نظر خوانندگان

سلام . من متوجه منظور و مفهوم آوردن این نوشته ها و پارود...
در رابطه با کامنتی که به نام علی درج شده است. ذکر چند نکت...
رفيق وحيد عزيز با سلام هنوز با عنوان رفيق و عزيز از شما ...
در مقابل سکوت ارتجاع سرمایه داری ورسانه های مزدورش جای ...
با سلام مجید حالا تو چرا فکر میکنی که فقط تویی که صفحات ...
آقای شفیق چرا فکر می کنید فقط شما هستید که از شلاق خوردن...
شاه حسینی عزیز، به جزئیاتی که در پاسخ بهمن ت در مورد سوء...
با سلام 1- یه پیشنهاد در خصوص هدف شاه حسینی دارم و اون ا...
رودین عزیز، لازم نیست از چیزی قاب بگیریم. قاب را هنگامی ...
نه بهمن ت. میانگین دیگه چیه؟! اگه فقط دو تا خط توی چپ ایر...
رفیق بهمن عزیز موافقید که عبارت «کسانی ... که دلباخته مه...
اینجا دو بحث مطرحه. از یک طرف حق با وحید صمدی و بهمن شفیق...
ممنون از پاسخ‌های خوب رفقا وحید صمدی و بهمن شفیق. و همی

یادداشتها

شنبه, 14 مهر 1397 17:18

کردستان، حکمتیسم و کمونیسم

نوشتۀ: نوید پایور
Rate this item
(1 Vote)

ماهیت واقعی کمونیسم کارگری شاید در هیچ نقطه ای به خوبی کردستان نمایان نشود. در کردستان آرزوهای درونی کمونیسم کارگری تمام پوشش عبارت پردازیها را کنار می زند و لخت و عریان خود را به نمایش میگذارد.

پس از حمله موشکی جمهوری اسلامی به مقرحزب دمکرات کردستان در زمان گردهمایی شان در کردستان عراق و هم زمان اعدام سه زندانی کرد در تهران بلا فاصله حزب دمکرات و هم پیمانان اش از خبات گرفته تا کومه له در یک هماهنگی مشترک اعلام نشده با کل خانواده حکمتیسم اقدام به اعلام یک اعتصاب سراسری در کردستان نمودند. البته این اولین بار نبود که این مدعیان مارکس زمانه با دیدن لباس کردی ماهیت ارتجاعی و مزدوری عیان احزاب کردایتی را به کل فراموش کردند ومتحدانه به کسبه کردستان فراخوان اعتصاب دادند. فراموش نباید کرد که در زمان رفراندم استقلال کردستان عراق توسط بارزانی حکمتیسم با تمام قد و قواره به حمایت از آن پرداخت و خواهان کشیدن مرز تازه و کشوری نو برای کردستان شد. دور تر از عراق در سوریه هم زمان حمله داعش به روژاوا به همراه "آزادی خواهان جهان" از ایالات متحده آمریکا خواستند که با ارسال سلاح و بمباران داعش حمایت مواثر از روژاوا به عمل آورند و اکنون هم که رسما روژاوا به عنوان بازوی نظامی و مشاور آمریکا در شمال سوریه عمل می کند لباسی کردی آنها است که ماهیت آنها را روشن می کند و بس. ماهیت واقعی کمونیسم کارگری شاید در هیچ نقطه ای به خوبی کردستان نمایان نشود. در کردستان آرزوهای درونی کمونیسم کارگری تمام پوشش عبارت پردازیها را کنار می زند و لخت و عریان خود را به نمایش میگذارد.

این بار اما رسوائی کولی دادن به عبداله مهتدی و مصطفی هجری و خبات ضررش برای این خانواده خیلی بزرگتر از منافعش بود. بعد از "موفقیت آمیز" شدن اعتصاب سراسری در کردستان به رهبری احزاب مزدور کردی و کمک تبلیغاتی - عملی همه انواع چپ مخصوصا چپ حکمتی و به دنبال تبلیغات سازمان یافته ارتجاع منطقه ای و فرای آن. ناگهان 5 روز بعد از اعتصاب بخشهایی از حکمتیان یکی یکی از خواب بیدار شدند که " اشتباه کردیم "،"اعتصاب ملی خور شد" و یا "سرمان کلاه رفت" نقطه سر خط!!

