نظر خوانندگان

رفیق سعید عزیز بخاطر زحمت ارزنده‌ای که کشیده‌اید و ای...
با سلام با تشکر از سایت تدارک که سوای اخبار روزمره، خوا...
با سلام به شما جناب خانم ویا آقای کوژین حرف مشخص نسبت به...
سلام رفیق امین خ فرشگرد نام یک گروه لیبرال _ سلطنت طلب ه...
رفیق امین با سلام در مورد سؤال اولتان: پروژه نرمالیزاسی...
سلام علی آقا الان مثلا چی گفتی تو این کامنتت. مثلا خیلی ...
با عرض سلام و درود خدمت جناب وحید صمدی ، بسیار درست به ع...
ضمن تشکر و قدردانی...چند سوال: 1-«در انتهای دوران احمدی ن...
سلام . من متوجه منظور و مفهوم آوردن این نوشته ها و پارود...
در رابطه با کامنتی که به نام علی درج شده است. ذکر چند نکت...
رفيق وحيد عزيز با سلام هنوز با عنوان رفيق و عزيز از شما ...
در مقابل سکوت ارتجاع سرمایه داری ورسانه های مزدورش جای ...
با سلام مجید حالا تو چرا فکر میکنی که فقط تویی که صفحات ...

یادداشتها

دوشنبه, 26 تیر 1396 00:55

کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی

نوشتۀ: وحید صمدی
Rate this item
(0 votes)

."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم و فراموش کنیم".

حجت الاسلام ابراهیم رییسی، تولیت آستان قدس رضوی و کاندید عدالتخواه!!"جبهه مردمی نیروهای انقلاب" چند روز پیش اعلام کرد که "اسلام تنها به دولت هدایت‌گر معتقد است، نه دولت رفاه، دولت هدایت‌گر سعادت انسان را در همه ابعاد مد نظر دارد. در چنین دولتی «فرهنگ» موضوع اول است و می‌توان تمام مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در پرتوی هدایت اسلامی رقم زد".

اما چه عاملی باعث شده که ابراهیم رییسی این تذکر را بدهد؟ آیا کسی اخیرا مدعی شده است که دولت اسلامی دولت رفاه است که ایشان ناچار به تذکر این نکته شده باشد؟

تازه اگر تذکری لازم بود باید بین سال 84 تا 92 به احمدی نژاد داده می شد که از توزیع عادلانه و مقابله با اشرافیت و فساد آقازاده ها و برادران قاچاقچی می گفت و می خواست دو ریال در جیب مردم بگذارد. او بود که انتظارات دهک های پایینی را بالا می برد. که البته نه تنها به او تذکر داده شد بلکه دولتش را انحرافی نامیدند و "آن مرد رفت".

حال چه مسئله ی جدیدی پیش آمده که آقای رییسی بنا به تکلیف امر به معروف و نهی از منکر بر خود لازم دیده یادآوری کند که دولت اسلامی دولت رفاه نیست!؟

شاید رقیب او آقای روحانی تصمیم گرفته است که دستمزد کارگران را به حداقل یک پنجم درآمد آقازاده ها و مدیرانش افزایش دهد؟ و یا به پاس مهمان نوازی کارگران معدن یورت می خواهد به بازماندگان آن حادثه خسارت مکفی پرداخت کند و بهداشت و درمان آن ها را رایگان و برابر نماید!؟

نه؛ دکتر روحانی که دیوانه نیست. این ها شعارها و توهمات عدۀ قلیلی کمونیست از خدا بی خبر و منزوی است، که حتی مشکلات معیشت خودشان را هم به زور حل می کنند. حتی رفقای چپ انقلابی سابق هم امروزه دیگر از این حرف ها نمی زنند. آن ها هم دیگر به جایگاه رفیع طبقه متوسط در توسعه سیاسی و تحکیم دموکراسی پی برده اند و شعارهای آزار دهنده نمی دهند.

"حداکثر در آمد نباید بیش از 5 برابر حداقل درآمد باشد"!؟. واقعا که....؛ آیا این حرف مسخره نیست؟! امروز حتی کسانی هم که در حال تحریف؛ نه ببخشید، تکامل مارکسیسم هستند اعتراف می کنند که این حرف ها از اولش مزخرف بوده و غیر قابل اجراست.

ولی شاید گوش شیطان کر دولت تدبیر و امید تحت تاثیر فشارها تصمیم گرفته یارانه ی دهک های پایینی را دو یا سه برابر کند و پول بی زبانی را که باید برای توسعه اقتصادی هزینه شود، به پیروی از احمدی نژاد صرف گداپروی نماید!؟

یا شاید می خواهد مسکن مهر را که این همه خرج روی دست ملت گذاشت دوباره راه اندازی کند و خانه های ارزان قیمت را تحویل بی خانمان ها دهد!؟

یا شاید دوباره این بازنشسته ها و هفت تپه ای ها تحصن کرده اند و دست به اعتصاب زده اند و آقای روحانی را مجبور کرده اند که هفت تپه را دوباره از دست بخش خصوصی خارج کند!؟ نعوذ بالله. آقای روحانی را چه به این حرفها.

آقای دکتر روحانی از آن بیدها نیست که با این بادها بلرزد. او حتی سر برجام با همه فشاری که دلالان تحریم آوردند و علی رغم اینکه تحریمی برداشته نشد، حاضر نبود یک قدم هم عقب نشینی کند.

تازه در مورد خصوصی سازی ها هم هرچند گفتند که در دوره رییس جمهوری قبل به خصولتی سازی تبدیل شد و دولت با تفنگ جای دولت بی تفنگ را گرفت، باز آقای روحانی کوتاه نیامد. ایشان همین چند روز پیش کارآفرینان عزیز خارجی را نیز مشمول حال خصوصی سازی ها قرار دادند و مناطق نفتی بزرگی را به مدد قراردادهای نبوغ آمیز "آی سی پی" به توتال فرانسه سپردند، تا از اتلاف ثروت های ملی جلوگیری نمایند.

درست است که توتال قبلا سر ایران را کلاه گذاشته و به عنوان چندمین کنسرن فاسد در عرصه جهان شناخته شده است، اما به هر حال به قول آقای محمد باقر نوبخت با این قرارداد دیوار تحریم ها فرو ریخت و این به نفع ملت است.

البته این هم صحیح است که قرار بود با برجام دیوار تحریم ها فرو بریزد؛ ولی مثل این که این دیوار خیلی محکم بوده و به ضربه ای دیگر هم نیاز داشت. به هر حال انشاءالله نه وصله عقب نشینی و نه وصله ی دولت رفاه با صد من سریش هم به دولت تدبیر و امید نمی چسبد.

پس مشکل آقای رییسی چیست که یک دفعه یادش افتاده که دولت اسلامی دولت رفاه نیست. او که خودش همین دو سه ماه پیش در مصاحبه ها و مستندها و میتینگ های انتخاباتی اش حرف هایی می زد که مو بر بدن هر آدم سلیم العقل و شیفته توسعه ی اقتصادی و سیاسی سیخ می کرد. او بود که می گفت:

"ما فقرایی داریم که در فقر مطلق بسر می برند و چیزی ندارند جز یارانه 45 هزار تومانی. که قطعا با 45 هزار تومان زندگی ممکن نیست.".... "می توان همین یارانه را برای دهک های پایین دو یا سه برابر کرد. می توان کاملا ریشه فقر مطلق را کند؟ می توان برای آنان مسکن ارزان ساخت و در اختیارشان گذاشت. این ها جزو برنامه های ماست و امکان تحقق آن ها کاملا ممکن است.".... "ما تلاش داریم مسکن مهر را در همین سال اول تحویل متقاضیان بدهیم."

او بود که می خواست از امروز به فردا مسئله فقر را حل کند و بدون در نظر گرفتن عواقب سخنانش می گفت: "مگر ممکن است که مسئله فقر و بی کاری را نتوان در این مملکت حل کرد؟"......"اولین گام افزودن یارانه ی دهک های پایین است. از امروز به فردا و در فردایی که دولت[ما] تشکیل شود باید برای اینان اقدام کرد."

