نظرات خوانندگان

سلحشوران در کف خیابان، خائنین در اتاق فرمان

نوشتۀ: بهمن شفیق

چرا و چگونه طبقه حاکمه در ایران پس از غزه اکنون لبنان را نیز دیپلماتیزه می‌کند. و چرا خیابان تنها نیروی پیشرویی است که می‌تواند راه را برای آینده باز کند.

بهمن شفیق

۲۰ فروردین ۱۴۰۵

۹ آوریل ۲۰۲۶

دیدگاه‌ها   

0 # داود 1405-01-21 21:35
سلام،
من دیروز توی جلسه نبودم و فایل صوتی را گوش دادم،
فکر میکنم ۱ قضاوتی کردید که منصفانه نبود،
در مورد توییتر-دیپلماسی،
اتفاقا من فکر میکنم اینجا یکی از کارهای منحصر به فردی بود که توی این جنگ ما از طرف جمهوری اسلامی دیدیم. دقیقا اینجا دست گذاشتند روی نقطه ضعف طرف مقابل و فضای روایت گری را برای ترامپ که خودش را فعال ما یشاء عرصه عمومی میدونه ٫ تنگ کرده. مثلا، بارها ترامپ برای دستکاری بازار توییت میزد و این اواخر، همه منتظر تکذیب طرف ایرانی بودن. توی سی ان ان بود فکر کنم که تحلیلگر برنامه گفت برای اولین باره که ما باید منتظر طرف ایرانی بمونیم تا بفهمیم رییس جمهورمون دروغ میگه یا نه!
من این را میتونم تا حدی مقایسه کنم با اون حرکت فوق العاده شعارنویسی روی موشک یا اون Lego Meme هایی که مخاطب چند صد میلیونی داشت.

کما اینکه حساب توییتری سید مجید موسوی حذف شد و رفت سرغ پلتفرم دیگه و کلی بحث شد در مورد استاندارد دوگانه توییتر.

شما مقایسه کردید با شی و پوتین که در عرصه عمومی حاضر نیستند. در مورد شی که خب داستان کمی متفاوته، مخاطب چینی در توییتر حضور نداره و چین به شدت متعهد به دیپلماسی کلاسیک هست که همه نظرات از تریبون وزارت امور خارجه منعکس میشه، ولی در مورد پوتین، این به عنوان ۱ انتقاد در موردش مطرح میشه که چرا با مخاطب جهانی ارتباط نمیگیره. ضمن اینکه ما با آمریکا در حال جنگ هستیم، و جنگ ما just-war هست ولی جنگ اوکراین هرچقدر هم دلیل منطقی برای شروعش داشته باشه، ۱ تجاوز از سمت روسیه هست، بماند که رسانه اصلی چقدر به انزوای عمومی روسیه دامن زد. من این توییتر-دیپلماسی را بدون توجه به نام پلتفرم و سیاستمدارانی که ازش استفاده می‌کنند، بسیار مفید میبینم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهمن شفیق 1405-01-23 16:38
سلام متقابل رفیق عزیز،
دو نکته در یادداشت انتقادی شما هست.
اول، آنچه در سخنرانی در مورد استفاده از توییتر یا به طور کلی شبکه های اجتماعی برای بیان مواضع گفتم مربوط به مواضع رسمی سیاستمداران بود نه مربوط به فعالیتهای بلاگرها و افراد منفرد خارج از چهارچوبهای رسمی. در توییتر و سایر شبکه های اجتماعی جنگی هم در جریان است که انبوهی از آدمها در آن شرکت دارند. از طرف ایران هم در جریان جنگ اخیر فعالیتهای چشمگیری در این زمینه صورت گرفت که به طور بی‌سابقه ای جنگ تبلیغاتی را به زیان آمریکا و به نفع ایران رقم زد. به‌ویژه آن کلیپهای لگویی مورد اشاره شما. اما این در مورد مواضع رسمی سیاستمداران صدق نمی‌کند. سیاستمداری که برای بیان مواضع خود مستقیماً به توییتر روی می‌آورد در درجه اول در حال تضعیف نهادهای دولت ملی خودش است. چه بخواهیم چه نخواهیم مبارزه سیاسی در جهان معاصر در چهارچوبهای ملی پیش می‌رود. انقلاب اجتماعی هم در گام نخست در جهارچوب کشوری یا ملی صورت خواهد گرفت. این که پوتین و شی جین پینگ مواضع سیاسی خود را از طریق نهادهای رسمی بیان می‌کنند دقیقاً به همین دلیل است. آنها با بیان نظرات خویش از طریق آن نهادها در حال تقویت آنها هستند. شما اگر بخواهید با مواضع آنها آشنا شوید باید به تاس و شین هوا و ریانووستی مراجعه کنید نه به توییتر. اما برای پی بردن به مواضع قالیباف دیگر لازم نیست به ایرنا و شبکه خبر مراجعه کنید. به توییتر یا ایکس مراجعه می‌کنید که تحت کنترل دشمن تعریف شده ایران قرار دارد. این یعنی رساندن نظرات خود به اطلاع جهانیان در عین تضعیف ارگانهای ملی کشور خودی و تقویت پلتفرم های تحت کنترل سرمایه آمریکایی. بهای سنگینی که یک سیاستمدار در موقعیت رسمی مجاز به پرداختن آن نیست. کاری است که حتماً باید از آن اجتناب کرد.
دوم، مقایسه ای کرده‌اید بین جنگ ایران و جنگ اوکراین و عنوان کردید که جنگ ایران عادلانه است در حالی که جنگ اوکراین تجاوزی از سمت روسیه بود. این اما با واقعیت انطباق ندارد. خصلت یک جنگ دفاعی به مثابه جنگ عادلانه را از این نباید تعیین کرد که چه کسی آغاز کننده جنگ بود. این که چه کسی گلوله اول را شلیک کرد هنوز برای تعیین این که چه طرفی متجاوز و چه طرفی در حال دفاع است کافی نیست. صرفنظر از وقایع سال ۲۰۱۴ و آغاز جنگ علیه دنباس از سوی دولت کودتاچی لیبرال فاشیستی کی‌یف، در جنگ جاری اوکراین هم با آن که روسیه آغازگر جنگ بود، این جنگ از سوی روسیه در مقابل تهدید رو به افزایش گسترش بی وقفه ناتو، استقرار دفاع موشکی در مرزهای روسیه و سرانجام یک کودتای فاشیستی ضد روس در اوکراین کاملاً به جنگی موجودیتی تبدیل شده بود و بر این اساس یک جنگ تدافعی و از همین رو عادلانه بود. اگر بخواهیم موقعیت ایران و روسیه را مقایسه کنیم، ایران مجاز و محق بود سالها قبل در مقابل گسترش پایگاههای آمریکا در منطقه دست به تعرض بزند و در چنان صورتی هم جنگ از سوی ایران تنها در ظاهر تهاجمی نمودار می‌شد اما در واقع یک جنگ تدافعی بود. ایران دست به این کار نزد و اکنون بهای سنگین آن را می پردازد. روسیه هم اگر دست به آن عملیات نزده بود امروز بهایی بسیار سنگین تر باید می پرداخت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mohsen 1405-01-21 17:46
با سلام و خسته نباشيد!
من متأسفانه نتوانستم در پخش زندۀ بحث و گفت در جلسه باشم و لذا به اين وسيله به نکته‌ای که در بحث هم اشاره شد تأکيد می‌کنم:
1- اگرسياست را يک جادۀ يک طرفه و شسته رفته ندانيم و جنگ تجاوزکارانۀ صهيونيستی امپرياليستی عليه ايران راه هم از اين تعريف جدا ندانيم، می‌بينيم که همانطور که اهداف مشترک و سرعت رسيدن به آنها درطرف جبهۀ مقاومت تطابق صد در صدی با هم ندارند، در طرف مقابل هم همين وضعيت وجود دارد. يعنی اگرحتی اختلاف منافع و روش پادگان اسرائيل با آمريکا يک درصد هم باشد نحوۀ مبارزۀ همزمان با اين دو را تا حدود زيادی همين اختلاف تعيين می‌کند. اگر بورژوازی غرب و خاصه آمريکا به طور قطع مطمئن بود که پادگان اسرائیل قادر به تأمين منافع خودويژه اش در وضعيت موجود می‌بود، بدون شک حمايت هميشگی‌اش از آن را ادامه می‌داد. اما با توجه به نفرت جهانی از اين پادگان و مهم‌تر از آن بحران سياسی داخل اسرائيل و خصوصاً خود آمريکا، و باز مهم تر از آنها وجود بازوی مقتدر جبهۀ مقاومت، شلاق دردآور تنگۀ هرمز و از همه مهمتر حضور خيابانی و ميدانی ميليونها تودۀ مردم مخالف موجوديت اسرائيل و حضور آمريکا در منطقه، حمايت صد در صدی و حداکثری از اسرائيل ناممکن شده است. بخشی از بورژوازی کلان آمريکا ديگر نه می‌تواند و به همين دليل نه می‌خواهد تا به آخر به لابيگری صهيونيستی بخش ديگر بورژوازی تن دهد و بيش از اين در باتلاق پيش آمده فرو برود. و نيز به قيمت تأمين منافع خودويژۀ اسرائيل از چرخۀ رقابت با رقبای ژئوپوليتيک خود عقب بيفتد. لذا ترجيح می‌دهد با فاصله گرفتن مقطعی و حساب شده از اسرائيل هرچه زودتر مفری برای خلاصی از اين وضع پيدا کند. درست همين جاست که می‌توان و بايد درز چگونگی تداوم جنگ يا عقب نشينی ميان آمريکا و پادگان اسرائيل را بيشتر کرد. جبهۀ مقاومت با توجه به نقاط قوت ذکر شده در بالا اگر بتواند، چه طی مبارزۀ ميدانی و چه معاهدۀ محکم و پر زور، خروج کامل آمريکا از منطقه را به آن تحميل کند قطعاً و گام به گام و با ضرب‌آهنگ سريع می‌تواند غدۀ سرطانی اسرائيل را از بيخ و بن بسوزاند و جهان را از شرش خلاص کند.
2- در رابطه با طرح آتش بس فعلی من فکر می‌کنم فعل و انفعالاتی در سپاه پيش آمده که باعث شده اين طرح به آن تحميل شود. اين عقبگرد البته از يکی دو هفته قبل از طرح آتش بس، با حضور همه جانبۀ مجدد جناح غربی نظام (ادامۀ کودتای نرم وغيرعلنی چندماه پيش و زورگيری اش در ماجرای شوک تراپی)، همچنين واقعيت ميدانی کم تحرکی سپاه نسبت به ضربات متوالی ومؤثرش درهفته‌های اول جنگ قابل مشاهد بود(آيا تسويه حسابی در سپاه توسط هوادران جناح غربی صورت گرفته بوده است؟). به هرحال به نظر می‌آيد با فعال شدن جناح مصالحه با غرب و سيگنالهای آگاهانۀ ضد و نقيض مسئولان سياسی، سلطۀ اين جناح دارد بيش از پيش تحکيم می‌شود. درخواست مجتبی از تداوم حضور ميدانی مردم را آيا نمی‌توان به عنوان هشداری مبنی بر تنها بودن و زير ضرب بودن جناح‌اش تلقی کرد؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس سوم

ادامه مطالب...

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

صدا و تصویر