مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

هفت تپه و ملاحظاتی پیرامون تجمع حمایتی 3 دی ماه در مقابل وزارت دادگستری

نوشتۀ: سعید عطاپور

درک این امر دشوار نیست که اگر بجای چند دوجین شرکت کننده، چند صد و یا چند هزار نفر برای حمایت از خواستۀ کارگران جمع می شدند، این اتفاق میتوانست بر توازن قوای داخل جلسه هیأت داوری و به نفع خواست کارگران به مراتب بیشتر تاثیر گذار باشد. آن عضو پادوی سرمایه در هیأت داوری دیگر نمی توانست در مقابل این پرسش که "آیا صدای تظاهر کنندگان را شنیدید یا نه" بیشرمانه پاسخ دهد که "ما تنها صدای خدا را می شنویم".

آکسیون اعتراضی روبروی وزارت دادگستری در چهار شنبه 3 دی ماه که متعاقب  درخواست کارگران هفت تپه برای برگزاری آکسیون حمایتی در مقابل ساختمان وزارت داگستری و همزمان با جلسۀ شورای داوری برگزار شد، به مباحثی دامن زد و انتقادات و سوالاتی را مطرح کرد، که اشاره ای کوتاه به اهم رئوس این مباحث را لازم میکند. یکی از انتقادات مطرح شده حضور تعداد کم شرکت کنندگان در این آکسیون بود. تا جائی که به هدف این تجمع برمیگشت، و با پیش فرض بر اینکه گروه های شرکت کننده در این تظاهرات، "با هدف اولویتی تقویت موضع کارگران هفت تپه" در این آکسیون شرکت کرده اند، چندین سوال جدی مطرح میشود، که طرح آنها برای پاسخ به موضوع از اهمیت برخوردار است: اینکه چرا دانشجویان عدالتخواه که از آزادی عمل و حاشیۀ امن برخوردارند، با این تعداد بسیار اندک در این آکسیون حمایتی شرکت کرده اند؟ چرا چپ رنگین کمانی نخواست و یا نتوانست برای تجمعی که فاقد هر گونه مخاطرۀ جدی بود نیرو بسیج کند؟ آیا شعار پردازی در حمایت از کارگران تنها در مجامع و نشریات عقیدتی برای شوعاف مجاز و دلپسند است و نه در میدانی که کارگران برای مبارزه تعیین کرده اند؟ چرا تشکلهائی همانند سندیکای واحد که در این اواخر "مجدانه" برای "مبارزه علیه سانسور" فراخوان میدهند، در مورد همرزمی میدانی با کارگران هفت تپه و اعلام علنی فراخوان به شرکت در این اجتماع دچار "خود سانسوری"!! شدند؟ و در آخر چرا کمونیستها و فعالین سوسیالیست کارگری به گونه ای شایسته در این آکسیون شرکت نکردند و برای شرکت دیگران در آن تلاش نکردند؟

درک این امر دشوار نیست که اگر بجای چند دوجین شرکت کننده، چند صد و یا چند هزار نفر برای حمایت از خواستۀ کارگران جمع می شدند، این اتفاق میتوانست بر توازن قوای داخل جلسه هیأت داوری و به نفع خواست کارگران به مراتب بیشتر تاثیر گذار باشد. آن عضو پادوی سرمایه در هیأت داوری دیگر نمی توانست در مقابل این پرسش که "آیا صدای تظاهر کنندگان را شنیدید یا نه" بیشرمانه پاسخ دهد که "ما تنها صدای خدا را می شنویم". اگر این تجمع اعتراضی و حمایتی با قدرت برگزار می شد، آنگاه ماجرا متفاوت بود. با تعداد کم شرکت کنندگان است که صدای این اکسیون حتی به گوش شرکت کنندگان داخل ساختمان هم نمیرسد، طبیعی است که تنها "صدای خدا-ی زمینی  یعنی سرمایه" به گوششان میرسد.   

از جانبی دیگر اما شرکت کنندگان در این اجتماع مورد انتقاد قرار میگیرند، که با اهدافی معین در تظاهرات شرکت کرده بودند، اما این "نقادان منزه" فراموش میکنند، که انتقاد اصلی باید متوجۀ آنهائی باشد، که اصلا در این اقدام حمایتی کارگران شرکت نکرده و از آن دور مانده اند. این تجمع یک اکسیون حمایتی از خواست کارگران هفت تپه برای خلع ید فوری بود، عدم شرکت در این تجمع قابل توجیه نبوده و مفری برای توجیه کسانی که از یک سو شعار دفاع از منافع کارگران را میدهند ولی حاضر به حمایت عملی از خواست برحق آنان نیستند را نمیگذارد.   

اما در این میان بخصوص در مورد طیف چپ (طبقه متوسطی) که در سالهای بعد از جنبش ارتجاعی سبزبطور مدام جنبش کارگری را هدف فعالیتهای مخرب بورژوائی، اپورتونیستی خود قرار داده است، لازم است چند کلمه ای بیشتر گفته شود: تا مدتی قبل برای این چپ در فعالیت رو به داخل آن موضوعاتی از قبیل "محرومیت طبقاتی و دفاع از کارگر" یکی از بهترین و مطلوب ترین راه ها برای کسب "سرمایۀ سیاسی روشنفکری" و "رزومۀ حرفه ای" بعنوان "ژورنالیست" برای "مدیای" بورژوائی بود، و رو به خارج نیز بمثابۀ حیاط خلوتی مناسب برای "براندازی" و به قصد حصول به "دمکراسی سیاسی" مدل ترانس آتلانتیکی و ترجیحا در رابطۀ مستقیم با آن از طریق "حمایتهای بین المللی جوامع مترقی"، در جوار "سایر موضوعات کنشگری مدنی" مورد مصرف بالائی داشت. فعالیت در این عرصه با جولان انواع "کنشگران مدنی" از نوع جندری با موهای رنگین کمانی آن گرفته تا دانشجویانی از دانشگاه سوره با شعار "ما فرزندان کارگرانیم" [و البته اما با  شهریۀ-مخارجی از یک ترم که معادل کل در آمد سالانۀ یک خانوادۀ چهار نفرۀ کارگری معمولی است] در غایت بعنوان "کارت اعتباری" اتصال و ورود به "مراکزمعتبر بین المللی" ازطریق محکومیت رژیم ملاها [طبیعتا برای خالی نبودن عریضه با پسوند تعارفی "سرمایه داری"] شده بود. این خوش رقصی های چپ طرفدار دمکراسی برای بورژوازی غرب البته تنها ازروی تلاش بی چشم داشت و برای کسب "ثواب آخرت" نبوده و نیست. این "کنشگری" سرمایه و سویچی مناسب برای زدن فوری استارت موتور موقعیت اقامتی، کاری، مالی و شغلی مناسب در شمایل فعال زنان، مدنی، فیلمساز در تبعید و خبرنگار صدای آلمان و بی بی سی، محقق و جامعه شناس و....... و دهها نام دیگر در دنیای "دمکراسی" بود. البته باید تاکید کرد،  که بورژوازی ترانس آتلانتیکی غرب با این توبره و آخور هدفی دوگانه را، نه فقط برای جذب "کنشگران مدنی" بلکه برای فرزندان و خانواده های "ارجمند" دولتمردان "مستقل" ایران را نیز تعقیب کرده و میکند. از اینرو اتفاقی هم نیست که یک جنبۀ برجستۀ دشمنی این "کنشگران مدنی و دمکراسی"  با "ژنهای خوب" ساکن در خارج از کشور در مخالفتشان با حمایت "کشورهای دمکرتیک" از آن دیگریها نه از زاویۀ طبقاتی، بلکه بواقع جنگ و رقابتی سخت بر سر سهم از لحاف "ملا" نیز است.    

و اما در مورد اجتماع مشخص جلوی وزارت دادگستری و فضای مجادلات بعد از آن  باید از دو زاویه مجزا برخورد کرد. یک جنبه ظاهر اولیه این اجتماع و حضور همزمان دانشجویان "عدالتخواه" و "چپ طرفدار ادارۀ شورائی" است و مورد دیگر  چرائی همخوانی و اجماع موضعی هر دو گروه بر سر شعار "خلع ید یک کلام والسلام" است. اگر ازجنبه های نه چندان مهم و قابل اغماض تبلیغاتی شرکت کنندگان  بگدریم، واقعیت بزرگتری را که در پشت این اتفاق بظاهر ساده نهفته است را باید دید. این امر دماسنجی بسیار دقیق برای تغییرشرایط مبارزۀ طقاتی کارگران است، اینکه "چپ برانداز ترانس آتلانتیکی" بطور همزمان با "دانشجوی عدالتخواه مذهبی پرو نظام" در یک محل متعاقب فراخوان کارگران هفت تپه و بر سر موضوع مشترک فراخوان و حتی در برخی مواقع با طرح مشترک شعار "خلع ید یک کلام والسلام!" وارد میدان میشوند، حاکی از تحولی بس عظیم در اعماق جامعه طبقاتی ایران است. این واقعیت که موش کور مبارزۀ طبقاتی در هیبت -هر چند فعلا نه چندان قدرتمند- کارگران هفت تپه، آنچنان نقبی در معادلات سیاسی ایران زده است، که فعالین متعلق به جناح های مختلف از طبقۀ متوسط خواستار عکس گرفتن در کنار "کارگران هفت تپه هستند."

این امر برای کمونیستها و طبقۀ کارگر نکتۀ بسیار مبارکی است. نشانگر آن است، همانطور که ما بارها بر آن تاکید کردیم، که تودۀ زحمتکشان بعد از سالها دور ماندن از تاثیر گذاری در فضای سیاسی ایران، در این زمان به آنچنان دست آوردی بزرگ مرحله ای رسیده اند، که بسیاری از نیروها برای کسب اعتبار سیاسی از قبل این غول نهفته - که تا کنون تنها شمه ای از نفسهای بیداری آن قابل رویت است – به فراخوان آن جواب میدهند. اکنون دیگر این حمایت سیاسی به کمونیستها و سندیکالیستهای سنتی محدود نمانده است. در کنار حسین اکبری ها اکنون از دانشجوی چپی گرفته تا تاجزاده ها و همکاران "رهبر کارگری" اش و تا عدالتخواهان و اصولگراها نیز به خط شده اند.

حقیقت این است که اکنون طیف گسترده ای خود را حامی کارگران هفت تپه معرفی می کنند. یا آدم باید متاثر از شیزوفرن تئوری توطئه باشد، یا ریگی درشت در کفشش باشد و یا در هپروت فضای مجازی و محافل "متفکر" روشنفکری دانشگاهی بسر برد، تا تجمع این نیروها را امری اتفاقی بنامد. البته کسانی هم پیدا میشوند که در تالمی روانی در خارج از کشور، اجماع این نیروها را سفیر براندازی رژیم تلقی کنند بخواهند برای تسریع سرنگونی آن خواست براه اندازی  طوفانی معده ای "تویتری" با حمایت دول "فخیمه" و مدیای "معتبر" آلمان، انگلیس فرانسه و آمریکا را مطرح کنند. اما آنچه که در حالت طبیعی ودر جهان واقعی مسلم است آنست که دیگر نمی توان علائم گسترش این اعتبار طبقاتی کارگران و زحمتکشان را نادیده گرفت.

و اما در مورد موضوع دوم یعنی "خلع ید یک کلام والسلام". صرفنظر از دقت یا عدم دقت و یا شفافیت و ابهام این شعار، آنچه مسلم است مضمون این شعار تقابل با مالکیت خصوصی بر مجتمع هفت تپه بود و هست. و این امری است که باید روی آن مکث نمود.

مبارزه برای خلع ید و بازگشت از پروسۀ خصوصی سازی، همانطورکه ما بارها بر آن تاکید کردیم، امری ساده نیست، چرا که کارگران با این خواست به مقابله با کلیت روند توسعه و تحکیم صیانت "کل طبقات سرمایه داری" برخاسته و کلیت جبهۀ سیاسی از سنت گرا گرفته تا اصولگرا، اطلاح طلب، لائیک، اپوزیسیون و حتی "طیف چپ" جامعه را به مصاف کشیده اند.

این جدال در لبۀ پرتگاهی عمیق بین طبقات در حال انجام است، و هیچ کدام از طرفین داوطلبانه خواهان سقوط در این درۀ نیستند و هر کدام نیز برای تقویت قوای خود به یار گیری در جامعه میپردازد، و صد البته هم فعالین کارگری هم موظفند  در راستای تحقق منافع خود و تقویت موضع خود، چه در میان جامعۀ کارگری و چه در سطح جامعه برای تقویت سنگرهای خود به جذب نیرو از میان دانشجویان و سایر فعالین و اقشار زحمتکش مردم برای "حمایت" از مطالبات طبقاتی خود – و نه بر عکس آن-  بپردارند. طبقۀ کارگر به هیچ قشری و طبقۀ دیگری بدهکار نیست. با توجه به قدرت عظیم بورژوازی و دستگاه دولتی آن نه تنها این امر ضروری و واجب است، بلکه حیاتی نیز میباشد.

مضحک ترین "انتقاد" در این میان از سوی آن چپ سرنگونی طلب و براندازی صورت می گیرد که فراخوان کارگران هفت تپه را به دلیل شرکت عدالتخواهان اسلامی در تجمع مورد سرزنش قرار می دهند. گویی کارگران موظفند در هر اقدام مبارزاتی شان فیلتری نصب کنند که فقط عزیز دردانه های چپ از آن رد شوند و دیگران پشت این فیلتر قرار گرفته و حق ورود به حمایت از کارگران را نداشته باشند. فقط یک خرده بورژوای تک سلولی که خود را مرکز عالم تصور می کند می تواند اینگونه به مبارزات کارگران برخورد کند. اقدام کارگران هفت تپه در فراخوان به تجمع اعتراضی خطاب به همه گروههای اجتماعی برعکس این خرده بورژواهای متوهم، نشان داد که کارگران به اهمیت جذب حداکثر حمایت از سوی همه گروه های اجتماعی پی برده اند. کسی که غم نان شب ندارد می تواند با چنین عبارت پردازیهای لوکس رادیکالیسم دروغین خود را به نمایش بگذارد. برای کارگران رادیکالیسم واقعی در بسیج حداکثر نیرو برای تغییر توازن قوا به نفع طبقه کارگر است و از این زاویه اقدام کارگران هفت تپه اقدامی بود کاملا اصولی و نشان دهنده بلوغی در سازماندهی مبارزه که در جریان خود اعتصاب نیز بارها خود را نشان داده بود. تنها خط قرمز برای کارگران درخواست حمایت از خود بورژازی است. در غیر اینصورت امر جذب حمایت تا جائی که منجر به دنباله روی طبقۀ کارگر از منافع طبقات دیگر نگردد و به انحراف کشیده نشود، نه تنها خوب بلکه لازم و ضروی هم هست.

با نگاه از این منظر، اقدام کارگران هفت تپه در فراخوان به تجمع را تنها می توان گام اولیه ای در این جهت تلقی کرد. گامی لازم اما ناکافی. پیشبرد خواست اصلی کارگران یعنی تحقق خلع ید، آنچه که فعالین کمونیست و سوسیالیست کارگری می توانند و باید بیش از پیش آنرا برجسته کنند، توضیح گره گاه اصلی ماجرا یعنی مالکیت خصوصی و دشواری لغو آن است که نیازمند کار سازماندهی فراکارخانه ای است. بر این جنبه باید اکیدا دقت شود. شعار خلع ید در حقیقت می تواند پرچمی باشد علیه مالکیت خصوصی بر وسایل تولید به طور کلی. در همین رابطه هم بود که ما پیشتر شعار واگذاری مجتمع به کارگران را طرح کرده بودیم. با علم به این که تحقق چنین هدفی نیازمند بسیج نیروئی بزرگتر و ورود به مبارزه ای طولانی تر است. ما هنگام طرح آن شعار گفتیم که چنین چیزی مستلزم نیروئی بیش از کارگران یک کارخانه است. گفتیم که ضدیت با این خواست مرحله ای کارگران یعنی دفاع از "خصوصی سازی" و"تقدس مالکیت خصوصی بر ابزار تولید" مبنای اجماع کل بورژوازی ایران است، از حاکمیت اش گرفته تا اپوزیسیون آن. گفتیم که تغییر این سیاست یعنی تغییری اساسی در چهارچوبهای قانونی موجود است و همه اینها در گرو بسیج نیروئی به مراتب بزرگتر است. حقیقت این است که مبارزات کارگران هفت تپه علیرغم تمام پیشروی های مهم قادر به شکل دادن به چنین ائتلاف طبقاتی وسیعی نشد و سرانجام نیز با طرح شعار بازگشت مالکیت به دولت همراه با نظارت کارگران به شعاری دست یافت که امکان پیشبرد مبارزه را فراهم می کرد. تا رسیدن به توازن قوای طبقاتی برای فراتر رفتن از این شعار و طرح شعار واگذاری کارخانه به کارگران هنوز کار زیادی لازم است. بر چنین متنی از تعادل قوای طبقاتی است،  که امروزه  از همراهی با خواست دولتی کردن با نظارت کارگران، که هفت تپه ای ها به آن رسیده اند نمی توان جلوتر رفت. اما این به این معنا نیست که آن چشم انداز بزرگتر را کنار بگذاریم. برعکس، در دل این جنبش باید مقدمات آن را هم فراهم کرد.

باید مدام بر این نقطه تمرکز کامل داشت، که مرکز ثقل این مبارزات فراتر از این یا آن واحد تولیدی، نیروی جنبشی قطارقدرتمندی از طبقه ای است، که "به تنهائی" کلید ارائه کلیۀ خدمات ضروری، بنیانی و تولید ارزشهای مادی جامعه را در دستان خود دارد.

در دوران کرونا همگان دیدند که بدون تولید و تلاش این طبقه چه در کشتارگاه، مزارع، کارخانه ها، نانوائیها، مرکز درمانی و و و.... زندگی اجتماعی در عرض یک روز درهم ریخته و نه دانشگاهیان و نه سیاستمداران و دلقکهای بازار مکارۀ هنر و فلسفه قادر به تولید نان شب مردم هم نیستند.  

از این رو تعیین جهت حرکت این قطار و سرنوشت جامعه نیز "مشیت تاریخی و اجتماعی" این طبقه است. آنچه پیش روی کارگران هفت تپه، و نه فقط آنها، بلکه کل طبقه کارگر، قرار دارد، شکل دادن به آن ائتلاف بزرگ طبقاتی در مبارزه با مالکیت خصوصی و به میان کشیدن چشم اندازهای مالکیت اشتراکی بر وسایل تولید است. این کاری است که در دل همین مبارزات جاری برای آن نیز باید مبارزه نمود.

سعید عطاپور

13 دی 1399

2 ژانویه 2021

دیدگاه‌ها   

# احسان 1399-10-19 19:28
با سلام
رفیق عزیز کادر نوشتن کامنت کوچک شده و هنگام نوشتن کامنت نمیتوان نوشته‌ی خود را مشاهده کرد. لطفا اصلاح کنید. سپاس

توضیح سایت: شما می توانید با قرار دادن ماوس بر گوشه چپ قسمت شمارش حروف باقی مانده در زیر فیلد مربوط به نوشتن کامنت، سایز کادر را با کشیدن به هر میزان که بخواهید تغییر دهید.
با تشکر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# احسان 1399-10-13 20:43
با سلام
رفیق سعید من با شما کاملا موافقم که شرکت نکردن در این آکسیون در واقع اتخاذ مشی منزه‌طلبانه است. اما از متن شما اینگونه برداشت کردم که کمونیست‌ها نیز می‌باست همراه با چپ شورایی و بسیج عدالتخواهی بدون هیچ تنشی در کنار یکدیگر شعار خلع ید یک کلام والسلام را سر می‌دادند. سایت تدارک کمونیستی در سال ۹۷ متن درخشانی(جمع‌بندی یک اعتصاب) راجع به اعتصابات هفت تپه نوشت و در همانجا بر روی این نکته‌ی بنیادی انگشت می‌گذارد که پاشنه‌ی در این اعتصاب بر روی مطالبات طبقه متوسطی می‌چرخد. اهمیت این نکته در اینست که سیاست طبقاتی برای جنبش کارگری همان رابطه‌ی طبقه‌ی کارگر با دیگر طبقات است. با بی‌اعتنایی به این اصل نه تنها استقلال طبقاتی طبقه‌ی کارگر محقق نمی‌شود بلکه به پادوی جریاتات اپوزیسیون بورژوایی (چپ یا راست) بدل می‌شود. بنابراین از آنجا که چپ بورژوایی با پرچم کاذب اداره‌ی شورایی و جریان بسیج عدالتخواه با خلع ید یک کلام والسلام تهدیدی برای به انحراف کشیدن ریل مبارزه‌ی کارگران هفت تپه محسوب می‌شوند لازم است این جریانات طرد گردند. بنابراین به زعم من مشارکت کمونیست‌ها در چنین آکسیونهایی با دستور کار مشخص می‌تواند گامی در راستای طرد عملی این دشمنان طبقاتی باشد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1399-10-19 17:30
رفیق احسان عزیز،
اولا تدارک کمونیستی در هیچ نوشته و یا اظهار نظری راجع به اعتصاب هفت تپه ننوشت و نگفت که "پاشنه‌ی در این اعتصاب بر روی مطالبات طبقه متوسطی می‌چرخد". ما در انتقاد به اعتصاب هیچگاه مصلحتی برخورد نکردیم و هر زمان که لازم دانستیم نظرات خود را نسبت به سیاستهای دست اندرکاران اعتصاب و همچنین مطالبات هر مقطع به صراحت بیان کرده ایم. اما هیچگاه نگفتیم که پاشنه در اعتصاب بر روی مطالبات طبقه متوسطی می چرخد. این تعبیر بغایت نادرستی از ارزیابی های ماست. اگر ما چنین ارزیابی ای از اعتصاب داشتیم از همان آغاز مبارزه با آن را در دستور کارمان می گذاشتیم و نه مبارزه برای بهبود و ارتقاء آن را، نه مبارزه با ضعفهای آن را.
دوم شاید متوجه نشده باشید که در متن نوشته اصلی ترین انتقاد به آن آکسیون بی رمق بودن آن بود. هیچ چیز مانع این نبود که کمونیستها با شرکت وسیع تر خویش آن مدافعان چپ به قول شما کاذب شورائی و آن عدالتخواهان بسیجی را به حاشیه برانند. میخواهید آنها را از جنبش کارگری طرد کنید و یا منزوی کنید؟ راهش بسیج نیروی بیشتر در تقویت این جنبش است و ارائه راه حل هائی که بتوانند مبارزه را از پیچ و خم ها عبور دهند. در غیر این صورت، کار شما در حد یک عملیات تخریبی تضعیف کننده با نتایج منفی باقی خواهد ماند.
سوم، نترسید. نگران چه هستید؟ این که عدالتخواه بسیجی یا چپ پرو امپریالیستی بر جنبش طبقه کارگر مسلط شوند؟ همین هفت تپه را نگاه کنید و ببینید که موقعیت آن چپ در دو سه سال اخیر تا چه حد تنرل کرده است. به سیاستهای کارگران در جریان اعتصاب نگاه کنید و خواهید دید که حرفی از این نمی تواند در میان باشد که عدالتخواهان بسیجی کنترل اعتصاب کارگران را در دست بگیرند. کارگران را دست کم گرفته اید. ما بارها انتقاد خود را بیان کردیم اما هیچگاه کارگران را "فریب خورده" قلمداد نکردیم. میزان نفوذ این یا آن گرایش بورژوائی و خرده بورژوائی در میان کارگران نه ناشی از زرنگی و مرد رندی آن جریانات بلکه ناشی از قدرت اجتماعی آن جریانات است. امروز هم آن چپ و هم آن عدالتخواهی درگیر تناقضاتی اند پایه ای که روز به روز از نیرو و توانشان کم می کند. دنیا دارد عوض می شود. امروز اتفاقا این نقد کمونیستی است که می تواند به بهترین وجهی رشد کند. پیش شرط این کار جسارت لازم برای پا گذاشتن به میدان مبارزات عملی و همراهی با اعتصابات و اعتراضات کارگری است. با "روشنگری" و افشاگری و بیان حقایق ابدی در مجالس خصوصی و هسته ها و مخافل خودمانی بهترین کار برای منزوی کردن کمونیسم را انجام داده ایم و نه برای تقویت آن را.
موفق باشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# احسان 1399-10-19 18:40
سلام رفیق بهمن
کارگران؟ این بازیگران اصلی صحنه؟ آنها گوئی تصمیم گرفته بودند تمام قوت و ضعف خویش را یکجا به نمایش بگذارند. آنها تا جائی که بر پای خود ایستادند ارکان ایدئولوژیک طبقه مسلط را لرزاندند و آنجا که با سر خویش به اندیشیدن آغاز کردند، تلوتلو خوردنشان شروع شد. به همان اندازه که قدرت و پایداری آنان خیره کننده بود، به همان اندازه جلوۀ سیاسی آنان ناتوان بود و نا امید کننده. اعتصابی که با خون دل و بی کمترین امکانات به راه افتاده بود به ضیافت بزرگ سیاسی ای تبدیل شده بود که همه مهمانان ناخوانده بر سر سفره آن نشستند و خود کارگران در کنار سفره ماندند. گوئی آنها عزم کرده بودند که رابطۀ خویش با طبقات و جنبشهای اجتماعی دیگر را بر اصل موازنۀ مثبت استوار کنند. آنها تنها نیروئی بودند که نه با خط روشن خود، نه با طرح اجتماعی متمایز طبقاتی خویش، بلکه با ملغمه ای از طرحها و خطوط طبقات دیگر به بیان آمال و آرزوهای خویش پرداختند. آن اقبال همگانی از جنبش اعتصابی در عین حال به معنای آن نیز بود که جنبش خود نه تنها چشم اندازی متمایز از چشم اندازهای طبقات دیگر ارائه نمی داد، بلکه به مثابه اسفنجی نیز عمل می کرد که ایده ها و آرمانهای جنبشهای دیگر را جذب می نمود و به زبان خود بدل می کرد. به ویژه تا آنجا که به شکل بروز جنبش و شعارهای آن مربوط می شد، اعتصاب همان روحی را به نمایش می گذاشت که همه جنبشهای اجتماعی طبقه متوسطی دو دهه اخیر به نمایش گذاشتند. و آنجا که پای سیاست ورزی به میدان می آمد، جنبش با نرمش تاکتیکی در مقابل ائمه جمعه و علمای عظام همان مشی ویرانگری را در پیش گرفت که وجه مشخصۀ جریان مسلط بر جنبش سندیکائی دوران پسا اصلاح طلبی بود.
این برشی از متن شما راجع به اعتصابات هفت تپه در سال ۹۷ است. البته باید این را در نظر داشت که اعتصابات امسال کارگران تفاوتهای بسیار اساسی و بنیادی با اعتصابات دو سال گذشته داشت و دارد و من کاملا به این مسئله واقفم. همچنین با شما توافق نظر دارم که این جریانات نسبت به سابق بسیار تضعیف شده‌اند و ما شاهد شکافهایی عظیم درون این جریانات هستیم. اما با همه‌ی این اوصاف نمیتوان ادعا کرد که اینان دیگر خطری برای جنبش کارگری محسوب نمیشوند‌‌.همین آقای اسماعیل بخشی متاسفانه دارد به اسانلو در ایران بدل میشود از حمایتش از روح‌الله زم تا کانون وکلا و دفاع از حق آزادی بیان و .... آقای بخشی که از رگ گردن به کارگران هفت تپه نزدیکتر است محصول غلبه‌ی همین چپ شورایی بود. برگردیم به متن رفیق سعید. ایشان میگویند:اما در مورد موضوع دوم یعنی "خلع ید یک کلام والسلام". صرفنظر از دقت یا عدم دقت و یا شفافیت و ابهام این شعار، آنچه مسلم است مضمون این شعار تقابل با مالکیت خصوصی بر مجتمع هفت تپه بود و هست. و این امری است که باید روی آن مکث نمود. لازم است بگویم که لغو خصوصی‌سازی و نظارت کارگران بر اداره‌ی آن نه یک کلام است و نه والسلام. با توجه به اینکه در خود سخنرانیهای کارگران هفت تپه هم گاها بحث اهلیت و عدم اهلیت مطرح میشود این شعار از جانب عدالتخواهان که به خصوصی سازی خوب و بد یا اهلیت و عدم اهلیت جان کلام پروژه‌شان است میتواند به انحرافی در مطالبه کارگران هفت تپه دامن زند‌.به همین خاطر به نظر من طرح این شعار در شرایط کنونی حتی دال بر ضدیت با خصوصی سازی یا یک گام جلوتر ضدیت با مالکیت خصوصی نیست‌.
در پایان باید اذعان کنم که کاملا با قسمت سوم کامنت شما مبنی بر اینکه به منظور رفع نگرانی باید در میدان عمل با این نیروها مواجه شد و نه صرفا در محافل خصوصی.
با تشکر از شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1399-10-20 11:48
رفیق احسان،
در همان قسمتی که از بیانیه ما نقل کرده اید کاملا مشخص است که انتقاد ما به جنبش اعتصابی هفت تپه ناظر بر تناقضی بود که بین علت وجودی اعتصاب با افکار و اندیشه های حاکم بر آن وجود داشت. به همان عبارت اول نگاه کنید. آنجا که میگوئیم "آنها تا جائی که بر پای خود ایستادند ارکان ایدئولوژیک طبقه مسلط را لرزاندند". این آن چیزی بود که می شد به آن امید بست و همین نیز در مسیر اعتراضات جنبش کارگران هفت تپه را به تغییرات راهگشائی رهنمون شد که در آخرین موج اعتصابی به نمایش درآمدند. شاید شما قصد دیگری داشتید. اما بیان پیشین شما به نقل از ما مبنی بر این که درب آن اعتصاب بر پاشنه طبقه متوسط می چرخید، تعبیری نادرست از آن بود. درب آن اعتصاب همواره بر پاشنه نیازهای واقعی کارگران می چرخید و همین نیز باعث شد که بتوانند اشباح طبقه متوسطی را از کله های خود بیرون بیندازند و مسیری به سوی استقلال طبقاتی را برگزینند.
در مورد سایر نکات حرف زیادی لازم نیست. به ویژه این که گویا با نتیجه گیری ما موافقید که در خود میدان عمل است که می بایست برای تثبیت و تقویت مشی کمونیستی که در اصل چیزی جز تأکید بر همان استقلال طبقاتی نیست. فقط یک نکته را در رابطه با نقش و موقعیت اسماعیل بخشی لازم میدانم ذکر کنم.
در مورد اسماعیل بخشی ما تا جائی که لازم بوده حرف زده ایم. اما موقعیت اسماعیل بخشی در جنبش هفت تپه امروز آنی نیست که شما توصیف کرده اید. اعتبار همگانی بخشی در میان کارگران هفت تپه متعلق به زمانی بود که آن چپ در هفت تپه کاملا دست بالا را گرفته بود. با رسوائی آن چپ و شعارهای فریبنده اش، اعتبار بخشی نیز به سرعت تقلیل پیدا کرد. وزن بخشی در میان کارگران هفت تپه امروز دیگر همان وزن 2 یا 3 سال پیش نیست. قائل شدن به نقشی بیش از این وزن واقعی به معنای کم اهمیت دادن به تمایلات و گرایشات دیگری است که در میان کارگران حضور دارند و عمل می کنند. این می تواند ما را به بیراهه تقابلی با جنبش اعتراضی و مطالباتی کارگران بکشاند.
راه پیشروی جنبشهای زنده طبقاتی هیچگاه راهی خطی و مستقیم نبوده و نخواهد بود. مهم تشخیص جهت روندهائی است که ظاهر می شوند. تردیدی نداشته باشید که خواست خلع ید کامل از بخش خصوصی مطالبه ای است نیرومند. ممکن است کارگران نتوانند این را به کرسی بنشانند. به ویژه این که هنوز از تبدیل این خواست به اهرمی برای گسترش وحدت فراکارخانه ای آنطور که باید استفاده نمی شود. اما این به معنای آن نیست که جریاناتی می توانند با یک شعار این جنبش را به انحراف بکشانند. در یک کلام، نه عدالتخواهی اسلامی و نه چپ و نه لیبرالیسم تاجزاده ای - که نباید فراموشش کرد - هیچکدام امروز نمی توانند به سادگی مهار جنبش کارگری را در دست بگیرند. تناقضات آنان موانعی جدی بر سر راه این امر قرار می دهد. این موقعیت تاریخی تازه ای است که در مقابل انتقاد کمونیستی نمایان می شود. باید برای این کار کرد. با اعتماد و با صبر.
موفق باشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر

بیاب