نظر خوانندگان

به علی و شاهین ایران پر است از کارخانه هایی که چند صد کارگر و چند هزار کارگر در آن دارند کار میکنند....
من هم یک جور هایی با شاهین موافقم در شهری که ما زندگی می کنیم کا رخانه درست و حسابی وجود ندارد اکثر ...
قبول که کارگران خدماتی و ... زیادتر شده اند ولی به همین نسبت و مطلق هم تعداد کارگران شاغل در کارخانه...
شاهین یک نظر در ملاحظاتی درباره کار کمونیستی، پاسخ به یک رفیق ارسال کرده است
به نظر می‌رسد که تاکید شما بر فعالیت کمونیستی در محیط کار است. یعنی سازماندهی در محیط کار و به قول ش...
با تشکر از رفیق وحید صمدی من در داخل ایران زندگی می کنم و در یک روستا من دوست دارم یک کمونیست را که ...
وحید صمدی یک نظر در بحران کرونا و وظایف کمونیستها ارسال کرده است
رفیق عزیز علی سلام، از این که دیر پاسخ دادیم عذر می خواهم. این یادداشت را فقط برای اطلاعت می‌نویسم. ...
علی یک نظر در بحران کرونا و وظایف کمونیستها ارسال کرده است
من خودم را یک کمونیست می دانم ولی نمی دانم چه کار کار کنم از کجا شروع کنم چطور با سایر کمونیست ها ار...
عارف یک نظر در ژئوپلیتیک کرونا: 5- مصالحه با آمریکا بی معناست ارسال کرده است
دقیقا درست است و این چرخش لیلازی خود را در طیف چپ در امثال علیزاده سابقا 88 ی پروغرب و گرایلوی سابقا...
بهمن شفیق یک نظر در وقتی که تاریخ چپ توسط مخالفان آن نوشته می شود ارسال کرده است
رفیق عزیز نگار، کاربرد عبارت پوپولیسم در مورد دولتهای چپگرای آمریکای لاتین کاملا آگاهانه بود. اگر دق...
نگار یک نظر در وقتی که تاریخ چپ توسط مخالفان آن نوشته می شود ارسال کرده است
با عرض سلام به رفقای تدارک کمونیستی، تشکر می کنم از مطالب مفیدی که منتشر می کنید، همین طور مقاله ی...
علی یک نظر در مشرق نیوز راه را نشان می دهد ارسال کرده است
استادی در دانشگاه داشتیم که سرمایه داری را به ساده ترین شکل ممکن به ما توضیح داد او گفت دو نفر که ظا...
علی یک نظر در زیبا ترین مخلوق خدا! ارسال کرده است
سایت تان خیلی عالی است ولی خیلی کم مقاله می گذارید ممنون میشوم حداقل روزی یک مقاله جدید بگذارید ما ...
علی یک نظر در زیبا ترین مخلوق خدا! ارسال کرده است
عالی بود واقعا عجب خدایی است مالکیت خصوصی که کسی جرات به چالش کشیدن آن در مخیله خود نیز ندارد
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
رفقای تدارک با سلام مجدد 1- سویه ی اصلی تاکید من بر مرگ 57 این است که دیگر مولفه های اصلی برسازنده...
گیسو رستمی یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام مجدد به عارف و ممنون از توضیحات رفیق بهمن، راجع به کلیپ: قطعا راجع به عواطف شخصی حرف نمی ز...
بهمن شفیق یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
عارف عزیز تا جائی که به نظم اجتماعی پیشین، یعنی مناسبات مسلط سرمایه داری باز می گردد، اصلا گسستی صور...
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام به و تشکر از گیسو رستمی: این جمله تان: و در نهایت، اگر انقلاب مرده بود، کار بورژوازی برای ب...
گیسو رستمی یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام و در پاسخ به عارف، نقطه ی شروع بحث شما کمی آنسو تر از بطن جامعه کوبیده شده: در مرکز قدرت. زن...
عارف یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
با سلام با تشکر "همین ظرفیت است که امروز توسط بورژوازی اپوزیسیون به بدترین نحوی مورد سوء استفاده قر...
بهمن شفیق یک نظر در کوبای خوشبخت Cuba Feliz ارسال کرده است
عارف عزیز، با سلام متقابل. اشتباه میکنید. آنچه از انقلاب 57 به جا مانده است جامعه ای است که انقلاب ...

مقالات

کتاب

آنچه کم بود: در حاشیه آکسیون دانشجویان دانشگاه تهران

نوشتۀ: سعید عطاپور

پافشاری بر شعار علیه آمریکا و امپریالیسم برای ترسیم خطوط حائل با چپ بورژوائی پروغرب که طبقات دیگر را نمایندگی میکند، وجوه تمایز طبقاتی با آنرا نشان نداده و امکان هجمۀ سیاسی رذیلانه را به آنان میدهد، بدون آنکه ضمانتی برای جهتگری طبقاتی خود این جنبش در آینده باشد

شدت و حدت مقاومت توده های زحمتکش در برابر آخرین تهاجم مستقیم برعلیه سطح معیشت کارگران و توده های زحمتکش و کم درآمد و بمنظور تثبیت و افزایش سود طبقات سرمایه دار در خیزش آبان 98، ارکان کل جامعۀ ایران را به لرزه درآورد. خیزش آبان 98 ادامۀ و انفجار منطقی روندی دیرپاتر بود که صدای پای مبارزات آن در دی ماه 96 و مدتها قبل از آن در اعتراضات کارگران و توده های زحمتکش و فقیر بصدا در آمده بود. اینبار اما عنصر طبقاتی اعتراضات بیش از بیش مهر خود را بر سپهر سیاسی مبارزات، عناصر، نیروهای دخیل و فضای سیاسی جامعه کوبید.

امسال در شرایط متاثر از فضای پسا سرکوب  سالگرد گرامی داشت 16 آذر برگزار گردید. این امر کاملا طبیعی و قابل انتظار بود، که براندازان قدیمی و متحدان جدیدشان از چپ ستون پنجمی تا گروهبندیهای مجاهد و سلطنت طلب زیر چتر حمایتی بورژوازی غرب و در سایۀ جدال عظیم ژئوپولیتکی در حال جریان برای کسب موفقیت و موقعیت بهتر با جمهوری اسلامی، نیز سعی نمایند، روایت مورد نظر خود را در بزرگداشت این واقعۀ تاریخی، آنطوری که انتظار مورد توجۀ افکار عمومی نیز قرار بگیرد، اراده کنند و مجددا برای "فتح" سنگری دیگر در مسیر "سرنگونی" و"وصال به جامعۀ آزاد (بازارهای) جهانی" تلاش نمایند. و این امر نیز هر چند در فضای سرکوب ضعیف، همانطور که انتظار میرفت، اتفاق افتاد.

اینبار اما در جهان تغییر یافته پس از آبان دیگر این تنها بلوک طرفدار "دمکراسی" و "دختران رنگی" و "آزادی مدنی" و امثالهم نبود که مختصات مبارزۀ سیاسی در ایران را تعیین میکرد. اینبار تمام آتشباری سیاسی آنها "تنها" با حمایت و پیشتیبانی آتش عظیم بورژوازی غرب،  مدیا و دستگاه اداری و حقوقی آن امکان پذیر بود.

ماهیت عمیقا طبقاتی خیزش آبان بموازات جنبش واقعا موجود بورژوائی شرایط و زمینه های مادی حضور نیروهای دیگری، که  مضامین طبقاتی آنرا نیز بر پرچم خود حمل کنند، آماده ساخت. بعنوان بخشی از این "جنبشی دیگر" ما در در دانشگاه شاهد حضور مؤثر یک جنبش دانشجوئی دیگر نیز بودیم. میشد حدس زد، که متاثر از خفقان هژمونی فکری دهها سالۀ چپ دمکراسی خواه پرو غرب و بختک سنگین سیاسی روشنفکران طبقات متوسط در داخل و خارج از کشور، اولین تلاشها برای کنار زدن این بختک طبقاتی دمکراسی خواهان از گردۀ سیاسی زحمتکشان و توده های فقیرنیز به مطلوبترین شکل آن پیش نرود. این اتفاقی است کاملا طبیعی و نه دور از انتظار.

اما علیرغم جهتگیری سیاسی این جنبش جدید دانشجوئی، غیبت مطالبات طبقاتی چه در بیانیۀ دانشجویان دانشگاه تهران و چه در سطح شعارهایشان، نمیتواند بازگوی جهت گیری و تعهد طبقاتی این حرکت بوده و آیندۀ تعهد طبقاتی آنرا تضمین نمایند.

آکسیون دانشجویان به درستی چپ پروغرب را مورد انتقاد قرار داد. اما پروغرب بودن چپ مورد نظر این دانشجویان بیش از آنکه ناشی علاقه ای عاطفی و یا ذهنی به غرب باشد، بیانگر "همسوئی منافع" طبقاتی با نظام سرمایه داری غرب و مشتقات سیاسی و معنوی آن در زمینه های "آزادیهای مدنی- جنسی و سیاسی" با آن است. مبارزه سیاسی با این چپ نمی تواند به همسوئی و یا تعلق خاطر آنان به دول غربی محدود مانده و مضامین اجتماعی سیاست آنان را در بر نگیرد. پافشاری بر شعارعلیه آمریکا و امپریالیسم برای ترسیم خطوط حائل با چپ بورژوائی پرو غرب که طبقات دیگر را نمایندگی میکند، وجوه تمایز طبقاتی با آنرا نشان نداده و امکان هجمۀ سیاسی رذیلانه را به آنان میدهد، بدون آنکه ضمانتی برای جهتگری طبقاتی خود این جنبش در آینده باشد.  

فراخوان برگزاری آکسیون از سوی "جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران" به منظور اعتراض به سرمایه داری و امپریالیسم و دفاع از سوسیالیسم اعلام شده بود. شاید گروههای دیگری نیز در چنین فراخوانی مشارکت داشتند. اما همین عنوان به تنهائی کافی است که آکسیون از زاویه دید مارکسیستی مورد قضاوت قرار بگیرد و انتظاراتی فراتر از یک آکسیون اعتراضی رایج در مقابلش قرار داده شود. شعارهای خود آکسیون نیز سطح چنین انتظاراتی را بالا می برند. تجمعی که "علیه سرمایه داری و امپریالیسم" برگزار شد و شعار "مرگ بر امپریالیسم – درود بر سوسیالیسم" نیز در آن سر داده شد. بیانیه پایانی تجمع دانشجویان نیز حاوی نکات درخشانی است که تاکنون با این صراحت در جریان آکسیونهای اعتراضی مشاهده نشده بودند. مرزبندی قاطع با جنبش سبز و اعلام این واقعیت که خیزش آبان 98 نه در امتداد جنبش سبز بلکه علیه آن جنبش به وقوع پیوست و همچنین مرزبندی بدون ابهام با چپ ستون پنجمی از نقاط قوت حرکتی بودند که هنوز در آغاز کار است. اما معلوم نیست به چه دلیل این آکسیون در حد عامترین شعارهای سیاسی محدود ماند و به فراخوانهای عمومی همبستگی کارگران ایران و شیلی و لبنان و فرانسه و یا محکوم کردن حقوق بشر دمکراسی و خصوصی سازی ها اکتفا کرد بی آن که نه در بیانیه و نه در شعارها حتی کلمه ای از پایه ای ترین مطالبات توده کارگران و زحمتکشان بر زبان بیاورد. از این نقطه نظر آکسیون 16 آذر دانشجویان حتی از آکسیونهای دانشجوئی سال گذشته و همزمان با اعتصاب کارگران هفت تپه نیز عقب تر بود. در جریان آن حرکتهای اعتراضی سال گذشته می شد شعارهائی مبنی بر محکومیت آموزش خصوصی و درخواست آموزش رایگان همگانی را هم دید. در آکسیون 16 آذر امسال این دانشجویان اما خبری از چنین شعارهائی نبود.

تأکید بر شعارهای تعیین کننده جهتگیری های عمومی سیاسی البته امری است لازم. اما این برای تضمین یک جهتگیری حقیقی به نفع سوسیالیسم توده های کارگر و زحمتکش به هیچ وجه کافی نیست. آن هم در کشوری که مخالفت با آمریکا از ارکان رسمی سیاست خارجی آن به شمار می رود. آن چه استقلال یک جنبش طبقاتی را تضمین می کند صرفا این جهتگیری های عمومی نیست، مضامین طبقاتی مشخصی است که هر جنبشی با آن خود را تعین می بخشد.

آیا دانشجویان سازمانده آکسیون فکر می کنند که بدون بلند کردن پرچم مبارزه برای آموزش رایگان و ممنوعیت آموزش خصوصی، بدون مبارزه برای بهداشت رایگان و ممنوعیت پزشکی خصوصی، بدون مبارزه برای کاهش رادیکال ساعت کار هفتگی به 30 ساعت، بدون طرح مطالبه محدود کردن حداکثر درآمد به پنج برابر حداقل دستمزد و بدون شعارهای مشابهی در زمینه مسکن، حمل و نقل و سایر خدمات اجتماعی قادر خواهند بود که به جنبشی مستقل از طبقات حاکم شکل دهند؟ اگر چنین فکر می کنند، اشتباه می کنند.

 

23 آذر 1398 – 15 دسامبر 2019

سعید عطاپور

 بعدالتحریر: در متن اولیه به اشتباه نام "جمعی از دانشجویان و دانش آموختگان مارکسیست دانشگاههای ایران" به عنوان فراخوان دهندگان اعلام شده بود که با توضیح کاربران اصلاح شد. 

 

  • Add to Phrasebook
     
    • No word lists for Persian -> German...
       
    • Create a new word list...
  • Copy

نظرات (2)

0 از 5 براساس 0 رای
این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

دوست گرامی تقی زارعیان،
با تشکر مجدد از تصحیح اشتباه ما و سایر ملاحظات. به دو مورد از نوشتۀ شما بطور خلاصه اشاره میکنم. در مورد شائبه بوجود آمده پیرامون عدم ابراز امیدواری هنگام نوشتن سطور بالا، از جانب من لازم به تاکید نیست، که "پیش فرض" من متکی بر دیدی خوشبینانه از این حرکت بود.
شما در نوشتۀ خود به مسالۀ سندیکاها هم اشاره ای کردید، که در اینمورد هم فقط کافی است عنوان شود که اکتفا به یک شعار در حمایت از تشکیل سندیکا به هیچ وجه نه متضمن جهتگیری طبقاتی و اجتماعی متفاوتی است و نه پاسخگوی نیازهای مبارزه طبقاتی در فضای قطبی شده امروز جامعه ایران است.

با تشکر مجدد

این نظر توسط مدیر سایت کمینه شده است

سلام.
اشاره‌ی شما به تجمع روز سه‌شنبه 19 آذرماه است، اما متأسفانه اشتباه کرده‌اید و آن را به بیانیه‌ی «جمعی از دانشجویان و دانش‌آموختگان مارکسیست دانشگاه‌های ایران» وصل کرده‌اید؛ که اشتباه است. این بیانیه، تا جایی که من می‌دانم، تقریباً نماینده‌ی هیچ جریان خاصی در دانشگاه نیست و حتی گمانه‌زنی‌هایی در خصوص اینکه ممکن است احیاناً پروژه‌ای دست‌ساز باشد، زده می‌شود؛ این مسئله موضوع بحث من نیست. موضوع بحث من این است که بیانیه‌ی «جمعی از دانشجویان و دانش‌آموختگان مارکسیست دانشگاه‌های ایران» پر است از اشتباه تحلیلی و سیاسی و حتی پر است از تناقض. از این بیانیه تا بیانیه‌ی «جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران به مناسبت روز دانشجو» (که گویا برگزارکننده‌ی تجمع بوده‌اند) زمین تا آسمان فاصله است. مثلاً می‌توانید به بند مربوط به آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی در بیانیه‌ی «دانشجویان مارکسیست» نگاه کنید و مشاهده خواهید کرد که این بیانیه هنوز درون فضای جامعه‌ی مدنی گام می‌زند و زمین بازی خود را مبارزه‌ی طبقاتی قلمداد نکرده است. این در حالی است که من، در مقام ناظری بیرونی، گمان نمی‌کنم به بیانیه‌ی برگزارکنندگان تجمع بتوان گفت که درون مختصات جامعه‌ی مدنی مبارزه می‌کنند. پس لطفاً این مورد را درون متن اصلاح کنید، چون باعث سوءتفاهم می‌شود (بیانیه‌ی برگزارکنندگان تجمع را می‌توان از سایت مجله‌هفته برداشت).
در مورد مضامین نقد شما هم، به نظرم، بخش‌هایی از نقدتان وارد است؛ اما گمان می‌کنم که موضوعیت سیاسی 16 آذر امسال بوده است که دانشجویان را به این سمت سوق داده است که کاملاً سیاسی برخورد کنند و چندان به مطالبات مشخص طبقه‌ی کارگر نپردازند. اگر این مسئله را مدّ نظر داشته باشیم، احتمالاً جنبه‌ی نقدمان کمی متساهل‌تر می‌شود. از طرف دیگر، آن‌طور که در گزارش‌ها آمده، هم راجع به حق سندیکاسازی برای طبقه‌ی کارگر شعار داده شده است، هم علیه پولی‌سازی دانشگاه. اما به نظرم تا حدّی حق با شماست که خودِ طرح مطالبات طبقه‌ی کارگر و پیش‌نهادن مطالبه‌گریِ طبقه‌ی کارگر، قطعاً، باید در دستور کار جنبش‌های سالم قرار بگیرد و این فرق اساسیِ دو شکل از سیاست‌ورزی است. با این همه، گمانم بر این است که ارائه‌ی همه‌ی آنچه مقصود من و شماست، آن هم در یک آکسیون، شاید مطالبه‌ی خیلی واقعی‌ای نباشد. آقای عطاپور؛ به نظرم بهتر می‌بود در نقدتان ابراز امیدواری می‌کردید که این جریان در مبارزات و فعالیت‌های روزمره‌ی خود در دانشگاه بتواند مطالبه‌گری کند و مطالبات طبقاتی را در دستور کار قرار دهد و نکاتی در این خصوص می‌گفتید. به هر حال، من و شما می‌دانیم که این روندِ کلّی، از این یا آن آکسیون، بسیار مهم‌تر است.
پایدار باشید؛ تقی

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
Rate this post:
0 کاراکتر
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
کد تصویری را وارد کنید

کنفرانس دوم

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر