User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

سئوتا، اسرائیل یا فقدان کمونیسم؟

مسیر راهنما

  • خانه
  • سئوتا، اسرائیل یا فقدان کمونیسم؟

رفقایی یادداشتهایی درباره سئوتا ارسال کرده‌اند با این مضمون که اسرائیل و نتانیاهو و ترامپ با پادویی دولت گوش به فرمان مراکش به قصد انتقام از سیاست ضد اسرائیلی اسپانیا سیل مهاجرین به سئوتا را سازمان داده‌اند. این البته می تواند بیانگر وجهی از واقعه باشد. پرسش اصلی اما این نیست و نمی‌تواند باشد.
پرسش اصلی حتی پرسشی نیست که جامعه‌شناسان در چنین مواردی به میان می‌کشند و با ارقام و آمار در صدد اثبات آن بر می‌آیند که فقر و فاقه باعث این سیلهای مهاجرت می‌شود. و البته در این نیز وجهی از حقیقت هست.

با این حال پرسش اصلی اما این است که چرا انبوهی از انسانها به این سادگی زادگاه خود را با تمام علقه ها و عواطف عمیق نسبت به آن اینچنین به آسانی ترک می‌کنند؟‌ آن هم کسانی که به اقتضای سن و سال خود از توان و ظرفیت ساختن آینده برخوردارند.

در پاسخ به این سؤال است که می‌توان و باید به راهکارها اندیشید. می‌توان گفت کسی دست به مهاجرت می‌زند که امیدی به آینده ندارد. چنین پاسخی هم البته می‌تواند بخشی از واقعیت را منعکس کند. با این حال فقط بخشی از واقعیت را و نه بیشتر. ترکیب مهاجران را عمدتا مردان جوانی تشکیل می‌دهد که بدون خانواده دست به مهاجرت می‌زنند. عملی که معمولا متضمن سفری پر مخاطره است. آنچه در کنش چنین مهاجرانی باید بیشتر برجسته شود، نه این ناامیدی نسبت به آینده، بلکه این واقعیت است که آنها در عمل مهاجرت به ریشه‌ای ترین پاسخی دست می‌برند که جهان سرمایه‌داری بر آن بنا شده است. آنها خود را به آب و آتش می‌زنند تا گلیم خود را از آب بکشند. فقط گلیم خود را و این دقیقا همان چیزی است که آدام اسمیت به عنوان اصل تنظیم کننده روابط اجتماعی در سرمایه‌داری موعظه می‌کرد و بعدها با جرمی بنتهام در شکلی متفاوت طرح شد. در آدام اسمیت این با نوعی فعالیت اجتماعی در عرصه تولید و توزیع و کسب سود همراه می‌شد و در جرمی بنتهام در شکل منحط این که هدف هر کس در زندگی حداکثر کردن میزان لذت از زندگی است. از این روست که کنش امروزی مهاجران را باید نشانه‌ای از انحطاطی دانست که گرییان خود آنان را نیز فرا گرفته است.

خصلت نمای نسل مهاجرین امروزی کشاورز، روستایی یا زحمکتشی نیست که برای تأمین زندگی خود و خانواده اش رنج مهاجرت را به جان می‌خرد. مهم ترین خصلت نمای مهاجر امروزی جوان منفردی است که آرمانهای خود را در اینستا و فیس بوک و تیک تاک جستجو کرده و در سودای بهره‌وری از جهان لذت بخشی است که برایش به تصویر کشیده می‌شود. در این البته ناامیدی از وضع کنونی هم هست. اما این ناامیدی نه ناامیدی برای آغاز یک زندگی خلاقانه متکی بر کار و فعالیت مولد، بلکه ناامیدی از دستیابی به کامیابی‌هایی است که مهاجر، غرب را مکان تحقق آنها می‌داند.

برخلاف مهاجرایرلندی و ایتالیائی و افغانستانی و ترکی که همراه با خانواده و برای تأمین یک زندگی عاری از فقر دست به مهاجرت می‌زد، خصلت نمای نسل مهاجرین امروزی فقدان همبستگی با خانواده‌ای که پشت سر می‌گذارد و با مردم محله و کوچه و خیابان زادگاه خود است. همین هم هست که مهاجر را به همین سادگی می تواند به ابزار بازی قدرتهای حاکم تبدیل کند. تا حد تبدیل به مزدور. از دل مهاجرین امروزی ممکن است سرباز ناتو دربیاید، ساکو و وانزتی اما  از دل این مهاجرین در نمی‌آید. اعتصاب‌شکن حتما، سازمانده اعتصابات کارگری اما هرگز.

پاسخ به معضل مهاجرت نه در آسیب شناسی های جامعه‌شناسانه است و نه در افشاگری های دول بورژوایی که البته در مبارزه سیاسی می توانند جای خود را داشته باشند، اما نه به عنوان عاملی در توضیح معضل مهاجرت. مسأله برای کمونیستها تسهیل مهاجرت یا مطالبه برخورد شایسته به مهاجران یا طرح مطالبه مسخره باز کردن مرزها نیست. مسأله برای کمونیستها دامن زدن به مبارزه برای یک زندگی انسانی و تقویت امر همبستگی طبقاتی است. معضل امروزین مهاجرت قبل از هر چیز معضل فقدان یک کمونیسم مبارز است. کمونیسمی که امید به آینده را بر متن پیوندهای اجتماعی انسان تبیین کند نه در گسست از آن.

بهمن شفیق
یادداشتها
مهاجرین
اسپانیا
  • Log in or register to post comments