مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

رئیس جمهوری برای همه؟ شطرنج چند بعدی رهبر

نوشتۀ: بهمن شفیق

گفتاری در زمینه آرایش درون حاکمیت پس از انتخابات ریاست جمهوری.

 

26 تیر 1400

17 ژوئیه 2021

دیدگاه‌ها   

# امیر 1400-04-31 21:56
سلام و خسته نباشید.
در پاسخ به واکنش قبلی خود و برنامه اخیر:
خوب، من خواننده نظر خودم را نسبت به تحلیلهای شما دادم. مطمئنا شما خواهید گفت که تحلیل تان بدان خاطر که از تضاد کار و سرمایه آغاز میکند پس همتراز مواضع چپ مقاومتی نیست. اما آغاز درست، ضرورتا به نتیجه درست نمیرسد. بویژه اگر به هر دلیل همه فاکتها بحساب نیایند. یکمورد ساده، همگرایی جناح اصلی بورژوازی غربگرا با پروژه «اقتدار» بخش به اصطلاح مقاومتی است. شما اصراردارید این همگرایی را در حد اپورتونیسم فرد لیلاز تقلیل دهید. فکر میکنم بدان خاطر که هسته اصلی تحلیلتان یعنی آرایش غربگرا-شرقگرا و تاکیدتان برتوطئه دوگانه سازی دیپلماسی-میدان توسط غربگرایان برای رئیس جمهور کردن ظریف را حمایت میکند. خوب این ساده کردن اجماع واقعی بخشهای بزرگی از بورژوازی ایران برای گذار از بحران همه جانبه گرفتارآمده در آنست. شافعی رئیس اتاق بازرگانی ایران خطاب به رییسی گفته است که برون رفت از شرایط فعلی دو راهکار دارد: : اول تعیین تکلیف رابطه اقتصاد و سیاست در سطح داخلی و بین‌المللی و دوم افزایش رشد اقتصادی. اگر اقتصاد اولویت اول کشور است، سیاست داخلی و سیاست خارجی باید در خدمت دستیابی به اهداف چنین اولویتی تنظیم شود...و با در نظر گرفتن فاکت مهم طرح «بنای» اتاق بازرگانی و زمزمه تغییر قانون کار و...میتوان نتیجه گرفت که مزیت سکانداری رییسی و یا سعید محمد توهمی بیش نیست. و این واقعیت که بورژوازی هر کجا که پای منافعش بیفتد به ضد دموکراتیک ترین روشها روی میاورد نمیتواند دلیل قانع کننده ای برای سکوت در برابر پروژه بقدرت رساندن رییسی و یا تایید آن باشد. شما در بحثهای قبلی خود عملا طبقه کارگر را در چگونگی برخورد به مسئله انتخابات به حال خود رها کردید. در نوشته اخیر نیز با دوگانه سازی تحریمچی و شرکت کننده در انتخابات، و القای پیروزی «نظام» در انتخابات تلویحا خواننده را به این برداشت میرسانید که باید در انتخابات شرکت میکرده و به رییسی رای میداده است.
البته بنظر میرسد که در گفتار آخری خود با عنوان شطرنج رهبری ...به برخی تجدید نظرها درست رسیده باشید. برای نمونه درست نتیجه میگیرید که حاکمیت با استفاده از راهکارهای روزمره اقتصادی بازار و نسخه های اتاق بازرگانی در پیشبرد پروژه خود پیروز نخواهد شد. در بحث آخری مواردی را نیز گفتید که دیدگاه خود در مورد آنها را در زیر مینویسم:

-ارزیابی شما از نقش رهبری (خامنه ای ) به عنوان یک مدیر دارای فلسفه مرکز-راست اقتصادی درست است و با واقعیت همخوانی دارد. او ماموریت تاریخی رهبری ساخت نظام سرمایه داری اسلامی (شیعه) -«تمدن اسلامی»- را برای خود قایل است و روند ساختمان آنرا مدیریت کرده و میکند . شیوه حکومت داری او نه تازه است و نه قابل تمجید. همان شیوه بناپارتیستی ( مارکس) و مانور روی شانه طبقات اجتماعی مختلف، و شدیدا فرصتطلبانه. بر نیروی اجتماعی خرده بورژوازی برای حفظ جایگاه خود تکیه میکند و با دو بال بورژوازی بوروکراتیک و تجاری بپرواز در میاید و از نظر تاریخی منافع آنها را به پیش میبرد. از این نظر، عدم تمایل وی به دو قطبی نشدن جامعه و سیاست ،عملا به پذیرش گونه ای از دو قطبی جناحهای بزرگ بورژوازی میانجامد که البته دو قطبی ماهوی نیست. بنابر این، آن دیدگاه شما که انتخابات سال 92 دوقطبی بودن دقیق نیست. اتفاقا دو قطبی نبود زیرا که گفتمان رادیکاتر «عدالتخواه» حذف شده بود (و همچنین در 96 و 400). از خاطر نبرید که خامنه ای کمی پس از سال 88 از ضرورت اعتدال در اجرای عدالت سخن گفت و دولت احمدی نژاد را شدیدا نکوهش کرد و از مضرتات عدالت سوسیالیستی گفت. و عملا برای بخش بقول شما غربگرا ی هیئت حاکمه فضاسازی کرد، و زمینه ساز عروج دولت اعتدال و توسعه....و نرمش قهرمانانه و برجام....شد.
- سکوت تاکید آمیز گرایش اصلاحطلب غربگرا و...و تمایل برخی از آنان به بازی در صحنه پس از انتخابات نباید تعجب برانگیز باشد. فکر کنم شما آنقدر سرگرم غربگرا-شرقگرا شدید که همگرایی دانه درشتها با پروژه انتخابات و اقتدار را ندیدید. همگرایی لیلاز و قوچانی و عطریانفر و اتاق بازرگانی با اصولگرایان در مورد مسایلی مانند انتخابات، تفاهم تجارت 25 ساله با چین، و... بیانگر اجماع برای حفظ و پیشبرد منافع طبقاتی است. نظر خواهی رییسی و اژه ای نیز در این چارچوب معنی میدهد و اتفاقا حساب شده است و البته به هیچ وجه به معنی کاربست نقطه نظرات رسیده نیست. ترامپ هم پس از پیروزی با ال گور دیدار و مذاکره داشت. رییسی نیز با اتاق بازرگانی و همچنین گروهی از اقتصادیون مرکز-راست و کمی «چپ» مانند جبراییلی نیز دیدار کرده است ...
شکاف در «اصولگرایان» همیشه وجود داشته است و خواهد داشت. زدوخورد زیادی در پشت صحنه میان موتلفه، پایداری و سپاه-امنیتی ها برای چینش کابینه در جریان است. اما اجماع در حوزه اصلی اقتصاد وجود دارد.-پیشنهاد سهمیه ای کردن نفت و بنزین عملا همان خصوصیسازی نفت و به نوعی طرح بهره مالکانه مجلس ششم است در لباسی دیگر. فقط ترویج بورژوا شدن نیست.
در اندازه های بزرگتر، اجماع اقتصادی سرمایه داری بزرگ ایران در طرح «بنا»ی اتاق، طرح مجلس برای کنار زدن قانون کار و حداقل دستمزد و... بازتاب میابد. که بعد سیاست خارجی آن گسترش تجارت با چین و سپس اروپا و...میباشد. مدیریت گذار جامعه ایران توسط بیت رهبری و سپاه با اتکا بر چنین برنامه هایی بدون رفرمهای اساسی در ساختار ثروت سراب خطرناکی است. به میدان آمدن مستقل طبقه کارگرو دیگر زحمتکشان عامل مثبت و بسیار مهمی است. اما وزن اجتماعی بزرگ خرده بوژوازی چالش برانگیز خواهد بود و نیازمند را ه حلهای عینی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-04-31 22:50
با سلام متقابل. بحث نسبتا مفصلی را طرح کرده اید. به تمام نکات آن پاسخ نمی دهم و پائین تر خواهم گفت چرا. اما یک نکته را لازم میدانم مورد تأکید قرار دهم. در بحثهای ما مسأله همگرائی بخش مهمی از جناح غربگرای بورژوازی ایران با پروژه دولت مقتدر و عملی شدن استراتژی نگاه به شرق به هیچ وجه محدود به اپورتونیسم این یا آن نظریه پرداز نبود و نیست. آن اپورتونیسم به مورد مشخص سعید لیلاز اطلاق داشت و نه به بورژوازی ایران به طور کلی. برعکس، تاکنون به کرات از این سخن گفته ایم که در سالهای اخیر و با جابجائی های قدرت اقتصادی و سیاسی در سطح جهانی بخشهای هر چه بیشتری از بوررژوازی در ایران نفع تاریخی خود را در پیوستن به شرق (پیمان شانگهای و یوراسیا) و مشارکت در پروژه جاده ابریشم می بیند. این را ما پیش از این در فرصتهای مختلف بیان کرده ایم. این بخش رادیکال لیبرالیسم ایرانی و طبقه متوسط شهری پیرو آن است که همچنان بر ضدیت با چین و روسیه و استراتژی رویکرد به شرق نظام پافشاری می کند و این ضدیت نیز در درجه اول امری است ایدئولوژیک و نه الزاما اقتصادی. رویکرد این بخش بورژوازی دیگر رویکرد حاکم بر بدنه طبقه نیست، یعنی کارفرمایان، کارخانه داران و تجار - و خلاصه همه آنهائی که بخش عملی طبقه بورژوازی را تشکیل می دهند. اینها امروز به مراتب پراگماتیستی تر به توازن قوای جهانی نگاه می کنند و منافع خود را هم دیگر با غرب گره نمی زنند. حتی اگر خودشان پرو غربی هم باشند که هستند. برای اینها چرتکه معیار ایدئولوژی است. برای الیت سیاسی و فرهنگی بورژوازی لیبرال و خرده بورژوازی شهری دنباله رو آن قضیه متفاوت است. برای اینان قضیه ایدئولوژیک است. حتی حاضرند بزرگترین زیانها را تحمل کنند اما ازدواج همجنس ها آزاد باشد و ایران در پیوند استراتژیک با غرب قرار بگیرد. و دقیقا به علت این که بدنه بورژوازی، یعنی آنهائی که سر کیسه در دستشان است، دیگر با این استراتژی همراهی نمی کند، وضعیت نمایندگان سیاسی این بخش بورژوازی هم دشوار شده است. از شکاف در دل اصلاح طلبان و فاصله گرفتن امثال کارگزاران و اعتدالیون و حتی خاتمی از امثال حجاریان و تاجزاده تا انزوای بیشتر براندازان در خارج از کشور.
امیدوارم موضع ما کمی بیشتر روشن شده باشد.
اما در مورد سایر نکات.
رفیق عزیز یا دوست عزیز،
همه نکاتی که طرح کرده اید مهمند و قابل بحث. برخی از این نکات حتی چالشی قابل توجه در مقابل بحثهای ما هم هستند. اما اجازه می خواهم که وارد این مباحث نشوم. روشن است که ابهامات باقی می مانند و روشن است که از این نقطه نظر حتی ممکن است شبهه هائی در ذهن خوانندگان مطالب ما به وجود بیاید. اما این را باید تقبل نمود. چرا؟ به این دلیل که شما نویسنده محترم یک خواننده معمولی سایت و یک کامنت گذار ساده نیستید. شما خط روشنی دارید و بسیار هم منسجم دارید بحث می کنید. خطتان برای من ناشناخته هم نیست. پرسش این است که چرا در تاریکی نشسته اید؟ بیائید زیر نور تا ما هم شما را ببینیم. اجازه دهید این مباحثه تبدیل به یک مباحثه جدی بین دو نظریه سیاسی شود که هر یک از وجوه مختلف پراتیکی نیز برخوردارند. بگذار خوانندگان مطالب ما و علاقمندان به مباحث شما هر دو آگاهانه مباحث را دنبال کنند. شما دارید این فرصت را از آنان می گیرید. حقیقتا چرا من باید پاسخ فرد ناشناسی را بدهم که خود معلوم نیست چه می گوید و چه می کند و مهم تر از همه از چه وزنی در سپهر سیاست برخوردار است. رفیق دوستدار ما هم نیستید که برای متقاعد کردنتان بخواهم وقت بگذارم. پس لطفا پوست بندازید، رو باز حرف بزنید و اجازه دهید وارد یک مباحثه جدی شویم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# نادر 1400-04-28 18:59
با سلام
آیا امکان دارد خلاصهٔ این گفتار را بصورت مقاله در سایت منتشر کنید؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-04-29 10:43
سلام متقابل رفیق عزیز،
دقیقا به دلیل عدم امکان ارائه کتبی بحث بود که به شکل گفتاری ارائه شد. ترجیح خود من هم ارائه بحث به شکل نوشتار است که هم دقیقتر می شود و هم منظم تر. اما خیلی بیشتر کار می برد و با توجه به حجم کارهائی که باید انجام داد شکل گفتاری را انتخاب کردیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر

بیاب