نظر خوانندگان

به ماکان و با تشکر. در هیچکدام از دو مطلب به این اشاره نش...
ین متن و متن قبلی از اقای شفیق، از بهترین نوشته هایی بود...
به مهدی: با تشکر متقابل. در مورد بازتاب تحولات جهانی در ...
باتشکر از مطلب خوب تان دوسوال دارم اول اینکه در قسمتی ا...
با تشکر از آقای عطاپور بابت ترجمه های خوبشان.
و دست اخر اینکه قصد تحقیر شخصی از تکرار دارید؟ اگر چیزی ...
اینکه این بلوک توی ۳۰ سال گذشته کم و بیش فونکسیون میکرد ...
پس نوشت: همین الان خبر امده که ایتالیا ۲۵۰ میلیارد یورو ...
کدام موضعگیری؟ فقط نقل بود از خود بنگاههای مطبوعاتی ال...

یادداشتها

عربستان: تحلیلها و خبرها (2)

اما این تنها جنبه از تغییرات ایدئولوژیک (که البته گری از آن تحت این عنوان نام نمی برد) در منطقه نیست. همانطور که با شکل گیری ائتلاف جنوبی ها روایت نزاع بین اعراب و اسرائیل از حیظ اعتبار می افتد با تشکل ائتلاف جنوبی ها به همراهی ترکیه در کنار ایران و عراق نیز روایت جنگ بین سنی و شیعه به پایان می رسد. 

1

غسان کادی طی دو مقاله خواندنی به برخی از زوایای درونی جنگ قدرت در عربستان و درخاندان آل سعود پرداخته است. او در مقاله نخست با عنوان "محمد بن سلمان مرموز" به تشریح چگونگی روند کنار رفتن شاهزاده های قدرتمند دیگر از دستیابی به ولایت عهدی و رسیدن آن به محمد بن سلمان می پردازد. برخی از این ملاحظات هیچ ربطی نه به ژئوپلیتیک دارند و نه به استراتژی. اما همینها در مواقعی شاید بهتر می توانند عمق خصومتها و نحوۀ بروز آنان را توضیح دهند. وی از جمله می نویسد:

"در جوامع سنتی چند همسری، همسران مسن تر و فرزندانشان به طور طبیعی همسران جوانتر و فرزندانشان را تحقیر می کنند. وقتی پای قدرت در میان باشد، نسل قدیمی تر مجدانه تلاش می کند که آن را در دست خود نگه دارد و اجازه ندهد که به دست فرزندان همسران جوانتر بیفتد". ملک سلمان فرزند آخرین همسر عبدالعزیز بود و به همین دلیل نیز در میان کاندیدهای رسیدن به پادشاهی از کمترین شانسی برخوردار بود. کادی می نویسد که سلمان و خانواده اش در حقیقت اعضاء درجۀ دو خاندان سلطنتی بودند. تنها با مرگ سلطان بن عبدالعزیز، ولیعهد ملک عبدالله، پیش از مرگ خود ملک عبدالله بود که راه برای سلمان باز شد. سلمان اکنون تنها بازمانده از میان فرزندان عبدالعزیز بود.

مقاله سرانجام به اصلاحاتی می پردازد که بن سلمان باید آنها را انجام دهد و از جمله از پایان دادن به خصومت سنی – شیعی نام می برد. وی احتمال می دهد که بن سلمان نتواند خصومت با ایران را پایان دهد و همین را نیز علت تعیین کننده فروپاشی عربستان در آینده می داند.

اما آنچه در مقاله دوم کادی به میان می کشد در دست شکسپیر قطعا به تراژدی هائی بسیار بزرگتر از مکبث یا هنری پنجم بدل می گردید. وی در این مقاله نخست به سرنوشت بندر بن سلطان به عنوان قدرتمند ترین مرد عربستان تا چند سال قبل و طراح استراتژی عربستان و معمار جنگ در سوریه می پردازد و این که گفته می شود او نیز در میان دستگیر شدگان است. کادی می نویسد که هیچ کس از تعداد واقعی دسگیر شدگان خبری ندارد. اما رقم آنان را برخی از منابع مطلع 205 نفر اعلام کرده اند و خود وی معتقد است که این رقم بیشتر نیز باید باشد. هتل کارلتون، محل نگهداری زندانیان، دارای 300 اتاق است که تمام توسط دولت سعودی تا ماه ژانویه اشغال شده اند و دولت به تازگی هتل شرایتون در نزدیکی آن را نیز تماما رزرو کرده است.

کادی به نکتۀ بسیار مهم دیگری نیز اشاره می کند. او از خاندانی به نام الرایحی نام می برد که از آنان به عنوان روتچیلدهای عربستان یاد می کند و می نویسد که در این تحولات موقعیت آنان معلوم نیست. از قرار این خاندان از قدرت مالی بسیار بالائی برخوردار است و خارج از خاندان سلطنتی نیز قرار دارد اما دارای پیوندهای قوم و خویشی با آل سعود نیز هست. کادی می نویسد "اگر بن سلمان روی دلالان قدرتی مثل خاندان الرایحی حساب می کند، او به تعداد زیادتری از این قماش از خارج از خاندان آل سعود نیاز دارد زیرا که هر بازمانده ای از آل سعود به این یا آن شکل می تواند مدعی تاج و تخت به حساب آید". به زبانی دیگر، بن سلمان باید بتواند در درون طبقه صاحبان سرمایه فراکسیونهای نیرومندی را پشت سر خویش جمع کند تا قادر به غلبه بر لشگر آل سعود باشد. کادی موضوع را از زاویه جنگ قدرت طرح کرده است اما در حقیقت او به مسأله اصلی برای شکل دادن به دولت مدرن در عربستان پرداخته است .

کادی می نویسد: "شاید بن سلمان ازمحمد علی، والی عثمانی آلبانی الاصل مصر، و چگونگی دستیابی اش به قدرت در اواخر قرن 18 الهام گرفته باشد. وی تمام رقبایش، بیش از سیصد نفر، را به یک کنفرانس دعوت کرد و همه را به قتل رساند". بن سلمان می داند که هر شاهزاده ای که از دست او در رفته باشد تهدیدی برای اوست. در هر نقطۀ جهان هم که باشند فرقی نمی کند. از خاندان عبدالعزیز بیش از ده هزار ورثه به جا مانده اند که با احتساب نیمه مردانه آن حدود 5 هزار نفر می توانند مدعی تاج و تخت باشند. بن سلمان اکنون به نظر میرسد که قدرتمندترین آنان را دستگیر کرده است. کادی مقاله اش را به این ترتیب به پایان می برد:

"اگر بن سلمان به دنبال حفظ وضعیت سلطنتی کنونی تمام شاهزادگان باشد، در واقعیت خود را تنها در برابر یک انتخاب خواهد دید و آن هم اعدام همۀ آنهاست و اگر این کار را نکند، برای همیشه باید مواظب پشت سر خود باشد. انتخاب دیگر او این است که موقعیت سلطنتی را از تمام آنان سلب کند، دگمۀ ریست وراثت در آل سعود را فشار دهد و خط جدیدی از وراثت خونی در خانوادۀ خود را جا بیندازد. برای رسیدن به این نقطه عطف او باید از پدرش بخواهد که استعفا دهد و به این ترتیب حتی برادران خود را بلوکه کند و به حدس و گمانها خاتمه دهد".

http://thesaker.is/the-enigmatic-mohamed-bin-salman/

http://thesaker.is/the-second-saudi-dynasty-mbss-reset-button/

2

هم رویترز و هم نیویورک تایمز در مقالات و گزارشاتی را منتشر نموده اند که خلاصه هائی از آنان در خبرگزاری فارس نیز نقل شده است. گزارش رویترز در برگیرندۀ جزئیات حساسی از لحظات بعد از ورود سعد حریری به لبنان و بازداشت شدن وی است. روندی که در این گزارش ترسیم می شود به ماجراهای نفس گیر مافیائی شبیه است.

اما نیویورک تایمز در دو روز اخیر دو مطلب منتشر نموده است که جهت حملۀ هر دو به طور آشکار بر علیه محمد بن سلمان است. نخست سرمقاله ای که فارس از آن نقل کرده است:

"در متن این سرمقاله آمده است: «این چالش سیاست خارجی را در نظر بگیرید: یک رهبر خاورمیانه وارد یک بازی قدرت مدهوش‌کننده می‌شود تا پایه‌های قدرت خود در داخل کشورش را محکم کند، بازداشت‌های جمعی بدون طی روال قانونی انجام دهد و وفاداران به خود را در وزارت‌خانه‌های کلیدی منصوب کند. وی کم‌کم انتقادها از یک رقیب منطقه‌ای را شدت می‌بخشد و این رقیب را به اعلان جنگ متهم می‌کند. و یک رهبر دیگر در خاورمیانه، حین سفر به کشوری که در ابتدا از آن یاد شد، ناگهان استعفا می‌کند و به کشورش باز نمی‌گردد».

این مقاله می‌افزاید: «اگر تمام اینها در ایران اتفاق افتاده بود، یک حدس معمول این بود که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، کنگره و تعدادی دیگر از مقامات اثرگذار در آمریکا با خشم به چنین اتفاقی پاسخ می‌دادند. در واقع، این سناریو خلاصه‌ای از آن چیزی است که در عربستان سعودی طی یک هفته گذشته اتفاق افتاده است. و آقای ترامپ قطعا می‌توانست عکس‌العمل بهتری نشان دهد. او صرفا این جملات را توئیت کرد: «من اعتماد بسیاری به ملک سلمان و ولیعهد عربستان سعودی دارم، آنها دقیقا می‌دانند که چه کاری انجام می‌دهند»."

حقیقتا در خاورمیانه حتی می توان انتظار معجزه را نیز داشت. شاید بیخود نبود که این همه پیغمبر از آنجا درآمده است. خبرگزاری فارس و نیویورک تایمز در یک صف قرار گرفته اند. علت: دونالد ترامپ. مقاله بعدی نیویورک تایمز جای تردیدی در این نمی گذارد. مقاله به قلم محمد بازی انتشار یافته است و عنوان "عربستان به دنبال حزب الله است" را دارد. بازی از جمله می نویسد:

"از زمان قیامهای عربی در سال 2011 لبنان توانست از جدالهائی که خاورمیانه را در بر گرفته بود برحذر بماند. حتی جنگ توفندۀ در سوریه کلا بر این کشور آسیبی وارد نیاورد. این آرامش اکنون در معرض خطر به پایان رسیدن است چرا که کابینه ترامپ و عربستان سعودی و متحدان سنی اش حزب الله و حامی اش ایران را نشانه گرفته اند.

چرا رهبران سعودی دست به ریسک این آتش افروزی می زنند؟ آنها در این راهی را می بینند که در همراهی با واشنگتن حزب الله را هدف قرار دهند. ترامپ به طور مداوم بر حمایت ایران از حزب الله و گروههای دیگر انگشت گذاشته است که واشنگتن آنان را تروریست قلمداد می کند".

مقاله اما فقط در علت وقایع نیست که ترامپ را همراه با عربستان بر صندلی اتهام می نشاند. از این هم فراتر می رود و استدلال مرکزی تروریست بودن حزب الله را با توضیح نسبتا مفصل فعالیت حزب الله در لبنان به چالش می کشد.

"حزب الله بخشی از دولت وحدت ملی لبنان بود که در سال 2016 با حریری به عنوان نخست وزیر تشکیل شد. ایران و عربستان هر دو این توافق تقسیم قدرت را مورد تأئید قرار دادند....حزب الله که در سال 1980 در جریان جنگ داخلی و تجاوز اسرائیل بنیانگذاری شد اکنون نیروی سیاسی و نظامی تعیین کننده در کشور است. ...از زمان پایان جنگ داخلی در لبنان در سال 1990 حزب الله ریشه خود را در مناطق اکثرا شیعی نشین جنوب بیروت و جنوب لبنان تحکیم نمود. با حمایت ایرانیان، مدارس و بیمارستانها احداث نمود، وام در اختیار کسبه قرار می داد و برای انتخابات پارلمانی نیز نامزد معرفی می کرد...". مقاله با همین روش تا آخر ادامه می دهد.

تصور درج حتی یک سطر از این نوشته ها تا یک هفتۀ قبل در نیویورک تایمز، اگر نه غیر ممکن، لااقل دشوار بود. تصور این نیز دشوار نیست که لابی اسرائیل از خواندن این سطور در با نفوذ ترین روزنامه جهان دچار چه حسی خواهند شد.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960821000052

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960820001540

http://www.reuters.com/article/us-lebanon-politics-hariri-exclusive/exclusive-how-saudi-arabia-turned-on-lebanons-hariri-idUSKBN1DB0QL

https://www.nytimes.com/2017/11/10/opinion/saudi-arabia-donald-trump.html?rref=collection%2Fsectioncollection%2Fopinion-editorials

https://www.nytimes.com/2017/11/10/opinion/saudi-arabia-comes-for-hezbollah.html?action=click&pgtype=Homepage&clickSource=story-heading&module=opinion-c-col-left-region&region=opinion-c-col-left-region&WT.nav=opinion-c-col-left-region

3

آدام گری در پرتال دوران در مقاله ای با عنوان "خاورمیانه جدید: یک تقسیم بندی شمال-جنوب، اسرائیل روایت بازی قدیمی اش را از دست می دهد" به نتایج تغییرات ژئوپلیتیک منطقه پرداخته و نکات قابل تعمقی را طرح کرده است.

می نویسد که در خاورمیانه اکنون دو محور در حال شکل گرفتنند، یکی در شمال شامل ایران، سوریه، عراق و ترکیه که بدانها خواهد پیوست و دومی در جنوب شامل عربستان، امارات، اردن، مصر و اسرائیل. به این ترتیب اسرائیل برای اولین بار از انزوای سیاسی بیرون می آید و در چهارچوب یک ائتلاف منطقه ای قرار می گیرد. گری اما این را به به نفع اسرائیل، بلکه زیان آن می داند. میگوید که با این تغییر اسرائیل روایت همیشگی اش از تهدید اعراب و کشوری که در محاصرۀ اعراب است را از دست می دهد و اکنون ناچار است محظورات متحدین خود را نیز در سیاست ملاحظه کند و نمی تواند هر طور که خود خواست اقدام کند.

اما این تنها جنبه از تغییرات ایدئولوژیک (که البته گری از آن تحت این عنوان نام نمی برد) در منطقه نیست. همانطور که با شکل گیری ائتلاف جنوبی ها روایت نزاع بین اعراب و اسرائیل از حیظ اعتبار می افتد با تشکیل ائتلاف شمالی ها به همراهی ترکیه سنی در کنار ایران و عراق، روایت جنگ بین سنی و شیعه نیز به پایان می رسد.

ملاحظاتی اند درست. خاورمیانه در حال تغییرات شگرفی است.

http://theduran.com/the-new-middle-east-a-northsouth-divide-where-israel-is-losing-its-narrative-and-its-old-game-plan/

21 آبان 96

12 نوامبر 2017

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

Notice: Trying to get property of non-object in /var/www/web5/html/tadarokJoomla38/modules/mod_k2_content/mod_k2_content.php on line 50
  • در ستایش کمونیزم
    نوشتۀ
    در ستایش کمونیزم شعری از برتولت برشت   عاقلانه است و هر کس آنرا میفهمد. ساده است. توئی که استثمار گر نیستی تو میتوانی آنرا درک کنی. به نفع توست جویای آن باش. ابلهان آنرا ابلهانه مینامند. کثافتها کثیفش میخوانند.…
    Be the first to comment!
  • سرودی برای آش
    نوشتۀ
    شعری از برتولت برشت   سرودی برای آش   زمانی که دیگر آشی برای خوردن نداری آیا میخواهی از خود دفاع کنی؟ تو بایست نظم موجود را   از بنیاد، زیرو رو شخمش زنی تا زمانی که تو آش خود…
    Be the first to comment!
  • منتظر چه هستید؟
    نوشتۀ
    شعری از برتولت برشت  منتظر چه هستید؟ اینکه کرها پای صحبت شما بنشینند؟ اینکه سیری ناپذیران چیزی به شما ببخشند؟ اینکه گرگها به شما غذا دهند بجای آنکه ببلعندتان. ببرها ازسر مهربانی از شما دعوت کنند دندانهایشان را بکشید !…
    Be the first to comment!
  • رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید
    رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید پلیتزا تصمیم گرفت "بزرگترین مانیفستی که پرولتاریای ایتالیایی می تواند بین قرن نوزدهم و بیستم میلادی داشته باشد" را به تصویر بکشد. هدف او این بود که "رودخانه را خروشان تر و غیر قابل کنترل تر" و آن را "به…
    Be the first to comment!
  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
ادامه...

صدا و تصویر