نظر خوانندگان

به ماکان و با تشکر. در هیچکدام از دو مطلب به این اشاره نش...
ین متن و متن قبلی از اقای شفیق، از بهترین نوشته هایی بود...
به مهدی: با تشکر متقابل. در مورد بازتاب تحولات جهانی در ...
باتشکر از مطلب خوب تان دوسوال دارم اول اینکه در قسمتی ا...
با تشکر از آقای عطاپور بابت ترجمه های خوبشان.
و دست اخر اینکه قصد تحقیر شخصی از تکرار دارید؟ اگر چیزی ...
اینکه این بلوک توی ۳۰ سال گذشته کم و بیش فونکسیون میکرد ...
پس نوشت: همین الان خبر امده که ایتالیا ۲۵۰ میلیارد یورو ...
کدام موضعگیری؟ فقط نقل بود از خود بنگاههای مطبوعاتی ال...

یادداشتها

چهارشنبه, 03 مرداد 1397 04:00

تأملاتی پیرامون مبارزۀ طبقاتی

اکنون زمان آن رسیده است که به اهداف فراتری در اعتصاب فکر شود. بازپرداختیهای بالاتر و طرح های اجتماعی بهتر میتوانند کمکی برای عدۀ محدودی از کارگران برای تضمین معیشت باشند. بقیه از آن سودی نخواهند برد. تا زمانی که این اعتصابات نه فقط به اعتصابات گسترده تر، فرابخشی بلکه همچنین به اعتصابات سیاسی تبدیل نشوند این وضع ادامه خواهد داشت.

قضیه از آن مبتذلتر میشود وقتی که ما برای تعریف کارگر از تعریف بورژوائی رابطۀ "ارائۀ واحد معینی از جنس یا خدمات در زمان معین" در"مقابل دستمزد"  معین استفاده کنیم. بطورمثال آدمکشان حرفه ای در آمریکا در زمان اشغال امریکا از دست سرخ پوستان، در مقابل هر تعداد پوست کله ای که از سرخپوستان زنده میکندند، مبلغ معینی دریافت میکردند. مبلغ پوست سر مردگان کمتر بود.

Published in مقالات

این درست است که در میان طبقۀ متوسط افراد بسیار زیادی جمهوری خواه و حتی کمونیست وجود دارند و جوانان بسیار زیادی هستند که در صورت بروز وقوع قیامی عمومی در جنبش اقدامات بسیار مفیدی انجام خواهند داد. اما این آدمها "بورژوا"، سودجو و از لحاظ شغلی کارخانه دار هستند

Published in مقالات
چهارشنبه, 16 خرداد 1397 20:07

در ستایش کمونیزم

در ستایش کمونیزم

شعری از برتولت برشت

 

عاقلانه است و هر کس آنرا میفهمد.

ساده است.

توئی که استثمار گر نیستی

تو میتوانی آنرا درک کنی.

به نفع توست

جویای آن باش.

ابلهان آنرا ابلهانه مینامند.

کثافتها کثیفش میخوانند.

اما او علیه حماقت و کثافت است.

 

استثمارگران آنرا یک جنایت مینامند.

اما ما میدانیم:

که آن پایان جنایات است.

این دیوانگی نیست بلکه

پایان دیوانگی است.

نه هرج و مرج

بلکه عین نظم است.

ساده ترین چیز است.

اما تحقق اش مشکل.

 

ترجمه: سعید عطاپور

 

Published in هنر و ادبیات
دوشنبه, 14 خرداد 1397 21:41

سرودی برای آش

شعری از برتولت برشت

 

سرودی برای آش

 

زمانی که دیگر آشی برای خوردن نداری

آیا میخواهی از خود دفاع کنی؟

تو بایست نظم موجود را  

از بنیاد، زیرو رو شخمش زنی

تا زمانی که تو آش خود را پس بگیری

در آنزمان تو فقط مهمان خودت هستی

 

وقتی برای تو کاری پیدا نمیشود

بایستی از خود دفاع کنی

تو بایست نظم موجود را  

از بنیاد، زیرو رو شخمش زنی

تا زمانی که تو کارفرمای خود گردی

برای این مهم به اندازۀ کافی کار موجود است

 

وقتی که آنها به ضعف اتان پوزخند میزنند

دیگر مجاز به اتلاف وقت نیستید

بایستی آستینهایتان را بالا بزنید

تا تمام آنانی که ضعیفند بپا خیزند

آنزمان شما آنچنان قدرت بزرگی خواهید بود

که دیگر کسی جرات خندیدن به آنرا ندارد.

 

ترجمه: سعید عطاپور

 

Published in هنر و ادبیات
دوشنبه, 24 ارديبهشت 1397 04:21

اخباری کوتاه از پایان پایان تاریخ !!

مطابق گزارش وزارت دارائی آلمان با کاهش مالیات بر درآمد شرکتها در آمریکا از 32 به 21 درصد، بیش از 5000 شرکت آلمانی و یا زیر شرکتهایشان از این کاهش مالیاتی بهره مند میگردند

Published in مونیتور

بعد از نبرد پرافتخار افرین و تحویل آن به دولت ترکیه، به نظر میرسد شهر رقه به صحنه دیگری از افتخار آفرینی کردهای بوکچینی روژآوا تبدیل شود. به زودی در رقه شاهد مساجد با مناره های بلند و شیخ های وهابی در کنار شوراهای خود گردان روژآوا خواهیم بود. دمکراسی خودگردان اوجالانی در کنار پایگاههای نظامی آمریکا مساجد عربستانی را نیز دایر خواهد نمود تا تردیدی در تعهد آن به دمکراسی به وجود نیاید.

Published in یادداشت

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

Notice: Trying to get property of non-object in /var/www/web5/html/tadarokJoomla38/modules/mod_k2_content/mod_k2_content.php on line 50
  • در ستایش کمونیزم
    نوشتۀ
    در ستایش کمونیزم شعری از برتولت برشت   عاقلانه است و هر کس آنرا میفهمد. ساده است. توئی که استثمار گر نیستی تو میتوانی آنرا درک کنی. به نفع توست جویای آن باش. ابلهان آنرا ابلهانه مینامند. کثافتها کثیفش میخوانند.…
    Be the first to comment!
  • سرودی برای آش
    نوشتۀ
    شعری از برتولت برشت   سرودی برای آش   زمانی که دیگر آشی برای خوردن نداری آیا میخواهی از خود دفاع کنی؟ تو بایست نظم موجود را   از بنیاد، زیرو رو شخمش زنی تا زمانی که تو آش خود…
    Be the first to comment!
  • منتظر چه هستید؟
    نوشتۀ
    شعری از برتولت برشت  منتظر چه هستید؟ اینکه کرها پای صحبت شما بنشینند؟ اینکه سیری ناپذیران چیزی به شما ببخشند؟ اینکه گرگها به شما غذا دهند بجای آنکه ببلعندتان. ببرها ازسر مهربانی از شما دعوت کنند دندانهایشان را بکشید !…
    Be the first to comment!
  • رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید
    رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید پلیتزا تصمیم گرفت "بزرگترین مانیفستی که پرولتاریای ایتالیایی می تواند بین قرن نوزدهم و بیستم میلادی داشته باشد" را به تصویر بکشد. هدف او این بود که "رودخانه را خروشان تر و غیر قابل کنترل تر" و آن را "به…
    Be the first to comment!
  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
ادامه...

صدا و تصویر