نظرات خوانندگان

سفری در ناشناخته‌ها - جلد دوم

نوشتۀ: آندرس کارلسون

کارل مارکس در زمان خود نوشت: "انقلاب اجتماعی قرن نوزدهم نمی‌تواند چکامه ‏خود را از گذشته بگیرد، بلکه تنها می‌تواند آن را از آینده بجوید‎.‌‏ این انقلاب ‏نمی‌تواند با خود آغاز کند، مگر آنکه همهٔ خرافه‌باوری نسبت به گذشته را کنار ‏گذاشته باشد." این شاید عجیب به نظر آید، اما من با توجه به نوشتن هفت‌صد ‏صفحه درباره‌ی انقلاب بزرگ اجتماعی قرن بیست، این تذکار را برای سوسیالیسم ‏قرن بیست و یکم معتبر دانسته و زیرش امضاء می‌گذارم.‏

اکنون زمان آن رسیده است که سفر خود در ناشناخته‌ها را به پایان ببریم. هدف من ‏در این مسیر، برجسته ساختن و روشن کردن منازعات طبقاتی و تضادهای ‏ساختاری، اقتصادی و فرهنگی‌ای بوده که در روند تاریخیِ شکل‌گیری اتحاد جماهیر ‏شوروی نقش فعال داشته‌اند. و این همه، خود نتیجه‌ی سطح رشد نیروهای تولیدی، ‏موقعیت و وضعیت بین‌المللی و مشکلات ناشناخته و غالباً غیرقابل پیش‌بینی مسبب ‏انکشاف خود روند موجود بوده است.

تاریخ اتحاد جماهیر شوروی‏، همچون همه‌ی ‏تاریخ، تاریخ مبارزه‌ی طبقاتی است. اختلاط تضادها، که در هر مرحله‌ای از این ‏فرآیند دارای اجزاء و مواد تازه‌ای بود، به سفری انجامید که امکان برنامه‌ریزیِ از ‏پیش محاسبه‌شده‌ی سفر وجود نداشت و راهبران و فرمان به‌دستان را برای پیشگیری ‏از رخدادهای ناگوار یا پرت شدن مسافران به دره، وادار به چرخش‌های ناگهانی و ‏سریع کرده تا راه‌های تازه و فی‌البداهه‏ برای ادامه‌ی سفر بیابند. اگر کسی این را ‏یک تفسیر بدبینانه و کم ارزش کردن لنین و حزبی با عزم جزم بلشویسم تلقی نماید، ‏که به‌رغم تمامی دشواری‌ها موفق به انجام آن همه کار گردیدند، پس من می‌خواهم ‏خاطرنشان سازم که لنین خود مشابه چنین تصویری را در یکی از آخرین نطق‌هایش ‏به مناسبت معضلات سیاست نپ ترسیم نمود: "ماشین حاضر به اطاعت از دستی که ‏فرمان را گرفته نمی‌باشد. یک نفر پشت فرمان نشسته، اما ماشین نه به جایی که ‏راننده می‌خواهد، بلکه در جهت کاملاً مغایر با خواست او پیش می‌رود، گویی که از ‏طرف یک موجود مرموز، خلافکار بی قانون یا خدا می‌داند چه، شاید دلالان یا ‏سرمایه‌دارانِ خصوصی یا هر دو باهم رانده می‌شود. خلاصه و به عبارتی دیگر، ‏ماشین آن‌گونه و در اغلب موارد به جهتی که فرد پشت فرمان می‌خواهد و فکر ‏می‌کند‏ حرکت نمی‌کند‏".‏

نتیجه‌گیری منطقی لنین از توصیفش این بود که مسیر سوسیالیسم در مراحل تازه و ‏پیش‌بینی‌نشده "باید از همان آغاز با یادگیری و آموختن همراه باشد". این نکته در ‏ارتباط با اتحاد جماهیر شوروی، دیدگاهی هوشمندانه و آینده‌نگرانه به شمار می‌رفت. ‏به هنگام اتخاذ سیاست نوین اقتصادی هیچ نمونه و تجربه‌ی تاریخی‌ای برای آموختن ‏و هیچ نوشته و کتاب تحقیقی هم موجود نبود. همان‌طور‏ که خود لنین اظهار می‌دارد: ‌‏"حتی مارکس هم به این فکر نیفتاد که کلمه‌ای در این مورد بنویسد" (و این مورد ‏مربوط به "کاپیتالیسم دولتی که در مناسبات کمونیستی ظاهر می‌شود" می‌باشد). ‏بلشویک‌ها مجبور بودند همه چیز را خود از ابتدا پیش ببرند و از اشتباهات خویش ‏بیاموزند. همین مورد در رابطه با تحولات انقلاب دوم نیز مصداق پیدا می‌کند‏. هیچ ‏کس دقیقاً نمی‌دانست که یک اقتصاد سوسیالیستی چگونه طرح‌ریزی و سازماندهی ‏می‌شود، می‌بایست از طریق آزمایش به پیش می‌رفتند که این خود موجب پیدایش ‏خوش‌بینی ساده‌لوحانه، اقدامات افراطی و غلّوآمیز، محاسبات و ارزیابی‌های اشتباه و ‏چرخش‌های ناگهانی در سیاست گردید. اتحاد جماهیر شوروی‏ را درست در همین نقش ‏پیشتاز و دوران‌سازش است که باید مورد مطالعه و مداقه قرار داد، نه همچون نمونه ‏و الگوی سوسیالیسم آینده و نه همچون یک نمونه‌ی ترس‌آور از سوسیالیسمی که به ‏اندازه‌ی‏ کافی نشاط و سرزندگی از خود بروز نمی‌داد. در یک فرآیند غامض و ‏پیچیده، آن‌چه که حائز اهمیت است بهره بردن از نکات و موارد خوب و مفید و ‏درس‌آموزی از اشتباهات می‌باشد.

کارل مارکس در زمان خود نوشت: "انقلاب اجتماعی قرن نوزدهم نمی‌تواند چکامه ‏خود را از گذشته بگیرد، بلکه تنها می‌تواند آن را از آینده بجوید‎.‌‏ این انقلاب ‏نمی‌تواند با خود آغاز کند، مگر آنکه همهٔ خرافه‌باوری نسبت به گذشته را کنار ‏گذاشته باشد." این شاید عجیب به نظر آید، اما من با توجه به نوشتن هفت‌صد ‏صفحه درباره‌ی انقلاب بزرگ اجتماعی قرن بیست، این تذکار را برای سوسیالیسم ‏قرن بیست و یکم معتبر دانسته و زیرش امضاء می‌گذارم.‏

سوسیالیسم آینده نمی‌تواند‏ از گذشته تغذیه کند، بلکه تنها از رهگذر رد و انکار ‏کاپیتالیسم قادر به پیشروی است. از طریق حذف نظامی که اقلیت معدودی را به ‏هزینه‌ی‏ اکثریت به مکنت می‌رساند، و منجر به ناامنی زیست انبوه انسان‌هایی شده ‏که سخت کار می‌کنند؛ از طریق انهدام نظامی که در جنون انباشتِ بیشتر به تهدید و تخریب پایه‌های ‏محیط زیست و زندگی بشر بر روی زمین روی آورده است. در این‌‏ زمان و عصر ‏چالش برانگیز، باید در پی یافتن شیوه‌های بهتر و مؤثرتری جهت سازماندهی جامعه ‏بود و باید هرچه زودتر و سریعتر به هر اقدامی که به این مهم یاری می‌رساند، دست ‏یازیم.

سوسیالیسم اما بی تاریخ نیست، مملو از تجارب برای درس‌آموزی است. ‏امیدوارم که این کتاب بتواند باب فتح مباحث عمیق‌تر و بیشتر جامع و همه جانبه ‏درباره‌ی تجارب و آموزه‌های تاکنونی سوسیالیسم را فراهم آورده باشد.‏

 

لینک دانلود

safari dar nashenakhteha 2 cover

 

 سفری در ناشناخته ها - جلد اول

سایر مطالب این دسته: « سفری در ناشناخته‌ها

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر