نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

زنان خواستار چه هستند؟

نوشتۀ: کلوب زنان آورورا

بدن های ما تبدیل به کالا شده است. لیبرال ها دروغ می گویند که تن فروشی و استفاده از زن به عنوان رحم اجاره ای، انتخابِ خود زنان است. ما جهانی را نمی خواهیم که در آن کالاشدگی به عنوان یک فضیلت، ارج و قرب داشته باشد، و فروشِ کودکان نه تنها غیرعادی نباشد، بلکه برای زنان سودمند نیز معرفی شود.

یادداشت سردبیر:

مسألۀ گرهی کمونیسم معاصر در جهان امروز بازتعریف مبانی سیاست ورزی طبقاتی در تمامی شئون اجتماعی است و این بازتعریف تنها هنگامی به فرجام میرسد که در اصول برنامه ای روشن و شفاف و متمایز از سیاست ورزی بورژوائی متبلور شده باشد. بدون تبیین چنین مبانی برنامه ای، نه سخنی از بازسازی کمونیسم معاصر می تواند در میان باشد و نه از انقلاب اجتماعی. مبانی برنامه ای که بتوانند چهارچوبهای کلی پاسخ کمونیستی به اصلی ترین گرهگاههای بروز تضادهای جامعه سرمایه داری را تحت پوشش قرار داده و تصویر روشنی از جهان بینی کمونیستی ارائه کنند. تصویری که نه تنها بازتاب نقد پایه ای نظام سرمایه داری است، بلکه همچنین تمایز روشن خویش با کلیه تصویرپردازیهای شبه کمونیستی چپ را نیز به نمایش بگذارد که در حقیقت سایه روشنهای مختلف لیبرالیسم در لباس مارکسیسم اند. و مسئلۀ زنان نیز یکی از کلیدی ترین این عرصه هاست. عرصه ای که نظریه پردازان بورژوازی، شبه مارکسیستها و پسا مارکسیستهای دانشگاهی و انواع متنوع مکاتب فمینیستی خروارها تئوری برای آن تولید کرده اند و هر گونه جهتگیری طبقاتی در آن را در نطفه خفه می کنند. دستیابی به پاسخی روشن در این عرصه نیز در زمره وظایف کنفرانس پیش روی تدارک کمونیستی است و سند حاضر به عنوان مدخلی به این مبحث انتخاب شده است.

بیانیه حاضر از سوی کلوب زنان آورورا در جمهوری خلق دونتسک در سال 2019 منتشر شده است. علت انتخاب بیانیه برای ترجمه نه ژرفای مباحث نظری آن بود و نه دقت در تنظیم مطالبات مربوط به رهائی زنان. به عبارت دیگر، سند نه از پیچیدگی های مباحث نظری انبوه تئوریهای فمینیستی برخوردار است و نه در عرصۀ تنظیم مطالبات از دقت کافی. سند برای خواننده روشنفکر طبقه متوسطی که عادت کرده است عمیقا به جندر پالیسی بیندیشد و ارائه مباحث همه جانبه اندر باب ازدواج همجنس را نشانه رادیکالیسم قلمداد می کند، سندی است پیش افتاده، ابتدائی و خسته کننده. اما همین رویکرد است که سند حاضر را از جمیع مباحثات بورژوائی حول مسأله رهائی زنان متمایز می کند. بیانیه کلوب آورورا صاف و ساده بیانیه ای است طبقاتی و دقیقا همین رویکرد است که نه فقط درمسأله زنان، بلکه در کلیه گرهگاههای اجتماعی می تواند راهگشای نقد کمونیستی باشد. همین نیز دلیل انتخاب سند حاضر برای ترجمه بود.

سند حاضر تنها مدخلی است بر این مباحثه که در روزهای آینده ادامه خواهد یافت. روشن است که دخالت همه رفقای علاقمند به پیشروی در عرصۀ سازمانیابی کمونیستی هم به غنای مباحث یاری خواهد رساند و هم به قوام نتایج برنامه ای مباحثه.

21 مهر 1399، 12 اکتبر 2020

زنان خواستار چه هستند؟

بارها از ما پرسیده اند که چرا سازمانی کمونیستی برای زنان داریم و برای چه چیزی می جنگیم؟ این پاسخ ماست:

1

ما خواستار جهانی بدون استثمار و سرکوب هستیم.

زنان، اکثریتِ فقیرترین جمعیت جهان و سرکوب شده ترین ها را تشکیل می دهند. هر روز از ما زنان دزدی می شود، استثمار می شویم، کشته می شویم. سرمایه داری، کره ی زمین مان را نابود می کند و انسانیت را از ما می زُداید، و هر چیزی را تبدیل به کالا می کند. سرمایه داری بذر تعصبات پدرسالارانه را می کارد و آن را بازتولید می کند و جنگِ بین جنسیت ها را بر ما تحمیل می کند. ما باور داریم که همه ی اینها باید از میان برود، و زنانِ طبقه ی کارکُن باید در خط مقدم این نبرد باشند.

2

ما خواستار پایانی بر تمام جنگ های امپریالیستی، غارتگر و ناعادلانه هستیم.

جنگ، استثمار و سرکوب را تشدید می کند. منفعت سرمایه داری در جنگ و پسرَوی است؛ منفعت ما اما در صلح و پیشروی. آنها کارگران را به سوی مرگ روانه می کنند و آنچنان تبلیغات احمقانه و شوونیستی شان را به پیش می برند که کارگر داوطلبانه می رود که برای منافعِ سرمایه بمیرد.

 آنها به ما دروغ می گویند که یک زن با کُشتن خواهران و برادران هم طبقه اش می تواند خود را رها سازد.

ما باور داریم که تنها جنگی که می تواند عادلانه باشد، جنگِ برای آزادی است.

3

ما خواستار امنیت شغلی، شرایط و دستمزد کاریِ مناسب هستیم.

زنان هرروز بیشتر از قبل در تمام جنبه های تولید مشغول به کار می شوند. و این روندی است غیر قابل بازگشت. در همین حال، ما زنان مشغول تامین زندگیِ خانوادگی نیز هستیم. هزینه های فرزندآوری و بزرگ کردن فرزند تحت نظام سرمایه داری به ما واگذار شده است. از آن رو که بظاهر باید مراقب سلامتِ مادرانه ی خود باشیم، اجازه نداریم در صنایع به اصطلاح "خطرناک" کار کنیم. اگرچه در سراسر جهان، شرایط کاری در تمام حوزه های تولید وخیم تر و حتی غیر قابل تحمل شده است.

 آنها به ما دروغ می گویند که شکل های نامتداولِ اشتغال، مثل کار آزاد و مستقل freelancing ، برای ما آزادی به ارمغان می آورد، بلکه اینها در واقع به بردگی گرفته شدن و استثمار بیشتر ماست.

بدن های ما تبدیل به کالا شده است. لیبرال ها دروغ می گویند که تن فروشی و استفاده از زن به عنوان رحم اجاره ای، انتخابِ خود زنان است. ما جهانی را نمی خواهیم که در آن کالاشدگی به عنوان یک فضیلت، ارج و قرب داشته باشد، و فروشِ کودکان نه تنها غیرعادی نباشد، بلکه برای زنان سودمند نیز معرفی شود.

ما باور داریم که کار، باید سنگ بنایی برای پیشرفت باشد، نه آنچه که ما را به کُشتن می دهد و به عنوان یک فرد، نابودمان می کند. کار، باید انسانی شود، نه اینکه انسان را بدل به یک نوع کارکرد معین کند.

4

ما خواستار رهایی از بردگی در آشپزخانه هستیم.

به ما گفته شده که زنان خیلی وقت است که با مردان برابر اند، که تمام مشکلات ما ناشی از ذاتِ گناهکارمان و بی میلی خودمان به کارکردن است. اما، بیشترین مقدار از آن کاری که به چشم نمی آید را ما انجام می دهیم. ما خانه را آماده می کنیم، راحتی را فراهم می کنیم، بچه ها را بزرگ می کنیم - ما مستقیما در بازتولیدِ نیروی کار دخیل هستیم. اما کار برای خانه داری، یک دور باطل است. ما وظیفه داریم که شیفتِ دوم را هم کار کنیم، در حالی که دستمزدی برای آن نمی گیریم.

