نظر خوانندگان

بهمن شفیق علیه فقدان
مجید لطف کنید و به بحث لینک زیر توجه کنید. فکر می کنم قضی...
آقای شفیق معذرت می خواهم اما حرف شما مانند بهانه گیری ا...
بهمن شفیق علیه فقدان
به مجید، با تشکر. ممکن است من در تاریخ اشتباه کرده باشم. ...
آقای شفیق در تاریخ ها اشتباه می کنید. شما می گویید "تا پی...
بهمن شفیق علیه فقدان
رفیق عزیز ابراهیم با سلام متقابل، این مهم نیست که با مو...
ابراهیم علیه فقدان
سلام رفیق شفیق عزیز به جاست که اول بگویم هم‌اکنون چندا...
تقی عزیز، با تشکر. در مورد دو نکته پیشنهادی شما: اول در م...
با سلام. متن بسیار درخشانی بود؛ لذت بردیم! فقط دو نکته: 1-...

مقالات

جمعه, 19 مرداد 1397 04:47

زنبورها و طبیعت، مرکل و انگلس

نوشتۀ: مانفرد زوهن
Rate this item
(0 votes)

ما به هیچ وجه آنچنان که یک فاتح بر ملتی بیگانه مسلط می شود بر طبیعت تسلط نداریم. مثل کسی که بیرون از طبیعت ایستاده باشد. بلکه ما با گوشت و خون و مغزمان به آن تعلق داریم و درست در میان آن قرار گرفته ایم

در روز 16 مه آنگلا مرکل سخنرانی خویش درباره بودجه را با تمجیدی از زنبورها خاتمه داد که به عنوان شاهد مثال آن چیزی وجود دارند که "ما تحت عنوان تنوع انواع" می فهمیم. این عبارت بویژه در جماعت سبز طرفدار وی با استقبال وسیع روبرو شد. شاید لازم بود که یکی دقیق تر به آن چیزی که اعلام شده بود گوش میکرد. به آن تمجید از این حیوانات کوچولوی نازنین این عبارت هم اضافه شده بود که آنها نه فقط به عنوان شاهد مثال تنوع انواع وجود دارند، بلکه همچنین برای آن چیزی که ما "تحت این عنوان می فهمیم که طبیعت چگونه باید و لازم است کار کند".

این که طبیعت "چگونه باید و لازم است" کار کند، فرمولبندی برملا کننده ای است. اگر طبیعت می توانست بخندد، با صدای بلند می خندید. برای این که طبیعت هرگز مقیاس "کارکرد" خویش را از این بر نمی گیرد که از دید صدر اعظم یکی از ملتهای بزرگ سرمایه داری چه چیز را مجاز است بکند و چه چیز را نه.

برعکس، طبیعت کماکان همانگونه رفتار می کند که فریدریش انگلس در "دیالک تیک طبیعت" (جلد 20 مجموعه آثار) تشریح نمود:

"با پیروزی های مان بر طبیعت خیلی از خودمان تعریف نکنیم. برای هر پیروزی ای طبیعت انتقام خود را از ما می گیرد. هر پیروزی ای در وحلۀ اول همان نتایجی را دارد که ما رویشان حساب کرده ایم اما در وحله های دوم و سوم تأثیرات کاملا متفاوت و پیش بینی نشده ای که اغلب آن نتیجۀ اولیه را هم محو می کنند. مردمی که در بین النهرین، یونان، آسیای صغیر و جاهای دیگر جنگلها را از بین بردند تا زمینهای قابل کشت به دست بیاورند، خوابش را هم نمی دیدند که به این ترتیب با آن جنگلها مراکز ذخیره  رطوبت آن زمینها را از آنان می گرفتند و پایه های متروک شدن امروزی همان زمینها را می ریختند. ایتالیائی های آلپ هنگامی که آنها از دامنۀ شمالی جنگلهای صنوبر به دقت مراقبت شدۀ دامنۀ جنوبی را با استفاده بیش از حد از بین می بردند خبر نداشتند که به این ترتیب آنها کشاورزی کوهستانی منطقۀ خودشان را ریشه کن می کردند. از آن هم کمتر از این خبر داشتند که به این وسیله برای قسمت اعظمی از سال آب چشمه های کوهستانی را از آنها می گرفتند تا در فصل باران جریانهای سیل توفنده تری راهی مناطق دشتهای پائین شود. اشاعه دهندگان سیب زمینی در اروپا نمی دانستند که آنها با آن ریشه های پر ملاط همزمان در حال اشاعۀ بیماری خنازیر هم بودند. و به این ترتیب در هر گام به ما گوشزد می شود که ما به هیچ وجه آنچنان که یک فاتح بر ملتی بیگانه مسلط می شود بر طبیعت تسلط نداریم. مثل کسی که بیرون از طبیعت ایستاده باشد. بلکه ما با گوشت و خون و مغزمان به آن تعلق داریم و درست در میان آن قرار گرفته ایم و تمام سلطۀ ما بر آن در این است که نسبت به سایر موجودات از این مزیت برخورداریم که قادریم قوانین آن را بشناسیم و به درستی به کار بگیریم".

تا زمانی که رؤسای دولتها بر خلاف آن از این خواب می بینند که بتوانند برای طبیعت دستورالعمل صادر کنند که چگونه کار کند، رقابت تنگاتنگی بر سر این وجود خواهد داشت که بشریت چگونه خویشتن را نابود می کند: با یک جنگ بزرگ یا با ویران کردن پایه های طبیعی زندگی خود.

مانفرد زوهن

منبع: مجلۀ اوسیتسکی، شماره 11 سال 2018

ترجمه بهمن شفیق

http://www.ossietzky.net/11-2018&textfile=4380

 

Read 545 times

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر