هجوم خارکف، جهنم پیش رو: ملاحظاتی درباره تحولات جنجال برانگیز نبرد اوکراین

نوشتۀ: بهمن شفیق
3 Comments

شواهدی دیگر قاعدتاً می بایست توجه را به این جلب می‌کردند که آنچه در صحنه نمایش خونین خارکف در حال وقوع است می‌تواند تصویری فریبنده باشد و در پس وقایع چه بسا روند دیگری در حال رقم خوردن است که وقایع پیش روی صحنه تنها تصویر وارونه ای از آن به دست می دهند. یعنی چه بسا این ارتش اوکراین است که بر متن پیروزی تاکتیکی جنجالی روزهای اخیرش در معرض شکست استراتژیک و قطعی قرار گرفته است.

سرانجام امروز، دهم سپتامبر، وزارت دفاع روسیه عقب نشینی نیروهایش از شهرهای بالاکلیا و ایزیوم را اعلام کرد. در این اطلاعیه گفته شد که ارتش روسیه قصد دارد نیروهای خود را دونتسک تجدید آرایش دهد. منطقه یا ابلاست خارکف در جوار ابلاست لوگانسک قرار دارد. از میان دو شهر تخلیه شده بویژه شهر ایزیوم از اهمیت استراتژیک بالائی برخوردار است.

شکی در این نیست که اطلاعیه مزبور شگفت انگیز به نظر می رسد. یک سورپرایز؛ و ارتش روسیه در همان آغاز عملیات ویژه در شش ماه قبل و حمله مانوری برق آسا تا حاشیه کی‌یف و استقرار ستون 60 کیلومتری زرهی خویش در نزدیکی پایتخت اوکراین نشان داده بود که قادر به هر گونه سورپرایزی است. حمله مانوری فوق ظرف یک هفته خطوط اصلی تمام نبردهای آینده را ترسیم نمود و با تصرف نقاط مورد نظر استراتژیک در ابلاستهای مختلف چشم انداز روندهای آتی را در کلیتش ترسیم نموده بود.

حال این ارتش شش ماه پس از آن سورپرایز اولیه یک بار دیگر شگفتی می آفرید. آن هم با یک عقب نشینی و واگذاری دهها قصبه و شهرک و شهر. آن هم بعد از سه روز جنجال رسانه ای در کل رسانه‌های غرب و در فضای مجازی و بعد از شکست مفتضحانه ای که همین یک هفته قبل همین ارتش در ابلاست خرسون بر ارتش اوکراین وارد کرده بود.

اکنون این ارتش با سرعتی برق آسا در مقابل هجوم ایضاً برق آسای ارتش اوکراین عقب می‌نشست و راه برای پیشروی ارتش اوکراین باز می شد. سرعت این پیشروی و عقب نشینی چندان حیرت انگیز بود که راه بر هر گونه حدس و گمانی باز می‌شد. و بویژه به همان سرعت پیشروی نیروهای اوکراین، در جبهه رسانه ای نیز ارتش اوکراین به پیروزی های درخشان و استراتژیکی دست می یافت که این ارتش را چنان نیرومند نشان می‌داد که در معرض تصرف مسکو قرار گرفته باشد.

سیلی از تصاویر و گزارشات پیشروی ارتش اوکراین در جبهه کانالهای تلگرامی – این بار اوکراینی – را پر می‌کرد و در مقابل حجم انبوه «کارشناسان» تلگرامی پرو روس پس از سکوتی سنگین اما کوتاه در آغاز «هجوم خارکف» آغاز به تحلیل دلایل «فاجعه» ای بر آمدند که ارتش روسیه دچار آن شده است. همه آنهائی که تا روز قبل لاف زنان قدرت ارتش روسیه را به رخ دیگران می‌کشیدند و بی صبرانه در انتظار اعلام پیروزی قاطع این ارتش بر ارتش اوکراین به سر می‌بردند، اکنون به یکباره به بررسی درسهای تلخ «شکست استراتژیک خارکف» می نشستند و ارتش روسیه را متهم می‌کردند که به راه حل‌های نظامی پیشنهادی سهل الوصولی بیتوجهی نشان داده است که این «کارشناسان» تلگرامی به خوبی از آن‌ها مطلع بودند. برخی مفسران به زعم خود جدی‌تر یوتیوبی البته علت این شکست روسیه را در غفلت رهبران سیاسی و نظامی روسیه، پوتین و شویگو و کوناشنیکوف و گراسیموف، جستجو کردند که گویا به علت شرکت در مانور ووستوک در شرق روسیه از تحولات نبرد اوکراین غفلت ورزیدند.

و جالب این که شواهدی دیگر قاعدتاً می بایست توجه را به این جلب می‌کردند که آنچه در صحنه نمایش خونین خارکف در حال وقوع است می‌تواند تصویری فریبنده باشد و در پس وقایع چه بسا روند دیگری در حال رقم خوردن است که وقایع پیش روی صحنه تنها تصویر وارونه ای از آن به دست می دهند. یعنی چه بسا این ارتش اوکراین است که بر متن پیروزی تاکتیکی جنجالی روزهای اخیرش در معرض شکست استراتژیک و قطعی قرار گرفته است. اگر نه چگونه می‌توان مشی رسانه ای رژیم کی‌یف را از همان آغاز تهاجم خرسون تا همین امروز توضیح داد که درباره روال نبرد تقریباً سکوت کامل اختیار نموده و جنجال و هیاهو را به جنگجویان فضای مجازی واگذار کرده بود. چگونه می‌شد هشدار ژالوزنی مبنی بر احتمال دست زدن به یک حمله اتمی محدود را دید و متوجه نشد که این هشدار می‌تواند بازتاب یک سر‌خوردگی عمیق در طراحان پیش رو و پشت پرده ارتش اوکراین باشد. چگونه می‌شد واقعیت کاروان آمبولانسهای حامل مجروحین جبهه در تقریباً تمامی شهرهای جنوبی و مرکزی اوکراین از نیکولایف و ادسا تا خود کی‌یف را دید و لااقل در «پیروزی استراتژیک» این ارتش و «شکست استراتژیک» ارتش مقابل تردید ننمود؟

در روزهای گذشته نیز مانند تمام شش ماه نبرد، به موازات عملیات جنگی در میدان نبرد، جنگی نیز در فضای رسانه ای در جریان بود. و یک مشخصه این میدان نبرد موازی توازن قوای کاملاً وارونه در آن بود و هست. به همان اندازه که ارتش روسیه در میدان نبرد از برتری قاطع عملیاتی، لجیستیکی و تسلیحاتی بر ارتش ناتو ساخته اوکراین برخوردار بود، به همان اندازه طرفداران این ارتش در مقابل قدرت خورد کننده دستگاه جنگ رسانه ای-روانی طرف مقابل ناتوان بودند و هستند. در این عرصه این ناتو است که روال نبرد و موضوعات آن را مشخص می‌کند و طرف مقابل، علیرغم میل خود، بر همان زمین به بازی می پردازد. حتی آنگاه که خبر پیروزی ها را اعلام می‌کند، چهارچوب و فرم آن را طراحان جنگ رسانه ای ناتو رقم می زنند. این نابرابری در روزهای اخیر به افراطی ترین شکلی خود را نشان داد و عملاً این ارتش رسانه ای پرو روس را به خدمت جنگ روانی ناتو در آورد. چه با نمایش پانیک و نا امیدی و چه با سطحی‌ترین تحلیلهای «نقشه ای» که عملاً مؤید تمام تبلیغات رسانه‌های غربی مبنی بر قدرت لایزال ارتش اوکراین به اتکای ناتو بود. و روشن است که سرزنش و ملامت و انتقاد و حمله به مسئولین سیاسی و نظامی روسیه نیز یک جزء این واکنش ارتش رسانه ای ضد ناتو را تشکیل می داد.

اینان به گونه‌ای به قضاوت درباره روند وقایع و واکنش ارتش روسیه نشستند که گویی این همان ارتشی نیست که در میدان نبرد روسیه نقشی اساسی در مالیدن پوزه ارتش انبوه خلافت اسلامی نواب اوباما و هیلاری و مک کین داشت. گویی این همان ارتشی نیست که در همین زمستان گذشته عملیات محیر العقول اعزام نیرو به قزاقستان را انجام داده بود. گویی این همان ارتشی نیست که در تمام سالهای اخیر هم مانورهای خیره کننده اش و هم تجهیزش به مدرن ترین سلاحها به روشنی نشان می‌دادند که یک سر و گردن از تمام ارتشهای دنیا بالاتر است. گویی این همان ارتشی نیست که شش ماه تمام روزانه بین 6 تا 60 هزار گلوله توپ بر سر ارتش اوکراین ریخته بود و برای تمام رسانه هائی رسوائی به بار آورده بود که در ماه مارس پایان دو هفته‌ای مهمات و تجهیزات ارتش روسیه را وعده داده بودند. و برای مقایسه: به گفته اسکات ریتر در تمام طول لشگرکشی آمریکا به عراق تنها 60 هزار گلوله توپ شلیک شده بود. یعنی رقمی که ارتش روسیه تنها در یک روز شلیک کرده بود. و سرانجام این که گویی این همان ارتشی نیست که کل ارتشهای ناتو را به نقطه خطرناک خالی شدن انبارهای تسلیحات و مهمات رسانده است.

آنچه وقایع روزهای اخیر نشان دادند یک بار دیگر تأئیدی بر این بود که برای ارزیابی از وقایع نمی‌توان و نباید در سطح آنان باقی ماند. و در این مورد این روشن بود که هر گونه قضاوتی درباره وقایع میدانی می بایست نه با عزیمت از مشاهده بلاواسطه پدیده‌ها صورت می گرفت، بلکه تببین پدیده‌ها بر مبنای واقعیتهای پایه‌ای تر روش درست برخورد به وقایع است. و واقعیتهای پایه‌ای تر در این ماجرا اینند که اولاً ارتش روسیه آماده‌ترین ارتش رزمی دنیا در حال حاضر است. ثانیاً روسیه از قدرت تولیدی و از منابع بی انتها برای تجهیز این ارتش برخوردار است. ثالثاً برای روسیه میدان نبرد در نزدیکترین فاصله با پشت جبهه ای قرار دارد که تسلیحات و مهمات از آن وارد می‌شوند و در مورد طرف مقابل نیروی نیابتی در حال نبرد یعنی ارتش اوکراین اساساً فاقد هر گونه ظرفیت تولید اسلحه و مهمات و رساندن آن به جبهه ها است و ارسال این اسلحه و مهمات از جانب حامیان غربی آن نیز با دشواریهای لجیستیکی دوگانه ای روبرو است. هم صدها کیلومتر فاصله تا جبهه و هم مسیری که در معرض بمباران و موشک باران دائمی ارتش روسیه قرار دارد. مضاف بر این در خود آن کشورهای ناتوی درگیر در نبرد نیز هم از نظر منابع خام مورد نیاز از قبیل فولاد و بویژه انرژی وضعیت بحرانی است و هم از نقطه نظر خط کامل زنجیره تولید سلاح.

مضاف بر همه اینها، خصلت خود نبرد نیز در تعیین تاکتیک و استراتژی نقش تعیین کننده ایفا می‌کند. عدم وقوف به خصلت نبرد و یا نادیده گرفتن آن تنها به معنای غلتیدن از یک اشتباه به یک اشتباه دیگر خواهد بود. و در این مورد نبرد اوکراین نه یک نبرد کوتاه مدت با تأثیرات منطقه ای بین روسیه و اوکراین، بلکه جزئی از جنگ همه جانبه ای بین روسیه و کل غرب است. دقیقاً به همین دلیل است که روسیه تا به امروز رسما از جنگ در اوکراین سخن نگفته و آن را عملیات ویژه نظامی نامگذاری کرده است. فقط آماتورها می‌توانند با ملاحظه اولین عقب نشینی ها بیصبرانه از لزوم اعلام جنگ و بسیج عمومی در روسیه صحبت کنند که برای روسیه به معنای یک شکست بزرگ در برابر غرب خواهد بود.

بر اساس این ملاحظات، روش درست در واقعه هجوم خارکف نه قضاوت بر اساس پیشروی های ارتش اوکراین، بلکه فهم موقعیت دو طرف نبرد و دلایل اتخاذ تاکتیکها از سوی آنان بود و تا جائی که به روسیه مربوط می‌شود این سؤال باید در مرکز پرسش قرار می‌گرفت که چرا روسیه در خرسون دست به مقاومت زد و واحدهای ارتش اوکراین در آن منطقه را تار و مار نمود و در خارکف دست به عقب نشینی زد؟ چرا اصولاً از استقرار واحدهای زبده ارتش در ابلاست خارکف خودداری نمود و حفاظت از این ابلاست را به نیروهای میلیشیای لوگانسک و گارد ملی روسیه سپرد که اساساً یک نیروی پلیس و نه نظامی است؟ و در ادامه، چرا وزارت دفاع روسیه در اطلاعیه عقب نشینی نیروهای خود از ایزیوم و بالاکلیا به گونه‌ای وانمود می‌کند که گویا شکست در ابلاست خارکف را پذیرفته و از این به بعد فقط بر دونتسک متمرکز خواهد بود.

چنانچه واقعیتهای پایه‌ای مورد اشاره در بالا نقطه عزیمت قرار بگیرند، تصویر دیگری از هجوم خارکف به دست می آید.

این که چه تعداد از نیروهای ارتش اوکراین در هجوم خارکف شرکت داشتند معلوم نیست. ارزیابی ها بر آنند که بیش از 30 هزار نفر در این هجوم شرکت داشتند. همه شواهد نشان می‌دهند که این‌ نیروها هم از تسلیحات متفاوتی از قبیل هایمارس و ام 777 برخوردار بودند که در مدت اخیر توسط ناتو در اختیار آنان گذاشته شده است و هم تاکتیکهای متفاوتی را به کار گرفته‌اند که این نیز ناشی از گذار ارتش اوکراین از سنتهای زمان شوروی به روش جنگیدن غربی است. اسکات ریتر در این زمینه نظریه قابل تعمقی را به میان می‌کشد که حائز اهمیت است. وی معتقد است که نبرد اوکراین تاکنون سه مرحله را پشت سر گذاشته است. مرحله اول حمله روسیه و جنگ مانوری اولیه که مدت کوتاهی طول کشید و عملاً در ماه مارس به پایان رسید؛ مرحله دوم جنگ موضعی که طی آن ارتش روسیه با آتشبار سنگین توپخانه ای و برتری مطلق هوائی خود زبده ترین بخش افسران ارتش اوکراین و ساختارهای ارتباطی آن را از بین برد و سرانجام مرحله کنونی یا مرحله سوم که این بار ارتش بازسازی شده اوکراین با تسلیحات و تاکتیکهای غربی و نیروهای تعلیم دیده در همین مدت نبرد در کشورهای ناتو به میدان آورده شده است. به این ترتیب هجوم خرسون و سپس خارکف، نه ادامه مستقیم مرحله دوم بلکه آغاز مرحله سوم به حساب می آید. و دقیقاً در همین نکته است که باید مکث نمود و در مورد تاکتیک ارتش روسیه تعمق نمود.

صرفنظر از حمله خرسون که از ماهها پیش رسانه‌های غربی در مورد آن به تبلیغات پرداخته و حتی زمان آن را نیز اعلام کرده بودند، در ابلاست خارکف نیز لااقل از هفته‌ها قبل جابجائی نیروها در فضای مجازی مورد بحث قرار می‌گرفت. مضاف بر آن، از همان آغاز حمله خرسون این شایعه نیز در فضای مجازی رایج بود که بین زلنسکی و ژالوزنی بر سر نقطه آغاز حمله اختلاف بوده و ژالوزنی آغاز ضد حمله بزرگ را از ناحیه خارکف مناسب تشخیص می داده. صرفنظر از صحت یا عدم صحت این شایعات، نفس این که خارکف یکی از صحنه‌های احتمالی نبردهای روزهای آینده خواهد بود، از هفته‌ها قبل مورد توجه قرار گرفته بود. نکته قابل توجه این است که در تمام این مدت ارتش روسیه کمترین نشانه ای از تقویت نیروهای خود در این بخش از جبهه را به نمایش نگذاشت و حقیقتاً نیز به آن دست نزد. این به هیچ وجه ناشی از آن نیست که روسیه به این تحرکات اشراف نداشت. ارتش روسیه از نظر اطلاعات اکتشافی در کنار ارتش آمریکا از پیشرفته‌ترین سیستم در جهان امروز برخوردار است. گزارشات سربازان اوکراینی نشان می‌دهد که حتی ارسال یک پیام تلفنی کوتاه از سوی سربازان در سنگرها به خانواده‌های خود بلافاصله موقعیت آن‌ها را برای توپخانه ارتش روسیه معلوم می‌کرد و آتش این توپخانه را به دنبال داشت. بنا بر این مسأله این است که ارتش روسیه وقوف کامل بر تحرکات ارتش اوکراین در ابلاست خارکف داشت و علیرغم آن دست به اقدامی برای تقویت خطوط خود در این جبهه نزد.

این البته می‌توانست حدس و گمانی مبنی بر آن باشد که روسیه تعمدا راه را برای نیروهای اوکراینی باز گذاشت. اطلاعات منتشر شده در دو روز اخیر اما نشان می‌دهند که این چیزی بیش از یک حدس و گمان بود. نخست اظهارات آپتی آلوادینوف فرمانده گردان آخمت از نیروهای چچن مبنی بر این که «آنچه امروز در حال وقوع است کاملا مطابق برنامه است. این یک اقدام تاکتیکی است که به ما کمک می کند نیروهای آنها را به طرف خود به قلمروئی بکشیم که جنگیدن در آنجا برای ما مناسب است». اظهارات امروز کنستانتین سیفکوف سخنگوی آکادمی علوم توپخانه ای و موشکی تردیدی در این باقی نمی‌گذارد که آنچه در ابلاست خارکف گذشت نه غافلگیری نیروهای روسی، بلکه نقشه آگاهانه ای از سوی آنان بود. آندری مارتیانوف بخشی از این اظهارات را ترجمه کرده است. سیفکوف اظهار داشت:

ارتش ما می‌دانست که یک هجوم در شرف وقوع است و حالا نیروهای ما در حال تجدید آرایش برای در هم کوبید نیروهای مسلح اوکراین هستند که وارد مناطق بالاکلیا و ایزیوم شده اند. باید در نظر داشت که در آنجا هیچ استحکاماتی وجود ندارند به گونه‌ای که وظیفه نابودی نیروهای اوکراینی در آنجا کاملاً موفقیت آمیز خواهد بود. این چند روزی طول خواهد کشید». او همچنین اظهار داشت که در سه روز گذشته بیش از 2 هزار نفر از نیروهای ارتش اوکراین و صدها وسیله نقلیه زرهی نابود شده اند. وی همچنین گفت «نیروهای مسلح اوکراین روزانه تلفات سنگینی می دهند. حالا وظیفه اصلی شکست دادن گروهبندیهای در حال پیشروی ارتش اوکراین، از بین بردن ظرفیت آن و در هم کوبیدن تجهیزات آنکه دیگر در شهرها و سنگرها مستقر نیست، بلکه در فضاهای باز در دسترس است. نیروهای مسلح اوکراین نباید توان و ابزارهای لازم برای سازمان دادن دفاع مؤثری را در اختیار داشته باشند».

حال صحنه نبرد باید متفاوت به نظر برسد. درست است؟ ارتش اوکراین زبده ترین نیروهای خود را به هجومی ارسال کرده است که می‌تواند آخرین نشانه‌های حیات آنان تلقی شود. آنچه اکنون یک پیروزی برای ارتش اوکراین و ناتو به نظر می رسد، می‌تواند یک شکست استراتژیک سنگین برای آنان باشد. شکستی که می‌تواند در عین حال نقطه عطفی در فروپاشی ارتش اوکراین باشد. هشدار ژالوزنی در مورد بکارگیری محدود سلاح اتمی را به یاد بیاورید. این هشدار ناتو است برای پیشگیری از شکست قریب الوقوع.

19 شهریور 1401

10 سپتامبر 2022

 

 

http://smoothiex12.blogspot.com/2022/09/clarity-in-small-dozes.html

https://t.me/ScottRitter/343

https://ryazan.life/novosti/politika/komandir-polka-axmat-ob-obstanovke-na-xarkovskom-napravlenii-bylo-zaplanirovano-un130415/?utm_source=yxnews&utm_medium=desktop

 

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.
  • This commment is unpublished.
    یانوس مشتی · 4 days ago
    با سلام،

    سقوط لیمان نشانه بعدی دینامیزم ناتو و ارتش نوکر غرب بنام اوکرایین است. در واقع میتوان شاید حتی گفت روسیه ابتکار عمل و یا حتی کارتهای اولیه را از دست داده. کارت ناسونایسم روس ویاد اوری فاشیستی بودن زلنسکی. امروز همه میدانند که فرودگاههای کیف وغرب اوکراین امن تر از فرودگاههای کریم ونقاط مرزی روسیه است. روسیه امروز مشغول بردن اسکندر به مناطق جدید است وانگار نشان دادن این ادوات از عزم مدافعان ناتو ذره ای کم میکند. جالبتر انکه اسکندر برای جبهه و نبرد تن به تن نیست، البته البته تانک هم میبرد ولی جالب انکه اینجا و انجا همین ادوات از دست میدهد. تلفات سنگین هم ذره ای از سیل مزدوران داوطلب و یا غیر رسمی ناتو کم نمیکند.
    یاد اوری علم جنگ به اشاره اول من، از دو لحاظ تا لحظه کنونی دو تناقض اساسی دارد. اول انکه طرف مقابل هم دارای این علم است و از ان هم بهتر از روسیه استفاده میکند. نشان انکه هر دو روز یکبار مدودوف اشاره به داشتن و یا استفاده از تسلیحات اتمی میکند. چرا که پیروزی در میدان جنگی وجود ندارد: اوکراین امروز دیگر نه در حال مقاومت بلکه حتی تعیین ادامه وضعیت است. دوم انکه وظیفه علم راز الود کردن وقایع نیست، بلکه باختن در یک جبهه باید پیروزی و یا حداقل تثبیت در جبهه های دیگر را نشان دهد.
    اینکه در پشت صحنه چه میگذرد و چه حساب و کتابی استراتهای روسیه دارند، من و ما نمیدانیم. و امیدوارم روسیه توانایی نظامی کافی داشته باشد قبل از انکه مقامات بالای ارتشی اش و بخش بزرگ و یا کوچکی از جامعه بعد از شکستهای پیاپی بحرانهای داخلی برای این استراتژی درست کنند. این استراتژی به شکست کشیده و اشارات اتمی هم نشان از ان دارد. سوال در اینست که ایا جهان و ملت روسیه باید تاوان اتمی ناتوانی نظامی روسیه را بدهد؟  
  • This commment is unpublished.
    آرش · 25 days ago
    سلام رفیق
    افرادی که میشناسم خیلی متاثر میشن از این مسائل و بالا و پایین‌های میدان جنگ و دشمن طبقاتی هم پروپاگاندای وسیعی میکنه بنظرم ضروریه هر کمونیستی سطحی از تحلیل نظامی رو آگاه بشه
    چون الان دنیای نوینیه و جنگ‌‌های بزرگی بنظر میاد در راه باشن و جغرافیای جنگ محدود به اوکراین نمیمونه و از جمله منطقه خودمون هم بنظر جنگ توش سوخت و زود نداره و دیر و زودش هم در مقیاس میان‌مدت باشه
    خواستم خواهش کنم اگه هر کتاب یا جزوه یا تجربه‌‌ای تو این زمینه دارید، از بقیه رفقا دریغ نفرمایید. چه توی زمینه علم و تاریخ نظامی و چه تحربیات چپ انقلابی ایران که از ظفار تا کردستان حضور داشته و احتمالا محتواهایی داره تو این زمینه که بنده بی‌اطلاعم. و اینکه هر تحلیل‌گر نظامی معتبری میشناسید که بنظرتون دنبالش کنیم مفیده بگید اسمش رو
    من فقط اسکات ریتر رو دنبال میکنم که خودتون خیلی ارجاع دادید
    ولی بنظرم منابع متنوع‌تر لازمه و یک سطحی دانش عمومی هم ضروریه. کمونیستا همون قدر که توی مسائل اقتصادی جهان سرمایه و مسائل سیاسی مسلطن باید توی مسائل سیاسی هم مسلط و صاحب نظر باشند
    • This commment is unpublished.
      بهمن شفیق · 25 days ago
      @آرش با سلام متقابل، 
      به موضوع مهمی اشاره کردید. ترجیح میدهم به جای لیست کردن اسامی منابعی معین بحثی را هم در این باره داشته باشیم. بنا بر این اجاز می خواهم که در یادداشت جداگانه ای به موضوع بپردازیم.
      موفق باشید
  • This commment is unpublished.
    یانوس مشتی · 25 days ago
    با سلام ، اینکه بعد از گذشت شش ماه، هنوز ناتو فاشیستهای زرد و آبی، تانک و تجهیزات تا دم جبهه میرسونند، نشان از باز بودن راههای ارتباطی داره. اینکه روسیه چه استراتژی در مقابل این قدرت بکار میگیره و آیا ما سورپرایز میشیم یا نه، مهم نیست. البته عقب نشینی داوطلبانه هم فقط بخشی از شکست در زمین واقعیت است که نتیجه خود را حتی در آسمان تبلیغاتی بخش طرفداران روسیه هم، مثل من، نشون میده. 
    اینکه این عقب نشینی قصدی بوده باز هم بنظر من نشان قدرت نیست، بلکه نشان از قدرت طرف مقابل داره. در واقع حتی میتوان گفت ابتکار عمل در اینجا دست مزدوران ناتوست. 
    سورپرایز کیف فقط برای ما نبود بلکه برای همه از جمله خود روسیه. قصد روسیه برای اینکه نوکران کیف رو برای صلح به پای مذاکره بکشه، شکست خورد. و برای ما سورپرایز در این بود که روسیه کیف رو نگرفت.
    شلیک شش یا شصت هزار گلوله که نه در راه و سر چشمه در غرب اوکراین بلکه در جبهه جنگ اتفاق میفته، در عمل نتیجه اش عقب نشینی استراتژیک بوده.
    آماتور بودن تحلیلگر می‌تونه بسیار واقعیتر از تحلیل‌های کشته کاران و ژیوپولتیک و نظامی باشه. نمونه آن درک ژنرالها و تحلیلگران نظامی و زبده از باصطلاح پیروزی در عراق و افغانستان و واقع‌گرایی کلی از آماتورها در مورد پروپاگاندا بودن این تحلیلات.
    اگر امروز از عملیات کیف بتوان دفاع کرد ، بخاطر نامعلوم بودن تصمیم کیف، امروز دیگه نمیتوان به اینطور سورپرایز ها اطمینان داشت. چرا که خود روسیه هم هر روز اعلام می‌کنه در جنگ با غرب است. ولی راههای راه آهن باز است، جاده ها باز هستند و هر سلیطه ناتویی هر روز رفت و آمد میکند. مهمتر آنکه آمریکا و غرب هم‌کلی از این تجهیزات را تا دم جبهه منتقل میکنند و خسارت جانب و مالی به شرق اوکراین و روسیه وارد میکنند. اگر روسیه در فکر خالی کردن انبارهای تسلیحاتی غرب است، باید خود را برای سالها و دهه ها آماده کند (با اینکه غرب کلی مشکلات برای تولید دارد). 
    در آخر یک نقل قول از یک استراتژی نظامی چینی دو سه هزار سال قبل, که متاسفانه الان اسمش یادم نیست: یا جنگ را شروع نکن یا سریع سر مار رو قطع کن. با اینکه سر مار در در واشنگتن و لندن است. 
    • This commment is unpublished.
      بهمن شفیق · 25 days ago
      @یانوس مشتی سلام رفیق عزیز،
      اول این که بزرگترین عقب نشینی تاریخ یکی از بزرگترین پیروزی های نظامی تاریخ را رقم زد. روسیه 1812، عقب نشینی کوتوزوف و شکست ناپلئون 
      دوم این که روسیه با اوکراین در حال جنگ نیست، با ناتو در حال جنگ است. ناتو در حال حاضر 378 هزار سرباز مستقر در کشورهای همجوار با روسیه دارد و این رقم تا سال آینده احتمالا به 500 هزار می رسد. آنها می دانند که با چه نیروئی طرف هستند و دقیقا به همین دلیل هم هست که تنها 20 درصد (و شاید حتی کمتر) از توان نظامی خود را برای اوکراین بسیج کرده اند.
      سوم شناختن قوانین جنگ هم مثل هر واقعه پدیده دیگری نیازمند مطالعه علمی است و نه اکتفا به شواهد سطحی. لازم است که با قوانین آن هم کمی آشنا شد. آندری راوسکی مقاله خوبی در این زمینه نوشته است که خواندنش را توصیه می کنم:

      http://thesaker.is/some-very-basic-stuff-about-russian-defenses-in-the-smo/

      موفق باشی