نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

اسرائيل مهمترین و پیگیرترین نماینده‌ی بالکانیزه کردن خاورمیانه و کل کشورهای اسلامی است و امروز تنها کشوری است که بدون قید و شرط از ایجاد کشور کردستان حمایت می‌کند. لازم به توضیح نیست که احتمال پیشبرد سیاست‌های سلطه‌جویانه‌ی بورژوا-امپریالیستی اسرائیل با بالکانیزه کردن، تضعیف کشورهای منطقه و بدل شدنشان به نیروهایی حاشیه‌ای بیشتر می‌شود

برای مردم علنی بودن بودن قرارداد اهمیت زیادی دارد. به اهمیت این امر بهتر پی می‌بریم اگر بپرسیم: اگر قراردادهای کلونیال دارسی و ایضا قراردادهای کلونیال دوره‌ی پهلوی علنی نبودند آیا امکان مطرح شدن خواست ملی شدن نفت توسط مصدق می‌بود؟

به نظر ما راه پیشروی شما در این دوگانۀ باطل "دولتی یا خصوصی" نیست. طرح هر کدام از این دو آلترناتیو عملا معنائی جز تبدیل نمودن جنبش بر حق اعتراضی شما به دنبالچه ای از جریانات اصلی طبقۀ حاکم نخواهد بود... راه دیگری نیز موجود است. راهی که تسلط افکار و ایدئولوژی بورژوازی مانع از اندیشیدن به آن است اما با اندکی جسارت طبقاتی می توان به سادگی آن را برگزید: واگذاری شرکت به کارگران

تولید ثروت بدون کار کارگر خواب وخیالی است که مبلغین قلم بدست بورژوازی به آن مشغولند. تزهای دهه 80 کامپیوتریست ها را فراموش نکرده ایم. آن واقعیتی که از انظار عموم به عمد پنهان نگه داشته می شود این است که بارآوری کار و رشد تکنولوژی از زمان استقرار سرمایه داری تا به امروز ادامه داشته و در هیچ زمانی نقش کار زنده در تولید ارزش و نقش کارگر (نیروی کار کالایی شده) در تولید ارزش اضافی (انباشت) نه تنها قابل حذف نبوده، بلکه بیشتر هم شده است

اوضاع برای هیچ حزبی به اندازۀ حزب سوسیال دمکرات رقت انگیز نیست. افرادی که سن وعمرشان قد میدهد می توانند بیاد بیاورند که در سال 1871 کارگران آلمان با چه هیجان نفس گیری منتظر اخباری از اقدامات و روندهای کمون پاریس بودند در حالیکه سوسیال دمکراتها در آن بالنسبه بسیار اندک بودند، اینک تعجب می کنند که پرولتاریای آلمان با چه خونسردی و بی تفاوتی تلاش های به مراتب والاتر بلشویک ها در روسیه برای سازماندهی قلمروئی بزرگ بر اساس اصول سوسیالیستی را به تماشا نشسته اند

."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم و فراموش کنیم".

حتی افراد منفرد سیاسی که در کانون های تحت حمایت از کارگران ایران جمع شده اند در اولین سطر اطلاعیه شان می نویسند ما توهمی به سازمان جهانی کار نداریم ، در این صورت چرا اطلاعیه می دهید ؟چرا سیاهی لشگر درست می کنید ؟ چرا با همه تماس می گیرید و می گویید این اطلاعیه را امضا کنید امسال با سالهای قبل فرق دارد و نمایندگان واقعی دارند می آیند! 

ژئوپلیتیک و انقلاب: گفتاری پیرامون چشم اندازهای استراتژیک و امکانات بازیگران تحولات خاورمیانه

حمایت سندرز از کمپین ضد روسی بیان ماهیت تعلق طبقاتی اش بعنوان  یک سرمایه دار و سیاستمدار امپریالیستی است. او و لیبرالها و نشریات و سازمان های  شبه –چپ که از او حمایت کردند، از سوسیالیستهای دمکراتیک های آمریکا تا مجله نیشن، سازمان انترناسیونالیسم سوسیالیستی، آلترناتیو سوسیالیستی و دیگر سازمان های "چپ" ضد مارکسیست، در حال اجرای یک فریب سیاسی برای سد کردن ظهور یک جنبش انقلابی طبقه کارگراند.

شرکت در اجلاس سازمان جهانی کار اکنون سیاستی است مسلط بر جنبش کارگری. اما تسلط این سیاست خود بازتابی است از تسلط سیاست طبقاتی معطوف به وفاق اجتماعی که با برجسته کردن مطالبات انتگرال و به فراموشی سپردن امر انقلاب اجتماعی مشخص می شود. منتقدین این سیاست نمی توانند به روشهای مبارزه منتقد باشند و در اهداف آن شریک

نتیجه گیری مهمتر اما این است که این پروسه از ابتدای دهه ی 80 و در زمان ریاست جمهوری اصلاح طلبان آغاز شد. انتساب معضلات اقتصادی این دهه به ناکارآمدی دولت احمدی نژاد توسط اقتصاددانانی مثل مسعود نیلی، عیسی کلانتری، موسی غنی نژاد و امثالهم نه فقط برای دفاع از دولت اصلاحات بلکه برای تطهیر مناسبات سرمایه داری و پنهان نمودن ماهیت و تناقضات درونی آن صورت می گیرد.

بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است که خود مفهوم نتیجۀ هیچ بررسی علمی ای نیست

آیا آمریکا با میل و رغبت ونزوئلا را تبدیل به سوریه ای دیگر فقط برای دور نگه داشتن روسیه از نفت آن خواهد کرد؟ اندازه و ارزش عظیم ذخائر نفتی ونزوئلا این امکان را قوت می بخشد.

وجه مشترک این 35 انسان با همۀ قربانیان دیگر سوانح کاری یک ویژگی آنان است: آنان به طبقۀ تولید کننده تعلق دارند. آنان فرزندان طبقۀ کارگرند. در میان آنان اسمی از صاحبان سهام و سرمایه نیست. این و فقط همین واقعیت ساده نشان می دهد که اینجا فقط قهر طبیعت در مقابل انسان نیست که عمل می کند. طبیعت طبقات نمی فهمد. اما چگونه است که در جریان کار قربانیان خویش را  فقط از میان فرزندان طبقۀ ویژه ای در جامعه بر می گزیند؟

رفقا، به حرف آنانی گوش ندهید که از کمونیسم داستانی تخیلی و مربوط به آینده می سازند. به آنانی اعتماد نکنید که می گویند "کمونیسم البته خوب است، اما باید واقع بین بود. اکنون وقت مبارزه برای حداقل دستمزد است."  آنان شاید زمانی آرمانگرایانی پرشور بودند، اکنون اما خادمان بورژوازی اند. در هر رنگ و لباسی که باشند و به هر زبانی که سخن بگویند.

در دهه 80 نیز همچون دو دهه ی پیش از آن، کاهش دائمی سطح دستمزدهای واقعی کارگران و کاهش ارزش کار لازم چه به صورت مطلق و چه نسبی تداوم داشته و کلیت بورژوازی ایران را منتفع نموده است. علاوه بر این بازتوزیع سودِ لایه های پایین تر بورژوازی به نفع بخش بزرگتر آن–که در تحلیل نهایی به علت بالاتر بودن ترکیب ارگانیک سرمایه صورت می گیرد- همچنان به توسعه انحصارات کمک کرده است.

تفاوت دستمزدها بین کارگران بخشهای مختلف تولید پیش از آن که عوامل سیاسی در آن دخالت داشته باشند، در اثر قوانین اقتصادی ای که در توزیع ارزش اضافۀ کل اجتماعی عمل می کنند شکل می گیرد. حتی یک کارگر ساده در کارخانه ای با ترکیب ارگانیک بالاتری از سرمایه می تواند دستمزدی بیش از یک کارگر ماهر در یک کارگاه کوچک ریخته گری یا تراشکاری دریافت کند. به این دلیل که ترکیب ارگانیک بالای کارخانه مزبور به این معناست که بخشی  از ارزش اضافه تولید شده در کارخانه های با ترکیب ارگانیک پائین تر سرمایه و انبوه کارگاه ها و واحدهای کوچک تولیدی نصیب صاحبان آن کارخانه می شود.

از سال 89 آثار نفوذ رکودی که در سال 87 اولین نشانه های خود را به نمایش گذاشته بود در این بخش هم پدیدار گردید. برخلاف ادعا و تصور عده ای تحریم های بین المللی علیه اقتصاد ایران نه علت رکود اقتصادی، بلکه تنها کاتالیزوری بود که روند رکود اقتصاد از نفس افتاده ی ایران را تسریع نمود و آخرین ضربه را به طرح های دولت احمدی نژاد برای مهار رکود وارد آورد

تاریخ انقلاب روسیه این حقیقت را پایه گذاری کرد که این اولین انقلاب سوسیالیستی و پرولتری بود. این انقلابی پرولتری در کشوری خرده بورژوائی است. به همین دلیل از انقلاب کارگری در کشور هایی مثل انگلستان و آمریکا در این واقعیت متمایز می شود که طبقۀ کارگر این کشورها بعد از یک مبارزه طولانی، و تسخیر قدرت متعاقب آن قادر خواهند بود برنامه های شان را خیلی سریع تر از ما عملی کنند

شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای تعین حد اقل دستمزد تعیین کرد انقلابی تر است" را از دست چپ خواهد گرفت بلکه ابزار سیاست گذاری بانک مرکزی را هم در دست بورژوازی بشدت کند و بی اثر خواهد کرد

بزرگترین خطر یک انقلاب این است: این که این اعتقاد شکل بگیرد که نقطۀ معینی از زندگی جدید یک نقطۀ پایانی است، باید توقف کرد، بازبینی کرد و دستاوردها را تثبیت نمود؛ تا بتوان بالاخره از موفقیت به دست آمده خوشحال شد و استراحتی کرد. یک بحران انقلابی به سرعت انسانها را فرسوده می کند، به سرعت خسته می کند و این قابل فهم است.

ظاهرا صدام حسین فکر میکرد که پس از جنگیدن با ایرانیان در جریان جنگ هشت ساله، حالا او قادر به مقابله با آمریکا نیز بود. که نبود. در واقع راهی که عراقی ها برای آمادگی در مقابله با حملۀ آمریکا انتخاب کردند هدیه ای رؤیائی به طراحان و تحلیلگران نظامی آمریکا بود به این دلیل که صدام "کاملترین" هدف را در اختیار آنها قرار داد: آرایشهای بزرگ نیروهای زرهی مستقر در صحرا بدون هیچ پوشش هوائی. 

ادعای شما در برتری اخلاقی بر پایه برآشفتگی، معنویت شما را مثل آن روحانی "محافظه کار" متأهلی میکند که با منشی کلیسا هم بستر می شود و از پس انداز کلیسا دزدی می کند. ادعای او در مورد برتری اخلاقی نیز برپایه برآشفتگی است. با حمایت از یک امپراتوری نخبه گرای فاسد بچاپ بچاپ امتیاز و قدرت، شما دانسته یا ندانسته دشمن حقیقت، عدالت، حق تعیین سرنوشت و آزادی هستید.

جنبش ارتجاعی سبز که با شعارهای "نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران" و "دولت سیب زمینی نمی خوایم" پلاتفرم جهانی خویش در تعلق به نظم بلوک ترانس آتلانتیک را به میان کشیده بود، اکنون و با مرگ زعیم عالیقدر خویش یک گام دیگر فراتر رفته و به صرافت این افتاده است که "سفارت روسیه، مرکز جاسوسیه". کسانی که در ایران سالها بر طبل مدرنیسم و آزادیهای فردی کوبیدند و امپریالیسم در تحلیلهای آنان جائی نداشت، یکباره و همزمان با آشکار شدن شکست ولینعمتشان در سوریه به صرافت مبارزه با توسعه طلبی امپریالیستی افتادند. همزمان با این تعرض ارتجاعی و بازتاب همین تعرض ارتجاعی است که در چپ نیز با انتشار بیانیه ها و نوشته های ضد روسی، منتقدان پیگیر جنگ افروزی بلوک غرب مورد حمله قرار گرفته و به دنباله روی از پوتین و ترامپ متهم می شوند. 

 وزیر کشور مکزیک خوزه آنتونیو مآده  با قطعیت در رادیو اعلام کرده است: "قدمی به عقب بر نخواهیم داشت". و رئیس جمهور پنا نیتو این ادعای پوچ را مطرح کرده است که "حفظ کردن قیمت های پایین تصنعی به معنای این است که منابع فقرا را از آن ها بگیریم و به کسانی بدهیم که از همه بیشتر دارند". بنابر این توجه کنید ابله ها، اگر زیادتر بپردازید، زیادتر دریافت خواهید کرد.

آنجا که طبقه پا به میدان مبارزه سیاسی می گذارد و شعارها و مطالباتی فراتر از کارخانه و واحد را به میان می کشد، .آنجا که می خواهد از مطالبات روزمره فراتر رود و به عنوان طبقه به طرح مطالبات طبقاتی خویش در سطح جامعه می پردازد، دیگر نه التزام به حق بورژوائی بلکه الهام از سوسیالیسم است که باید مبنای کار قرار بگیرد. تحقق چنین شعارها و مطالباتی که بنا بر مضمون خویش خصلتی سیاسی دارند در گرو تغییر سیاستهای دولتی است و طبقه کارگر دیگر نمی تواند در عرصۀ سیاست خواستار اصلاح دولت بر زمین حق بورژوائی باشد. معنای چنین چیزی جز مشارکت نمودن در تثبیت نظم مسلط سرمایه داری نیست

حل نهائی مسألۀ خاورمیانه در گرو ایجاد یک خاورمیانه سوسیالیستی است و ایجاد خاورمیانه سوسیالیستی نیز تنها با انجام انقلاب اجتماعی در اصلی ترین کشورهای خاورمیانه و برچیدن بساط شبه دولتهای شیخ نشین امکان پذیر است. انجام انقلاب اجتماعی اما نخست امر هر کشور معین است. سیاست کمونیستی را می توان در یک عبارت خلاصه کرد: افق منطقه ای خاورمیانه سوسیالیستی و ایجاد روابط و مناسبات منطقه ای در کنار پراتیک کشوری برای انجام انقلاب اجتماعی.

پرولتاریای کمونیست اکنون دیگر نمی تواند و مجاز نیست مبارزه برای آزادیهای دمکراتیک را پیش شرطی در مبارزه برای تحقق انقلاب اجتماعی قلمداد کند. برعکس، افشاء مضمون ارتجاعی واقعی آنچه به نام مبارزه برای آزادیهای دمکراتیک در مقابل طبقۀ کارگر قرار داده می شود، وظیفه ای تخطی ناپذیر در مقابل پرولتاریای کمونیست است. مبارزه برای آزادیهای دمکراتیک تنها در سپهر سیاست و تنها مشروط به گره خوردن به افق سوسیالیسم است که می تواند در قالبی محدود تعیین کنندۀ سیاست کمونیستی دوران معاصر باشد

کمونیسم نه زیر مجموعه ای از چپ است و نه می تواند و مجاز است که منشور عملیاتی، تاکتیک و استراتژی خویش را بر اساس نیازهای چپ تدوین کند. کمونیسم نه مسئول تدوین استراتژی برای پیروزی چپ است و نه مسئول وحدت چپ و غلبه بر تشتت و پراکندگی آن. وظیفۀ کمونیسم شکل دادن به صف قدرتمند پرولتاریاست. کمونیسم معاصر فقط و فقط می تواند منتقد رادیکال چپ باشد. این تنها راه نجات آن عناصری در درون چپ نیز هست که به امر طبقۀ کارگر و محرومین جامعه دلبستگی دارند.

در مجموع، مباحثات انجام شده تماما در برگیرندۀ تأکید بر ضرورت روشن شدن بیشتر خطوط برنامه ای کمونیسم معاصر در برخورد به جنبشها و اعتراضات اجتماعی و تحولات سیاسی بودند. بر همین اساس نیز کنفرانس کار خود را با بررسی پیش نویس های برخی از اسناد پایه ای در برگیرندۀ خطوط برنامه ای ادامه داده و سرانجام پس از سه روز کار فشرده با تصویب اسناد مورد بحث به کار خود پایان داد. 

سایت تدارک را بخوانید و به رفقای خود معرفی کنید. مباحث تدارک کمونیستی را با رفقای کارگر خود در میان بگذارید. برای "تدارک" مطلب، گزارش و نقد هایتان را بفرستید. "تدارک" را تقویت کنید. این تنها صدائی نیست که در حوزۀ فارسی زبان از کمونیسم طبقاتی کارگران سخن می گوید، اما تنها جریانی است که سخن گفتن از کمونیسم طبقاتی کارگران را به دکوراسیون تزئینی در کنار لق لقه های سانتی مانتال خرده بورژوای خودشیفته بدل نکرده است

به عراق، لیبی و سوریه حمله کردند زیرا رهبران این کشورها عروسک خیمه شب بازی غرب نبودند. ترازنامۀ حقوق بشر مربوط به صدام یا قذافی ربطی به موضوع نداشت. آنان فرمانبرداری نکردند و می خواستند کنترل کشورشان را حفظ کنند. همین سرنوشت گریبان اسلوبودان میلوسویچ را گرفت زیرا با اشغال صربستان و پیوستن آن به اقتصاد بازار مخالفت کرد. به همین علت مردم او را بمباران کردند و خودش را نیز در لاهه به محاکمه کشیدند. با چنین استقلالی نمی توان مدارا داشت.

در جریان کمپین انتخاباتی 2016 [آمریکا] رسانه های متعلق به الیت مسلط روایتی را تحمیل کرده اند که در آن هر کسی می تواند روسیه را به هر چیز تخیلی متهم کند. متهم کردن روسیه به عملیات هک و دخالت در انتخابات عمدتا فاقد محتوایند اما اطرافیان بلند پایه کلینتون از قبیل رئیس سابق سیا مایک مورل و دیوید پترائوس به طور خستگی ناپذیری آن چیزی را اشاعه می دهند که تئودور پوستول پروفسور بازنشسته میت از آن به عنوان "تشدید جدی و ناموجه دیگری از لفاظی های خالی اما به شدت خطرناک از سوی آمریکا بر علیه روسیه" نام می برد. آنهائی که با این روایت خوانائی ندارند اغلب به طور غیر منصفانه ای به عنوان حامیان ترامپ برچسب زده می شوند. امری که به خفه کردن مباحثه منجر می شود.

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر