مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

کوبا، کرونا و دروغ پردازان - با پروپاگاند امپریالیستی مقابله کنید

به آمارها نگاه کنید. همین نسبت را در مقایسه بین کوبا و اکوادور و – این مهم تر از همه است – ایالات متحده آمریکا می بینید. میزان مرگ و میر ناشی از کرونا در کوبا 15 برابر کمتر از این کشورهاست. دهان ژورنالیستهای دروغ پردازی را باید با سرب داغ پر کرد که با وارونه جلوه دادن حقایق، مقدمات جنایتی توده ای علیه مردم کوبا را فراهم می کنند.

با پیروزی بایدن جماعتی از این خوشحال بودند که ترامپ سوپر ضد کمونیست جای خود را به یک سیاستمدار "معتدل" تر داده است که سیاست "آشتی" اوباما با کوبا را پیش خواهد برد. از آن اعتدال امروز این مانده است که دمکراتها دستاویز فقدان دمکراسی و آزادیهای مدنی در کوبا را با شکست دولت کوبا در مقابله با پاندمی کرونا گره می زنند در حالی که جمهوریخواهان کاری به این حرفها ندارند و مستقیما کمونیسم را مورد حمله قرار می دهند. به عبارتی، هر دو در بریدن سر کوبا مشترکند، بر سر این که با ساطور این سر را قطع کنند یا با چاقو اختلاف دارند. صحنه سیاست در آمریکا واقعا مشمئز کننده است.

اما این دمکراتها هستند که زیرکانه تر عمل می کنند. آنها قصد دارند به جهانیان این را بقبولانند که کوبا از مقابله با کرونا ناتوان است در حالی که در کشورهای غربی با افزایش میزان واکسیناسیون، عملا فاز مهار بیماری آغاز شده است. آنها می خواهند رسوائی های خویش در دوران آغازین شیوع کرونا، ماسک دزدی ها و پوشیدن کیسه زباله توسط خدمه بیمارستانها و زد و خورد بر سر کاغذ توالت و انواع فضاحتهای دیگر را - آن هم درست در زمانی که تیمهای پزشکی کوبا برای یاری رسانی به اقصی نقاط جهان روانه بودند -  از اذهان پاک کنند. آنها میخواهند از کوبای نجات بحش انتقام بگیرند. به همین دلیل به هر دروغ رذیلانه ای نیز متوسل می شوند. از جمله به این دروغ که کوبا در واکسیناسیون مردم شکست خورده است.

هوشمندی دمکراتها فقط در این خلاصه نمی شود که با تخریب چهره کوبا انتقام رسوائی "جهان آزاد" را هم بگیرند. این فقط یک وجه ماجراست. وجه دیگر ماجرا این است که کوبا در توسعه واکسنهای کرونای خویش به دانش و تکنولوژی بومی خویش متکی بوده است. کوبا دنبالچه فایزر و مدرنا و جانسون اند جانسون و آسترازنکا نبود. این یعنی این که به محض تأمین ملزومات تولید انبوه فراکشوری، کوبای کوچک در کنار سایر تولید کنندگان واکسن از قبیل روسیه و چین – و شاید هم ایران – تبدیل به یک رقیب جدی برای غولهای داروسازی کشورهای غربی خواهد شد. به ویژه با وجهه و اعتبار فوق العاده ای که کوبا در پزشکی در سرتاسر جهان برخوردار است و از این نقطه نظر از کلیه تولید کنندگان واکسن، اعم از شرقی یا غربی، قابل اعتماد تر نیز هست. تخریب این وجهه بیرون کردن این رقیب آینده از میدان نیز هست.

حقیقت اما این است که کوبا نه تنها در مبارزه با کرونا شکست نخورده است، بلکه علیرغم تحریمهای جنایتکارانه آمریکا حتی از بسیاری از شیخ نشین های ثروتمند خلیج فارس، از عربستان و کویت و خیلی های دیگر نیز موفق تر بوده است. در آمریکای لاتین میزان تزریق نخست واکسیناسیون در کوبا تاکنون بیش از دو برابر کشورهای اکوادور و پرو بوده است. برای مقایسه، میزان تزریق واکسن در کوبا تا امروز بنا بر آمار مراجع غربی برابر با 7.48 میلیون تزریق بوده است که بیش از 60 درصد جمعیت کوبا را در بر می گیرد. روشن است که تنها فقدان امکانات مالی و محاصره اقتصادی گانگسترهای واشنگتن و میامی باعث شده است که کوبا هنور به رقم نزدیک به صد در صد و ایمنی جمعی نرسیده است.

جولیان ماسیاس تووار، آکتیویست-ژورنالیست اسپانیائی که بر روند پاندمی متمرکز است، طی رشتوئی حقایقی را در معرض دید همگان قرار میدهد که پروپاگاند رسانه های ارتجاعی غرب و ژورنالیستهای پادوی آنان در صدد وارونه جلوه دادن آن است. این نکته را باید اضافه کرد که آمارهای کوبا از زمان انتشار نمودارهای ماسیاس تووار، یعنی در همین چند روز اخیر، باز هم بهبود یافته اند. به طور مثال در بررسی ماسیاس تووار میزان کل تزریق 6.75 میلیون نفر است در حالی که مطابق آمار امروز 7.48 میلیون نفر واکسینه شده اند. از نخستین نمودار شروع کنیم که موقعیت کوبا را در مقایسه با عربستان و کویت خرپول نشان می دهد:

cuba kuwait

نمودار دوم به مقایسه کوبا با کشورهائی از قبیل اکوادور و پرو در آمریکای لاتین می پردازد و نشان می دهد که میزان تزریق واکسن در کوبا دو برابر این کشورهاست. اما هندوستان غول داروسازی جهان نیز در کنار همین کشورها قرار دارد.

cuba ecuador india

با این حال نمودار سوم شاید مهم ترین نمودار باشد. مقایسه ای است بین دو کشور کوبا و بلژیک در اروپای پیشرفته. دو کشوری که با جمعیت کمی بیش از 11 میلیون نفر از نظر میزان جمعیت با یکدیگر قابل قیاسند. به آمارها نگاه کنید. همین نسبت را در مقایسه بین کوبا و اکوادور و – این مهم تر از همه است – ایالات متحده آمریکا می بینید. میزان مرگ و میر ناشی از کرونا در کوبا 15 برابر کمتر از این کشورهاست. 124 فوتی در کوبا در ازای هر یک میلیون نفر در مقابل 2178 نفر در بلژیک. دهان ژورنالیستهای دروغ پردازی را باید با سرب داغ پر کرد که با وارونه جلوه دادن حقایق، مقدمات جنایتی توده ای علیه مردم کوبا را فراهم می کنند. بیش از این نمی شود چیزی گفت.

و نکته آخر، کسی که در مقابل این جنایت بزرگ در حال وقوع سکوت می کند، شریک جرم است. و اگر این سکوت را تحت لفافه ظاهری سوسیالیستی انجام می دهد، در حال انجام جرمی مضاعف است. این را فراموش نخواهیم کرد. 

cuba belgium

سمت راست نمودار ارقام مربوط به کوبا، سمت چپ مربوط به بلژیک. نمودار مقایسه با اکوادور نیز در آدرس فوق هست.

22 تیر 1400

13 ژوئیه 2021

دیدگاه‌ها   

# بهمن شفیق 1400-05-31 15:39
رفقا احسان و علی
نخست با پوزش از تأخیر در پاسخ. یک بار دیگر تأکید می کنم که نکاتی که شما در نقد رویکرد دولتها و رسانه های بورژوائی و یا در افشاء کمپانی های داروسازی عنوان می کنید تماما می توانند مورد تأئید باشند و به عنوان اجزاء یک انتقاد کمونیستی حقیقتا موضوعیت نیز دارند. هم این روشن است که در برخورد به پاندمی کرونا حتی در پیشرفته ترین کشورهای دمکراتیک نیز اساس برخورد نه بر حفظ منافع عمومی جامعه و سلامت آحاد آن بلکه بر تقویت موضع بورژوازی در داخل نسبت به طبقات فرودست و بر تحکیم موقعیت بورژوازی خودی در برابر بورژوازی رقیب بوده و هست. نفس این واقعیت که واکسن اسپوتنیک روسی علیرغم تأئید رسمی مجلات تخصصی هنوز در اروپا به ثبت نرسیده و تزریق نمی شود به اندازه کافی گویا هست. حتی این نیز واقعیتی است که پیش از بحران کرونا و پس از آن تلفات گرسنگی در جهان به مراتب بیش از بیماری کرونا بوده و هست. مرگ و میر روزانه 20 هزار کودک ناشی از گرسنگی اما اکنون و در پرتو ماجرای پاندمی کاملا تحت الشعاع قرار گرفته و حرفی از آن در میان نیست.
مشکلی که در رویکرد شما وجود داشت و هنوز هم دیده می شود مقایسه این نابسامانی های دیگر با ابعاد بیماری کرونا و مرگ و میر ناشی از آن و یا سیاست مربوط به تست و اجباری کردن واکسن و غیره است. همه آن نابسامانی ها و ناهنجاری ها و نابکاری های دیگر نافی این واقعیت نیستند که بیماری همه گیری ظهور کرده است که اتفاقا در همه گیر و جهانی بودنش بیش از هر چیز و بهتر از هر چیز نا همخوانی نظم سرمایه داری به مثابه نظمی متکی بر منافع خصوصی با موجودیت بشر به عنوان موجودی اجتماعی را به نمایش می گذارد. اساس نقد کمونیستی بر رویکرد جوامع سرمایه داری به بحران کرونا باید بر این تناقض پایه ای استوار باشد و نه بر نابکاری ها و جنایتهای این یا آن دولت و کمپانی داروسازی. برملا کردن این نابکاری ها و جنایتها کار دشواری نیست. مهم نشان دادن این است که حتی در بهترین حالت نیز نظم سرمایه داری نمی تواند در دل چنین بحرانهائی نفع عمومی جامعه را تأمین کند. کاری که شما می کنید این است که با آمار و ارقام و یا نشان دادن مصائب دیگر میخواهید نشان دهید که کرونا خیلی هم تراژدی عجیبی نیست. این اشتباه است. برای روشن شدن ماجرا اجازه بدهید به طور مثال آمار کل متوفیان در آمریکا از سال 2014 تا سال 2020 را نگاهی بیندازیم. این آمار از این قراراست
2014: 2,626,418
2015: 2,712,630
2016: 2,744,248
2017: 2,813,503
2018: 2,839,205
2019: 2,854,838
2020: 3,384,426
می بینید که در سال 2020، یعنی سال شیوع کرونا رقم متوفیان بیش از 500 هزار نفر بیشتر از سال قبل و سالهای قبل تر از آن است. این رقم کشته شدگان ناشی از کروناست و نه هیچ چیز دیگری. این را با هیچ آماری در زمینه میزان شیوع، درصد مسری بودن و مقایسه با آنفلوآنزا و غیره نمی توان انکار کرد. این را در کشورهای دیگر هم می توان نشان داد. اساس انتقاد کمونیستی باید بر نشان دادن ناتوانی ماهوی نظم مبتنی بر مالکیت خصوصی و کار مزدی، یعنی نظم سرمایه داری در مواجهه با این واقعیت باشد. انسانی که در سرمایه داری ظاهرا بر طبیعت مسلط شده است ناگهان با این واقعیت روبرو می شود در مقابل قوانین همان طبیعت حتی از حفظ خویش نیز ناتوان است. نقد فقر و گرسنگی و فلاکت و همه نابکاری های طبقه حاکمه به جای خود، در خود این واقعه پاندمی کرونا است که باید آن نظم را بر صندلی محاکمه نشاند و نه عاملان و کارگزاران آن را که به قول مارکس تنها صورتکهای حامل آن مناسباتند. مقایسه کرونا با مصائب دیگر و تلاش برای نشان دادن این که کرونا نسبت به مصائب دیگر مخربتر و زیانبارتر از آنان نیست، و یا حتی تلاش برای نشان دادن نابکاری های دول و کمپانی های دارو سازی و سازمانهای جهانی وابسته به آنها، انتقاد به سرمایه داری را تقویت نمی کند، آن را تضعیف می کند.
توصیه میکنم یک بار دیگر و از این زاویه به موضوع نگاه کنید. به طور مثال: چرا باید میلیونها کارگر هفته ای بیش از چهل و چند ساعت در محیطهای متراکم کار کنند و با وسایل نقلیه عمومی و تحت کمترین شرایط بهداشتی رفت و آمد کنند در حالی که میلیونها نفر دیگر برخوردار از ثروت لازم در منازل خود ایام سپری کنند و حتی خرید روزمره شان را دیگران برایشان انجام دهند؟ چرا حتی در دل این بحران مرگبار کرونا هیچ صحبتی از کاهش رادیکال ساعت کار هفتگی و روزانه و پخش بار تولید بر دوش عموم جامعه نیست؟ چرا در هیچ کدام از این کشورها تجدید رادیکال توزیع ثروت اجتماعی به نفع توده مردم کار و زحمت در دستور کار قرار نمی گیرد؟ چرا به طور مثال در ایران حتی در شرایط فروپاشی نظام بهداشتی از استخدام پرستار خودداری می شود؟ چرا طب خصوصی ممنوع نمی شود و چرا و چرا و چراهای بسیاری که با عزیمت از نقطه متفاوتی از نقد می توان و باید به طرح آنها پرداخت.
موفق باشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# احسان 1400-05-31 17:24
رفیق گرامی بهمن شفیق،
شما چیزی را نسبت به کامنت من میدهید که ابدأ در آن یافت نمیشود. من در کامنت خود سعی کردم با رجوع به آمار در دسترس تصویری از میزان مرگبار بودن یک ویروس بدهم و ادعا کردم که کمپین موجود ابدأ هدفش سلامتی انسان ها نیست بلکه پشت این کمپین یک عده سیاستمدار فاسد و کنسرنهای داروسازی مافیایی خوابیده اند. بالا رفتن میزان مرگ و میر در کشور فقط ویروس کورونا نیست. جمعیت کشورهای غربی سال به سال پیر تر میشوند و فقط به همین دلیل هر سال عده بیشتری میمیرند. موضوع دیگر علت مرگ است که به رهنمود سازمان جهانی بهداشت کالبد شکافی برای تشخیص علت مرگ انجام نمیشود. موضوع دیگر تست pcr است که در آمریکا قرار است آخر امسال دیگر مجوز استفاده به آن داده نشود. از حوصله این کامنت خارج است که نحوه اندازه گیری این تست را توضیح بدهم. صدها مطلب در این مورد نوشته شده است و گفته شده که این تست استاندارد شده نیست و بنا به اینکه میزان ct-wert آن چه باشد میتوانید در بدن هرکس حتی اجزای یک ویروس کشته شده را نیز پیدا کند و نتیجه مثبت میشود. یادتان نرود که این ویروس اولین بار در سال ۱۹۶۰ تشخیص داده شد و چیزی که با این مواجه هستیم جهش دیگری از این ویروس است. شما از قرار هنوز یک حداقل اعتمادی به سیستم های دموکراسی غربی دارید و فکر میکنید که دروغ و فریب فقط مخصوص کشورهایی مانند ایران است. فراموش نکنید که بعد از رویداد ۹/۱۱ تمام دنیا به خط شد برای مبارزه با تروریسم و عامل تروریسم هم یک ملای ریشو به نام بن لادن که خودش را در پاکستان مخفی کرده بود معرفی شد و بخاطر مبارزه با تروریسم کشور عراق و افغانستان را به خاک و خون کشیدند. خود شما بهتر از من میدانید که چه کسانی این ریشو ها را مسلح کردند و برای رسیدن به اهداف خود به جان این و آن انداختند و خود فقط برای ادای حقوق بشر در آوردن بعد وارد گود شدند. زیاد تحت تأثیر این قرار نگیرید که تمام سیاستمداران دنیا اکنون با ماسک جلوی دوربین ظاهر میشوند و از خطر یک ویروس صحبت میکنند. از خود بپرسید چرا باید کودکان و نوجوانان برای مثال در آلمان که تعدادشان ۱۴ میلیون است واز ابتدای سال ۲۰۲۰ تا بحال تنها ۱۲۰۰ نفر آنها به علت مظنون بودن به اینکه کورونا گرفته اند باید همه واکسن زده شوند. یادتان نرود میزان مرگ و میر این ویروس حدود ۲ درصد است. ما از یک ویروس مرگباری مانند اِبولا که احتمال مرگ در صورت مبتلا شدن به آن بیش از ۶۰ درصد است صحبت نمیکنیم. در ضمن فراموش نکنید که قرار بود واکسن موجود راه برون رفت از این به اصطلاح بحران کورونا باشد. امروز میبیند که قرار نیست از این به اصطلاح بحران کورونا بیرون بیاییم. قرار است هر سال هر کس دوبار واکسن بزند تا بتواند حقوق شهروندی داشته باشد. آیا بعنوان کمونیست برافروخته نمیشوید وقتی میشنوید که در آلمان حقوق پایه ای در قانون اساسی که بدون قید و شرط بودند ناگهان مشروط میشوند؟ اگر در آلمان زندگی میکنید همین موضوع که از ابتدا منتقدین به سیاست کرونا را دهانشان را به برچسب دست راستی بودن به آنها بستند باید فرد منتقد و تیز بینی مانند شما را به فکر بیاندازد. باید از خود بپرسید که چرا یوتوب دست به سانسور مطالبی انتقادی در مورد این موضوع میزند. چرا در ویکیپیدیا هر کسی که نقدی به این سیاست دارد در شرح حال زندگی اش جمله ای به این مفهوم که ایشان بخاطر طرفداری از تئوری توطئه مورد انتقاد قرار گرفته است را پیدا میکنید. باید به فکر بیافتید وقتی پلیس دفتر و خانه یک قاضی دادگاه خانواده در شهر Weimar را تفتیش میکند چون حکمی صادر کرده است که ماسک زدن را برای سلامتی جسمی و روحی کودکان مضر اعلام و این کار را در یک مدرسه ممنوع اعلام میکند و …… اگر در آلمان زندگی میکنید حداقل نمیتوانید وجود جو ترور فکری از ماه مارس ۲۰۲۰ در این کشور را انکار کنید. بهرحال برایتان آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم خوش بینی شما درست باشد و شهروندان بتوانند حقوق پایه ای خود را بدون اما و اگر داشته باشند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-06-01 11:25
احسان عزیز، حالا کاملا روشن است که ما به موازات هم حرف میزنیم. بارها گفتم که نکات انتقادی شما می توانند بخشی از یک انتقاد کمونیستی هم باشند، مشروط به این که گرانیگاه اصلی نقد یعنی تضاد بین نظم سرمایه داری و طبیعت نقطه عزیمت قرار گیرد. مرغ شما اما یک پا دارد. از افشاء دولتها و واکسیناسیون اجباری و واکسینه کردن کودکان جلوتر نمی روید و اصرار می کنید که این کووید 19 مثل ابولا نیست و مرگ و میرش ناچیز است و کل ماجرا ابزاری است در دست دول غربی برای محو آزادیهای اجتماعی و غیره. از من هم می پرسید که آیا به عنوان یک کمونیست از این که حقوق پایه ای مصرح در قانون اساسی آلمان توسط دولتش نقض می شود برافروخته می شوم یا نه؟ نه، رفیق عزیز، چرا باید برافروخته شوم. تحلیلش میکنم اما برافروخته نمی شوم. آن حقوق پایه ای تنها تا زمانی کارکرد داشتند که بتوان نظم امور را حفظ کرد. وقتی نتوان این نظم را حفظ کرد، آن وقت باید کنارشان زد. ماجرا به همین سادگی است. تازه مگر آن حقوق پایه ای مانعی در نابود کردن یوگسلاوی و تکه پاره کردن آن و راه انداختن خونریزی در بالکان بود؟ مگر مانعی از ارسال سرباز به افغانستان بود؟ مگر مشکلی بر سر راه گسترش دخالتگری میلیتاریستی در آفریقا ایجاد می کرد؟ مگر سدی بر سر راه کودتای لیبرال فاشیستی اوکراین بود؟ مگر جلو به رسمیت شناختن امثال گوایدو و تیخانوفسکایا را گرفته بود؟ مگر توانست جلو سیاستهای Hartz4 را بگیرد؟ مگر ذره ای در جلوگیری از دیکته کردن ریاضت اقتصادی به امثال یونان و پرتغال و خانه خراب کردن میلیونها خانوار کارگری در این کشورها تأثیر داشت؟ یا برعکس، خود شاهدی بود بر حقانیت نظام سیاسی آلمان؟حقیقتا شما چه تصوری از کمونیسم دارید؟ برعکس، این که دارند آن "حقوق پایه ای" را کنار می گذارند می تواند نشانه خوبی هم باشد. نشانه خوبی از این که دیگر نمی توان جامعه را با آن ابزارها کنترل کرد.
اما خوب دقت کنید. شما که این همه در جزئیات نارسائی های تست و عوارض واکسن و برخورد پلیسی به منتقدان واکسن و غیره دقیق و حساسید و علیرغم سانسور این داده ها در یوتیوب و ویکی پدیا از طریق رسانه های آلترناتیو دست راستی مثل SCOTT و Epoch Times و غیره به اندازه کافی به چنین اطلاعاتی دسترسی دارید و درباره اشان قلمفرسائی هم کرده اید، چرا تا کنون و در چند باری که فرصت نوشتن کامنت را داشتید و دست به کیبورد بردید حتی یک کلمه در این مورد ننوشتید که همین بیماری به زعم شما نه چندان خطرناک بیشترین قربانیانش را از میان توده های زحمتکش گرفته است؟ که میزان اشاعه بیماری در همان آلمان که شما نگران قانون اساسی اش هستید در محله های کارگری و گتونشین مثل کوروایلر در کلن تا 6 برابر سایر محلات بود؟ که انبوه کارگران کشتارگاهها و شرکتهایی مثل آمازون قربانی کووید 19 شدند؟ که در آمریکا هم بیش از هر کس در میان سیاهان و هیسپانیک ها بود که کرونا بیداد کرد؟ که هنرمندان و آرتیستها و متخصصین آی تی و فضلا و علما خیلی ساده در خانه هایشان ماندند، باغهایشان را تر و تمیز کردند و در عین حال دورکاری کردند در حالی که کارگر خدمات پایه ای باید در محل کارش حاضر می شد و حتی اضافه کاری هم می کرد؟ چرا هیچکدام از اینها تا لحظه حاضر وارد انتقاد شما نشده اند؟ دلیلش ساده است. یا این چیزها نزد شما بی اهمیت تر از آن حقوق پایه ای قانون اساسی آلمانند و یا اصلا مورد قبولتان نیستند چون که کل ماجرا را یک صحنه سازی تلقی می کنید.
حقیقتا فکر میکنم ادامه مباحثه دیگر بی فایده است. نه فقط به دلایل ذکر شده در بالا. بلکه به این دلیل هم که ضدیت شما با واکسن و واکسیناسیون کاملا در هیأتی ایدئولوژیک در آمده است و باعث شده است که در مباحثه با کسی که از ابتدا بر مبنای استدلال با شما مواجه شده است جانب انصاف را به راحتی کنار بگذارید و به برچسب زدن رو بیاورید. از آغاز که وارد بحث شدید به ما این اتهام را وارد کردید که تحت تأثیر تبلیغات دول غربی هستیم و آن را پذیرفته ایم و حالا دیگر این را به اوج می رسانید و به ما نسبت می دهید که "شما از قرار هنوز یک حداقل اعتمادی به سیستم های دموکراسی غربی دارید و فکر میکنید که دروغ و فریب فقط مخصوص کشورهایی مانند ایران است". یعنی نه تنها تحت تأثیر دول غربی هستیم، بلکه آنقدر تحت تأثیریم که دروغگوئی را فقط مختص جمهوری اسلامی می دانیم. عجب، کلمه ای از ایران در بحثهای ما بود؟ اشاره ای به ایران در بحثهای ما بود؟ نه، نبود. اینها را از خودتان درآورده اید و خودتان هم می دانید که بار سیاسی این اتهام چیست. اما اینها ساخته های یک ذهن ایدئولوژیک هستند که واقعیت را آنگونه می نمایاند که خود می خواهد نه آنگونه که هست. شما چهارچوب خردورزی و استدلال را کنار گذاشته اید و به کیش در حال گسترش آنتی واکسن در کشورهای غربی پیوسته اید که خود جلوه دیگری از سیاست ورزی بورژوائی است. فقط مواظب باشید سر از فالون گونگ در نیاورید.
شاد باشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# علی 1400-05-25 06:59
منیک لینکی میگذارم امیدوارم طرفداران واکسن به آنجا مراجعه کنند البته خلاصه اش این است که 74 درصد مبتلایان واکسینه شده ها هستند وضمنا این سایت آمریکایی معتبر است و به ما ربطی ندارد
https://whdh.com/news/nearly-900-covid-19-cases-now-linked-to-provincetown-outbreak-town-manager-sa

توضیح سایت:
از کامنت شما این استنباط می شود که به طور کلی با واکسیناسیون مخالفید. این رویکرد مورد تأئید ما نیست. امیدواریم برداشت ما اشتباه باشد.
از این پس نیز کامنتهائی که در رد اصل واکسیناسیون نوشته شوند انتشار نخواهند یافت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# احسان 1400-05-26 16:40
البته حق هر سایتی است که از انتشار کامنت هائی جلوگیری کند. جالب توجه ولی در این مورد این است که شما زیر سئوال بردن اصل واکسن را مجاز نمیدانید. چرا؟ آیا از خود سئوال نمیکنید که چه شده که علیه ویروسی که میزان مرگ و میر آن حدود 2 در صد است و فقط برای گروه سنی 70 سال به بالا با امراض جانبی خطرناک است در عرض 6 ماه واکسنی از نوع جدید یعنی mRNA وارد بازار میشود در حالیکه تا بحال برای اطمینان از ایمنی یک واکسی 8 تا 10 سال زمان لازم بود؟ کووید 19 با ویروسی مانند اِبولآ که در صورت مبتلا شدن به آن امکان مرگ بیش از 60 درصد است بسیار تفاوت دارد. آیا از خود سئوال نمیکنید که چرا کنسرن های دارو سازی در قراردادهای خود با کشورهای خریدار شرط کرده اند که بعضی مقاد آن تا 10 سال حق انتشار ندارد؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-26 20:51
رفیق عزیز، شما چه در مباحثه پیشین و چه اکنون نکات در خور توجهی درباره واکسن های تولید شده با تکنولوژی mrna عنوان کرده اید. اینجا هم به درستی به نقش کنسرنهای داروسازی اشاره می کنید که می توان به راحتی آنان را حتی بدتر از مافیا نامید.
اما تعجب از این است که شما هر بار این را به کل موضوع واکسیناسیون تعمیم می دهید. در حالی که این فقط آمریکا و آلمان و انگلیس نیستند که واکسن کرونا تولید می کنند و تنها تکنولوژی به کار رفته نیز فقط mrna نیست. اما شما در آن موارد به یک اشاره کلی بسنده می کنید و به حدس و گمان متوسل می شوید که کشورهای دیگر- چین، روسیه، کوبا و بعد هم ایران - هم چون خواستند عقب نمانند دست به تولید واکسن زدند.
ما قبلا هم گفتیم که آنچه شما در زمینه انتقاد از استفاده دول و کمپانیهای داروسازی عنوان میکنید تماما می توانند و باید به درستی اجزاء انتقاد کمونیستی به نظم مسلط را تشکیل دهند. اما شما مرتکب دو اشتباه می شوید. نخست این که نقطه عزیمت شما در بررسی ماجرای کرونا تحلیل رفتاری دولتهای غربی و کنسرنهای دارو سازی است. قبلا هم گفتیم که این رویکردی وارونه است. قبلا هم نوشتم اکنون نیز تکرار میکنم. شما از روی نقشه های 1 درصدی ها جهان را توضیح می دهید، در حالی که مسأله عکس آن است. از تحولات پایه ای در جهان است که باید آن 1 درصدی ها را توضیح دهید.
دوم این که بعضی استثناها هستند که یک قاعده را به کلی نفی می کنند. به طور مثال اگر کسی به شما بگوید که آب همیشه رو به پائین سرازیر می شود و شما بتوانید نشان دهید که در نقطه ای معین بدون هیچ عامل دخالتگر دیگری آب رو به بالا حرکت کرده و می کند، کل آن قانون را بی اعتبار کرده اید. ماجرای تولید واکسن هم همین است. حتی اگر همه کشورهای دیگر واکسن را برای آن تولید کرده باشند که بهتر بتوانند دیگران را چپاول کنند، این که کوبا هم دست به تولید واکسن زده است کافی است که نتوان نفس تولید واکسن را رد کرد. این به معنای مخالفت با پیش شرطها و ملزومات تولید یک واکسن قابل اطمینان و قابل اتکا که بدان اشاره کرده اید نیست. اما نمی توان با اشارات کلی و حدس و گمان از پذیرش این واقعیت سر باز زد که تلاشهائی هم برای تولید واکسن صورت گرفته و می گیرند که هدف اصلی و مقدماتی آن مقابله با ویروس کروناست. حرف ما به عنوان تحریریه سایت هم این بود و هست. نمی توان مخالف نفس تولید واکسن برای مقابله با یک بیماری همه گیر بود. چنین مخالفتی کمترین قرابتی با یک رویکرد علمی و خردگرایانه به جهان ندارد. این چیزی است که ما در سایت درج نخواهیم کرد به این دلیل ساده که یک بیماری همه گیر را امری عادی نشان می دهد و به این وسیله کار مقابله با آن را دشوار تر می کند.
گمان نمی کنم شما به خاطر جنایات یونایتد فروت در مزارع موز آمریکای لاتین و نقش وحشتناک آن در انجام کودتاهای خونین، خوردن موز را نفی کنید. درست می گویم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# احسان 1400-05-27 15:24
بسیار تشکر از اینکه وقت میگذارید و به ای میل ها پاسخ میدهید. همه مانند شما نظرات خوانندگان خود را جدی نمیگیرند. در عین حال در مورد مهمترین نکته کامنت من چیزی در پاسخ شما یافت نمیشود: میزان خطرناک بودن یک ویروس و رابطه آن با لزوم کمپینی که در حال حاضر شاهد آن هستیم.

این میتواند خطرناک بودن خود ویروس باشد. یعنی چند درصد مبتلایان به آن دچار مرگ میشوند. در این مورد هر کشوری آمار خود را دارد. این آمارها را باید بدقت بررسی کرد. برای مثال در آلمان که من در آن زندگی میکنم انستیتو رابرت کوخ – این مؤسسه تحت نظر دولت است و مستقل نیست – در شروع شیوع کووید ۱۹ کالبد شکافی قربانیان را ممنوع کرد و طبق رهنمود سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد که هر کسی که در فاصله ۲۸ روز قبل از مرگش تست مثبت کووید ۱۹ داشته جزو قربانیان این ویروس محسوب میشود. برای همین هم وقتی از قربانیان کورونا صحبت میشود جمله مرگ «با یا بعلت ویروس کووید ۱۹» باید باعث تیز شدن آنتنهای فرد آگاه شود. حال با فرض اینکه این آمار قابل اتکا باشد رجوع کنید به جدول زیر و محاسبه کنید که چند درصد کسانی که مثبت بودند قربانی ویروس شدند:

https://www.rki.de/DE/Content/InfAZ/N/Neuartiges_Coronavirus/Fallzahlen.html

۲/۴ درصد! در کامنت قبلی نوشتم که این نوع واکسینه کردن میتواند در مورد ویروسی مانند اِبولآ با بیش از ۶۰ درصد مرگ و میر موجه باشد. ولی در مورد ویروس کورونا خیر.

دلیل دیگر میتواند گنجایش موجود سیستم درمانی باشد. سیستم درمانی آلمان در چند دهه اخیر قربانی خصوصی سازی شده و صاحب بیمارستانها کنسرنها هستند. نام آنها را میتوان در ویکیپیدیا دید. لازم به توضیح حداقل برای شما نیست که هدف اولیه این کنسرنها نه درمان انسانها بلکه در درجه اول بالا بردن سود است. فقط در سال ۲۰۲۰ حدود ۲۰ بیمارستان علی رغم کورونا تعطیل شد. این روند در سال ۲۰۲۱ ادامه دارد. بنابراین میبینید که یک ویروس میتواند خطرناک شود وقتی گنجایش درمانی کم میشود. این ربطی به خطرناک بودن خود ویروس ندارد بلکه دلیلش سیستمی است که بر مبنای سود بنا شده است. آیا فکر میکنید صحیح است که چون گنجایش کم است در بدن مبتلایان واکسنی که هنوز تأثیرات دراز مدت آن معلوم نشده و فقط یک مجوز اضطراری برای آن صادر شده است را تزریق کرد؟

باز هم از اینکه نظرات دیگر را انعکاس میدهید تشکر.

احسان روشن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# علی 1400-05-27 19:39
من شخصا با واکسن موافقم چون وظیفه انسانی حکم می کند حتی برای یک لحظه هم شده اذیت و آزار انسان ها را ببینم منظور من این است که کرونا یک درصد مشکل ایران را تشکیل می دهد بقیه مربوط به گرسنگی مردم است من در یکی از روستاهای شهرستان مشکین شهر استان اردبیل زندگی می کنم وقتی هر روز ساعت 4 صبح سرکار می روم نمی دانید خیل عظیمی از مردم را کنار ترمینال شهر ایستاده اند و منتظرند شاید یک نفر باغدار بیاید و آنها سر کار ببرد برای 80 هزار تومان که می شود 3 دلار تازه این مال آن یک درصد میشود که کار گیرشان میاد رفیق بهمن من آن کسی هستم که در مورد کار کمونیستی از شما سوال کردم و شما به خوبی توضیح دادید که بابت آن از شما سپاسگذارم امیدوارم همیشه سالم باشید و همچنین موقعیت مرا نیز درک کنید که من در اروپا زندگی نمی کنم چون امکان دارد امروز آخرین روز زندگی ام باشد و فردا از گرسنگی بمیرم
با تشکر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# احسان 1400-05-05 13:08
ظاهرأ شما تمام روایت غالب در مدیای دموکراسی غربی در مورد کورونا را پذیرفته اید و الان به این اشاره میکنید که کوبا در مبارزه علیه آن موفق تر از فلان کشور دیگر بوده است. از زاویه دفاع از تلاش انقلابیون کوبا برای یک جامعه عادلانه تر میتوانم دفاع شما را بفهمم. ولی باید فراتر فکر کنید. چطور است که در مقابله با ویروسی که در صد مرگ و میر مبتلایان به آن کمتر از یک درصد است به یکباره تمام مردم دنیا باید واکسینه شوند؟ آن هم واکسن نوع جدیدی که سیستم دفاعی بندی شما را برنامه ریزی جدید میکند. بیمارئی که متوسط سن قربانیان آن 83 سال است و آن هم کسانی که چندین بیماری در کنار کورونا داشته اند. بعلاوه در مورد تست pcr نیر تاکنون بسیار نوشته شده است. این تست که مبنای تمام لاک داون ها و غیره بوده ابدأ مبنای تشخیص مبتلا بودن و واگیر بودن شخصی که در بدن او ویروس تشخیص داده میشود نیست. این تست حتی نمیتواند بین ویروس آنفلوآنزا و کووید فرق بگذارد. برای همین هم امسال در کشورهائی مثل آمریکا و آلمان آنلفوانزا تقریبأ ناپدید شده و فقط کورونا داشته ایم. میتوانید این موضوع را در سایت سی دی سی آمریکا بخوانید.
https://www.cdc.gov/csels/dls/locs/2021/07-21-2021-lab-alert-Changes_CDC_RT-PCR_SARS-CoV-2_Testing_1.html
در این مورد و بقیه موارد بد نیست به کتاب Falsche Pandemien از Wolfgang Wodarg رجوع کنید. نویسنده که خود ویروس شناس و کسی است که در سال 2009 توانست با تحقیقات خود جلوی استفاده از واکسن علیه آنفلوانزای خوکی را بگیرد. او بدرستی از "سودبران ترس" صحبت میکند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# تحریریه سایت 1400-05-06 15:23
با تشکر و پوزش از تأخیر در پاسخ،
در این که دول مختلف دنیا کرونا را دستاویزی برای ترور روانی جامعه قرار داده اند با شما موافقیم. در این نیز که نتایج درازمدت انواعی از واکسن اصلا معلوم نیستند. بحث ما اما نه در مورد نوع خاصی از واکسن بود و نه در مورد سیاستهای اعمال شده توسط دولتهای مختلف. تا جائی که به اصل واکسیناسیون مربوط می شود، این را دیگر نمی توانید روایت غالب مدیای دمکراسی های غربی معرفی کنید. همان دولت کوبا هم وجهه همت خود را بر واکسیناسیون همگانی گذاشته است. چین و روسیه هم همینطور و هیچکدام هم به دمکراسی های غربی تعلق ندارند.
بدون تردید اگر بیشتر فرصت داشتیم در زمینه های مورد اشاره شما هم مطالبی را منتشر می کردیم. .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# احسان 1400-05-06 15:59
اینکه چه مکانیسمهائی وجود دارند که تمام دولتها از جمله چین، روسیه و ... را هم در این مورد به خط میکنند میتوانم فعلآ حدس و گمان بزنم. یکی از آنها اهرم های اقتصادی است. چین بطور وسیعی وابسته با بازار اروپا و آمریکا است. در ضمن مبارزه علیه تروریسم بعد از 9/11 را بیاد دارید؟ حتی ج.ا. که خودش تروریست پرورش میدهد در سیاست رسمی خود را جزء جبهه مبارزه علیه تروریسم تعریف کرد و با سرمایه داری جهانی همراه شد. روسیه با آوردن واکسن اسپوتنیک به بازار آنهم در ماه نوامبر 2019 دنیای غرب را به چالش کشید و وجهه بین المللی خود را بهبود داد. کوبا هم با تولید واکسن در شرایطی که تحریم و فشار سرسام آور به این کشور وارد میشود برای خود فضای حرکت ایجاد میکند. حتی ج.ا. نیز بدنبال تولید واکسن است و با به بازار روان کردن آن ادعای پیشرفت و خود کفائی و غیره خواهد کرد. من فکر میکنم دولت ها مانند من و شما فکر نمیکنند. آنها به این فکر میکنند که سیستمی که در مصدر آن نشسته اند را پابرچا نگاه دارند و نه اینکه روشنگری کنند. کورونا که نتیجه آن در دموکراسی های لیبرالی غربی تا کنون کنترل شهروندان و تعرض به حقوق پایه ای در مقیاس بی سابقه بوده است، بدون شک نفعش برای دولتهای مستبد تر پوشیده نمیماند و این انگیزه و شانس خوبی برای آنهاست که به شنا کردن با جریان آب بپردازند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# مسعود رازی 1400-05-10 17:18
من هم نظر شما را دارم آقای احسان. همانطور که به بهانه ۹/۱۱ حقوق شهروندان محدود شد و بطور جدی کسی سئوال نکرد که تروریسم ریشه در چه دارد و دولت های دموکراسی غربی چه نقشی در تروریست پروردن ایفا کرده و میکنند و محدودیت های اعمال شده سر جای خود ماندند. امروز هم با ترسی که به بهانه ویروسی که ۹۹٪ مبتلا شدگان به آن دوباره سالم میشوند حقوق پایه ای مردم گرفته میشود و مردم وحشت زده از این ویروس برای بالايی کف میزنند. غم انگیز اینکه چپ های جوامع نیز در کنار این یک درصد ایستاده اند و هورا میکشند. یک درصدی ها مشغول نوشتن فصل بعدی سرمایه داری هستند. فصلی که دموکراسی لیبرال غربی بیشتر شبیه کشوری مانند چین خواهد شد. کنترل بر افراد و هدایت رفتار انسان ها در آن تشدید خواهد شد. همه بخاطر اینکه این سیستم از هم نپاشد. به کتاب Great Reset نوشته کلاوس شواب بنیانگزار فوروم جهانی اقتصاد رجوع کنید که در آن سرمایه داری را بر سر دوراهی انقلاب یا رفرم برای ادامه حیات میبیند. برای ما باید بخوبی روشن باشد که رفرمی که یک درصدی ها قصد انجام آن را دارند چه معنائی برای اکثریت خواهد داشت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-10 21:53
رفقای عزیز احسان و مسعود، چند نکته در رابطه با مباحثی که طرح کرده اید. استدلال ها را تفکیک نشده می آورم و به نکات هر دو شما رفقا اشاره می کنم.
اول، تمرکز شما بر نقش دول غربی در تروریزه کردن جامعه در اثر کرونا قابل توجه است. بدون تردید در این باره می توان زیاد گفت و نوشت. اما با عرض معذرت، رویکرد شما رویکردی وارونه است. شما از روی نقشه های 1 درصدی ها جهان را توضیح می دهید، در حالی که مسأله عکس آن است. از تحولات پایه ای در جهان است که باید آن 1 درصدی ها را توضیح دهید.
دوم جنگ واکسنها هم ادامه جنگ هیبریدی گسترده ای است که در سرتاسر جهان برای تجدید آرایش سلسله مراتب قدرت در نظام جهانی در جریان است. اما نمی توان دلیل هر تحولی در هر زمینه ای را در این جنگ هیبریدی جستجو کرد. به طور مثال شاید بتوان توسعه رباتهای نظامی را مستقیما از ضرورتهای آن جنگ هیبریدی استنتاج کرد اما مشکل بتوان دلیل گسترش رباتها به طور کلی و در سایر عرصه های علمی و صنعتی را یکسره این جنگ هیبریدی دانست. برعکس، توسعه رباتها بخشی از تکامل علمی و تکنولوژیک است که چه بسا بدون سرمایه داری حتی شتاب بیشتری هم بیابد. موضوع واکسن هم به همین ترتیب است. بدون این که بخواهیم وارد بحث دقیق تر در مورد انواع واکسن ها بشویم – که نیازمند توان تخصصی معینی است که من فاقد آنم – لااقل درباره واکسنهای تولید شده با روشهای متعارف در دو قرن اخیر با قطعیت تمام می توان گفت که توسعه این واکسنها از پیشرفتهای بزرگ بشریت در زمینه علم پزشکی و –شاید – مهم ترین عامل ریشه کن شدن بسیاری از بیماری های واگیر با مرگ و میر بالا بودند. هیچ دلیلی وجود ندارد که مورد کرونا از این قضیه استثناء باشد و مثلا حتی روسیه و کوبا هم واکسن را برای این درست کرده باشند که موقعیت خودشان را در رقابت جهانی بهبود ببخشند. البته این نتیجه برای آنها به دست آمد. اما چنین نتیجه ای فقط به این دلیل به دست آمد و می آید که نفس تولید واکسن فرا تر از رقابتها پاسخگوی نیاز عمومی بشر در مقابله با این ویروس تازه است.
سوم کلاوس شواب را خیلی دست بالا نگیرید. آن Great Reset در همان زمان کنفرانس داوس هم با سد محکمی به نام ولادیمیر پوتین برخورد و قطارش متوقف شد. بقیه قضایا را هم در کوتاه آمدن جمیع جماعت سران ناتو در قضایای جنگ اوکراین و سپس نورد استریم 2 و دیدار بایدن پوتین دیدیم.
چهارم اگر آینده دمکراسی های لیبرال غربی مثل چین شود، چرا باید این وحشتناک تر باشد؟ مدتها قبل از این که چین در عرصه کنترل و هدایت رفتار انسان دستاوردی داشته باشد، اتفاقا همین دمکراسی های لیبرال غربی بودند که بیشترین تجربه را در این زمینه داشتند و دارند. حقیقتا فکر می کنید تا همین امروز رفتار انسانها در جوامع غربی کنترل و هدایت نمی شدند؟ بیچاره اسنودن به خاطر افشای بخشی از همین سیستم بود که فراری شد. ممکن است کلاوس شواب برای آینده خوابهای خوبی ببیند. اما با هر درجه افول قدرت هژمونیک دمکراسی لیبرال اتفاقا آنچه رشد می کند، میزان معینی از شانس در هم شکستن کل این نظم توسط یک انقلاب اجتماعی است. البته باید محتاط بود و دوراندیش. اما از این آینده نباید چندان هراسی به دل راه داد.
به نکات دیگری هم می شد پرداخت. اما فکر میکنم اینها اصلی تر بودند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# علی 1400-04-24 18:46
من با همه حرف های شما موافقم ولی میخواستم یک چیز دیگه ای بگم به برکت کرونا یک خدای دیگری بوجود آمده قبلا دو تا خدا داشتیم یکی خود خدا و دومی مالکیت خصوصی وحالا نام خدای سوم است واکسن واقعا چرا کسی علیه واکسن حرف نمی زند چرا کسی نمی گوید چند در صد از واکسینه شدگان بعد از تزریق دوباره کرونا گرفته اند و چه مدت میزان مصونیت طول میکشد میگویند میزان اثر بخشی 95 درصد است دم خروس اینجاست یعنی برای 5 درصد مردم مصونیت ایجاد نمی کنند اگر کسی کرونا گرفت جز آن 5 درصد حساب میشود شاید تمهم مردم دنیا جز 5 در صد هستند اگر بر فرض محال واکسنی پیدا بشه که 100 در صد موثر باشد آیا فکر می کنید اجازه می دهند تولید بشه نه چون در این صورت تمام مردم دنیا مصونیت پیدا می کنند این وسط سر شرکت های دارویی بی کلاه می ماند حالا بگیم که آیا واکسن موثره نه به دلایل علمی ویروس همیشه در حال تکامله ولی واکسن نه این باعث میشه واکسن گونه های قدیمی را از بین ببرد و جا برای گونه های جدید باز بشود که خیلی خطرناکه پس شرکت ها برای ورژن جدید واکسن جدیدی می سازند و این داستان متاسفانه ادامه دارد بعد از بین بردن ویروس کرونا باید ÷مادر همه ویروس ها یعنی سرمایه داری از بین برود و گرنه در بر روی همین پاشنه خواهد چرخید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-04-25 09:39
رفیق عزیز، انتقاد شما به چیست؟ به نفس تولید و تزریق واکسن؟ این نمی تواند انتقاد درستی باشد. پزشکی مدرن بسیاری از بیماری ها را با واکسن یا ریشه کن و یا مهار کرده. تا پیش از این کرونا ما هم واکسنهای مختلف را تزریق می کردیم. پس حرف زدن علیه واکسن نمی تواند چیز درستی باشد. در این زمینه حداکثر چیزی که می توان گفت هشدار نسبت به عواقب ناشناخته تکنولوژی های جدید تولید واکسن است که هنوز به اندازه کافی تست نشده اما در حد توده ای مورد استفاده قرار می گیرند و یا خوش بینی های افراطی در زمینه عملکرد واکسن ها. انتقاد شما مبنی بر این که واکسن برای کل مردم مصونیت ایجاد نمی کند هم با انتقاد اولتان در مورد واکسن به طور کلی جور در نمی آید و هم این نیز انتقاد درستی نیست. اگر قرار است علیه واکسن به طور کلی حرف زده شود، دیگر درصد تأثیر آن نقشی بازی نمی کند. اما اگر درصد تأثیر علت انتقاد است، در این صورت باید گفت که باز هم تصور شما غیر واقعی است. هیچ داروئی و یا واکسنی در هیچ موردی قادر به تأثیر صد در صدی نخواهد بود. تاکنون نبوده است و بعد از این نیز نخواهد بود. علت آن نیز نه در ویروس یا باکتری بلکه در گونه گونی بینهایت بدن انسان است. حتی در مقابل بهترین دارو، به هیچ وجه نمی توان تضمین کرد که در تمام بدن ها کارآیی خواهد داشت.
و نکته آخر این که بحثتان درباره صنایع دارو سازی به مثابه منشأ فلاکت و نه منشأ سلامت درست، اما نمی توانیم انتظار داشته باشیم با نابودی سرمایه داری و کوتاه شدن دست این کمپانی ها از جان مردم میزان درصد تأثیر واکسنها هم بیشتر خواهد شد. فعالیت انسانی در رابطه با طبیعت همواره از دو وجه برخوردار است. یک وجه ویژه فرماسیون یا نظام مسلط و یک وجه دیگری که فراتر از این یا آن فرماسیون در تمام ادوار حیات بشری جاری است. در برده داری و فئودالیسم هم باید سرماخوردگی را معالجه کرد و در سرمایه داری و سوسیالیسم هم همینطور. در تمام این نظامها هم بخور دادن می تواند به بیمار کمک کند. این را در همه وجوه زندگی می توانید مشاهده کنید. با پایان حیات سرمایه داری، مشکل رابطه انسان با طبیعت یک بار برای همیشه حل نمی شود. آنچه تغییر می کند خارج کردن این رابطه از سلطۀ دیکتاتوری سودآوری و بازگرداندن نقش طبیعی انسان به اوست.
موفق باشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر

بیاب