نظر خوانندگان

سلام، ممنونم از دقت نظر شما و پیشنهاد جالبی که مطرح کرد...
رفقای عزیز ! در ترجمه ؛ پیشنهاد می شود به جای : « تا همان ...
امین خ عزیز. با درود و عرض معذرت از اینکه دیر پاسخ می دهم...
کامران، اشتباه می کنید. آن بخش از سخنرانی بهمن شفیق که ب...
ممنون از توضیحات شما ولی من باز هم متوجه نشدم.مگر هر کسی...
وحید صمدی من فرق دو موضوعی که شما مطرح کردی را می فهمم. ک...
کامران، معلوم است که کارمندان رده پایین سپاه و بسیج و پ...
وحید صمدی نوشتی: ( پس حتما کارمندان رده پایین ارتش و قوه ...
امین خ عزیز با سپاس برای پرداختن به این موضوع بحث مفصلی ...
با درود و تشکر بحث تمایز بین کار ساده و مرکب و یا تمایز ک...
بهمن ت. نخست اینکه پارت نیست و بخش است. کامنت نیست و نظر ...
آقای کامران، مغلطه نکنید. خود شما چند ساعت قبل از آن حیا...
اول از همه لعنت بر پدر و مادر هر کس با موسوی متحد شد. دوم ...
کامران، شرم برای چه؟ شما از موضعی دیگر به جهان نگاه می ک...
رائفی پور سلبریتی اسلامی است که برای جذب فالوئر از بچه ...
بهمن شفیق. ضیق وقت را می فهمم و بحث را ادامه نمیدهم. قدم ...
ادامه از کامنت قبل ... یک بار دیگر برگردیم به بحث نقش تدا...
بهمن ت، ممنون از توضیحات نسبتا مفصل شما. ادامه بحث به هی...
اول، مرسی از رفقای تدارک برای این گفتار چهار قسمتی. و تش...
کامنت 3 و در آخر. در توضیح این که چه طور آمدنیوز که قبلا ض...

مقالات

کتاب

یکشنبه, 19 اسفند 1397 20:58

چگونه حاج دباغ دوباره دکتر شد – در حاشیه اظهارات عبدالکریم سروش

نوشتۀ: وحید صمدی
Rate this item
(1 Vote)

اپوزیسیون جمهوری اسلامی به انتهای خط رسیده است و جمهوری اسلامی با همه بحران ها و فساد موجود در آن و با همه فلاکتی که به نمایندگی از آقازاده ها و الیگارش ها به جامعه تحمیل کرده، حتی برای بخش های متوسط بورژوازی ایران هم تبدیل به تنها گزینه عملا موجود شده است.

اظهارات اخیر عبدالکریم سروش در دفاع از آیت الله خمینی به موجی از واکنشها منجر شده است. سروش در پاسخ به پرسشی فرضی مبنی بر این که "اگر قرار باشد که بین شاه و خمینی یکی را انتخاب کند، کدام یک را انتخاب خواهد کرد"، پاسخ می دهد که خمینی را انتخاب خواهد کرد. وی در ارائه دلیل برای انتخاب خود به دانش و تجربه و محبوبیت خمینی در مقایسه با شاه استناد می کند و از این هم فراتر رفته و حتی مدعی می شود که در طول تاریخ ایران چنان حاکم فرزانه ای وجود نداشته. البته او در همان گفتار همچنان به روحانیت حمله نموده و انتقادات وسیعی را بر علیه حاکمین کنونی جمهوری اسلامی ابراز می دارد. حجم این حملات و انتقادات به مراتب بیش از چند دقیقه ای است که وی به دفاع از خمینی اختصاص می دهد. اما پیام اصلی وی همان چند دقیقه دفاع از خمینی است و جامعه نیز، اعم از اپوزیسیون و حاکمیت همین پیام را از وی دریافت کرد.

پرسشی که سروش به آن پاسخ می دهد، پرسشی است فرضی. نه شاه زنده است و نه خمینی که بتوان از میان آن دو یکی را انتخاب کرد. اما مسأله دقیقا همینجاست. وی در حقیقت با قرار دادن گزینه انتخاب بین دو شخصیت تاریخی گذشته در حال پاسخ دادن به وضعیت امروز است. پاسخ وی در حقیقت انتخاب صریحی است بین جمهوری اسلامی کنونی و آلترناتیو فرضی کنونی در اپوزیسیون که در مدتهای اخیر هر چه بیشتر شاهزاده رضا پهلوی را به نماد آن بدل کرده اند و سروش دست رد به این آلترناتیو زده و جمهوری اسلامی را انتخاب نمود. دقیقا به همین دلیل هم هست که در ارگانهای رسانه ای جمهوری اسلامی سروش اعاده حیثیت شده، لقب از دست رفته اش را دوباره باز می یابد و از حسین حاج فرج الله دباغ مجددا به "دکتر عبدالکریم سروش از اندیشمندان معاصر" ارتقاء می یابد و در مقابل در اپوزیسیون از دکتر فیلسوف خلع درجه شده و مجددا همان حاج دباغ می شود.

صرفنظر از اینکه ادعای سروش درباره سواد خمینی و مقایسه آن با دانش حکام دیگر تاریخ ایران چقدر صحیح باشد، و صرفنظر از اینکه با این مدعا در حقیقت در حال قدردانی از خمینی به خاطر تمام برخورداری هایی است که خود او در نتیجه بنیانگذاری جمهوری اسلامی کسب نموده است، اما نکته مهم این جاست که چرا سروش بعد از گذشت سال ها از نقدهایی که بر فقه و ولایت فقیه وارد کرده و پس از ایمان آوردن به سکولاریسم و حکومت غیر دینی و پس از آن همه مباحث قبض و بسط و رویاهای پیامبرانه، چنین سخنی را بر زبان می آورد. این نه تصادفی است، نه از روی سهو است و نه در نتیجه یک مقایسه ساده در پاسخ به سؤال یک مصاحبه گر.

مسئله این است که با تغییر و تحولاتی که در جهان و ایران صورت گرفته دوران رژیم چنج های رنگی پسا جنگ سردی به پایان رسیده است. امیدی که بخشی از طبقه متوسط ایران و اپوزیسیون سرنگونی طلب و حتی بخشی از اصلاح طلبان خودی و غیر خودی در سر می پروراندند که به کمک خانم کاترین اشتون و موگرینی و اوباما و عفو بین الملل و سازمان های مدافع حقوق بشر و بنیادهای مدافع دموکراسی و ان جی او های حامی زنان و محیط زیست و جامعه مدنی و غیره، جمهوری اسلامی را با یک انقلاب مخملی به یک حکومت عرفی پروغرب و لیبرال دموکرات و سکولارِ انتگره شده در رابطه با غرب تبدیل کنند، به سر رسیده است. تجربه سوریه اثبات کرد که از این پس دیگر هیچ جنبش سبز یا بنفش یا نارنجی ای در هیچ کشوری به سادگی نمی تواند با حمایت بورژوازی ترانس آتلانتیک محقق شود. تجربه ناموفق ونزوئلا هم نشان می دهد که دوران اقتدار ترانس آتلانتیکها تمام شده است.

اکنون و در حالی که اصلی ترین نمایندگان سیاست برجامی در نبردی دفاعی درگیر شده اند، دو رویکرد عمده در طیف نیروهای سیاسی ایران قابل مشاهده است. 1- ایرانگرایی که قوی ترین نماینده آن در حال حاضر همین جمهوری اسلامی است. و انحصارات مالی و صنعتی ایران و الیگارش های حاکم نماینده ای بهتر از آن سراغ ندارند. 2- جریانات باند سیاهی همچون فرشگرد و ققنوس و مجاهدین و جریانات تجزیه طلبی مثل کومله و دموکرات و چپ هایی همچون کمونیسم کارگری و حکمتیست و غیره -چه در خارج از کشور چه در داخل- که به هر قیمتی به دنبال ایجاد تشنج و ویرانی و تامین مالی خود هستند. کاری که جریاناتی همچون کلاه سفیدها در سوریه کردند.

جریانات معتدل رژیم چنجی که با وعده های جامعه مدنی و سکولاریسم و به پشتوانه غرب قرار بود رژیم را چنج کنند، امروز یا منفعل می شوند یا به گرایش ایرانگرا و محور مقاومت نزدیک خواهند شد.

پروژه رژیم چنجِ دوران اقتدار آمریکا پس از پایان جنگ سرد، بر اجماعی وسیع بین کلیه جریانات اجتماعیِ خواهان پیوستن به "جامعه جهانی" متکی بود. اجماعی که لیبرالیسم چسب اتصال این نیروها را در آن تشکیل می داد. اکنون این اقتدارِ لیبرالیسم در هم پاشیده است و آن اجماع، جای خود را به کشمکشها و جدالهای درون خود همان نیروها داده است. ده سال قبل و در جریان جنبش سبز، همه مخالفین جمهوری اسلامی زیر یک چتر متحد دور هم جمع شده بودند. از سلطنت طلب تا ملی مذهبی تا چپ دمکرات و چپ رادیکال. امروز این صف تجزیه شده است و صف بندی های جدید ظاهر شده اند. هم در راست و هم در چپ.

از این که کسی مثل اردشیر زاهدی امروز از امنیت ملی دفاع می کند و سرنگونی طلبان را خائن می نامد نباید تعجب کرد. در این میان طی یکی دو سال اخیر حتی در میان جریانات چپ هم جریانی که از محور مقاومت دفاع می کند تقویت شده است. پروژه های چپ دموکراسی طلب و راه حل های لیبرال دموکرات های اصلاح طلب و سرنگونی طلب با شکست مواجه شده است. اپوزیسیون جمهوری اسلامی به انتهای خط رسیده است و جمهوری اسلامی با همه بحران ها و فساد موجود در آن و با همه فلاکتی که به نمایندگی از آقازاده ها و الیگارش ها به جامعه تحمیل کرده، حتی برای بخش های متوسط بورژوازی ایران هم تبدیل به تنها گزینه عملا موجود شده است.

برای بخش های مختلف بورژوازی ایران و حتی برای بخش هایی از طبقه کارگر و زحمتکشان وضع نابسامان فعلی باید با انجام تغییراتی در خود جمهوری اسلامی به پایان برسد. آلترناتیو دیگری در چشم انداز نیست. از قضا توده ها نیز برای خلاصی از این نابسامانی، امروز بیش از هر چیز به یک دولت مقتدر تمایل دارند و این دولت مقتدر را در همان جمهوری اسلامی قابل تحقق می دانند. شعار رضا شاه روحت شاد در دی ماه 96 نیز تاویل خود را در این تمایل به یک جمهوری اسلامی مقتدر نشان می داد و ناظر بر این رویکرد در درون جامعه بود.

پاسخ سروش را باید در بستر این تغییرات ارزیابی کرد.

وحید صمدی

19 اسفند 97

10 مارس 2017

Read 711 times

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر