مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

یادداشتهای افغانستان-2: هلی کوپترهائی متفاوت

ناظران بسیاری وقایع کابل را تکرار سایگونی دیگر برای آمریکا تفسیر کرده اند. ظواهر نیز این را تأئید می کنند. شباهتها بیش از آنند که بتوان هذیانهائی از نوع اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا را باور کرد مبنی بر این که آمریکا رسالت خود را در افغانستان با موفقیت به پایان رسانده است.

وقایع این روزهای افغانستان را دقیق به خاظر داشته باشید. آنچه در کابل می گذرد واقعه ای است با ابعاد تاریخی کم نظیر. این یک جابجائی قدرت ساده نیست. این یک شکست معمولی برای غرب طلائی و گنده لات آن آمریکا نیست. این لحظه ظاهر شدن زوال نهائی "تمدن"ی است 500 ساله که با دریانوردان پرتغالی و اسپانیائی سوار بر کشتی ها آغاز شد و با آمریکائیان در حال فرار سوار بر هلی کوپترها به دوران پایانی خویش وارد میشود. این فقط افغانستان نیست که پس از وقایع کابل دیگر آن افغانستان تلنت شو و استارباکس و مک دونالد نخواهد بود. جهان پس از کابل نیز جهانی دیگر خواهد بود.

ناظران بسیاری وقایع کابل را تکرار سایگونی دیگر برای آمریکا تفسیر کرده اند. ظواهر نیز این را تأئید می کنند. شباهتها بیش از آنند که بتوان هذیانهائی از نوع اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا را باور کرد مبنی بر این که آمریکا رسالت خود را در افغانستان با موفقیت به پایان رسانده است. و هیچ کس تا به امروز نتوانسته است بهتر از رئیس جمهور حواس پرت آمریکا ابعاد شکست کابل را به شیوا ترین وجهی بیان کند.

در روز 8 ژوئیه بایدن در یک کنفرانس مطبوعاتی همه آنچه را که ابعاد گسترده و نتایج دیرپای شکست افغانستان را برملا می کند بیان کرده بود.

از او پرسیدند آیا تسخیر افغانستان توسط طالبان اجتناب ناپذیر شده است؟ و او پاسخ داد: "نه، اجتناب ناپذیر نیست. زیرا شما ارتشی 300 هزار نفره دارید که به خوبی تسلیح شده است. به خوبی هر ارتش دیگری در جهان، و یک نیروی هوائی؛ در برابر چیزی حدود 75 هزار طالبان. نه، اجتناب ناپذیر نیست".

پرسیدند سرویسهای جاسوسی شما ارزیابی کرده اند که دولت افغانستان احتمالا فرو خواهد پاشید. و او پاسخ داد: "این حقیقت ندارد. آنها به چنین نتیجه گیری نرسیدند". پرسیدند سطح اعتماد سرویسهای امنیتی شما که دولت فرو نخواهد پاشید چقدر است؟ و او پاسخ داد: "دولت افغانستان باید نیروهایش را جمع کند. آنها کاملا روشن این ظرفیت را دارند که ادامه دولت را تضمین کنند".

و بعد، نقطه اوج کنفرانس با این پرسش: آیا شما شباهتی بین این عقب نشینی و آنچه در سال 1975 در ویتنام اتفاق افتاد می بینید؟ و پاسخی که در کتب تاریخی به عنوان نقطه اوج فرار از واقعیت و خودفریبی یک قدرت در حال سقوط درج خواهد شد: "نه، از هیچ جهتی. صفر. آنچه شما [در آنجا] داشتید 6 بریگاد کامل از نیرو بود که از دربهای مختلف سفارت وارد می شدند. طالبان ارتش ویتنام شمالی نیست. آنها حتی به غرابت از نقطه نظر ظرفیتهایشان قابل مقایسه با ویتنامی ها نیستند. شما شاهد وضعیتی نخواهید بود که مردمی از بالای پشت بامهای سفارت ایالات متحده در افغانستان تخلیه شوند. به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. قضاوت نهائی هنوز زود است اما احتمال این که طالبان کشور را قرق کنند و کل کشور را تحت کنترل درآورند به شدت غیر قابل محتمل است".

بهتر از این نمی شد ابعاد شکست حقارت آمیز آمریکا را روشن کرد. بایدن راست می گفت. طالبان ویتنام شمالی نبود. در سالهای پایانی جنگ ویتنام آمریکا نصف بمب افکن های ب 52 نیروی هوائی خود را به ویتنام منتقل کرده بود و شبانه روز در حال بمباران فرش گونه carpet bombing، یعنی سراسری و بدون هدف مشخص، ویتنام بود. در مقابل باران موشکی دفاع ضد هوائی ویتنام از زمین قرار داشت که با موشکهای روسی سام گرانترین و سنگین ترین بمب افکنهای آن دوران جهان را به زمین می کشیدند. بیش از 50 بمب افکن در کوتاهترین مدت. کاری که خود آمریکائیان یاد گرفتند و با استینگرهائی که در اختیار مجاهدین افغان قرار دادند آنان را به شکار هلیکوپترهای شوروی قادر کردند.

بایدن راست گفته بود. طالبان ارتش ویتنام شمالی نبود. نه تنها سلاح سنگین نداشت، بلکه حتی کاروانهای تویوتای ژاپنی داعش را هم نداشت. ناظری نوشت که آمریکا اگر در بیست سال اخیر به جای تسلیح ارتش افغانستان روی جاده های افغانستان سرعت گیر نصب می کرد طالبان با سرعت کمتری می توانستند پیشروی کنند تا در مقابل آن ارتش 300 هزار نفره افغانستان. آمریکا جنگ را به یک ارتش آموزش دیده مجهز به تسلیحات مدرن نباخت، به یک ارتش بدوی باخت که حتی فاقد یک فرماندهی و آرایش منظم بود. و نه تنها این، آمریکا نبرد را بر خلاف سایگون به نیروئی نباخت که یک قطب نیرومند جهانی تمام قد از آن حمایت می کرد، به نیروئی باخت که مهم ترین حامی آن دولت درجه سه ای به نام پاکستان بود.

برایان دین رایت، یک افسر سابق سیا، نوشت: "این کنفرانس مطبوعاتی می تواند مفتضحانه ترین و ویرانگرترین کنفرانس مطبوعاتی باشد که یک رئیس جمهور آمریکا تاکنون داشته است. و مون آف آلاباما به طعنه نوشت: تفاوت در هلی کوپترها بود.

kabul helicopters

دورانی تازه آغاز شده است. با مخاطراتی دیگر و با شانسهائی بزرگتر.

25 مرداد 1400

16 اوت 2021

دیدگاه‌ها   

# وحید صمدی 1400-05-26 10:15
رفیق جان اجازه نده تئوری های موهوم توطئه دیدت رو مغشوش کنند. خود روسیه و چین و ایران با خونسردی دارند مقدمات همزیستی آینده با طالبان را می ریزند و غربی ها هم بدون استثناء دارند زوزه می کشند. این شکست بود آن هم بسیار بزرگ و تاریخی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# علی 1400-05-26 09:03
شکست کجا بود برای سرمایه داری آمریکا سود طالبان بیشتر از دولت وصله و پینه بسته آمریکا بود آینده نشان خواهد داد که چطور آمریکا در این منطقه استراتژیک از طالبان بر ضد ایران و روسیه چین استفاده خواهد کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر

بیاب