-
از تراژدی دیماه تا حماسه اسفند، از حماسه اسفند تا خیانت فروردین
درباره خودویژگی جامعه ایران و تغییرات عمیق از یأس و ناامیدی تا سلحشوری و تا حس خیانت در کوتاهترین فاصله زمانی، شرکت تودههای مردم به عنوان یک عامل فعال جنگ و مرزهای محو شده جبهه و پشت جبهه به مثابه…
-
ما و چپ محور مقاومت
چپ محور مقاومتی چیست و تمایز آن با چپ ضد امپریالیست سنتی چیست؟ پایه های نظری و رویکردهای عملی متفاوت چپ ضدامپریالیست سنتی و چپ محور مقاومتی. چگونه تجزیه چپ انقلابی دهه پنجاه به شکلگیری چپ محور مقاومت انجامید، تمایزات…
-
سلحشوران در کف خیابان، خائنین در اتاق فرمان
چرا و چگونه طبقه حاکمه در ایران پس از غزه اکنون لبنان را نیز دیپلماتیزه میکند. و چرا خیابان تنها نیروی پیشرویی است که میتواند راه را برای آینده باز کند.
-
عقب نشینی خونین امپراطوری، مرزهای مولتی پولار و «جنوب جهانی»، ابهام در ایران
در ارزیابی از توازن نیروها در جنگ جاری، کنش های نیروهای اصلی جهان چند قطبی و محدودیتهای مفهومی «جنوب جهانی»، دینامیسم پویای برآمده از شرایط جنگی در ایران، چرا ایران حلقه ضعیف و نقطه آغاز جنگ بود، کودتای الیگارشی فاسد…
-
جنگ، مذاکره، آتشبس و اقتصاد
معماران شوکدرمانی چگونه خیابان را قورباغه پز میکنند، کدام ختم جنگ خطر فاجعه را دور میکند، آلترناتیوهای درون نظام کدامند و خیابان چگونه می تواند نقش خود را ایفا کند.
-
چپ، جنگ و انقلاب
مبانی عدم فهم چپ از ماهیت تلاطمات اجتماعی در ایران، از «دولت نا متعارف» و «رژیم ولایت فقیه» تا «نه به جنگ»، ناتوانی چپ رادیکال از فهم رابطه دولت و طبقات اجتماعی.
-
جنگ، آلترناتیوها و جنگ آلترناتیوها
چرا جنگ، چرا با ایران و چرا امروز؟ ریشه های مادی جنگ کدامند و عواقب آن چه خواهند بود؟ تأثیر جنگ بر مبارزه طبقاتی در ایران چه خواهد بود؟ در جنگ آلترناتیوها چه چیز تغییر خواهد کرد؟
-
ما و چپ ضد امپریالیست، دوستان و دشمنان طبقه کارگر کیانند؟
گفتاری به بهانه مباحثات و مجادلات پیرامون حضور فعالان چپ ضد امپریالیست در تظاهرات ۲۲ بهمن. نسبت کمونیسم معاصر با جمهوری اسلامی و با بلوک اپوزیسیون فاشیستی آن
-
ساعت رویاروئی با حقیقت - ایران پس از دیماه خونین
آنچه در دیماه ۱۴۰۴ برای همیشه تغییر کرد. چرا ایران وارد دوران نوینی از حیات خویش شد و چرا تمام مؤلفه های مبارزه طبقاتی پس از دیماه با پیش از آن متفاوت خواهند بود. تلاقی کدام خودویژگی های داخلی و…
-
جهان در آستانه انفجار بزرگ؟
همه چیز در تلاطم است، در هیچ نقطه ای از جهان اثری از آرامش نیست، آنچه هست التهاب است و تنش. تلاطم در رابطه بیرونی جوامع، رابطه بین دولتها، و تنش رو به افزایش در درون جوامع. ائتلافهای پایدار دیروز…
-
توازن وحشت: چگونه یاد گرفتیم بمب را دوست داشته باشیم
جواد ظریف و آناتولی چوبایس، مرد کوچولوی با بمب و بمب اتمی اسلامی، بررسی موردی دستیابی کره شمالی و پاکستان به بمب اتمی. اوکراین بی بمب و آفریقای جنوبی بی بمب. چرا اوکراین و آفریقای جنوبی تسلیحات اتمی خود را…
-
غزه، ژئوپلیتیک جنگ و انقلاب دو سال پس از قیام ۷ اکتبر
غزه، ژئوپلیتیک جنگ و انقلاب دو سال پس از قیام ۷ اکتبر
-
دهه از دست رفته
بازبینی یک مقطع تعیین کننده در دگردیسی تاریخی چپ انقلابی به چپ سوسیال امپریالیست با بررسی تحولات منجر به نخستین انشعاب در حزب کمونیست کارگری
-
سوریه، اوکراین یا الدورادو؟ ایران به سوی کدام آینده می رود
تشدید تضادها در سطح جهانی کدام روندها را تسریع و کدام روندها را صراحت بخشیده است. رابطه بین نبرد خیابانی در پوکروفسک و کنفرانس شانگهای و سالگرد جنگ دوم جهانی و بلوا در نپال و زورآزمایی در کاریبیک و بمباران…
-
خداحافظ یالتا - آلاسکا و آرایش جهان پسا کلنیالیسم
درباره اهمیت اجلاس سران روسیه و آمریکا در آلاسکا
-
زنگزور و مبارزه طبقاتی در ایران
تحول در قفقاز جنوبی بر چه متنی واقع می شود؟ ربط آن به جنگ اوکراین چیست؟ وزن آن در دیدار تاریخی ترامپ و پوتین چیست؟ واکنش نهایی ایران چه خواهد بود و کدام نتایج ایدئولوژیک را به همراه خواهد داشت؟…
-
جنگ، صلح و مبارزه طبقاتی
تشدید تضادها و تسریع روند جدالهای تاریخی-جهانی، جنگ در ایران به مثابه جبهه ای از این نبرد جهانی، احتمال وقوع مجدد جنگ در ایران به مثابه حلقه ضعیف زنجیره کشورهایی که موضوع جدال تاریخی-جهانی اند، چرا قدرت دوگانه حاکم جامعه…
-
علیه فاشیسم صهیونیستی، علیه امپریالیسم متجاوز و کارگزاران داخلی آن، به سوی قدرت سه گانه
تشدید جدال طبقاتی پس از جنگ، وفاق یا گذار مبارزه فراکسیونهای متخاصم طبقه حاکمه از نبرد جناح ها به سوی قدرت دوگانه، تغییر ماهیت جنگهای معاصر از جنگ سرزمینی به جنگی بر سر بود و نبود و انعکاس آن در…
-
بازی بزرگ: آتش بس در جنگ، تعادلی شکننده یا آغاز نظم جهانی نوین چند قطبی؟
آیا آتش بس طرح استراتژیک آسرائیل و آمریکا برای وارد آوردن ضربات بعدی بود؟ آتش بس از منظر توازن قوای دو طرف، جنگ فرسایشی و جنگ عملیاتی. فراتر از دو نیروی مستقیم کدام نیروها در ایجاد آتش بس نقش داشتند؟…
-
پس از حمله آمریکا
جنگ به کدام تغییرات در فضای اجتماعی منجر شده است و دلیل این تغییرات چیست؟ زمینه های جهانی حمله آمریکا به ایران کدامند؟ چرا جنگ اسرائیل با ایران فراتر از جنگی منطقه ای و فراتر از جنگ غرب با بریکس…
-
حمله به ایران: یک ارزیابی مقدماتی
چه چیز حمله را امکانپذیر کرد؟ حکم درخشان کلاوزویتز مبنی بر این که «جنگ ادامه سیاست است با ابزارهایی دیگر» چگونه در انتخاب اهداف خود را نشان می دهد، مقدماتی در باب چه باید کرد.
-
تار عنکبوت: عملیات خرابکاری اوکراین در روسیه از منظر نظامی و از منظر سیاسی
گفتاری درباره زمینه های حمله پهپادی اوکراین به ناوگان هوائی راهبردی روسیه، چشم اندازهای نبرد فراتر از پرسش جهان چند قطبی، کشاکش درون اردوگاه امپریالیستی غرب، نازیسم در اوکراین و بازگشت استالین در روسیه بر بستر و در امتداد جدال…
-
پس از اول خرداد، از پویش تا جنبش
چرا اقدام اول خرداد سالشمار نویی در سپهر سیاست در ایران بود؟ جنبش جهانی حمایت از فلسطین و موقعیت پویش حمایت از فلسطین در ایران، کدام چشم اندازها در سطح جهانی طرحند و رابطه بین احزاب و جنبش حمایت از…
-
انفجار در بندر، پرسش اصلی چیست؟
پرسش این نیست که علت انفجار در بندرعباس چه بود. پرسش این است که چرا جامعه تنها می تواند این تلقی را باور کند که اسرائیل مسبب انفجار بود و عواقب این امر چیست. چرا جامعه به این نقطه رسیده…
-
پرواز به عمان: آناتومی فرجام نبردی که آغاز نشده به پایان میرسد
بزرگترین هنر، جنگیدن در تمام نبردها و پیروز شدن نیست. بزرگترین هنر در آن است که بدون یک جنگ مقاومت دشمن را در هم بشکنید. سون تسه
-
تیر خلاص: روز آزادی ترامپ، مرگ پر هیاهوی گلوبالیسم
درباره جنگ تجاری همه جانبه آمریکا، دلایل پایه ای و ویژگیهای بروز جنگ تجاری، عجز اقتصاددانان در فهم وقایع و واکنش قدرتهای بزرگ جهانی تکرار نظام تعرفه اسمیت-هاولی یا شوک نیکسون : راه فراری نیست، زمان بیگ بنگ فرا می…
دیدگاهها
من دیروز توی جلسه نبودم و فایل صوتی را گوش دادم،
فکر میکنم ۱ قضاوتی کردید که منصفانه نبود،
در مورد توییتر-دیپلماسی،
اتفاقا من فکر میکنم اینجا یکی از کارهای منحصر به فردی بود که توی این جنگ ما از طرف جمهوری اسلامی دیدیم. دقیقا اینجا دست گذاشتند روی نقطه ضعف طرف مقابل و فضای روایت گری را برای ترامپ که خودش را فعال ما یشاء عرصه عمومی میدونه ٫ تنگ کرده. مثلا، بارها ترامپ برای دستکاری بازار توییت میزد و این اواخر، همه منتظر تکذیب طرف ایرانی بودن. توی سی ان ان بود فکر کنم که تحلیلگر برنامه گفت برای اولین باره که ما باید منتظر طرف ایرانی بمونیم تا بفهمیم رییس جمهورمون دروغ میگه یا نه!
من این را میتونم تا حدی مقایسه کنم با اون حرکت فوق العاده شعارنویسی روی موشک یا اون Lego Meme هایی که مخاطب چند صد میلیونی داشت.
کما اینکه حساب توییتری سید مجید موسوی حذف شد و رفت سرغ پلتفرم دیگه و کلی بحث شد در مورد استاندارد دوگانه توییتر.
شما مقایسه کردید با شی و پوتین که در عرصه عمومی حاضر نیستند. در مورد شی که خب داستان کمی متفاوته، مخاطب چینی در توییتر حضور نداره و چین به شدت متعهد به دیپلماسی کلاسیک هست که همه نظرات از تریبون وزارت امور خارجه منعکس میشه، ولی در مورد پوتین، این به عنوان ۱ انتقاد در موردش مطرح میشه که چرا با مخاطب جهانی ارتباط نمیگیره. ضمن اینکه ما با آمریکا در حال جنگ هستیم، و جنگ ما just-war هست ولی جنگ اوکراین هرچقدر هم دلیل منطقی برای شروعش داشته باشه، ۱ تجاوز از سمت روسیه هست، بماند که رسانه اصلی چقدر به انزوای عمومی روسیه دامن زد. من این توییتر-دیپلماسی را بدون توجه به نام پلتفرم و سیاستمدارانی که ازش استفاده میکنند، بسیار مفید میبینم
دو نکته در یادداشت انتقادی شما هست.
اول، آنچه در سخنرانی در مورد استفاده از توییتر یا به طور کلی شبکه های اجتماعی برای بیان مواضع گفتم مربوط به مواضع رسمی سیاستمداران بود نه مربوط به فعالیتهای بلاگرها و افراد منفرد خارج از چهارچوبهای رسمی. در توییتر و سایر شبکه های اجتماعی جنگی هم در جریان است که انبوهی از آدمها در آن شرکت دارند. از طرف ایران هم در جریان جنگ اخیر فعالیتهای چشمگیری در این زمینه صورت گرفت که به طور بیسابقه ای جنگ تبلیغاتی را به زیان آمریکا و به نفع ایران رقم زد. بهویژه آن کلیپهای لگویی مورد اشاره شما. اما این در مورد مواضع رسمی سیاستمداران صدق نمیکند. سیاستمداری که برای بیان مواضع خود مستقیماً به توییتر روی میآورد در درجه اول در حال تضعیف نهادهای دولت ملی خودش است. چه بخواهیم چه نخواهیم مبارزه سیاسی در جهان معاصر در چهارچوبهای ملی پیش میرود. انقلاب اجتماعی هم در گام نخست در جهارچوب کشوری یا ملی صورت خواهد گرفت. این که پوتین و شی جین پینگ مواضع سیاسی خود را از طریق نهادهای رسمی بیان میکنند دقیقاً به همین دلیل است. آنها با بیان نظرات خویش از طریق آن نهادها در حال تقویت آنها هستند. شما اگر بخواهید با مواضع آنها آشنا شوید باید به تاس و شین هوا و ریانووستی مراجعه کنید نه به توییتر. اما برای پی بردن به مواضع قالیباف دیگر لازم نیست به ایرنا و شبکه خبر مراجعه کنید. به توییتر یا ایکس مراجعه میکنید که تحت کنترل دشمن تعریف شده ایران قرار دارد. این یعنی رساندن نظرات خود به اطلاع جهانیان در عین تضعیف ارگانهای ملی کشور خودی و تقویت پلتفرم های تحت کنترل سرمایه آمریکایی. بهای سنگینی که یک سیاستمدار در موقعیت رسمی مجاز به پرداختن آن نیست. کاری است که حتماً باید از آن اجتناب کرد.
دوم، مقایسه ای کردهاید بین جنگ ایران و جنگ اوکراین و عنوان کردید که جنگ ایران عادلانه است در حالی که جنگ اوکراین تجاوزی از سمت روسیه بود. این اما با واقعیت انطباق ندارد. خصلت یک جنگ دفاعی به مثابه جنگ عادلانه را از این نباید تعیین کرد که چه کسی آغاز کننده جنگ بود. این که چه کسی گلوله اول را شلیک کرد هنوز برای تعیین این که چه طرفی متجاوز و چه طرفی در حال دفاع است کافی نیست. صرفنظر از وقایع سال ۲۰۱۴ و آغاز جنگ علیه دنباس از سوی دولت کودتاچی لیبرال فاشیستی کییف، در جنگ جاری اوکراین هم با آن که روسیه آغازگر جنگ بود، این جنگ از سوی روسیه در مقابل تهدید رو به افزایش گسترش بی وقفه ناتو، استقرار دفاع موشکی در مرزهای روسیه و سرانجام یک کودتای فاشیستی ضد روس در اوکراین کاملاً به جنگی موجودیتی تبدیل شده بود و بر این اساس یک جنگ تدافعی و از همین رو عادلانه بود. اگر بخواهیم موقعیت ایران و روسیه را مقایسه کنیم، ایران مجاز و محق بود سالها قبل در مقابل گسترش پایگاههای آمریکا در منطقه دست به تعرض بزند و در چنان صورتی هم جنگ از سوی ایران تنها در ظاهر تهاجمی نمودار میشد اما در واقع یک جنگ تدافعی بود. ایران دست به این کار نزد و اکنون بهای سنگین آن را می پردازد. روسیه هم اگر دست به آن عملیات نزده بود امروز بهایی بسیار سنگین تر باید می پرداخت.
من متأسفانه نتوانستم در پخش زندۀ بحث و گفت در جلسه باشم و لذا به اين وسيله به نکتهای که در بحث هم اشاره شد تأکيد میکنم:
1- اگرسياست را يک جادۀ يک طرفه و شسته رفته ندانيم و جنگ تجاوزکارانۀ صهيونيستی امپرياليستی عليه ايران راه هم از اين تعريف جدا ندانيم، میبينيم که همانطور که اهداف مشترک و سرعت رسيدن به آنها درطرف جبهۀ مقاومت تطابق صد در صدی با هم ندارند، در طرف مقابل هم همين وضعيت وجود دارد. يعنی اگرحتی اختلاف منافع و روش پادگان اسرائيل با آمريکا يک درصد هم باشد نحوۀ مبارزۀ همزمان با اين دو را تا حدود زيادی همين اختلاف تعيين میکند. اگر بورژوازی غرب و خاصه آمريکا به طور قطع مطمئن بود که پادگان اسرائیل قادر به تأمين منافع خودويژه اش در وضعيت موجود میبود، بدون شک حمايت هميشگیاش از آن را ادامه میداد. اما با توجه به نفرت جهانی از اين پادگان و مهمتر از آن بحران سياسی داخل اسرائيل و خصوصاً خود آمريکا، و باز مهم تر از آنها وجود بازوی مقتدر جبهۀ مقاومت، شلاق دردآور تنگۀ هرمز و از همه مهمتر حضور خيابانی و ميدانی ميليونها تودۀ مردم مخالف موجوديت اسرائيل و حضور آمريکا در منطقه، حمايت صد در صدی و حداکثری از اسرائيل ناممکن شده است. بخشی از بورژوازی کلان آمريکا ديگر نه میتواند و به همين دليل نه میخواهد تا به آخر به لابيگری صهيونيستی بخش ديگر بورژوازی تن دهد و بيش از اين در باتلاق پيش آمده فرو برود. و نيز به قيمت تأمين منافع خودويژۀ اسرائيل از چرخۀ رقابت با رقبای ژئوپوليتيک خود عقب بيفتد. لذا ترجيح میدهد با فاصله گرفتن مقطعی و حساب شده از اسرائيل هرچه زودتر مفری برای خلاصی از اين وضع پيدا کند. درست همين جاست که میتوان و بايد درز چگونگی تداوم جنگ يا عقب نشينی ميان آمريکا و پادگان اسرائيل را بيشتر کرد. جبهۀ مقاومت با توجه به نقاط قوت ذکر شده در بالا اگر بتواند، چه طی مبارزۀ ميدانی و چه معاهدۀ محکم و پر زور، خروج کامل آمريکا از منطقه را به آن تحميل کند قطعاً و گام به گام و با ضربآهنگ سريع میتواند غدۀ سرطانی اسرائيل را از بيخ و بن بسوزاند و جهان را از شرش خلاص کند.
2- در رابطه با طرح آتش بس فعلی من فکر میکنم فعل و انفعالاتی در سپاه پيش آمده که باعث شده اين طرح به آن تحميل شود. اين عقبگرد البته از يکی دو هفته قبل از طرح آتش بس، با حضور همه جانبۀ مجدد جناح غربی نظام (ادامۀ کودتای نرم وغيرعلنی چندماه پيش و زورگيری اش در ماجرای شوک تراپی)، همچنين واقعيت ميدانی کم تحرکی سپاه نسبت به ضربات متوالی ومؤثرش درهفتههای اول جنگ قابل مشاهد بود(آيا تسويه حسابی در سپاه توسط هوادران جناح غربی صورت گرفته بوده است؟). به هرحال به نظر میآيد با فعال شدن جناح مصالحه با غرب و سيگنالهای آگاهانۀ ضد و نقيض مسئولان سياسی، سلطۀ اين جناح دارد بيش از پيش تحکيم میشود. درخواست مجتبی از تداوم حضور ميدانی مردم را آيا نمیتوان به عنوان هشداری مبنی بر تنها بودن و زير ضرب بودن جناحاش تلقی کرد؟
خوراکخوان (آراساس) دیدگاههای این محتوا