نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

ارزش آزادی مردن برای دولتی است که آن را عطا می کند!

نوشتۀ: کارل هلد، تئو ابل

کسی که با تأکید بر ارزشهای والای ملت در حال "غلبه" بر ترس از جنگ است، می خواهد که مردم برای جنگ آماده باشند. او در حال برنامه ریزی در استفاده از مردم برای چیزهائی بیشتر از استثمار و انتخابات است. او می خواهد که آنها "به نام مردم" به خط شوند تا از منافع ملت دفاع کنند. همان منافعی که به نام آزادی، دموکراسی، عدالت و اقتصاد بازار شناخته شده اند.

یادداشت:

بدون تردید مفهوم "آزادی" یکی از کلیدی ترین ابزارهای ایدئولوژیک طبقه سرمایه داری در تثبیت و تحکیم سلطۀ طبقاتی خویش است. این تقریبا در تمام دوره های سرمایه داری چنین بوده است و در سه دهه اخیر از قدرت باز هم بیشتری نیز برخوردار شده است. همین دلیل کافی است که نقد این مفهوم به طور جدی مورد توجه کمونیستها قرار گرفته و نه فقط کارکردهای مختلفی که بورژوازی از طریق استفاده از این مفهوم به بهره برداری از آن دست می زند، بلکه همچنین پاسخ برنامه ای کمونیستی به آن نیز روشن شود.

پیش از این و در مقاله "لیبرالیسم و مارکس" به مفهوم "آزادی" در رابطه با جامعه مدنی و سیادت روزمره بورژوازی تا حدودی پرداخته شد. کاری که البته ادامه نیز خواهد داست. مقاله کوتاه حاضر از کارل هلد و تئو ابل به همین موضوع از زاویه کارکرد آن در تبیین ایدئولوژیک دولت و تحمیل اطاعت و انقیاد بر شهروندان در قبال دولت می پردازد.

مقاله در سال 1986 و بر متن جدال جهان دو قطبی وتقابل با اردوگاه سوسیالیسم نوشته شده است. با این حال آنچه امروز در حال وقوع است شاید حتی بیش از زمان نگارش خود مقاله موضوع آن را به روز نشان می دهد. گرایش روزافزون به سوی شکلگیری یک دولت پلیسی در تقریبا تمام کشورهای دمکراتیک و عروج لیبرالیسم اقتدارگرایانه در سلسله ای از این کشورها، تماما تأئیدی اند بر احکام نویسندگان در استفاده از "آزادی". و این البته شایسته توجه است که تمام این گرایشات اقتدارگرایانه در دول دمکراتیک و حتی ائتلاف لیبرالیسم مدافع آزادی با فاشیستها و مرتجعین عصر حجری در کشورهایی از قبیل اوکراین و سوریه و لیبی و ونزوئلا و بولیوی و برزیل و لیبی و غیره، همه و همه تحت لوای دفاع از "آزادی" انجام می شوند.

بهمن شفیق

10 مرداد 99

31 ژوئیه 2020

ارزش آزادی مردن برای دولتی است که آن را عطا می کند!

سیاست مداران دمکراتی که بنام مردم انباشت ثروت ملت را سازمان می دهند، تسلیحات خود را افزایش داده و به مردم دستور صرفه جویی میدهند جایی برای تردید در این باقی نمی گذارند که پرداخت هزینه برای آزادی برای ملت به صرفه است. نمایندگان منتخب مردم هر روز مجددا تأکید می کنند که جهان آزاد شایسته است که از آن دفاع شود و ارزش های رفیع آن را به همه یاد آوری می کنند. پاداش آنها برای افرادی که آنها را در انتخابات به قدرت میرسانند، وظیفه دفاع از این نظم است – مهم نیست به چه قیمتی. هیچ هزینه ای برای آزادی ، دموکراسی، اقتصاد رفاهی بازار آزاد، خانواده ، اعتقادات و بطور خلاصه برای یک "زندگی شایسته انسانی " که تنها وطن فرد آنرا تضمین میکند، بیش ازحد بالا نیست. تنها " ارزشهائی " که در اختیار اکثریت مردم است - خانه و خانواده های آنها ، درآمد و زندگی آنها - باید فدای ارزش های کشور شوند.

" منافع مادی مردم، همیشه به بهترین وجهی تا زمانی که در سایه فضایل قهرمانانه باقی بمانند شکوفا می شوند: آنها به محض تلاش برای ورود به اولین حلقه وجود، پیش شرط وجودی خودشان را نابود میکنند."

رهبران دموکرات این پند هیتلر را مورد توجه قرار داده  و دائماً آن را به پیروان خود توصیه می کنند. آنها وقتی می خواهند اطاعت از منافع مادی شان را تعریف کنند  فقط به طور ساده فهرست فضایل قهرمانانه را بیاد نمی آورند، بلکه ترجیحا فهرستی از ارزشهائی را یادآوری می کنند که وجودشان در خطر است و باید از آنها دفاع کرد:

" ما به مردم اجازه نخواهیم داد که فقط خطر خود ویرانی را ببینند اما خطر انقیاد خود را نبینند." "هر کسی که دفاع در عصر هسته ای را از نظر اخلاقی غیرقابل قبول اعلام کند، خواهان چیزی جز تسلیم صلح طلبان به درندگان، آزادی به بندگی، حق به باطل نیست."( سخنان معمولی سیاستمداران غربی )

کسانی که در دولت اند وقتی که به شهروندان خود اطمینان می دهند که سیستم غربی چقدر ارزش دفاع دارد، سه حقیت مدنی ناگوار را یادآوری می کنند.

1

آن چیزهائی که مسئولین می گویند شایسته دفاع است، کدامند؟ چه چیزی قراراست زندگی را با ارزش، و یا حتی در درجه اول امکان پذیر کند؟ یک چیز مطمئناً آنقدر ارزش دفاع کردن ندارد که از آن شروع کرد: معدود دستاوردهای مادی که یک شهروند عادی می تواند آنها را از آن خود بداند. شما مطمئنا آزاد هستید که زندگی خود را با لذات و دلخوری های بزرگ و کوچک آن در معرض خطر تصور کنید. اما هدف این نیست که از آنچه واقعاً سهم تان از زندگی است انتقاد کنید، به خصوص این که خودتان باید هزینه آن را بپردازید. زمانی که موضوع کار کردن است، شما قرار نیست در مورد مشقت آن فکر کنید، هنگام خریدن کردن هم نه به قیمت، و هنگام صرفه جویی در پول هم نه به محرومیت [ناشی از آن]. چرا که شما آن زندگی ای را می توانید "زندگی با ارزش" بدانید که هر کاری را که انجام می دهید برای خدمت به" جامعه " باشد و [البته] به شما اجازه داده می شود آن را دوباره به عنوان خدمتی که توسط جامعه به شما ارائه می شود، تفسیر کنید"! 

مدیران دمکراسی خود را با این مشغول نمی کنند که [دمکراسی] چه چیزهایی را به اکثریت شهروندان عطا می کند یا نه. در عوض، آنها به این عقیده دامن می زنند كه دموكراسی، با تمام دستورات و ممنوعیتهای مفید اش برای دولت و اقتصاد، با همه محدودیتهای اقتصادی تنظیم شده توسط قانون و با مدیریت سیاسی سختگیرانه متناسب با آن، دقیقاً به این جامعه زندگی منظمی اعطا می کند. آنها به "اجماع دموکراتیک" که همان پیروی اجباری مردم از تصمیمات سیاسی و "ضرورت" های اقتصادی است، به عنوان خدمتی یاد می کنند که اربابان دموکراتیک برای آنها انجام می دهند. این سرویس ممکن است همیشه مردم را راضی نکند اما به هر حال همیشه به نفع آنهاست ،لااقل به طور اصولی. 

به همین دلیل است که هیچ وقت خانه دنج وغذای سالم شما مورد حمایت قرار نمیگیرد بلکه در عوض این مزیت قرار گرفتن مردم تحت یک حکومت درست است که باید از آن دفاع شود. سیاست مداران با توسل به اطاعتی که قبلا با رضایت رعایای شان در عرصۀ کار و سیاست پذیرفته شده است به تبلیغ دفاع می پردازند. آنها طوری عمل می کنند که گویا والاترین آرمانهای انگیزه های کلی مردمی را تشکیل می دهند که چنین رفتاری از خود به نمایش می گذارند؛ مردمی که بخاطر تسلیم شان و همراهی شان برای آنچه از آنها خواسته شده مورد قدردانی قرار می گیرند. و این آرمان ها، البته ، آنها را ملزم نیز می کند که برای دفاع آماده باشند. آزادی ، قانون ، دموکراسی و زندگی ، "رسالت آمریکایی" برای"بشریت" - اینها بالاترین ارزشهای سیاسی نظم دلخواه مردمند، همان چیزهائی که شما باید نگران آن باشید.

اما این به آن جزئیات بشردوستانه ای بر نمی گردد که یك دموكرات شریف دوست دارد تصور كند و روسای خود را نیز ترغیب كند تا به آنها توجه كنند. مسئولان ارزشمدار غربی نه می خواهند با روش های شکنجه ، دیکتاتوری های نظامی ، گداخانه ها و مرده شورخانه های تحت حمایت اسلحه و اعتبارات غربی سنجیده شوند و نه  همچنین با بیکاران و فقرا در شهرهای خود. آنها در مقابل انتقاد مبنی بر اینکه آرمان های غرب در معرض خطر هستند، این شرایط را از بین نمی برند. درعوض، با استناد به این حقیقت که این جهان آزاد است، آنها عکس آن عمل می کنند: اگر همه شرایط زندگی منوط به وجود دولت است، همه مطالبات نیز باید با حقوق و وظایفی که حاکمان تعیین می کنند سنجیده شود. آنها به نام "واقع گرایی" از رعایایشان میخواهند درک کنند که عدالت، آزادی و غیره، با همین شرایط موجود و حفظ و تداوم آنها توسط رهبران ملی شان یکسان است.

بنابراین همه آن اعتقادات والایی که سیاستمداران در موعظه های یکشنبه های خود ابراز می کنند فقط به منظور یادآوری یک چیز به مردم است: سیاست همراه با تمام منافع آن مشروع است و مردم تنها عامل های آن هستند. هرآنچه را که یک دمکرات " مسلم" فرض میکند برای وابسته کردن مردم به این حقیقت است که تنها چیزی که اعمال میشود حق خود آنها برای یک حاکمیت مطلوب است و هر مطالبه ای را که سیاستمداران متحقق می کنند  خواسته های همان شهروندان نجیب است. به همین دلیل هر شهروند شایسته ای مأوای دموکراتیک خود را در همین دولت است که می یابد و روشن است که این نیز متضمن تعهدی است.

اگر کسی به طور مداوم به مردم خود بگوید که این فقط این یا آن منفعت دولت نیست که اهمیت دارد، این صرفا حسابگری ها و مقاصد این یا آن حزب نیست و قطعا اراده خودسرانه یک رهبر خود بزرگ بین هم نیست بلکه موضوع بر سر تمام ارزشهای مقدس ملت است - برای مثال اراده سیاسی خود مردم که نمایندگان منتخبشان آنرا اعمال میکنند -، چنین کسی در حال پافشاری بر حق رهبری کردن و پذیرش مسئولیت برای خود و و ظیفۀ حمایت از مدیران اجرائی برای مردمش است.

2

آقایانی که در مورد جنگ و صلح تصمیم می گیرند چه منظوری دارند هنگامی که به طور مداوم از ارزشمندی ملت که باید مورد دفاع قرار گیرد سخن میگویند؟

طبق اظهارات رسمی، اوضاع تماما خوب ما با تمام ارزشهای آن که باید برای وجودشان شکرگزار بود، در معرض خطر است. و مسئولان تصمیم در این باره را به کسانی که ظاهراً در معرض خطر هستند واگذار نمیکنند. این که آیا و چرا روسها میخواهند از شهروندان خوب خانه هایی را که حتی ممکن است نداشته باشند، کارشان، بیکاری شان، مطبوعات آزاد دولتی، زندگی شان و رهبران صلح دوستشان را بگیرند، توسط مرجعی تصمیم گرفته می شود که تمام زندگی در آزادی نهایتا به آن وابسته است. و این مرجع مدتهاست كه تصمیم خود را برای انتخاب کنندگانش اتخاذ كرده است. اگر کمونیست ها حاضر نیستند به طور داوطلبانه  بهترین دنیای ممکن ما را در کشورشان پیاده کنند، به این معنی است که ملت های غربی، در خطر قرار میگیرند. حال نوبت مردم در غرب است که نگران شوند؛ نه نگران خودشان، بلکه نگران ملت های شان؛ هر چه باشد ملتها مبنای موجودیتی هستند که آنها برای خود انتخاب کرده اند. اگر تمام زندگی بسته به مجوز از طرف دولت است، همه چیز در محدوده مجوز میچرخد به خصوص وقتی که شخص این را ملاحظه کند که منافعش در خطر افتاده اند - این آن مطالبه دشواری است که برای همگان توضیح داده می شود.

کسی که مدام به مردمش می گوید مأوای دموکراتیک آنها مورد تهدید واقع شده است در حال استفاده از حق خود برای وادار کردن آنها به پاسخ گویی به منافع ملت است؛ او تنها یک منفعت می شناسد که هر شهروند خوب باید داشته باشد: وظیفۀ دفاع از ملت.

3

حال معنای این که ارزشمندی ملت در دفاع از آن یک واقعیت انکار ناپذیر است، چیست؟

این بدان معناست که دفاع از ملت یک ضرورت زمخت اما لازم برای خدمت به مردم است. هنگامی که نگهبانان و توسعه دهندگان جهان آزاد خاطرنشان می کنند که تأمین امنیت صلح به خطر افتاده تا چه حد دشوار است، آنها انتظار بیشتری از شهروندان خود دارند تا اطاعت ساده ای برای زیستن در صلح، به شکلی که گویی صلح چیزی است برای همیشه. سیاستمداران به آرزوی مسالمت آمیز شهروندان خوب برای انجام حقوق و وظایف دموکراتیک خود تنها به این منظور استناد می کنند که آن را رد کنند. آنها تأکید می کنند که این تنها به یک شرط تحقق می یابد و آن هم این که نظمی که "زندگی مانند یک انسان را امکان پذیر می سازد" مورد دفاع قرار گیرد.

و وقتی این نظم  آن چیزی است که خود در معرض خطر است، دیگر نباید آن را با آن چیزهائی مورد قضاوت قرار داد که اجازه انجامش را به شما می دهد، بلکه همه آن چیزهایی که شما در زمانهای بهتر به مثابه دلیلی برای دفاع [از نظم] تصویر می کنید باید برای [حفظ] این "مبانی موجودیت" قربانی شوند. سیاستمدارانی که به مقام " حافظان صلح" ارتقاء یافته اند هرگز از معنی کردن محتوای جدید "صلح" خسته نمیشوند: این صلح چنان چیز والا و در معرض خطری است که تنها سوالی که اجازه طرح دارد این است که هزینه حفظ آن چقدر است. آنها در پاسخ به این سوال کوتاهی نمی کنند: در بد ترین حالت ارزش هرچیزی را دارد. منطق زمختی که قرار است فداکاری ها ارزش آن را داشته باشد منجر به این نتیجه می شود که وقتی سازندگان سیاست دموکراتیک آزادی خود در جهان را در حال محدود شدن می بینند، نباید از هزینه آن سؤال کنید.

کسی که دائماً تأکید می کند که دفاع از میهن دموکراتیک "ما" تا چه حد ارزشمند است در حال آشنا کردن مردم خود با قیمت فداکاری هایی است که نسبت به دولت انجام می دهند. او اصرار دارد که وقت آن رسیده است که برای ضرورت سخت دفاع ملی به محاسبات شخصی روزمره از مزیتی که هرگز در انسانی ترین نظم ها در این جهان محقق نشده، پایان داده شود.

4

بنابراین تصادفی نیست که همه چیز در بهشت دموکراتیک ارزشها، از آزادی گرفته تا کرامت انسانی، فقط به یک چیز معطوف شود: اتحاد مردم با دولت خود، آنگونه که این دولت خواستار آنست! هر چه باشد ایده آل ترین چیزهائی که دولت برای شهروندان خود تضمین می کند از همان ابتدا، عناوین حقوقی این ضامن برای کمک به خود است. بنابراین سیاستمداران هیچ مشکلی با وجدان خویش ندارند اما در عوض شهروندان را هر بار با یک دلیل اخلاقی دیگر به جنگ متعهد می کنند. دلایل اخلاقی ای که، همین طور که به اطلاع مردم میرسد، اولویتشان بر حمایت از زندگی و صلح به هر قیمتی قرار دارد – و قطعا بر هر گونه محاسبه واقعی یا اخلاقی برای "بقاء" خود شخص ارجحیت دارند. به همین دلیل است که ارزشها بلافاصله فضیلت را طلب می كنند. و فضیلت امروز دیگر به معنای "قهرمانی" یا "جسارت" نیست، بلکه به عنوان "خدمات برای صلح در آزادی" شناخته می شود.

اگر کسی به "چهل سال صلح ناتو" اعتراض کند و آن را بر متن شرایطی که شهروندان به آن عادت کرده اند امری تضمین شده تلقی کند، فراموش کرده است که [این صلح] تنها یک فضیلت می شناسد: آمادگی برای دفاع. کسی که با تأکید بر ارزشهای والای ملت در حال "غلبه" بر ترس از جنگ است، می خواهد که مردم برای جنگ آماده باشند. او در حال برنامه ریزی در استفاده از مردم برای چیزهائی بیشتر از استثمار و انتخابات است. او می خواهد که آنها "به نام مردم" به خط شوند تا از منافع ملت دفاع کنند. همان منافعی که به نام آزادی، دموکراسی، عدالت و اقتصاد بازار آزاد شناخته شده اند.

کارل هلد و تئو ابل " دنیای آزاد خواهان جنگ است "  بخش 7 ( نشر Resultate Verlag : مونیخ 1986 )

ترجمه نوید پایور

http://ruthlesscriticism.com/valueoffreedom.htm

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر