یادداشتها

نظر خوانندگان

خیلی عالی بود من از صراحت رفیق بهمن خیلی خوشم میاد نه به کسی باج میده نه امید واهی میده ...
@ریحانهریحانه عزیز سلام. موضوعات متنوعی را طرح کردید. حتما تصدیق می کنید که پرداختن به چنین موضوعاتی در قالب کامنت ...
سلام.خسته نباشید.در ابتدا میخواستم تشکر کنم. از پایداری شما در برگزاری میتینگ های هفته ای و مرتب. امیداوارم این روند ...
بهمن شفیق رویۀ تاریک چین
@امیررفیق عزیز، اگر درست به خاطر داشته باشم این سومین باری است که شما در همین چند ماه اخیر با ...
هم نویسنده آمریکایی و هم مترجم بیش از اندازه به کاربرد عبارت «دارک ساید» وزن دادند. این عبارت بیشتر به ...
@فاطمهسلام متقابل رفیق عزیز،ممنون از توضیحات. قطعا مباحثات در فرصتهای دیگر هم ادامه خواهد داشت. در مورد ادبیاتی که معرفی ...
سلامی مجدد خدمت شما.متاسفانه دسترسی برای بنده سخت هست و با تاخیر مباحث رو دنبال میکنم.در مورد بخش اول پاسخ ...
@امیررفیق عزیز امیر، نخست با پوزش از تأخیر در پاسخ. عنوان کرده اید که قصد تهمت نداشته اید و شاید ...
@بهمن شفیقبا سلام دوباره. خوب گفتگوی نوشته از برخی جوانب مثبت است اما تشخیص لحن را کمی دشوار میکند. من فقط ...
@امیررفیق عزیز امیر، با سلام متقابل. در کامنت خود نکات ارزنده ای را هم طرح کرده اید که حتما لازمند ...

مقالات

سیاست

از جنبش کارگری

پروپاگاند جنگی و هیستری شیزوفرنیک ضدروسی

نوشتۀ: بهمن شفیق
Write a comment

نمی خواهند حتی به بدیهی ترین واقعیت عرصه توازن قوای نظامی و برتری قاطع و در هم کوبنده تجهیزات روسی در زمینه سیستمهای موشکی هایپر سونیک نیز اذعان کنند. با حماقت تمام خواستار استقرار نیروی آمریکائی در مجاورت مرزهای روسیه می شوند که در صورت وقوع یک جنگ فقط و فقط گوشت دم توپ خواهند بود و حتی پیش از استارت تانکهای خود نابود خواهند شد. نه در یک جنگ اتمی، بلکه در همان نبرد با سلاحهای متعارف.

پروپاگاند جنگی کلان رسانه های غرب در هفته های اخیر حدت و شدت کم سابقه ای یافته است. ارکستر گوشخراشی در سرتاسر نیمکره غربی و ابواب جمعی آنان در اقصی نقاط جهان -از جمله در ایران- به طور همزمان خطر تهاجم قریب الوقوع روسیه به اوکراین را در بوق دمیده و از این خبر می دهند که عنقریب نیروهای این کشور اوکراین را مورد حمله قرار داده و یک بار دیگر خصومت خود را با نظم مبتنی بر قاعده rule based order "جهان آزاد" به نمایش خواهند گذاشت. مفسری از میان این انبوه ملخ ها نوشته بود پوتین مثل حیوانی است که در گوشه ای گیر کرده است و از سر ناچاری دست به هر گونه حماقتی خواهد زد.

عزیزدردانه های نظم مسلط پسا جنگ سردی سالهاست که دیگر حتی نه به واقعیت اعتنائی دارند و نه خود را به روایت آن ملزم می دانند. برعکس آنها چنان به خودشیفتگی خویش باور دارند که تصور می کنند کماکان می توانند با روایت دلخواه خود واقعیت را بسازند. نمیخواهند بپذیرند که دوران یکه تازیشان سپری شده است. جهان آنچنان تغییر کرده است که همه "واقعیت" های ساختگی شان را وارونه کرده است اما آنان همچنان بر آن طبل می کوبند. خود را همچنان سروران جهانی می پندارند که دیگر مدتهاست به ساز آنان نمی رقصد. در مواجهه با قواعدی که خود به عنوان حقوق بین الملل بر جهان مسلط کرده اند و اکنون به زیان آنان تغییر کرده است صاف و ساده زمین بازی را عوض می کنند و "نظم مبتنی بر قانون law based order" را که خود واضع آن بودند با "نظم مبتنی بر قاعده" جایگزین می کنند. "قواعدی" که خودشان می نویسند.

و در این جهان وارونه "مبتنی بر قاعده"، گسترش ناتو تا پشت دیوارهای کرملین و استقرار موشک بیخ گوش دروازه های پکن امری طبیعی است اما استقرار ارتش روسیه در درون خاک خود نشانه ای است از تهاجم قریب الوقوع. اعلام رسمی فرمان حمله لیبرال فاشیستهای کودتاچی کیف به دنباس اقدامی است برای تأمین صلح اما اعلام حمایت قطعی روسیه از جمهوریهای دنباس نشانه ای از جنون جنگ طلبی پوتین دیوانه. محاصره نظامی و تحریم اقتصادی رقبا از سوی آنان در خدمت صلح جهانی است اما تجهیز آن رقبا برای دفاع از خود نشانی از تجاوزگری آنان. استقرار نیروهای خودی هزاران کیلومتر دور از مرزهای خودشان اقدامی است برای تأمین منافع مشروع اما تحرک نیروهای رقبا حتی در درون مرزهایشان نشانی از توسعه طلبی تهاجمی.

این جهان وارونه آنان است و البته ترکتازی میان پرده پسا جنگ سردی برای دوره ای به آنان امکان این را داد که همین تصویر وارونه را حقیقتا تبدیل به واقعیت نظم بین المللی نموده و با ارعاب دیگران از سرتاسر جهان باج خواهی کنند. طرفه این که خود آنچنان در این جهان وارونه خودشیفته محصور مانده اند که در برابر واقعیتهای نوینی که آشکارا خلاف آن را نشان می دهند دچار کوربینی شده اند و همچنان به نواختن آن ملودی ادامه می دهند. ملودی ای که اگر در دهه پایانی قرن پیشین و سالهای آغازین قرن حاضر وحشت انگیز بودند، اکنون نواهای گوشخراشی بیش نیستند که فقط مایه مضحکه اند. به این عبارات یکی از "کارشناسان نظامی" این خیل انبوه ملخ ها دقت کنید:

"دلایل متعددی اعزام نیروهای آمریکا به سمت جلو در اروپای شرقی را موجه جلوه می دهند. نخست این که آنها تنها نیروهائی هستند که اهمیت خواهند داشت. روسیه طرحی از نیروهای متعارف خویش را ریخته است که با حمایت تعداد زیادی از موشکهای بالیستیک و کروز و سیستمهای دفاع هوائی جامع از برتری خیره کننده ای در آغاز نبرد برخوردار باشند و مانع از توسعه نیروهای تقویتی آمریکا و متحدان آن در صورت آغاز نبرد باشند. آنها امید دارند که این برایشان یک پیروزی سریع و اجتناب از یک جدال طولانی را فراهم می کند". و دوم و سوم و غیره همراه با این نتیجه گیری ها: "انتقال مرکز فرماندهی ارتش آمریکا از آلمان به لهستان، ... استقرار (حداقل) یک لشگر زرهی در لهستان، ... انتقال واحدهای حائز اهمیت از کشورهای دیگر برای پیشگیری از یک تهاجم نهائی به آلمان،... سرعت بخشیدن به فروش تجهیزات نظامی مدرن آمریکا به کشورهای عضو ناتو از قبیل لهستان".

این همه "درایت" حیرت انگیز است. آن هم پس از فرار مفتضحانه همین ارتش ظفرنمون از افغانستان و به جا گذاشتن مفت و مجانی میلیاردها دلار تجهیزات نظامی برای طالبان. نمی خواهند حتی به بدیهی ترین واقعیت عرصه توازن قوای نظامی و برتری قاطع و در هم کوبنده تجهیزات روسی در زمینه سیستمهای موشکی هایپر سونیک نیز اذعان کنند. با حماقت تمام خواستار استقرار نیروی آمریکائی در مجاورت مرزهای روسیه می شوند که در صورت وقوع یک جنگ فقط و فقط گوشت دم توپ خواهند بود و حتی پیش از استارت تانکهای خود نابود خواهند شد. نه در یک جنگ اتمی، بلکه در همان نبرد با سلاحهای متعارف. و البته در لحظه مواجهه عریان با واقعیتهای تلخ، برای تصمیم گیرندگان چاره ای جز پذیرش آن باقی نمی ماند. یا این که حقیقتا فکر می کنند دونالد ترامپ و ژنرالهای تحت فرمان او به خاطر خطر کشته شدن چند صد غیر نظامی از تهدید حمله به 52 نقطه در صورت اقدام نظامی ایران علیه نیروهای آمریکائی صرفنظر کردند و شربت تلخ ضربه به عین الاسد را سرکشیدند و دم بر نیاوردند؟ فکر می کنند روسها و چینی ها آن نمایش را ندیده اند؟

نه، دیده اند. نه تنها روسها و چینی ها و سایر جهانیان دیده اند، خود آنان نیز دیده اند و هر از چندگاهی در میان انبوه بنجل پروپاگاندیستی به آن اذعان نیز می کنند. به این اظهارات یک پروفسور کینگ کالج لندن، رابرت لی، نیز دقت کنید تا عمق شکاف بین آن طمطراق پروپاگاندیستی با واقعیت روشن تر شود:

"رابرت لی، پروفسور کینگ کالج لندن و یک کهنه سرباز نیروی دریائی آمریکا در روز 9 دسامبر در مصاحبه ای با نیویورک تایمز اظهار داشت که در صورت یک برخورد نظامی بین روسیه و اوکراین، طرف مدت 30 تا 40 دقیقه بیشتر نیروهای نظامی اوکراین نابود خواهند شد.

«اگر روسیه حقیقتا سلاحهای خود را به کار بگیرد در مدت کوتاهی خسارات عظیمی وارد خواهد کرد. آنها قادر خواهند بود در همان 30 تا 40 دقیقه اول ارتش اوکراین را نابود کنند».

بر اساس این مطلب، این نقطه نظر مورد تأئید برخی از مقامات اوکراین نیز هست. آنچنانکه این روزنامه می نویسد به طور ویژه رئیس بخش امنیتی وزارت دفاع اوکراین، کیریل بودانف، خواستار توجه به ناتوانی ارتشها در مقاومت بر علیه قدرت روسیه در صورت آغاز یک نزاع نظامی شد."

تا اینجا قضیه کمی روشن است؟ پیشتر برویم بیشتر هم روشن می شود:

"بر اساس نظر بودانف نیروهای نظامی اوکراین در مدت کوتاهی شکست خواهند خورد. همزمان او اطمینان داد که بدون بسیج نیروهای ذخیره «هیچ ارتشی در دنیا شانس بقا [در برابر قدرت روسیه] را نخواهد داشت»"

روشن شد؟ هیچ ارتشی. یعنی نه تنها ارتشکهای آلمان و انگلیس، بلکه حتی ارتش معظم آمریکا. و البته این پروفسور و آن رئیس سرویس امنیتی وزارت دفاع اوکراین در این ارزیابی تنها نیستند. خیلی هاشان این را می دانند. به روی مبارک نمی آورند. همین واقعیت تلخ تر از زهر است که سگهای هار میلیتاریست واشنگتن و لندن را پوزه بند زده و آنان را به پارس کردن محدود کرده است. فلسفه این پارس کردن ها اما در آن است که تصویر رو به بیرون باید همان باشد که در پروپاگاند دیده می شود. این ریشه هیستری شیزوفرنیک "جهان آزاد" است. می دانند کاری از دستشان بر نمی آید و همزمان باید وانمود کنند که قادر مطلق امورند و همه چیز تحت کنترل آنان است.

آنچه از این هیستری شیزوفرنیک بر جا می ماند، فضای ملتهب و متشنجی در روابط بین المللی است که کمک می کند تا چند صباحی دیگر تتمه امتیازات ویژه "جهان آزاد" باقی بمانند. بهای این فضای ملتهب را باید مردمی بپردازند که انرژی مورد نیازشان را باید با قیمتهائی بالاتر تأمین کنند و یا حتی سرمای زمستان را با سختی و مرارت بیشتری تحمل کنند. مردمی که در کنار انبوه تبعیضات و محرومیتهای طبقاتی، بار سنگین هزینه های نظامی متناسب با حفظ این فضای جنگی را هم بر دوش بکشند. پرسش این است که این مردم تا چه زمانی حاضر به پذیرش چنین حاکمانی بر سرنوشت خویش خواهند بود و به مثابه گوسفندانی مطیع باز هم پای صندوقهای رأی حاضر خواهند شد تا باز هم همان مسببین فلاکت خویش را بر گرده خود بنشانند.

و نکته آخر، آیا روسیه حمله خواهد کرد؟ آری، خواهد کرد. اما نه ابتدا به ساکن و نه فقط به اوکراین. خودشان هم گفته اند و رسما وارد دکترین نظامی شان کرده اند که در صورت مواجهه با حمله به خاک روسیه نه تنها مهاجم را نابود خواهند کرد، بلکه همچنین مراکز تصمیم گیری را مورد حمله قرار خواهند داد و این مراکز پیش از هر چیز در لندن و واشنگتن قرار دارند. این دکترین رسمی روسها است. و نه تنها این، بلکه این نیز دکترین نظامی نوین رسمی روسها است که در صورت مواجهه با تهاجم متعارفی که موجودیت روسیه را تهدید کند از سلاح اتمی استفاده خواهند کرد. جنون آمیز به نظر میرسد، اما تنها سیاست عقلانی در برابر "جهان آزاد"ی است که در مواجهه با زوال اجتناب ناپذیر سیادت خویش دچار جنون شده است.

23 آذر 1400

14 دسامبر 2021

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر