مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

اقتدار در حذف، عجز در انتخاب - جمهوری زوال و کمونیستها

نوشتۀ: بهمن شفیق

گفتاری در باب انتخابات دور سیزدهم ریاست جمهوری، حذف کاندیداها توسط شورای نگهبان و مضمون تاریخی تحولات کنونی

 

 

بهمن شفیق

7 خرداد 1400

28 مه 2021

دیدگاه‌ها   

# تقی 1400-03-26 16:31
سلام. لطفاً درباره‌ی انتخابات پرو و برگزیده‌شدنِ نامزد چپ‌گرا مطالبی را هرچه سریع‌تر منتشر کنید تا باخبر باشیم از اوضاع.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-03-27 17:53
سلام متقابل. رفیق عزیز، یکی از خصوصیات دورانهای متلاطم سرعت وقایعی است که پشت سر هم واقع می شوند و شتاب هم می گیرند. و ما امروز در قلب چنین دوره ای زندگی می کنیم. هنوز وقایع یک گوشه جهان تمام نشده اند در گوشه ای دیگر ماجراها آغاز می شوند. صاف و ساده نیرو و توان ما برای پرداختن به همه این وقایع کافی نیست. با این همه می توان و باید خطوط کلی این سیر حاکم بر این وقایع و مضمون تاریخی آنها را شناخت و از این نقطه نظر در هر دو بحث مربوط به انتخابات ایران ما نکات متعددی را درباره شباهتهای وقایع در ایران با تحولات در مجموعه ای از کشورهای دیگر در وضعیتی مشابه را طرح کرده ایم. در کلی ترین سطح، در پرو هم همان جدالی در درون طبقه حاکمه درگیر است که در ایران و تایلند و آرژانتین و ونزوئلا و خیلی از کشورهای دیگر. و البته روشن است که نیروهای محرکه دخیل در این جدالها را نمیتوان و نباید یک کاسه کرد. در ایران در جدالهای درون طبقه حاکمه (اعم از پوزیسیون یا اپوزیسیون) تقریبا اثری از جریانات مساوات طلب نیست و گوش تا گوش مدافعان دمکراسی و بازار آزادند که در مقابل یکدیگر صف کشیده اند در حالی که مثلا در کشورهای آمریکای لاتین وزن طبقات کارگر و زحمتکش در دل تحولات غیر قابل انکار است و در انواع سوسیالیسم های احزاب درگیر خود را به نمایش می گذارد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# حمید 1400-03-18 00:36
سلام دوباره و ممنون بابت جواب. منظور من از انقلاب جمهوری دوم در برابر جمهوری اول یک تحول رادیکال عمیق نبود. ترم انقلاب را خیلی عامیانه و با تسامح به کار بردم و اتفاقا" مثال شما دربارۀ یلتسین و پوتین به یادم بود. منظورم این بود که طبق گفتۀ شما جمهوری دوم پایانی بر یک شکل مدیریتی یا حکومتی معین و گذار به یک شکل دیگر است و انقلاب را در همین حد مدنظر داشتم. تاکیدم بیشتر روی این بود که چرا نماینده جمهوری دوم (محمد) به کمک نماینده جمهوری اول (رئیسی) رفته است. البته این حرف شما که محمد پیوستن به تیم تبلیغاتی رئیسی را بخشی از استراتژی خود برای رفتن به سمت جمهوری دوم می داند، ممکن است درست باشد. اما برای این نتیجه گیری باید نشانه های بیشتری در دست داشت و از آن مهم تر چنین استراتژی ای را امکان سنجی کرد و دید آیا آن قدر واقع بینانه و قابل تحقق هست که محمد خود را وارد آن کند. آیا محمد بی یاور و طرد شده از قدرت در این فکر است که به تنهایی با حضور فردی در تیم حمایتی عریض و طویل چهرۀ اصلی جمهوری اول که کل حاکمیت پشت سرش آمده است، جمهوری اول را با جمهوری دوم جایگزین کند. قاعدتا" دور از انتظار است. اگر به قول شما این گذار از یک جمهوری اسلامی به یک جمهوری اسلامی دیگر است و نه تحول اجتماعی عمیق، و همان طور که پوتین که از درون یلتسینیسم بیرون آمد محمد هم از دل همین قدرت بیرون آمده است و نمی خواهد بنیان های قدرت را به هم بزند، پس باید از درون خود جمهوری اول و نه از جریان های بیرون قدرت و معترضان بیرون نظام نیرو بگیرد. نقد من این است که قدرت موجود، یا به قول شما جمهوری اول، محال است که این نیرو را به او بدهد و در واقع من این ظرفیت تحول را در سیستم سیاسی بسته ای مثل جمهوری اسلامی نمی بینم. خودتان گفتید که او در درون حاکمیت کاملا تنها ماند و هوادارانش بیشتر در مردم عادی از اقشار مختلف، حتی اپوزیسیونی های سرخورده، بودند که هیچ دسترسی ای به قدرت نداشتند. به همین خاطر خیلی راحت و بی هزینه رد صلاحیت شد. با تشکر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# حمید 1400-03-17 13:23
سلام. خب سعید محمد که رفت در تیم تبلیغاتی رئیسی. فکر نمی کنید در تحلیل اختلاف بین محمد و امثال رئیسی زیاده روی کردید؟ توضیح شما درباره تفاوت جمهوری اول و دوم مثل این بود که قرار است انقلابی در برابر جمهوری اول شود و جمهوری دوم تشکیل شود، در غیر این صورت جمهوری اول زوال می یابد. الان جمهوری دوم شده است عضو تیم تبلیغات جمهوری اول. اگر تحلیل شما را بپذیریم با رد صلاحیت محمد او یا باید ابزارهای دیگری برای حرکت به سوی جمهوری دوم را تعقیب می کرد مثل ابزارهای غیر انتخاباتی و اعتراضی تر. یا حداقل کنار می کشید و به نمایندگان جمهوری اول کمک نمی کرد. اما الان خودش به ابزار تبلیغاتی چهره شاخص آنها تبدیل شده است. فکر می کنم در تفاوت گذاری بین محمد و بقیه زیاده روی کردید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-03-17 17:13
با سلام متقابل. نمیدانم شما از کجا به این میرسید که گویا ما گفته ایم که "تفاوت جمهوری اول و دوم مثل این بود که قرار است انقلابی در برابر جمهوری اول شود و ...". شاید سوء تفاهمی شده و شاید هم شما دقیق نبوده اید. حتی ارجاع تاریخی ما به روسیه یلتسین و پوتین هم کاملا خلاف بحثی است که شما به ما نسبت می دهید. جمهوری پوتینی انقلابی در جمهوری یلتسینی نبود، از دل همان بیرون آمد. هیچ کس هم نمی تواند مدعی شود جمهوری پوتینی امتداد ساده جمهوری یلتسینی است. نقش و موقعیت سعید محمد در برابر مراکز قدرت جمهوری اسلامی و رویکرد پیشین او در قرارگاه خاتم هم دقیقا همین نشانه ها را به نمایش می گذاشت. به همین دلیل هم بود که طیف گسترده ای از عناصر و محافل با نفوذ در جمهوری اسلامی و حتی در اپوزیسیون از همان آغاز ورودش در مقابل او صف آرائی کردند. برای رئیسی کاملا برعکس بود. تقریبا همه خواستار ورود او بودند. از رجا نیوز تا فارس و تسنیم و کله گنده های اصولگرایان و تا دسته بندی هائی در درون اصلاح طلبان. تفاوت از این چشمگیر تر؟
این که چرا سعید محمد به کمپین رئیسی پیوست بیش از آن که با تشابهات این دو قابل ارزیابی باشد با مشی درازمدت تری قایل فهم است که سعید محمد برای اثرگذاری در معادلات قدرت در پیش گرفته است. این که این مشی به جمهوری دوم ختم خواهد شد یا منجر به انحلال جریان او در ساختارهای همین جمهوری اول خواهد شد، از هم اکنون قابل پیش بینی نیست. گرچه می توان ارزیابی ای از آن داشت و ما هم در فرصتی دیگر حتما به آن خواهیم پرداخت. اما به طور قطع باید گفت که بر خلاف نظر شما راه رسیدن به جمهوری دوم از راه ایزارهای غیر انتخاباتی تر و اعتراضی تر نمی گذرد. ما داریم درباره جمهوری دوم اسلامی حرف میزنیم و نه جمهوری دیگری. آنچه شما پیش رو میگذارید دیگر جمهوری دوم نیست. یک جمهوری دیگر است. بحث ما اما این نبود و مشی محمد هم این نیست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# ابراهیم 1400-03-15 17:22
با سلام چند نکته در مورد این مبحث را درزیر می‌آورم:
آخرین کشف علمای شورا:
تصمیم شورای نگهبان برخوردی از جناحی درساختار قدرت بود که از بالا اعمال شد. نه به دلیل توازن قوای طبقاتی یا فشار از پایین. این «شاهکار» به زعم ارائه دهنده بحث، نه انقلابیست ونه شاهکاری استراتژیک که قابل شگفتی و تمجید باشد. کنار‌زدن کسانی بود که تاریخ مصرفشان فعلا برای این دوره تاریخ ایران به پایان رسیده است. برای مثال می‌توانید به تاریخ پر تلاطم آلمان در سال ۱۹۳۳ نگاه کنید.
رییسی یا غیر رییسی:
من تفاوتی مابین جایگاه محمد و رییسی نمیبینم. هردو سالها در مقامهایی بودند که رابطه تنگاتنگ و همدستی را با لایه های مختلف قدرت، ثروت، زور و چپاول طلب می‌کرد. سالهاست این افراد خود ضامن تولید و‌بقای وضع موجودند. ابزار برتری اجتماعی طبقه‌ای بر طبقه دیگر هستند. این یک ادعا نیست و فکر نکنم احتیاجی به اثبات داشته باشد. هردوی آنها پس از اعلام نامزدی، بناگاه با وقاحت در نقش اپوزیسیون ظاهر شدند و برای مبارزه با فساد و اشرافیگری و ظلم و غیره که به زعم ایشان سالهاست توسط بقیه اعمال شده به اندازه کافی دلیل و برهان آورده‌اند. گویی که خودشان در کره ماه قدرت را بدست داشتند ویا بر مریخیان فرمانروایی میکردند. اتفاقا هردو از بی جربزه ترین کاندیداها هستند چراکه با یک نهیب خامنه‌ای ادعای تحول ساختاری در دولت آینده خود را به کناری گذاشتند و سربزیرانه بخط شدند. بعنوان ضمیمه نگاهی کنید به تصمیم محمد برای در اختیار گذاشتن تمام امکانات و نیروهای ستاد انتخاباتیش به نفع رییسی.
بورژوازی بد، بورژوازی زشت:
این گفتار یک کلیشه تکراری داشت در مورد بورژوازی ترانس آتلانتیک. در وجود این بورژوازی هیچ شکی نیست و احتیاج به روشنگری ندارد. اما جناحی پر قدرت در بورژوازی ایران وجود دارد که به هیچ وجه ترانس آتلانتیکی نیست. آستان قدس، بنیاد مستضعفین، قرارگاه خاتم و هولدینگ‌هایی ازین قبیل بخش‌های کلیدی اقتصاد ایران را در کنترل مستقیم خود دارند. فکر نمیکنم در شرکت‌های تحت کنترل مثلا آستان قدس یا زیر مجموعه‌های بنیاد مستضعفین مزد کارگر خارج از حیطه و قوانین بورژوایی تعیین شود یا روابط حاکم دراین مراکز تولیدی بدعت نوینی باشد خارج از حیطه مناسبات سرمایه و کار و استثمار کارگران. اگر این بخش از صاحبان سرمایه و کارگذارانش را از طبقه حاکم در قدرت خارج می‌کنید که این نوآوری را بایستی حتما در جایی ثبت کنید! آیا کاندیداهای این بخش از بورژوازی برایتان قابل دفاع هستند؟ در‌این مورد رجوع کنید به کارگرانی که در سال فقط دو یا سه بار حقوق میگیرند.
نفس وجود این دو جناح بورژوازی صاحب قدرت و ثروت از منظر سیاسی و استراتژی مارکسیستی تغییر دهنده جدال‌های آتی طبقه کارگر نیست. در روز سرنوشت ساز هردو‌جناح به همراه لاریجانی و رییسی و محمد و غیره در مقابل طبقه کارگر می‌ایستند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# بهمن شفیق 1400-03-16 10:57
با سلام متقایل،
ممنون از نکته سنجی های ظریف شما. این گونه تحلیل کردن وقایع و گنجاندن این همه مشاهدات خردمندانه در دو سه پاراگراف هم خودش شاهکاری است. یحتمل ما و کاربران سایت از درک این همه عمق تحلیل ناتوان باشیم. امیدوارم لطف کنید و از خیر ما بگذرید و دیگران را از چنین شاهکارهائی مستفیض نمائید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر

بیاب