خصوصی سازی ها در جهان و ایران زمینه های به چالش کشیده شدن خصوصی سازی ها را فراهم آورده است، اما بی تردید این شما کارگران هفت تپه بودید که مهر خود را بر شکست این روش توسعه سرمایه داری در ایران کوبیدید. به همین دلیل هم هست که از این پس هیچکس نمی تواند سخنی درباره خصوصی سازی در ایران بر زبان براند بدون آنکه نامی از کارگران هفت تپه ببرد.

و البته این فقط یک روی سکه است. به همان نسبت که در مبارزات پیش رو می توانید در نقش راهنمائی برای کل جنبش کارگری قرار بگیرید، به همان نسبت نیز خطاها و انحرافات شما در زمین سیاست می تواند راه را برای تحول به سوی مسیر فاجعه آمیزی در جنبش کارگری باز کند. درست شنیدید: فاجعه آمیز. خطای سیاسی در ایران به یک خسران کوچک و قابل جبران نمی انجامد، به فاجعه می انجامد و شما اکنون در حال ارتکاب چنین خطائی هستید.

رفقا

شدت گیری بحران اقتصادی و اجتماعی، و گسترش فقر و فلاکت و التهابات و نارضایتی ها، و بسط اعتصابات و اعتراضات اجتماعی در کنار سیاست های جناح های مختلف جمهوری اسلامی از یکسو و پروژه های ارتجاع جهانی و منطقه ای از سوی دیگر باز هم چالش های جدیدی را در برابر طبقه کارگر عموما، و شما کارگران نیشکر هفت تپه خصوصا قرار داده است.

این طبیعی است که با گسترده تر شدن اعتصابات و اعتراضات توده های کار و زحمت، عناصر این جنبش به یکدیگر پیوند بخورند و وارد فاز عمومی تری از مبارزه شوند. و شما هم به درستی به اهمیت اعلام حمایت گسترده تر از هم طبقه ای ها و همسرنوشتان خود در خوزستان و دیگر نقاط ایران و تقویت اتحاد طبقاتی کارگران و پیوند میان آنان واقفید و گام در میدان برقراری این اتحاد گذاشته اید.

اما باید توجه کنید که شما با این کار عملا مبارزه طبقاتی کارگران را به سطحی فراتر از کارخانه و حتی فراتر از حمایت از مطالبات صنفی کارگران دیگر کارخانجات ارتقاء داده اید. و ورود به این سطح از مبارزه مستلزم درک شرایط اجتماعی و تشخیص برآیند نیروها و منافع متضاد آن ها در لحظه حاضر است. مستلزم آگاهی از مجادلات جهانی و منطقه ای و مخاطراتی است که از جدال های سیاسی و بین المللی ناشی خواهند شد. ورود به این عرصه همچنین اتخاذ مواضع روشن و تفکیک صفوف طبقاتی شما از صفوف بورژوایی و همچنین تشخیص لحظه و نحوه ورود به یک جدال سیاسی را - که بسیار تعیین کننده است- الزامی میسازد. در این میان تکلیف انواع براندازان و قوم پرستان و ارتجاعِ دست راستیِ چاکرِ سرمایه دارانِ داخلی و بین المللی که روشن است. آن ها خود این شرایط را بوجود آورده اند و از قِبَل آن منتفع شده و خواهند شد. اما برای شما چه؟ برای هفت تپه پایتخت اعتصاب جهان چه طور؟

مسلما شما دیگر از این پس نمی توانید هفت تپه را پایتخت اعتصاب جهان بنامید و نسبت به مسائل جهانی و تصمیماتی که در جهان و منطقه و درباره آینده شما می گیرند سخنی بر زبان نرانید. شما نمی توانید افتخار درخشش در طبقه کارگر جهانی را حمل کنید و اما به جنبشهائی بی تفاوت باشید و یا حتی با آن ها همراه شوید که دشمنان خونی طبقه کارگر بر پا کرده اند. نمی توانید پا به میدان وسیع اتحاد طبقاتی و اعتراضات خیابانی بگذارید بدون آنکه مواضع خود را در برابر ارتجاع جهانی روشن کنید. نمی توانید به مطالبات فراصنفی بیاندیشید بدون آنکه صف و شعارهای خود را از نیروهای مرتجع حاضر در خیابان تفکیک کرده باشید. مگر آنکه ساده لوحانه باور کرده باشید که این جنجال های "نه غزه نه لبنان" و "مرگ بر اصل ولایت فقیه" را برای رهائی طبقه کارگر به راه انداخته اند. مگر آنکه هنوز در میان شما کسانی باشند که ترهات دانشجویان رنگین موی طبقه متوسط برای کشاندن شما به جنبش براندازی را در کله داشته باشند. و مگر آنکه هنوز به این کمدی باور داشته باشید که آنقدر نیرومند هستید که بتوانید همین امروز از هفت تپه رهبری یک انقلاب اجتماعی را برای برپایی یک نظام شورایی به عهده بگیرید.

اما گذشته از اینها، شما نمی توانید وارد خیابان شوید بدون آنکه با شعارهای طبقاتی و سیاسی خود در خیابان ظاهر شوید و عنان اختیار خیابان را از دست دیگر نیروهای حاضر در خیابان در آورید. در غیر اینصورت به آلت دست جریانات ارتجاعی برانداز و گوشت دم توپ جناح های مختلف بورژوازی و فعالین راست و چپ طبقه متوسط تبدیل خواهید شد، و از آن بدتر راه را برای فاجعه های بزرگتر باز خواهید کرد.

و رسیدن به این همه از یک سو منوط به طرح مطالبات و اتخاذ شعارهایی است که از منافع تاریخی پرولتاریا در تضاد با کلیت بورژوازی الهام می گیرند و شما را از نیروهای ارتجاعی اپوزیسیون تفکیک می کنند، و از سوی دیگر توجه به و مقابله با همه آن بلواهای خیابانی است که آشکارا مضامین دست راستی و ضدیت با توده های زحمتکشان منطقه را تبلیغ می کنند. کسی که چنان شعارهائی را سر می دهد فقط از جمهوری اسلامی و سیاست هایش متنفر نیست، بلکه جای خود را نیز در کنار ارتجاع اسرائیلی- قبیله ای شیوخ عرب تعریف کرده است. شما که از زحمتکشان خاورمیانه و جهان انتظار حمایت دارید، نمی توانید درباره سر دادن چنین شعارهائی در خیابان سکوت کنید و یا به مراتب بدتر از آن، تلویحا یا علنا، با چنین شعارهایی همراه شوید. این طنابی است که با دست خود بر گردن خود و سایر رفقای هم طبقه ای خود می بندید. از تجربه انقلاب 57 بیاموزید که "بحث پس از مرگ شاه" به چه فاجعه ای ختم شد. نمی توانید مثل خوابگردها یک بار دیگر همان مسیر پرتگاه را طی کنید و به دنبال جنبشها و دستجات ارتجاعی ای روانه شوید که در همه مضامین طبقاتی اگر از این جمهوری اسلامی موجود ارتجاعی تر نباشند ذره ای هم مترقی تر نیستند. به این مهلکه در نغلطید.

رفقا،

شما بارها با جناح های حاکم از اصولگرا و اصلاح طلب و عدالت طلب مرزبندی کرده و بر استقلال طبقاتی خود در برابر آن ها تاکید نموده و اعلام داشته اید که تنها به نیروی خود تکیه می کنید و نیازی به رهنمود های آنان برای پیشبرد مبارزاتتان ندارید. اما به چه علت تاکنون در برابر سیاست های جنگ طلبانه و تحریمی ارتجاع جهانی و متحدین منطقه ای او سکوت اختیار کرده اید؟! این سکوت شما توجیه پذیر نیست. این سکوت معنی دار است. و حقیقتا اکنون دیگر نمی توان از طرح این سؤال در برابر شما خودداری کرد که چرا تاکنون بر روی سنگر هفت تپه در باره سیاست های آمریکا و متحدینش در منطقه و درباره تحریم هایی که کمر زحمتکشان ایران را شکسته است سخن نگفته اید؟ چه چیزی شما را از این امر بازداشته است؟ مسلما فکر نمی کنید که این مسائل بر سرنوشت شما بی تاثیر است و یا ادعا نمی کنید که نمی خواهید وارد موضعگیری سیاسی شوید. سکوت شما در این باره خود یک موضعگیری سیاسی است و نشان می دهد که شما نمی خواهید تکلیف خود را با بخش مهمی از بورژوازی مرتجع و مخالف جمهوری اسلامی روشن کنید.

آیا می ترسید حامیان خود را در رسانه های بی بی سی و منوتو از دست بدهید و از این پس اخبار اعتراضات شما را منعکس نکنند؟! ولی شما که اعلام کرده اید که به حمایت اصلاح طلب و عدالت طلب نیازی ندارید، چه نیازی به حمایت این ها دارید؟

آیا می ترسید موضع گیری در این امور به اتحاد طبقاتی و صنفی شما لطمه وارد آورد؟ اما این چه اتحادی است که مانع موضعگیری شما در برابر ارتجاعی ترین و جنگ طلب ترین بخش بورژوازی جهان می شود؟ این اتحاد طبقاتی نیست، این تسلیم شدن در برابر تفکر مسلط است. برای اتحاد طبقاتی گسترده تر اتفاقا نیاز به مواضع طبقاتی روشن تر دارید.

رفقا،

واقعا این مایه تعجب است که چرا وقتی از بالای سنگر از اعتراضات مردم زحمتکش خوزستان دفاع می کنید و پلیس را از شلیک به آنان برحذر می دارید، همزمان مخالفت خود را با تجاوزات آمریکا به کشورها، به نقش غرب و کشورهای مرتجع منطقه در بوجود آوردن داعش و الاحوازیه، به پروژه های ویرانساز آمریکا در عراق و به شعارهائی از قبیل "نه غزه نه لبنان" اعلام نمی کنید؟! اگر فکر می کنید اینها ربطی به شما ندارند، سخت در اشتباهید. اتفاقا شما در خط اول جبهه ای هستید که با تشدید نفوذ این جریانات ارتجاعی از هم خواهد پاشید. قبل از این که کار به شیراز و اصفهان و تهران برسد.

در برابر این موارد موضعتان را روشن کنید. سکوت شما دیگر حاکی از بی اهمیت بودن سیاست برای شما یا بی تفاوتی شما نسبت به آن مواضع نیست، بلکه به معنای تایید آنهاست.

در انتها اجازه دهید با همان عبارات فصیح عربی این سخن را به پایان برسانیم. آن دانشجویان کذائی بیانیه دادند که "الشعب یرید، اسقاط النظام" و کانالی که هر چه باشد اسم هفت تپه را یدک می کشد آن را منتشر کرد تا شاید در میان کارگران هفت تپه نیز نیروئی برای اسقاط النظام که همان براندازی خودمان است جمع و جور کند. رفقا، انتظار توده محرومان جامعه از شما اما این است: الشعب یرید، عمال الواعین. خلق امروز به کارگران آگاهی نیاز دارد که راه برون رفت از دل طوفانهائی را نشان دهند که جامعه ایران و کل منطقه دستخوش آن هستند و می توانند به نابودی زندگی میلیونها انسان دیگر منجر شوند. آن ها به ماجراجویانی نیاز ندارند که وارد نبرد می شوند بی آن که بدانند در پایان آن چه چیز در انتظارشان است. و یا بدتر، نبردی که پایان آن را دیگران برایشان رقم خواهند زد.

وحید صمدی

9 مرداد 1400

دیدگاه‌ها   

# علی 1400-05-10 13:27
میگن تفرقه بینداز حکومت کن این هنوز هم خیلی خوب عمل می کند تازهگی ها اپوزیسیون ساازی هم مد شده است واقعا عاقلانه نیست این همه اپوزیسون را حتی مخالف جمهوری اسلامی بدانیم به نظرم اینها سپر بلا هستند اول یکی حرف میزنه آن یکی ایرادش را می گیره مردم دارند از گرسنگی می میرند یکی میگه حق با علی است آن یکی میگه عمر بهد دعوای استقلال پرسپولیس یکی میگه محمدرضا شاه مملکت را بهتر اداره میکرد و آن یکی شاه را عامل کودتای 28 مرداد می داند اپوزیسیون مصنوعی کارش همینه کار همه اینها تفرقه افکنی است شاید بهتره بگیم اصلا اپوزیسیونی در کار نیست برای طبقه کارگر این صدق می کند که کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر

بیاب