زوال هژمونی غرب و آینده سرمایه داری، سخنرانی و گفتگو با بهمن شفیق، زمان: سه شنبه 5 یهمن ، ساعت 20:30 به وقت ایران، محل: چت صوتی کانال تلگرامی تدارک کمونیستی   https://t.me/ttadarok

نظر خوانندگان

خیلی عالی بود من از صراحت رفیق بهمن خیلی خوشم میاد نه به کسی باج میده نه امید واهی میده ...
@ریحانهریحانه عزیز سلام. موضوعات متنوعی را طرح کردید. حتما تصدیق می کنید که پرداختن به چنین موضوعاتی در قالب کامنت ...
سلام.خسته نباشید.در ابتدا میخواستم تشکر کنم. از پایداری شما در برگزاری میتینگ های هفته ای و مرتب. امیداوارم این روند ...
بهمن شفیق رویۀ تاریک چین
@امیررفیق عزیز، اگر درست به خاطر داشته باشم این سومین باری است که شما در همین چند ماه اخیر با ...
هم نویسنده آمریکایی و هم مترجم بیش از اندازه به کاربرد عبارت «دارک ساید» وزن دادند. این عبارت بیشتر به ...
@فاطمهسلام متقابل رفیق عزیز،ممنون از توضیحات. قطعا مباحثات در فرصتهای دیگر هم ادامه خواهد داشت. در مورد ادبیاتی که معرفی ...
سلامی مجدد خدمت شما.متاسفانه دسترسی برای بنده سخت هست و با تاخیر مباحث رو دنبال میکنم.در مورد بخش اول پاسخ ...
@امیررفیق عزیز امیر، نخست با پوزش از تأخیر در پاسخ. عنوان کرده اید که قصد تهمت نداشته اید و شاید ...
@بهمن شفیقبا سلام دوباره. خوب گفتگوی نوشته از برخی جوانب مثبت است اما تشخیص لحن را کمی دشوار میکند. من فقط ...
@امیررفیق عزیز امیر، با سلام متقابل. در کامنت خود نکات ارزنده ای را هم طرح کرده اید که حتما لازمند ...

توهمات بی پایان: ملاحظه ای در باب انتخابات آلمان!

نوشتۀ: بهمن شفیق
Write a comment

آنها منتقد بیعدالتیها و نابرابری های اجتماعی و جنگ طلبی ها و توسعه طلبی های امپریالیستی اند. اما آنها با توهماتشان نه تنها به مبارزه با این پدیده ها یاری نمی رسانند، بلکه فضا را مه آلود کرده و مانع شناخت حقایق می شوند. توهمات آنان زیانبارند چرا که از احزابی جنگ طلب که دست بر قضا برای هدایت ماشین دولتی یک قدرت امپریالیستی خیز برداشته اند انتظار گام برداشتن در جهت سیاستهائی صلح آمیز را به میان می کشند.

انتخابات پارلمانی آلمان با لغزشی بیشتر به راست به پایان رسید. لغزشی که افزایش آراء دو حزب سبز و لیبرال و کاهش محسوس آراء حزب چپ شاخصهای اصلی آن بودند. نه این که از حزب چپ آبی گرم می شد، بلکه از این رو که همان حزب چپ لایت یا سبک هم با اقبالی روبرو نشد تا احزابی قدرت بگیرند که آشکارا تقدیسگران بازار آزادند و در مورد سبزها بویژه جنگ طلبانی دوآتشه اند. همه اینها البته با کاهش وزن اروپا و به تبع آن آلمان (و یا شاید هم برعکس) در مناسبات بین المللی چندان اهمیتی ندارند. حقیقتا فرقی هم می کند که اولاف شولتز سوسیال دمکراتی که سالیان درازی صندوقدار امین مرکل بود صدراعظم آلمان باشد یا آرمین لاشت کاندید حزب همان خانم مرکل؟ در مقام مقایسه، پیمان امنیتی سه جانبه آمریکا، انگلیس و استرالیا و یا حتی کابینه آتی دولت طالبان در افغانستان از اهمیتی به مراتب بیشتر برخوردارند. دورانی که خانم مرکل با دستهایش جامعه آلمان و کل اروپا را به خط می کرد و حضورش در نشستها عرق سرد بر تن رهبران دول رقیب جاری می کرد مدتهاست که سپری شده اند. نه، این انتخابات ارزش مداقه بیشتری ندارد و یادداشت حاضر هم نه درباره این انتخابات به طور کلی، بلکه درباره دیرپائی و سخت جانی چیزی است به نام توهم.

پرتال ناخدنکه زایتن (اسم دشواری برای خواننده فارسی زبان است NachdenkeSeiten) پرتالی است که توسط آلبرشت مولر، سوسیال دمکراتی قدیمی پایه گذاری شد و از سایتهای پرخواننده در میان فعالین سیاسی آلمان به شمار می آید. مولر انسان شریفی است و پرتال وی هم حقیقتا تلاش می کند سیاستی به نفع توده مردم کار و زحمت را دنبال کند. همکاران او نیز چنینند.

