نظر خوانندگان

۱- قبلا در یکی از گفتارها گفته بودید که اسرائیل محکوم به نابودی است و در دهه های اول قرن ۲۱ حذف خواه...
سلام بهمن عزیز، دستت درد نکنه. کانال تلگرامی درست کنید برای پخشش. تودهنی لازم ولی ناکافی برای طبقه م...
با سلام، یک دوره ای در آستانه انتخاب اول دولت روحانی که در متن هم به آن اشاره کرده اید، این جریان را...
منظور ایشان دیگران بودند و لگد پرانی ایشان به ما؟ شوخی نفرمائید دوست عزیز. خود پاسخ بیست و چند صفحه ...
خیر، هیچ اشتباهی صورت نگرفته، پاراگرافی که در این مقاله آورده شده (حتا اگر در این پهنه ي تمام نشدنیِ...
ممنون از تذکرتان. اما شما اشتباه می کنید. متأسفانه شما هم ته صفی جا گرفته اید که پیش از این بسیار بی...

یادداشت

  • تلاقی دو خط موازی!!
    نوشتۀ
    در رفراندم استقلال کردستان وضع کاملا تغییر کرد. مبلغ جایزه لاتاری آن بقدری اشتها آور بود که این بار ریسک در "خانه" ماندن جایز نبود. اگر در اعتراضات ۸۸ ح ک ک قصد "انقلاب سواری " داشت، خط رسمی در سال ۲۰۱۷ در کردستان به همان نتیجه رسید
    Be the first to comment!
  • کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی
    نوشتۀ
    ."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم…
    Be the first to comment!
  • رکود تورمی: پیشنهاداتی برای روش تحقیق
    نوشتۀ
    بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است…
    Be the first to comment!
  • حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر درآمد باشد
    نوشتۀ
    شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای…
    8 comments
  • در تکذیب یک افترا
    نوشتۀ
    در سایت رفاقت کارگری مطلبی بر علیه "تدارک کمونیستی" درج شده است به نام "در تدارک دروغ" که در کینه توزی کور مادون سیاسی در نوع خود کم سابقه است.برخورد به این هجویه لزومی ندارد و هر خواننده ی بیغرضی که به ادبیات سیاسی ما و آنها آشنا باشد می تواند به خوبی به عمق خصائل نیکوی دست اندرکاران مطلب مزبور پی…
    1 comment
  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    نوشتۀ
    ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
    Be the first to comment!
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    نوشتۀ
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود.…
    Be the first to comment!
  • قمار سنگین روژآوا
    نوشتۀ
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار…
    Be the first to comment!
دوشنبه, 26 تیر 1396 00:55

کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی

نوشتۀ: وحید صمدی
Rate this item
(0 votes)

."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم و فراموش کنیم".

حجت الاسلام ابراهیم رییسی، تولیت آستان قدس رضوی و کاندید عدالتخواه!!"جبهه مردمی نیروهای انقلاب" چند روز پیش اعلام کرد که "اسلام تنها به دولت هدایت‌گر معتقد است، نه دولت رفاه، دولت هدایت‌گر سعادت انسان را در همه ابعاد مد نظر دارد. در چنین دولتی «فرهنگ» موضوع اول است و می‌توان تمام مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در پرتوی هدایت اسلامی رقم زد".

اما چه عاملی باعث شده که ابراهیم رییسی این تذکر را بدهد؟ آیا کسی اخیرا مدعی شده است که دولت اسلامی دولت رفاه است که ایشان ناچار به تذکر این نکته شده باشد؟

تازه اگر تذکری لازم بود باید بین سال 84 تا 92 به احمدی نژاد داده می شد که از توزیع عادلانه و مقابله با اشرافیت و فساد آقازاده ها و برادران قاچاقچی می گفت و می خواست دو ریال در جیب مردم بگذارد. او بود که انتظارات دهک های پایینی را بالا می برد. که البته نه تنها به او تذکر داده شد بلکه دولتش را انحرافی نامیدند و "آن مرد رفت".

حال چه مسئله ی جدیدی پیش آمده که آقای رییسی بنا به تکلیف امر به معروف و نهی از منکر بر خود لازم دیده یادآوری کند که دولت اسلامی دولت رفاه نیست!؟

شاید رقیب او آقای روحانی تصمیم گرفته است که دستمزد کارگران را به حداقل یک پنجم درآمد آقازاده ها و مدیرانش افزایش دهد؟ و یا به پاس مهمان نوازی کارگران معدن یورت می خواهد به بازماندگان آن حادثه خسارت مکفی پرداخت کند و بهداشت و درمان آن ها را رایگان و برابر نماید!؟

نه؛ دکتر روحانی که دیوانه نیست. این ها شعارها و توهمات عدۀ قلیلی کمونیست از خدا بی خبر و منزوی است، که حتی مشکلات معیشت خودشان را هم به زور حل می کنند. حتی رفقای چپ انقلابی سابق هم امروزه دیگر از این حرف ها نمی زنند. آن ها هم دیگر به جایگاه رفیع طبقه متوسط در توسعه سیاسی و تحکیم دموکراسی پی برده اند و شعارهای آزار دهنده نمی دهند.

"حداکثر در آمد نباید بیش از 5 برابر حداقل درآمد باشد"!؟. واقعا که....؛ آیا این حرف مسخره نیست؟! امروز حتی کسانی هم که در حال تحریف؛ نه ببخشید، تکامل مارکسیسم هستند اعتراف می کنند که این حرف ها از اولش مزخرف بوده و غیر قابل اجراست.

ولی شاید گوش شیطان کر دولت تدبیر و امید تحت تاثیر فشارها تصمیم گرفته یارانه ی دهک های پایینی را دو یا سه برابر کند و پول بی زبانی را که باید برای توسعه اقتصادی هزینه شود، به پیروی از احمدی نژاد صرف گداپروی نماید!؟

یا شاید می خواهد مسکن مهر را که این همه خرج روی دست ملت گذاشت دوباره راه اندازی کند و خانه های ارزان قیمت را تحویل بی خانمان ها دهد!؟

یا شاید دوباره این بازنشسته ها و هفت تپه ای ها تحصن کرده اند و دست به اعتصاب زده اند و آقای روحانی را مجبور کرده اند که هفت تپه را دوباره از دست بخش خصوصی خارج کند!؟ نعوذ بالله. آقای روحانی را چه به این حرفها.

آقای دکتر روحانی از آن بیدها نیست که با این بادها بلرزد. او حتی سر برجام با همه فشاری که دلالان تحریم آوردند و علی رغم اینکه تحریمی برداشته نشد، حاضر نبود یک قدم هم عقب نشینی کند.

تازه در مورد خصوصی سازی ها هم هرچند گفتند که در دوره رییس جمهوری قبل به خصولتی سازی تبدیل شد و دولت با تفنگ جای دولت بی تفنگ را گرفت، باز آقای روحانی کوتاه نیامد. ایشان همین چند روز پیش کارآفرینان عزیز خارجی را نیز مشمول حال خصوصی سازی ها قرار دادند و مناطق نفتی بزرگی را به مدد قراردادهای نبوغ آمیز "آی سی پی" به توتال فرانسه سپردند، تا از اتلاف ثروت های ملی جلوگیری نمایند.

درست است که توتال قبلا سر ایران را کلاه گذاشته و به عنوان چندمین کنسرن فاسد در عرصه جهان شناخته شده است، اما به هر حال به قول آقای محمد باقر نوبخت با این قرارداد دیوار تحریم ها فرو ریخت و این به نفع ملت است.

البته این هم صحیح است که قرار بود با برجام دیوار تحریم ها فرو بریزد؛ ولی مثل این که این دیوار خیلی محکم بوده و به ضربه ای دیگر هم نیاز داشت. به هر حال انشاءالله نه وصله عقب نشینی و نه وصله ی دولت رفاه با صد من سریش هم به دولت تدبیر و امید نمی چسبد.

پس مشکل آقای رییسی چیست که یک دفعه یادش افتاده که دولت اسلامی دولت رفاه نیست. او که خودش همین دو سه ماه پیش در مصاحبه ها و مستندها و میتینگ های انتخاباتی اش حرف هایی می زد که مو بر بدن هر آدم سلیم العقل و شیفته توسعه ی اقتصادی و سیاسی سیخ می کرد. او بود که می گفت:

"ما فقرایی داریم که در فقر مطلق بسر می برند و چیزی ندارند جز یارانه 45 هزار تومانی. که قطعا با 45 هزار تومان زندگی ممکن نیست.".... "می توان همین یارانه را برای دهک های پایین دو یا سه برابر کرد. می توان کاملا ریشه فقر مطلق را کند؟ می توان برای آنان مسکن ارزان ساخت و در اختیارشان گذاشت. این ها جزو برنامه های ماست و امکان تحقق آن ها کاملا ممکن است.".... "ما تلاش داریم مسکن مهر را در همین سال اول تحویل متقاضیان بدهیم."

او بود که می خواست از امروز به فردا مسئله فقر را حل کند و بدون در نظر گرفتن عواقب سخنانش می گفت: "مگر ممکن است که مسئله فقر و بی کاری را نتوان در این مملکت حل کرد؟"......"اولین گام افزودن یارانه ی دهک های پایین است. از امروز به فردا و در فردایی که دولت[ما] تشکیل شود باید برای اینان اقدام کرد."

او بود که می گفت:

"دولت باید مسئله عموم کارگران را مورد توجه قرار دهد خصوصا مسئله کارگران معدن گلستان."...."موضع دولت ما رفع محرومیت از محرومان است. ایجاد اشتغال برای بیکاران است.....آیا همین وضعیت فقر و محرومیت در شان ملت ایران است؟ ما می خواهیم ملت ایران را از این وضعیت نجات دهیم."..... "دارو نیاز مردم است. مردم داروها را گران تهیه می کنند"

او بود که می گفت:

"باید در پرداخت ها تجدید نظر شود تا فاصله طبقاتی کمتر بشود. تا همه شاهد یک عدالت در توزیع باشند و این به نفع آرامش کشور است."......"کار دولت ما رفع فقر خواهد بود. بیکاری نباشد."

آیت الله دکتر سید ابراهیم رییسی که رییس یکی از بزرگترین کنسرن های اسلام در تاریخ معاصر است، حتی به تبعات حرفهایش توجه نکرد.

ایشان که مدرک دکترایش را در دانشگاه اوین و گوهردشت و با شرکت مرتب و پیگیر در سمینارها و کلاس های عفو و ارشاد و تادیب معاندین کسب نموده است و به ناگهان در زمانی کوتاه از حجت الاسلام به آیت الله جهش فرمود، در تبیین دولت کار و کرامت می گفت:

"کرامت برای آن است که دیگر مادری اشک نریزد برای بچه های بیکارش. کرامت برای آن است که پدری شرمنده نشود برای اداره ی خانواده اش."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند."

این ها عین جملاتی است که ایشان بیان فرموده اند. همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم و فراموش کنیم".

البته درست است که ما گفتیم که آقای رییسی فقط اعدام کردن بلد است اما این به تنهایی نباید ایشان را عصابانی می کرد و حرف هایی می زد که در شان یک روحانی تحصیل کرده و در موقعیت ریاست آستان قدس رضوی نیست. او با این حرف هایش بود که به قول دکتر روحانی عزیز حرمت لباس روحانیت را هم نگاه نداشت.

او حتی گفت که:

"فاصله طبقاتی زیبنده نظام اسلامی نیست. یکی از شکم سیر و یکی از شکم گرسنه؟ این زیبنده است؟!"......."اصلا انقلاب اسلامی پیامش ضد اشرافی گری است."......"مردم چه کار کنند؟ مردمی که سخت مشکل دارند؟.... حقوق های نجومی خلاف آن چیزی است که مردم انتظار دارند. پرداخت های غیر متعارف چیزی است که مردم انتظار ندارند."

این ها تنها گوشه ای از افشاگری هایی بود که ایشان و سایت هایی همچون خبرگزاری های فارس و تسنیم و نسیم و رجا در طول چند ماه مبارزه انتخاباتی برخلاف مصالح مملکت و حتی برخلاف مصالح خودشان اظهار می داشتند. تازه این ها بخشی از اظهارات خود ایشان است. وردست انتخاباتی ایشان هم که قبلا می خواست تونی بلر باشد، حالا در جلد برنی سندرز وارد شده بود و شورش را در آورده بود و دائما افشاگری می کرد و سند رو می کرد و از 4 درصد و 96 درصد حرف می زد.

حالا ایشان بیایند و پاسخ کارگران همان مجتمع های آستان قدس را بدهند. ببینیم خود ایشان چگونه می خواهند دستمزد دهک های پایینی آستان قدس رضوی را دو برابر کنند و از جیب امام رضا شکم مستمندان را سیر کنند؟ حضرت امام، آستان قدس را از پرداخت مالیات معاف کردند تا آن مبالغ صرف اماکن متبرکه و روضه های منوره شود و حالا ایشان می خواهد از پول بیت المال به فقرا صدقه بدهد و برای آن ها خانه سازی کند. ایشان که خود بهتر می داند که به لحاظ شرعی حتی ساختن مسجد با صدقه مجاز نیست چه رسد به بنا کردن خانه و بیمارستان. در ضمن چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. این چه وعده هایی است که ایشان به مستمندان می دهند؟

در ثانی کار ایشان به آن مرد خسیسی می ماند که روغن ریخته را نذر مسجد می کند. یکی نیست بگوید که سید محترم! صدقه را از مال شخصی می دهند نه از بیت المال. چرا از بیت المال می بخشید؟ می خواهید صدقه بدهید؟ بسم الله؛ بیایید از همین فردا سهم مالیات آستان قدس رضوی را که به دولت نمی دهید خرج مستمندان کنید. اصلا دستمزد کارگرانتان را به موقع پرداخت کنید. و به آن ها مزایا هم بپردازید. بفرمایید سنت قراردادهای سفید امضا را در مجتمع های آستان قدس برچینید. بفرمایید بیمارستان و داروی مجانی در اختیار کارگران معادن آستان قدس بگذارید. یا بیایید و به بازماندگان معدن یورت رسیدگی کنید. اگر کسی حرفی زد!

شما به سایت های سازمان های چپ سابقا انقلابی نگاه کنید. ببینید یک صدم آن گزارش و فیلم و افشاگری و مستندی که به نفع محرومین محترم در این خبرگزاری فارس در ایام انتخابات منتشر شد در آن ها می بینید؟ این برادران سابقا انقلابی هم بالاخره امروز دیگر متوجه شده اند که تا توسعه اقتصادی و سیاسی صورت نگیرد و تا طبقه متوسط به حقوق خود نرسد، از حق شهروندی محرومین عزیز کشورمان نمی تواند صحبتی در میان باشد.

آقا؛ مگر اصلا این ریاست جمهوری چه ارزشی دارد که حاضر شدید حرف هایی بزنید که خودتان هم قبول ندارید. مگر امام علی نفرمودند که این حکومت برای من حتی ازآب بینی بز و استخوان خوک در دست جذامی و برگ جویده ای که در دهان ملخی باشد و از کفش کهنه وصله دار نیز بی ارزش تر است. پس شما که نواده ی ایشان هستید چرا به خاطر پیروزی در انتخابات باید در مستندهایتان بیان شود که: "سرمایه داری شاهرگ های حیاتی این شهر را در دست گرفته". چرا افاضه می فرمودید: "دره های فقردر برابر برج های ثروت"؟ چرا در سایت های اصولگرای حامی شما باید تصاویر فقر و مسکنت کارگران ساختمانی و کارگران معدن و کودکان در کوره پزخانه ها پخش می شد؟ چرا حرمت خانواده های محترم این مستمندان را نگاه نمی داشتید، وارد خانه های ایشان می شدید و فیلم و عکس می گرفتید؟ حتما باید اسحاق جهانگیری به شما تذکر می داد که: «از فقر مردم استفاده ناصحیح نکنید. سرزده نروید خانه فقرا و برای تبلیغات عکس و فیلم بگیرید. عزت مردم را حفظ کنید»

******

اما آقای رییسی و یاران و وب سایت های طرفدارش برای این که ثابت کنند که فقط اعدام کردن را یاد نگرفته اند بلکه کارهای دیگر هم بلدند با ناشی گری فضای جامعه را قطبی کردند و اداهای سوسیالیستی درآوردند و پته دیگران را روی آب انداختند. در صورتی که آقای روحانی برای اثبات این که کارهای دیگری هم بلد است هیچگاه از خط قرمزهای بیزنس عبور نکرده و پای کاخ و کوخ و سرمایه دار و کارگر و دره های فقر و برج های ثروت و غیره را به میان نکشیده است.

ولی، آقای رییسی حتی قطبی کردن هم بلد نیست. یکی مثل احمدی نژاد با آقازاده ها قطبی می کند و منحرف می شود، و یک کسی هم مثل آقای روحانی برای دفاع از حقوق شهروندی و مقدسات مردم قطبی می کند. این دو نوع قطبی کردن متفاوت است. اولی اذهان مردم را آشفته می کند؛ و دومی برای حفظ حرمت مالکیت آن ها بر مالشان است که قطبی می کند. اولی ممکن است انتظارات بی سر و پاها را بالا ببرد، دومی ادعای نخبگان محترم جامعه را زیاد می کند. حالا اگر پای کسی هم در این وسط روی خط رفت بهتر است برای این دومی باشد.

علی ای حال خود آقای رییسی باید بهتر از هرکسی می دانست که افزایش انتظارات مردم بعدا برایش در همان آستان قدس مایه دردسر خواهد شد. خود آقای رییسی باید بهتر از هرکسی می دانست که فرداروزی کارگران همان مجتمع های صنعتی و کشاورزی و دامپروری و خدماتی آستان قدس گردن او و مدیران و دیگر همکارانش را خواهند گرفت و از او خواهند خواست که یک درصد قول هایی را که در تلویزیون داده بود عملی کند.

حالا بیا و بگو که بابا ایشان یک حرفی زدند و تمام شد. مربوط به دوره ی انتخابات بود، پیروز هم که نشدند. کیست که قبول کند.

حالا از این پس اگر حقوق کارگر محترمی عقب بیافتد، یا بچه اش مریض بشود، یا معدنی بر سر چند نفرشان خراب شود یا چند نفر دیگر بر اثر خصوصی سازی اخراج شوند، خر بیار و معرکه بار کن. بیا و درستش کن.

به خاطر چه؟

به خاطر این که آقا، بدون سنجیدن تبعات حرف هایش و فقط برای عقب راندن حریف، بیاناتی فرمودند، و به خیال خودشان افشاگری هایی کردند که حالا مورد سوءاستفاده دشمنان نظام قرار گرفته است و خودشان هم تویش گیر کرده اند. در واقع آقای رییسی با این حرف جدیدش دارد به خودش تذکر می دهد و تکلیف شرعی امر به معروف و نهی از منکر را این بار روی خودش اعمال می کند. خدا از سر تقصیراتشان بگذرد.

*****

من فکر می کنم اساسا خود رهبری هم در این مورد اشتباه فرمودند. ایشان نباید روحانی را تهدید به سیلی خوردن می کردند. در عکس العمل نسبت به این افشاگری ها و قطبی شدن فضای انتخاباتی بود که احساسات جنبش سبزی ها برانگیخته شد و پای پرچم های سبز و "یا حسین میر حسین" در میتینگ ها باز شد. بالاخره یک طوری باید به آقایان حالی کرد که دوره ی این حرف ها و شعارها به سر رسیده و مردم از این صحبت ها حالشان به هم می خورد.

نه این که بگویم خدای ناکرده مردم دلشان برای فقرا نمی سوزد. خیلی هم می سوزد. این ها حتی برای دفاع از محرومین کانون و کمیته دفاع از کودکان و کارگران می زنند. برای کودکان دستفروش جشن تولد می گیرند و از حقوق کارگران در مجامع دفاع می کنند. ولی هر کاری راهی دارد. و شما این راه ها را بلد نیستید. بنابر این دیدید که حق با آقای روحانی بود؛ و شما هنوز چیزهای جدید را نیاموخته اید.

در واقع رهبری به جای تهدید دکتر روحانی به سیلی خوردن، باید از اول جلوی آقای رییسی و دستیار انتخاباتی اش را می گرفتند تا ادای احمدی نژاد را در نیاورند و پوپولیسم بازی نکنند. نه رییسی احمدی نژاد است، نه الان سال 84 است و نه این حربه ها دیگر قابل استفاده است. نتیجه اش را هم دیدند. رای نیاوردند.

حالا چه؟

حالا آقای رییسی مجبور است بگوید غلط کردم. دولت اسلامی دولت رفاه نیست. دولت هدایتگر است.

این است فلسفه فرمایشات اخیر آیت الله رییسی در باب اسلام و دولت اسلامی. او که می خواست دولتی برای ایجاد کرامت محرومان بنا کند بالاخره به این رسید که رسیدن به کرامت کار خود مردم است. دولت هدایت می کند. اما مگر این همان چیزی نیست که مرحوم آیت الله رفسنجانی و آقای دکتر روحانی و قشون اقتصاددانان دو آتشه بازار آزادی می گویند؟

به راستی که چه زود طشت عصارۀ عدالتخواهی و رئیس دولت در سایه ی "جمنا" و رهبر در سرکه خوابانده ی آینده از بام افتاد.

وحید صمدی

25 تیر 96

16 ژوئیه 2017

Read 574 times Last modified on دوشنبه, 26 تیر 1396 16:27

کامنت شما

0
terms and condition.
  • No comments found

صد سال پس از انقلاب اکتبر

  • نامه به کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی
    رفقا، شما در این 9 سال تاریخ جهانی عنصر سازمانی و عامل پیشبرد قدرتهای انقلابی همه کشورها بودید. نقشی که شما ایفا کردید با توجه به سطح و عمق اش در تاریخ بشر قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست.…
  • بلشویک ها و ما
    اوضاع برای هیچ حزبی به اندازۀ حزب سوسیال دمکرات رقت انگیز نیست. افرادی که سن وعمرشان قد میدهد می توانند بیاد بیاورند که در سال 1871 کارگران آلمان با چه هیجان نفس گیری منتظر اخباری از اقدامات و روندهای کمون…
  • آیا انقلاب روسیه یک انقلاب بورژوائی است؟
    نوشتۀ
    تاریخ انقلاب روسیه این حقیقت را پایه گذاری کرد که این اولین انقلاب سوسیالیستی و پرولتری بود. این انقلابی پرولتری در کشوری خرده بورژوائی است. به همین دلیل از انقلاب کارگری در کشور هایی مثل انگلستان و آمریکا در این…
  • ماکسیمالیستهای روسی
    بزرگترین خطر یک انقلاب این است: این که این اعتقاد شکل بگیرد که نقطۀ معینی از زندگی جدید یک نقطۀ پایانی است، باید توقف کرد، بازبینی کرد و دستاوردها را تثبیت نمود؛ تا بتوان بالاخره از موفقیت به دست آمده…

کنفرانس اول

به روایت تصویر

  • الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین
    الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین میلیاردر اول جهان در حالی  که میلیاردر پنجم جهان در هتل لوکس ریتز کارلتون زندانی است به دیدار زندانبان می رود تا قراردادهائی برای آینده ای درخشان منعقد کند.  
  • یقه آبی های هپکو و آذرآب
    یقه آبی های هپکو و آذرآب گزارشاتی تصویری از اوجگیری اعتراضات کارگری در هپکو و آذرآب اراک . یقه آبی ها به خیابان می آیند.
  • کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان
    کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان اقدام دولت در مصادرۀ نانوائی البته با اعتراض اپوزیسیون آزادیخواه و دمکراسی طلب روبرو شد. در یکی از روزهای اول ماه ژوئیه، خوان رکوزن، نمایندۀ پارلمان ونزوئلا و ازرهبران اپوزیسیون در یک سخنرانی در شهر میامی (مرکز ضد انقلاب کوبائی)…
  • ما تسلیم نمی شویم!
    ما تسلیم نمی شویم! ما تسلیم نمی شویم! کاری از گروه موسیقی فرانسوی HK et Les Saltimbanks با زیرنویس فارسی از حزب همبستگی افغانستان
ادامه...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

  • رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید
    رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید پلیتزا تصمیم گرفت "بزرگترین مانیفستی که پرولتاریای ایتالیایی می تواند بین قرن نوزدهم و بیستم میلادی داشته باشد" را به تصویر بکشد. هدف او این بود که "رودخانه را خروشان تر و غیر قابل کنترل تر" و آن را "به…
    Be the first to comment!
  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    سهم ما از زندگی اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
  • برف (داستان کوتاه)
    نوشتۀ
    برف (داستان کوتاه) عجب برفی میبارید. ریز و تند و یکنواخت. چهرۀ شهر را کاملاً عوض کرده بود. پا که رو برفها میذاشتم از صدای خِرِپ خِرِپشون کیف میکردم. دلم میخواست گوله برف بازی کنم اما هیچکی تو خیابون نبود. زد به سرم…
    Be the first to comment!
  • من خفته در درون من
    نوشتۀ
    من خفته در درون من  میون یه عده معتاد و دزد و موادفروش، کف دفتر افسرنگهبان نشسته بودم. با خود فکر می‌کردم که دو سه روز دیگه شرکا همه چیز رو راس و ریس و منو از این خراب شده خلاص میکنن. مطمئن بودم که…
    Be the first to comment!
  • هستۀ تلخ
    نوشتۀ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام…
    Be the first to comment!
ادامه...

مقالات

صدا و تصویر

Please publish modules in offcanvas position.