مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

ببر کاغذی یا ببر زخمی؟ گفتاری درباره موقعیت کنونی امپریالیسم آمریکا، سیاست ورزی کمونیستی و آنتی امپریالیسم

نوشتۀ: بهمن شفیق

دیدگاه‌ها   

# امین خ 1400-05-28 22:39
خطاب به کاوه و دیگر کامنت نویسان:
دوستان ظاهرا برخی از شما تفاوت یک کامنت زیر یک مطلب را با نوشتن مقاله و نقد همه جانبه نمیدانید.‌
یک کامنت صرفا یک کامنت است و نظری کلی و کوتاه در باب مطلب مربوطه. من اگر بخواهم مواضع مطروحه در یک مطلب و یا فراتر از آن تفکرات و سیاست های یک جریان را نقد کنم نمیتوانم با یک اسم ناقص و یا مستعار بیایم و چند صد کیلو مطلب پشت هم بنویسم و بروم.
این بهانه شما که به دلایل امنیتی یا هر دلیل دیگر نمیتوانیم خود را معرفی کنیم غیر قابل قبول است. خود شما از واژه《 ما》 استفاده میکنید یعنی جریانی دارید و یا گروهی هستید پس حتما ارگانی دارید و نشریه ای منتشر می کنید که مواضع و تحلیلهایتان را به صورت کامل و دنباله دار آنجا می گذارید همچون تدارک یا گرایلو و دیگران. لطفا اگر چنین است نام خود و نشریه تان را بگویید تا برویم بخوانیم و در غیر این صورت به این مباحث کامنتی ادامه ندهید چون هیچ فایده ای جز خسته کردن ذهن خودتان و چشم ما ( کامنتها با فونت بسیار ریز دیده می شود) نخواهد داشت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# کاوه 1400-05-22 15:57
به جمال و وحید صمدی
خود را به نفهمیدن نزنید، چون فحوای کامنت من مشخص است. من نگفتم کمونیسم مارکس کشک و دوغ است، بل که گفتم این ادعای جهان که تدارک اشاعه دهنده کمونیسم مارکس و لنین است کشک و دوغ است و ما در تدارک اثری از کمونیسم مارکس و لنین جز در حد شعار ندیده ایم. جملات را درست بخوانید و دنبال بهانه انحرافی نگردید. طوری حرف می زنید که انگار سند طبقه کارگر را به اسم شما زده اند، در حالی که تعداد کارگرانی که اسم شما را شنیده اند به انگشتان یک دست هم نمی رسد. بقیه اظهارات شما هم تکرار اتهامات، فحاشی ها، شعارها، و از خود تعریف کردن های رفقاتان است با چاشنی از موضوع اصلی در رفتن.
اما آقای صمدی، نوشتید کمونیسم مارکسی و لنینی "همان است که هر چند وقت یکبار شما را مجبور می کند بیایید و بی نام و نشان اینجا کامنت بگذارید". خود را به کوچه علی چپ می زنید چون این بحث در جواب به هیچ بحث کمونیستی تدارک شروع نشد، بل که در جواب به ادعای بهمن شفیق درباره چپ محور مقاومتی و تعمیم آن به جریانات دیگر شروع شد و شروع کننده هم خود شفیق بود نه ما. شما در جواب به اعتراض بر حق یک کامنت ذیل آن مقاله کذائی قبلی که گفته بود چپ محور مقاومتی جریان سیاسی نیست بل که امروز یک فحش و اتهام است و دوستانه خواسته بود که شما آن را به همه نسبت ندهید، سه ساعت سخنرانی کردید و هر چه خواستید و نخواستید به دیگران بستید و حال برای شما عجیب است که آن ها به تاریخ سازی جعلی و تعمیم غلط شما اعتراض می کنند. مواضع گرایلو در مورد مصباح و جلیلی و هزار موضوع دیگر به هیچ وجه مورد تأیید ما نیست و شما هم می دانید که ما آن را تایید نمی کنیم، اما شما و بهمن شفیق و رفقای کامنتی تان می خواهید به زور با علم کردن این مواضع و نسبت دادن به ما بحث اصلی را کنار بزنید. لطفا نگوئید "در ثانی شما اصلا کی هستید که دیگران باید بدانند شما در کجا و در چه موضعی با گرایلو تمایز ‏دارید. جواب به محسن و کاوه هم در اینجا در حقیقت جواب به دو فرد مشخص نیست. کسی که محسن و کاوه را نمی ‏شناسد." اگر سوال دارید از خود آقای شفیق بپرسید که منظورش از جریاناتی که آن ها را با تعمیم چپ محور مقاومتی ذیل این اتهام می گذارد کیست. اولا من به همان دلیلی نمی توانم با هویت حقیقی اینجا ظاهر شوم که دوستان کامنتی شما و هر شخص دیگری نمی توانند. این امر آن قدر بدیهی است که اصرار شما بر آن مضحک و در حقیقت زشت است. ثانیا مگر بهمن شفیق نبود که بدون ذکر اسمی از گروه یا جریان خاصی چپ محور مقاومتی را تعمیم داد و جریاناتی را ذیل آن قرار داد؟ حتما کسانی را مدنظر دارد که آن ها را می شناسد. پس تکلیف خود را مشخص کنید: اگر چپ محور مقاومتی عام بر گرایلو است و کلیت آن عکس العملی به "کمونیسم مارکسی و لنینی" تدارک است، این قدر صداقت داشته باشید که قبول کنید که در این تاریخ موهوم و ساختگی شما عام بر گرایلو یعنی کسانی که لزوما با او نیستند اما عکس العملی به برخی مواضع شما دارند.
اما حقیقتا روی زیادی می خواهد که با آن جملات شفاف در اطلاعیه هسته ای در ستایش افکار عمومی و زنگ خطر سیاست تهاجمی ایران و نگرانی صلح جهانی، همان حرف هایی که اپوزیسیون عراق و رسانه های جریان اصلی قبل از حمله به عراق توی بوق می کردند، این طور دست بالا هم بگیرید؛ از این همه وقاحت دهان آدم باز می ماند. از کانادا و سازمان ملل نگویم که توضیح واضحات است، اما تبریک می گویم چون تاکتیک خوبی اتخاذ کردید: برای این که گندی که زده اید دیده نشود زودتر از دیگران به محکمه می روید، جیغ و داد راه می اندازید، خود را مبدا تاریخ می کنید، و به دیگران بهتان می زنید تا مجبور شوند قبل از شما به اثبات یاوه بودن اتهامات وارده بپردازند. اگر شهر هرت است و شما اجازه دارید هر کسی را با کوچک ترین انتقاد یا یادآوری درباره تاریخ جعلی ای که خودتان صحبتش را باز کردید، فورا در زمره چپ محور مقاومتی و نوچه گرایلو قرار دهید، باید خدمت تان عرض کنم که بسیاری تدارک را از خیلی وقت قبل در این زمره گذاشته اند. باب این کار زشت را باز نکنید تا بر سر خودتان نیاید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# جمال 1400-05-21 16:51
کاوه،
ناراحتی شما بیشتر از همه واسه اون پرچمیه که تدارک زمین نذاشته، هر چی هم زور زدین خودتو نگه دارین، نشد. همون اول کاری دمب خروس از زیر قسم حضرت عباس بعدی تون زد بیرون. آقای گرایلوی شما بهتون پوشش داد، تا بگین، کمونیسم مارکس کشک و دوغه. زبونتون ماهیت شما رو لو داد، واسه توهین به کسانی که بقولتون نفهمیده از تدارک و کمونیسم دقاع میکنن، کم نیاوردین ازتوهین نژاد پرستنی به آذری زبانها استفاده کنین. خوب شد بخودتون زحمت دادید، حرف بزنید، تا مردم بهتر ماهیت چپ مقاومتی را بشناسن.
برادر کاوه، درد شما اطلاعیه ای نیست، که بجرات میتونم بگم حتی نصفش را هم نخوندید یا اصلا نمیدونید و نفهمیدید توش چی نوشته، مشکل شما اتفاقیه که داره می افته و کارگرا دارن حرف خودشونو میزنن و ترکیب چماق و هویج (ضد امپریالیستی) دیگر عمل نمیکنه.
چشم شریف شما هم که به کانادا با رئیس بانک نظام مقاومتی شما که در روز روشن مثل آب خوردن سه هزار میلیارد پول رو ملا خور کرد و به کانادا رفت و آب هم از آب تکان نخورد، باز نشد، جدی میگین که با اطلاعیۀ تقطیع شدۀ تدارک باز شد؟ چشم مبارک شما و مرشد شما گرایلو سر نقش سازمان ملل در اتفاقاتی که در نطنز، بوشهر، شهرهای مختلف و کارخانه های ایران ... ودرمشایعت عملی رئیس جمهور دو تابعیتی و "تائید صلاحیت و تنفیذ شده" از جانب کل نظام باز نشد، ولی با دو کلمۀ اعلامیه باز شد؟
میگین نه؟ زحمت بکشین لیست آقاراده رو- فرقی نمیکنه اصولگرا یا اصلاح طلب- ردیف کنین، تا ببنینیم، چند نفرشون چقدر سرمایه رو تو دامن همون "امپریالیسم" کانادا پارک کردن و حالا دارن کیف میکنن؟ خرج تحصیلشون رو هم از "مسئولین ضد امپریالیستی نظام" از تو حلقوم کارگرا و زحمتکشا بیرون کشیدن، اینام با بهترین امکانات درسشون رو خوندن، الان هم تاپترین شغلها رو تو مراکز همون "امپریالیسم" دارن؟
شونه بالا میندازید، خِب که گرایلو به مصباح رسیده، ولی براتون مهم نیست که کارگرتو همون سیستم مصباح تا یکسال حقوق چندر غازشو نمیگیره و زن کارگری که مورد تجاوز جنسی قرار میگیره تا حقوق عفب افتاده اشو بگیره، به تدارک حواله میدید بره یقۀ گرایلو رو بگیره،؟؟ این خفنترین حرفه. اولا چرا خودتون این کارو نمیکنین؟ از اون گدشته چرا تا الان دادتون در نیومده که کارگرا باید هزینۀ دولتی رو بدن، که تمام معافیتهای مالیاتیش تو همون سیستم مصباحی مال کفتارهای مفتخوره؟ مهم نیست چون مساله اتون نیست که یقۀ اونا رو بگیرید، ولی با کمال میل دست میبرین تو لجن گرایلو، برش میدارین تا طرف تدارک پرتاب کنین. ظاهرا زیادی اون تو غرق شدین.
برادر کاوه، چپ مقاومتی جریان نیست، یک گرایش ارتجاعی برای ریختن آب تطهیرروی عملکرد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چهل سال گذشته و شاید یکی از وحشی ترین غارتگریهای "لاکچری" تو ابن دنیاس، دلیل ناراحتی شما هم از اینه که تدارک بدون ملاحظه همیشه حرف کارگرا رو زده و الانم کارگرا دیگه نمیزارن با کمک هوچی گری "ضد امپریالیستی" امثال شما و گرایلو تو سرشون بزنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# کاوه 1400-05-20 21:09
بس کنید، این قدر برای هم کارت پستال نفرستید. کمونیسم مارکسی و لنینی کدام کشک و دوغ است که ما نمی بینیم؟ روی تخت سلطنت خیالی نشستید و مدال "کمونیسم مارکسی و لنینی" را به خود اهدا می کنید و این هم از وضع مواضع کمونیستی تان. چشم مان به جمال دولت کانادا و سازمان ملل و کمیته همبستگی جهانی روشن نشده بود که الحمد لله شد. با وجود این گاف ها خیلی رو می خواهد که از خودتان به مثابه "کمونیسم مارکسی و لنینی" و " تنها جریانی که سرسختانه با تجاوزگری امپریالیستی دول غربی در حال جدال بود" تعریف کنید. آقایان مثل کبک سر را در برف فرو کردید تا نبینید، میل خودتان است، ما چشم داریم و می بینیم تدارک چه نوشته و معنی و مفهومش برای ما مشخص است. به قول محسن عبارات اطلاعیه و کامنت به قدر کافی واضح است و نیاز به مفسر و مترجم ندارد. قرار نیست با فحش و هوچی گری و افترا موضوع از نظر مخفی بماند که این طوری طلب کارانه دست پیش می گیرید تا پس نیافتید. تا یکی از در مخالفت با نظر تدارک در می آید، از خود بهمن شفیق تا سمپات ها بلافاصله سیل توهین با الفاظی مثل رذل و رذالت و کثیف و بی شرم و فاسد و پلشت و منحط و وابسته ردیف می شود که این بابا نوچه گرایلو است و مقاومتی و خرده بورژوا است و فلان و بهمان. نه با فحاشی نه با توجیه درست نمی شود که از قدیم گفتند گندی که زده شده را هر چه بیشتر هم بزنید بوی بد آن بیشتر بلند می شود، شما هم هرچه می خواهید درستش کنید خراب تر می شود. با این تعریف از خود کردن ها نیز مسأله حل نمی شود که می فرمائید ما تنها کمونیسم مارکسی و لنینی هستیم و چپ محور مقاومت برای عرض اندام خودش را در مقابل ما مطرح کرد. اول این که این همه از خودتان تعریف نکنید که اگر تعریف کردنی باشید تعریف تان را می کنند. دوما چپ مقاومتی با مقابله با تدارک سر بلند کرد و عاقبت آن به مصباح رسید؟ خب باشد؛ چرا این را به همه تعمیم می دهید؟ گرایلو گفته، اگر می توانید یقه خودش را بگیرید، نه این که به هر کس از راه می رسد نسبت بدهید.

از او یک جریان می سازید، برای آن تاریخ می سازید و به همه تعمیم می دهید، به آن تاریخ که نگاه می کنیم عصبانی می شوید، میلی و عشقی نظرات او را سر دیگران خورد می کنید و مصباح را به حساب همه می ریزید، فقط به این دلیل که کسی به تدارک انتقاداتی دارد که او قبلا داشته. هر چه می گوئیم که ما هیچ ربطی به این فرد و مابقی نظراتش نداریم، انتقاد هم داریم به خرج شما نمی رود. بحثی را شروع کردید و ادعای مسخره ای طرح کردید که نمی توانید آن را جمع و جور کنید، حال دست و پا می زنید تا درستش کنید اما هر روز خراب تر می شود. گاف های اطلاعیه و کامنت را با توجیه و "منظور ما این نبود، منظور ما آن بود" نمی توانید مخفی کنید. اگر به همین سیاق جلو بروید در آخر فقط تعدادی بیلمز فحاش تکفیری از قبیل جهان و قاسم باقی می مانند که خاصیتی غیر از سوت بلبلی زدن برای فرمایشات رئیس ندارند، بدون این که توجه کنند که رئیس چه فرمایش کرده است. از "اشاعۀ کمونیسم مارکسی و لنینی در بین کارگران و آحاد زحمت‌کشان و ستم‌دیده‌گان" هم تا به حال جز شعار چیزی از تدارک ندیدیم. بنابراین پز خالی ندهید و بی جهت به دل خود صابون نزنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# وحید صمدی 1400-05-22 10:42
کمونیسم مارکسی و لنینی همان کشک و دوغی است که محور مقاومت و چپ اپوزیسیون را ده دوازده سال است ‏راحت نگذاشته. همان است که استاد شما در اولین مقاله اش در سایت هفته مواضع چپ محور مقاومت را علیه آن ‏‏"صورتبندی" کرد و اتفاقا همو بود که برای این کمونیسم تاریخ ساخت و گفت که سکه مخالفت با جنبش سبز را به نام ‏خودتان زدید. همان است که هر چند وقت یکبار شما را مجبور می کند بیایید و بی نام و نشان اینجا کامنت بگذارید و ‏دروغی بگویید و تحریفی بکنید و فلنگ را ببندید.‏
اگر چشم عقل و انصاف داشتید می دیدید که اگر گرایلو در سال 94 علیه بیانیه هسته ای تدارک موضع گرفت و آن را ‏در خط آمریکا قرار داد، به این دلیل بود که هم برجام را سازش قهرمانانه می دانست و هم نحوه پیشبرد آن مذاکرات ‏را قبول داشت و در نتیجه کسی را که آن دو را به زیر سؤال می برد، مورد حمله قرار می داد و آن ها را برانداز و مدافع ‏آمریکا و امپریالیسم می دانست. مشکل او این بود که نه تنها مخالفتی با برجام نداشت، که وجود غربگرایان و ‏جاسوس های درون هیات مذاکره کننده هم برایش مهم نبودند. او به آنها به عنوان نمایندگان نظام ضد استکبار اعتماد ‏داشت و برعکس کسانی را که به افشای پرونده برجام دست می زدند به زیر سؤال می برد. آن هم با این بهانه که شما ‏می خواهید اسرار مملکت را در اختیار افکار عمومی ایران و جهان قرار دهید.‏
او با این مسئله کاری نداشت که نظام مقدسش اسرار مملکت را توسط همان نمایندگان مورد علاقه اش در اختیار ‏موساد و ام آی 6 و سیا قرار می داد. مشکلش با افکار عمومی کارگران و زحمتکشان در ایران و منطقه و هر عملی بود که رفتار جمهوری اسلامی و ‏نمایندگانش را به زیر سؤال می برد و آن ها را تضعیف می کرد. از نظر او و دایه های مهربانتر از مادر چپ محور ‏مقاومت همچون شما هیچ گردی بر دامان کبریایی جمهوری اسلامی ننشسته و مطالبه شفافیت از آن به منزله دخالت ‏در امور عرش اعلاست.‏
جناب کاوه، موضع گرایلو در مورد بیانیه هسته ای بر مبانی سیاسی مشخصی استوار است که در دوره ای به چپ ‏محور مقاومت معروف شد. نمی توانید از همان موضع حرکت کنید و هر جا که آبروریزی شد با زرنگی دامن خودتان را ‏کنار بکشید، که چرا ما را با گرایلو قاطی می کنید؟! اولا محسن خود در دفاع از موضع گرایلو وارد شد و وقتی بهمن ‏شفیق ثابت کرد که تبعات آن موضع -حتی در مورد بیانیه هسته ای تدارک- امروز به کجا انجامیده است منزه طلبانه خود را ‏از آن تبعات مبرا دانست. در ثانی شما اصلا کی هستید که دیگران باید بدانند شما در کجا و در چه موضعی با گرایلو تمایز ‏دارید. جواب به محسن و کاوه هم در اینجا در حقیقت جواب به دو فرد مشخص نیست. کسی که محسن و کاوه را نمی ‏شناسد. آن ها اینجا نیامده اند که استدلال کنند. آمده اند ضربه ای بزنند و بروند و دفعه بعد با نام دیگری ظاهر شوند. ‏پاسخ به آن ها پاسخ به خطی سیاسی است که به نام محسن و کاوه به بدترین نحوی وارد جدل سیاسی می شود تا با ‏دروغ و تحریف، مخالف سیاسی خود را تخریب کند. این کار ممکن است در سطح نیروهای سیاسی منحط امروز ‏متداول باشد اما چیزی جز بی شرمی و رذالت نیست. جناب کاوه شما مطمئنا چشم دارید و معنی و مفهوم عبارات بیانیه تدارک ‏هم برایتان کاملا مشخص است ولی آشکارا تحریف می کنید و دروغ می گویید. چون مبنای مبارزه طبقاتی منطق ‏نیست، مبنای آن منافع طبقاتی است. و مشکل ما و شما هم بر سر همین منافع طبقاتی است.‏

این کامنت نویسان سایت تدارک نیستند که سوت بلبلی می زنند. این رهبران مقاومت شما هستند که سوت بلبلی زده اند. ‏شما که چشم خود را می بندید و به مخالفینتان فحاشی می کنید و آن ها را بیلمز و تکفیری می نامید، حداقل شهامت ‏داشته باشید، از پشت نام های جعلیتان بیرون بیایید و مسئولیت نظراتتان را به عهده بگیرید.‏
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# جهان 1400-05-19 22:43
در تأیید نظر رفیق قاسم.
با نظر رفیق کاملاً توافق دارم که چپ محور مقاومتی با طرح ریزی دوگانۀ کاذب چپ سرنگونی طلب و چپ محور مقاومتی مبارزۀ طبقاتی را از حیز انتفاع ساقط نموده و فی الواقع کمونیسم را به دو جبهۀ بورژوایی یا خرده بورژوایی تقسیم می‌کند. این کار مکمل عملکرد چپ سرنگونی طلب است که وی نیز با تبدیل مبارزه به مبارزۀ "حقوق بشر با جمهوری اسلامی" تعریف مبارزۀ طبقاتی را مخدوش می‌نماید. این دو جناح چپ بورژوایی به یک درجه فاسد و خطرناک هستند و کمونیسم باید بدون ترسی از انگ خوردن توسط هر کدام از این دو جناح، ضمن مرزبندی دقیق و مبارزۀ سیاسی و ایدئولوژیک با آن‌ها، مسیر مستقل خود را ادامه دهد. هر دوی این ایدئولوژی‌های کثیف و وابسته به طبقات جنایت‌کار حاکم باید به کارگران شناسانده، مورد لعن آن‌ها قرار گیرند. در کارنامۀ تدارک کمونیستی نه امروز و نه هیچ زمان موضعی که علامتی از پروغربی بودن داشته باشد دیده نشده است و این تهمت بی‌شرمانه کار دست تعدادی چپ مغرض مقاومتی است که از اشاعۀ کمونیسم مارکسی و لنینی در بین کارگران و آحاد زحمت‌کشان و ستم‌دیده‌گان جامعۀ ایران مانند همۀ عمال طبقات حاکم وحشت دارند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# قاسم 1400-05-18 09:38
اطلاق سرنگونی طلب و پروامپریالیست به تدارک تنها از موضع محور مقاومت برمی آید. واضح است که این جریان در این 12 سال و پس از جنبش سبز و یا حتا پیش از آن چنین موضعی نداشته است.
من هم به تدارک انتقادهای فراوانی دارم. ولی زدن تدارک به اسم سرنگونی طلبی کار چپ های مقاومتی است که هدفشان این است که بگویند یا چپ مقاومتی و یا سرنگونی طلبی. و آنچیز که در این وسط حقیقتاً روی زمین میماند مبارزه طبقاتی کارگران ایران و منطقه است. لحاظ کردن این مبارزه نه یک امر تاکتیکی و وابسته به مسایل دیگر، بلکه اصلی است که باقی مسایل و تحلیلها حول آن و به منظور اعتلای آن باید قرار بگیرند و ربطشان این چنین است که معلوم میشود.
درست است که ما در مقابل تحریم و استحاله و انقلاب مخملی و هجمه خارجی و سرنگونی طلبی ایستاده ایم، محکمتر از مقاومتی ها، ولی در اینکه مقاومت ماهیتاً بورژوایی است هیچ شکی نمی توان داشت. اضمحلال و فساد چپ مقاومتی و عملیات ضدِّ مبارزات کارگری آنها و تبدیل شدنشان به بازوی حاکمیت، به ویژه در دوره رئیسی، فرایندی ست که با سرعت نور ادامه دارد. مرزبندی با این جریان منحط و ضدّکارگری از اصول کمونیستی است. یکبار برای همیشه باید گفت که محور مقاومت ایدئولوژی و گفتمانی بورژوایی است که دخل و تصورش در خرده بورژوازی، چپ محورمقاومتی رذل و پلشت را زاییده است.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# علی 1400-05-17 09:36
دیدم آقا محسن خیلی تند می روند شما درست می گویید که سازمان ملل هیچ کاره است ولی این را نمی دانید که نظام سرمایه داری به دنبال حداکثر سود است و دلیل اینکه آمریکا به ایران حمله نمی کند همینه حساب می کنه ببینه حمله به ایران چقدر سود دارد همین حالا جمهوری اسلامی بیشترین خدمت را به آمریکا می کند با سرکوب سهمگین طبقه کارگر چه چیزی بهتر از این آمریکا هیچ آلترناتیو بهتر برای این رژیم سفاک ندارد درست است که ایران مقاومت می کند و هزینه سنگین بر آمریکا وارد می سازد این باعث انصراف آمریکا از جنگ میشود ولی آمریکا نیز منتظر نشسته تا وضعیت تغییر کند به همین دلیل از جریانات ارتجاعی حمایت می کند اتفاقا عدم حمایت طبقه کارگر از جریانات ارتجاعی جلوی حمله آمریکا را گرفته تا قدرت نظامی و موشکی جمهوری اسلامی هر چقدر اتحاد بقه کارگر بیشتر احتمال حمله نظامی کمتر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# محسن 1400-05-17 05:39
ادامه:
و حالا میبینم کامنت شما بدتر از بیانیه شده است. از افکار عمومی گذشته و دارید سنگ رای کانادا و سازمان ملل را به سینه میزنید. واقعا خیال میکنید افکار عمومی در جهان به این خاطر ضد جمهوری اسلامی است که کارگران را شلاق میزند یا برای نمایندگان سازمان ملل این موضوع محلی از اعراب دارد؟ آیا رفقای شما هم فکر میکنند " مهم ترین مانع تجاوزگری امثال آمریکا فشار افکار عمومی همان جهان غرب است" ؟ ببینید به چه ورطه بدی سقوط کردید. کار به جایی رسیده که به رای سازمان ملل و قطعنامه کانادا و افکار عمومی جهان اصالت میدهید و آن را مانع جنگ میدانید. نخیر مهمترین مانع حمله آمریکا به یک کشور اراده و آمادگی و توان آن برای جنگیدن است نه افکار عمومی جهان یا رای سازمان ملل و دولت کانادا. همان نیروهایی که شما آنها را جزو "سیاست تعرضی" ایران در منطقه میدانید (که عامل نگران کننده افکار عمومی هم هستند) مانع جنگ میشوند نه افکار عمومی. شما همراستا با پروپاگاندای غرب و آمریکا و اسرائیل عامل میدانی و مادی مهارکننده خطر جنگ را "سیاست تعرضی" ایران مینامید. در عوض نقش افکار عمومی را برای رفع خطر جنگ پر رنگ میکنید. این چه فرقی با نظر رضا پهلوی و امثالهم دارد؟
نوشتید:
"باز هم میگویم در هیچ جای بیانیه صحبتی از این نیست که "به جای آژانس هسته ای آدمهای خوش نام و شریف باید ناظر برنامه هسته ای ایران باشند چون صلح جهانی در خطر است". دروغ می گوئید و خجالت هم نمی کشید. کجا گفتیم صلح جهانی در خطر است؟ آنچه ما گفتیم این بود که افکار عمومی جهان باید از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران متقاعد باشد تا بتواند از آن دفاع کند."
وقتی میگویید "سیاست تعرضی" ایران بخشی از مسئله خاورمیانه است و باید کنار گذاشت و در عوض افکار عمومی جهان و دولت کانادا را چسبید، یعنی نگران صلح جهانی هستید. یعنی برنامه هسته ای ایران تعرضی است (بر هم زننده صلح است) و افکار عمومی هم حق دارد نگران باشد. دیگر به چه زبانی باید نوشت که از این واضحتر باشد؟ میگویید نگران خطر برنامه هسته ای ایران برای صلح نیستید، بلکه نگرانید که افکار عمومی جهان نگران آن باشند. این فقط دور زدن است. متوجهید؟ دور زدن. یک حرف محال و بی معنی و بی نتیجه (نظارت کوبا و کمونیستها برای رفع نگرانی افکار عمومی) را توجیه مضمون کاملا دست راستی بیانیه می آورید و کامنت شما از خود بیانیه دست راستی تر میشود. مسئله اصلی شما افکار عمومی و سیاست تعرضی ایران است. اینها همان اجزای اصلی فرمولاسیون "خطر صلح جهانی" در پروپاگاندای غرب است.
فکر کنم موضوع به قدر کافی روشن هست. ضمنا بر آن حکومتی که بر کارگر شلاق میزند و اعتصاب کارگران را سرکوب میکند هزار بار مرگ و تف و لعنت و نفرین. باز اگر دلتان خنک میشود هر قدر خواستید به من بگویید مقاومتی. امروز در چپ همه به همه میگویند مقاومتی. کی به کی است، شما هم به من بگویید. بحث از طرف من تمام است. تکرار میکنم، قضاوت با عقل و شعور خوانندگان. عزت زیاد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-17 15:56
جناب، ممنون از بسط نظراتتان. کاملا روشن است که در اینجا دو دیدگاه کاملا متضاد در برابر یکدیگر قرار دارند. یک بار دیگر میگویم که اطلاق "گرایش امپریالیستی تدارک" به مواضع ما در بیانیه فقط رذالت است. حتی با فرض این که تمام بحثتان درباره نادرستی نظر ما در زمینه سیاست تعرضی جمهوری اسلامی در منطقه بی کم و کاست درست باشد. در مباحثات همان زمان هم گفتیم و الآن هم میگوئیم و می بینیم که امر محور مقاومتی های آن زمان و امر امروز شما نه بررسی کلیت آن بیانیه و آن موضع گیری، بلکه بیرون کشیدن نقطه ای در بیانیه و تبدیل آن به اهرمی برای نشاندن تدارک کمونیستی در کنار امثال راه کارگر و حزب کمونیست و حکک بود و هست. این دیگر جزء بدیهی ترین امور جهان سیاست است که هر نیروئی هنگام مواجهه با چالشهای بزرگ، در میان نیروهای دیگر به جستجوی متحدین و مؤتلفینی بر می آید که الزاما در تمام وجوه با آن در توافق قرار ندارند. با فرض این که امر چپ محور مقاومت آن زمان و امر امروز شما، هر دو، حقیقتا مبارزه مؤثر با امپریالیسم بوده باشد، بیانیه مورد مناقشه سرشار از مواردی بود که می توانستید به عنوان نقاط مشترک بر آن تکیه کنید و در عین حال آنچه را که از نظر شما نادرست به نظر میرسید به صراحت بیان کنید. اما مسأله آن زمان و امروز شما این نبود. مسأله شما فقط و فقط سلب اعتبار از تدارک بود نه چیزی بیشتر از آن. شما حتی دنبال متحد برای همان سیاست ضد امپریالیستی ادعائی خودتان هم نیستید و یا اگر هم هستید در میان کمونیستها دنبال چنین متحدینی نیستید.شما فقط میخواستید ثابت کنید تدارک منحط است.
اما کمی توضیح بیشتر درباره اصل موضوع. نه برای اقناع شما که تصمیمتان را گرفته اید. بلکه برای نشان دادن بی پایگی مباحثتان.
کامنتتان را از جمله با این عبارات به پایان می برید که "ضمنا بر آن حکومتی که بر کارگر شلاق میزند و اعتصاب کارگران را سرکوب میکند هزار بار مرگ و تف و لعنت و نفرین". اینطور نیست. دارید تعارف می کنید. شما این نفرین را میفرستید برای این که گریبان خود را خلاص کرده باشید. چرا این است؟ به این دلیل که شلاق بر کارگر و سرکوب اعتصاب یک جزء پایه ای تحلیل آن بیانیه و آن حکم معروف "سیاست تعرضی" جمهوری اسلامی هم بود که شما به آن معترضید. آن بیانیه نشان می داد که چگونه با آشکار شدن هر چه بیشتر چهره ضدکارگری و ضد "کوخ نشینان" جمهوری اسلامی، تأکید بر انرژی هسته ای به عنوان پایه ایدئولوژیک بازسازی قدرت منطقه ای "بورژوازی ایران" از سوی جمهوری اسلامی کشف و به کار گرفته می شد. تمام آن بیانیه را بر این کانتکست بود که می شد فهمید و در همین کانتکست هم بود که آن "سیاست تعرضی" معنا پیدا می کرد. معضلی که ما حتی به آن هم واقف بودیم که نه فقط ادامه اش، بلکه حتی عقب نشینی از آن هم به زیان منطقه خواهد بود. به این عبارت دقت کنید: "سیاست تعرضی آن به زیان مردم منطقه و ایران است و سیاست عقب نشینی آن نیز به همین ترتیب". و چرا چنین بود؟ دقیقا به این دلیل که جمهوری اسلامی در موقعیت باخت-باخت قرار داشت. به سرعت مشروعیت توده ای اش در منطقه و در داخل را از دست می داد و ناچار بود این ناتوانی و کمبود را با اقتدار نظامی همراه با شبح هسته ای جبران کند. حقیقتا جمهوری اسلامی با کاخهای لواسان و باستی هیلز و ویلاهای میلیاردرهایش در دبی و کانادا و آنتالیا چه فرقی با عربستان دارد؟ میگوئید مستقل است؟ اما آن استقلالی که معنایش عدم پرداخت شش ماهه حقوق کارگران باشد چقدر پایدار است؟
بگذارید چند نکته را هم خلاصه عنوان کنم تا لااقل تفاوت ها کاملا روشن باشد.
می گوئید " مهمترین مانع حمله آمریکا به یک کشور اراده و آمادگی و توان آن برای جنگیدن است نه افکار عمومی جهان یا رای سازمان ملل و دولت کانادا. همان نیروهایی که شما آنها را جزو "سیاست تعرضی" ایران در منطقه میدانید (که عامل نگران کننده افکار عمومی هم هستند) مانع جنگ میشوند نه افکار عمومی". این فقط و فقط یک استدلال ناب محور مقاومتی است.
اولا که جنگ با ایران سالهاست که در جریان است. همه آن نیروهای منطقه ای متحد ایران هم نتوانسته اند مانع بروز این جنگ شوند. این جنگ البته هنوز یک جنگ تمام عیار نظامی نیست. اما اگر جمهوری اسلامی همین روال را ادامه دهد، اگر باز هم کارگر را به شلاق بکشد و از تأمین حداقل نیازهای بهداشت و آموزش و تغذیه سر باز بزند و همزمان ثروتهای نجومی را در دست آقازاده ها و از ما بهترانش متمرکز کند، آنگاه دیر یا زود حتی آن نیروهای متحد منطقه ای هم قادر به جلوگیری از بروز یک جنگ نظامی نخواهند بود. می دانید چرا؟ به این دلیل بسیار روشن که در داخل خود آن جمهوری دیگر نیروئی نخواهد بود که بخواهد در دفاع از آن روی میدان مین برود. به این دلیل که در برابر هر رزمنده محور مقاومتی ده خائن ستون پنجمی در خود ایران خواهند بود که با کمال میل دروازه ها را به روی نیروهای متخاصم باز خواهند کرد. واقعه هواپیمای اوکرائینی را که یادتان نرفته؟
اما این اظهارات مسخره دیگر چیست: "کسی که سابقه دولت کانادا را میشناسد بیشتر باید به این شک کند که کوبا چه سوتی ای داده که دولت معلوم الحال ترودو هم در دفاع از آن رای میدهد". یعنی واقعا حاضرید دست به هر جفتک و واروئی بزنید تا حقایق را انکار کنید؟ یعنی نمی خواهید این را هم بپذیرید که دولتی که در همین آغاز بحران کرونا به عنوان دولت نجات بخشی برای جهانیان ظاهر شد، دولتی که حتی دشمنان قسم خورده اش نمی توانند منکر دستاوردهای درخشانش در زمینه بهداشت و آموزش همگانی شوند، به شکرانه اعتبار خویش است که برای 29 مین سال متوالی موفق به گذراندن قطعنامه های محکومیت آمریکا در سازمان ملل می شود؟ فکر می کنید با این ژست که گرفته اید که گویا برایتان مهم نیست دول دیگر چه می گویند، خیلی انقلابی هستید؟ نه، فقط نشان می دهید که هیچ از توازن قوا سر در نمی آورید.
نه، کوبا در آن 29 سال سوتی نداد تا بتواند از نظر دیپلماتیک چنین موفقیتهائی را کسب کند. کوبا به افکار عمومی جهانیان نشان داد و ثابت کرد که یکی از انسانی ترین دول تاریخ بشر را دارد. دولت بورژوائی که رأی به محکومیت تحریمهای کوبا می دهد، با نشان دادن ژست دفاع از این انسانی ترین دولت در حال خریدن پرستیژ و اعتبار برای خود است. عکس گرفتن با کوبا افتخاری است برای دولتها، تلاشی است برای بهره گرفتن از وجهه آن دولت نزد توده های مردم. و این چیزی است که جمهوری اسلامی فاقد آن است و مطمئن باشید که در صورت تداوم وضع موجود، به سمت اضمحلال خواهد رفت و راه را برای همان نیروهای امپریالیست باز خواهد کرد که شما مدعی مبارزه علیه آن هستید و ما در حال مبارزه عملی و واقعی علیه آن.
تصور میکنم کافی باشد. عزت زیاد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# محسن 1400-05-17 05:29
آقای شفیق دو نکته و ختم کلام. اولی در مورد نوع برخوردتان و دومی درباره محتوای کامنت آخرتان که واقعا تعجب آور بود. اینکه من به بیانیه هسته ای اشاره کردم چرا عجیب است وقتی خود شما در همین فایل صوتی موضوع را مطرح کردید؟ شما این فایل را در جواب به کامنت شخصی به نام نیما زیر مقاله درباره نسبت امور و اشیاء اماده کردید. او نوشته بود "چپ محور مقاومتی هم نه یک جریان سیاسی بلکه فحش و اتهامی است که چپ برانداز به تمام طیف‌های چپ ضد امپریالیست در ایران می‌زند. شما این کار را نکنید." حرف او درست است. الان همه به هم دارند این فحش را میدهند و بعضا همدیگر را به گرایلو میبندند. عین کار خود شما. تازه شما را هم مقاومتی میدانند. شما در فایل گفتید چپ محور مقاومتی واقعیت دارد و با حمله به شما خودش را تعریف کرد گویا شما مرجع و معیار کمونیسم اصیل هستید. آن حمله مربوط به بیانیه هسته ای بود. مگر غیر از این است؟ اگر میخواهید برای یک جریان جعلی به اسم چپ مقاومتی تاریخ بسازید و همه ما را در آن بریزید، لااقل تاریخش را درست بیاورید تا خواننده بداند منظور شما کدام حمله است و در آن چه حمله ای به چه موضع شما شد. از طرفی هر کسی که نقدی از موضع ضد امپریالیستی به شما داشته باشد یا بگوید نقد گرایلو به شما درست بود، فی الفور متهم میشود به محور مقاومتی و شاگردی او. خودتان را هم میکنید جریان اصلی کمونیسم که دیگران در واکنش به شما خود را تعریف میکنند. اگر هم بگوییم این نقد او را قبول داریم اما دیگر نظراتش را قبول نداریم، باور نمیکنید و به انگ زدن حسینیه و جلیلی و مصباح ادامه میدهید. این چه طرز برخورد است. بحث را شما شروع کردید، برای فحشی که به همه میدهید تاریخی ساختید که خودتان در مرکز آن قرار دارید، و آن وقت من که شروع این تاریخ ادعایی و آن نقد را یادآوری کردم مشکوکم؟ در ثانی انتظار دارید ما با اسم واقعی و مشخصات واقعی در سایت نظر بنویسیم و در غیر این صورت مشکوکیم؟ من به دفعات و با اسامی و مشخصات مختلفی که یادم نیست کامنت نوشتم. این چرا مشکوک است.
آقای شفیق اگر فایل صوتی ای با این موضوع بیرون میدهید که ما را هوادار مصباح و جلیلی و حسینیه کنید، و تاریخ آن را به حمله گرایلو به خودتان به عنوان کمونیسم اصیل میبندید، پس ما حق داریم به آن تاریخ برگردیم و ببینیم چه حمله ای به این کمونیسم اصیل شد. من میگویم آن نقد درست بود ( نه اینکه حرفهای او درباره مصباح و جلیلی درست است) و شما نمیتوانید به این راحتی مواضع غلط خود را ندیده بگیرید. گرایش امپریالیستی تدارک در بیانیه واقعیت داشت، چه این را گرایلو بگوید چه غیر او. با انگ زدن و نسبت دادن و خود را مرجع دانستن که کار درست نمیشود. در این کامنتها از بیانیه فاکتهای صریحی آوردم که اصلا آنها را ندیده میگیرید. اما کامنت آخر شما نور علی نور بود و فکر میکنم با وجود آن دیگر اصلا احتیاجی به فکت از بیانیه نیست. نوشتید:
" به این خبر گوش کنید: مجمع عمومی سازمان ملل برای بیست و نهمین بار متوالی و این بار با 184 رأی موافق در برابر 2 رأی مخالف آمریکا و اسرائیل تحریمهای آمریکا علیه کوبا را محکوم و خواستار پایان آن شد. می فهمید این یعنی چه؟ و می دانید که همان مجمع عمومی در دسامبر سال گذشته با 82 رأی در مقابل 30 مخالف و 65 ممتنع رأی به محکومیت جمهوری اسلامی شما (نگوئید جمهوری شما نیست، هست) در قضایای حقوق بشر داد؟ مبتکر آن قطعنامه کشور کانادا بود و همان کشور در قضیه کوبا علیه آمریکا رأی داد. فهم این برایتان دشوار است که جمهوری اسلامی جنگ بر سر افکار عمومی جهانیان را باخته است در حالی که کوبا برنده این جنگ بود و هنوز هم هست؟ چند کمیته همبستگی با جمهوری اسلامی در سرتاسر جهان سراغ دارید؟"
و دوباره نوشتید:
" مهم ترین مانع تجاوزگری امثال آمریکا فشار افکار عمومی همان جهان غرب است. تفاوت صدام حسین و فیدل کاسترو در همین بود. هر دو فاقد زرادخانه موشکی بودند، اما یکی فاقد هیچگونه حمایتی در افکار عمومی جهانی بود و دیگری در قلوب توده های میلیونی مردم جهان جا داشت. نمی فهمید؟"
خودتان از این حرف تعجب نمیکنید؟ بهتر است آقای صمدی هم این را بخواند. جواب کامنت او هم در این جملات نهفته است. میخواستم بگویم سوال اصلی این است که چرا در بیانیه هسته ای تا این حد نگرانی مردم جهان را جدی گرفتید. الان میبینم شما نه حتی مردم جهان، بلکه نظر و نگرانی نمایندگان دولتها در سازمان ملل را جدی میگیرید! شما حتی اینکه کانادا در باره کوبا چه رای داده و درباره ایران چه قطعنامه ای برایتان مهم است. کسی که سابقه دولت کانادا را میشناسد بیشتر باید به این شک کند که کوبا چه سوتی ای داده که دولت معلوم الحال ترودو هم در دفاع از آن رای میدهد. این کامنت دقیقا در ادامه خط باطل بیانیه است که سنگ نگرانی افکار عمومی را به سینه میزد. بیانیه میگوید مردم جهان و حتی مردم آمریکا و غرب نگران هستند. نگران چه؟ معلوم است، نگران هسته ای شدن ایران و خطر بمباران هسته ای کشور خودشان توسط یک دولت یاغی. غیر از این است؟ شما به صراحت در بیانیه به نگرانی آنها حق دادید. میگویید حق دارند نگران باشند چون نه فقط پروپاگاندای غرب هست بلکه خود ایران مخفی کاری میکند. اینجا که میرسد بحث را میپیچانید. میگویید: "نخیر منظور ما این است که چرا مذاکره کنندگان غربی و جاسوسها از محتوای مذاکرات خبر دارند اما مردم جهان که به حق نگران هستند خبر ندارند." در این که تیم مذاکره کننده و جاسوسهای غربی چه آشغالهایی بودند کسی شکی ندارد. سوال اصلی که شما از آن طفره میروید این است که بر فرض که افراد خوشنام و کمونیستهای شریف و دولت کوبا و غیره ناظر باشند، چرا شما به نگرانی مردم آمریکا و غرب حق میدهید و میگویید باید خیالشان راحت شود؟ (تازه از کی تا حالا مردم آمریکا و غرب با نظارت کمونیستهای شریف و نمایندگان دولت کوبا بر برنامه هسته ای دول متخاصم خیالشان راحت میشود). من فقط میگویم این حرف گرایلو درست بود که گفت اصلا به فرض که صلح آمیز نباشد و سلاح هسته ای باشد، به مردم جهان چه ربطی دارد و نگرانی آنها یا شما یا هر کس دیگر چه محلی دارد؟ این نگرانی یک فرمولاسیون آمریکایی است، ادامه همان خطی که به حشد میگوید "سیاست تعرضی" ایران. حال شما میخواهید حسینیه کاخ سفید و مصباح و جلیلی را هم از او به من ببندید و با این کار مضحک بحث را منحرف کنید دیگر میل خودتان است. مشابه همین اتهامات را خیلیها به خود شما هم میبندند. به نظر من هم اینکه "مردم جهان نگرانند و حق دارند که با اطلاعات دقیق رفع نگرانی کنند" یعنی شما به صورت مسئله ای که خود آمریکا ایجاد کرده اعتبار میبخشید، آن وقت به خود میگویید کمونیسم اصلح! مهمتر از اینکه کمونیستها و کوباییها ناظر برنامه باشند یا جاسوسهای غربی، اداپته شدن با این فرمولاسیون "نگرانی مردم جهان" است. بیانیه برنامه هسته ای را بخشی از "سیاست تعرضی" ایران در منطقه میداند که نگرانیها درباره ابعاد خطرناک آن برای صلح جهانی باید رفع شود. این حرف اسرائیل و آمریکا و عربستان و اپوزیسیون خودفروخته ایران است، ناظرش هر که میخواهد باشد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# تقی زارعیان 1400-05-17 00:16
خلاصه، سخن من آن است که اساساً برای من اصلاً روشن نیست که آیا حاکمیت بورژوایی در ایران می‌تواند جناح چپی داشته باشد که بعد برخی از کمونیست‌ها و چپ‌ها فریبِ آن را بخورند و بشوند چپ محور مقاومت؛ یعنی چپِ توجیه‌کننده‌ی استثمار بورژوازی از پرولتاریا در ایران؛ چپِ حامی حفظ کار مزدی؛ چپِ حامی دستمزدهای استانی و غیره و غیره. در پاسخ، نگویید مثلاً گرایلو از همه‌ی این‌ها دفاع می‌کند. چون اهمیتی برای من ندارد. اصلاً کلّ بحث من این بود که آیا امکان بروز «گرایشی عینی و مادی و اجتماعی» در حاکمیت بورژوایی ایران در لحظه‌ی کنونی وجود دارد یا خیر. با توجه به مرحله‌ی مشخص رشد دولت بورژوایی در ایران، به‌نظرم چنین امکانی نیست. اگر کسی می‌گوید هست، باید آن را نشان ندهد. روشن است که اگر چنین امکانی موجود نباشد یا خیلی کم‌رنگ باشد دیگر بی‌معناست که در هر کامنت و مقاله و یادداشت و سخنرانی لگدی به امثال گرایلو بزنیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-17 14:40
چند نکته شاید به عنوان حسن ختام بحث. تا ببینیم.
نخست، تقی زارعیان عزیز، تعجب می کنم از اظهارات سنجیده ای که این همه مدت از بیان آنها خودداری کردید. حقیقتا خودتان چگونه می توانید این را تحمل کنید؟ بسیاری از آنچه که در رابطه با تبیین چپ محور مقاومتی بر متن درک تحول سرمایه داری در ایران عنوان کرده اید همان حرفی است که ما زدیم و می زنیم. عجیب است که به ما میگوئید که تا کنون تبیینی از چپ محور مقاومتی به دست نداده ایم اما خود می نویسید " معتقدم اگر در ذهن خودمان درباره‌ی سرمایه‌داری در ایران به‌قدر کافی تأمل کنیم، این بحث برایمان روشن می‌شود". حرف ما هم دقیقا همین است. نمی توان عروج چپ محور مقاومتی را فهمید بدون این که درکی از توسعه سرمایه داری ایران در برهه تاریخی کنونی، موقعیت بورژوازی ایران در منطقه و در بازار جهانی و شکلگیری بلوک متقابل در برابر قطب مسلط بر سرمایه داری جهانی، یعنی همان قطب غربی به رهبری آمریکا، داشت. این که این چپ چه نقشی می تواند ایفا کند بحثی است مجزا و در این رابطه نیز فقط می توان با ملاحظات شما در باب عدم امکان سر برآوردن عدالت خواهی به مثابه بخشی از حاکمیت و رانده شدن بخشهائی از آنان به سمت سرنگونی طلبی توافق داشت. مضاف بر این که در بخشهائی از همان عدالت طلبی نیز اموری مثل مساوات و قسط و غیره هم جای خود را به شایسته سالاری و کارآمدی و مدیریت بازاری داده اند. اگر اشتباه نکنم ما نیز به دفعات معینی باید بر این تحول اشاره و یا تأکید کرده باشیم.
به این معنا با ارزیابی شما موافقم که "چپ محور مقاومتی" وزنه ای قابل توجه در معادلات سیاسی ایران در آینده نخواهد بود و حقیقتا نیز نیازی به لگد انداختن به این یا آن چهره این چپ نیست. اما مسأله اصلی این نیست که وزنه این چپ در صحنه سیاست ایران چقدر سنگین است. برای ما به طور ویژه، مسأله نقش این چپ در ممانعت از سازماندهی کمونیستی است و در این مورد با صراحت میگویم که این چپ تا همین امروز هم ضربات قابل توجهی به ما وارد کرده است. درست می خوانید. به ما، یعنی به خط کمونیستی که در تدارک کمونیستی صریح ترین بیان خود را دارد. اصرار این خط بر چسباندن تدارک کمونیستی به خط چپ آمریکائی فقط برای فشار آوردن بر ما نبود. برای ایجاد تردید در مجموعه وسیعتری از رفقای کمونیست هم بود که تقدیر ورود به سیاست کلان را در پیوستن به این یا آن اردوی بورژوازی می دیدند و کلا مبارزه سیاسی را واگذار کرده و به لاک کار محفلی و مطالعاتی و حوزه ای فرو رفتند. بسیاری از اینان رفقائی بودند و هستند که می توانستند و می توانند در کنار ما قرار داشته باشند. اما هراس از درغلطیدن به موضع پروامپریالیستی که چپ محور مقاومت دائما به آن دامن می زد، مانعی از این کار بود و هست. در برابر تکوین صف کمونیستی در ایران اتفاقا این یک مانع جدی است که باید به اندازه وزنش بدان اهمیت داد. و البته وزن این مانع سنگین تر از روی دیگر ماجراست. چپ سرنگونی طلب البته جنجال فراوان به پا می کند و به فضای ترور فکری دامن می زند تا امر سرنگونی فراطبقاتی اش را بالای تمام امور قرار داده و مانع از تکوین صف طبقاتی شود. اما آن چپ در کلیتش رسوا تر از آن است که بتواند نقشی جدی به عنوان یک مانع نظری ایجاد کند. به همین دلیل هم هست که از مبارزه نظری در میان آن چپ اثری نیست و هر چه هست پروپاگاند است و همان فضای ترور و ارعاب.
ضمنا، چپ محور مقاومتی دیگر فقط محدود به پرچمداران اولیه آن نیست که در مجله هفته ارگان اصلی خویش را دارند. بخشهائی از جوانان چپ جنبش سبز نیز در این فاصله به آن صف پیوسته اند. علت آن هم روشن است. به هر درجه ای که خط مقاومت در برابر غرب در بدنه بورژوازی ایران تقویت می شود به همان نسبت در بخشهائی از خرده بورژوازی نیز چنین خطی جذابیت بیشتری خواهد یافت و این اتفاقی است که با قدرتمند شدن چین و روسیه در حال وقوع است.
بحثم را جمع کنم. بدبینی ها را خوب کنار زدید. اما حرفهائی زدید که باعث می شوند انتقادی جدی را از شما طرح کنم. چرا با این توانائی نقشی در تغییر اوضاع ایفا نمی کنید؟ چرا انتقادات و ملاحظاتتان را هنگامی که بیشترین نیاز به آنهاست – مثلا پیش از برگزاری کنفرانس دوم ما – طرح نمی کنید تا بتوانیم کارمان را با وسعت نظر بیشتر و خطاهای کمتری پیش ببریم. تصور نمی کنم که شما اهمیتی برای وجود یک سازمان کمونیستی قائل نباشید و بود و نبود ما برای شما علی السویه باشد. چرا این صف را تقویت نمی کنید؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# تقی زارعیان 1400-05-17 00:15
ببینید چند چیز را باید تفکیک کنیم.
الف- دولت بورژواییِ ایران و نحوه‌ی انکشاف و گسترش سرمایه‌داری در ایران (در این زمینه خودتان خیلی صحبت کرده‌اید).
ب- محور مقاومت: به نظرم کلّ این محور مقاومت و این حرف‌ها شوخی است و اصلاً خیلی نباید راجع به آن صحبت کرد. تا حدودی، صحبت درباره‌ی آن را اضافی می‌دانم. نه اینکه نالازم است، اما معتقدم اگر در ذهن خودمان درباره‌ی سرمایه‌داری در ایران به‌قدر کافی تأمل کنیم، این بحث برایمان روشن می‌شود. مابقیِ مسئله، نحوه‌ی ارائه‌ی آن به مخاطبان است که بالاخره هر کسی یک‌جوری توضیح می‌دهد. ولی اگر کسی به من بگوید نظرت درباره‌ی خودِ محور مقاومت چیست و این حرف‌ها، به او می‌گویم صبر کن! اگر می‌خواهی راجع به محور مقاومت حرف بزنیم باید درباره‌ی دولت بورژواییِ ایران و حتی مجموعه‌ی مناسبات سرمایه‌دارانه در خاورمیانه حرف بزنیم.
پ- چپ محور مقاومتی: این بخش از مباحث خیلی جنجال به بار آورده و اصلاً بحث آن رفیقی که کامنت گذاشته بود و شما در پاسخ به او این سخنرانی را انجام دادید، همین «چپِ» محور مقاومتی است. آنچه من خیلی سردستی از این موضوع می‌فهمم آن است که گرایش‌هایی وابسته به مجموعه‌ی سرمایه‌داری و دولت بورژوایی در ایران می‌آیند و از مثلاً شکاف طبقاتی در ایران یا فقر روزافزون طبقات فرودست و غیره صحبت می‌کنند. این‌ها را به‌نظرم می‌توان یک بال از چپ محور مقاومتی دانست. به هر حال، معلوم است که تعمیق مناسبات سرمایه‌دارانه و رشد بورژوایی یک جامعه - که اتفاقاً بنا به مباحث خودتان دولت ایران در حال پیشبُرد آن است - چنین مسائلی را به بار می‌آورد. آن جنبه‌های ضدامپریالیستیِ دولت ایران و بتواره‌کردنِ آن را به نظرم خودِ تاریخ این چند سال اخیر از دستور کار خارج ساخت. یعنی حتی اگر کسی توهمی داشت که قرار است بعد از استقرار دولت اسد و بیرون کردن آمریکا از منطقه و بیرون رفتن عربستان از یمن، جمهوری اسلامی در این کشورها سوسیالیسم برپا کند، خودبه‌خود از بین رفته است دیگر. یعنی مثلاً من می‌توانستم چهارسال پیش بگویم اگر دولت اسد بماند، سوسیالیستی می‌شود این مقاومت. خود دولت اسد ماند و سوسیالیستی هم نشد. خودتان بهتر می‌دانید، حالا حتی اگر این شوخی که اسد می‌خواهد سوسیالیسم پیاده کند را جدی بگیریم، دیگر جمهوری اسلامی اجازه‌ی چنین کاری را نمی‌دهد.
نمی‌دانم، شاید روزگاری بوده که کسی چنین توهمی داشته است، اما اکنون دیگر خود واقعیت بطلان این توهم را نشان داده است. یعنی، بطلان آن را آشکارتر کرده است. خودِ شما می‌توانید ادعا کنید که ما هرگز چنین توهمی نسبت به کسی یا چیزی نداشته‌ایم و از اول‌ش هم معلوم بود. به هر حال، معلوم«تر» شده است دیگر.
به بحث بازگردیم. گفتم احتمالاً چپ محور مقاومتی همان کسانی‌اند که دلیل وجودی‌شان همین تعمیق مناسبات بورژوایی و پیشروی و پیشرفت این مناسبات در ایران است. تا اینجا، من آن‌ها را - دست‌کم فعلاً - خطری نمی‌بینم. یعنی فکر می‌کنم جمهوری اسلامی در وضعیت کنونی به‌لحاظ مادی و عینی امکان آن را ندارد که بالِ چپِ حاضروآماده‌ای داشته باشد که بخواهد آن را در مواقع خطرناک رو کند و مثلاً برخی از چپ‌ها و حتی کمونیست‌ها بدان‌سو بروند. خُب، این خطر در خیلی از کشورها وجود دارد. اما اتفاقاً خود آقای بهمن شفیق، یک‌بار گفت که چنین اتفاقی در ایران دورترین احتمال است (یا چیزی با این مضمون). راستش، خیلی هم واضح است. در ایرانِ کنونی، موجودیت‌هایی که شباهت‌شان به شکلی از عدالت اجتماعی و سوسیالیسم به اپسیلون پهلو بزند هم امکان قدرت‌گیریِ رسمیِ سیاسی ندارند - دست‌کم تا اطلاع ثانوی. بهتر می‌دانید که شرایط کنونی جهانی اجازه‌ی چنین بروزی به ایران را نخواهد داد. چون واقعاً قابل‌کنترل نیست. هرگونه رسمیت‌بخشیدن به چنین چیزی ممکن است با طوفان توفنده‌ی طبقه‌ی کارگر همراه بشود و آن‌گاه دیگر نمی‌توان جلویش را گرفت. اتفاقاً در فلان کشور اروپایی این اتفاق روی می‌دهد، چون می‌دانند می‌شود مدتی با شکل نیم‌بندی از سوسیال‌دموکراسی قضایا را حل کرد (حتی نمونه‌ی یونان نشان داد که این را هم برنمی‌تابد سرمایه‌داریِ کنونی). به هر جهت، چرا این‌قدر نسبت به چپ محور مقاومتی حساس شده‌ایم؛ آن‌هم درست در شرایطی که چپ پروغرب مکرّراً از آن چون چماقی برای زدن کمونیست‌ها استفاده می‌کند (برخلاف رأی آقای شفیق، معتقدم این جریان وزنی سیاسی و اجتماعی و آبرویی فرهنگی دارد و به این سادگی‌ها نمی‌شود بی‌خیالش شد و گفت کارش تمام شده است؛ هرچند اصلاً منکر تضعیفِ بی‌اندازه‌اش نیستم). کلّ حرف من این بود که شما و دیگرانی چون شما تبیینی از این چپ محور مقاومتی نداده‌اند که ببینیم آیا این خطر واقعاً وجود عینی و مادی دارید، یا نه؛ کسی آمده و نظریه‌پردازیِ حالا فرضاً جالبی کرده و رفته است. آخَر با مقالات گرایلو که نمی‌توان گفت این‌ها وزنی سیاسی دارند. بحث را اصلاً شخصی نمی‌کنم. فرض کنیم که اصلاً گرایلو در تقابل با تدارک چنین کرده و چنان؛ در اصل قضیه که تفاوتی ایجاد نمی‌کند. آیا ممکن است چپی وجود داشته باشد که این‎طور زائده‌ی جمهوری اسلامی و محور مقاومت بشود؟ به نظر من که نه. این را در واقعیت می‌توان دید. دولت و حاکمیت بورژوایی در ایران به هیچ شکلی از گرایش‌های عدالت‌خواهانه توجهی ندارد. اصلاً آن‌ها را به هیچ گرفته است. هم‌ازاین‌روست که حتی جناح‌های امنیتی‌ترِ جریان‌های عدالت‌خواهی که به طرق مختلف به دستگاه‌های جمهوری اسلامی وابسته‌اند هم یکی‌یکی دارند سرنگونی‌طلب و برانداز می‌شوند (البته نه سرنگونی‌طلبِ عینی، اما ادبیات‌شان دارد به آن سو کشیده می‌شود). این جریانات هرقدر مماشات کردند که اندک راهی به قدرت پیدا کنند، اصلاً و ابداً نشد که نشد. آن‌ها هم خودبه‌خود ادبیات‌شان و تمایلات‌شان تغییر پیدا کرد. عدالت‌خواهان روزبه‌روز تعدادشان کمتر می‌شود. مدافعان جمهوری اسلامی کسانی‌اند که اصلاً ربطی به عدالت‌خواهی ندارند دیگر. مثلاً به همین مباحث امثال رائفی‌پور و حسن عباسی و نمی‌دانم فلانی و بهمانی نگاه کنید. این‌ها از پیشرفت و موشک‌سازی و قدرت رایانه‌ای و این‌جور چیزها حرف می‌زنند. حتی کسی مثل رحیم‌پور ازغدی هم دیگر نمی‌تواند با این وضعیت کنار بیاید.

«««ادامه در کامنت بعدی»»»
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# تقی زارعیان 1400-05-16 23:32
سلام دوباره.
راستش، نظر دوم شما روی نظرِ آخر من باعث شد، بحث را ادامه بدهم. حقیقتاً - بیش از هر چیز - بابت اینکه سوءظنِ شما را از بین ببرم. گفتن ندارد، اما من نقش ویژه‌ای در جایی ندارم که تخریب شما واقعاً کارکردی برای من داشته باشد. از طرف دیگر، "متأسفانه" جریان‌هایی چون جریان شما - حال با تمام اختلافات غیراصولی‌ای که می‌تواند در میان باشد - آن‌قدرها وزنه‌ی عینیِ سیاسی ندارند که تخریب‌شان در دستورِ کارِ روز کسی چون من باشد. به هر حال، چند نکته می‌گویم:
درباره‌ی بحث بیانیه‌ی هسته‌ای؛ همان‌طور که گفتم، اصلاً به‌نظرم این بیانیه وزنه‌ی ویژه‌ای در مجموعه‌ی ادبیاتِ شما ندارد. راستش، آن بیانیه چندان هم به مذاق من خوش نمی‌آید. البته دلیلِ ویژه‌ای از من نخواهید. به هر حال، آدم‌ها هر لحظه با عقل و استدلال‌شان با جهان بیرون مواجه نمی‌شوند. اما اصلاً هم فکر نمی‌کنم که تداوم بیانیه‌ی هسته‌ایِ شما را باید - به قول گرایلو - از شبکه‌های وهابیت ببینیم. این دیگر شانتاژِ آشکار و بی‌پرده است. فی‌الواقع، تا جایی که به خودِ نوشته‌های گرایلو برمی‌گردد، او از اینکه کارِ خود را شانتاژ آشکار بداند هم چندان ناراحت نیست. کسانی که اینجا کامنت می‌گذارند و بدون دریافتِ تمامیتِ حرف گرایلو بعضاً از بخش‌هایی از آن دفاع می‌کنند، یا لااقل با آن به شما حمله می‌کنند، می‌گویند شانتاژ نمی‌کنیم و فلان. فکر کنم گرایلو صادق‌تر است و می‌گوید شما منحط هستید و از این حیث حتی علیه شما لجن‌پراکنی هم می‌کند. البته مثلاً من خودم همیشه تلاش می‌کنم مثلاً علیه پ.ک.ک لجن‌پراکنی نکنم و صرفاً حقیقت را بیان کنم. به‌نظرم این‌طور بهتر هم هست. واقعیت خودش حساب آدم‌ها و جریان‌ها را کف دستشان می‌گذارد.
درباره‌ی اینکه می‌گویید من باید جلوی فلان‌کس‌ها می‌ایستادم، تا حدودی حق دارید. البته، نمی‌دانم چه می‌شود گفت. وقتی سروصدا می‌شود ترجیح می‌دهم بحث را ادامه ندهم. خودتان می‌دانید، کسانی که می‌آیند و شلوغ می‌کنند چیزی برای از دست دادن ندارند و هویت‌شان همین هرزه‌درایی است. آن‌ها می‌توانند ساعت‌ها پشت رایانه‌شان بنشینند و از این کارها بکنند؛ من هم نه اینکه وقتِ این کار را نداشته باشم، آن را کار درستی نمی‌دانم.
حتماً در دفعاتِ بعدی - اگر خواستم به بحثی ورود کنم - حواسم را به این مطلب خواهم داد. راستش، برایم هم خیلی عجیب است. یعنی باورم نمی‌شود شخص یا اشخاصی نشسته‌اند منتظر تا مثل منی بیاید و حرفی بزند و آن‌ها شروع به این کار بکنند! واقعاً نمی‌دانم آخَر چرا کسی باید چنین کاری کند! از آن جهت که گفتید اگر اینجا در مقابل‌شان بایستیم، امکان عرض‌اندام اجتماعی‌شان هم کم می‌شود، پس قطعاً در این زمینه دقت بیشتری خواهم کرد.

در نظر بعدی درباره‌ی مباحث نظرم را از نو خواهم گفت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# وحید صمدی 1400-05-16 18:33
پاسخ به محسن،
سلام،
می توانید بگویید که در این نقل قولی که درج کردید چه اشکالی هست؟ توضیحات این پاراگراف و ادامه آن که من ‏جلوتر درج می کنم خیلی گویاست. دوست عزیز مشکل در پاراگراف نیست. مشکل در سمپاتی شما نسبت به حاکمین ‏و مذاکره کنندگانی است که در تیم خود چند جاسوس به ملت تقدیم کردند. این عینا مشکل گرایلو در زمان نوشتن آن ‏نقد بر بیانیه هسته ای تدارک هم بود، وگرنه به جای نقد بیانیه هسته ای تدارک، نقدی نسبت به برجام می نوشت و این ‏توافقنامه را که چیزی از عهدنامه ترکمنچای کم نداشت زیر سؤال می برد.‏
در حقیقت شما نگران این نیستید که تدارک کمونیستی جمهوری اسلامی را موظف می دانست تا از طریق نمایندگانی ‏از کشور کوبا و شخصیت هایی از این دست به شفاف سازی اهداف اتمی اش برای افکار عمومی ایران و جهان و قانع کردن آن ها ‏مبادرت کند. اگر چنین بود پیش از آن با خود برجام مخالفت می کردید که در آن رژیم جمهوری اسلامی برای حفظ و ‏بقای خود زیرساختهای اتمی و علمی وصنعتی جامعه ایران را تحت نظارت و کنترل سازمانهای بین المللی قرار می داد، و کلید تاسیسات ‏سری ایران را برای نظارت و کنترل 24 ساعته و آنلاین در اختیار سازمان ها و نهادهای بین المللی که ‏مستقیم با سازمان های جاسوسی کشورهایی مثل اسرائیل و آمریکا در ارتباطند گذاشته بود.‏
در این بحث تدارک به افشای عمل سران جمهوری اسلامی و مذاکره کنندگان هسته ای وقت می پردازد و اینکه آنان ‏فقط مردم ایران و افکار عمومی جهان را نسبت به اسرار اتمی ایران نامحرم می دانند و نه جاسوس ها و سازمان های ‏امنیتی کشورهای متخاصم را. نقدی که بعدها حتی از سوی بسیاری از مقامات و چهره های سیاسی جمهوری اسلامی هم مطرح شد.
پیشنهاد بیانیه در این قسمت این است که جمهوری اسلامی در این مناقشه برای شفاف ‏سازی اهداف اتمی خود، باید ابتکار عمل و اختیار را از دست نمایندگان و جاسوسان کشورهای متخاصم و ‏همفکرانشان در دولت وقت بگیرد و به گونه ای مستقیم و از طریق محافل مستقل و مترقی در جهان، افکار عمومی را ‏در جریان قرار دهد.‏

و اینک ادامه پاراگرافی که شما انتخاب کردید، فقط برای کسانی که حوصله مراجعه به متن اصلی را ندارند:‏
‏"مراجع صالحی که بتوانند این روند را سازمان دهند به اندازه کافی موجودند. از نمایندگان دولتهائی نظیر کوبا تا ‏شخصیتهای خوشنام آزاد اندیشی که در صف مبارزه برای دنیائی بهتر و انسانی تر قرار دارند. این دول جنگ طلب ‏غرب نیستند که باید متقاعد شوند. آنها هیچگاه متقاعد به چیزی نخواهند شد که با منافعشان خوانائی نداشته باشد. تأکید ‏بر شفافیت نزد این دول و جاسوسان آنان فقط بهانه ای است برای تدارک جنگ خونین آینده. این افکار عمومی ‏جهانیان، انبوه بیشمار انسانهای شریف، کمونیستها، عدالت خواهان و آرزومندان جهانی صلح آمیزند که باید از صلح ‏آمیز بودن برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی متقاعد شوند. جمهوری اسلامی به مثابه یک دولت موظف است ‏برای حفاظت از جامعه و مردم ایران در مقابل خطر جنگ خانمانسوزی که این مردم را تهدید می کند و برای رفع ‏همۀ مشکلاتی که تاکنون آوار سر این مردم شده است، به قضاوت افکار عمومی جهان و نظارت برگزیدگانی از ‏محافل و جریانات پیشرو بین المللی تن دهد. اگر این جمهوری خود چنین به چنین وظیفه ای تن نمی دهد، باید آن را ‏وادار کرد. استیناف از این امر تخطی از تن دادن به ابتدائی ترین وظیفه خود در حفظ جان و زندگی آحاد شهروندان ‏جامعه و مشارکت در زمینه تدارک فلاکتهائی بس بزرگتر است. کارنامه سیاه جمهوری اسلامی با خودداری از تن ‏دادن به چنین روند نطارتی در عین پذیرش نظارت همه جانبه ارگانهای "استکبار جهانی"، باز هم سیاه تر خواهد ‏شد."‏

آقا محسن شما در هر کامنت سعی می کنید ثابت کنید که با همه نظرات گرایلو موافق نیستید. بلی شاید شما نخواهید ‏کاخ سفید را حسینیه کنید یا حواریون جلیلی را به بلشویک ها!! ماننده نکنید، اما در همین مواضعتان نشان می دهید ‏که در همان دستگاه فکر می کنید و بنیادهای تفکر و سیاست در هردوی شما یکی است. بقیه جزییات مهم نیستند.‏
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# تقی زارعیان 1400-05-16 15:36
سلام دوباره.
خطاب به آقایان صمدی و شفیق.
دوستان گرامی، درباره‌ی پاسخ شما به دو مسئله‌ای که مدّ نظر من بود، ابداً قانع نشدم. راستش، احساس می‌کنم اصلاً شما متوجه نقد نشدید و این - بخواهم یا نخواهم - تا حدی هم به خاطر من است که نتوانستم به‌درستی این انتقادات را انتقال دهم. به‌هرحال، گویا در چنین ظرفی امکان گفت‌وگو و تبادل نظر و پیش بردن بحث وجود ندارد. البته شما هم می‌توانید بگویید که خوب پاسخ داده‌اید و دیگر من دارم لجاجت می‌ورزم؛ که البته دیگر نمی‌شود این را کار کاری کرد. امیدوارم در فرصت دیگری بتوانیم این بحث‌ها را بیشتر پی بگیریم.
اما نکته‌ای حتماً باید گفته شود و آن اینکه، متأسفانه، شما عادت بدی پیدا کرده‌اید و هر کس نقدی به شما وارد کرد و این نقد - به زعم شما - بوی گرایلو و مجله‌هفته را می‌داد، سریعاً منکوب‌ش می‌کنید و می‌گویید فلانی می‌خواهد کاخ سفید را حسینیه کند و جلیلی را لنینِ زمانه می‌داند. یعنی به‌محض اینکه کسی گفت بیانیه‌ی هسته‌ای تدارک - که تازه به نظر من در کلیت تدارک آن‌قدر هم چیز مهمی نیست شما آن‌قدر حرف و بحث سیاسی این‌ور و آن‌ور داشته‌اید که خودِ گیر دادنِ مداوم به این بیانیه کمی واقعاً مشکوک شده است دیگر - این مشکل را دارد و فلان، شما می‌گویید، بله، بله، این مشکل را دارد؛ از نظر شمایی که فکر می‌کنی یاران جلیلی بلشویک‌های زمانه‌اند، حتماً این مشکل را دارد و چقدر خوب است که تویی که می‌خواهی کاخ سفید را حسینیه کنی این بیانیه را مشکل‌دار می‌بینی. رفقا، این ادبیات درستی نیست با کسانی که به‌هرجهت می‌خواهند با شما وارد گفت‌وگو شوند، حال واقعاً با هر نیتی.
به هر جهت، از مشارکت شما در بحث خوش‌وقت شدم.
به نظرم با ورود کسانی دیگر به این بحث که فقط به طرفین اتهام وارد می‌کنند، باب بحث نه تنها باز نمی‌شود، بلکه قفلی دیگر بر قفل‌هایش زده می‌شود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-16 22:08
آقای زارعیان عزیز، ببخشید، اما تمرکز بر موضوع روال بحث که در کامنت قبلی تان به آن پرداخته بودید مانع از آن شد به دو جنبه دیگری بپردازم که در کامنت شما اثری از آنها نیست.
نخست این که شما قبلا به ما نسبت این را دادید که ما گویا در موردی مقاومت روسیه را به دلایل ایدئولوژیک توضیح دادیم و در مورد دیگری حرف متفاوتی زده ایم. در کامنت بعدی در جوابتان توضیح دادم که ما چگونه و در چه مواقعی برای توصیف واکنش بورژوازی آن را ایدئولوژیک تبیین کردیم و مثالهائی هم در این مورد زدم. توضیحات من در حد یک کامنت کمی مفصل هم بودند. حالا شما می نویسید که " درباره‌ی پاسخ شما به دو مسئله‌ای که مدّ نظر من بود، ابداً قانع نشدم. راستش، احساس می‌کنم اصلاً شما متوجه نقد نشدید و این - بخواهم یا نخواهم - تا حدی هم به خاطر من است که نتوانستم به‌درستی این انتقادات را انتقال دهم. به‌هرحال، گویا در چنین ظرفی امکان گفت‌وگو و تبادل نظر و پیش بردن بحث وجود ندارد".
می شود بپرسم چرا "ابدا" قانع نشدید؟ چه چیز در بحث برای شما نادرست و یا مبهم به نظر میرسد؟ دانستن آن کمک می کند که موضوع بیشتر روشن شود. چرا احساس می کنید ما متوجه نقد نشدیم؟ دقیق بگوئید کجا متوجه نقد نشدیم؟ اگر نتوانستید به زعم خودتان درست انتقال دهید، باز هم تلاش کنید. بحثی را طرح کرده اید و نمی توانید به همین سادگی با این اظهار نظرهای پراکنده در زمینه حواشی از پرداختن به متن آن خودداری کنید. و حتی مهم تر، چه چیز شما را به این نتیجه رساند که در چنین ظرفی امکان گفتگو و تبادل نظر و پیش بردن بحث وجود ندارد؟ کسی جلو ارائه بحث شما را گرفته بود؟ در آخرین کامنتهای پاسخ به شما اهانتی به عمل آمده بود؟ بحث شما سانسور شد؟ در کدام ظرف می توان چنین گفتگو و تبادل نظری را پیش برد؟
دوم در رابطه با بیانیه مربوط به قتل بدنوف هم اطلاعات شما از نظر زمانی غلط بود و هم آنچه به ما نسبت دادید مبنی بر این که آنجا سیاست روسیه را یکسره از روی منافع اقتصادی توضیح داده ایم، اصلا در آن بیانیه وجود نداشت. تکلیف این اظهارات نادرست چه می شود؟ آنها را پس می گیرید؟
راستش وقتی بیشتر فکر می کنم اینجا آن بدبینی اولیه من باز هم خود را نشان می دهد. شاید اتفاقا دقیقا به دلیل جواب نداشتن است که به نحوه بحث کردن ما پرداخته اید و به قفل شدن بحث و ابدا قانع نشدن و جای نامناسب بحث غیره؟ شاید این میدان فرعی را باز کردید که از پاسخ طفره بروید؟ می گویم شاید، به این دلیل که میخواهم منتظر توضیح شما بمانم. و اگر چنین توضیحاتی از سوی شما ارائه نشوند، دیگر مجاز خواهیم بود که لااقل تردید جدی در این داشته باشیم که به قصد روشن شدن حقیقت وارد بحث شده بودید. عمیقا امیدوارم که این بدبینی بیجا باشد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-16 18:16
آقای زارعیان عزیز، از این که از پاسخهای ما قانع نشدید متأسفم. شاید زمانی دیرتر این امر واقع شود. اما چند نکته دیگر.
درست میگوئید که آن بیانیه هسته ای تنها بخش کوچکی از فعالیت گسترده ما را تشکیل می داد و گیر دادن به آن به قول شما کمی مشکوک هم هست. اما چرا این را خطاب به ما می گوئید؟ چرا ما را از این بابت سرزنش می کنید؟ سؤال دقیقا همین است. چرا شمائی که شاهد این کار مشکوک هستید، صدای اعتراضتان را علیه عامل آن بلند نمی کنید؟ این را برای تحریک عواطف نمی گویم. به این دلیل می گویم که این مجادله جاری یک مباحثه آکادمیک نیست که بتوان در پایان آن دست یکدیگر را فشرد و تا نشست بعدی روزهای خوبی برای همدیگر آرزو نمود. این یک جنگ سیاسی است. کسی آمده و فرصت را غنیمت دیده و زیر بادگیر بحث شما دارد شمشیر خودش را می زند. اشتباه شما این است که تصور می کنید چنین افرادی برای گفتگو می آیند. محض اطلاع شما بگویم که حتی ایمیلی که برای ارسال کامنت از آن استفاده می کنند قلابی است. گفتگو مناسکی دارد و ضوابطی. نمونه بارزش همین گفتگوی حاضر با شما که علیرغم بدبینی اولیه من مصرانه بحث خود را طرح کردید بی آن که بخواهید تخریب کنید و سرانجام هم مباحثه را به یک روال جدی انداختید. تردیدی نداشته باشید که ما تا زمانی که مباحثه بر مبنای استدلال جاری باشد بدان پایبند خواهیم بود. اما به همان اندازه هم قادریم در مقابل شانتاژ و پرووکاسیون با ضرباتی سنگین تر جواب بدهیم.
مسأله دقیقا همانی است که خودتان در پایان یادداشتتان آورده اید. با ورود کسانی دیگر که اتهام وارد می کنند بحث قفل می شود. اما جلو ورود این کسان دیگر را نمی توان گرفت. کاری که باید کرد ایستادن جلو این کسان دیگر است. این می تواند امکان اجتماعی عرض اندام چنین کسانی را محدود کند.
یک بار دیگر، کسی آمد و در بادگیر بحث شما شروع به لجن پراکنی کرد. اگر این شانتاژ را دیده بودید، این شما هستید که پیش از ما باید پا به میدان می گذاشتید و جلو آن آدم می ایستادید و نمی گذاشتید که بحث را به سمتی ببرد که قفل شود. راست نمی گویم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# محسن 1400-05-16 14:15
آقایان فرهاد و فرشته
چرا مغلطه میکنید و حرف را عوض میکنید؟ جمله های تدارک که به مجاز و ایهام نوشته نشده. نمیبینید یا نمیخواهید ببینید؟ این جمله بیانیه که از آب چشمه شفافتر است چه معنی ای دارد غیر از اینکه فعالیتهای هسته ای ایران مشکوک و نگران کننده است و مردم جهان حق دارند نگران باشند:
"معضل جمهوری اسلامی این است که مردم جهان نیز بر کیفیت برنامه های هسته ای این رژیم آگاه نیستند و صلح آمیز بودن آن را باور نمی کنند. نه فقط به دلیل پروپاگاند مخالفین جمهوری اسلامی، بلکه دقیقا به دلیل عملکرد خود جمهوری اسلامی در پنهانکاری نسبت به اهداف خویش. نه فتاوی رهبران جمهوری اسلامی مبنی بر حرام بودن بمب اتمی پاسخی قانع کننده به این معضل است و نه پروپاگاند دولتی ایران برای خاورمیانه عاری از سلاحهای هسته ای. مردم جهان به اطلاعات دقیق نیاز دارند. اطلاعاتی که تمام تردیدها در زمینه صلح آمیز بودن انرژی هسته ای ایران را برطرف نموده و پروپاگاند جنگی ماشین رسانه ای غرب را خنثی کنند. جمهوری اسلامی موظف است و باید این اطلاعات را در اختیار جهانیان قرار دهد. "
از این واضحتر؟ شما نمیخواهید ببینید، خب نبینید. خواننده ها میبینند و کلاه خودشان را قاضی میکنند. بله، من در کامنت اول ذکر کردم که در بیانیه فحش و شعاراتی هم نثار امپریالیسم شده بود، اما اینها و بحث دیپلماسی مخفی به وضوح شعارهایی بود که اصل قضیه را پنهان میکرد و گرایلو در این مورد آن را درست دید. لطفا فورا حکم نکنید که من همه نظراتش را قبول دارم یا به حسینیه شدن کاخ سفید فکر میکنم. شما برای از سر باز کردن قضیه به چه وضعی افتادید. دیگران را هم به ظریف نسبت میدهید و هم به جلیلی. یعنی من که به زعم شما محور مقاو.متی هستم هم طرفدار جلیلی ام و هم طرفدار برجام؟ به این میگویند مهمل بافی. نخیر، من نه مقاومتی ام و نه طرفدار برجام. فقط میگویم انتقادات گرایلو به تدارک در هسته ای و قضیه ی روسیه و اکراین درست بود. و فکر نمیکنم جریانات مقاومت امثال حشد و حوثی و حزب الله "سیاست تعرضی" ایران هستند. اینها مواضع چپ پروغربی است. این جریانها تعرضی نیستند بلکه از خودشان و کشورشان دفاع میکنند، اما در حد گرایلو انها را بدیل ایجنت سوسیالیسم نمیکنم.
فکر کنم شما با خود عهد بستید که تدارک هرچیزی نوشت هر چی هم غلط بود از آن دفاع کنید، مبارک باشد. به این میگویند تدارک اللهی. حزب اللهی در میدان عمل کاری میکند و بر سر آن تعصب دارد. شما روی بیانیه های یک سایت انقدر حرص و جوش میخورید. چرا عصبانی میشوید. این جملات بیانیه در بالا، آن هم لینک خود بیانیه. اجازه بدهید خواننده ها بخوانند و خود قضاوت کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-16 17:43
این هم خصلت نمای بخشی از شرایط ویژه جهانی تاریخی ماست که در هر تندپیچی مشاجرات حاد پیشین در سطحی بالاتر و در مصاف با چالشهائی تازه بازتولید می شوند. و البته که تحول سیاسی جاری کنونی در ایران چنین تندپیچی است و باز هم همان بازیگران. مطمئن باشید دوستان چپی سابق و اکنون پروامپریالیست هم دارند مباحثات را دنبال می کنند. کمی که جلو برود چه بسا که سر و کله آنان هم پیدا شود.
بحثها به درازا کشید. نخست پاسخی به مباحث محسن.
جناب محسن، نمی فهمم چرا از استادتان اعلام برائت می کنید. شما آن خطی هستید. تعارف نکنید. بلشویسم مصباحی نتیجه منطقی آن خط است که ما از همان آغاز پیش بینی اش کرده بودیم و حالا که به این نتیجه منطقی اش رسیده است، با عنوان این که "اشتباهات" اند از آن اعلام برائت آبکی می کنید؟ عجیب است، یکی سوسیالیسم را به ثمن بخس به حراج گذاشت و کار حراجش را هم با حمله به کمونیستها شروع کرد و شما تازه می فرمائید که ایشان "اشتباهات" دارند؟ در مقابل بریده هائی از یک بیانیه ما کافی است که تمام پراتیک و هویت کمونیستی یک جریان را زیر ضرب ببرید و حکم بدهید که "فاسد" است و "موضع آمریکائی" دارد؟ به ما نمی گوئید "موضع شما اشتباه بود". حرف گرایلو را تصدیق می کنید که می گفت تدارکی ها هم پرو امپریالیستند فقط ظاهر سازی می کنند. فکر میکنید این تفاوتها دیده نمی شوند؟ چرا ناراحت می شوید از این که رفقائی شما را "برادر محسن" خطاب می کنند. آنتی کمونیسم شما دارد داد می زند.
اما چند نکته درباره مضامین بحث. به این خبر گوش کنید: مجمع عمومی سازمان ملل برای بیست و نهمین بار متوالی و این بار با 184 رأی موافق در برابر 2 رأی مخالف آمریکا و اسرائیل تحریمهای آمریکا علیه کوبا را محکوم و خواستار پایان آن شد. می فهمید این یعنی چه؟ و می دانید که همان مجمع عمومی در دسامبر سال گذشته با 82 رأی در مقابل 30 مخالف و 65 ممتنع رأی به محکومیت جمهوری اسلامی شما (نگوئید جمهوری شما نیست، هست) در قضایای حقوق بشر داد؟ مبتکر آن قطعنامه کشور کانادا بود و همان کشور در قضیه کوبا علیه آمریکا رأی داد. فهم این برایتان دشوار است که جمهوری اسلامی جنگ بر سر افکار عمومی جهانیان را باخته است در حالی که کوبا برنده این جنگ بود و هنوز هم هست؟ چند کمیته همبستگی با جمهوری اسلامی در سرتاسر جهان سراغ دارید؟ بگذاریدشان کنار کمیته های همبستگی با کوبا تا بفهمید تفاوت در کجاست.
و اما دغدغه صلح جهانی. باز هم میگویم در هیچ جای بیانیه صحبتی از این نیست که "به جای آژانس هسته ای آدمهای خوش نام و شریف باید ناظر برنامه هسته ای ایران باشند چون صلح جهانی در خطر است". دروغ می گوئید و خجالت هم نمی کشید. کجا گفتیم صلح جهانی در خطر است؟ آنچه ما گفتیم این بود که افکار عمومی جهان باید از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران متقاعد باشد تا بتواند از آن دفاع کند. در جواب استادتان این را قبلا گفتیم و باز هم می گویم. و بدانید که چنین شفافیتی به طور قطعی باید یک رکن سیاست دولت انقلابی طبقه کارگر پس از تسخیر قدرت هم باشد. دلیلش هم برای کسی با اندکی شعور سیاسی باید قابل فهم باشد. مهم ترین مانع تجاوزگری امثال آمریکا فشار افکار عمومی همان جهان غرب است. تفاوت صدام حسین و فیدل کاسترو در همین بود. هر دو فاقد زرادخانه موشکی بودند، اما یکی فاقد هیچگونه حمایتی در افکار عمومی جهانی بود و دیگری در قلوب توده های میلیونی مردم جهان جا داشت. نمی فهمید؟
حقیقتا فکر می کنید چرا منِ اهل روسیه یا صربستان یا مثلا یونان و یا حتی چین باید ذره ای برای جمهوری اسلامی شما احساس همدردی داشته باشم؟ به نسل کشی اش از کمونیستها و به شلاق زدن کارگرها و به فقر و فلاکت توده های میلیونی اش فعلا کاری نداریم. این همان جمهوری نیست که دست در دست ناتو دستجات و باندهای اسلامی کوسووئی را سازماندهی کرد و در نابودی یوگسلاوی مجاهدت نمود؟ این همان جمهوری اسلامی نیست که یک پای نابودی آن جمهوری خلق افغانستان بود که اتفاقا همراه با همین جمهوری اسلامی چشم به جهان گشوده بود اما برخلاف این جمهوری نگاهش به شوروی بود و نه به آمریکا؟ این همان جمهوری نیست که همین امروز هم مراکز قابل توجهی از قدرتمندان داخل نظامش حاضر به یراق نشسته اند که در کنار رفقای سیا و ام آی 6 به داد مجاهدان اویغورشان برسند؟ حقیقتا چرا باید به این جمهوری اسلامی اعتمادی را داشت که اکثریت عظیم مردم جهان به کوبا دارند؟
و نکته آخر این که این دیگر رذالت است که بحث ما درباره ضرورت شفافیت در برنامه هسته ای ایران و اقناع افکار عمومی جهانی و در این باره که "جمهوری اسلامی نه بخشی از حل مسأله خاورمیانه بلکه بخشی از خود مسأله است" را شاهدی بر مواضعی آمریکائی قلمداد کنید. رذالت است از این رو که کل آن بیانیه و تمام آن بحث در برابر وادادگی جمهوری اسلامی شما در برابر دول غربی و تعهدات ننگین برجامی اش و در جهت پیدا کردن راهی برای مقابله مؤثر با تخاصمات امپریالیستی تنظیم شده بود. نخواندید که در پایان همان بیانیه مخالفت صریح خود را با حضور ناظران رسمی دیپلماتیک اعلام کردیم؟ این عبارات را ندیدید: "دولت انقلابی آینده پرولتاریای ایران نمی تواند و نباید این قراردادها را به رسمیت بشناسد. لغو فوری این قراردادهای اسارت بار باید جزء اولین اقدامات این دولت انقلابی پرولتاریای ایران باشد. اما تا آن زمان نیز چه تضمینی هست که نظارت این "سازمانهای بین المللی" راه همان سرنوشتی را برای جامعه ایران باز نکند که برای عراق باز کرد." ؟
استاد شما برای تراشیدن حقانیتی برای خط منحط خویش نیاز به این داشت که اعتبار تنها جریانی را مورد حمله قرار دهد که هم سرسختانه با تجاوزگری امپریالیستی دول غربی در حال جدال بود و هم حاضر نمی شد نبرد برای تدارک انقلاب اجتماعی را بایگانی کند و به دفاع از محور مقاومت اسلامی تان مشغول شود. او میخواست با خیال راحت به آیت الله مصباح خویش برسد و حمله به اعتبار تدارک کمونیستی باید این راه با برایش باز می کرد.
موضوع روشن است. اجازه بدهید من هم شما را "برادر محسن" خطاب کنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# فرهاد 1400-05-16 16:54
خیلی ساده چند پرسش از شما پرسیدم. طفره نروید!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# فرشته 1400-05-16 10:16
به برادر محسن،
شما اینجا نقل قول هایی از بیانیه هسته ای تدارک نقل کرده اید که نشانه قوت این بیانیه است. شاید شش ‏سال پیش میشد در کنار ظریف و روحانی ایستاد و از برجام و نحوه پیشبرد و تصویب آن دفاع کرد. اما مدت کوتاهی ‏پس از آن جار و جنجال پیروزی و قسم های ظریف و روحانی، معلوم شد که چه کلاه بزرگی سر مردم ایران رفته و ‏چگونه بدون اطلاع آن ها و حتی بدون اطلاع نمایندگان مجلس شورای اسلامی، برجامی را به جامعه تحمیل کردند که ‏در واقع چوب حراج بر سر همه چیز بود. حالا شما آمده اید و می گویید چرا تدارک گفته این چه مذاکراتی بود که ‏موساد و سیا و همه سازمان های اطلاعاتی غرب در هر لحظه از مفاد آن مطلع بودند و فقط مردم ایران و افکار ‏عمومی جهان از آن بی اطلاع بودند. راستش این کامنت شما از عذر بدتر از گناه هم بدتر است. بر موضعی پای می ‏فشارید که امروز باید مایه شرمساری امثال گرایلو و شما باشد. امروز حتی خود روحانی و ظریف هم نمی توانند ‏سرشان را بالا بگیرند و از "پنهانکاری" آن مذاکرات دفاع کنند. امثال شما و گرایلو نه تنها دست طرفداران محور ‏مقاومت و جبهه پایداری را بسته اید، که در بی شرمی روی دست امثال جهانگیری زده اید. حتی آن ‏طرفداران جلیلی هم–که از نظر شما ‏‎ ‎‏"بیش از هر نیروی دیگری به بلشویکها ماننده اند" همان زمان به پنهانکاری و ‏شفاف نبودن مذاکرات و بی اطلاع بودن ملت و نمایندگان مجلس از مذامرات برجام انتقاد داشتند.‏ با مخفی شدن پشت نام هاي کامنتی و از تاریکی تیر انداختن به راحتی می توانید دروغ بگویید و تحریف کنید، اما نمی توانید کاری از پیش ببرید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# محسن 1400-05-15 14:01
سلام.
چند اشتباه. اول از همه برادران بازگشته اصلا ربطی به شما نداشت . مقاله علیه کردها بود که فقط یک کلمه به شما اشاره کرده بود و شما در جواب این متن را که اینجا لینک دادید نوشتید. بعد از این متن شما بود که گرایلو مقاله درباره زرنگیها را نوشت و در آن جواب شما را داد. در ثانی اصل نقد او به تدارک قبل از همه این بحثها به مقاله بوی داروی روباه گزیدگی بر میگردد که علیه بیانیه هسته ای شما بود. بیانیه شمشیر داموکلس. در آن با فاکت از بیانیه شما نشان داد که موضع آمریکایی دارید. بلی در آن بیانیه طبق معمول بر ضد آمریکا و امپریالیسم هم چند شعار دادید. اما او میگفت اینها فقط شعار است و اصل قضیه این است که نگرانی مردم جهان را جدی گرفتید و میگویید آنها حق دارند از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای مطمئن شوند و خواهان شفافیت پرونده هسته ای برای جهان هستید و به جای آژانس هسته ای آدمهای خوش نام و شریف باید ناظر برنامه هسته ای ایران باشند چون صلح جهانی در خطر است و جمهوری اسلامی به خاطر سابقه اش ذهن جهان را نگران کرده است. نوشتید که جمهوری اسلامی بخشی از مسائل و بحرانهای منطقه است. گرایلو هم گفت موضع فاسد در اصل همین است که پشت شعار ضد آمریکایی قایم شده است. در این موضوع حق کاملا با او بود و بعد از آن تا همین الان به تته پته افتادید به طوری که خط و ربطتان یک روز هم ثابت نیست. انقدر ضد و نقیض حرف میزنید، به قول گرایلو انقدر با زرنگی زیراب موضع و تحلیل قبلی خود را میزنید که آخرش نمیشود فهمید نظر نهایی شما در یک موضوع خاص چیست. بسته به اینکه تم روز چیست شما هم هر روز یک تیپ میزنید. این عدم ثبات شما دیگر نقل همه محافل میباشد.
بیانیه ها و مواضع شما و مقاله های گرایلو موجود است دیگر. هر کس کلاه خودش را قاضی کند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-15 15:59
سلام متقابل. با این حرف موافقم. بیانیه ها و مواضع موجودند. هر کس کلاه خودش را قاضی کند.
اول بیانیه ما درباره توافق هسته ای تا خواننده ببیند که آیا ما مدعی بودیم که صلح جهانی در نتیجه برنامه هسته ای ایران در خطر است یا این اتهام بی شرمانه ای است که به ما وارد کردند تا راه خودشان برای کرنش در برابر بورژوازی اسلامی را باز کنند.
https://tadarok.org/statements/item/1493-2015-04-04-22-53-23
دوم زمانی که آن اتهامات به ما وارد می شد هنوز برای روسیه امکان گذار از مقاومت به سوسیالیسم را قائل بودید. امروز دیگر قید آن سوسیالیسم را زده اید. پرچم سرخ را با پرچم سبز علوی طاق زده اید، جایگاه پلخانوف و تکامل نظریه مونیستی تاریخ اش را به "یزدان شناختی همساز و سرسخت" و "یکپارچگی فراگیر در همه سپهرهای زندگی اجتماعی و کارکردهای سیاسی" مصباح یزدی واگذارده اید و در طرفداران جلیلی نیروئی را می بینید که "بیش از هر نیروی دیگری به بلشویکها ماننده اند". عزمتان هم جزم است که کاخ سفید را حسینیه کنید و در آمریکا هم قانون کار استانی راه بیندازید.
https://haftehmagazin.files.wordpress.com/2021/06/hamisheh_sodur.pdf
هم آن زمان و هم امروز ناچار بودید و هستید تدارک را آماج کینه و نفرت خویش قرار دهید. می دانید چرا؟ به این دلیل بسیار ساده که نفس موجودیت ما انکار امثال شماست.
راستی، برای اعتصاب کارگری در آمریکا هم مجازات شلاق وضع خواهید کرد؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# محسن 1400-05-15 18:40
اول از همه آقای شفیق نوشتید:
"زمانی که آن اتهامات به ما وارد می شد هنوز برای روسیه امکان گذار از مقاومت به سوسیالیسم را قائل بودید. امروز دیگر قید آن سوسیالیسم را زده اید. پرچم سرخ را با پرچم سبز علوی طاق زده اید، جایگاه پلخانوف و تکامل نظریه مونیستی تاریخ اش را به "یزدان شناختی همساز و سرسخت" و "یکپارچگی فراگیر در همه سپهرهای زندگی اجتماعی و کارکردهای سیاسی" مصباح یزدی واگذارده اید و در طرفداران جلیلی نیروئی را می بینید که "بیش از هر نیروی دیگری به بلشویکها ماننده اند". عزمتان هم جزم است که کاخ سفید را حسینیه کنید و در آمریکا هم قانون کار استانی راه بیندازید."
من کجا پرچم سرخ را با پرچم علوی طاق زدم و پلخانوف را با مصباح عوض کردم؟ ندیده و نشناخته حرف به من میبندید. این حرفهای گرایلو است نه من، جوابش را به خودش بدهید. من فقط گفتم اصل نقد او به بیانیه هسته ای شما بود و ان نقد درست بود. حرفش درباره مصباح ربطی به من ندارد و به این حرف او هیچ علاقه ندارم. شما چرا حرف را عوض میکنید. بیانیه ی شما دست راستی بود و بعد از آن هر بار خواستید تصویر دیگری از خودتان بدهید خرابتر شد.
ثانیا، خوب شد لینک بیانیه را گذاشتید. من :اتهام بی شرمانه" نزدم. به بیانیه خودتان رفرانس میدهم:
"سرنوشت میلیونها انسان در ایران، منطقه و حتی جهان پشت درهای بسته تعیین تکلیف می شود، بی آن که خود این مردم کوچکترین اطلاعی از آن داشته باشند. این سند ورشکستگی اخلاقی دمکراسی است. از هر نوعش، چه دمکراسی لیبرال غربی و چه مردمسالاری اسلامی."
"شیوخ مرتجع عرب و رؤسای رژیم راسیستی اسرائیل می دانند که پشت درها چه می گذرد، مردم ایران نمی دانند. همچنان که مردم آمریکا و غرب نیز نمی دانند. این وضعیتی غیر قابل پذیرش است. این سند رسوائی جامعه ای است که به شبکۀ جهانی ارتباطاتش افتخار می کند و رقم زنندگان به سرنوشت میلیاردها انسان به کوچکترین اسرار شهروندانشان واقفند و همزمان مهم ترین اسراری را پنهان می کنند که زندگی و مرگ همان شهروندان را رقم میزنند. این تأکیدی است مجدد بر اهمیت مبارزه برای لغو دیپلماسی مخفی، و علنی و شفاف شدن تمام عرصه های سیاست."

آقای شفیق چرا "سرنوشت میلیونها انسان در ایران، منطقه و حتی جهان" به مسئله پرونده هسته ای ایران بسته است؟ چرا "مردم آمریکا و غرب" نیز باید بدانند در مذاکرات چه میگذرد؟ چرا پنهان ماندن اسرار مذاکرات "زندگی و مرگ میلیاردها انسان" (یعنی مردم کل جهان و نه فقط ایران) را رقم میزند؟ بر فرض که ایران در مذاکرات مثل عراق و لیبی تسلیم میشد و مردم ایران و بلکه لبنان و سوریه همان بلایی سرشان میآمد که سر عراق آمد. زندگی و مرگ میلیاردها مردم جهان و مردم غرب چرا به خطر بیافتد؟ مگر عراق نابود شد میلیاردها مردم جهان و آمریکا هم به خطر افتادند؟ نخیر، واضح است که شما خطر "میلیاردها انسان" در جهان و آمریکا را مربوط به هسته ای شدن ایران میدانستید. وقتی به قول شما میلیاردها نفر حتی در آمریکا و غرب در خطر هستند یعنی از نظر شما صلح جهانی در خطر است. آمریکا که دیگر مردم خودش را بمباران نمیکند. واضح است که شما نگران بودید که ایران با یا بی مذاکره قدرت هسته ای شود و مردم غرب و آمریکا و میلیاردها انسان دیگر با سلاح هسته ای او تهدید شوند.
میگویید من "اتهام بی شرمانه" به شما زدم. من اتهام نزدم، این قسمت از بیانیه چه معنی ای جز حق نگرانی مردم جهان از به خطر افتادن صلح دارد:
"گانگسترهای غربی از لزوم اعتماد سازی توسط جمهوری اسلامی سخن می گویند. آنها بر شفافیت در انرژی هسته ای ایران پافشاری می کنند. آنها درست میگویند. جمهوری اسلامی ایران موظف است که برنامه های هسته ای اش را با شفافیت تمام در معرض دید جهانیان قرار دهد. در معرض دید جهانیان و نه جاسوسهای همین دول غربی که در پوشش سازمانهای وابسته به سازمان ملل و سازمان جهانی انرژی هسته ای و در پوشش کارشناس وارد تأسیسات هسته ای ایران می شوند. معضل جمهوری اسلامی این است که مردم جهان نیز بر کیفیت برنامه های هسته ای این رژیم آگاه نیستند و صلح آمیز بودن آن را باور نمی کنند. نه فقط به دلیل پروپاگاند مخالفین جمهوری اسلامی، بلکه دقیقا به دلیل عملکرد خود جمهوری اسلامی در پنهانکاری نسبت به اهداف خویش. نه فتاوی رهبران جمهوری اسلامی مبنی بر حرام بودن بمب اتمی پاسخی قانع کننده به این معضل است و نه پروپاگاند دولتی ایران برای خاورمیانه عاری از سلاحهای هسته ای. مردم جهان به اطلاعات دقیق نیاز دارند. اطلاعاتی که تمام تردیدها در زمینه صلح آمیز بودن انرژی هسته ای ایران را برطرف نموده و پروپاگاند جنگی ماشین رسانه ای غرب را خنثی کنند. جمهوری اسلامی موظف است و باید این اطلاعات را در اختیار جهانیان قرار دهد. مراجع صالحی که بتوانند این روند را سازمان دهند به اندازه کافی موجودند. از نمایندگان دولتهائی نظیر کوبا تا شخصیتهای خوشنام آزاد اندیشی که در صف مبارزه برای دنیائی بهتر و انسانی تر قرار دارند. "
دغدغه صلح جهانی از این صریحتر؟ درثانی در قسمت زیر منظور شما از "سیاست تعرضی" ایران در منطقه چیست؟
"منطقۀ خاورمیانه دستخوش تحولات عمیقی است. تحولاتی که به هیچ وجه نوید آینده ای روشن به همراه ندارند. جمهوری اسلامی ایران به عنوان آلترناتیو اسلامی بورژوازی ایران خود نه جزئی از حل مسائل خاورمیانه، بلکه جزئی از مسائل خاورمیانه است. سیاست تعرضی آن به زیان مردم منطقه و ایران است و سیاست عقب نشینی آن نیز به همین ترتیب."
به نظر من گرایلو اشتباهاتی دارد و خیلی از حرفهای او مثل همین قضیه حرفهای مذهبی اش را اصلا تایید نمیکنم. اما درباره بیانیه هسته ای شما و آن لایی کشیدن در قضیه روسیه و اوکراین که تقی زارعیان ذکر کرد واقعا درست میگفت. حالا شما میخواهید با عصبانیت و شلوغ کردن و حرف عوض کردن اضل مسئله را پاک کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# فرهاد 1400-05-16 09:32
از آقای شفیق عذر می‌خواهم که وسط این بحث وارد می‌شوم. اما نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و خیلی مختصر یکی دو نکته را نگویم.
کسی که خودش را به خواب زده نمی‌توان بیدار کرد یا بقول آقای شفیق در کامنت‌های همین صفحه "استدلال هیچگاه قادر نخواهد بود کسی را به پذیرش امری قانع کند که مایل به پذیرش آن نیست". آقای محسن شما در روز روشن و در مقابل چشم همه شعبده بازی می‌کنید! از طرح مساله "لزوم لغو دیپلماسی مخفی" از جانب تدارک کمونیستی نتیجه می‌گیرید که تدارک خواهان "صلح جهانی" است! شما از پیش خودتان گزاره جعل می‌کنید و به تدارک نسبت می‌دهید. مطمئنا آقای شفیق خودشان جواب شما را بهتر از من خواهند داد. اما چند پرسش ساده از شما دارم که گمان می‌کنم تا حدود زیادی به روشن شدن خط و خطوط کمک می‌کند:
برادر محسن!
آیا شما موافق دیپلماسی مخفی هستید؟ آیا تصور می‌کنید توده طبقات زحمتکش ایران، منطقه و جهان (بله، درست خواندید، جهان!) "نامحرمند" و باید از آنچه پشت درهای بسته می‌گذرد و سرنوشتی که الیت "نخبگان" طبقه مسلط برایشان رقم می‌زنند بی‌اطلاع بمانند؟ آیا شما از کسانی هستید که می‌گویند جمهوری اسلامی باید سلاح هسته‌ای داشته باشد تا "توازن" برقرار شود؟ اگر پاسختان به این پرسش‌ها مثبت است، بنظرم حق با آقای شفیق است و همان بهتر که بروید کاخ سفید را حسینیه کنید!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# علی 1400-05-14 10:28
آقای تقی زارعیان درود بر شما
شما می خواستید در مورد چپ مقاومتی بدانید چپ مقاومتی یک گرایش سیاسی است که اولویت را فعلا در مبارزه با امپریالیسم آمریکا می داند و مبارزه طبقاتی را ئدر اولویت بعدی قرار می دهد و منتظر پیشرفت نیرو های مولده مانده و نمی داند این انتظار تا کی طول می کشد و طرفدار بورژوازی ملی در مقابل جهانی سازی است لااقل من دو نفر را می شناسم که سخت طرفدار این نظریه هستند یکی دکتر مرتضی محیط و دیگری حشمت رییسی هستند من دیگه چیز دیز دیگری به نظرم نمی رسد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# تقی زارعیان 1400-05-13 23:50
درود بر شما.
1. جناب آقای صمدی، شما و کلاً مجموعه‌ی «تدارک» تاکنون در هیچ مطلبی هنوز بنیان‌های مادی و سیاسیِ شکل‌گیریِ گرایش "چپِ" محورمقاومتی را تحلیل نکرده‌اید. بله، شما کم‌یابیش درباره‌ی جریان اصلی محورمقاومت توضیحاتی داده‌اید؛ هرچند منصفانه‌تر آن است بگویم که هنوز دست‌کم برای من قانع‌کننده نبوده‌اند و بیشتر به طرحی ابتدایی برای توضیح یک مادیت سیاسی می‌مانند تا تبیین و تحلیلی دقیق. خودتان، منصفانه، تحلیل‌تان از ظهور محور مقاومت را با مثلاً تبیین‌تان از گسترش شیوه‌ی تولید سرمایه‌دارانه در ایران پس از انقلاب بسنجید. روشنِ روشن است که اولی را کوشیده‌اید کاملاً توضیح دهید و راستش را بخواهید در بسیاری از موارد با تحلیل جنابعالی در آن خصوص موافقم. در این مورد، اما، کار ویژه‌ای هنوز نکرده‌اید. انصافاً اِشکالی ندارد؛ اما لزومی ندارد تلاش کنید من را فریب دهید که این را حقیقتاً به‌صورت کامل توضیح داده‌اید، حال آنکه چنین نکرده‌اید. تازه از این که بگذریم، مجموعه‌ی تدارک مشخصاً درباره‌ی «چپِ» محورمقاومت هیچ کاری نکرده است. یعنی نهایتاً در چند مورد، با ارجاع به مثلاً نوشته‌های مهدی گرایلو حرفی زده باشید یا نزده باشید، یا مثلاً یکی‌دوبار به برخی از گرایش‌های عدالت‌طلبانه‌ی درون جمهوری اسلامی که از محورمقاومت دفاع می‌کنند گفته باشید؛ اما بنیان‌های مادّیِ آن را توضیح نداده‌اید. این را دیگر نمی‌توانید به من قالب کنید. به‌دقت تارنگاشت شما را دنبال می‌کنم و تاکنون چنین چیزی ندیده‌ام. اگر شما دیده‌اید، بفرمایید تا بخوانم.

2- من هرگز نگفتم باید به "شطحیات" لکان پاسخ دهید. البته بر آنم که اگر به کمونیسم باور داریم، باید بتوانیم از پسِ پاسخ دادن به همه‌ی این حرف‌ها برآییم. البته لزوماً جای آن اینجا و اکنون نیست، اما نمی‌توان لزوم منطقیِ آن را - در سطحی گسترده‌تر از اینجا و اکنون - منکر شد. گمان هم نمی‌کنم شما منکر آن باشید. لکان روانکاو-فیلسوف بزرگ و شناخته‌شده‌ای است و پاسخ دادن به حرف‌های نادرست‌ش کار هر کسی نیست. امیدوارم روزی کمونیست‌ها بتوانند با سلاح‌های نظریِ راستین به این‌ها هم پاسخ دهند. اما ابداً حرف من آن نبود و شما اصلِ قضیه را مخدوش ساختید.
جناب آقای شفیق، بنده مقاله‌ی «زرنگی ما نیست، فیس و افاده‌ی ضد کمونیستی شماست» را دوباره - و شاید چندباره - خواندم. انصافاً به تناقضی که گرایلو به آن اشاره کرده پاسخ نداده‌اید. لطفاً سریع نگویید من ریگی در کفش دارم و می‌خواهم از گرایلو دفاع کنم. این بحث دیگری است. واقعاً آن‌طور که شما فکر می‌کنید نیستم، ولی اگر هم باشم باز باید پاسخی - دست‌کم برای خودتان - داشته باشید دیگر.
ادعای گرایلو که در مقاله‌ی بعد از «برادران بازگشته» با عنوان «درباره‌ی زرنگی‌ها» بدان پاسخ گفت، آن بود که شما در این سخنرانی ( https://tadarok.org/multimedia/audio/item/1794-2017-06-29-21-12-55 ) ادعا کرده‌اید که «روسیه برای ایستادگی در برابر آمریکا نه فقط دلایل ژئوپلتیک که دلایل ایدئولوژیک هم دارد». یعنی نمی‌توان مداخله‌ی روسیه چه در اوکراین و چه در سوریه را با دلایل ژئوپلتیک و سرمایه‌محور توضیح داد، بلکه این مداخله دلایل ایدئولوژیکی هم دارد. مختصراً بگویم که گرایلو جزو کسانی است که معتقد است اتفاقاً روسیه و ایران بیشتر به‌خاطر دلایل ایدئولوژیک وارد قضیه شده‌اند (لااقل تا جایی که من گرایلو را می‌فهمم و می‌دانم هم ایشان احتمالاً اگر این حرف را بشنوند باز می‌گویند حرف من را ساده‌سازی کرده‌اید که البته مهم نیست). بعدتر، شما در اطلاعیه‌تان درباره‌ی ترور فرمانده گردان خفاش ( https://tadarok.org/index.php/statements/item/1441-2015-01-03-15-03-10 ) منکر هر شکلی از دخالت عوامل ایدئولوژیک در مداخلات روسیه شدید و عملاً همه‌چیز را با منافع دولت بورژوایی و سیاست طبقاتی بورژوایی توضیح دادید. ادعای گرایلو آن بود که بین این دو موضع نوعی اختلاف و تناقض هست و با هم نمی‌خوانند. گرایلو تکلیف‌ش روشن است و می‌گوید که مداخله‌ی روسیه را نمی‌شود بر حسب و در چارچوب منافع طبقه‌ی بورژوا فهمید و اگر چنین کنیم اکونومیست هستیم و این‌حرف‌ها. می‌توان با این حرف موافق یا مخالف بود؛ من یکی که مخالف حرف گرایلو هستم، هرچند هم‌اینک توضیح دهن‌پرکنی ندارم که بدهم و از این بابت هم چندان شرم‌سار نیستم؛ بالاخره انسان در تکوین است و طبیعتاً منِ-اینجا-نشسته پاسخ‌های همه‌ی سؤال‌های جهان را در جیبم ندارم. اما شما تناقض گفته‌اید. در مقاله‌ای که آقای شفیق به من معرفی کرده، واقعاً این تناقض‌گویی توضیح داده نشده است. اگر دقیقاً همین مبحثی که بنده بدان اشاره کردم را توضیح داده و تبیین کرده‌اید با گوش‌دل‌وجان می‌شنوم، اگر هم نه، که نه.
بدرود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-15 13:39
آقای زارعیان عزیز، نکات مهمی را طرح کرده اید. من هم به نوبه خود نکاتی را بر ملاحظات رفیق وحید صمدی اضافه میکنم.
نخست این تأکید کلی در امتداد بحث وحید صمدی که اساس کارهای ما در همان زمینه های مورد استناد شما، یعنی تحلیلهای چندگانه از اقتصاد سیاسی ایران و مبانی تحلیلی حاکم بر مبارزه طبقاتی، توضیح زمینه های عینی و مادی عروج و افول جریانات اجتماعی مختلف است. از جریانات درون لیبرالیسم ایرانی تا درون چپ ایرانی، از چپ پرو امپریالیست تا محور مقاومتی. کسی که با نگرش ما به قدر کافی آشنا شده باشد قاعدتا باید بتواند در غیاب تحلیلی از ما نسبت به پدیده معینی در سپهر سیاسی در ایران خود اقدام به چنین کاری کند. تحلیلهای پایه ای ما از روندهای مادی مبارزه طبقاتی برای آرشیو نوشته نشده اند. برای آن نوشته شده اند که بتوانند ابزارهای لازم را برای دخالتگری سیاسی در اختیار فعالان کمونیست قرار دهند.
اما نکته اصلی که قصد توضیح آن را داشتم مسأله رابطه ایدئولوژی و منافع صرف اقتصادی در تحلیل تحولات با عطف به برخورد ما به وقایع اوکراین و روسیه بود. در این باره اول باید بگویم که استناد شما به دو مورد ذکر شده هم از نظر زمانی و هم مضمونی نادرست است. بیانیه ما در مورد قتل بدنوف در لوگانسک در سال 2015 منتشر شد و آن سخنرانی مورد اشاره شما دو سال بعد، یعنی در سال 2017. استناد شما به این که ما نخست در آن سخنرانی عامل ایدئولوژی را هم در تعیین سیاستهای روسیه مؤثر دانسته و " بعدتر" در آن بیانیه "منکر هر شکلی از دخالت عوامل ایدئولوژیک در مداخلات روسیه" شدیم، صاف و ساده از نظر زمانی غلط است. بیانیه قبل تر منتشر شده بود و نه بعد تر.
از نظر مضمونی نیز این استناد لااقل نادقیق است اگر نگوئیم نادرست. این که در آن سخنرانی سال 2017 من دقیقا چه گفتم در خاطرم نیست و فرصت مراجعه مجدد به آن را نیز ندارم. مسأله اما آن سخنرانی نیست. این است که در بیانیه مزبور مورد استناد شما هیچ و مطلقا هیچ بحثی درباره نقش اقتصاد و ایدئولوژی در ترور فرمانده گروه خفاش در لوگانسک صورت نگرفته است. مطلقا هیچ بحثی. آنچه آنجا عنوان شد این بود که مراکز قدرتمندی در مسکو و لوگانسک آن ترور را سازماندهی و اجرا کردند و این بحث هم آن زمان کاملا دقیق و درست بود و هم امروز. بدون همراهی این مراکز قدرتمند در مسکو نه ترور بدنوف و نه ترور موزگووی امکانپذیر نبودند.
اتفاقا همان صحنه اوکراین یکی از عرصه هائی بود که نظریه پرداز مورد علاقه شما لازم می دانست حتما با ما مرزبندی روشنی داشته باشد. اوکراین و شرق اوکراین برای ما در درجه اول به مثابه عرصه ای از امکان شکوفائی جنبشی سوسیالیستی بود که اهمیت ویژه داشت. تقابل با تعرض لیبرال-فاشیستی بلوک غرب برای ما وجه دیگری از تحولات آن منطقه بود و نه کل آن. کافی است یک بار دیگر به آرشیو سایت هفته (به عنوان ارگان نیمه رسمی چپ محور مقاومت) در همان دوره نگاه کنید. بر خلاف انتشارات ما، اثری از جریانات سوسیالیستی یا آنارکوکمونیستی از قبیل موزگووی و گردان شبح در آنجا نمی بینید در حالی که هم و غم اصلی ما معرفی و تقویت این رگه از جنبشهای اجتماعی در اوکراین بود.
از اینها که بگذریم کل تقابلی که شما به ما نسبت می دهید از نظر منطقی موضوعیت ندارد. به ما نسبت می دهید که یک بار ایدئولوژی را هم در تعیین سیاست روسیه مؤثر می دانیم و یک بار همه چیز را با منافع دولت بورژوائی و سیاست طبقاتی بورژوائی توضیح می دهیم. قطعا ما چنین تفکیکی صورت نداده ایم و اگر هم در خلال یک سخنرانی اظهاراتی شده باشد که بتوان از آن چنین تفکیکی را برداشت کرد، آن اظهارات باید تصحیح شوند. اما به سختی می توانم تصور کنم که حتی چنین اظهاراتی به عمل آمده باشند. به این دلیل که مگر می توان اصولا سیاستی را در دفاع از منافع دولت بورژوائی و سیاست طبقاتی بورژوائی توضیح داد بدون آن که مؤلفه ای ایدئولوژیک برایش قائل شد؟ این روشن ترین چیز است که هیچگاه و در هیچ نقطه ای از جهان بورژوازی با پرچم صریح منافع طبقاتی خویش وارد جدالهای داخلی و بین المللی نخواهد شد. حتی ترامپ نیز در کنار تأکید آشکار بر این که نفت کشورهای دیگر را می خواهیم لازم می دانست مؤلفه ایدئولوژیک ضدیت با گلوبالیسم و تأکید بر استقلال رأی دول مستقل را وارد کند. و البته به طور معمول همواره امور ایدئولوژیک دیگری هستند که برای پیشبرد آن منافع اقتصادی به میان کشیده می شود. گاهی "دمکراسی" و حقوق بشر، گاهی دفاع از ارزشهای سنتی و یا هر چیز دیگری الی امر آشکار منافع اقتصادی. چنین مؤلفه ایدئولوژیکی یک جزء ثابت مبارزه سیاسی است و اتفاقا توضیح آن از وظایف کمونیستها است.
آنچه می ماند نقش و اهمیت این مؤلفه ایدئولوژیک در رابطه با اولا منافع این یا قشر و لایه معین درون بورژوازی و خرده بورژوازی و ثانیا با منافع عمومی کل طبقه بورژوازی است که در مناسبات بین المللی با دفاع از منافع و موقعیت دولت متبوعه مشخص می شود. از این نقطه نظر ما همواره تمایز قائل بودیم بین دولت مثلا روسیه با اوکراین. در حالی که در اولی دفاع از منافع عمومی کل بورژوازی خودی در برابر رقبا و دشمنان جهانی تعیین کننده است و تقویت و استحکام موقعیت دولت خودی در مناسبات بین المللی رکن اصلی سیاست خارجی آن است، در دومی اتفاقا عکس آن صادق است و بخش مسلط بورژوازی که دستگاه دولت را تحت کنترل خویش گرفته است نه از منافع عمومی بورژوازی، بلکه از منافع ویژه اقشار مرتبط با خویش عزیمت می کند و بر همین اساس هم نه تنها تقویت موقعیت دولت خودی در مواجهه با رقبا امر آن را تشکیل نمی دهد، بلکه حتی برعکس، امتیازات و نقاط قدرت دولت خودی وجه المعامله مناسبی برای بده بستان با طرفهای نیرومندتر را تشکیل می دهد. یعنی در این دومی ممکن است لایه هائی از بورژوازی با به دست گرفتن دولت قویتر و قویتر شوند در حالی که کل آن دولت ضعیف تر و ضعیف تر می شود. این به ویژه در مورد طبقات میانی جامعه و اقشاری از خرده بورژوازی مرتبط با همان نیروهای مسلط صدق می کند که گاه حتی نه منافعی دست به نقد و ویژه، بلکه آرزوهائی دور و توهماتی پوچ را از تعقیب سیاستی معین دنبال می کنند. دقیقا از نوعی که در طبقه متوسط اوکراین شاهدش بودیم. ما در ادبیات خود معمولا عملکرد چنین نوعی از دولتهای بورژوائی را "ایدئولوژیک" خواندیم. پیوستن اوکراین در سال 2014 به پیمان همکاری با اروپای واحد دقیقا چنین اقدام ایدئولوژیکی بود که در جهتی خلاف منافع عمومی بورژوازی این کشور و کلیت دولت آن قرار داشت و به تضعیف اساسی آن منجر شد (محض اطلاع، فقط در همین چند سال پس از کودتای 2014 جمعیت اوکراین از 45 میلیون نفر به کمتر از 38 میلیون نفر رسیده و تا حدود 8 میلیون نفر کاهش داشته است.) سیاست برجامی در ایران نیز از نوع سیاستی بود که در اوکراین با "موفقیت" انجام شد اما در ایران با سد جریان مخالف خویش در هیأت حاکمه روبرو شد.
اما در مورد روسیه اگر هم جائی از مؤلفه ایدئولوژیک حرف زدیم، بر خلاف اوکراین، آن مؤلفه را در امتداد و در خدمت به منافع عمومی طبقه بورژوازی و دولت روسیه تبیین کرده ایم. از این نقطه نظر هیچ تناقضی در بحثهای ما نبود و نیست. برداشت شما نادرست است.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# وحید صمدی 1400-05-15 00:49
سلام آقای زارعیان،
اول- قبل از هرچیز امیدوارم که مشکل شما با صورتبندی چپ محور مقاومت و عینیت و معنای مارکسیستی واقعیت ‏آن حل شده باشد.‏
دوم- من به شما نگفتم که زمینه های مادی و طبقاتی چپ محور مقاومت را به طور کامل توضیح داده ایم. بلکه اگر ‏کامنت قبلی را دقیق تر بخوانید متوجه خواهید شد که نوشته شده که به مسئله چپ محور مقاومت هم اشاره کرده ایم.‏
باز هم توضیح می دهم که چپ محور مقاومت گرایش چپ درون بخشی از ناسیونالیسم ایرانی و زیرمجموعه ای از ‏آن است. برای تبیین طبقاتی و مادی محور مقاومت لازم نیست که حتما بررسی مفصل و جداگانه ای در مورد زمینه ‏های مادی گرایشات گوناگون آن و ازجمله گرایش چپ آن صورت گیرد(به خصوص که ممکن است در پاره ای ‏موارد مبنای این گرایشات درونی، ایدئولوژیک هم باشد). درست همانطور که هرچند به طور مفصل به بررسی زمینه های ‏مادی و طبقاتی جناح پروغرب بورژوازی ایران هم پرداخته ایم ولی از بررسی مادی و طبقاتی زیرمجموعه چپ ‏لیبرال دموکرات آن بسیار مختصر و اشاره وار گذشتیم. برخورد ما با اپوزیسیون چپ، بنا بر نقش مخربی که در ‏انکشاف مبارزه طبقاتی داشت بیشتر در شکل مقابله سیاسی نمودار می شد و حجم زیادی از ادبیات ما را به خودش ‏اختصاص می داد. به چپ محور مقاومت هم به اندازه جثه و نقش اش در تخریب مبارزه طبقاتی پرداخته ایم. اگر کمتر از ‏چپ پروغرب بدان پرداخته ایم به دلیل اهمیت سیاسی کمتر این جریان بوده است. با این وجود مباحثی که درباره آنتی ‏امپریالیسم از سوی ما در کنفرانس دوم نشر یافت پاسخی تئوریک به این جریان هم بود.‏
در ضمن ما محفل آکادمیک یا نشریه ی جامعه شناسی نیستیم که خود را درگیر جریان شناسی گروه ها و محافل ‏بکنیم. نه وقت اضافی برای پرداختن به این مسئله داریم و نه تاکنون به لحاظ سیاسی اهمیت بیشتری برای چپ محور ‏مقاومت قائل بوده ایم. مطمئن باشید اگر جز این باشد، از نقد نظری بیشتر و مقابله سیاسی حادتر با این جریان هم ‏دریغ نخواهیم کرد.‏
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# تقی زارعیان 1400-05-13 00:27
آقای شفیق، من حرف بدی به شما نزدم. فقط دو سؤال واضح پرسیدم:
1- اگر می‌گویید چپ محورمقاومتی فقط گرایشی ذهنی نیست و «واقعیت» (با همان توضیحاتی که عرض کردم) دارم، پس دیگر نمی‌توانید بگویید صرفاً در مواجهه با شما شکل گرفته و صورتبندی شده است. من در این یک‌جور تناقض‌گویی می‌بینم.
2- تا جایی که به خاطر دارم - و باز هم رفتم و بررسی کردم - یادم می‌آید که شما به نقدِ اصلیِ گرایلو در مقاله‌های "برادران بازگشته" و "درباره‌ی زرنگی‌ها" به «تدارک» پاسخی ندادید. واقعاً با دقت آن مباحث را دنبال کردم. یا شما پاسخی ندادید ( به زعم من) یا لابد فکر می‌کنید داده‌اید و من اشتباه می‌کنم و خیلی راحت بگویید در فلان مقاله به این موضوع پاسخ داده‌ام و من می‌روم و دوباره آن را می‌خوانم.
---
می‌توانید به این دو پرسش پاسخ بدهید یا ندهید. من هم اِصرار عجیبی ندارم. دیگر هم این بحث را ادامه نمی‌دهم. اگر خواستید پاسخ بدهید، با کمال میل می‌شنوم، نخواستید هم خُب نخواسته‌اید دیگر.
فقط هم از این بابت دوباره پرسیدم که احساس کردم خیال کرده‌اید می‌خواهم به شما حمله‌ای بکنم و بگویم مثلاً شما در برابر گرایلو کم آورده‌اید و از این حرف‌ها و این کامنت را از نو نوشتم تا باز سؤال‌هایم را فارغ از حواشی بپرسم. همین. مقصود خاصی نداشتم و اگر طعنی در کامنت اولیه‌ام بوده، آن را پس می‌گیرم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# وحید صمدی 1400-05-13 13:37
دوست عزیز،
مسلما شما تفاوت مفهوم صورتبندی کردن با موجودیت یا شکل گرفتن و یا واقعیت یافتن را خوب می فهمید. یا استدلال کم آورده اید و یا خود را به خواب زده اید. با این وجود توضیح کوتاهی می دهم:

چپ محور مقاومت، گرایش چپ در درون جریان محور مقاومت است. هم محور مقاومت و هم گرایش چپ آن مستقل از هر جریانی از جمله تدارک کمونیستی وجود عینی دارند. همان طور که گرایش چپ دموکراسی طلب، پروغرب یا برانداز یا هر عنوان دیگری که برای آن برگزینید گرایشی در درون بورژوازی مربوطه را میسازد و وجود عینی آن را من و شما نیافریده ایم.
اما این هم واقعیت دارد که همین چپ محور مقاومت به لحاظ مفهومی و تئوریک در اولین گام ها خود را در تقابل با و در رد تدارک کمونیست تعریف کرد و مفاهیم سیاسی و تئوریکش را در تقابل با ما صورتبندی کرد. فکر کنم اولین مقالات گرایلو در سایت هفته موجود باشد. می توانید دنبال کنید.

ما در چندین مقاله و سخنرانی درباره زمینه های مادی و سیاسی شکل گیری محور مقاومت بحث کرده ایم و به گرایش چپ آن نیز اشاره داشته ایم. و احتمالا شما هم آن ها را خوانده و شنیده اید و در زیر برخی از آن ها هم کامنت گذاشته و وارد بحث از موضع محور مقاومت شده اید. اگر انتظار دارید شطحیات مهدی گرایلو با توسل به نظریات امثال لکان برای توجیه یک خط سیاسی را بخوانیم و به آن ها پاسخ دهیم، تصور و انتظارتان اشتباه است. تمایزات سیاسی و طبقاتی ما با گرایش چپ محور مقاومت به اندازه کافی روشن است. نیازی به پریشان کردن مخاطبینمان نمی بینیم.

در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-12 21:33
استدلال هیچگاه قادر نخواهد بود کسی را به پذیرش امری قانع کند که مایل به پذیرش آن نیست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# تقی زارعیان 1400-05-12 14:35
درود.
از طرفی می‌گویید چپ محور مقاومت «واقعیت» دارد. «واقعیت» در معنای مارکسیستی واژه، یعنی اینکه هم در ساختار کلّیِ واقعیت جایگاهی دارد، هم نیروهایی دارد و هم افقی که بدان‌سو حرکت می‌کند (این نکته را البته نه شما و نه هیچ‌کس دیگر تاکنون توضیح نداده است و من هنوز ندیده‌ام که کسی مادیت طبقاتیِ "چپ" محور مقاومتی را توضیح دهد - با این حساب، تا زمانی که این را توضیح ندهید، نمی‌توانید از «واقعیت» داشتن آن حرف بزنید.) از طرف دیگر، می‌گویید چپ محور مقاومتی در مواجهه با ما (به‌اصطلاح تدارک کمونیستی) خود را صورتبندی کرده است. این تناقض عجیبی است؛ چرا که اگر چیزی واقعیت اجتماعی و عینی دارد، دیگر چطور ممکن است در مواجهه‌ی نظری یا سیاسی با شما شکل گرفته باشد؟ اگر وجود عینی ندارد، پس حرف شما نادرست است. تنها راه‌حلی که من می‌فهمم این است که توضیح دهید که جریان خود شما این‌قدر گسترده است که «واقعیت»، «مادیت» و «عینیت» چپ محور مقاومتی در واکنش به «واقعیت»، «مادیت» و «عینیت» شما شکل گرفته است. البته فکر می‌کنم که شما هم مانند من موافق این حرف نیستید.
این از این!
اما، همچنین، شما طوری راجع به صورتبندی چپ محور مقاومتی در مواجهه با جریان خودتان صحبت می‌کنید که گویی در مجادلات پیشین پاسخی قانع‌کننده به آن‌ها داده‌اید. تا جایی که به خاطر دارم، هنوز به نقدهای وارده بر شما در مقاله‌ی «درباره‌ی زرنگی‌ها» (نوشته‌ی مهدی گرایلو) پاسخ نداده‌اید. البته می‌توانید بگویید اصلاً نمی‌خواهیم پاسخ بدهیم، اما طوری صحبت کردید که احساس کردم که نزد خودتان احساس می‌کنید آن‌ها را پاسخ داده‌اید. ممنون می‌شوم به من هم بگویید کجا پاسخ داده‌اید.
وقت‌خوش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-05-13 08:46
امیدوارم که ریگی در کفشتان نباشد
https://tadarok.org/item/1822-2017-10-24-07-00-05
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# علی 1400-05-07 18:00
آمریکا یک ببر کاغذی نیست یک گربه کاغذی است اگر شما به سایت بدهی های آمریکا usdebtclock.org نگاهی بیندازیم می بینیم که اگر کل آمریکا را هم بفروشند نمی توانند بدهی شان را پس بدهند از رفیق بهمن شفیق می خواهم که دلیل عدم فروپاشی آمریکا را با این وضع توضیح دهند چون هر چی فکر می کنم با هیچ قانون مادی جور در نمی آید با تشکر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر

بیاب