نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

حال باید دید که تصور تدارک کمونیستی از وضعیت ایران چه هست. تا جایی که من بررسی کرده ام، تدارک جایی مشخصاً نمیگوید وضعیت ایران «وضعیت انقلابی» هست یا نیست. اما در نوشته ها و بحثهایشان نشانه هایی وجود دارد دال بر اینکه وضعیت انقلابی هست و نیز نشانه های وجود دارد دال بر اینکه وضعیت انقلابی نیست، که در زیر به آنها میپردازم

لحظه کنونی، لحظه ای است تاریخی. در چنین نقطه عطفهائی است که نیروهای زاینده نظم نوین و انسانی آینده می توانند شایستگی و صلاحیت خود در اداره امر جامعه را در بوته آزمایش قرار دهند.

بحث حاضر بخش کوتاهی از گفتگوهائی است که در رابطه با بروز بحران کرونا و سیاست کمونیستی در قبال آن در تدارک کمونیستی در جریان بوده است. 

یونانی ها در اوج تمدنشان در رفتارشان با زنان بربر باقی ماندند. تربیتشان سطحی بود، معاشرت با جنس مخالف برایشان مجاز نبود، خود کم بینی به آنان تلقین می گردید تا این که سرانجام از سوی زنان به عنوان یک واقعیت پذیرفته شد

گفتاری در باب انتخابات یازدهم مجلس، شیوع ویروس کرونا، زوال و بازسازی اقتدار حاکمیت

اسرائیل حتی از رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی نیز متحجر تر و شنیع تر است که با تمام نژادپرستی وحشیانه اش، رسالتی آسمانی برای خود قائل نبود. کسی که از این پادگان بزرگ تجاوزگری به عنوان "دولت اسرائیل" – و بدتر از آن به عنوان "دولت دمکراتیک اسرائیل" – نام می برد، فقط مشاطه گر و توجیه گر تجاوز به ملل ستمدیده است و لاغیر

از لحاظ تاریخی پرولتاریا به مثابه یک لایه اجتماعی کاملا متمایز شکل گرفت. هر چند که این طبقه هرگز یکپارچه و یکدست نبود، اما تفاوت آن با سایر گروه های اجتماعی مانند دهقانان، دهبانان و کارمندان دولتی بر همگان مشهود بود

وضعیت جنگی، تقابل نظامی و مبارزه طبقاتی - گفتاری در زمینه تحولات پس از حمله موشکی به عین الاسد

سوسیالیسمِ ایالات متحده، حاشیه ای بر فرهنگ سیاسی رسمی است. آرایش طبقاتی آن هم همین را بازتاب می کند. این سوسیالیسم دارای تحصیلات دانشگاهی، متمول (یا حداقل صاحبِ والدینِ متمول)، و عموما هم ساز با دغدغه های متخصصین و دانشجویان طبقه متوسط است

اکنون این دو قطبند که سرنوشت منطقه و جهان را رقم می زنند. پرسش اساسی که در برابر کمونیسم معاصر قرار دارد این است که آیا در فرصت باقی مانده و در دل این تلاطمات قادر خواهد بود به نیروئی مادی و مؤثر بر وقایع بدل گردد یا نه. این دوران تحولات بزرگ است و برای شکل دادن به این تحولات باید به نیروئی بزرگ بدل گردید

دولت فقط زمانی می تواند اقتصاد را کنترل کند که آن را به تصرف خود درآورد. یک دولت توتالیتر، همان طور که کمونیست های عصرحجر خواهان آن هستند. تازه چنان دولتی هم ممکن است از طریق تجارت خارجی [همان] طاعون را وارد کند

سؤال بزرگ بعد از این حمله این است که آیا سیستم دفاع هوائی آمریکا در پایگاه عین الاسد در غرب رمادی فعال بود یا نه. اگر فعال بود، پس نشستن ترامپ بعد از حملات هوائی همان چیزی را نشان می دهد که پاتریک هنینگسن عنوان می کند که یک خاورمیانه جدید در حال شکلگیری است

در طول بیش از 20 سال گذشته، فراگیر شدن گروه های "جامعه مدنی" فرهنگ سیاسی را به گونه ای تغییر داده است که به منافع استعمار غربی خدمت می کند.

وی این ترور را اقدامی نقشه مند و بر بستر یک استراتژی پایه ای تر ارزیابی می کند که از سوی آمریکا از مدتها پیش تدارک دیده شده است. و روشن است که این تفاوت در ارزیابی به تفاوت در واکنش نسبت بدان نیز می انجامد. از نظر نویسنده این ترور حلقه تعیین کننده ای در " نبرد تمام عیار بر سر شکل گیری آرایش جدید منطقه ای" بود که هدف آن زدن سر محور مقاومت بود و نه چیزی کمتر از آن

یادداشت سردبیر:

زمینه ها و ابعاد واقعه ترور قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و همراهانشان در فرودگاه بغداد گسترده تر از آنند که بتوان در فرصتی کوتاه به اظهار نظرهای جامعی در قبال این واقعه و تأثیرات آن هم بر آرایش سیاسی و هم بر روند مبارزه طبقاتی در کشورهای مختلف منطقه پرداخت. یادداشتهای حاضر تنها بخشی از گفتگوهائی در جریان یک مباحثه گسترده تر هستند و نه اعلام مواضع قطعی شرکت کنندگان در مباحثه. با این حال انتشار همین مباحثات مقدماتی به نظر ما می تواند مفید واقع شود.

و برای فتح خیابان، هم باید ابزارها و روشهای لازم برای خنثی کردن ماشین سرکوب دولتی را یافت و به کار برد و هم باید که نیروهای مخرب بورژوازی را از آن بیرون راند. مبارزه ای که در دو سطح مختلف در جریان خواهد بود. در سطح اتخاذ تاکتیکهای مبارزاتی ای که تقابل نهائی با دستگاه سرکوب حاکم را تا حد امکان و تا زمانی که صف توده های کارگر و زحمتکش فاقد انسجام لازم است به تعویق انداخته و امکان وسیع ترین مشارکت ها در اعتراض خیابانی را در اختیار توده ها قرار دهد. و در سطح مضمونی با طرح مطالبات و چشم اندازهائی که متضمن منافع لحظه ای و تاریخی توده های کار و زحمت بوده و امکان تمرکز مبارزه بر دشمن واقعی طبقه کارگر یعنی کلیت نظم سرمایه داری با تمام دولت و اپوزیسیون درون طبقاتی اش را فراهم کند.

اکثریت طبقه ی حاکم فاسدِ لبنان، دست نشاندگان آمریکا و عربستان سعودی اند، نه ایران. این حقیقتی است که برای رسانه های غربی بیش از حد دردسرساز است که بخواهند به آن اشاره کنند.

ده سال قبل من برای اولین بار اینجا بودم... تا از دیکتاتوری نظامی حاکم بر بولیوی شکایت کنم و بگویم که مردم ما یک دولت دمکراتیک می خواهند. هم اکنون ما یک دولت دمکراتیک داریم و امروز من بعد از ده سال دوباره اینجا هستم تا شکایت کنم که ما یک دمکراسی داریم. دمکراسی ای که با گرسنگی توأم است.

پایگاه توده ای حزب الله از فساد گسترده و بی عدالتی های اجتماعی-اقتصادی به ستوه آمده است.  پایگاه حزب الله  تماما حامیِ جنبش مقاومتِ حزب الله است (موضوعی که در مورد تمام اجتماع شیعه صادق است) اما حفظ نظم فاسد را برنمی تابد

خیزش آبان تنها لحظه ای بود از روندی پایدار تر. لحظه ای از جنبشی در حال عروج که از دی ماه 96 و حتی از ماههائی پیش از آن آغاز شده بود و اکنون برای دومین بار مغلوب جدال بزرگتری می شد که در عرصۀ ژئوپلیتیک در جریان بود و جنبش براندازی به عنوان بازوی یک سر این جدال در داخل عمل می کرد. خیزش مغلوب شد اما آن جنبش تازه در آغاز راه است.

 زمان آن فرا رسیده است که از خیزشهای موردی و کور فراتر رفته و جنبشهائی فراگیر بر مبنای امر طبقاتی را شکل دهیم. امروز دستیابی به چنین جنبشی امری است شدنی. امروز زنان و مردان فهیمی پیدا شده اند که به این مهم واقفند و در این مسیر تلاش می کنند. این تلاشها باید هماهنگ تر شوند. و بیش از همه، از لمپنیسم زائدۀ لیبرال-فاشیسم باید فاصله گرفت.

10 نوامبر- کودتا در بولیوی ... 13 نوامبر – انفجار بمب خبری در برلین!! " تسلا قصد خود را برای ساخت بزرگترین کارخانۀ اتوموبیل سازی جهان برای تولید اتوموبیلهای برقی در نزدیکی برلین اعلام میکند."

 اگر اقتصاد بورژوایی دست از شارلاتانیسمِ نسبی اش بردارد و اعداد را به صورت مطلق نشانمان دهد، این تنها درآمد 1% بالاست که افزایش چشمگیر داشته است، یعنی همان نفع برندگان اصلی گلوبالیزاسیون. بقیه، نقاط کوچکی اند که هرچند هم که دست و پا بزنند، همچنان به محور افقی چسبیده اند.

وقتی چامسکی آمریکایی گری را "مفهومی توخالی" و شعارهایی مانند «پشتیبانی از سربازان!» را بی اهمیت می داند، این بار برای تنوع هم که شده دارد دروغ میگوید: این "مفاهیم" و "شعارها" برای او مطلقا توخالی نیستند. او به وضوح از روی ناسیونالیسمی  که در این عبارت ها آمده اند میگذرد به این علت که او میهن پرستی از پائین را به عنوان یک امر بدیهی و یک فضیلت اخلاقی با ارزش می داند

آنان که پی در پی با اشاره به ثروت آذربایجان، سودای پیوستن به بورژوازیِ مشابه ِ بهره کش تری را دارند، به سیاق سالیان گذشته بی شک به اینها کینه خواهند ورزید. کینه توزی باید ما به ازای داخلی پیدا کند: چه تقابلی بهتر از جنگ "کرد و ترک" و "ترک و فارس" و فارس و کرد" می تواند جایگزین نبرد بین استثمار شدگان و استثمار شوندگان، بین کارگران و سرمایه داران شود؟

نەهامەتیەکەی کورداێتی لەوەدا بوو کە ئەم سەردەمە کۆتایی پێ هات.دیارە ئەو چاخە مێژووییەی کە لە سەرەتای دەیەی نەوەدی سەدەی ڕابردوو دا لە ژێر ناوی ″ کۆتایی مێژوو ″ دا بانگەوازی بۆ دەکرا،تەنها ئایتێمێکی کورت بەولاوە نەبوو.

این یک شرکت [کارخانه فولاد سازی] بدون رئیس است. جایی که همه چیز در یک مجمع  39 نفره از شاغلین با برابری کامل در تصمیم گیری ها پیش می رود. در ایندورکا  همه بدون در نظر گرفتن نوع کار و سابقه خدمتشان به یک اندازه حقوق می گیرند. مدیریت اقتصادی برای همه از طریق یک تخته سفید بزرگ در اتاق جلسات قابل مشاهده است و این امر شفافیت مطلق را تضمین می کند.

جایی که مقاومت و سازماندهی کارگری حتی برای کسب امتیازات کوتاه مدت با افق کمونیستی نیزغائب است، ما نیز نه نیروی پیشبرنده ی تاریخ، که به عناصری زیر میکروسکوپ اقتصادی بورژوازی بدل می شویم، همان مشارکت کنندگان در بازار. سرسپردگان سازمان های مردم نهاد برای اندکی صدقه و خیرات

بخت بد کردایتی در آن بود که این دوران به پایان رسید. معلوم شد که آن دور تاریخی که در آغاز دهه نود قرن گذشته آغاز شده و به عنوان "پایان تاریخ" اعلام شده بود، تنها میان پرده کوتاهی بیش نبود. آن نوزاد ناقص الخلقه همراه با این دوران به دنیا آمد و همراه با آن نیز از جهان رخت بر بست

گفتاری پیرامون مبارزات کارگران هپکو و هفت تپه، سردرگمی جنبش کارگری در قبال دوگانه مالکیت خصوصی و دولتی و ضرورت طرح خواست واگذاری کارخانه به کارگران

هپکو آن‌قدر قدمت دارد که رنگ شخصیت‌های داستانش از خاکستری دنیای واقعی ما به سیاه و سپید قصه‌ها پهلو بزند... داستانی که از احمدی‌نژاد و دولت خدمتگزارش تا بیژن زنگنه، وزیر اسبق و فعلی نفت در آن نقشی دارند و البته، نمونه‌ای مثال‌زدنی از خصوصی‌سازی در ایران است. نمونه‌ای که می‌توان آن را سیاه‌ترین خصوصی‌سازی تاریخ ایران دانست.

گفتاری در زمینه حملۀ وسیع حوثی ها به پالایشگاه و میدانهای نفتی آرامکو، علل تشدید جدال در منطقه خاورمیانه، تفاوت بین استراتژی های تقابل چین و روسیه با آمریکا و ایران با آمریکا و جابجائی های عمیق هژمونیک در توازن قوای طبقاتی

{KomentoLock}در مقطع اعتصاب اسماعیل بخشی خود سخنگو و رهبر این مشی در هفت تپه بود. او خود در راندن جنبش اعتصابی به سوی "جنبشهای مدنی" نقشی اساسی ایفا نمود. او خود جنبش را به مسیری سوق داد که شکاف در میان کارگران و شکست سرنوشت محتوم آن بود

از آنجایی که در جامعه ی امروزین حرّاف ترین، پرسروصداترین و "والاترین" طبقات هم درک مشابهی از این عبارت خواهند داشت، تنها به همین دلیل این مطالبه نه پرولتاریایی، بلکه بورژوایی خواهد بود.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر