نظر خوانندگان

مطلب سایت شما درباره ماهیت امپریالیستی و آمریکاپرستان...
تئودور عزیز، یا سلام متقابل. خیلی کوتاه و تلگرافی در مو...
با سلام. کار جالبی بود. البته به دلیل موجز و مختصر بودن م...
تقی عزیز، با سلام. ممنون از دقت شما و سؤالاتی که طرح کرد...
سلام و وقت بخیر. در مورد بخش های پایانی نوشته تان به نظر...
آقای برزو کریمی، خیلی بهتر است، شما نظر خودتان را در مو...
این دیگ نقد نیست فرید ناتوانیس ،در ضمن م با حککا ارتباط
نوید پایور علیه فقدان
به توحید و امثالهم بعد از این که توانستید حرف دلتان را ب...
توحید علیه فقدان
سلام به همگی تحریف؟؟! خیلی باحالید! خیلی خیلی باحالید. م...
کوژین علیه فقدان
با سلام 1- حرفهای بیژن را بسیار درست میدانم. از او تقاضا ...
وحید صمدی علیه فقدان
آقای کیان ما شعارهای زنده باد پوتین مردم هاییتی را تبلی...
بهمن شفیق علیه فقدان
به مجید، اول و برای اطلاع کسانی که از کانتکست بیانیه مو...
آقای شفیق حق با کیان است. بیانیه شما که لینک را گذاشتید ...
بهمن شفیق علیه فقدان
به کیان، نمی دانم تا چه حد به مباحث ما آشنائی دارید. آنچ...
بیژن دادخواه علیه فقدان
رفیق ابراهیم رفیق بهمن نوشته است «مهم وفادار ماندن به ...

مقالات

دقیقه 39

سیاست رسمی جمهوری اسلامی انفعال در قبال تحولات ونزوئلا است. در برخی رسانه های جمهوری اسلامی آشکارا از این صحبت به میان می آید که سیاست جمهوری اسلامی نباید یکجانبه و متکی به یک دولت باشد. یعنی این که مادورو برود خیلی هم خوب است. 

" ترامپ نیز گفته است که دوران سوسیالیسم به پایان رسیده است. اگر ارتش ونزوئلا به گوایدو بپیوندد، ترامپ این را یک پیروزی دیپلماتیک برای دولتش خواهد خواند. مادورو نیز این کمک‌های خارجی را بهانه‌ای برای اشغال کشورش می‌بیند، به همین دلیل به ارتش دستور داد تا مرز ونزوئلا با برزیل نیز بسته شود. این درحالی است که مردم ونزوئلا سال‌ها است که با کمبود غذا و دارو دست و پنجه نرم می‌کنند. خوزه سانچز، یکی از شهروندان ونزوئلایی که شهرش را برای دریافت کمک ترک کرده است، می‌گوید: خسته شده‌ایم. اگر مادورو علیه ما اقدامی صورت دهد، عواقب خوشایندی نخواهد داشت".

این آخرین فراز گزارش دنیای اقتصاد، وال استریت ژورنال ایرانی، از وقایع دیروز ونزوئلا است. برای درک جهتگیری گزارش بصیرت عجیبی لازم نیست. از همین چند خط معلوم است که مادورو و دولت بولیواری ونزوئلا بر صندلی اتهام نشسته اند و راه حل بحران را در خوان گوایدو باید جست.

" هر چند که مقامات آمریکایی به طور ضمنی از گزینه نظامی در برابر ونزوئلا سخن می‌گویند و حتی گوایدو هم ظاهرا از چنین گزینه‌ای حمایت می‌کند، اما آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند از طریق اقدامات فرهنگی و بشردوستانه جایگاه مادورو را تضعیف کنند و او را در برابر مردم قرار دهند".

 و این نیز بخشی از گزارشی در سایت فرارو، یکی از بلندگوهای داخلی بورژوازی ایران است. در بخش دیگری از این گزارش که با عنوان "ونزوئلا چگونه به این روز افتاد؟" منتشر شده است می خوانیم:

" روز جمعه گذشته، همزمان با اوج‌گیری جدال ورود کمک‌های بشردوستانه، تنش‌های سیاسی ونزوئلا رنگ هنری به خود گرفت. ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی، برای جمع آوری پول برای مردم ونزوئلا در منطقه کوکوتا در مرز کلمبیا و ونزوئلا کنسرت برگزار کرد. مادورو هم برای عقب نماندن از قافله، در همان منطقه مرزی کنسرتی به نام «دست از سر ونزوئلا بردارید» برگزار کرد. هنرمندان سرشناسی مانند الجنادرو سانز، لوئیس فونسی، کارلوس وایوس و تعدادی دیگر در کنسرت مخالفان مادورو شرکت کردند. مادورو به هنرمندانی که در این کنسرت شرکت می‌کنند هشدار داد که آن‌ها مرتکب جرم می‌شوند و مداخله نظامی را تایید می‌کنند".

و در مطلب دیگری در همان سایت از این کنسرت گزارش شده است:

" این کنسرت موسیقی روز جمعه سوم اسفند برگزار شد و تخمین زده شده که حدود 250 هزار نفر در این کنسرت موسیقی حاضر شدند.

هنرمندانی چون مانو چائو خواننده اسپانیایی - فرانسوی، گروه موسیقی مکزیکی مانا، خوان لوئیس گوئرا هنرمند اهل دومینیک و آلخاندرو سانز آهنگساز و خواننده اسپانیایی در این کنسرت موسیقی اجرا کردند.

در این کنسرت خوان گوایدو رئیس جمهور خودخوانده و رهبر مخالفان ونزوئلا نیز حضور یافت. 

دهها تن از امدادهای بشردوستانه برای مردم ونزوئلا که شامل مواد غذایی و دارو می شود در شهر مرزی کوکوتا در کلمبیا انبار شده و تاکنون امکان اجازه ورود به این محموله ها داده نشده است".

به تصاویر این گزارش حتما نگاه کنید. خوب نگاه کنید و ببینید که آیا اثری از "250 هزار نفر" در آن می بینید؟ و باز هم خوب نگاه کنید. سمپاتی تهیه کنندگان گزارش نسبت به رهبر جنبش سبز-بنفش ونزوئلا کاملا آشکار است. فعلا کاری به این پرسش نداشته باشیم که چگونه یک میلیاردر انگلیسی برای حمایت از "گرسنگان ونزوئلا" کنسرت همبستگی برگزار می کند. در تویتر کسی از دو جامائیکائی پرسیده بود که درباره این چه فکر می کنند که چرا ترامپ و بولتون به ونزوئلا کمکهای انسانی می فرستند اما به جامائیکا نمی فرستند؟ پاسخ آنان بسیار ساده بود. گفتند ونزوئلا نفت دارد ما مانگو. مانگو فقط یک میوه گرمسیری است. همین.

اما سپس به تصاویر هوائی همان کنسرت نگاه کنید. با نگاه ساده هم می توان فهمید که "250 هزار نفر" شرکت کننده هم دروغی است در کنار دروغهای دیگر که فراروی ایرانی هم به همان ترتیب آن را پخش می کند که تلویزیون آلمان و واشنگتن پست و سی ان ان. از این نقطه نظر هیچ فرقی بین این جوخه های مرگ قلم به دست و میکروفون به دست نیست. اما وقتی رقم دقیق تر محاسبه شود ابعاد این دروغ بیشتر و بیشتر آشکار می شود. سایت مون آف آلاباما ابعاد میدان و جمعیت شرکت کننده را دقیق حساب کرده است. بر اساس این تخمین در خوشبینانه ترین حالت 20 هزار نفر در آن کنسرت شرکت کردند. یعنی رقمی معادل حدود 8 درصد رقم اعلام شده.

با این همه این تنها موضوع نیست. حتی در این مورد نیز فقط به دروغ اکتفا نمی شود. جزئی از این وقایع پنهان کردن روی دیگر صحنه است. آن روی دیگر نباید در معرض دید قرار بگیرد. جهانیان نباید بدانند که آن سوی سنگر هم کسانی هستند و اگر هم نامی از آنان برده می شود، تصویری نباید دیده شود. این تصویر است که در ذهنیت بینندگان و خوانندگان حک می شود. در این مورد مشخص اما حتی نامی از کنسرت چاویستها در این سوی مرز و در خاک ونزوئلا برده نمی شود. و روشن است که اشاره ای هم به این نمی شود که راجر واترز از پینک فلوید قطعه ای را نواخت و خواند و به آن کنسرت ارسال کرد. و نام راجر واترز برای خوانندگان تمام این نشریات و بینندگان این رسانه ها آشنا تر از همه آن گروه هائی است که نامشان را ردیف کرده اند.

و سرانجام در گزارش تصویری دیگری در همین سایت اوج پروپاگاند ضد ونزوئلائی به نمایش گذاشته می شود که در آن "مردم معترض" و "غیر نظامیان" در تقابل با این باصطلاح سرکوبگران دیکتاتور ونزوئلا قرار دارند. اینجا نیز بگذریم از این که گزارشگران ناشیگری کرده و در میان عکسها عکسی هم از دو نفر از "غیر نطامیان" کلت به دست دیده می شود. و روشن است که کامنت نویسها هم سنگ تمام می گذارند. طبقه متوسطی ها می دانند که از هر روزنه ای باید برای تخریب دشمن طبقاتی شان استفاده کنند و کامنت نویسی هم یکی از این روزنه هاست که به خوبی از آن استفاده می کنند. بر خلاف "انقلابیونی" که انگار فقط وقتی به کامنت نویسی دست میزنند که قصد مجادله نظری برج عاج نشینان را داشته باشند. بگذریم.

از صفحه اول دیگر روزنامه های ایران چنین پیداست که نبرد دیروز ونزوئلا لااقل جایگاه چندانی در مباحث این روزنامه ها نداشته است. به غیر از یکی دو سایت اصولگرایان که در کانتکست ماجرای رژیم چنج و برخورد به ترامپ و پمپئو به موضوع پرداختند. در سایر روزنامه ها خبری از ماجرا نبود. لااقل در سطح صفحه اول. اگر هم احتمالا بود روشن است که به آن اندازه اهمیت نداشت که به صفحه اول راه پیدا کند.

این تصویری از انعکاس جدال امروز ونزوئلا در رسانه های داخل ایران است. به بوقچی های برون مرزی کاری نداریم. آنها به هر جهت بودجه اشان را از خانه دمکراسی و بنیاد کمکهای انسانی آمریکا و خاندان آل سعود و وزارتخانه های امور خارجه انگلستان و هلند و دهها بنیاد و اتاق فکر وابسته به سرویسهای جاسوسی می گیرند و هر چه آنها سفارش بدهند بلغور می کنند. اما پرسش این است که چرا در کشوری که خود هدف انواع توطئه ها، فشارها، تحریمها و تهدیدها تا حد جنگ و تجزیه قرار گرفته است، از کشور دیگری که در وضعیتی مشابه قرار گرفته است دفاع نمی شود؟ چرا حتی از آن کسانی دفاع می شود که دشمن مشترک هر دو کشورند؟

طیف سیاسی برخورد به وقایع ونزوئلا در ایران را می توان به این شکل طبقه بندی کرد. از جریاناتی که آشکارا از خوان گوایدو و کودتای ارتجاع امپریالیستی دفاع می کنند تا جریاناتی که در صف مخالفت با این کودتا قرار می گیرند. دقت کنید: مخالفت با کودتا و نه دفاع از دولت بولیواری. سیاست رسمی جمهوری اسلامی برآیندی است از این توازن قوا. از نظر دیپلماتیک از به رسمیت شناختن کودتاچیان خودداری نمود اما حتی یک گام کوچک نیز از این جلوتر نرفت. هیچ ابتکاری از سوی جمهوری اسلامی ایران در به راه انداختن تحرکی دیپلماتیک به نفع دولت ونزوئلا صورت نگرفت و هیچ مقام درجه اول دولتی نیز موضعگیری فعالی در این زمینه اتخاذ نکرد. اقدامات "حمایتی" ایران در حد کنفرانسهای خبری سخنگوی وزارت خارجه و تماس تلفنی وزرای امور خارجه ایران و ونزوئلا محدود ماند. همین و بس و نه بیشتر. در کنفرانس مونیخ نیز از سوی رئیس دیپلماسی ایران کوچکترین اشاره ای به موضوع نشد. نه در سخنرانی و نه در گفتگوی بعد از آن. و البته که بویژه در بخش گفتگوی جدلی بعد از آن مجال و امکان طرح موضوع بود. و همه اینها در حالی است که ترکیه دفاع به مراتب فعالتری از ونزوئلا انجام داده است.

به عبارتی دیگر، سیاست رسمی جمهوری اسلامی انفعال در قبال تحولات ونزوئلا است. در برخی رسانه های جمهوری اسلامی آشکارا از این صحبت به میان می آید که سیاست جمهوری اسلامی نباید یکجانبه و متکی به یک دولت باشد. یعنی این که مادورو برود خیلی هم خوب است. درست مانند زمانی که سردار سازندگی قصد آن داشت که سر بشار اسد را در سینی طلائی تقدیم دول دمکراتیک غربی کند و پس از حمله شیمیائی طراحی شده توسط سازمانهای جاسوسی غربی در غوطه در سال 2013 به سرزنش دولت سوریه پرداخته بود که چطور می تواند مردم خود را شیمیائی کند.

در واقعه سوریه البته صحبت بر سر این بود که این ولی فقیه با سپاه پاسدارانش تمام پولهای مملکت را خرج غزه و لبنان می کنند و "مردم" ما گرسنه اند. و صد البته هر چه شکمشان سیرتر بود این صدا بلندتر هم بود. اما در واقعه ونزوئلا چه؟ آنجا که خبری از این حرفها نبود. علت این همه کینه توزی به ونزوئلا چیست؟

ونزوئلا برای بورژوازی ایران تداعی کننده یک کابوس نیز هست. ونزوئلا تداعی کننده کابوس احمدی نژاد "پوپولیست" است. نه احمدی نژاد اخته شده امروز که هم و غمش را صرف به دست آوردن دل "آزادیخواهان" اعتماد ملی و کشف فرمول جادوئی خصوصی سازی بدون فساد کرده است، بلکه احمدی نژادی که از یارانه 150 هزار تومانی و خانه هزارمتری برای هر ایرانی سخن می گفت و به قول احمد توکلی توقعات مردم را بالا می برد. ونزوئلا از همان زمانی که چاوز دست در دست احمدی نژاد وعده ظهور همزمان مسیح و امام زمان برای برقراری عدالت را می داد آماج کینه توزی این بورژوازی قرار گرفت.

امروز از آن احمدی نژاد دیگر اثری نیست. اما ونزوئلا با تمام "رفرم" ها و خصوصی سازیهایش، با تمام الیگارشی های رسانه ای کلان سرمایه دارانش و زمینداران بزرگش، هنوز ونزوئلای کمیته های توده ای، شوراهای دهقانی، تعاونی های تولید و توزیع، میلیشیای چاویست و اتحادیه های کارگری سوسیالیستی نیز هست. هنوز ونزوئلای مسکن برای همه و بهداشت و آموزش رایگان نیز هست. و مهم تر از همه رئیس جمهوری غیر قابل اعتماد دارد. رئیس جمهوری که برای سالگرد تولد آنتونیو گرامشی و لنین کمونیست توئیت می زند.

میخواهید به دلیل عمق کینه بورژوازی، چه ایرانی و چه آمریکائی و آلمانی و انگلیسی و برزیلی و کانادائی از دولت بولیواری و رئیس جمهور "فاسد"ش پی ببرید؟ به سخنرانی دیروز وی گوش فرا دهید. لازم نیست اسپانیولی بدانید. با این همه می توانید تشخیص دهید که در کنار همه آن چیزهائی که درباره ونزوئلا و سرزمین پدری و استقلال به زبان می آید، صحبت بر سر انقلابی است که باید از آن دفاع کرد. صحبت بر سر چپی است که در آمریکای لاتین مدافع زحمتکشان بوده است. از توپامارو ها تا حزب کارگر. و سرانجام از دقیقه 39 به بعد به دقت گوش کنید: صحبت بر سر پرولتاریا و سوسیالیسم است. دقیقا با همین عبارات. آیا تعجبی دارد که بورژوازی ایرانی اینچنین از انقلاب بولیواری و آن "راننده اتوبوس" متنفر است؟

24 فوریه 2019

تظاهرات بزرگ چاویستها در کاراکاس و سخنرانی مادورو

 

مادورو در بزرگداشت گرامشی و لنین

 

 

تصاویر فرارو از کنسرت میلیاردر انگلیسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصاویر دیگری از کنسرت بچه پولدارها  در "مون آف آلاباما"

 

 

 

 

و کنسرت چاویستها که خبری از آن نبود

 

 

 

 

راجر واترز برای ونزوئلا

 

تصاویر فرارو از "اعتراض مردمی". یادآور سوریه نیست؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و تصاویری از به آتش کشیدن کامیونهای "امدادرسانی" توسط "غیر نظامیان" صلحجو

 

 

 

 

 

 

 

 

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر