میان ماه من تا ماه گردون: چه دره عمیقی است بین این اعتصاب و آن اعتصاب

نوشتۀ: بهمن شفیق
1 Comment

این تفاوت اصلی دو موج اعتصابی در ایران رنگین کمانی و در انگلستان و در آمریکا بود. به همان اندازه که اعتصاب کوتوله ایران در رسانه‌ها همچون بادکنکی با ابعاد عظیم در مقابل چشم جهانیان قرار می‌گرفت و به مثابه غولی عظیم در نظر ظاهر می شد، به همان اندازه اعتصاب غول آسای کارگران انگلستان و آمریکا در رسانه‌ها به اندازه یک توپ پینگ پنگ هم نشان داده نمی‌شد.

جنبش انقلاب رنگین کمانی ۱۴۰۱ برای سه روز ۱۴ تا ۱۶ آذر به یک اعتصاب سراسری فراخوان داده است. این که چنین فراخوانی اقدامی هوشمندانه و یا ابلهانه بوده است بحثی است که در فرصتی دیگر باید مفصل تر هم به زمینه‌ها و هم به دلایل آن پرداخت. اینجا همینقدر کافیست گفته شود که طبقه متوسط در ایران هر گاه به عنوان یک جمع بزرگ و با عمل متحد ظاهر شده است خرد جمعی آن به سمت بیشعوری مطلق سیر نموده است. در جریان جنبش سبز ۸۸ و فراخوان فتح تظاهرات ۲۲ بهمن از درون و با شرکت در آن همین اتفاق افتاد که تنها منجر به افزایش شمار شرکت کنندگان در تظاهرات گردید و در اعتصاب سراسری جاری نیز همین بلاهت را میتوان به روشنی دید. این بیماری مزمنی است که هیچ‌گاه از آن خلاص نخواهد شد.

اما نکته اصلی یادداشت حاضر این نیست بلکه نگاهی به تفاوتی است که بین این اعتصاب و اعتصابات کارگران در انگلستان و آمریکا است. فقط توجه به همین تفاوت نشان می‌دهد که آنچه در مقابل چشمان ما در دو سوی این میدانهای نبرد جاری است دو دنیای متفاوت متعلق به دو طبقه متفاوت است. اما بگذارید نخست به خود تفاوت بپردازیم.

اعتصابات سه روزه آذر ماه بلوای رنگین کمانی دومین موج اعتصابات پس از اعتصابات سه روزه پایان آبان ماه است. گفتیم که درستی یا نادرستی این تاکتیکها موضوع بحث نیست. اما یک چیز در خور توجه است. از روزها پیش از «اعتصابات سراسری» آبان ماه و به همین ترتیب آذر ماه، بوق و کرنای کر کننده خبر این مادر اعتصابات تمام قرون در تمام جهان نه فقط در تمام ایران، بلکه در تمام جهان پیچیده بود. از اوکراینی های قهرمان تا کاخ سفیدی ها و بروکسلی ها و لندنی ها همه می‌دانستند که چه طوفان عظیمی در راه است و شوالیه های پلاستیکی آنان در تدارک چه انفجار بزرگی اند. با وقوع اعتصاب در آبان ماه کسر کوچکی از «توده انقلابی» بازاریان و کسر به مراتب کوچکتری از کارگران در آن شرکت کردند و در آذر ماه کسر باز هم بسیار کوچکتری. حتی لااقل در بخشهائی از «کوردستان انقلابی» آنان که در آبان ماه به ضرب و زور تفنگ پیشمرگان مغازه ها بسته ماندند، در آذر ماه تا لحظه حاضر ( پایان روز اول اعتصاب) خبر چندانی از آن اعتصاب شکوهمند نیست. به عبارتی دیگر، هر چه هیاهوی اعتصاب بزرگ‌تر، به همان اندازه خود اعتصاب بر زمین واقعی ناتوان تر. عدم تجانسی آشکار بین انعکاس عظیم اعتصاب در جهان رسانه ای و مجازی با خود اعتصاب بی‌اهمیت در جهان واقعی. مسأله اما این بود که کوچک بودن اعتصاب مانع از آن نمی‌شد که نه تنها تمام ایران، بلکه حتی تمام جهان در جریان تدارک و جزئیات خیالی آن قرار نگیرند.

و در سوی دیگر، در آمریکا، مدتهاست کارگران راه آهن برای افزایش دستمزدها و مزایای خود در حال اعتصاب بودند. اعتصابی بزرگ که با توجه به وضعیت نامساعد سوخت رسانی در آمریکا و اهمیت حیاتی راه آهن در انتقال مواد غذائی و محصولات مورد نیاز صنایع، می‌توانست به مراتب اهمیت فلج کننده تری از اعتصابات بازاریان رنگین کمانی داشته باشد. به همین ترتیب نیز در انگلستان که بر متن تنگناهای اقتصادی در معرض یکی از بزرگترین موجهای اعتصابات در دهه های اخیر قرار دارد. اعتصاباتی که کارگران راه آهن، پرستاران، کارکنان خدمات اضطراری، معلمین، کارگران پست و کارگران مخابرات برای آن آماده می شوند. موجی که البته از مدتی قبل با اعتصاباتی پراکنده آغاز شده است و اکنون در آستانه تبدیل به یک واقعه بزرگ اجتماعی است. دقت می کنید؟ در هر دو اعتصابات، این پایه‌های اعتصاب کننده اند که در حال آماده شدن برای آنند و نه فراخوان دهندگانی از بیرون. اما مهم‌تر آنست که اخبار هر دو اعتصاب برای مدتها زیر انبوه خبرهای دیگر، و از جمله خبرهای اعتصاب انقلاب رنگین کمانی ایران، مدفون شده و به چشم نمی آمدند. تنها فعالان سیاسی و اجتماعی علاقمند بودند که باید این اخبار را از رسانه‌های با برد محدودتر پیگیری می کردند. خبر هر دو واقعه هنگامی به معنای واقعی کلمه انعکاس رسانه ای یافت که در هر دو کشور حاکمان علناً علیه کارگران پا به میدان گذاشتند. در آمریکا اعتصابات کارگران راه آهن غیر قانونی اعلام شد و در انگلستان ریشی سوناک اختیارات ویژه به پلیس تفویض و اعلام کرد که از به میدان آوردن ارتش علیه اعتصابیون خودداری نخواهد کرد. تنها بعد از آن بود که جهانیان در سطح وسیع از اعتصابات در آمریکا و انگلیس مطلع شدند. تا آن زمان، انعکاس رسانه ای این اعتصابات در حوزه ای محدود باقی‌مانده بود.

این تفاوت اصلی دو موج اعتصابی در ایران رنگین کمانی و در انگلستان و در آمریکا بود. به همان اندازه که اعتصاب کوتوله ایران در رسانه‌ها همچون بادکنکی با ابعاد عظیم در مقابل چشم جهانیان قرار می‌گرفت و به مثابه غولی عظیم در نظر ظاهر می شد، به همان اندازه اعتصاب غول آسای کارگران انگلستان و آمریکا در رسانه‌ها به اندازه یک توپ پینگ پنگ هم نشان داده نمی‌شد. آن ابعاد غول آسا در اولی قرار بود کمبود مایه آن را جبران نموده و آن جنبش بی‌مایه را دوپینگ کرده و با اعتماد به نفسی کاذب پمپاژ کند و این ابعاد کوچک اعتصابات کارگران انگلستان و آمریکا در رسانه‌ها قرار بود این اعتصابات را بی‌اهمیت جلوه داده و از ورود آن به صحنه سیاست به عنوان یک عامل اثر گذار ممانعت کند. بیهوده نیست که حاکمان در آن دو کشور، بایدن و سوناک و نوچه های آنان، در کنار اعتصاب اول قرار گرفتند و چماق قانون و ارتش را بر سر کارگران اعتصاب دوم به اهتزاز درآوردند.

تفاوت را دیدید؟ به همین سادگی است. اولی اعتصاب متمولین ناراضی طبقه حاکمه است دومی اعتصاب محرومین است علیه طبقه حاکمه. اولی علیه نظام سیاسی حاکم و برای نجات نظم اقتصادی و سیادت طبقه مسلط است، و دومی با این که نه علیه نظام حاکم است و نه بلاواسطه علیه نظم اقتصادی و سیادت طبقه حاکمه، در عین حال از ظرفیت آن برخوردار است که کل نظم مسلط را به خطر اندازد. اولی برای سهولت باز هم بیشتر و بیشتر جریان سرمایه است، دومی برای کنترل و مهار بیشتر قدرت سرمایه. به همین سادگی است. این را هر کارگری باید بفهمد و نه تنها راهش را از این جنبش منجلابی جدا کند، بلکه فعالانه علیه آن مبارزه کند. 

 

بعدالتحریر: برادران ارزشی سعی نکنند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند. کارگران اعتصابی انگلیسی و آمریکائی اگر در ایران بودند حکم شلاق در ملأ عام را تاکنون در یافت کرده بودند. شما نه، برادران، شما محق نیستید به آن اعتصابات ارجاع دهید.

14 آذر 1401

5 دسامبر 2022

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.
  • This commment is unpublished.
    محسن · 1 months ago
    ....و صد البته که در مديایِ هفتِ خط رنگين کمانيِ جهاني، هيچ نشاني نيز پيدا نيست از جنگ هایِ نقدأ موجودِ موذیِ جنايتکارانه و تحريم هایِ نسل کشيِ "بشردوستانه" غرب ـ ناتو در چهارگوشه جهان و قربانيانِ رو به افزايش از جمله در يمن که سال هاست صدها هزارانسان و خصوصأ کودکان و نوزادان، تنها به خاطرِ نبودِ غذا و دارو(همچون عراق) تلف مي شوند، مشکلاتِ معيشتي ـ درماني در سوريه در مرزِ فاجعه است ، ليبي و بخش های ديگرِ آفريقا و آسيا، ونزوئلا و ديگر بخش هایِ آمريکای لاتين هم که همينطورها.. امٌا ژورناليست هایِ هفت رنگِ باد به غبغب انداخته، درعوض ساعت هایِ متوالي در شبانه روز از مهاجرتِ احتماليِ انسان و حيوان در آينده به خاطرِ فاجعهً احتماليِ زيست محيطي برنامه ها دارند و بر ارسالِ سلاحِ بيشتر و تخصيصِ بيشترِ کمک هایِ سازمانِ ملل و دول به اوکراينِ نقدأ مملو از انبارهای سلاح و پوشاک و خوراک و دارو تأکيدِ شبانه روزی مي ورزند. طرفه اين که اکثرِ مديایِ جهاني با مالياتِ توده ها اداره مي شود. اين است واقعيٌتِ نقدأ موجودِ غيرقابلِ تصٌور در يک دنيایِ انساني. آخر قرار بر اين است که "روسيه ويران" و دنيایِ حاميِ روس و مخالفِ نظمِ مسلٌطِ موجود "آزاد" گردد