سه نوع حکمتیسم پس از اعتصاب مغازه داران در کردستان

از جریانی که به نام حزب حکمتیست و با رهبری رحمان حسین زاده و فاتح شیخ فعالیت می کند بگذریم. آنها خیلی وقت است که تخم مرغهایشان را کاملا در سبد کومه له ابراهیم علیزاده گذاشته اند. اما سه نوع دیگر حکمتیسم و "اعتصاب با شکوه".

نوع اول حکمتیست خط رسمی: این جماعت سال ها است که بعد از وقوع هر واقعه ای می گویند ما همه چیز را از اول گفته بودیم اما روشن نمی کنند اول آنها چه موقع است. اول قبل از انقلاب 57 یا اول بعد از تشکیل حزب کمونیست یا اول بعد از انشعاب از حرب کمونیست یا اول بعد از انشعاب 2004 یا اول بعد از انشعاب رحمان حسین زاده یا اول بعد از سخنرانی کوروش مدرسی "تولد نئو توده ایسم در ایران" یا اول بعد از این که کوروش مدرسی خانه نشین شد؟! آخرین اول آنها هم همین اعتصاب در کردستان است این ها معتقدند که "حکا"  از دستش درفته و درمقابل ناسیونالیسم کرد زورش نرسیده که هژمونی فرا خوان را در دست بگیرد و"ارزیابی درستی ار تغییر توازن قوا نداشت". بنابر این تقصیر با حکا بود و نه خط رسمی.

سؤالی که این حزب به میان می کشد یک سؤال انحرافی است. سؤال این نیست که آیا حکا ارزیابی درستی از توازن قوا داشت یا نه. سؤال این است که خود حکمتیست خط رسمی چه ارزیابی از حکا داشت. آیا واقعا فکر میکردند که حکا می رود که هژمونی را از دست ناسیونالیسم کرد در بیاورد؟ مگر این همان حزبی نبود که "کمونیسم کارگری" تحت همین عنوان از آن جدا شده بود که یک حزب ناسیونالیستی است؟ سؤال این بود که خود حکمتیست خط رسمی مگر ندید که همین چند ماه پیش حکا با کمال میل در همان هژمونی شریک شده بود و با ارتجاع کردی در یک اتحاد برای ناتو عکس می گرفت؟!

این حزب مثلا زرنگی کرده بود و مستقیما فراخوان به اعتصاب نداده بود. در مقابل حمله جمهوری اسلامی به پایگاه "احزاب کرد" را محکوم کرده و خواستار مقاومت مردم کردستان هم شده بود. با این سیاست خواسته بدون این که تن خود را به آب بزند شنا بکند. اما اگرحمله آمریکا به ارتجاع طالبان نباید محکوم میشد چرا حمله ایران به ارتجاع مزدور کردی محکوم است؟! چه جای خوشبختی برای زحمت کشان منطقه که دوارتجاع به جان هم افتاده اند. تنها فرق اش این است که طالبان از نژاد کرد نبود و حمله کننده برخلاف جمهوری ولایت فقیهی، آمریکای دمکرات، لائیک و مدرن بود.

در واقعه کوبانی هم خط رسمی رفت پشت ناتو و برای حمایت از کوبانی از ناتو خواست به سرکوب داعش بپردازد. اما درسال 2015 که روسیه برای سرکوب داعش وارد جنگ سوریه شد خط رسمی ضد جنگ شد و به همراه تبلیغات ضد روسی غرب روسیه و اجبارا بقیه راهم محکوم کرد.

حزب حکمتیست خط رسمی خیال می کرد با این درایت تاکتیکی از این واقعه سربلند بیرون می آید. اما یک بار دیگر حتی در میان همان خانواده کمونیسم کارگری نیز به عنوان جریانی ریاکار و فرصت طلب بیش از پیش در انزوا قرار گرفت. هیچ کس هم خریدار این حزب نشد.

نوع دوم حکمتسیت تقوایی: این ها صادق ترین پیروان حکمت اند از اول حمایت کردند، شرکت کردند، تلاش و دعا کردند که این اعتصاب آغاز پروژه رژیم چنج شود. بعداز آن هم این جا وآنجا یک پارازیت هایی در مورد ناسیونالیسم انداختند.  برای این نوع حکمتیسم فرقی نمی کند چه کسی پروژه رژیم چنج را پیش میبرد یک زمانی آتس بس به موسوی، یک موقع جریان های شبیه الاحواز یا هواپیمای هخا. حالا هم هجری و مهتدی.

نوع سوم حکمتیست سرگردان: این دسته از سیاران کشکول بدست حکمت چون خود را بدهکار هیچ یک از تشکل های جداشده قبلی شان نمی دانند راحت تر به بند بازی سیاسی مشغول شدند. عاقلان و سیاسیون شان بعد از حمایت و موافقت با اعتصاب، با پدیدار شدن نشانه های کردایتی ناسیونالیست ها سریع متوجه وخامت اوضاع شدند، ضمن توبه کردن از اشتباه خود فراخور توان تئوریک شان به توجیه آن پرداختند اول با درس گرفتن از آن بعد با مطرح کردن سوالاتی جدی! ومتوسل شدن به " آماتوریسم در سیاست"  و با تشابه کردستان به زایشگاه "ویروس ناسیونالیسم " و سرانجام هم ناچار به خط زدن نام دوستان شان شده اند.

سنگ پای قزوین باید جلو این حواریون حکمت لنگ بیندازد. این ها از رو نمی روند. این ها روزی نیست که از کرامات حکمت نگویند و زمین و زمان را بدهکار خود ندانند. اینها همان کسانی هستند که علت بدبختی و فلاکت خانواده کمونیسم کارگری و حتی کل ایران و جهان را در این می دانند که همه آنهای دیگر آموزشهای رهبر فقیدشان را به دست فراموشی سپرده ند. اینها همان کسانی اند که مدعی اند رهبر فقید جواب همه مسائل را داده است و با آموزشهای او می توان "کمونیسم کارگری" را به قدرت رساند. حتی حالا هم که تعفن کارشان در آمده است و مثل کودکان دبستانی نوشته پشت نوشته می دهند که "آقا ببخشید اشتباه کردیم"، باز هم از دیگران طلبکارند و در حمله به کمونیستها کم نمی آورند. اینها مشکلشان ناسیونالیسم کردی نیست. مشکلشان با مهتدی و هجری است. اگر ناسیونالیسم کردی پرچمش را دست کومه له علیزاده و روند سوسیالیستی کو مه له داده بود همین ها امروز مشغول لافزنی درباره قدرت کمونیسم کارگری و آموزشهای منصور حکمت درکردستان بودند. واقعیت اینها را بدجوری نقره داغ کرد و همانهائی را سوار کولشان کرد که مرزبندی با آنها برایشان حیثیتی بود.

اگر کسانی در این خانواده هنوز پیدا می شوند که حقیقتا خود را کمونیست می دانند، واقعه اعتصاب باید یک بار دیگر به آنها نشان داده باشد که مشکل بر سر تعبیر درست از آموزشهای رهبر فقیدشان نیست. وقتی گند همه تعبیرها در می آید، مشکل خود آن آموزشها است. نمی توان همزمان کمونیست بود و حکمتیست.

نوید پایور

14 مهر 97

6 اکتبر 2018

Read 1324 times

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

Notice: Trying to get property of non-object in /var/www/web5/html/tadarokJoomla38/modules/mod_k2_content/mod_k2_content.php on line 50
ادامه...

صدا و تصویر