او بود که می گفت:

"دولت باید مسئله عموم کارگران را مورد توجه قرار دهد خصوصا مسئله کارگران معدن گلستان."...."موضع دولت ما رفع محرومیت از محرومان است. ایجاد اشتغال برای بیکاران است.....آیا همین وضعیت فقر و محرومیت در شان ملت ایران است؟ ما می خواهیم ملت ایران را از این وضعیت نجات دهیم."..... "دارو نیاز مردم است. مردم داروها را گران تهیه می کنند"

او بود که می گفت:

"باید در پرداخت ها تجدید نظر شود تا فاصله طبقاتی کمتر بشود. تا همه شاهد یک عدالت در توزیع باشند و این به نفع آرامش کشور است."......"کار دولت ما رفع فقر خواهد بود. بیکاری نباشد."

آیت الله دکتر سید ابراهیم رییسی که رییس یکی از بزرگترین کنسرن های اسلام در تاریخ معاصر است، حتی به تبعات حرفهایش توجه نکرد.

ایشان که مدرک دکترایش را در دانشگاه اوین و گوهردشت و با شرکت مرتب و پیگیر در سمینارها و کلاس های عفو و ارشاد و تادیب معاندین کسب نموده است و به ناگهان در زمانی کوتاه از حجت الاسلام به آیت الله جهش فرمود، در تبیین دولت کار و کرامت می گفت:

"کرامت برای آن است که دیگر مادری اشک نریزد برای بچه های بیکارش. کرامت برای آن است که پدری شرمنده نشود برای اداره ی خانواده اش."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند."

این ها عین جملاتی است که ایشان بیان فرموده اند. همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم و فراموش کنیم".

البته درست است که ما گفتیم که آقای رییسی فقط اعدام کردن بلد است اما این به تنهایی نباید ایشان را عصابانی می کرد و حرف هایی می زد که در شان یک روحانی تحصیل کرده و در موقعیت ریاست آستان قدس رضوی نیست. او با این حرف هایش بود که به قول دکتر روحانی عزیز حرمت لباس روحانیت را هم نگاه نداشت.

او حتی گفت که:

"فاصله طبقاتی زیبنده نظام اسلامی نیست. یکی از شکم سیر و یکی از شکم گرسنه؟ این زیبنده است؟!"......."اصلا انقلاب اسلامی پیامش ضد اشرافی گری است."......"مردم چه کار کنند؟ مردمی که سخت مشکل دارند؟.... حقوق های نجومی خلاف آن چیزی است که مردم انتظار دارند. پرداخت های غیر متعارف چیزی است که مردم انتظار ندارند."

این ها تنها گوشه ای از افشاگری هایی بود که ایشان و سایت هایی همچون خبرگزاری های فارس و تسنیم و نسیم و رجا در طول چند ماه مبارزه انتخاباتی برخلاف مصالح مملکت و حتی برخلاف مصالح خودشان اظهار می داشتند. تازه این ها بخشی از اظهارات خود ایشان است. وردست انتخاباتی ایشان هم که قبلا می خواست تونی بلر باشد، حالا در جلد برنی سندرز وارد شده بود و شورش را در آورده بود و دائما افشاگری می کرد و سند رو می کرد و از 4 درصد و 96 درصد حرف می زد.

حالا ایشان بیایند و پاسخ کارگران همان مجتمع های آستان قدس را بدهند. ببینیم خود ایشان چگونه می خواهند دستمزد دهک های پایینی آستان قدس رضوی را دو برابر کنند و از جیب امام رضا شکم مستمندان را سیر کنند؟ حضرت امام، آستان قدس را از پرداخت مالیات معاف کردند تا آن مبالغ صرف اماکن متبرکه و روضه های منوره شود و حالا ایشان می خواهد از پول بیت المال به فقرا صدقه بدهد و برای آن ها خانه سازی کند. ایشان که خود بهتر می داند که به لحاظ شرعی حتی ساختن مسجد با صدقه مجاز نیست چه رسد به بنا کردن خانه و بیمارستان. در ضمن چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. این چه وعده هایی است که ایشان به مستمندان می دهند؟

در ثانی کار ایشان به آن مرد خسیسی می ماند که روغن ریخته را نذر مسجد می کند. یکی نیست بگوید که سید محترم! صدقه را از مال شخصی می دهند نه از بیت المال. چرا از بیت المال می بخشید؟ می خواهید صدقه بدهید؟ بسم الله؛ بیایید از همین فردا سهم مالیات آستان قدس رضوی را که به دولت نمی دهید خرج مستمندان کنید. اصلا دستمزد کارگرانتان را به موقع پرداخت کنید. و به آن ها مزایا هم بپردازید. بفرمایید سنت قراردادهای سفید امضا را در مجتمع های آستان قدس برچینید. بفرمایید بیمارستان و داروی مجانی در اختیار کارگران معادن آستان قدس بگذارید. یا بیایید و به بازماندگان معدن یورت رسیدگی کنید. اگر کسی حرفی زد!

شما به سایت های سازمان های چپ سابقا انقلابی نگاه کنید. ببینید یک صدم آن گزارش و فیلم و افشاگری و مستندی که به نفع محرومین محترم در این خبرگزاری فارس در ایام انتخابات منتشر شد در آن ها می بینید؟ این برادران سابقا انقلابی هم بالاخره امروز دیگر متوجه شده اند که تا توسعه اقتصادی و سیاسی صورت نگیرد و تا طبقه متوسط به حقوق خود نرسد، از حق شهروندی محرومین عزیز کشورمان نمی تواند صحبتی در میان باشد.

آقا؛ مگر اصلا این ریاست جمهوری چه ارزشی دارد که حاضر شدید حرف هایی بزنید که خودتان هم قبول ندارید. مگر امام علی نفرمودند که این حکومت برای من حتی ازآب بینی بز و استخوان خوک در دست جذامی و برگ جویده ای که در دهان ملخی باشد و از کفش کهنه وصله دار نیز بی ارزش تر است. پس شما که نواده ی ایشان هستید چرا به خاطر پیروزی در انتخابات باید در مستندهایتان بیان شود که: "سرمایه داری شاهرگ های حیاتی این شهر را در دست گرفته". چرا افاضه می فرمودید: "دره های فقردر برابر برج های ثروت"؟ چرا در سایت های اصولگرای حامی شما باید تصاویر فقر و مسکنت کارگران ساختمانی و کارگران معدن و کودکان در کوره پزخانه ها پخش می شد؟ چرا حرمت خانواده های محترم این مستمندان را نگاه نمی داشتید، وارد خانه های ایشان می شدید و فیلم و عکس می گرفتید؟ حتما باید اسحاق جهانگیری به شما تذکر می داد که: «از فقر مردم استفاده ناصحیح نکنید. سرزده نروید خانه فقرا و برای تبلیغات عکس و فیلم بگیرید. عزت مردم را حفظ کنید»

******

اما آقای رییسی و یاران و وب سایت های طرفدارش برای این که ثابت کنند که فقط اعدام کردن را یاد نگرفته اند بلکه کارهای دیگر هم بلدند با ناشی گری فضای جامعه را قطبی کردند و اداهای سوسیالیستی درآوردند و پته دیگران را روی آب انداختند. در صورتی که آقای روحانی برای اثبات این که کارهای دیگری هم بلد است هیچگاه از خط قرمزهای بیزنس عبور نکرده و پای کاخ و کوخ و سرمایه دار و کارگر و دره های فقر و برج های ثروت و غیره را به میان نکشیده است.

ولی، آقای رییسی حتی قطبی کردن هم بلد نیست. یکی مثل احمدی نژاد با آقازاده ها قطبی می کند و منحرف می شود، و یک کسی هم مثل آقای روحانی برای دفاع از حقوق شهروندی و مقدسات مردم قطبی می کند. این دو نوع قطبی کردن متفاوت است. اولی اذهان مردم را آشفته می کند؛ و دومی برای حفظ حرمت مالکیت آن ها بر مالشان است که قطبی می کند. اولی ممکن است انتظارات بی سر و پاها را بالا ببرد، دومی ادعای نخبگان محترم جامعه را زیاد می کند. حالا اگر پای کسی هم در این وسط روی خط رفت بهتر است برای این دومی باشد.

علی ای حال خود آقای رییسی باید بهتر از هرکسی می دانست که افزایش انتظارات مردم بعدا برایش در همان آستان قدس مایه دردسر خواهد شد. خود آقای رییسی باید بهتر از هرکسی می دانست که فرداروزی کارگران همان مجتمع های صنعتی و کشاورزی و دامپروری و خدماتی آستان قدس گردن او و مدیران و دیگر همکارانش را خواهند گرفت و از او خواهند خواست که یک درصد قول هایی را که در تلویزیون داده بود عملی کند.

حالا بیا و بگو که بابا ایشان یک حرفی زدند و تمام شد. مربوط به دوره ی انتخابات بود، پیروز هم که نشدند. کیست که قبول کند.

حالا از این پس اگر حقوق کارگر محترمی عقب بیافتد، یا بچه اش مریض بشود، یا معدنی بر سر چند نفرشان خراب شود یا چند نفر دیگر بر اثر خصوصی سازی اخراج شوند، خر بیار و معرکه بار کن. بیا و درستش کن.

به خاطر چه؟

به خاطر این که آقا، بدون سنجیدن تبعات حرف هایش و فقط برای عقب راندن حریف، بیاناتی فرمودند، و به خیال خودشان افشاگری هایی کردند که حالا مورد سوءاستفاده دشمنان نظام قرار گرفته است و خودشان هم تویش گیر کرده اند. در واقع آقای رییسی با این حرف جدیدش دارد به خودش تذکر می دهد و تکلیف شرعی امر به معروف و نهی از منکر را این بار روی خودش اعمال می کند. خدا از سر تقصیراتشان بگذرد.

*****

من فکر می کنم اساسا خود رهبری هم در این مورد اشتباه فرمودند. ایشان نباید روحانی را تهدید به سیلی خوردن می کردند. در عکس العمل نسبت به این افشاگری ها و قطبی شدن فضای انتخاباتی بود که احساسات جنبش سبزی ها برانگیخته شد و پای پرچم های سبز و "یا حسین میر حسین" در میتینگ ها باز شد. بالاخره یک طوری باید به آقایان حالی کرد که دوره ی این حرف ها و شعارها به سر رسیده و مردم از این صحبت ها حالشان به هم می خورد.

نه این که بگویم خدای ناکرده مردم دلشان برای فقرا نمی سوزد. خیلی هم می سوزد. این ها حتی برای دفاع از محرومین کانون و کمیته دفاع از کودکان و کارگران می زنند. برای کودکان دستفروش جشن تولد می گیرند و از حقوق کارگران در مجامع دفاع می کنند. ولی هر کاری راهی دارد. و شما این راه ها را بلد نیستید. بنابر این دیدید که حق با آقای روحانی بود؛ و شما هنوز چیزهای جدید را نیاموخته اید.

در واقع رهبری به جای تهدید دکتر روحانی به سیلی خوردن، باید از اول جلوی آقای رییسی و دستیار انتخاباتی اش را می گرفتند تا ادای احمدی نژاد را در نیاورند و پوپولیسم بازی نکنند. نه رییسی احمدی نژاد است، نه الان سال 84 است و نه این حربه ها دیگر قابل استفاده است. نتیجه اش را هم دیدند. رای نیاوردند.

حالا چه؟

حالا آقای رییسی مجبور است بگوید غلط کردم. دولت اسلامی دولت رفاه نیست. دولت هدایتگر است.

این است فلسفه فرمایشات اخیر آیت الله رییسی در باب اسلام و دولت اسلامی. او که می خواست دولتی برای ایجاد کرامت محرومان بنا کند بالاخره به این رسید که رسیدن به کرامت کار خود مردم است. دولت هدایت می کند. اما مگر این همان چیزی نیست که مرحوم آیت الله رفسنجانی و آقای دکتر روحانی و قشون اقتصاددانان دو آتشه بازار آزادی می گویند؟

به راستی که چه زود طشت عصارۀ عدالتخواهی و رئیس دولت در سایه ی "جمنا" و رهبر در سرکه خوابانده ی آینده از بام افتاد.

وحید صمدی

25 تیر 96

16 ژوئیه 2017

Read 1339 times Last modified on دوشنبه, 26 تیر 1396 16:27

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر