نظر خوانندگان

با سلام در ابتدا بگم که چند روز قبل کامنتی رو به داریوش ...
...ادامه: آقای جواهری شما اشتباه می کنید که تصور می نمایی...
آقای جواهری بورژوایی بودن، توضیح‎ ‎حق برابر است نه تو...
به مراد جواهری نشان دادید که مساله دمکراسی به همین روشن...
به فرهاد، من چند بار آخرین کامنت شما را خواندم، [با توجه...
سلام چرا پرولتاریا نباید حق برابر پرولتری یعنی دموکراس...
به داریوش مثال‌تان از آمریکای پس از برده‌داری و شیلی پ...
دوست عزیز یا دشمن گرامی، حقیقتا نمیدانم شما را چه خطاب ...
آقای گرامی ادامه‌ی این بحث را بی‌فایده می‌بینم؛ زیرا ...
ادامه 2 ... با این حال علت اصلی و واقعی این همه پرت و پلا گ...
ادامه 1 ... دوم در رابطه با پیشرفت دمکراسی در دوران امپری...
داریوش عزیز، از موضوعاتی که بدان پرداخته و بیش از آن از ...
در مورد سایر مسائل هم شما گویا اصلاً حرف مرا نشنیده‌ای...
وانگهی حتی اگر بخواهیم از «برخوردار شدن» حرف بزنیم، با...
آقای شفیق گرامی ممنون از پاسخ‌تان سعی می‌کنم راجع به م...
ادامه 1 .... اما اگر حتی از این زاویه هم مقایسه ای بین دورا...
ادامه 2... بنا بر این بحث شما مبنی بر به رسمیت شناختن حق ت...
داریوش عزیز، ممنون از توضیحاتی که دادید. بحث اکنون روشن...
شوان گیان گرامشی (در همان متونی که رفقای تدارک بدان است...
سوالی از رفیق داریوش دارم که به نظرم به شفاف شدن موضوع و...

مقالات

کتاب

پس از این که آنارشیست هنرمند انتزاع ساز کارش را با تبدیل اقتصاد سرمایه داری به یک رابطه سلطه خالی از محتوا و یک طرفه به پایان رساند، حالا می تواند از عبارت "حاکمیت مردم" کلمۀ "حاکمیت" را صاف و ساده کنار بگذارد و به جای آن "درک"ی از دموکراسی به مثابه نظامی قرار دهد که چیزی جز دعوت از…
 شاید این سعادت بزرگ نصیب ما شود که هم آخرین انقلاب چپگرای قرن بیستم را تجربه کرده باشیم و هم نخستین انقلاب حقیقی قرن تازه، قرن بیست و یکم، را. چنین انقلابی دیگر فقط یک انقلاب چپگرا نخواهد بود، انقلابی خواهد بود رادیکال. انقلابی اجتماعی.
من فکر می کنم که برای ما هیچ راهی برای خروج فوری از بحران بدون پیشروی در انقلاب وجود ندارد و این همچنین کلید رفتن به جلو در زمانی است که ما دوباره توانستیم خود را بازسازی کنیم
اگر راستها بار دیگر چاویسم را دست کم بگیرند، دوباره دچار خطای مرگباری خواهند شد.
آنچه این "اتحادیه" در برخورد به کودتای لیبرال فاشیستی ونزوئلا و تعرض یکپارچه بلوک مسلط امپریالیستی غرب به دولت بولیواری ونزوئلا انجام داد همه مرزهای تاکنونی را پشت سر گذاشته و چهره ضد کارگری و ضد کمونیستی آن را لخت و عریان به نمایش گذاشت. این "اتحادیه" بدون لحظه ای درنگ و همزمان با مایک پنس و جان بولتون و…
در تمامی عرصه های افکار عمومی و رسانه ای و در هر کشوری که هستند، تمام تلاش خود را برای وحشت انداختن در میان مردم کشور خود با مثال ونزوئلا بکار میگیرند: "شما سوسیالیسم میخواهید؟ بروید ونزوئلا و مصیبتی را که سوسیالیسم بر سر این کشور آورده است را ببینید.!"
چیز تازه در چاویسم دقیقا در گسست از فرهنگ سیاسی تا کنونی و جایگزین کردن آن با فرهنک سیاسی نوینی است: سوژه چاویستی در کلیت خود اکثریت مردم ونروئلا است که در تاریخ تا کنونی نامرئی بود، به حاشیۀ رانده شده بود و با تمام وجود نسبت به تمامی اشکال سازمانی تا کنونی بدبین بوده و خواستار شراکت مستقیم در…
حقیقتا این عزم و اراده و این ایستادگی در خور شایسته ترین پیروزی ها بود. آنها یک ماه دست به اعتصاب زدند بی آن که از صندوقی برای تأمین مالی دوران اعتصاب و یا از امتیازات لوکسی همچون حقوق دوران اعتصاب برخوردار باشند. با این همه چیزی که آنها به دست آوردند به مراتب ناچیز تر از آن چیزی بود…
همه آنچه که چامسکی در مورد جامعه سرمایه داری، دمکراسی، امپریالیسم و رسانه ها می گوید نهایتا ماتریالهائی اند برای ارائه تصویری در جهت یک قضاوت منفی: دمکراسی بورژوایی، اقتصاد بازار سرمایه داری، سیاست خارجی، و مطبوعات آزاد آن چیزی که وانمود می کنند نیستند. آنها تجسم آزادی نیستند.
این درک لیبرال فردگرا از "ترقیخواهی" به تدریج جایگزین درکهای گسترده تر، ضد سلسله مراتب، مساوات طلب، حساس به طبقات و ضد سرمایه داری از رهایی گردید که در دهه های 1960 و 1970 رونق داشتند. همچنان که چپ جدید وا می رفت، نقد ساختاری آن از جامعه سرمایه داری فروکش کرد و ذهنیت لیبرال-فردگرا خود را در کشور تثبیت…
این نوشته فراخوانی است رو به ث ژ ت، تا مثل واقعۀ «نه» به قانون اساسی اروپا در سال 2005 بهمراه جریان "جلیقه زردها" جایگاه خود در این مبارزه را تشخیص داده و پر کند تا مجددا چنان جنبش اتحادیه ای بر پایۀ قدرت توده ای و طبقاتی خود تجدید حیات نماید که در سالهای 1936، 1945 و 1968 قادر…
نمایندگان پارلمان فرانسه، ما به این وسیله دستورالعملهای مردم را به شما ارائه می دهیم تا آنها را تبدیل به قانون کنید. نمایندگان، صدای ما در مجمع ملی باشید.
رفقا، جنبش کارگری از این نوع اپورتونیسم ضربات هولناکی خورده است. منصور اسانلو تجسم بارز این اپورتونیسم قسم به قرآن و قانون اساسی بود و هم او امروز در صف ارتجاع امپریالیستی مخالف جمهوری اسلامی جا خوش کرده است. به قانون و قرآن قسم نخورید، پایبندی خودتان را به چیزی اعلام نکنید که هم ارتجاعی است و هم شما حقیقتا…
ایرج فرزاد پیش از این هم خبط های سیاسی زیادی مرتکب شده بود، ولی این خبط آخر دیگر حرف نداشت. او که انگار برای اولین بار متوجه صف بندی های منطقه ای و جهانی و چرخش های اجتماعی و سیاسی جنبش های توده ای شده است، خود را در منجلابی در حال دست و پا زدن یافت که خود به…
احمدی نژاد، با استحکام و وسعت بخشیدن به این بخش از طبقه حاکم که با خصوصی سازی ها و بخشش رانت ها صورت می گرفت، با دست خود گور خود را هم کند. او با تحکیمِ پایه هایِ اجتماعیِ دیسکورس هایِ رقیب، گفتمانی که خودش نمایندگی می کرد، یعنی گفتمان "انقلابی" مستضعفین را قدم به قدم به خاک سپرد
تا زمانی‌که این سیستم به‌تعهدات خود در انجام اهداف اعلام شده ادامه می‌دهد و خدمات درمانی، آموزش رایگان و خدمات اجتماعی ارائه می‌شود؛ و از سوی دیگر، تا زمانی ‌که رهبری از تبدیل شدن به‌نخبگان فاسدی ‌که به‌قیمت کار بقیه جامعه زندگی می‌کند‌، پرهیز کند؛ این ساختار در آینده با استحکام هرچه بیش‌تری پایدار خواهد بود و تداوم می‌یابد.
نقد مارکسیستی جامعۀ سرمایه داری در تمام وجوه آن با ایدئولوژی بورژوائی حکمتیسم مانعه الجمع بودند و هستند. نمی شد هم به نظریه مارکسیستی دولت وفادار ماند و هم از دولت به عنوان تجسم اسلام سیاسی سخن گفت. مجادلات پیشین ما با جریان کمونیسم کارگری و نظریات منصور حکمت نشان داده بود که نقد مارکسیستی در تمام وجوه در تقابل…
برای اپوزیسیون وامانده جمهوری اسلامی که از فرط عشق به لیبرالیسم اکنون تحقق آن را از رئیس جمهور ضد لیبرالیسم آمریکا نیز به جان پذیرا شده است، وقایع چند روز گذشته فرصتی بود تا عمق ریاکاری اش و کارکرد بغایت خطرناک آن روشن گردد. این اپوزیسیون اکنون برگ انجیری بیش برای پوشاندن عورت عریان احزاب کردایتی نیست
گرایلو اگر از منصور حکمت برائت نمی جست الآن یک چپ پرو غربی بیشتر نبود که برای دولت سکولار له له می زد. مثل خود آنها که حالا باید جلو سکولار های "مهستان" برای پذیرفته شدن دم تکان بدهند تا بلکه چیزی هم نصیبشان شود. تمام هنرشان در نقد "دولت بورژوائی" به این رسیده است که "دولت بورژوائی" نقدا موجود…
بیش از دو دهه کار گفتمان سازی توسط تحصیلکردگان طبقه متوسط و اصلاح طلبانی که بخش بزرگی از آن ها از درون همین حاکمیت بیرون آمده اند، آنچنان بر افکار احاد جامعه و ایضا طبقات پایین سایه افکنده که امکان شکل گیری و طرح مطالبات پایه ای تر توسط طبقه کارگر را مسدود کرده است
آزادی مطبوعات در تمام جهان، آنجا که کاپیتالیستها هستند، به معنی آزادی خریدن مطبوعات، خریدن نویسندگان، رشوه دادن و خرید و جعل "افکار عمومی" برای منافع بورژوازی است. واقعیت این است. هیچ کس قادر به انکار این نیست.
اکنون زمان آن رسیده است که به اهداف فراتری در اعتصاب فکر شود. بازپرداختیهای بالاتر و طرح های اجتماعی بهتر میتوانند کمکی برای عدۀ محدودی از کارگران برای تضمین معیشت باشند. بقیه از آن سودی نخواهند برد. تا زمانی که این اعتصابات نه فقط به اعتصابات گسترده تر، فرابخشی بلکه همچنین به اعتصابات سیاسی تبدیل نشوند این وضع ادامه خواهد…
اکنون آمریکا تنها پس از چند دهه سیادت مطلق جهانی در مقابل دوراهی سرنوشت ساز خویش قرار می گرفت. یا باید همچنان بر آن سیادت پا می فشرد و به جنگ واقعیتی می رفت که از آن تواناتر بود، جنگی محتوم به شکست؛ و یا باید عقب نشینی بزرگ از رؤیاهای قرن آمریکائی و پاکس آمریکن به این واقعیت ساده…
قضیه از آن مبتذلتر میشود وقتی که ما برای تعریف کارگر از تعریف بورژوائی رابطۀ "ارائۀ واحد معینی از جنس یا خدمات در زمان معین" در"مقابل دستمزد"  معین استفاده کنیم. بطورمثال آدمکشان حرفه ای در آمریکا در زمان اشغال امریکا از دست سرخ پوستان، در مقابل هر تعداد پوست کله ای که از سرخپوستان زنده میکندند، مبلغ معینی دریافت میکردند.…
این درست است که در میان طبقۀ متوسط افراد بسیار زیادی جمهوری خواه و حتی کمونیست وجود دارند و جوانان بسیار زیادی هستند که در صورت بروز وقوع قیامی عمومی در جنبش اقدامات بسیار مفیدی انجام خواهند داد. اما این آدمها "بورژوا"، سودجو و از لحاظ شغلی کارخانه دار هستند

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر