مطالب تازه

نظر خوانندگان

مقالات

از جنبش کارگری

چین، سین کیانگ و اویغورها

نوشتۀ: یورگن کورتز

این که مساجد به طور سیستماتیک تخریب می شوند حرف مفت است. مثل مساجد، کلیسای کاتولیک هم در چین هست. جمعیتهای پیرو مذاهب مختلف مورد حمایت قرار می گیرند. اما اجازه تدریس مذهب به جوانان زیر 18 سال وجود ندارد. بر این هستند که هر کسی وقتی به سن 18 سالگی رسید می تواند برای برگزیدن یک مذهب تصمیم بگیرد.

توضیح: مطلبی که در دست دارید ترجمه مصاحبه ای است که فلوریان روتزر، روزنامه نگار چپ لیبرال آلمانی، با یورگن کورتز انجام داده و در نشریه الکترونیکی کراس و کنکرت منتشر شده است. نکاتی که در مصاحبه توسط یورگن کورتز مطرح شده اند، اطلاعات عجیبی نیستند. از این نقطه نظر مصاحبه حاضر شاید چیز قابل توجهی به نظر نرسد جز تلاشی برای مقابله با کمپین گسترده هیستریک ضد چینی که حول موضوع اویغورهای چین در کل "جهان آزاد" در جریان است و از فاشیستها و اوانجلیستهای متعصب آمریکا تا لیبرالهای حقوق بشری گلوبالیست و تا فرقه های مسلمانان را در بر می گیرد. و برای اینان وارد کردن اتهام ساده ترین چیز است. شانه بالا خواهند انداخت و به سیاق ضرب المثل "کافر همه را به کیش خود پندارد" خواهند گفت که طرف بوقچی چینی هاست.

امری که البته در این مورد مشخص به سادگی قابل تحقق نیست. یورگن کورتز عضو حزب سبزهای آلمان است. یعنی رادیکال ترین جریان گلوبالیست ترانس آتلانتیک در آلمان، هیستریک ترین حزب ضد روس و ضد چین و مداخله جو ترین و جنگ طلب ترین جریان سیاسی این کشور. حتی جنگ طلب تر از حزب حاکم دمکرات مسیحی. اهمیت مصاحبه در درجه اول در همین است. اینها قضاوتهای یک شیفته ایدئولوژیک چینی و یا یک ضد آمریکائی استخوان خرد کرده نیستند. بیان حقایق از سوی کسی هستند که اجازه نداده رسوبات ایدئولوژیک وی را در برابر واقعیات کور کنند.

کورتز خود همسری چینی دارد و از 20 سال قبل در چین زندگی می کند. تصویر یک سویه ای که از چین در رسانه های غربی ارائه می شود و رفتار خصمانه روزافزون دول غربی همواره او را آزار داده است. وی در ماه مه سال جاری به سین کیانگ سفر کرد. استانی که همسر وی نیز از آنجا می آید و به همین دلیل بارها به آنجا سفر کرده است.

تحریریه سایت

چین، سین کیانگ و اویغورها

یورگن کورتز

01

مهمان خانواده ای در شی هه زی

  • فلوریان روتزر: چند سالی است که گزارشاتی از سین کیانگ منتشر می شوند مبنی بر این که از زمان حملات تروریستی به این سو چین در آنجا یک میلیون اویغور و بیشتر زا در اردوگاههای تعلیمات اجباری بازداشت کرده است، آنها شکنجه می شوند، یک نسل کشی در حال وقوع است و کار اجباری هم رایج است. شما در ماه مه به منطقه سفر کردی. می توانستید آزادانه و بدون "همراه" دولتی سفر کنید و هر جا که دلتان میخواست بروید؟

کورتز: در سین کیانگ هر کسی می تواند در هر زمانی به هر نقطه ای که دلش میخواهد برود. اگر ده سال قبل به سین کیانگ سفر میکردید، در ورودی شهرهای بزرگ باید از پست کنترل رد می شدید. هویتتان کنترل می شد و با یک لیست افراد مظنون مقایسه می شد. اعصاب خورد کن بود، اما خود سفر دیگر محدودیتی نداشت. من هیچ وقت این احساس را نداشتم که کسی می خواهد مانع من در دیدن چیزی شود. در سفر ماه مه من میخواستم به خیلی از موضوعاتی بپردازم که در موردشان بحث می شود و چینی ها را بدان متهم می کنند.

اصل اتهامات اینها هستند. اولین اتهام نسل کشی است، بعد هم تجاوز سیستماتیک به زنان اویغور است و عقیم کردن اجباری و از بین بردن زبان اویغوری. در این رابطه هاست که از یک میلیون اویغوری سخن به میان می آید که در "اردوگاههای اجباری" حبس شده اند.

اگر از رئیس کنگره جهانی اویغورها پرسیده شود که این ارقام از کجا آمده اند، میگوید در رسانه ها آمده بود. و اگر از رسانه ها پرسیده شود جواب می دهند این را که همه دارند می گویند. این رقمی است که از آسمان نازل شده است. آدریان تسنز+ آن آدم اصلی است که این رقم را سر زبانها انداخت اما هیچ مبنائی هم برای آن ندارد.

  • حقیقتا این به چشم میخورد که هیچ مدرکی در این باره وجود ندارد. اگر شما میگوئید که تا پیش از کووید 9 می شد به راحتی به آنجا سفر کرد و تحقیقات نمود، پس معلوم می شود که این کار صورت نگرفته بود. آیا ناظرینی آنجا بودند؟

کورتز: بله، نمایندگان زیادی از کشورهای مختلف آنجا بودند. اما از بیشتر کشورهای غربی نه. بیشتر ژورنالیستها آنجا بودند که گزارش هم تهیه می کردند. اما به طور مثال یک بار هیأتی از پارلمان آلمان بوندستاگ دو سه سال قبل به چین آمدند که میخواستند به سین کیانگ بروند. هیأت از آدمهائی تشکیل شده بود که از قبل می دانستند که آنجا حقوق بشر مخدوش می شود و اردوگاههای دستجمعی وجود دارد. آنها خواستار آن شدند که اجازه بازدید از این "اردوگاههای جمعی" را داشته باشند. چینی ها در پاسخ گفتند که چنین اردوگاههائی وجود ندارند و به همین دلیل هم آنها نمی توانند این اردوگاهها را نشان دهند. بعد از آن یک درگیری شدید علنی به وجود آمد و هیأت هم از سفر چشم پوشی کرد. کل ماجرا را باید در بستر جدال گلوبال قرار داد.

امروز چین دومین قدرت اقتصادی جهان است. در دهه هشتاد قرن پیش این کشور با 350 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی یک ملت کوچک بود با یک میلیارد نفر جمعیت و درآمد سرانه سالانه ای برابر با 300 دلار. امروز تولید ناخالص داخلی اش 14 تریلیون دلار است و درآمد سرانه اش بیش از 10 هزار دلار. این ابعاد کاملا متفاوتی است. حالا دیگر چین به بزرگترین خطر برای سیادت آمریکائی ها بدل می شود.

هر کس که با سیاست بین المللی اشتغال داشته باشد می داند که آمریکائی ها برای جلوگیری از عروج چین استراتژی سرسختانه ای را در پیش گرفته اند. چین مجاز نیست قویتر و با نفوذتر از آمریکا شود. بایدن و وزیر امور خارجه اش بلینکن هم علنا همین موضع را گرفته اند و در اروپا هم برای آن تبلیغ می کنند که با آمریکا همراه شوند تا چینی ها را در حصر خانگی نگه دارند تا نتوانند قوی شوند. استدلالات حقوق بشری را هم برای این منظور به کار می گیرند.

02

یک محله قدیمی بازسازی شده در شهر آکسو

اتیم و رادیکالیزاسیون

  • حقوق بشر فقط در مقابل چین نیست که بیشتر و بیشتر به عنوان یک ابزار سیاسی به کار گرفته می شود. اما بگذارید مشخص تر حرف بزنیم: یک طرف ماجرا از اردوگاههای اجبرای و "کمپ های بازداشت دستجمعی" صحبت می کند و طرف چینی ماجرا از مراکز آموزشی. آیا شما توانستید از یک چنین مرکز آموزشی دیدار کنید یا با کسانی گفتگو کنید که آنجا بودند؟

کورتز: من برداشتهائی داشتم در این ماجرا. باید این را دقیق تر توضیح دهم. موضوع بر سر "مراکز تعلیمات حرفه ای" است. این اسم این مراکز است در چین. اینها بخشی از پروژه مبارزه با فقر هستند. در چین این برنامه ها شدیدا از طریق دولت، دولت ایالتی، شهرها و قصبه ها پیش برده می شوند. مثل پیش ما نیست که بازار آزاد باید بازار کار را هم تنظیم کند، بلکه ادارات مربوطه تلاش می کنند به طور سیستماتیک مبارزه با فقر را جلو ببرند.

در سال 2009 آن سوء قصد وحشتناک در اوروموکی Urumuqi اتفاق افتاد که بیش از 200 نفر در خیابان جانشان را از دست دادند. در ایستگاه قطار کومینگ هم یک عملیات انفجاری بود که 20 نفر را به قتل رساند. به طور مرتب در سین کیانگ انفجارات صورت می گرفت. همسرم برایم تعریف کرد که مادرش به او گفته بود که در یک ده در همسایگی آنان یک پاسگاه پلیس را منفجر کردند که 8 پلیس به قتل رسیدند.

یک گروه رادیکال به نام اتیم (جنبش اسلامی ترکستان شرقی East Turkistan Islamic Movement) مسئول این انفجارها بود که برای آنها ترکستان شرقی در شرق سین کیانگ یک کشور مستقل است که باید از چین جدا شود. بعلاوه، آنها به افراط اسلامی هستند، قابل مقایسه با طالبان در افغانستان. 20 هزار نفر از رزمندگان اتیم به دولت اسلامی [داعش] پیوستند.

استراتژیستهای آمریکائی گفته اند که برای بی ثبات کردن چین، ما باید از اتیم حمایت کنیم. آمریکا برای سالهای طولانی از اتیم حمایت نیز کرد. حالا دیگر حمایت نمی کنند (سال 2004 اتیم در لیست ترور قرار گرفت و سال 2020 در دوره ترامپ باز هم از این لیست خارج شد). چین بسیار هوشمندانه در مقابل این عمل واکنش نشان داد و اصلا حول آن جنجال به پا نکرد.

نوعی رادیکالیزاسیون آدمها واقع شده است که بیشتر آنهائی هم که مخاطب آن هستند، جوانهائی هستند که هیچ چشم انداز شغلی ندارند و نمی دانند که چه باید بکنند. با چنین آدمهائی که وارد این راه می شوند، می شود وقتی که پا به سن گذاشتند باز هم حرف زد. مثلا من با مردی برخورد داشتم که امروز یک شرکت اینترنتی دارد و به من گفت که دوست دخترش و والدینش او را از چنگال افراطی بودن بیرون کشیده اند.

پدر و مادرش به او گفتند که اگر همینطوری ادامه بدهی دیگر فرزند ما نیستی. دوست دخترش هم او را در مقابل این انتخاب قرار داد که اگر ادامه بدهی من میروم، می روم به مدرسه "مرکز تعلیمات حرفه ای". در این مدارس زبان چینی و حقوق چینی تدریس می شود.

این مسخره به نظر میرسد، اما باید به آدمهائی که تحت تأثیر افراط گرائی قرار می گیرند توضیح داده شود که چه کاری را می توانند انجام دهند و به چه کارهائی مجاز نیستند. پیش ما هم باید به آدمها توضیح داد که قانون چیست، چه چیزی درست است و چه چیزی غلط. آن مرد هم رفت به مدرسه و این هم اقدام داوطلبانه ای بود. امروز او کارفرمائی است با 15 کارمند در تولپان. این برنامه در سال 2019 متوقف شد.

03

مرکز اطلاعاتی افراطیون و تروریسم در شهر تورپان

جستجوی کار، آموزش حرفه ای و اقدامات اجباری

  • درباره پس زمینه: آیا سین کیانگ استان فقیری با بیکاری بالا بود؟ اگر در این مراکز زبان چینی تدریس می شود، معنایش این است که آدمها این زبان را یاد نگرفته اند. آیا آموزش مدرسه ای در حد کافی نبود؟

کورتز: اینقدر ساده نیست. اینجا باز هم پای غرب به میان می آید. اویغورها فرهنگ خودشان را دارند و زبان خودشان را. در بند 4 قانون اساسی چین آمده است که هر قومیتی حق دارد همانگونه زندگی کند که می خواهد. ویژگی های قومی مورد حمایت قرار می گیرند. هیچ کس اویغورها را مجبور نکرد زبان چینی یاد بگیرند. این به آنجا کشید که بعد از این که چین در دهه های اخیر به شدت توسعه یافت، آدمهائی که نمی توانستند چینی صحبت کنند از قافله عقب ماندند.

البته که می شود در سین کیانگ کار پیدا کرد اما این ادعا کاملا مسخره است که اویغورها وادار شدند که در سازمانهای شهری کار کنند. اویغورها می توانند به جاهای دیگر هم بروند. در شانگهای هم اویغورهای زیادی هستند که رستوران دارند.

اما وقتی آدم از آموزش حرفه ای برخوردار نیست، در این محیط پر از رقابت در یک اقتصاد پر تحرک باید اول شانسی داشته باشد تا یک شغل مناسب پیدا کند. مشاغل کمکی که قبلا بودند، بیشتر و بیشتر محو می شوند چون که مشاغل تخصصی تر جایشان را می گیرند. این یک مسأله بود. خیلی از آدمها احساس می کردند کنار گذاشته شده اند و رادیکالیزاسیون به این ترتیب تقویت شد.

  • آیا آدمها داوطلبانه به این مراکز تعلیماتی می رفتند یا پادگانی اسکان داده می شدند؟

کورتز: خودشان می توانستند تصمیم بگیرند. تا جائی که من توانسته ام بفهمم، صبح ها می رفتند آنجا و عصر باز هم به خانه هایشان باز می گشتند. این مراکز تعلیماتی داوطلبانه اند. اما این را باید از جدائی طلبان اویغور جدا کرد که رسما وارد اقدامات اجباری هم می شوند.

اینها کار هم کرده اند، همانطور که در زندانهای ما هم اینطور است که زندانی را به کار هدایت می کنند. می شود این را کار اجباری تعریف کرد. این را کسانی که از زندان آزاد شده اند تعریف کردند و ژورنالیستهای غربی هم با شور و شوق به دست گرفتند.

جدائی طلبان؟

  • چه تعداد از چنین جدائی طلبانی مشمول این می شدند؟

کورتز: این موضوعی است که من خودم هنوز دنبال پیدا کردنش هستم. من سفرم را خودم سازمان دادم. آن را اعلام کردم چون می خواستم از مدارس اویغور هم بازدید کنم تا ببینم که آیا زبانشان واقعا از بین رفته است یا نه. اما اینطور نیست. من کودکانی را دیدم که زبان اویغوری یاد می گیرند. از مدرسه ای دیدار کردم که فقط کودکان اویغوری آنجا بودند.

اما نتوانستم وارد زندانها شوم و ببینم که چه تعداد اویغور زندانی هستند. به عنوان یک ژورنالیست غربی می شود ایستاد و گفت که این را می خواهند مخفی نگه دارند اما اگر چین را بشناسید می دانید که مسئولیتهای مقامات بسیار سختگیرانه تعریف شده اند و خیلی سخت است که از یک سازمان اداری به درون یک سازمان اداری دیگر اشراف به دست آورد.

من خیلی دلم میخواست این اطلاعات را داشته باشم و امیدوارم در سفر بعدی ام به این اطلاعات دسترسی پیدا کنم و به این اشاره هم کرده ام. بسیار مهم است که افکار عمومی جهانی از این مطلع شود که این موضوع حقیقتا چند مورد را در بر می گیرد. من به طور تخمینی از رقمی در حدود 20 هزار نفر عزیمت می کنم، شاید هم بیشتر. 20 هزار نفر در داعش فعال بودند. اما آنهائی که چین را ترک کردند، دیگر برنگشتند.

  • شما از مراکز آرشیو اسناد عملیاتهای تروریستی هم دیدار کردی. حتما اقدامات سرکوبگرانه ای هم برای پیدا کردن عاملین ترورها و اطرافیانشان در کار بودند. مردم چطور به این موضوع برخورد می کنند؟ آیا ترور هنوز موضوعی هست [که ذهن ها را اشغال کند]؟ آیا این قضیه هم کمی افراطی طرح شده بود؟

کورتز: در مردم، و قبل از همه نزد اویغورها، حتما زخمهائی بر جا مانده است. یک جنگ سخت و وحشیانه انجام شده است. پلیس چین در سین کیانگ از اویغورهای زیادی و همچنین از هان ها تشکیل شده است. من این امکان را میدهم که خود آن جنگ سخت با ابزارهای قانونمندانه پیش نرفته باشد، آنطور که ما از قانونمداری می فهمیم. اما بعد از این همه چیزها که من در چین از چگونگی کار پلیس فهمیدم، فکر میکنم که علیرغم همه اینها تلاش کردند که صحیح عمل کنند، یعنی در چهارچوب قانون. قوانین اینجا اصلا اجازه ظاهر شدن بروزات نسل کشی را نمی دهند. می توانم تصور کنم که پلیس های منفردی در موقعیتهای افراطی، مثلا هنگام زدوخورد با سوء قصد کنندگان، بر اساس قانون و مقررات و به طور عقلانی عمل نکرده باشند. این جدالها زخمهائی در جماعت بر جا گذاشته اند، حتی در اویغورهائی که دیدی منفی نسبت به چین نداشتند. نمی توانم تصور کنم که آن اتفاقات بدون تأثیر مانده باشند.

اما وقتی به این طرف و آن طرف می روید می بینید که مردم از این خوشحالند که آن عملیاتهای تروریستی سالهاست که دیگر اتفاق نمی افتند، و این که آرامش حاکم است و میتوانند دنبال کار و مناسک مذهبی شان بروند. مردم نمی خواهند که دائم زخمهایشان را به یاد بیاورند. فراموش کردن خودش نوعی از حل کردن است که اما برای تاریخ ما به سختی قابل درک است. یک ژورنالیست غربی که بخواهد از این ماجرا یک داستان دربیاورد خوب می تواند در این قضیه شخم بزند.

من آخرین باری که در سین کیانگ بودم 5 سال قبل بود. امسال از این حیرت زده بودم که چقدر امور در آنجا تغییر کرده اند: زیرساختها، توسعه محلات و شهرها، پارکها، کیفیت زندگی، اقدامات دولتی تولید اشتغال، مراکز توریستی. من فقط میتوانم رو به آلمان بگویم به این سین کیانگ نگاه کنید. این یک مقصد عالی برای گذراندن تعطیلات است، یک دنیای افسون کننده، کاملا متفاوت از آن تصوری که از چین هست.

04

ناحیه بایین گول جمعا 22 مسجد دارد. مسجد لینگ گو که در سال  1895 در شهر کورلا ساخته شده 

کوچ جمعیتی؟

  • از این هم صحبت می شود که چین چینی های هان را در منطقه اسکان می دهد تا ترکیب اکثریتی جمعیت را تغییر دهد. علاوه بر این ادعا می شود که مساجد بسیاری را خراب می کنند تا مذهب را تضعیف کنند. این چقدر صحت دارد؟ شما چه دیدید؟

کورتز: اینکه مساجد بسیاری را خراب می کنند حرف مفت است. در سین کیانگ، فکر می کنم، 27 هزار مسجد وجود دارد. این که مساجدی را تخریب کنند تا نوسازی انجام شود و یا محلاتی بازسازی شوند، درست است. من در یک محله دیدم مسجدی که توسط خود محله تأمین مالی می شد بسته شد بعد از این که ثروتمندترین اویغور صاحب یک شرکت اتوبوسرانی از آن به عنوان محل تجمع سوء استفاده می کرد و در خانه اش هم اسلحه انبار کرده بود. پشت قضیه را نمیدانم که چه بود. اما آنجا ملاقاتهای مخفیانه ای هم انجام می شد. متعاقب اینها این مسجد محله بسته و به یک مرکز تجمع محلی تبدیل شد. این اقدامی برای درس دادن توسط پلیس بود.

من در سفرنامه ام مساجد متعددی را ثبت کرده ام. این که مساجد به طور سیستماتیک تخریب می شوند حرف مفت است. مثل مساجد، کلیسای کاتولیک هم در چین هست. جمعیتهای پیرو مذاهب مختلف مورد حمایت قرار می گیرند. اما اجازه تدریس مذهب به جوانان زیر 18 سال وجود ندارد. بر این هستند که هر کسی وقتی به سن 18 سالگی رسید می تواند برای برگزیدن یک مذهب تصمیم بگیرد. با مهندسی افکار خردسالان مخالفند. این یک مسأله فلسفی است که درباره اش می توان بحث کرد.

اما درباره مسأله کوچ دادن هان ها. جمعیت اویغورها سالهاست که در حال رشد است. زاد و ولد در اویغورها از چینی های هان بالاتر است. نسبت اویغورها در جمعیت 45 درصد است، هان ها 40 درصد و هوی ها 7 درصد. قزاقها هم هستند. علیرغم اینها در سالهای اخیر مهاجرت بیشتری از هان ها به سمت سین کیانگ واقع شد.

از این می شود این داستان را ساخت که چینی ها هان ها را تغییر اسکان می دهند. اما علت این امر در این است که جائی که بشود پول در آورد، بشود سرمایه گذاری کرد و به این دلیل که استانی در حال ساخت و ساز است کار هم آنجا باشد، نیروهای کار از خارج نیز جذب می شوند. همه اویغورها در سین کیانگ کار دارند و سرمایه گذاران هر چه بیشتری هم وارد استان می شوند چرا که می دانند دولت مرکزی از سرمایه گذاری در این استان حمایت می کند.

این به آن منجر می شود که از میان 1.4 میلیارد انسان یک چند صد هزار نفری هم به سین کیانگ می آیند. در چین هر کسی می تواند تصمیم بگیرد که به کجا برود. این هم یک افسانه است که چینی ها نمی توانند خودشان در این باره تصمیم بگیرند.

  • یعنی این برنامه هدایت شده ای نیست؟

کورتز: من اگر بخواهم می توانم به عنوان یک ژورنالیست غربی این را در این چهارچوب قرار بدهم و همین هم دائما دارد اتفاق می افتد. اما این کاملا با مشاهدات و تجربیات من در تناقض است.

 

+ آدریان تسنز یک مذهبی افراطی در آلمان است

https://krass-und-konkret.de/politik-wirtschaft/china-und-die-uiguren/

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کنفرانس دوم

ادامه مطالب...

کتاب

یادداشتها

سیاست

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
    حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
    همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال"…

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر

بیاب