پس از انتخابات، مولر و برخی از همکاران دیگر پرتال گزارشی از روال مبارزه انتخاباتی با فرازهای مختلف آن تهیه کرده و از وجوه متفاوتی به این تحول پرداخته اند. از کمپین ضد کمونیستی حزب دمکرات مسیحی تا سکوت حزب سوسیال دمکرات در برابر این کمپین و خوشرقصی اتحادیه اروپا در روزهای اخر مبارزه انتخاباتی با اتهام هوائی به روسیه که در انتخابات آلمان دخالت کرده است و غیره. در میان این مجموعه مشاهدات، گاهی هم انتظارات به میان کشیده شدند و این فراز زیر است که ارزش پرداختن دارد. آنها می نویسند:

"17- فرصتهای از دست رفته این مبارزه انتخاباتی

مثالهائی در این زمینه:

  • لااقل حزب سوسیال دمکرات و سبزها و حزب چپ می توانستند و باید در مبارزه انتخاباتی از فرصت استفاده می کردند و با تصویر سازی دشمنانه از چین همراهی نمی کردند و بر همکاری با آن تأکید می کردند. طرفه این که در دور بزرگ مباحثه در 23 سپتامبر نماینده حزب [دست راستی] آلترناتیو برای آلمان در این موضوع صدای عقل و خرد بود.
  • این شانس وجود داشت که که پایان دخالت در افغانستان و فاجعه آنجا با رویکردی انتقادی وارد مباحثات نمود. این می توانست و می بایست به عنوان بخشی از ارزیابی در زمینه دخالت [نظامی] در خارج وارد مباحثه شود.
  • این شانس وجود داشت که ادعای رهبری امپریال آمریکا را به طور اساسی مورد سؤال قرار داد. به جای آن خلاف آن واقع شد. نگاه کنید به هشدارها نسبت به چین.
  • این شانس وجود داشت که به افزایش قیمت حاملهای انرژی و گاز اشاره کرده و روشن می شد که تصمیم به پایان رساندن خط لوله گاز نورداستریم 2 [از روسیه به آلمان] و استفاده از آن تا چه حد صحیح بود."

تعجب انگیز است. سطور بالا را کسانی می نویسند که دهه های طولانی سابقه مبارزه سیاسی دارند. آنها انتظارات معینی را از آن احزاب سه گانه به میان می کشند و خود اذعان نیز می کنند که نه تنها این انتظارات برآورده نشدند، بلکه حتی بخشا به خلاف آنان نیز عمل شد. با این حال آنها هنوز این محورها را نه به مثابه انتقادی بر آن نیروها، نه به مثابه شاخصهائی برای پی بردن به مضامین واقعی سیاست ورزی آنان، بلکه به مثابه انتظاراتی به میان می کشند که گوئی می شد از سوی این نیروها برآورده شوند اما نشدند. و علت این برآورده نشدن چیست؟ اشتباه. گزارش در مواردی اشاره می کند که مثلا حزب سوسیال دمکرات اشتباه کرد که با کمپین ضدکمونیستی حزب دمکرات مسیحی به طور تهاجمی مقابله نکرد. گوئی استراتژیستهای آن حزب تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و فاقد تجربه لازم در مبارزه سیاسی اند.

مولر و همکارانش انسانهای شریفی اند. آنها منتقد بیعدالتیها و نابرابری های اجتماعی و جنگ طلبی ها و توسعه طلبی های امپریالیستی اند. اما آنها با توهماتشان نه تنها به مبارزه با این پدیده ها یاری نمی رسانند، بلکه فضا را مه آلود کرده و مانع شناخت حقایق می شوند. توهمات آنان زیانبارند چرا که از احزابی جنگ طلب که دست بر قضا برای هدایت ماشین دولتی یک قدرت امپریالیستی خیز برداشته اند انتظار گام برداشتن در جهت سیاستهائی صلح آمیز را به میان می کشند. احزابی که عملشان چه در سالهای دخالتشان در دولت و پارلمان و چه در جریان همین مبارزه انتخاباتی کمترین تردیدی در ضدیت آنان با صلح طلبی باقی نمی گذارد.

البته شاید بتوان از فرصت یا شانس از دست رفته ای در جریان این مبارزه انتخاباتی صحبت کرد. اما این فرصت و یا شانس از دست رفته را نه در آن احزاب، بلکه در جریاناتی باید جست که می توانستند و می بایست روشن می کردند که نه فقط احزاب مزبور قرار نیست توک سوزنی در جهت منافع توده محرومان آلمان و جهان گام بردارند، بلکه کل این نمایش فقط و فقط برای کسب جواز چهار سال حکومت کردن و تحمیل نابرابری و تبعیض و لشگرکشی به زحمتکشان آلمان و اروپا و به مردم سایر نقاط جهان است. آری این فرصت از دست رفت. همه آنهائی که می توانستند و می بایست از این فرصت استفاده می کردند، با توهم پراکنی های خود به همراهان نظم بدل شدند. یا مثل پرتال ناخدنکه زایتن با طرح انتظارات خویش از احزاب بورژوائی و یا مانند مضحکه ای که احزاب مختلف چپ با برچسب کمونیست و مارکسیست لنینیست به نمایش گذاشتند. به این ارقام نگاه کنید:

حزب کمونیست آلمان 15158 رأی در کل آلمان

حزب مارکسیست لنینیست آلمان 17994 رأی

حزب برابری سوسیالیستی آلمان (انترناسیونال 4) 1535 رأی

این تصویر رقت انگیز از کمونیسم آن فرصتی است که از دست رفت. فرصتی که از دست رفت نه در عمل نکردن احزاب بورژوائی به انتظارات صلح طلبانه و برابری طلبانه، بلکه در تبدیل شدن مدعیان برابری و سوسیالیسم و کمونیسم به دنبالچه های حقیر و زائد نظم بورژوائی بود. دست اندرکاران ناخدنکه زایتن با توهم به احزاب بورژوائی در از بین بردن این فرصت سهیم بودند و رادیکال تر ها با توهم به این که از طریق شرکت در این مضحکه قادر خواهند بود چیزی را تغییر دهند.

5 مهر 1400

27 سپتامبر 2021

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.