مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

یادداشتهای افغانستان-1: خداحافظ افغانستان

آیا کسی یک قتل عام مای لای از سربازان شوروی را می شناسد؟ آیا کسی گزارشی از بکارگیری آن گاز معروف "عامل نارنجی Agent Orange" از سوی نیروهای شوروی و کوبا دیده است؟ آیا کسی از سربازان شوروی شنیده است که "من بوی ناپالم در سحرگاه را دوست دارم"؟

کارل بیلدت، سیاستمدار جنگ طلب سوئدی و از مهره های مؤثر در سازماندهی نظم ترانس آتلانتیک پسا جنگ سردی در رابطه با خروج آمریکا از افغانستان گفت: "من فکر میکنم دولت بایدن باید درک کند که آنطور که وقایع به پیش می روند، تاریخ این قضاوت را خواهد کرد که اتحاد جماهیر شوروی خروج از افغانستان را بهتر مدیریت کرد تا آمریکا".

آقای بیلدت البته شکسته نفسی می فرمایند. او اول باید نشان می داد که می توان اصولا خروج شوروی از افغانستان را با هزیمت آمریکا و ناتوئیان مقایسه کرد. در این باره در یادداشت بعدی بیشتر خواهیم نوشت.

اما همین موضوع، یعنی حضور شوروی در افغانستان و خروج بعدی آن، یکی از مضامینی بود که دستگاه پروپاگاندی دروغ پرداز دموکراسی های غربی در سه دهه اخیر در حد تهوع از آن بهره برداری کرد. به ویژه تا قبل از این خروج ظفرنمون اخیر ماشین جنگی ناتو از افغانستان. لیبرالهای غربی موجودت بیشرمی اند. نه فقط از این رو که دروغ پردازند، بلکه به ویژه از این رو که با وارونه جلوه دادن حقایق دقیقا آن ارزشهائی را مورد حمله قرار می دهند که جامعه بشری برای سعادت و حتی بقای خود به آن نیاز حیاتی دارد. آنها حضور نظامی امثال شوروی و کوبا در کشورهای دیگر در دوران پس از جنگ دوم جهانی را ناشی از عطش توسعه طلبی آنان معرفی می کنند و به این ترتیب واقعیت خصلت تدافعی و ترقیخواهانه آن دخالتگری های نظامی را قلب و آنها را در همان ردیف جنگهای غارتگرانه و ویرانگر و نسل کشی ها و قتل عامهای خویش قرار می دهند. آیا کسی یک قتل عام مای لای از سربازان شوروی را می شناسد؟ آیا کسی گزارشی از بکارگیری آن گاز معروف "عامل نارنجی Agent Orange" از سوی نیروهای شوروی و کوبا دیده است؟ آیا کسی از سربازان شوروی شنیده است که "من بوی ناپالم در سحرگاه را دوست دارم"؟

و در مقابل آیا یک، آری فقط یک، ترانه از سربازان آمریکائی بازگشته از ویتنام و عراق و افغانستان و و و و سراغ دارید که اینگونه دلبندی به مردمان کشوری را نشان دهند که آن ترک کرده اند. این یک سرود کهنه سربازان شوروی بازگشته از افغانستان است که آندره مارتیانوف آن را در این روزها یادآوری کرده و بندهائی از آن را به انگلیسی ترجمه کرده است:

بدرود ای کوه ها، شما می دانید که

چه بهائی در اینجا پرداختیم

چه دشمنانی داشتیم که کارمان با آنان تمام نشد

چه دوستانی را اینجا پشت سر میگذاریم

زندگینامه ما فقط چند خطی بیشتر نیست

و مد است که جامعه شناسان در باره اش بنویسند

اما آیا شرق هم مشمول علم می شود؟

ما شرق را ترک می کنیم، ما می رویم، ما می رویم

 

до свидания, афганистан دسودانیه افغانستان. خداحافظ افغانستان. این مارش یک نیروی اشغالگر نیست، سرود کسانی است که به آن افغانستان دل بسته بودند و سعادت آینده اشان به سعات آینده آن کشور گره خورده بود و نه به فلاکت آن. 

24 مرداد 1400

15 اوت 2021

پی نوشت:

اگر کسانی را می شناسید که به زبان روسی آشنائی دارند و قادر به ترجمه کل ترانه سرود هستند، لطفا به اطلاع آنان برسانید تا امکان درج کامل متن آن را داشته باشیم. 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر

بیاب