آنها به ما دروغ می گویند که زن در ذاتِ خود، خانه دار است.

اجتماعی کردنِ خانه داری برای ما رهایی به همراه خواهد داشت.

5

ما خواستار آموزشِ رایگان و باکیفیت هستیم.

کودکانِ خانواده های طبقه ی کارکُن، به آموزش باکیفیت دسترسی ندارند. کارِ معلم، خفیف و بی مقدار تلقی می شود. آموزش باکیفیت، در خدمت نخبگان است و اکثریت کودکان به آموزشِ درجه-دو دسترسی دارند.

آنها به ما دروغ می گویند که زن نمی تواند تبدیل به انسانی شود که تماما رشد کرده. برای مثال، آنها می گویند که دختران به دلیل ذاتِ طبیعی شان از درک علومِ فنی ناتوان هستند.

ما باور داریم که این شرایط ضرورتا باید از ریشه تغییر کند تا هر کسی، فارغ از جنسیت و ملیت، بتواند تمامیِ ثروتِ فرهنگ انسانی را از نو بشناسد.

6

ما خواستار آنیم که مراقبت پزشکی، ضمانتی اجتماعی و حقی سلب نشدنی برای هر انسان باشد

در سی سال گذشته مراقبت درمانی نه به عنوان بخشی از حقوق سلب نشدنیِ زندگی بلکه به عنوان خدمتی گران قیمت فهمیده شده است. انکارِ مراقبِت پزشکیِ رایگان، مساوی با قتلِ عمد است.

آنها به ما دروغ می گویند که خدمتِ گران قیمت مساوی با خدمتِ عادلانه است. در همان کشورهایی که مراقبت درمانی گران است، زنان همانقدر از سقط جنینِ غیرقانونی می میرند که در کشورهایی که این کار ممنوع است. حتی اگر چنین ادعا شود که خدمات پزشکی رایگان است، بیمارستان ها و کلینیک ها و داروخانه ها تمام جیب مان را خالی می کنند. تحت نظام سرمایه داری، فقر و رنج عاملِ بیماری است.

ما باور داریم که هرکسی باید حق داشته باشد که درمان شود و از سلامتی اش مراقبت شود.

7

ما خواستار آنیم که همه مسکنی درخور داشته باشند.

صدها هزار زن در تمام جهان، هرروزه، به دلیل زنانه شدنِ فقر خود را گوشه ی خیابان می یابند. هرروز، اکثریت زنانِ کارگرِ جهان از از دست دادن شغل و خانه ی کرایه ای شان می ترسند؛ همان خانه ای که بیشترِ درآمدِ شرافتمندانه مان را خرجش می کنیم. توانایی داشتن مسکن یکی از مهم ترین مسائل برای رهاییِ زنان است. بدون دسترسی به مسکنی ارزان و امن، نمی توانیم مطمئن باشیم که فرصتِ بزرگ کردن فرزند و حفاظت از زندگی و سلامت مان در مقابل مستبدین خانگی را خواهیم داشت.

آنها به ما دروغ می گویند که بی خانمان، آدم تنبلی است. سرمایه داری ما، خواهران و برادرانمان را از مسکن و اشتغال محروم می کند. آنها به ما می گویند که فقرا انسان هایی اضافی هستند که خودشان مقصر تمام مشکلات شان اند.

ما باور داریم که آنهایی که بی شرمانه ثروتِ جامعه را غصب می کنند، اضافی هستند؛ همان هایی که از سقفِ بالای سر ما نیز پول در می آورند. هر فردی از طبقه ی کارکُن به شرایطِ زندگی در خور نیاز دارد، و ما کنار یکدیگر، برای خانه ای امن، راحت و گرم برای همه، مبارزه می کنیم.

 8

ما خواستار آنیم که از هرکسی در برابر خشونت محافظت شود.

مردان اکثرا در خیابان می میرند و زنان در خانه. خشونت خانگی تبدیل به امری عادی شده زیرا که سرمایه داری حق و حقوق قوی تر ها را ارج می دارد. آنها به ما دروغ می گویند که خشونت در ذاتِ مردان است، پس مسئولیت کتک خوردن، تعرض و تجاوز بر گردنِ قربانی است.

زنان در معرض خشونت، شامل خشونت جنسی، در محل کار هستند. این بخشی از ماجراست. اما مردانِ کارگر، که تحت تاثیر ایدئولوژیِ غالب هستند، گاها خود را با سرمایه دارانِ مرد تداعی کرده و خواهران طبقاتی خود را حمایت نمی کنند. خشونت، تبدیل به ابزاری برای تفرقه میان طبقه ی کارکُن شده است.

ما باور داریم که این وضعیت باید پایان یابد. ما نباید از بازگشت به خانه بترسیم، نباید از همسرمان، پدرمان، برادرانمان و یا هر عابری در خیابانی تاریک بترسیم. ما نباید بترسیم که رئیس مان تصور می کند حق دارد که شان ما را پایین بیاورد. ما باور نداریم که کارگرانِ مرد، جانورانی شهوت ران هستند. آنها رفقای ما هستند.

9

ما خواستار تمامیِ گستره ی حقوق بازتولید برای زنان هستیم.

اکنون، تمامی هزینه های بدنیا آوردن و بزرگ کردن فرزند به ما محول شده است. ازهمان بدو شکل گیری جنین است که سلامتی، پول، زحمت و زمان خرج یک بچه می شود و دولت سرمایه داران هیچ مسئولیتی را در این باره تقبل نمی کند. یک زن به عنوان مادر تلاش می کند تا شخصیتی به خوبی و تماما پرورش یافته را بزرگ کند، اما اکنون، او تنها می تواند نیروی کاری را بزرگ کند که در آینده می خواهد خود را گران تر بفروشد.

آنها به ما دروغ می گویند که کودکان، هوسبازیِ فردی ما هستند و تضمینی برای راحتی مان در دوران پیری. در واقع، این همه ی جامعه است که نیاز به امتدادِ نسل ِنوع انسان دارد.

اگر ما نخواهیم مادر شویم، باید از خودخواهی خود خجالت بکشیم. اگر مادر شویم و تقاضای کمک کنیم، باید بخاطر بی مسئولیتی فردی خود تحت فشار عاطفی قرار بگیریم. تحت نظام سرمایه داری، مادر بودن تبدیل به رنج کشیدن می شود. ما باید خود را انکار کنیم، توانایی های خود را از دست بدهیم تا استثمارگران از این موقعیت آسیب پذیری که در آن هستیم به هر طریقی سواستفاده کنند.

ما باور داریم که ما حقِ بزرگ کردن فرزند در شرایطی مناسب را داریم. ما باید به آموزش جنسی، جلوگیری از بارداری با کیفیت خوب، مراقبت خوب توسط پزشک زنان و زایمان دسترسی داشته باشیم. اما، هیچ کس حق ندارد که مادر بودن را به ما تحمیل کند. پس باید به امکانی سقط جنین رایگان و مطمئن نیز دسترسی داشته باشیم.

10

ما خواستار همبستگی جهانی هستیم.

تبلیغات ملی گرایانه، سلاحی قوی علیه اتحادِ زنان طبقه ی کارکُن است. این ایدئولوژیِ طرد شدن بخاطر ملی گرایی و وطن پرستی بورژوایی است که بر ما تحمیل شده است.

ما باید از هر مبارزه ای علیه استثمار سرمایه دارانه، پدرسالارانه و سرکوبِ ملی در هر نقطه ای در جهان حمایت کنیم. منافع ما، یکسان است. مبارزه با فاشیسم، به هر کسی مربوط می شود.

11

ما خواستار رهایی تمام و کمال زنان هستیم. بدونِ زن آزاد، سوسیالیسم وجود نخواهد داشت.

 

کلوب زنان آورورا، جمهوری خلق دونتسک

ترجمه گیسو رستمی

http://redstaroverdonbass.blogspot.com/2019/03/aurora-womens-club-what-do-women-desire.html

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر