مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

ایده طومار امضاهای فعلاً 20000 موردیِ اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران، به عنوان طرح یک بخش از این اتحادیه، در یک روند از درون آن زاده شده و همّ و غمِ این اتحادیه را در سال 1391 ترسیم نموده است. اهمیت پرداختن به این مسئله از آن‌جا ناشی می‌شود که پیش‌برد این طرح، به مثابه یک طرح باتلاقی، می‌تواند به برآمد نگرش‌ها و پراتیک‌هایی در جنبش کارگری ایران ختم شود که اولویت‌ها را نفی کرده و آن را به مسلخِ اپوزیسیون‌گراییِ بی‌مایه رهنمون گردد و سرنِمونی را در افق کارگران ایران قرار دهد که آنان را به سربازان پیاده‌ی پروژه‌های بورژوایی پرو غرب تبدیل نماید.

آخرین شانس ما بکارگیری یک بمب اتمی اسرائیلی است، تا برنامۀ اتمی ایران را متوقف کنیم. این جهتی است که دنیا خاورمیانه  و اسرائیل را به آن سو می راند. زیرا که از به کار گرفتن تحریمهای مؤثر و وادار کردن ایران از طریق صلح آمیز به پایان برنامۀ اتمی اش خودداری شد. بنا بر این سؤال به این کاهش می یابد که آیا اسرائیل نابود می شود یا ایران؟ و من امیدوارم که اسرائیلی ها بفهمند که بهتر است ایران را نابود کنند تا این که خود نابود شوند.

این منفعت و وظیفه‌ی ما است‌ که انقلاب را تا هنگامی  تداوم ببخشیم که تمام طبقات کمابیش دارا از سیادت برکنار شده باشند ، تا هنگامی که پرولتاریا قدرت دولتی را فتح کند و تا هنگامی که پیوستگی پرولتاریا ـ‌‌نه تنها در یک کشور، بلکه در همه‌ی کشورهای پیش‌رفته‌ی جهان‌ـ به‌آن اندازه پیش‌رفت کرده باشد که رقابت بین پرولتاریای این کشورها را متوقف کند و لااقل نیروهای عمده‌ی تولید در دست‌های پرولتاریا[ی هم‌بسته] متمرکز شده باشد.

آنارشیسم اساسا بشدت ضد دمکراتیک است، زیرا که اتوریته دمکراتیک ایده آل هم بالاخره اتوریته است. اما تا زمانی که دمکراسی مردود است راهی برای آن نمی ماند که به حل مشکلات و اختلافات غیر قابل اجتناب در بین ساکنان صومعه تلمه آ بپردازد. آزادی مطلق آنارشیسم برای هر فرد غیر قابل کنترلی، قابل تشخیص از یک استبداد نامحدود بوسیله افراد نیست، هم در تئوری و هم در عمل.

از شعرم خلقی به هم انگیخته ام

خوب و بدشان به هم در آمیخته ام

خود گوشه گرفته ام تماشا را کآب

در خوابگه مورچگان ریخته ام

نیما یوشیج

 

 

دیگر نباید تردیدی در این باشد. حال و هوای جنبش کارگری دستخوش تغییر شده است.

دوست گرامی و فعال گرانقدر جنبش کارگری جعفر عظیم زاده مصاحبه‌ایi با رادیو دویچه وله انجام داده است که حکایت از تعمیق نگرشی بسیار نادرست در دیدگاههای وی دارد. او در این مصاحبه از نگاهی به تحلیل تحولات سیاسی و اقتصادی معاصر در ایران می‌پردازد که سراسر با دستگاه فکری گرایش خاصی در بورژوازی انطباق دارد.

دیگر تردیدی در این نیست: جهان وارد دورانی نو می شود. انقلاب نان و آزادی در جهان عرب، تنها ناقوس انقلابی در منطقه خاورمیانه نیست، این فراخوانی است به کل بشریت معاصر. فراخوانی برای نگریستن به گونه ای متفاوت به جهان، فراخوانی برای زیستن به گونه ای متفاوت. چرا این انقلاب چنین اهمیتی دارد؟

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در این نقطه حساس کمبود یک حزب ژاکوبنی، حزبی که به اندازه کافی مجرب باشد، حزبی که به فنون قیام مسلح و مسلط باشد، حزبی که واقعیت زندگی را بشناسد و نبض تپنده اش را تشخیص دهد، حزبی که لحظات را دریابد، بیش از هر چیز به چشم می خورد. انقلاب تنها روندی اجتماعی و دراز مدت نیست. در لحظات تعیین کننده، این عنصر توطئه است که در انقلابات نقشی برجسته می یابند. هر کس که این را انکار کند، یا ابله است و یا عوامفریبی که خود مشغول توطئه است. و در مصر امروز انقلابیون ضعیف ترین توطئه گرانند.

انتشار دو نوشته تقریباً همزمان با هم پایان دوره ای از تفوق ایدئولوژیک چپ خرده بورژوائی بر جنبش کارگری را به نمایش گذاشت. هر دو این نوشته‌ها از جانب کسانی انتشار یافته‌اند که در ضدیت با ایجاد سندیکا ها در سالهای گذشته نقش محرک اصلی در درون چپ را ایفا می کردند. و هر دو این نوشته‌ها به شکست خود اذعان دارند. هر یک به گونه ای.

مقدمه

دوم خرداد 1376 و جنبشی که به همین نام شناخته شد یکی از وقایع مهم در تاریخ معاصر ایران است که بدون بررسی و بازشناسی ابعادش بسیاری از وقایع سیاسی پس از آن، بویژه جنبش پسا انتخاباتی سال 88، قابل درک نیستند. با بررسی نظرات بسیاری از فعالین سیاسی و به خصوص فعالین چپ در می یابیم که هاله ای از ابهام هنوز بر فهم تحولات آن دوره سنگینی می کند. جنبش دوم خرداد چه بود، چرا بوجود آمد، چه تاثیراتی برجای گذاشت و به کجا انجامید؟ این سوالات و سوالاتی مشابه هنوز در یک بررسی علمی و جامعه شناختی پاسخ نگرفته اند و در گرد و غبار یک جدل ژورنالیستی، سیاسی و ایدئولوژیک مدفون شده اند.

از منظر اژدها پاسخی به یک بحث بود. بحثی پیرامون تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران در دهه پس از فروپاشی دیوار برلین، در دهه پس از پایان جنگ، در دهه عروج جنبش اصلاحات در ایران. بحثی تحت عنوان "یک گام به پیش چند گام به پس" در درون حزب کمونیست کارگری ایران که تلاشی بود برای ارائه تبیینی مارکسیستی از این تحولات و یافتن چشم اندازها و ابزارهای لازم برای بازسازی یک صف طبقاتی در جامعه ایران. بحثی که در عین حال نقدی بود از چرخش ایدئولوژیک رهبری حزب کمونیست کارگری و از دگردیسی  منصور حکمت از یک مارکسیست سابق به یک نظریه پرداز پست مدرنیست پسا مارکسیست.

دوستدار عزیز حکمت،

خوب بود که این بار سوار پیکان شده بودی. توصیه میکنم بار دیگر سوار اتوبوس واحد شوی. پایین‌تر خواهم گفت چرا.


نامه ات حاوی خیلی حرفهاست که نمی‌شود به همه‌اش پرداخت. به بخشی از آن‌ها خواهم پرداخت. نه مثل تو که از پاسخ قبلی من سؤال درآوردی که در مقابل سؤال من قرار بدهی. این بار هم نامه ات و پاسخ خودم را علنی خواهم کرد. اما این بار آخری است که این کار را می کنم.

توضیح: یادداشت حاضر پاسخی است به نامه یک دوستدار منصور حکمت که از طریق سایت امید به دستم رسیده است و ضمیمه مطلب حاضر است. توضیح این که پاراگرافهای اول متن که من آنرا بولد کرده‌ام از منصور حکمت نقل شده‌اند که در جریان مباحث درونی حزب کمونیست کارگری در آوریل سال 1998 در نقد نظرات من نوشته بود.

