یادداشتها

نظر خوانندگان

خیلی عالی بود من از صراحت رفیق بهمن خیلی خوشم میاد نه به کسی باج میده نه امید واهی میده ...
@ریحانهریحانه عزیز سلام. موضوعات متنوعی را طرح کردید. حتما تصدیق می کنید که پرداختن به چنین موضوعاتی در قالب کامنت ...
سلام.خسته نباشید.در ابتدا میخواستم تشکر کنم. از پایداری شما در برگزاری میتینگ های هفته ای و مرتب. امیداوارم این روند ...
بهمن شفیق رویۀ تاریک چین
@امیررفیق عزیز، اگر درست به خاطر داشته باشم این سومین باری است که شما در همین چند ماه اخیر با ...
هم نویسنده آمریکایی و هم مترجم بیش از اندازه به کاربرد عبارت «دارک ساید» وزن دادند. این عبارت بیشتر به ...
@فاطمهسلام متقابل رفیق عزیز،ممنون از توضیحات. قطعا مباحثات در فرصتهای دیگر هم ادامه خواهد داشت. در مورد ادبیاتی که معرفی ...
سلامی مجدد خدمت شما.متاسفانه دسترسی برای بنده سخت هست و با تاخیر مباحث رو دنبال میکنم.در مورد بخش اول پاسخ ...
@امیررفیق عزیز امیر، نخست با پوزش از تأخیر در پاسخ. عنوان کرده اید که قصد تهمت نداشته اید و شاید ...
@بهمن شفیقبا سلام دوباره. خوب گفتگوی نوشته از برخی جوانب مثبت است اما تشخیص لحن را کمی دشوار میکند. من فقط ...
@امیررفیق عزیز امیر، با سلام متقابل. در کامنت خود نکات ارزنده ای را هم طرح کرده اید که حتما لازمند ...

مقالات

سیاست

از جنبش کارگری

شیعیگری، ایرانگرائی، گفتمان و ملت تمدن ساز: تجدید آرایش ایدئولوژیک بورژوازی ایران – قسمت دوم

نوشتۀ: بهمن شفیق
1 Comment

از شیفتگی به غرب تا نگاه به شرق، گفتاری در باب موج در حال عروج تحول در فلسفۀ تاریخ، هنر، سیاست و ایدئولوژی در طبقه حاکم و جابجائی آرایش قوا در پوزیسیون و اپوزیسیون

 

بهمن شفیق

9 دی 1400

30 دسامبر 2021

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.
  • This commment is unpublished.
    ریحانه · 18 days ago
    سلام.خسته نباشید.
    در ابتدا میخواستم تشکر کنم. از پایداری شما در برگزاری میتینگ های هفته ای و مرتب. امیداوارم این روند ادامه پیدا کنه و من معتقدم تصمیم درستی بوده و ضرورت اش هم قابل توضیح و دفاع هست.
    شرایطی که مجموعا فرد رو در روند رو به رشد استقامت و پایداری بر موضع طبقاتی قرار میدن و موثرند، در ایران دشوارتر هست برای رفقای کمونیست نسبت به رفقای خارج از کشور. چه به لحاظ معیشتی و مالی. و چه به لحاظ امنیتی. و شاید این وظیفه‌ی حضور مداوم و منظم رسانه ای و گسترش گفتمان کمونیستی بارش سنگین تر افتاده بر دوش رفقای خارج از کشور. امیدوارم این روند ادامه پیدا کنه و هر هفته برگزار باشه و اینکه اگر تعداد حاضران و مباحث در خود لحظات روند جلسه کم هست نباید نا امید کننده باشه چرا که هم به لحاظ امنیتی و هم شرایط دیگه معیشتی قابل توضیحه اما حتما پیگیری میشن مباحث سایت شما. و همه مباحث وب سایت های دیگر دوست و دشمن.
    انتخاب موضوع چند جلسه اخیر هم به جا بود. چرا که با همین باز کردن راه سومی از تحلیل ( از بین پروپاگاند چپ و راست) توی همین وقایع روزمره و همین اتفاقات و حوادث اخیر هست، که میشه شکاف انداخت در آگاهی توده مردم و به شک انداخت شون در مبانی تفکرشون. برای اینکه متوجه بشه طبقه کارگر، روایت غالب، از حوادث روزگار و تاریخ، روایت تحریف شده و جهت دار هست. همین روش موثرتر کار میفته تا مستقیما دادن جزوه و کتاب و پادکست در مورد استثمار و تولید ارزش اضافه و در کلیت، ورود مستقیم به اقتصاد سیاسی. برای مثال همین مبحث تمدن ایرانی.
    چندتا پیشنهاد و بحث در ذهنم بود که مایل بودم مطرح کنم و اگر امکانات اش باشه در جلسات بعد میتینگ به اینها هم پرداخته بشه.
    ۱.در جلسات قبل مباحثی باز شد و مطرح شد در مورد افول هژمونیک آمریکا و سیستم امپریالیسم تک قطبی. و وارد شدن به جهان قدرت های چند قطبی. در این میان صحبت کردید از عدم توانایی چین، برای اینکه به تنهایی قدرت امپریالیستی جدید و تک قطبی جهان سرمایه رو ایجاد کنه.
    اما هنگام ارايه دلایل، که چرا این اتفاق نمی تواند بیفتد، خیلی کم بحث باز شد و جای کار دارد.
    از رفقا میخوام که جلسه ای رو هم به توضیح و تبیین مکانیسم های درونی سرمایه داری در حوزه اقتصاد سیاسی بپردازند که به استناد اون، میشه گفت چین یا هر قدرت دیگه ای نمیتواند امپریالیسم تک قطبی دیگری تشکیل دهد. به لحاظ مکانیسم های اقتصادی، چه اتفاقاتی در چرخه انباشت سرمایه و نرخ سود اتفاق افتاده که جهان تک قطبی دیگر سیستمی مناسبی برای کارکرد اقتصادی شیوه تولید سرمایه دارانه نیست.
    ۲.در همین مباحث صحبت کردید که ورود به جهان چندقطبی و شکسته شدن هژمونی امپریالیسم آمریکا، فرصت مناسبی ایجاد میکنه برای رشد جنبش های کارگری و همچنین جنبش های سوسیالیستی.
    از رفقا دعوت میکنیم بحث و گفتگویی انجام بشه در مورد این فرصت ها. به شکل انضمامی تر و جزیی تر. در داخل ایران.
    آیا افول آمریکا و غرب و عروج چین و روسیه باعث میشه که حکومت ایران از سیاست سرکوب سفت و سختش در جلوگیری از تشکیل سندیکا و اتحادیه های کارگری کوتاه بیاد یا مداراگرانه تر رفتار کنه؟
    آیا حکومت ایران در این دنیای جدید از سرکوب شدید پراتیسین های کمونیست و سوسیالیت ها، حداقل در حوزه های نفوذ اجتماعی و گسترش رسانه ای گفتمان سوسیالیستی ( و قطعا نه در تدارک عملی انقلاب کمونیستی بین طبقه کارگر در محل های کار) مداراگرانه تر رفتار میکنه؟
    اصولا این فرصت مناسب که صحبتش میشه در عمل ینی چی؟ تغییر رفتار حاکمیت؟ تغییر رفتار نظم جهانی در مورد جنبش سوسیالیستی؟ تغییر معیشت یا شکل مادی توده کارگر که آگاهی شون رو به شکل متفاوتی متاثر کنه؟
    به نظرم باید بیشتر به این مبحث پرداخت.

    در نهایت هم سوالی ذهن خودم رو مشغول کرده که از رفقا کمک میخوام برای روشن شدن اش.
    ایا میشه جهانی رو متصور شد در این عصر جدید بعد از امپریالیسم آمریکا، که هر دو طرف جنگ طبقاتی، ینی هم طبقه سرمایه دار و هم طبقه کارگر و سوسالیست ها، هر دو در موضع ضعف باشند؟ دنیایی که در اون نه ناظمان اون نظم تولیدی قادر به بازتولید موفق نظم شون و بازتولید حکمرانی شون باشند و نه طبقه‌ی کارگر توانایی فائق اومدن بر وضعیت موجود رو داشته باشه و نتونه خودش رو برای قبضه قدرت سازمان بده
    • This commment is unpublished.
      بهمن شفیق · 16 days ago
      @ریحانه ریحانه عزیز سلام. موضوعات متنوعی را طرح کردید. حتما تصدیق می کنید که پرداختن به چنین موضوعاتی در قالب کامنت تقریبا غیر ممکن است. شاید رفقای دیگری که این کامنتها را می خوانند وارد بحث شوند و پاسخهائی را طرح کنند. این خیلی هم خوب خواهد بود. اما فعلا و دست به نقد فقط یک نکته را در میان میگذارم و آن هم این که گاهی وقتها لازم است مواظب بود تا در ارزیابی از روندهای پایه ای تحولات به منظور تشخیص جهت حرکت نیروهای درگیر در مبارزه طبقاتی، هم به ورطه پیشگوئی در نغلطیم و هم اسیر سناریو سازی نشویم. به نظر من هر دو اینها مانع از شناخت سیر وقایع می شوند. البته باید برای احتمالات آماده بود و این البته به معنای تشخیص جهت حرکت مبارزه طبقاتی است. اما این هم با پیشگوئی متفاوت است و هم با طرح سناریو های مختلف. به طور مشخص در مورد نقش چین پس از افول آمریکا در تداوم موجودیت سرمایه داری در سطح جهانی، آنچه ما تلاش کردیم توجهات را بدان جلب کنیم تضادی است که بین ساختار دولت و قالبهای ایدئولوژیک حاکم بر جامعه و مناسبات بین نیروهای اجتماعی از یک سو با مالکیت خصوصی و بازار آزاد از سوی دیگر است. چین البته کشوری است با مناسبات تعمیم یافته تولید کالائی. یعنی همان سرمایه داری. اما این سرمایه داری فاقد ظرفیتهائی است که در غرب در جریان بیش از سه تا چهار قرن انکشاف مناسبات سرمایه داری شکل گرفته اند و در دمکراسی لیبرال تبلور و تجسم تاریخی خود را یافته اند. این تفاوتی است که تأثیرات گسترده ای هم بر شکل مناسبات اجتماعی و هم بر امکان استمرار نظم سرمایه داری خواهد گذاشت. یا لااقل لازم است که در ارزیابی از روندهای آینده به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. روشن است که در مورد این تأثیرات می توان و باید بیشتر اندیشید و سخن گفت. اما بیش از آن چیزی نمی توان گفت. می توان به این پرسش فکر کرد که فقدان لیبرال دمکراسی غربی به عنوان نیروی اصلی حافظ مناسبات سرمایه داری در سطح جهانی چه عواقب احتمالی خواهد داشت. اما نمی توان از آن نتیجه فروپاشی نظم سرمایه داری را گرفت. گو این که اینجا، یعنی در مسأله فروپاشی احتمالی سرمایه داری، بدون وارد شدن به بررسی امکان یا عدم امکان انباشت سرمایه هر گونه بحثی درباره ساختارهای اجتماعی یا ایدئولوژیک اصولا فاقد موضوعیت است. حتما در این مورد نیز باید بیشتر حرف زد.
      درباره نکته آخر صحبتهای شما، یعنی تصور آن جهان پا در هوائی که طبقات اصلی هر دو در حالت ضعف باشند، تصویری که ارائه می دهید کمی تخیلی به نظر میرسد. تصویر شما تصویری است از کلیت جهان در چنین وضعیتی و این همان چیزی است که من سعی کردم با مفهوم سناریو سازی خطر آن را یادآوری کنم. جهان هیچگاه وارد چنین وضعیتی که ترسیم کرده اید نخواهد شد به این دلیل که در تصویر شما جهان سرمایه داری به عنوان کلیتی واحد در نظر گرفته شده است. چیزی که در جهان واقعی وجود ندارد و بیش از آن که ناشی از یک مشاهده تحلیلی باشد، ناشی از فرضیه ای تخیلی است. این به این معنا نیست که در حوزه معینی از مبارزه طبقاتی چنین وضعیتی نمیتواند حادث شود. فرانسه بعد از انقلاب کبیر دقیقا در همین وضعیت بود که بناپارتیسم با ناپلئون بناپارت ظهور کرد. یا حتی روشن تر از آن بعد از انقلاب 1848 که در اثر فرسودگی طبقات متخاصم ناپلئون سوم توانست با کودتا قدرت را به دست بگیرد.
      در مورد موضوعات دیگر حتما در فرصتهای دیگر و در قالبهای دیگر گفتگو خواهیم کرد. اینجا فقط مسئله به توان مربوط می شود و به زمان و هر دو اینها هم متأسفانه نامحدود نیستند.
      به خاطر فراهم آوردن امکان این مباحثه از شما متشکرم و امیدوارم که گفتگو در این نقطه ختم نشود.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر