نظر خوانندگان

متاسفانه تدارک از انتشار نظر مخالف اجتناب میکند. یک کام...
.... توضیح سایت: با پوزش از عدم انتشار کامنت شما. به نظر ما...
چون بیژن به جمله من رفرانس داد و از موازین سیاسی حرف زد ...
به نظر من نوید پایور خوب کرد مجید را متوقف کرد. باید زود...
من نمیدونم بازجو بودن و افسر اطلاعاتی بودن چه ایرادی دا...

یادداشتها

لونی، اسکاتلند یارد و اسکریپال

لونی تمام حقیقت "ارزشهای" تمدن والای غرب در دوران پسا حقیقت را به موجزترین شکل بیان کرده است. لازم نیست به آن چیزی اضافه کرد. فقط باید گفت خاک بر سر کسانی که هنوز هم سنگ دمکراسی و حقوق بشر این قرمساقها را به سینه می زنند.

لونی، سگ کارآگاه، درباره معضل مسمومیت جاسوس اسقاطی روسیه در لندن، طی کامنتی در پرتال زروهج نوشت:

"مسمومیت اسکریپال ها در روز 4 مارس، 25 روز پیش، اتفاق افتاد. از آن زمان تاکنون دولت انگلیس 5 تئوری غیر قابل انکار را در این مورد رو کرده است.

1-      اسکریپالها در رستوران مسموم شدند.

2-      آنها روی نیمکت پارکی مسموم شدند که آنها را بیهوش پیدا کردند.

3-      گاز خردل از طریق چمدانهای اسکریپال ها وارد شده بود.

4-      گاز از طریق سیستم تهویه اتومبیل مورد استفاده قرار گرفت.

5-      و حالا، اسکریپال ها در مقابل درب ورودی خانه اشان مسموم شدند.

بگذارید ببینیم... نصف اسکاتلند یارد و 25 روز زمان لازم بود تا 5 تئوری رو شود که هر کدام دیگری را رد می کند. یعنی هر پنج روز بسته جدیدی از "فاکت" رو شد!!! نصف دیگر اسکاتلند یارد هم مجدانه مشغول تعقیب و مراقبت از جولین آسانژ است.

به هر رو، من نیازی به 25 روز ندارم تا 5 سناریوی قابل درک را رو کنم.

1-      گاز خردل توسط روسها از طریق گردباد قطبی وارد شد.

2-      روسها گاز را از طریق تانکرهای گاز مایع ارسال کردند (که با بد طینتی وارد انگلستان کرده بودند تا مانع مرگ انگلیسی ها از یخ زدن شوند).

3-      اسکریپال ها از طریق پست آلوده به نویچوک روی صفحۀ فیس بوک سفارت روسیه مسموم شدند.

4-      روسها گاوی را مسموم کرده بودند که سرانجامش همان دو استیکی بود که اسکریپال ها آن روز خوردند.

5-      روسها گاز را از طریق یک موشک مافوق صوت (هایپر سونیک) ارسال کردند که به یک آمپول مجهز بود.

لونی، رئیس سگهای کارآگاه، اسکاتلند یارد".

لونی تمام حقیقت "ارزشهای" تمدن والای غرب در دوران پسا حقیقت را به موجزترین شکل بیان کرده است. لازم نیست به آن چیزی اضافه کرد. فقط باید گفت خاک بر سر کسانی که هنوز هم سنگ دمکراسی و حقوق بشر این قرمساقها را به سینه می زنند.

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

Notice: Trying to get property of non-object in /var/www/web5/html/tadarokJoomla38/modules/mod_k2_content/mod_k2_content.php on line 50
  • رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید
    رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید پلیتزا تصمیم گرفت "بزرگترین مانیفستی که پرولتاریای ایتالیایی می تواند بین قرن نوزدهم و بیستم میلادی داشته باشد" را به تصویر بکشد. هدف او این بود که "رودخانه را خروشان تر و غیر قابل کنترل تر" و آن را "به…
    Be the first to comment!
  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
  • برف (داستان کوتاه)
    نوشتۀ
    عجب برفی میبارید. ریز و تند و یکنواخت. چهرۀ شهر را کاملاً عوض کرده بود. پا که رو برفها میذاشتم از صدای خِرِپ خِرِپشون کیف میکردم. دلم میخواست گوله برف بازی کنم اما هیچکی تو خیابون نبود. زد به سرم…
    Be the first to comment!
  • من خفته در درون من
    نوشتۀ
     میون یه عده معتاد و دزد و موادفروش، کف دفتر افسرنگهبان نشسته بودم. با خود فکر می‌کردم که دو سه روز دیگه شرکا همه چیز رو راس و ریس و منو از این خراب شده خلاص میکنن. مطمئن بودم که…
    Be the first to comment!
  • هستۀ تلخ
    نوشتۀ
    کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام…
    Be the first to comment!
ادامه...

صدا و تصویر