بهمن شفیق
۲۷ فروردین ۱۴۰۵
۱۶ آوریل ۲۰۲۶
https://tadarok.org/issues/از-آزادی-و-برابری-تا-ستایش-اقتدار-جمهوری-اسلامی
https://tadarok.org/audio/ما-و-توافق-هسته-ای-آیا-ابهامی-هست،-انتقاد-به-ما-از-چه-موضعی-است،-راهکارها-کدامند؟
https://tadarok.org/notices/تدارک/یادداشتها/این-کفش-به-پای-شما-زیادی-بزرگ-است-–-پاسخ-گونه-ای-به-یک-هجویه
https://tadarok.org/audio/تدارک/صدا-و-تصویر/غزه،-جهان-چند-قطبی،-غرب-و-محور-مقاومت-کمونیسم-و-استراتژی-های-آلترناتیو
https://tadarok.org/editorial/تدارک/یادداشت-سردبیر/زرنگی-ما-نیست،-فیس-و-افادۀ-ضد-کمونیستی-شماست
https://tadarok.org/editorial/تدارک/یادداشت-سردبیر/زوال-هفته،-عروج-جدال
هفته جسارت آن را نداشت که تا پایان منطقی چپ محور مقامتی پیش برود و این پایان منطقی چیزی نبود جز قرار گرفتن در منظومه کهکشانی نظام جمهوری اسلامی. سیر حرکت هفته اما بسته به تحولات جاری عرصه سیاست در ایران دوری بود از نزدیک شدن به این منظومه و دور شدن از آن. طبقه متوسطی های پروامپریالیست به میدان می آمدند، اسرائیل و عربستان منطقه را متشنج می کردند، آمریکا در عراق و فلسطین خرابکاری میکرد و قاسم سلیمانی را به قتل می رساند، هفته به منظومه نظام نزدیک میشد؛ اعتصابات کارگری شکل میگرفت و دستگیری ها بالا می گرفت، هفته در قالب اپوزیسیون فرو می رفت. دوگانه ای که هفته هیچگاه نتوانست از آن خلاص شود و دقیقاً به دلیل خاستگاه دست اندرکاران آن نمیتوانست از آن خلاص شود.
پایان هفته چیزی بیش از یک اتفاق ساده است. این پایان یک دور تحول در چپ است. شاید کسانی بخواهند «همت» کنند و این دور را ادامه دهند. اما آنها نیز قادر نخواهند بود. این چپ سرنوشتی جز پیوستن به جریانات اصلی در سپهر سیاست ایران و یا باقی ماندن در حاشیه سیاست نخواهد داشت. مشکل اساسی هفته این بود که نه سرنگونی طلب بود و نه مدافع اصلاح نظام و در عین حال میخواست هر دو باشد. پیش شرط شکل دادن به یک جریان پایدار تر چپ محور مقاومتی اما گسست کامل از سرنگونی طلبی و تعهد کامل به اصلاح نظام جمهوری اسلامی است. امروز و با تشدید تضادهای اجتماعی در داخل ایران و تضادهای جهانی، صورت دیگری برای این چپ قابل تصور نیست.
دقیقاً به همین دلیل هم هست که زوال هفته همزمان است با عروج جدال. این جدال است که باید آن بیرق بر زمین افتاده را به دوش بگیرد. برخلاف هفته، از درون نظام و به طور مشخص از درون جنبش سبز سر برآورده است و بر خلاف هفته ابائی از اعلام تعلق به منظومه نظام ندارد.
https://atopiaschool.com/articles/ac2ab632-cd37-455b-9dab-799ceec79557
وضعیت استعماری و گفتمان تفکیک و طرد
نويسنده: پریسا مختاباد | تاریخ انتشار: 1405/01/14
درباره چپ محور مقاومت بسیار نوشتهاند. هرچند خود این عنوان، چون دالی نامشخص، بهسادگی تحدیدشدنی نیست. بهعلاوه، این عنوان عموما از بیرون به گروهها و افراد اطلاق میشود. در نوشته حاضر نیز، نه بهمثابه یک جریان منسجم، بلکه بهعنوان نامی برای مجموعهای از مواضعی به کار میرود که نقطه عزیمت خود را تضاد با امپریالیسم و استعمار با اتکا به نیروهای مقاومت اسلامی منطقه از جمله دولت ایران، حزب الله، حماس و انصارالله یمن میداند. این تعریف، کلی و نادقیق است، همچنانکه معلوم نیست آیا جریان چپ محور مقاومت فراتر از چند فیگور رسانهای است؛ یا به چند پادکست و مقاله و نشریه محدود میشود؛ یا اساسا مرتبط با نیروهای مقاومت منطقه است.
https://naghd.com/2026/04/12/جنگ-میهنی-یا-مبارزهی-طبقاتی؟/
https://www.radiozamaneh.com/722177/
رادیو زمانه
۱۸ تیر ۱۴۰۱
نامگذاری جریان به عنوان «گفتمان» به این معنا نیست که ما تنها با مجموعهای از قواعد و نظمهای گفتاری بی نام و نشان سر و کار داریم. کارگزارانی واقعی در درون آن عمل میکنند که برای اغلبِ فعالین اجتماعی، به ویژه طیفِ چپِ سیاسی و اجتماعی موجود در ایران شناخته شدهاند. از جمله شناختهشدهترینِ آنان عبارتاند از: مهدی گرایلو، نویسنده پایه ثابت مجله هفته، علی علیزاده، سهیل آصفی، فواد شمس، پریسا نصرآبادی، بهمن شفیق و نویسندگان چندین نشریه و گاهنامه متفرق دانشجویی که در دانشگاههای مختلف فعالیت میکنند. اینها تنها شناختهشدهترین نامهای این گفتمان هستند. اما ردِ پا و ادبیاتِ آن در انواع مختلفی از متون و تحلیلهایی که با نامِ چپِ «مارکسیست ـ لنینیستی» منتشر میشوند، قابل مشاهده است.
خودِ اهالی این جریان، با هیچکدام از این نامگذاریها موافق نیستند. آنان خودشان را یگانه رهروان و پیروان حقیقی کمونیسمِ «مارکسیست ـ لنینیستی» میدانند. خودِ آنان دیگر جریانهای موجودِ چپ را معمولا با کلیدواژههای «منحط» و «کذایی» توصیف میکنند و مایلند تحلیلها و داعیههایشان را تحلیلهایی «سرخط» جلوه دهند.
اغلب فعالیتشان در قالبِ سایتهایی از جمله «مجله هفته»، «تدارکِ کمونیستی»، «افق روشن» و «پراکسیس» و حساب اینستاگرامی «مدار سرخ» است. برخی نوشتهها و تحلیلهای سایتِ «حزب کار ایران (توفان)» هم بیانگر موضع مقاومتیهاست.
https://pecritique.com/2022/03/17/چرا-از-تاریخ-نمیآموزند؟-پرویز-صداقت/
صداقت ۱۴۰۱
در سالهای اخیر و با تشدید بحرانهای ژئوپلتیک میان قدرتهای نوظهور و قدرتهای دیرپاتر نظم جهانی سرمایهداری شاهد احیای دیدگاهی در میان برخی چپگرایان بودیم که در نزاعهای برگرفته میان قدرتهای ارتجاعی عمدتاً جانب یک طرف نزاع را برمیگرفتند. مهمترین معیار برایشان موضع همدلانه یا خصمانهی امپریالیسم امریکا و برخی متحدان پایدارش نسبت به طرفین دعوا بود. این موضعگیریها بهویژه از هنگام جنگ داخلی سوریه بیشتر مشهود و نمایان بوده است. در تمامی سالهای اخیر شاهد موضعگیریهای این چپ خودخوانده به نفع این دولت و یا آن دولت بودیم (مسأله ساده است، صرفاً باید ببینیم امریکا در این میان چه موضعی دارد، کافی است موضعی مخالف آن بگیریم). در فضای جهانی این گرایش چپ را تحت عناوینی مانند «اردوگاهگرایان» و «چپهای اقتدارگرا» و «طرفداران تانکهای روسی» نام میبرند. در فضای ایران بسیاری اساساً این چپ را «ساختگی» میخوانند و شواهد و قراینی هم برای آن ارائه میکنند.
به گمان من، شکلگیری این دستگاه نظری حاصل تجربهی ناشی از تناقضها و در نهایت شکست انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ است. اتحاد شوروی که در پی انقلاب ۱۹۱۷ در روسیه شکل گرفت پدیدهای در تناقض با مارکسیسم بود ازاینرو دیر یا زود باید روایت خود را از مارکسیسم میساخت.
https://www.facebook.com/behrooz.farahany/posts/راستی-یک-تسلیت-هم-به-حمید-تقوائی-و-حزب-اسرائیلی-اش-بگیم-شرایط-شما-قبول-نشد-متاسف/26373053692315827/
بهروز فراهانی


ادامه مطلب ..و