برای زندانیان سیاسی که شکار یک نظام کهنهٔ بودند، ما نه در آرزوی عفو بودیم و نه در پی‌ بخشش و بزرگواری. ما حق آزادی و ابراز وجود و انقلاب را برای صدها انسان شجاع و وفاداری (معتقد) طلب کردیم که در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها (قلعه ها) فریاد و ضجّه برمی‌ کشند زیرا که تحت دیکتاتوری مجرمان امپریالیست سابق، از برای مردم، صلح و سوسیالیسم جنگیده بودند.

بازاریان تهران قیام کردند. حجره ها و تیمچه ها برای چند روزی با قدرت تمام نبض «اعتراضات اجتماعی» را به دست گرفتند تا جوانه های امیدی دوباره در پیاده نظام سرخورده سبز زنده شود. افسوس که این اعتصاب تداوم نیافت تا «جنبش اعتراضی» یک بار دیگر بتواند نفسی تازه کند.

 

 

[1]حتماً اگر در خیابان انقلاب راه رفته باشید، تبلیغات رنگ و وارنگی را که به دیوار با مضامینی مثل «تایپ ارزان»، «تایپ صفحه‌ای 180 تومان»، «تایپ صفحه‌ای 120 تومان»، «تایپ فوری صفحه‌ای 100 تومان» را دیده‌اید.

و اگر احیاناً به این مراکز سری زده باشید، بسته به متراژ ساختمانی که در آن واقع شده است تعدادی تایپیست عموماً زن را دیده‌اید که تق و تق و تق و تق و... تایپ می‌کنند و متصدی مرکز، تایپ شما را هر چه که باشد و هر وقت که بخواهید بی مشورتی با تایپیست‌ها قبول می‌کند.

تا همین‌جا هم جنبش پساانتخاباتی در عرصه‌ی ادبیات سیاسی چپ چه شگفتی‌ها که نیافریده است. این جنبش در سطح چپ، گاهی با انقلاب 1905 و 1917 در روسیه مقایسه شده و گاهی هم لباس خود را به‌تن انقلاب 1848 فرانسه کرده است. بخش وسیعی از چپ برای توجیه تعلق خاطر حود به جنبش پسا انتخاباتی از هیچ کوششی دریغ نکرد و مایه گذاشتن از انقلابات دوران آغازین سرمایه داری هم یک پای این کوششها بود.

"شعار ما خطاب به دشمن اين است: شست ها در تخم چشم ها و زانوها بر سينه."

فقدان تئوري و نداشتن پلتفرم سياسي، شفاف نبودن استراتژي كلان و مبهم بودن تحليل از شرايط روز مي تواند هر جريان انقلابي را با خطر نابودي همراه سازد.

یاد فرزاد کمانگر، این قلب طپنده زحمتکشان، آموزگار شریف و دوست داشتنی کودکان، فرزند طبقه کارگر ایران را گرامی می داریم.

سایت امید

 

با توجه به بحث‌هايى كه در خصوص ويژگي‌هاى حقوق كار‌ وجود دارد، در تعريف حقوق كار حقوقدانان كشورهاى صنعتى اين رشته از حقوق را آشكارا عرصه‌ى دخالت و تأثير عوامل مختلف اقتصادي، سياسي، دينى ،‌ايدئولوژيك و اجتماعى می دانند.

یاداشت: کار نوشتن مقاله حاضر حدود ده روز قبل از اول ماه مه به پایان رسیده بود. تنظیم نهائی متن برای انتشار اما چند روزی به درازا کشید. چند روز بسیار مهم و پر ماجرا. خواننده هشیار متوجه خواهد شد که استدلالات نوشته حاضر بر مبنای داده های موجود در آن تاریخ است و موضعگیریهای منتشر شده از جانب احزاب و دستجات مختلف در چند روز منتهی به اول ماه مه در نوشته حاضر منعکس نشده اند. با این حال احکام و ارزیابی های نوشته حاضر به نظر من بر سر جای خود باقی هستند و تحولات چند روز اخیر تنها در تأئید این احکام و ارزیابی ها بوده اند.

عباس عبدی مصاحبه‌ای انجام داده است با رادیو دویچه وله. عبدی یک نظریه پرداز نسبتاً معتدل اصلاح طلبان است. کسی است که وی را به مراتب بیشتر می‌توان لیبرال نامید تا گنجی که مانیفست «لیبرالیسم» خود را بر بستر روزه شهادت نوشت و کارل پوپر و فریدریش فن هایک را معلمان خود به حساب می‌آورد و نه جان لاک و راولز را.

در قسمت اول مقاله حاضر به مباحث عمومی پیرامون منشورمطالبات حداقلی کارگران ایران وارتباط آن با تحولات جاری در ایران و ضرورت هایی که بخشی از تشکل های کارگری را به انتشار آن در مقطع 22 بهمن واداشت پرداختیم و تاثیر آن را بر جنبش کارگری بررسی کردیم. در این قسمت به مصاحبه رضا رخشان با سایت جنبش کارگری می پردازم و برای پرهیز از تکرار، همزمان به برخی از انتقاداتی که از نظرات او صورت گرفته اشاره می کنم.

نتشار منشور مطالبات حداقلی کارگران ایران تاکنون با تفاسیر متفاوتی روبرو شده است. اهمیت این منشور و زمان انتشار آن بررسی برخی از این تفاسیر را لازم می نماید. نوشته حاضر در دو بخش به این موضوع می پردازد. در بخش اول مسائل عمومی‌تر مورد بحث قرار می‌گیرند و در بخش دوم به برخی از تفسیرها در رابطه با منشور و به‌خصوص به برخی انتقادات در رابطه با مصاحبه رضا رخشان با سایت جنبش کارگری می پردازیم. پیش از ورود به این بررسی لازم است نگاهی به روند تحولات ماههای اخیر در ایران داشته باشیم.

سایت جنبش کارگری: با سلام آقای رضا رخشان و تشکر از شما که دعوت سایت جنبش‌ کارگری را برای انجام این مصاحبه پذیرفته‌اید. ما چند روز پیش و در واقع یک روز قبل از 22 بهمن شاهد این بودیم که اطلاعیه‌ای از جانب چهار تشکل کارگری (سندیکای واحد، سندیکای هفت‌تپه، اتحادیه آزاد کارگران و انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه) به‌عنوان «مطالبات حداقلی کارگران در ایران» منتشر شد؛ می‌خواهیم بدانیم که هدف شما از دادن این بیانیه که هم مطالبات صنفی کارگران را مورد اشاره قرار داده و هم برخی از مطالبات اجتماعی (مثل لغو مجازات اعدام) را مورد تأیید قرار داده، چیست؟

اگر تو خود و دشمنت را می شناسی، آنگاه از صد نبرد نیز نباید هراسی به خود راه دهی. اگر تو خود را می شناسی، اما دشمن را نه، برای هر پیروزی که به دست می آوری، شکستی را نیز متحمل خواهی شد. اگر تو نه خود و نه دشمنت را می شناسی، آنگاه در هر نبردی شکست خواهی خورد.

سون تسه – هنر جنگ

عنوان نوشته حاضر با الهام از نامه دوست برایم ناشناخته‌ای از تهران برگرفته شده است که در آن ضمن امیدواری به اینکه شاید «سبز» هنوز هم بتواند سرمنشأ تحولاتی مثبت شود، روزهای حاضر را روزهای حزن انگیز تهران توصیف کرده است. حقیقتاً نیز این روزهایی حزن انگیزند. به شور و شعف ساختگی و ابراز امیدواری های کاذب مشتی بی‌ریشه در خارج از کشور نباید کاری داشت.

می‌گویند تاریخ دو بار تکرار می شود: بار اول به صورت تراژیک، بار دوم به شکل کمدی. تاریخ ایران در حال تکرار شدن است. اما این بار به گونه‌ای دیگر: این تکراری تراژیک تر است. جامعه ایران نشان می‌دهد که در هیچ چیز با کلیشه های آشنا پیش نمی رود. سی سال قبل درست در زمانی که در نیکاراگوئه یک انقلاب چپگرا در حال وقوع بود و مدت کوتاهی پس از به قدرت رسیدن نظامیان چپگرا در افغانستان، در ایران انقلابی به وقوع پیوست که مرتجع ترین جریان اجتماعی موجود را به رأس قدرت پرتاب کرد.

با تشکر از اینکه این مصاحبه را پذیرفتید

با توجه به  بازگشایی دانشگاهها و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ دانشجویی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .

«از زمان جنبش مشروطه به این سو، این اولین بار است که حیات سیاسی ایران دستخوش جنبشهایی عظیم می‌شود و جامعه وارد دوره ای از تصمیم گیری تاریخی می‌شود و چپ در آن هیچگونه حضور قابل لمسی ندارد. نه در دوران انقلاب مشروطه و نه در دوران ملی شدن صنعت نفت و نه در دوران انقلاب 57 چپ چنین مهجور و برکنار از تحولات نبوده است.  موقعیت جهانی نیز در هیچ یک از این دوره ها به اندازه امروز به زیان چپ نبوده است.

 

حوادث سه ماه گذشته صحنه سیاست ایران را نه می توان و نه باید فراموش کرد. درسهای این بحران سیاسی بزرگ به همان اندازه بزرگند که خود حوادث بودند. زمین سیاست در ایران در اثر زلزله عظیم خرداد 88 شخم خورد و با شخم خوردنش بسیاری از لایه های صحنه حیات اجتماعی زیر و رو شدند. شدت و حدت تحولات جایی برای ظاهرسازی باقی نگذاشت. ظاهرسازیهای مصلحتی بسیاری کنار رفت و حرفهای واقعی افراد، احزاب، گروهبندی ها و جریانات سیاسی زده شد.

 

سه ماه پس از جنجال بزرگ، اینک شمارش معکوس آغاز شده است. همه چیز برای برخوردی بزرگ بین دو نیروی تعیین کننده جدالهای اجتماعی در حال آماده شدن است. صحنه بازی به طرز غریبی برای این برخورد چیده می شود. از پس کلاف سر در گمی که نبرد «که بر که» در ماههای اخیر برجا گذاشت، خطوط طرفین اصلی نبرد به مرور آشکار تر می شود. پیشقراولان سه ماه قبل، امروز پیاده نظامهایی ناچیز به نظر می آیند که در پسشان سواره نظامی سنگین و استتار شده از مخفیگاهها بیرون می خزد و صحنه نبرد را با مهابتی عظیم از نو آرایش می دهد.

 

در جریان تحولات اخیر مباحثاتی چند پیرامون مقوله ی اعتصاب عمومی صورت گرفته است. اخیراً رفیق پوریا راجی مجدداً این بحث را پیش کشیده است، و این بهانه ای شد تا چند کلمه ای پیرامون این مقوله بنویسم. رفیق پوریا راجی در نوشته ای با عنوان " اعتصاب عمومی سرخ و دوراهی جنبش سبز" به موضوع رویدادهای اخیر می پردازد و پس از تحلیل پاره ای از اجزای جنبش سبز، سعی در ارائه ی راهکاری رادیکال در قبال این جنبش دارد.

 

(توضیح: بخش عمده ی نوشته ی حاضر حدود یک ماه پیش به رشته ی تحریر درآمده است، اما بنا به پاره ای ملاحضات و محذورات اکنون انتشار می یابد. از همه ی خوانندگان بابت این تأخیر عذرخواهی می کنم.)

اسلاوی ژیژک چندی پیش در نوشته ای با عنوان "آیا گربه به دره سقوط خواهد کرد؟"، که در نخستین نگاه یادآور موضع فوکو در قبال انقلاب 57 و تعبیر "ایران، روح جهان بی روح" اوست، به تحلیل رویدادهای اخیر ایران پرداخته است.

تحولات چند ماهه اخیر درون جنبش کارگری ایران بدون تردید نشانه های امید بخشی از آغاز دورانی جدید در جنبش کارگری را به نمایش می گذارند. اعلام متحدانه کمپین برای آزادی دستگیر شدگان روز جهانی کارگر نقطه اوج تاکنونی این تحولات را به نمایش می گذارند. آرایش جنبش کارگری ایران به طور کلی و چپ ایران به طور مشخص در پایان این دوره قطعا آرایش تاکنونی آن نخواهد بود.

 

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر