مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

اعلام پیوستن به تدارک کمونیستی- جنبش سازمان یابی حزب پرولتاریا

نوشتۀ: علی شمس

من به عنوان یک کمونیست در صدد پیوند زدن آینده سیاسی خود به جریانی بوده ام که امر سازمان دهی طبقاتی برای او جدی است. در صدد یافتن رفقا و ساختن جریانی بوده ام که مبارزه با سرمایه داری و در هم شکستن نظم موجود را به تابعی از گسترش دموکراسی، فمنیسم و حقوق بشر تبدیل نمی کند. و اینک پس از آشنایی با نظرات و مواضع رفقای تدارک کمونیستی تصمیم گرفتم که آینده سیاسی خود را همگام و همراه با این رفقا رقم بزنم. وامیدوارم که بتوانم تجربه بیش از 35 سال فعالیت سیاسی و تشکیلاتی خود را به این طریق در خدمت سازمان یابی طبقه ای قرار دهم که بدان تعلق دارم.

امروز هر کارگر و فعال کمونیستی که از تن دادن به نظم موجود در جهان پرهیز می کند و خود را به سازمان دهی مبارزه پرولتاریا برای در هم شکستن دولت و جامعه سرمایه داری متعهد می داند با دغدغه چگونگی پیشبرد این امر و تعیین جایگاه خود در میان انبوه نیروهایی که خود را چپ، رادیکال و سوسیالیست می دانند مواجه است. در ایران نیز هر مارکسیستی که عمری را به عضویت در یک یا چند سازمان چپ سپری کرده، با نگاهی به پشت سر در می یابد که در سازمانی که در آن عضویت داشته اثری از آرمان کمونیستی، از مارکسیسم و از مبارزه طبقاتی به جای نمانده است.

واقعیت این است که احزاب و سازمانهای چپ خود را از قید مبارزه برای تغییر نظم موجود و در هم شکستن مناسبات سرمایه و تحقق دیکتاتوری پرولتاریا و شوراهای آن خلاص کرده و با پذیرفتن گفتمان های غالب به فعالیت در حوزه گسترش دموکراسی و حقوق بشر و فمنیسم مشغولند و در این راستا به حمایت ازجنبش هایی می پردازند و آماده شرکت در جبهه ها و ائتلافاتی هستند که خود تا یکی دو دهه پیش از تصور آن ننگ داشتند.

پرداختن به جزییات سیاسی و نظری و علل تاریخی این انحطاط جهانی چپ محتاج تقریر مطلبی جداگانه است. همین قدر کافی است که اشاره کنم که مواضع این چپ امروز دیگر نه در تقابل با نظم سرمایه، بلکه در جهت تحکیم آن است. این چپ امروز در بنیادها با لیبرال دموکراسی شریک است. این انحطاط امروز از دید هیچ تحلیلگر سیاسی پنهان نیست. می توان همچون روشنفکران و جریانات چپ چشم ها را بست و خود را از این قاعده مستثنی دانست و حتی این قهقرا را به منزله دموکراتیزه شدن گفتمان سوسیالیستی تلقی نمود!؛ می توان این دوره را گذرا تلقی کرد و منتظر نشست و به تشکیل مجدد اتحادها و مجامع و سازمان های چپ مبادرت نمود و همچنان در حرف سوسیالیست ماند و در عمل مبارزه طبقاتی را به صورت تابعی از کمپین دفاع از زندانیان سیاسی، گسترش دموکراسی و حقوق بشر در آورد، می توان باز هم برای حمایت از هر جنبش ارتجاعی در ایران و سوریه و اوکراین کمپین گذاشت و مقاله نوشت و با هارترین جناح های سرمایه جهانی همسو شد تا شاید از این ماجراها چپ متحد تر و قوی تر بیرون آید! اما هیچ یک از این ادعاها و هیچ یک از این اعمال مانع سقوط سریعتر چپ به قهقرا نخواهند شد. این چپ امروز در خدمت سرمایه است و از آخرین قیود تفکرات رادیکال طبقاتی و مارکسیستی رها شده است. آن جا نیز که حرفی از این مقولات توسط چپ به میان می آید برای یافتن مخاطب یا دفرمه کردن آن ها است.

در این میان بخش اعظم چپ ایران نیز با دخیل بستن به مدرنیسم بورژوایی و دموکراسی و حقوق بشر به توجیه نظم موجود با ادبیاتی سوسیالیستی می پردازد. این بخش دست راستی ترین جنبش های موجود در جهان را انقلاب یا جنبش اعتراضی و مردمی علیه استبداد معرفی می کند و به جای تحلیل مادی و طبقاتی تحولات منطقه خاورمیانه و ایران به توضیح وقایع جاری با توسل به مفاهیم اسلام سیاسی و ارتجاع اسلامی مبادرت می نماید. و برای رهایی از شر اسلامگرایی و هموار کردن راه دموکراسی عملا در کنار بخشی از بورژوازی جهانی قرار می گیرد. بخش کمتر رادیکال این چپ نیز با تواضعی حقیرانه تر نسبت به لیبرال دموکراسی با ژست دوری گزیدن از خشونت مدام به انتخابات و جناحی از حاکمیت دخیل می بندد. بخش پاندولی چپ نیز بین این دو گرایش در گشت و گذار است.

آن چه در این میان به چشم نمی خورد سازمان دهی طبقاتی و کمونیستی است. آن جا نیز که سخنی از این امور می رود یا ژستی است توخالی و یا تلاشی است برای تبدیل زحمتکشان به سیاهی لشکر اردوی سرمایه.

بنابر این از نظر من چپ موجود متاسفانه دیگر جز در حرف بویی از مارکسیسم، انقلاب پرولتاریایی و کمونیسم نبرده است و رادیکالیسم آن نیز از اشتیاق به سرنگونی جمهوری اسلامی فراتر نمی رود. این چپ در بهترین حالت چپ جامعه مدنی است. به نظر من تنها راه پیشبرد مبارزه علیه سرمایه داری در حال حاضر و حتی تنها راه بازگرداندن بخشی از این چپ به مدار مبارزه طبقاتی انقطاع از این چپ و نقد آن به عنوان گرایشی در درون بورژوازی و پیگیری جدی امر سازمان دهی طبقاتی کمونیستی کارگران است.

من به عنوان یک کمونیست در صدد پیوند زدن آینده سیاسی خود به جریانی بوده ام که امر سازمان دهی طبقاتی برای او جدی است. در صدد یافتن رفقا و ساختن جریانی بوده ام که مبارزه با سرمایه داری و در هم شکستن نظم موجود را به تابعی از گسترش دموکراسی، فمنیسم و حقوق بشر تبدیل نمی کند. و اینک پس از آشنایی با نظرات و مواضع رفقای تدارک کمونیستی تصمیم گرفتم که آینده سیاسی خود را همگام و همراه با این رفقا رقم بزنم. وامیدوارم که بتوانم تجربه بیش از 35 سال فعالیت سیاسی و تشکیلاتی خود را به این طریق در خدمت سازمان یابی طبقه ای قرار دهم که بدان تعلق دارم.

 

زنده باد کمونیسم

برقرار باد اتحاد طبقاتی پرولتاریا

  

علی شمس-30.9.2015

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر