سَرِ برج

نوشتۀ: حمید سلطانزاده
Write a comment

" دیگر بنای هیچ پلی بر خیال نیست - کوته شده ­ست فاصله ­ی دست و آرزو"

جلوی آبخوری مدرسه منتظر غفور بودم. غفور بیرون آمد و وقتی از بستن زیپ شلوارش فارغ شد و سرش را بالا گرفت، از دیدن فرهاد که با هیکل گنده و دست و پای شل و ولش، پاورچین پاورچین به سمت کلاس می­ رفت طوری به هیجان آمد که داخل چشمانش برق زد. چند دقیقه­ ای می­ شد که زنگ کلاس زده شده بود و از سکوت داخل حیاط حتم داشتیم که معلم ­ها سر کلاس حاضر شده‌اند. غیر از ما سه نفر، کسی در حیاط پشتی کلاس­ها نمانده بود. غفور بینی استخوانی و خمیده و چشمان ریزی داشت. کاپشن پف‌کرده­ ای پوشیده بود. باریکه نوری از روزن بالای سقف همانند تیری از یک طرف صورتش گذشته بود و همه­ ی این­ها او را شبیه به عقابی کرده بود که در کمین طعمه ­ای لذیذ باشد. هفته­ ی پیش درس زبان داشتیم. قرار شد معلم لغات درس جدید را تلفظ کند و ما هم پشت سرش تکرار کنیم. وقتی حوصله ­مان از این کار بیخود سر رفت با غفور و فرهاد که آخر کلاس نشسته بود، تعمدی آخر لغات را کشیده­ تر از بقیه ادا می­ کردیم. طوری که فقط صدای ما در کلاس بماند و همین اسباب خنده­ ی بچه ها شود. آقای سیدی بی­ درنگ نماینده ­ی کلاس را احضار کرد تا ما سه نفر را تحویل دفتر مدرسه دهد. کاظم نماینده ­ی کلاس بود و چون از آن­هایی بود که از چسباندن وصله­ های بیشتر به آدم ابایی نداشت، آن­چه نکرده بودیم را هم رویش گذاشت و با آب و تاب برای مدیر مدرسه تعریف کرد. بعد برای آن که صف ­اش را از ما جدا کرده باشد، چند قدمی با همان حالت خبرداری که ایستاده بود، به سمت راست برداشت. آقای فرهمند همزمان گوش می­داد و از بالای عینک ما را برانداز می­ کرد. به محض تمام شدن حرف­های کاظم، سرش را به نشانه ­ی تاسف تکان داد و به فرهاد گفت: « حساب تو یکی از بقیه جداست. سر وقت با آقات صحبت می‌کنم.»
و نه انگار که اگر درس و کلاسی باشد، ما هم داریم و اگر جرمی است به گردن هر سه ­مان است، رو به کاظم گفت: « فرهاد رو با خودت ببر و به آقای سیدی بگو، این دو تا گاو،­ فعلاً پیش من بمونن باهاشون کار دارم.»

دانلود پی دی اف

sare borj cover

Write comments...
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر